❓آیا جنگ قطعاً اتفاق میافتد و هیچ توافق یا مذاکرهای نمیتواند از آن جلوگیری کند؟
✅پاسخ: بله، جنگ صددرصد رخ میدهد. ممکن است امشب باشد، فردا باشد، یا بعد از یک دوره مذاکرات - با هر نتیجهای که داشته باشد - اما در نهایت جنگ اتفاق میافتد. دلیلش این است که اسرائیل، دنبال توافق نیست. اسرائیل میخواهد همیشه در حالت آمادهباش بماند تا بتواند استراتژیهای خود - مثل گسترش سرزمینی از نیل تا فرات - را پیش ببرد و به دشمنانش ضربه بزند. این هدف فقط نظامی یا سیاسی نیست؛ بخشی از باورهای دینی و آخرالزمانی آنها هم هست.
حتی اگر ایران همه برنامهی هستهای را کنار بگذارد، تأسیساتش را نابود کند، یا موشک و پهپادهایش را تعلیق کند، اسرائیل باز هم به دنبال بهانه میگردد. آمریکا هم این را میداند و تا حدی از رفتار اسرائیل خسته شده، اما به خاطر روابط عمیق، فشارهای داخلی و نفوذ سرمایهداران بزرگ حامی اسرائیل، نمیتواند به راحتی از آن فاصله بگیرد.
هر توافق محکمی هم که با تأیید شورای امنیت شکل بگیرد، باز اسرائیل به سادگی یک بهانه پیدا میکند، یا حتی میسازد تا حمله کند. پس چرخه جنگ و خاکگیری همیشه ادامه دارد؛ هم برای اهداف ایدئولوژیک اسرائیل، هم برای منافع شرکتهای اسلحهسازی و هم به دلایل سیاسی دیگر. در این شرایط، صلح پایدار امکانپذیر نیست.
🆔@world_order
⭕️پاسخ به پرسشها و شبهات جنگ آمریکا با ایران
📝بخش اول (جنگ، آتشبس و مذاکرات)
❓آیا برقراری آتشبس ضروری بود و کدام طرف از نظر راهبردی به آن نیاز بیشتری داشت؟
❓دشمن در طول دوره آتشبس چه اهداف، برنامهها و اقداماتی را دنبال میکند؟
❓ایران در طول دورهی آتشبس چه اهداف و اقداماتی را دنبال کرده و چرا به این توقف نیاز داشت؟
❓آیا جنگ قطعاً اتفاق میافتد و هیچ توافق یا مذاکرهای نمیتواند از آن جلوگیری کند؟
🆔@world_order
"مجید شاکری" کارشناس مسائل اقتصادی و از اعضای تیم مذاکرهکننده ایران در دور اول اسلامآباد:
➖محاصره دريايى صرفا با شليك باز مىشود.
➖اگر محاصره دريايى نقض آتشبس نيست، طبعا پاسخ به محاصره دريايى هم نقض آتشبس نيست.
➖محاصره دربايى يك ادامه طبيعى بر اهداف نظامى آمريكا در جنگ است و بايد به آن پاسخ نظامى مستقيم (و نه ديپلماتيك يا پاسخ نظامى غيرمستقيم) داد.
➖بايد برخاست.
➖ادامه گفتگوی اسلام آباد به سبک فعلی معقول نیست. یا ایران باید واسطه گری چین و/یا روسیه را بپذیرد یا باید به سمت گفتگو با ذینفعان تنگه برود یا جمع این دو.
🆔@world_order
⭕️دفاع از ایران با دیالوگ و گفتوگو؛ نگاهی به برنامه «اتاق جنگ» و کنشگری بیژن عبدالکریمی
📝صفحهی اول
این روزها شبهات زیادی در فضاهای واقعی و مجازی جامعه ایران وجود دارد؛ مانند:
پیام ۱: «به نظر من آمریکا و اسرائیل خیلی دارن مراعات میکنن چون این دو تا کشور ثابت کردن کشتار براشون کاری نداره؛ به جنگ علیه ژاپن و... نگاه کنید. حالا چرا باید باهاش درگیر بشیم؟»
پیام ۲: «نه اتفاقاً خیلی مراعات کردن چون حمایت مردم رو میخواستن، وگرنه شما برو جنگ علیه ژاپن و ویتنام رو ببین، میفهمی مراعات چیه. حالا چرا باید باهاش درگیر بشیم؟»
پیام ۳: «فهمیدیم جون مردم برای حکومت ارزشی نداره و با اینکه میدونست در شرف جنگ هستیم هیچ پناهگاهی یا آژیری نساخته.»
