معلم علوم میخواد شنبه هفته بعد فصل ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ رو امتحان بگیره من فقط فصل ۱۰ رو خوندم الان چه غلطی کنم؟(تازه ۳ فصل بعدی زیسته)🤡🤡🤡🙏🏻
یادم است از زمانی که شمردن بهار های زندگی ام اغاز شد، مردم بعد گذر کردن از روبوسی ها و دیس های شیرینی و باقلوا و اتو کردن لباس های مهمانی، عیدی دادن و گشت گذار در طبیعت به طوری که جای سوزن انداختن نیست و ان روی درونگرا یا به قول خودمان ادم گُرمزی ادم فعال می شود به فکر دک کردن فروردین هستند و میگویند تمام نمی شود و تنهایمان نمی گذارد اخر فروردین هم گناهی ندارد بعد از شور و حال و هیاهو های اسفند می آید تا به خانه های تار عنکبوت بسته مغز هایمان تکانی بدهد و در گلدان هایش گل بگذارد اصلا میدانید چیست به نظرم فروردین از این همه نادیده گرفته شدن و تنفر ما لجبازی میکند و بار همه اتفاق های بد سال اینده را بدوش میکشد و درد ها مثل خرده شیشه هایی در بدنش به اواز در می ایند و اوهم برای شنیدن ان اواز کند میرود ، گوش می دهد تا ببنید آیا می شود درد هارا روی مبلی نشاند و با انها صحبت کرد تا کمی کمتر خونمان را بمکند و موهایمان را سفید کنند؟ او این کار را می کند تا شاید سال بعد که عمو نوروز قصه ها در خانه را به روی ما باز کرد او را هم راه بدهیم و گونه هایش را ببوسیم و روی صندلی خالی و خاک خورده، آن گوشه قلبمان بنشانیمش و هر چند گاهی احوالش را جویا شویم. شاید هم از او به خاطر ادم هایی که به ما هدیه داد سپاس گذار باشیم ، آدم هایی که شاید اگر نبودند ماهم نبودیم و ریسمان نازک امیدمان پاره میشد.