eitaa logo
تـینـٰار.
480 دنبال‌کننده
170 عکس
34 ویدیو
0 فایل
'جایي دور از انسان‌ها، بر سرِ دوراهي، حواليِ آشفتگي‌ها و دردها در انتظارِ چیستم؟.' ↲تـینـٰار؟ تنهايي، تنها و یا تنِ یار! ↲من؟ پاسخگويِ شما در آشفتگی و پريشاني • متن‌ها، چکیده‌ای از قلمِ وارش‌اند، کپی؟‌هرگز..
مشاهده در ایتا
دانلود
__
غم از ذراتِ وجودش لبریزشده بود؛ به دنبال پناهگهی برایِ گریختن از آن توده‌یِ سیاه می‌گشت. آغوشی امن، انسانی امن و یا حتی امیدی امن. امیدی که مدت‌ها بود که ترکِ آغوشش کرده بود و او را در ظلمت رهانیده بود. امیدی که بیش از هر زمانی می‌بایست که باشد و نبود؛ همانی که ذره ذره از میانِ دستانش ربوده شد. توسط همان موجوداتِ سِرّی، "آدمک‌ها". او می‌گریخت. از خودش، از انسان‌ها، از خاطرات، از انعکاسِ رخساره‌ها، از پژواکِ صداها، حرف‌ها، کلمات، جملات..
زمان: حجم: 332.3K
چـه غریبآنه تو را مثلِ 'وطــن' می‌دیدم..❵ ↲نَوایِ ناگهانی؛ -‌وارش💘
__
چشمانم رو به بسته‌شدن می‌روند؛ ولیکن همچنان خیره به صفحه‌یِ این مستطیلِ رنگین، منتظرم و انتظار می‌کشم! بلکه خبری از تو به دستم برسد، بلکه چشمانم ببینند خبری از تو را، بلکه صدایت را بشنوم که با شادابیِ همیشگی، سلام می‌کنی.. برایِ لحظاتی چشمانم را می‌بندم اما گویا تصویرِ چشمانت مرا فرا‌ می‌خواند؛ به تندی برایِ یافتن تصویری از چشمانت آن‌ها را باز می‌کنم و باز، محوِ آن چشمانِ ستاره‌مانند می‌شوم..
__
+نظرت راجبِ پاییز چیه؟ _نظرِ من؟ از نظرِ من، پاییز، آن عضوِ خوفناک و غم‌انگیزِ سال نیست. از نظرِ من، پاییز باعث و بانیِ دلتنگی‌ها و فراق‌ها نیست. چیزی فراتر از این‌هاست.. نه اینکه پاییز مقصر باشد‌ها، نه! مقصر ماییم. انسان‌ها؛ دل‌های بی‌قراری که صبح تا شب و شب تا صبح آن‌ را در سینه حمل کرده و به ناکجاآباد می‌بریم.. ماییم که بی‌هیچ لب‌خندی از سمتِ زندگانی، بیش از حد آن را در آغوش می‌فشاریم. دوست می‌داریم و می‌گذرانیم. +زندگانی را؟ _آری. این زندگی را با هجمه‌هایش. با غمِ بر دوش گذارده‌اش.. با انسان‌هایش؛ همان‌هایی که با رفتارهایِ منحوس‌شان، مشوش‌مان می‌کنند و خم به ابروی نمی‌آورند.. خلاصه که عزیزِ جآن؛ گر به دنبالِ مقصر برایِ اندوه‌هایت می‌گردی، پاییز را بهانه مکن. [دلِ بی‌قرار، بهارش نیز، پاییز است..]