-ولی نه جدن عاشقت نشده به شوخی گفتم😂😭 فقط مثلا ممکنه خوشش بیاد و بگه اوو چه آدم جاذابی😂 اونم فک نمیکنم. دیر به دیر از کسی خوشش میاد ☆eleven
********************
-از این بحث خارج شید لطفا😂
میدونم شوخی بوده
منم این وسط داشتم مزاح میکردم
-آدونا
https://eitaa.com/different_beautiful/918
✨😂عه قربونت
عزیزم چند سال پیش هم شما بودین من رو حمایت کردین منم دارم جبران میکنم
-ساکنینِ عزیزِ عمارتِ فاول،
از شما دعوت میشود تراوشاتِ ذهنِ خود را با ما در میان بگذارید-
'قضیه از این قراره که،هر چند وقت یکبار،من خلاصه ی یک داستان رو براتون میزارم،و ازتون میخوام که خودتون رو جای نویسنده بگذارید و بگید برای"جملهیآخرِکتاب"چی مینویسید-
'داستانِ یکسان،اما پایانِ متفاوت'-
-پری
چآلش:
تصور کنید داستان از این قراره:
پدری که دختر های چشم آبی و مو مشکی رو میدزدید و در زیرزمین خونه اش،به قتل میرسوند،و دختری که سال ها پس از دستگیریِ پدرش،با اسمی جدید و زندگی ای جدید،میخواد که از پدرش و کار های وحشتناکش فرار کنه...
پس،درس میخونه و جراح میشه،
و بر خلاف پدرش که زندگی هارو میگرفت،به مردم زندگی میبخشه...
-اما آیا این تمامِ ماجراست؟
-آیا دخترِ قصه،میتونه لذتی که از برش دادن پوست آدمها توسط جراحی به دست میاره رو انکار کنه؟
-آیا این دختر،میتونه ارثیه ی پدرش رو،نادیده بگیره و واقعا،آدمِ خوبی باشه...؟
-این داستانِ شماست،چجوری تمومش میکنید؟-
[https://harfeto.timefriend.net/17535476322322]
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
چآلش: تصور کنید داستان از این قراره: پدری که دختر های چشم آبی و مو مشکی رو میدزدید و در زیرزمین خونه
بچه ها انجام بدینا
کنجکاوم ببینم چندتا نویسنده پیدا میشه
-آدونا
https://eitaa.com/Tom_Iduna/9547 قلب مهربونی داری خواهرم.. میدونستی که؟😀👍 _VI
+++++++++++++++
-آره بابا من زیادی مهربونم
بچه ها میدونن
شورش دراومده اصلا
-آدونا
-https://eitaa.com/Tom_Iduna/9548 لازمه بگم هرچی گفته دوغ محضه؟😔 آروم تر از منو پری تون وجود نداره😔... VI
------------------------
-دقیقا، شما اصلا آرامش تدریس میکنید...
به نظرم یه کلاس مشترک آموزش آرامش بزنید
-آدونا