eitaa logo
تینـاࢪ'نوشتـــ
467 دنبال‌کننده
1هزار عکس
851 ویدیو
7 فایل
حرفام مخاطب خاص نداره - شوخی‌هام رو جدی و جدیام رو شوخی نگیرید.. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_h9y1jxo&btn= اینجا پیام بدید...
مشاهده در ایتا
دانلود
دیگه هیچی نمی‌گم… ولی واقعا بعضیا چرا نمی‌فهمن؟ حرفم ساده‌ست: برای شناخت قبل از ازدواج، با نظارت خانواده بیرون برید، رفتار طرف مقابل رو ببینید، واکنش‌هاش رو موقع شرایط مختلف بسنجید. این کجاش ترویج روابط نامحرم یا بی‌بند و باریه؟ واقعا عجیبه که بعضیا هر چیزی رو اشتباه تفسیر می‌کنن. میگم آدم‌ها با آگاهی،و زیر نظر خانواده تصمیم بگیرن، نه اینکه بعدا حسرت بخورن یا آسیب ببینن. این که من می‌گم «با خانواده و کنترل شده» یعنی همه چیز سالم و منطقیه، نه اینکه کسی بخواد قانون یا اخلاق رو دور بزنه. حالا اگه کسی فکر می‌کنه این ترویج رابطه‌ست، باید بپذیره که خودش نیاز به یادگیری اصول درست شناخت قبل ازدواج داره.
تینـاࢪ'نوشتـــ
چند روز پیش، جناب سقاب اصفهانی در یک تصادف همسرشو از دست میدن و دخترش مرگ مغزی میشه؛ با وجود این غم
جناب سقاب اصفهانی،رضایت‌نامه‌ی اهدای عضو،دومین فرزندشون که مرگ مغزی شدن،رو امضا کردن... سه شنبه دخترش حسنا،امروز هم پسرش سبحان... قربون دلت بشم مرد...
تینـاࢪ'نوشتـــ
جناب سقاب اصفهانی،رضایت‌نامه‌ی اهدای عضو،دومین فرزندشون که مرگ مغزی شدن،رو امضا کردن... سه شنبه دختر
چه امتحان سختیه، یاد این آیه افتادم... آیه ۲۸ سوره مبارکه انفال «واعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ» «و بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش‌اند و پاداش عظیم (برای آنها که‌ از عهده امتحان برآیند) نزد خدا است»...
محمودکریمیAbbas_۲۰۲۵_۱۲_۰۴_۲۱_۴۶_۱۹_۹۲۰.mp3
زمان: حجم: 7M
من از تو چیزی نمی خوام آقا من به تو تا ابد بدهکارم..
می‌گفت؛ نصف حرف‌هامون رو می‌خوریم؛ نصفشم می‌نویسیم و پاک میکنیم؛ بقیه‌ش هم که سکوته...! و حقیقتا چقدرکه این روزها دارم این جمله رو زندگی میکنم..
زندگی به من یه بابا طاهر بدهکاره، که اینجوری دل به دلم بده؛ گل سرخم چرا پژمرده‌ حالی؟ بیا قسمت کنیم دردی که داری بیا قسمت کنیم، بیشش به من ده که تو کوچک دلی طاقت نداری...
یه روزی با بعضیا تو خیابونای شهر قدم زدی، خندیدی، گریه کردی، حرف زدی… حالا که رفتن، دلت یه جوری تنگ می‌شه که حتی وقتی تو خیابون راه میری، چشمات دنبال یه سایه می‌گرده، دنبال یه آشنا، حتی یه رد پا از گذشته… حس می‌کنی یه لحظه شاید دوباره ببینیشون، حتی اگر ندونی کی یا کجا… ولی هیچ‌کس نیست، فقط خیابونا مونده و خاطره‌ها...
تینـاࢪ'نوشتـــ
یه روزی با بعضیا تو خیابونای شهر قدم زدی، خندیدی، گریه کردی، حرف زدی… حالا که رفتن، دلت یه جوری تنگ
چرا دل ما همیشه تنگه؟ چرا اونا هیچ وقت سراغمون نمیان؟ مگه نمیگن خاک سرده پس چرا خاطره‌ها و آدما از یادمون نمیرن؟!
حسین‌جان! یه‌حَرفایی‌تو‌دِل‌بمونه‌آدمُ‌پیر‌میکنه موها‌رو‌سفید‌میکنه قلبومچاله‌میکنه میدونی‌چی‌میخوام‌بگم‌مگه‌نه؟!!