https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=tKEx82h3MXNjUVtU&btn=پیام.ناشناس
ناشناس خرابه خوشگلا... اگر درست نشد پیاماتون رو اینجا بدید✨
در میان همهٔ زخمهای عاشورا، برخی مصیبتها را نمیتوان تنها با اشک روایت کرد؛ باید در برابرشان سکوت کرد. عبدالله بن الحسن از همان مصیبتهاست؛ نامی کوچک در شمار سالهای عمر، اما بلندتر از بسیاری از نامهای تاریخ.
او نه خطبهای خواند، نه سپاهی فرمان داد و نه پرچمی در دست داشت. تمام سهمش از کربلا، قلبی بود که تابِ تنهاییِ حسین علیهالسلام را نیاورد. هنگامی که شمشیرها بر گرد فرزند فاطمه حلقه زدند، عبدالله معنای وفاداری را نه با کلمات، که با خون خویش تفسیر کرد.
دست کوچک او میان شمشیر و امام قرار گرفت؛ و آن لحظه، تاریخ دریافت که برای دفاع از حقیقت، گاهی یک دستِ کودک از هزاران شمشیر رساتر است.
عبدالله رفت؛ اما پرسشی را برای همیشه در وجدان انسان باقی گذاشت. پرسشی که قرنهاست بر درِ قلبها میکوبد و هنوز پاسخ خود را میجوید:
کربلا فقط سرزمینِ کسانی نیست که شهید شدند؛ کربلا آیینهٔ کسانی نیز هست که نظاره کردند.
و شاید عظمتِ عبدالله بن الحسن در همین باشد؛ اینکه با دستِ بریدهٔ خود، مرز میان «تماشاگر بودن» و «یار بودن» را برای همیشه ترسیم کرد.