eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
163 دنبال‌کننده
43 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نیلا: سلام حامی: خیلی قشنگ شدی، ولی این.. این چیه پوشیدی؟ نیلا: لباس. حامی: احساس نمی کنی خیلی بازه؟ جلوی همه ی این مردا؟!! نیلا: خب باشهه به تو چه ربطی دارهه؟! حامی: چون.. چون شروین گفت مراقبت باشم و اگه شروینم اینجا بود همین کارو میکرد نیلا: نه، نمیکرد حامی: نیلا ! ازش دور شدم گارسون رفته بود دوباره رفتم سمتش ببخشید وسایل مهمون هارو کجا میزارین به اتاق اشاره کرد +اونجا رفتم سمت اتاق نیلا: میشه دنبالم نیای؟ در اتاق رو باز کردم +نه جا خوردم، صدای حامی نبود. روبمو اونور کردم یه مرد دیکه بود کلا نمیشناختمش.. نیلا: ش شما؟ +نترس کاریت ندارم نیلا: پس چرا اینجایی؟ داشت میومد نزدیکم لباس خدمتکار تنش بود. نیلا: گمشو! دستشو اورد نزدیک محکم گازش گرفتم که بهش چسبید +ایییییی این چه کاریه!! کیفم رو پیدا کردم برش داشتم و خواستم بیرون که گرفتم نیلا: ولم کننن +نمیشه که دختر به این خوشگلی (خنده ) هلم داد سرم خورد به دیوار دیدم درباز شد حامی بود ادآمه پارت بعدی..
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 حامی: چه قلطی میکنی!؟ دستمو ول کرد افتادم ندیدم چی شد ولی یارو با صورت خونی افتاده بود روی زمین حامی اومد سمتم حامی: خوبی؟ نفس نفس میزد نیلا: اره اره حامی: چی شد اصلا یاره کیبود!؟ تقریبا داد میزد نیلا: نمیدونم.. اومدم کیفمو بردارم حامی: هیچی نداری رو این لباس کوفتیت بپوشی؟! نیلا: کوفتی؟! ـ حامی: اره ! نیلا: چ چرا اصلا برا همین اومد کیفمو بردارم که برم کتمو توی ماشین بیارم! کت خودشو در اورد بیا اینو بپوش، من میرم میارم دستمو گرفت بلند شدم تلو تلو خوردم حامی: مطمئنی خوبی؟ نیلا: اره فقط سرم خورد به دیواار همین حامی: شاید ضربه دیده! نیلا: خوبم خوبم رفتم بیرون نیلا: مرده رو چیکار میکنی؟ حامی: فعلا بیهوسه ولی چیزیش نمیشه سری تکون دادم حامی: من برم کتت رو بیارم رفتم پیش هستی هستی: این.. کت حامیه؟ نیلا: آ.. ره هستی: چیزی شده؟ نیلا: (تعریف میکنه) هستی: وای وای.. ببخشید همش تقصیر منه نیلا: وا چرا تقصیر تووو؟ هستی: یارو الان تو اتاقه؟ نیلا: اره هستی: ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
سلام قشنگاا✨ دارم پارت هارو مینویسم اگه شد تا اخر شب بهتون میدم اگه نشد فردا سه چهار تایی پارت میدم که جبران شه.
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نیلا: اره هستی: بزار برم ببینم رفت و برگشت هستی: اصلا نمیشناسمش نیلا: گفتم که فکر کنم از خدمه بود.. حامی اومد کتمم دستش بود حامی: همینه دیگه؟ نیلا: آره کتو گرفتم و عوض کردم کت خودشو بهش دادم نیلا: ممنون حامی: کاری نکردم هستی: مانیا نمیاد؟ نیلا: وایسا زنگش بزنم گوشیمو دراوردم زنگش زدم +الو؟ _دارم میاممم توی ترافیک بودم الان نزدیکم _باشه باشه😂 نیلا: داره میاد هستی: اوکی دوباره رفتم نشستم یکم گذشت که مانیا اومد اگه مُرده باشه چی؟ اگه حامی مقصر شه بخاطر من.. مانیا: الو کجایی؟ نیلا: ه ها؟ مانیا: اصلا فهمیدی چی گفتم؟ نیلا: نه راستش مانیا: خوبی؟! نیلا: آره چطور؟ مانیا: وا خوب اصلا اینجا نیستی نیلا: ببخشید دیگه حواسم نبود به بهونه ی دستشویی دوباره رفتم سمت اون اتاق مَرده نبود برگشتم سر میز شام رو اوردن خوردیم کادو هارو هم دادیم دیه کم کم داشتن میرفتن نیلا: خیلی خوش گذشت، بازم مبارک باشههه تولدت‌ت بغلش کردم هستی: بازم ببخشید.. نیلا: عهه چیزی نشد که هستی: هرچی نبایدـــ نیلا: ولش کن اصلا فکر نکن بش بابا گذشت دیگه هستی: باشهه مانیا خداحافظی کرد ادآمه پارت بعدی..
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نیلا: ماشین داری مگه؟ هستی: نه اسنپ گرفتم لب دره نیلا: وا چه کاریه ایننن میروسندمت خب‌ب مانیا: مرسیی گرفتم دیگه، کاری نداری؟ نیا: نه بروو مانیا: خدافضض منم خداحافظی کردم داشتم میرفتم بیرون که حامی جلوم وایساد نیلا: بله؟ حامی: من میرسونمت نیلا: ماشین دارم حامی: نمیشه، گفتی سرم خورده به دیوار نمی‌تونی پشت ماشین بشینی.. نیلا: خوبم، میتونم حامی: میشه یه امشب لجبازی نکنی؟ نیلا: خب ماشین دارمم همونجوری نگاهم میکرد نیلا: هوفف باشه حامی: با ماشین تو میریم سوویچ رو بهش دادم سوار شدم و راه افتادیم سرمو تکیه دادم به صندلی حامی: به سوال بپرسم نیلا: هوم؟ حامی: چی باعث شد از اول باهام لجبازی کنی؟ نیلا: اون روز که قرار داشتیم هیچ حرفی نمیزدی بعد یهو گفتی مجبوریم بگیریمش.. انگار اسباب بازیم تازه‌ـــ اصلا برا چی میپرسی؟ خودت بهتر میدونی حرفی نزد نیلا: تازه امروزم به لباسم توهین کردی حامی: اگه از اول گوش به حرفم میدادی این اتفاقا نمیافتاد نیلا: . . . حامی: فکرکنم یه ببخشید باید بگم بابت اون روز.. وقتی دیدمت راستش.. نیلا: راستش؟ حامی: ولش کن، ببخشید دیگه نیلا: خبببب میبخشم دیگه حرفی نزد رسیدم خونم نیلا: الان با چی برمیگردی؟ حامی: اسنپ یا هرچی نیلا: مرسی بابت امروز حامی: ادآمه پارت بعدی..