eitaa logo
واگویه های درون
52 دنبال‌کننده
47 عکس
5 ویدیو
0 فایل
گاهی واژه های زیادی در ذهنم به صف می شوند که‌ هیچ گوش‌ شنوا وپناهگاهی ندارند . آنگاه‌ چون رودی جاری می‌شوند، وبرصفحه کاغذ نقش ‌خاطره‌ می‌زنند. ✍️اعظم صادق راه ارتباطی با من @Azam_sadegh
مشاهده در ایتا
دانلود
واگویه های درون
هشت پرده تا بهشت قسمت اول هبوط بنده: میشه من واون پایین نفرستی ؟ خالق :نه تو رو آفریدم که نمایند
سلام وروز خوش به دوستان عزیز🌹🌹 قسمت اول از داستان مصور هشت پرده تا بهشت که ان شاءالله سعی میشه قسمتهای بعدی داستان هم تقدیمتون بشه اگر مایل بودید در نشر این داستان همراهیمون کنید مخصوصا برای قشر نوجوان 🌹
هشت پرده تا بهشت قسمت سوم رقیب وعتید چند دهه را پشت سر گذاشته است . فاصله قالوُا بَلی تا اِلیه ِراجِعوُن در چشم بر هم زدنی گذشت حال او مانده وکوله ای سنگین بر روی دوشش کوله را زمین گذاشته وشرمسار سر به زیر انداخته است .آخر روی سر بلند کردن ندارد . فکرش را نمی کرد اینقدر زود فرصتش تمام شود رقیب وعتید احضار شده اند برای شهادت رقیبی که حسنات نوشته وعتیدی که سیئات ثبت کرده دفترهایشان را ورق می زنند . رقیب هیچ ندارد که بگوید . عتید می گوید نماز اول وقت . سربلند می کند می گوید من که خوندم . آن طرف تر فرشته ای محزون بال میگشاید اما پر پروازش شکسته بود . اورا نظاره میکند ومی گوید اما تو حق مرا ضایع کردی با لجاجت می گوید ولی من نمازم رو خوندم به فرمان پروردگار پرده های آسمان کنار می روند . ادامه دارد ........ 🗓1405/6/26 ✍️الف.صاد
مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ هیچ سخنی را به زبان نمی گوید جز اینکه نزد آن [برای نوشتن و حفظش] نگهبانی آماده است؛ سوره ق آیه ۱۸ طبق برخی تفسیرها رقیب فرشته شانه راست که نیکیها را ثبت میکند وعتید فرشته شانه چپ که بدیها را ثبت می کند ضمیمه 👆👆
آدینتون سرشار از معنویت 🌹🌹🌹 التماس دعا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هشت پرده تا بهشت قسمت چهارم قرار دیر هنگام صدای اذان از ماذنه بلند است . اما او مشغول حساب وکتاب رقیب می گوید مگر نمی خواستی با او صحبت کنی الان زمان مناسبی است . کسی در گوشش زمزمه میکند! کارت واجب تر است. حالا برای نماز خواندن وقت داری . با خودش می گوید : آره راست میگه هنوز زمان دارم . عتیداما منتظر می ماند خودکار را در دست می چرخاند، آخر خالقش خواسته بود به او فرصت بدهند، شاید خودش متوجه اشتباهش بشود . زمان می گذرد وکارش به درازا می کشد . آخرِ وقت است قامت می بنددو با خستگی یکی در میان جملات را برزبان جاری می کند . طوری که حتی خودش هم نمی فهمد چه گفت وچه شنید . رقیب می نویسد اما شوقی برای نوشتن ندارد . فرشته محزون با بالهای شکسته می نشیند تا به داد خواستش رسیدگی کنند .او حقش که ضایع شده بود را درخواست کرده بود . 🗓1405/6/26 ✍️الف.صاد
أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ ۖ نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند؛ سوره مریم آیه ۵۹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هشت پرده تا بهشت قسمت پنجم غربت غبار گرفته دفتر دوباره ورق می خورد وفرشته ای خاک گرفته وغبار آلود به جمعشان ملحق میشود . دلش آشوب می شود او دیگر کیست ؟ چرا خاک گرفته است . فرشته زبان می گشاید حق من هم ضایع شده است . این خاک وغبار نشان از بی وفایی وفراموشی است که بر من نشسته است . سرش را پایین می اندازد ومی گوید : آخه سرم خیلی شلوغ بود فرصت قرآن خوندن نداشتم . رو به رقیب می گوید ولی برام محترم بود.همیشه همراهم بود. تو مجالس ختم قرآن شرکت می کردم . رقیب به روبرو اشاره می کند. (مجلس ختم قرآن است .قاری در حال قرائت اما او گوشه ای نشسته است مشغول دنیا!! مجلس تمام می شود به خودش آمده وقرآن رابوسیده وروی طاقچه می گذارد . جایی دیگر قرآن را باز کرده تفال میزند تصویر بعدی قرآن وآیینه به دست وارد خانه جدید میشود ودنبال طاقچه ای مناسب برای قرآن ....) شرم سراسر وجودش را می گیرد وچیزی برای گفتن ندارد . وفرشته غبار آلود نیز منتظر احقاق حقش می ماند . هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا  این قرآن را مهجور گذاشتند 🗓1405/_/27 ✍️الف.صاد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا