تینا چهارسوقی امین
🔹بخش دوم 🔺در تحلیلِ گفتمان این سند، به گزارهای بنیادین برمیخوریم که کلیدواژه بقایِ نظام است: «رم
🔹بخش سوم
🔺عدالتِ اجتماعی و توجه به «کوخنشینان» در مقابل «کاخنشینان»، از دیگر دالهایِ مرکزی این سند است. امام با لحنی سرشار از مهر به تودههایِ مردم و با عتاب به مسئولان، یادآوری میکند که این مردم بودند که بارِ انقلاب را بر دوش کشیدند. او مینویسد: «به مجالس و دولت و دستاندرکاران توصیه مینمایم که قدر این ملت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان، خصوصاً مجاهدان و مستضعفان و مظلومان که نورِ چشمانِ ما هستند، فروگذار نکنند.» این فراز، سنگِ محکِ کارآمدی در جمهوری اسلامی است. از نظر امام، حکومتی که از مردم فاصله بگیرد و نخبگانش به سمتِ اشرافیگری میل کنند، در حقیقت از مسیرِ وصیتنامه خارج شده است. وصیتنامه، مسئولیت را نه یک «امتیاز»، که یک «بارِ امانت» تعریف میکند که حسابرسیِ آن در محضرِ حق، بسیار سخت و دقیق خواهد بود.
🔺وصیتنامه همچنین بر جایگاه مردم بهعنوان صاحبان اصلی انقلاب تأکید دارد. امام در سراسر این متن، با مردم سخن میگوید، به آنان اعتماد میکند و آنان را حافظان حقیقی انقلاب میداند. این اعتماد، امری تشریفاتی نیست؛ ریشه در تجربه تاریخی نهضت دارد. انقلاب اسلامی بدون حضور مردم، نه شکل میگرفت و نه به پیروزی میرسید. بنابراین هر نوع فاصله گرفتن از مردم، بیاعتنایی به دردهای آنان، یا تبدیل مسئولیت به امتیاز، با روح وصیتنامه در تعارض است. امام در این متن، بارها مسئولان و کارگزاران را به خدمت، سادهزیستی، پرهیز از اشرافیت و توجه به محرومان فرامیخواند. در منطق او، انقلاب برای محرومان و مستضعفان صرفاً شعار نداد؛ بلکه آنان را به مرکز معنا و مشروعیت سیاسی آورد. از این رو، عدالت اجتماعی در وصیتنامه، زینت کلام نیست؛ شاخص وفاداری به انقلاب است.
🔺در این میان، تأکید امام بر دانشگاهها، حوزههای علمیه، جوانان و نخبگان نیز بسیار معنادار است. او میدانست که آینده یک نظام، پیش از آنکه در میدان سیاست رقم بخورد، در میدان اندیشه ساخته میشود. اگر دانشگاه و حوزه از هویت خویش جدا شوند، اگر جوانان از تاریخ و آرمانهای خود بیگانه شوند، و اگر دانش و دین از مسئولیت اجتماعی تهی گردند، جامعه بهتدریج دچار فرسایش معنایی خواهد شد. وصیتنامه از این حیث، هشدارنامهای برای نهادهای فکری و فرهنگی است. امام بهروشنی میفهمید که استقلال سیاسی بدون استقلال فکری پایدار نمیماند. ملتی که روایت خود را از دست بدهد، دیر یا زود در روایت دیگران زندگی خواهد کرد.
🔺زیباییشناسیِ نوشتاریِ امام در وصیتنامه، آمیزهای از صلابتِ یک فقیه و رقتِ یک عارف است. او در پایانِ متن، با کلماتی که دلِ هر خوانندهای را میلرزاند، با ملتِ ایران وداع میکند: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل الهی از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم.» این جملات، تنها یک وداعِ شخصی نیست؛ بلکه گواهی بر «حقانیتِ مسیر» است. کسی میتواند با چنین آرامشی کوچ کند که اطمینان داشته باشد بذرِ حقیقت را در زمینِ تاریخ نشانده است. وصیتنامه امام، گواهیِ این صدق و استقامت است.
