سلام قشنگاا✨
دارم پارت هارو مینویسم اگه شد تا اخر شب بهتون میدم اگه نشد فردا سه چهار تایی پارت میدم که جبران شه.
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
سلام قشنگاا✨ دارم پارت هارو مینویسم اگه شد تا اخر شب بهتون میدم اگه نشد فردا سه چهار تایی پارت میدم
پارتا اماده بودن ولی بخدا انتن نداشتمم 🤡💔
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧
#parт48💙
نیلا:
اره
هستی:
بزار برم ببینم
رفت و برگشت
هستی:
اصلا نمیشناسمش
نیلا:
گفتم که فکر کنم از خدمه بود..
حامی اومد
کتمم دستش بود
حامی:
همینه دیگه؟
نیلا:
آره
کتو گرفتم و عوض کردم کت خودشو بهش دادم
نیلا:
ممنون
حامی:
کاری نکردم
هستی:
مانیا نمیاد؟
نیلا:
وایسا زنگش بزنم
گوشیمو دراوردم زنگش زدم
+الو؟
_دارم میاممم توی ترافیک بودم الان نزدیکم
_باشه باشه😂
نیلا:
داره میاد
هستی:
اوکی
دوباره رفتم نشستم یکم گذشت که مانیا اومد
اگه مُرده باشه چی؟
اگه حامی مقصر شه بخاطر من..
مانیا:
الو کجایی؟
نیلا:
ه ها؟
مانیا:
اصلا فهمیدی چی گفتم؟
نیلا:
نه راستش
مانیا:
خوبی؟!
نیلا:
آره چطور؟
مانیا:
وا خوب اصلا اینجا نیستی
نیلا:
ببخشید دیگه حواسم نبود
به بهونه ی دستشویی دوباره رفتم سمت اون اتاق
مَرده نبود
برگشتم سر میز شام رو اوردن خوردیم
کادو هارو هم دادیم دیه کم کم داشتن میرفتن
نیلا:
خیلی خوش گذشت، بازم مبارک باشههه تولدتت
بغلش کردم
هستی:
بازم ببخشید..
نیلا:
عهه چیزی نشد که
هستی:
هرچی نبایدـــ
نیلا:
ولش کن اصلا فکر نکن بش بابا گذشت دیگه
هستی:
باشهه
مانیا خداحافظی کرد
ادآمه پارت بعدی..
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧
#parт49💙
نیلا:
ماشین داری مگه؟
هستی:
نه اسنپ گرفتم لب دره
نیلا:
وا چه کاریه ایننن میروسندمت خبب
مانیا:
مرسیی گرفتم دیگه، کاری نداری؟
نیا:
نه بروو
مانیا:
خدافضض
منم خداحافظی کردم داشتم میرفتم بیرون که حامی جلوم وایساد
نیلا:
بله؟
حامی:
من میرسونمت
نیلا:
ماشین دارم
حامی:
نمیشه، گفتی سرم خورده به دیوار نمیتونی پشت ماشین بشینی..
نیلا:
خوبم، میتونم
حامی:
میشه یه امشب لجبازی نکنی؟
نیلا:
خب ماشین دارمم
همونجوری نگاهم میکرد
نیلا:
هوفف باشه
حامی:
با ماشین تو میریم
سوویچ رو بهش دادم سوار شدم و راه افتادیم
سرمو تکیه دادم به صندلی
حامی:
به سوال بپرسم
نیلا:
هوم؟
حامی:
چی باعث شد از اول باهام لجبازی کنی؟
نیلا:
اون روز که قرار داشتیم هیچ حرفی نمیزدی بعد یهو گفتی مجبوریم بگیریمش.. انگار اسباب بازیم تازهـــ اصلا برا چی میپرسی؟ خودت بهتر میدونی
حرفی نزد
نیلا:
تازه امروزم به لباسم توهین کردی
حامی:
اگه از اول گوش به حرفم میدادی این اتفاقا نمیافتاد
نیلا: . . .
حامی:
فکرکنم یه ببخشید باید بگم بابت اون روز.. وقتی دیدمت راستش..
نیلا:
راستش؟
حامی:
ولش کن، ببخشید دیگه
نیلا:
خبببب میبخشم
دیگه حرفی نزد رسیدم خونم
نیلا:
الان با چی برمیگردی؟
حامی:
اسنپ یا هرچی
نیلا:
مرسی بابت امروز
حامی:
ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🌊>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧
#parт50💙
حامی:
میشه انقدر این کلمه رو نگی؟
نیلا:
چه کلمه ایی؟
حامی:
مرسی یا ممنون
نیلا:
چرا؟!
حامی:
شندینش از زبون تو برام عادی نیست
نیلا:
خوب.. عادی میشه
ماشین رو پارک کرد سوویچ رو بهم داد
حامی:
فکر نمیکنمم
درو باز کردم رفتم تو
نیلا:
خب خدافظ
سری تکون داد
حامی:
خداحافظ
درو بستم رفتم تو
کمی بعد>
لباسمو عوض کردمو صورتمو شستم نشستم روی مبل
زنگ زدم شروین
+سلامم
_سلام، کجایی؟
+دارم میام
_اوکی درو باز میزارم شاید خوابم بردد
+باشه باشه
قطع کردمو روی تخت افتادم که سرم درد گرفت
دست کشیدم پشت سرم دیدم اومده بالا
رفتم از یخچال کمپرس یخ برداشتم و گذاشتم دوباره رفتم توی اتاق که صدای باز شدن در اومد
حتما شروینه
شروین:
نیلا؟
نیلا:
بیدارممم
اومد دم در اتاق
شروین:
چطوری؟
نیلا:
خوببب
شروین:
ببخشید نتونستم بیام
نیلا:
توهم دعوت بودی؟
شروین:
عاره دیگه
نیلا:
آهاا
شروین:
یخ برا چیته؟
نیلا:
سرم خورد به جایی یکم اومده بالا
گذاشتم بهتر شه
شروین:
نیلا فکر میکنی خرم؟ اریا که نبوده؟!
نیلا:
نه!
ادآمه پارت بعدی..