تینـاࢪ'نوشتـــ
چند روز پیش، جناب سقاب اصفهانی در یک تصادف همسرشو از دست میدن و دخترش مرگ مغزی میشه؛ با وجود این غم
جناب سقاب اصفهانی،رضایتنامهی اهدای عضو،دومین فرزندشون که مرگ مغزی شدن،رو امضا کردن...
سه شنبه دخترش حسنا،امروز هم پسرش سبحان...
قربون دلت بشم مرد...
تینـاࢪ'نوشتـــ
جناب سقاب اصفهانی،رضایتنامهی اهدای عضو،دومین فرزندشون که مرگ مغزی شدن،رو امضا کردن... سه شنبه دختر
چه امتحان سختیه،
یاد این آیه افتادم...
آیه ۲۸ سوره مبارکه انفال
«واعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ»
«و بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایشاند و پاداش عظیم (برای آنها که از عهده امتحان برآیند) نزد خدا است»...
محمودکریمیAbbas_۲۰۲۵_۱۲_۰۴_۲۱_۴۶_۱۹_۹۲۰.mp3
زمان:
حجم:
7M
من از تو چیزی نمی خوام آقا من به تو تا ابد بدهکارم..
میگفت؛
نصف حرفهامون رو میخوریم؛
نصفشم مینویسیم و پاک میکنیم؛
بقیهش هم که سکوته...!
و حقیقتا چقدرکه این روزها دارم این جمله رو
زندگی میکنم..
زندگی به من یه بابا طاهر بدهکاره،
که اینجوری دل به دلم بده؛
گل سرخم چرا پژمرده حالی؟
بیا قسمت کنیم دردی که داری
بیا قسمت کنیم، بیشش به من ده
که تو کوچک دلی طاقت نداری...
یه روزی با بعضیا تو خیابونای شهر قدم زدی، خندیدی، گریه کردی، حرف زدی… حالا که رفتن، دلت یه جوری تنگ میشه که حتی وقتی تو خیابون راه میری، چشمات دنبال یه سایه میگرده، دنبال یه آشنا، حتی یه رد پا از گذشته… حس میکنی یه لحظه شاید دوباره ببینیشون، حتی اگر ندونی کی یا کجا… ولی هیچکس نیست، فقط خیابونا مونده و خاطرهها...
تینـاࢪ'نوشتـــ
یه روزی با بعضیا تو خیابونای شهر قدم زدی، خندیدی، گریه کردی، حرف زدی… حالا که رفتن، دلت یه جوری تنگ
چرا دل ما همیشه تنگه؟
چرا اونا هیچ وقت سراغمون نمیان؟
مگه نمیگن خاک سرده
پس چرا خاطرهها و آدما از یادمون نمیرن؟!
کربلایی حسین ستوده4_5852649370440179661.mp3
زمان:
حجم:
17.7M
شاید امشبِ آخرین باره که میگم حسین:)
حسینجان!
یهحَرفاییتودِلبمونهآدمُپیرمیکنه
موهاروسفیدمیکنه
قلبومچالهمیکنه
میدونیچیمیخوامبگممگهنه؟!!