🔺اما نکته کلیدی که نباید از آن غفلت کرد، نسبتِ این «وصیت» با «سیره» است. وصیتنامه، میوه و ثمره یک عمر مجاهدت است؛ اما برای فهم چگونگی تکوین این اندیشه و درک ظرافتهای رهبریِ امام، نمیتوان تنها به این متن بسنده کرد. اگر وصیتنامه را «نقشه راه» بدانیم، «صحیفه امام» با آن ۲۱ جلدِ درخشان، شرحِ جزئیاتِ مسیر و دایرةالمعارفِ انقلاب است. در صحیفه است که میبینیم امام چگونه با بحرانهایِ بزرگ، از جنگ تا تحریم و از اختلافاتِ داخلی تا توطئههایِ خارجی، روبرو میشد. صحیفه، تجلیگاهِ منطقِ عملیِ امام است. لذا، توصیه موکدم به همگان آن است که برای نجات از تحریفِ امام و برای فهمِ هویتِ تداومبخشِ نظام، از صحیفهخوانی غافل نشوند که بدون مطالعه دقیق آن، فهمِ ما از وصیتنامه، فهمی انتزاعی و بریده از واقعیت تاریخی خواهد بود.
🔺در پایان، باید گفت سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام، فرصتی است تا بار دیگر میثاقنامه خود را با «روحِ انقلاب» تجدید کنیم. وصیتنامه سیاسیالهی امام، سندی منقضینشدنی است؛ چرا که آرمانهایِ آن، یعنی عدالت، آزادی، معنویت و استقلال، آرمانهایی فطری و ابدیاند. ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که «عقلانیتِ انقلابیِ» مستتر در کلام امام را مبنای تحلیلهای خود قرار دهیم. امام به ما آموخت که اگر با خدا باشیم، هیچ قدرتی توان شکست دادن ما را نخواهد داشت؛ و وصیتنامه او، شرحِ همین حقیقتِ ساده اما بنیادین است. پاسداری از این سند، پاسداری از آینده ایران و شکوهِ تمدنِ نوینِ اسلامی است.
🌿سلام بر او روزی که زاده شد، روزی که قیام کرد و روزی که با دلی آرام، به دیدارِ معبود شتافت.🌿
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
حالا این وسط اخطارهای برنامه سنجهٔ شبکه چهار هم به کنار...
@tina_ch_amin
💚الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُالسَّلاَمُ🌿
@tina_ch_amin
تحرکات و پروژههای فرهنگی اخیر، عجیب و مشکوک است (از رویدادهای هنری و تفریحی تا اکران فیلمهای سینما تا بازگشت چهرهها...). این بدبینی نیست، بلکه هشدار است از آنچه نرم و هدفمند در حال اجرا است.
رونوشت به کمیسیون فرهنگی مجلس!
اکنون رصد، نظارت، پیگیری و پاسخگرفتن دقیقِ دستگاه به دستگاه را میطلبد.
@tina_ch_amin
اگر جلسات وبیناری مجلس رسمی نیست، پس تصمیمات اتخاذ شده در کمیسیونها چطور بدون صحن و در جلسات غیررسمی وبیناری میتواند به بررسی گذاشته شود؟
تقلیل وظیفه نمایندگی صرفاً به دغدغه تریبون داشتن برای صحبت کردن، اشتباه است. اصلا مقایسه شأن و رسمیت و اثرگذاری حتی یک دقیقه نطق داخل صحن با هر سخنرانی و تریبون دیگری، تضعیف جایگاه مجلس است. اگر با تریبون و سخنرانی بیرون صحن میشد همه وظایف و رسالتهای نمایندگی را انجام داد که چرا کلا نمایندهای انتخاب میشود؟
در شرایط نرمال تعطیلات صحن طی هر ماه به علت ایجاد امکان رسیدگی به امور داخلی حوزه انتخابیه و بعد از جلسات فشردهٔ سه هفتهای، چه ربطی به این میزان تعطیلی متوالی فعلی دارد؟
و...
