~هعییییییی منم اینجوریم از بچگی اینجوری بودم چون یادمه دوستای خیالی داشتم ولی الان دوست خیالی ندارم کلا انسان تنهایی هستم بیشتر به خاطر اخلاقمه همه میگن خیلی بده و باید بگم همین خیال پردازی نمیدونم باعث میشه حالم بدتر شه چون از بقیه فاصله میگیرم یا باعث میشه حالم بهتر شه چون از دغدغه های زندگی عادی دور میشم حتی یادمه یه زمانی افسردگی داشتم و به خودکشی فکر میکردم دلیلش رو نمیدونم واقعا ولی وقتی هری پاتر میدیدم حالم بهتر میشد یا وقتی آهنگ گوش میدم باید بگم BTS هم خیلی کمکم کرد ولی الان بازم مثل قبلم ولی افسردگی خوب شده کاملا مدام به خودم میگم چرا وقتی زندگی عادی ملالآور و خسته کنندست تو زندگی خیالی نباشم
__________
_کاملا میفهمم چون خودمم همینجوری بودم✨لطف کن بعدا پیام سنجاق شده، بخش های رویاپردازی ناسازگار رو مطالعه کن.
_https://eitaa.com/Jungle_post_office/1019 میدونم. میدونم. اما ولش نمیکنم؛ کمش میکنم.
____________
_دقیقا، همینجوری باید باشه✨
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
- اینجا چنل پاسخ ناشناس های چنل نیکتوفیلیا یا همون "یک جادوگر نویسنده"گذشته است... _راهنمای عمار
اگه خدا بخواد درمانش رو امشب میزارم
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
_درود. اسمم ساراست. سارا کورو. یه کم حرف بزنیم؟ __________ _عه ما اینجا یه سارای دیگه هم داریم😂اون ت
_چه جالب. من intp ئم. و شما؟ سارا کورو
____________
_وای الان رسما هنگ میکنم
منم آدونا آدلِر هستم، یک Infj ✨
و قسمت بد ماجرا اینه که خانوادم نمیتونن درکم کنن انگار به یه زبون دیگه حرف میزنم مثلا وقتی با ذوق برگشتم به مامانم گفتم امروز سالگرد پاترهد شدن منه با این جمله که ای کاش نمیذاشتم ببینیش بدجور زد تو ذوقم در مورد BTS هم کلا چیزی بهشون نگفتم یعنی یه بار شروع کرد به هیت دادن و من خواستم با دلایل منطقی بهش بگم که اونقدرام بد نیست یا لااقل اگه فک میکنی بده لطفا هیت نده ولی مامانم بدجور داغ کرد و عصبانی شد که به اجازه کی آهنگ گوش میدی همه چیز تو رو ما باید کنترل کنیم و از این حرفا و من تصمیم گرفتم هیچ وقت باهاشون در این مورد حرف نزنم بعضی وقتا حس میکنم دارم ازشون متنفر میشم و بابت این مورد عذاب وجدان دارم ولی بعضی وقتا خیلی اذیت میشم حرف من باهاشون اینه زتدگی واقعا کوتاهه چرا باید خودمو اذیت کنم وقتی من یه چیزی رو دوست دارم و باهاش خوشحالم حتی اگه بد هم باشه من دوسش دارم و خوشحالم میکنه چرا میخواید ازم بگیریدش وقتی با چیزی ناراحتم هرچند خوب بازم دوسش نخواهم داشت چرا مجبورم میکنید مگه دشمن خونی من هستین که با خوشحالی من مخالفید؟
--------------------
_من درکت میکنم. باور کن منم این روز ها رو گذروندم.
پدرو مادر حق دارن نگران فرزندشون باشن. تو خودت جاشون باشی نگران نمیشی؟
علت اش اینه که خانواده ها با این فن ها آشنا نیستن. اگه الان ما بچه مون بیاد بگه فن فلانم و ما نسبت به اون چیز هیچ اطلاعات خاصی نداشته باشیم قطعا حساس میشیم و سعی میکنیم بچه رو منع کنیم.
پس این یه چیز طبیعیه.
به مرور زمان بزرگتر هم بشی این قضیه رو درک میکنی که پدر و مادرت چقدر دوستت دارن که نگرانت هستن.
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
و قسمت بد ماجرا اینه که خانوادم نمیتونن درکم کنن انگار به یه زبون دیگه حرف میزنم مثلا وقتی با ذوق بر
و یه چیز دیگه این افکاری که داری درمورد این که درک نمیشی و اینا.
اینا بخاطر سن نوجوانیه، یه چیز طبیعیه. و مسئله بزرگی نیست. پس سعی کن کنترل کنی این احساس مسخره رو چون بهت آسیب میزنه
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
این ناشناس لعنتی باز برام بالا نمیارههه*
من نمیفهمم چش میشههه
_ادونا واقعا درک بالایی داری
_________________
_راستش رو بخوای نمیدونم تیکه انداختی یا چی...
ولی ممنون:) ✨
_https://eitaa.com/Jungle_post_office/1031
نه نه تیکه نیس... تعریفههههه💗😭
___________
_:)))))))) ✨