استادم امروز میگفت که انسانای احمق دیر میفهمن؛ زمانی که همه فهمیدن میفهمن و این هنر نیست
و اشاره داشتیم به بحثِ خوانندهها؛ نویسندههای قبل انقلاب که گاهی بعضیاشون گفتن پشیمونیم؛ و گفتن جوگیر بودیم. میگفت عده کمی میفهمیدن
معتقد بود اگر خودشم اون موقع بود؛ اشتباه میکرد. معتقد بود علت این که الان میدونه، رسانه و کتاب ها و حرفهاس.
ولی من از نویسندههایی گفتم که هرگز تن به چریک بازی ندادن؛ از خوانندههایی که هرگز خیانت نکردن
گفت تعدادشون کم بوده، گفتم کم نبودن استاد. علت این که شما الان این آقا رو نمیشناسی همینه، وقتی با زوالِ جمعی همکاری نکنی، طرد میشی.
و قبول کرد
برای همین همیشه تاکید دارم روی تاریخ؛ و این رو باز میگم: اگر اتفاقی برام افتاد، حتماً بگید قبل اون زمستون ما وارد داستان شدیم. سنی که هنرجوی بعدِ من بود، کلاس پنجم بود اما از قیافه ش پیدا بود که هیچی نمیدونه
مقاله جدید دادم و از اونجایی که آدم تنبلی هستم به جای ۱۰ تا منبع، فقط از خود مقالهی انگلیسی استفاده کردم؛ تمام هوش مصنوعی ها قطع بودن بنابرین توی نحوه تایپ اینفوباکس؛ از بقیه مقالات تقلید کردم
لینک مقاله« https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86%D9%87 »
Colo𐑾Ful d⍺Ys
ممبر ایتایی درحال لفت دادن از چنل یعد این که دید مقاله نوشتم: ☹️ (انتظار داشت گل لیلیوم بذارم و گیتار الکتریک و هر چیزی که مثلا ترنده)
Colo𐑾Ful d⍺Ys
❲ هفتاد و ششمین روز قطعی اینترنت❳ ماجرای فرارِ من و احمد از دو تا سگ🤣 خونهی طرف توی جایی شبیه
ماجرای گرفتن بنزین، با تحویل گرفتن یه چهار لیتری تموم شد.
Colo𐑾Ful d⍺Ys
ممبر ایتایی درحال لفت دادن از چنل یعد این که دید مقاله نوشتم: ☹️ (انتظار داشت گل لیلیوم بذارم و گیتا
بابا بخدا کسی همچین انتظاری از تو نداره