مسئله امنیتی و رعایت امنیت قوه مقننه قابل درک است؛ ولی خلاصه اگر میخواهید برای تعطیلی صحن توضیحاتی ارائه دهید، بهتر است درگیر سفسطه نشوید تا توضیحات قابل قبول و باورپذیرتر شود.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
🔴گفتوگو هم قربانیِ اقتصاد توجه شده
✍🏻 چرا امثال رینگشوها قتلگاهِ گفتوگوی اصیل هستند؟
مدتی است شاهد گونهای از برنامههای گفتوگومحور هستیم که در ظاهر ادعای «شفافیت» و «صدای مردم» دارند، اما در باطن، چیزی جز نمایش جدل نیستند، نمونه برنامهٔ اینترنتی «رینگشو». ضمن محترم شمردن تلاشهای تولیدکنندگان که حتماً زحمت بسیار میکشند، من با این مدل برنامهسازی مشکل دارم و معتقدم این سبک نه تنها به حل مسائل کمکی نمیکند، بلکه آگاهانه فضای گفتوگو را تخریب میکند .
چرا؟
۱. تقلیل گفتوگو به مچگیری (صنعتِ جدل به جای مفاهمه):
در گفتوگوی اصیل، هدف رسیدن به تفاهم یا دستکم صورتبندی دقیقِ اختلاف است. اما در این برنامهها، هدف از پیش تعیین شده است: شکست دادنِ طرف مقابل. استفاده از تکنیکهای رتوریکِ تخریبی، سوءاستفاده از سفسطه، و تکیه بر اطلاعاتِ زرد و اخبار جعلی برای به گوشهٔ رینگ بردن مهمان، گفتوگو را به مبارزه تنبهتن تبدیل میکند. در این فضای خصمانه، مهمان نه برای پاسخ دادن، بلکه برای دفاع کردن از خود در برابر هجمه میآید و پرسشگر نیز نه برای پرسیدن، بلکه برای اثبات برتری خود؛ در چنین ساختاری، حقیقت نخستین قربانی است.
۲. نهادینهسازی شنیدنِ ناقص و تقطیعِ معرفتی:
یکی از آسیبهای بزرگ این برنامهها، آموزشِ ناخودآگاهِ شنیدنِ ناقص به مخاطب است. وقتی ساختارِ برنامه مبتنی بر مداخله و قطع کردن است، به بیننده یاد میدهیم که صبر و حوصله برای شنیدنِ استدلالهای پیچیده را کنار بگذارد. ما با تقطیعِ کلام عملاً تقطیعِ اندیشه میکنیم. وقتی یک گزاره منطقی پیش از آنکه به نتیجه برسد با متلک یا پرچم قرمز قطع میشود، مخاطب نمیتواند فرآیند استدلال را دنبال کند. این یعنی ما جامعه را به «شنیدنِ بریدهبریده» عادت میدهیم که نتیجهاش جز سطحینگری و قضاوتهای شتابزده نیست.
۳. اسارت در دام اقتصادِ توجه:
این برنامهها به جای خدمت به افکار عمومی، در خدمتِ الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هستند. تولیدِ کلیپهای وایرال، لحظاتِ عصبی، و تقابلهای هیجانی، سوختِ موتورِ اقتصاد توجه است. در این زیستبوم، حقیقت جایی ندارد؛ آنچه ارزشمند است، تنش است. وقتی فرآیندِ یک گفتوگو به ابزاری برای جذبِ کلیک تبدیل شود، دیگر نباید انتظار داشت که نتیجه آن «آگاهی» باشد. ما در اینجا با نمایشِ گفتوگو مواجهیم، نه خودِ گفتوگو.
۴. تخریبِ اعتماد و انسجام اجتماعی:
گفتوگوی اصیل، پلِ میانِ تفاوتهاست. اما این مدل دیوار میانِ مردم و مسئولان (و حتی میانِ اقشارِ مختلف مردم) را بلندتر میکند. وقتی دیالوگها بر مدارِ کینه، متلک و هیجان میچرخد، جامعه فرسوده میشود. این برنامهها نه تنها سوادِ گفتوگو را آموزش نمیدهند، بلکه گفتوگو را «سمی» میکنند. آنها به جامعه القا میکنند که تنها راهِ شنیده شدن، فریاد زدن و پریدن در کلامِ دیگری است.
ما به جای رینگِ مبارزه با گفتوگو، به تریبونهای تحلیلی نیاز داریم؛ فضاهایی که در آن صبرِ معرفتی فضیلت شمرده شود، نه نقطه ضعف. این مدل برنامهها شاید برای بازارِ رسانه سودآور باشند، اما برای فرهنگِ عمومی و بلوغِ سیاسیِ جامعه، خسارت هستند. برای برونرفت از وضعیت فعلی، باید به جای «جدل»، «استدلال» را تمرین کنیم و از رسانههایی که حقیقت را قربانیِ وایرالشدن میکنند، فاصله بگیریم.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
هدایت شده از khomeini.icpikw
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برخیزید و در مقابل ابرقدرت ها بایستید!!
«امام در برابر زورگویان عالم»
قسمت اول: تسلیم نشدن در برابر شیطان بزرگ
مهمان: دکتر مهدی جمشیدی
#امام_خمینی
🆔https://zil.ink/57media
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
@khomeiniicpikw
🌐 https://zil.ink/khomeini.icpikw
17.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕چرا گفتگوهای ما بیمعنا میشوند⁉️
خیلی وقتها فکر میکنیم فقط کافیست «حرف بزنیم» تا مشکل حل شود، اما ما یک اشتباه بزرگ انجام میدهیم: خلط میان «گفتگو» و «گفتمان»!
گفتمان چیست⁉️ گفتگو چیست⁉️
🗣 کارگاه مهارتهای گفتگو در کانون رسالت
📣بلندتر حرف نزن… بهتر گفتگو کن
مدرس : دکتر تینا چهارسوقی امین
«روابط عمومی کانون رسالت»
#مهارت_گفتگو #دکترتیناامین
⬅️ این کارگاه در ۵ اسفند ۱۴۰۴ برگزار شده است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
هدایت شده از اندیشکدهٔ برآ؛ خط و زبان برای ایران
نامه به آقایان قالیباف و عراقچی.pdf
حجم:
108.4K
بسمهتعالی
جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف
رئیس محترم قوۀ مقننه و رئیس هیئت مذاکرهکننده
جناب آقای دکتر سیدعباس عراقچی
وزیر محترم امور خارجه
با سلام و احترام
چندروزی است که خبر نهاییشدن توافقنامۀ اولیۀ پس از جنگ رمضان منتشر شده است. سخنان دکتر عراقچی هم در شبکۀ خبر، از توافقی جدی و محکم حکایت داشت. بجاست از بن جان، خدا قوت بگوییم به همۀ رزمندگان جانفدای ایرانزمین؛ از میدان تا خیابان و از رسانه تا میز مذاکره. قدردان همۀ دلسوزان و زحمتکشان هستیم.
گفتنی نیست که تجربههای مکرر ارتباط با اهریمنان داغها بر دل ایراندوستان نشانده، با وجود همۀ دقتها و تجربهها، اینبار نیز همگان از ریسمانهای سیاه و سفید دشمن غدارِ ازسرناچاریپایمیزمذاکرهنشسته بیمناکاند...
https://eitaa.com/bara_ir/8
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«...از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در هر موردی که به آمریکا مسئولین این کشور اعتماد کردند ضربه خوردند...»
@tina_ch_amin