پیام ۴: «فقط مشکل اینه که طرفدارهای حکومت پشتیبانی رسانهای، حکومتی و مالی دارن و مخالفها فقط با زندان و کشته شدن مواجه میشن.»
پیام ۵: «دلسوزی و خرجهایی که برای لبنان کردیم و در آخر مزدمون اخراج از کشورشان بود.»
پیام ۶: «اینهمه خرج لبنان و حوثی و... کردیم، تهش مردم سوریه و لبنان از ما بیزار شدن / حوثیها چرا اینقدر دیر حمایت کردن و تهش ۳ تا موشک زدن؟»
پیام ۷: «ما تو منطقه دخالت نمیکردیم شاید هیچوقت بهمون حمله نمیشد؛ اینهمه کشور که تو آسیا سرشون به کار خودشونه و بلایی سرشون نیومده.»
و قسعلیهذا شبهات فراوان دیگر. خب طبیعی است. یکی از اهداف دشمن از آتشبس، ایجاد شکافهای اجتماعی و تحلیل سرمایهی اجتماعی با ایجاد جنگ شناختی و روانی است؛ هرچند بخشی از آن هم واقعاً سؤالات مردم است.
در روزهایی که جامعه ایران با موضوع تقابل با آمریکا و اسرائیل بهطور شدیدی مواجه است، برنامه «اتاق جنگ» نظر من را جلب کرد. این برنامه با شکلی خاص از برنامههای گفتوگومحور تلاش کرده است:
۱. فراتر از هیجانات، روی دفاع از «ایران» و حفظ «امر ملی» تمرکز کند.
۲. مواجههای صریح داشته باشد با بحرانهای کنونی ایران که همه ما در زندگی روزمره با آنها دستوپنجه نرم میکنیم.
۳. برخلاف برنامههای گفتوگومحور رسمی، مهمانان این برنامه تنها افراد متدین و مدافع گفتمان انقلاب و مقاومت نیستند. از جوانانی با ظاهری متفاوت که نماینده دیگر لایههای فکری جامعه هستند دعوت شده است تا رودررو در برابر یک متخصص امر بنشینند و سؤالات، شبهات و دیدگاههای خود را طرح کنند.
۴. میهمانان بهصورت چالشی به نظرات کارشناس اشکال و خدشه وارد کرده و با او به بحث و تبادلنظر میپردازند.
✍️تفرشی
🆔@world_order
📝صفحهی دوم و پایانی
در اولین قسمت از این برنامه، دکتر بیژن عبدالکریمی کارشناس مهمان هستند. شخصیتی حدوداً شصتودوساله که حداقل به چهار دلیل برای من محترم و قابلپیگیری است:
۱. پاسداری از «امر ملی و دغدغه ایران»: عبدالکریمی فراجناحی میاندیشد. برای او جناح و حزب مهم نیست، یا اگر مهم است، مهمتر از «امر ملی» نیست. چون نسبت به امر ملی دغدغه دارد، وقت میگذارد؛ حتی اگر فحش و ناسزا بشنود و همه اتهامها را به جان بخرد.
۲. صاحب دغدغه معاصرت دین و شرافت دفاع از گفتمان انقلاب و مقاومت، در عین اینکه منتقدی دلسوز و یاریگر نیز هست.
۳. پاسداری از «امر گفتوگو»: درحالیکه همنسلانش یا حوصله گفتوگو ندارند و یا وقت نمیگذارند، او این امر را پاس میدارد و تبدیل به الگویی در این عرصه شده است. او برخوردار از شجاعت فکری و عملی است؛ از ورود به میدانهای دشوار و نشستن در برابر جریانهای فکری متباین هراسی ندارد و این را عین اصالت و وظیفه خود میداند. او نه اهل «تقوای پرهیز» -چراکه چارهساز نیست- بلکه مرد میدان گفتوگو است.
۴. نگاه فلسفی: او فیلسوفی است که مسائل را -نه عوامانه و سطحی- که با نگاهی عمیق تحلیل، تبیین و در نهایت تجویز میکند.
عبدالکریمی برای کنش خود مبانی فلسفی دارد و معتقد است: «حقیقتاً چارهای جز گفتوگو نداریم.» او با الهام از ایمانوئل لویناس (فیلسوف شهیر فرانسوی) و بنا بر تجربه زیسته خود، «مواجهه چهرهبهچهره» را مؤثر و فراتر از آن، یک معجزه میداند. او معتقد است این مواجهه معنای «دیگری» را تغییر میدهد و بسیاری از توهمات خودساخته ذهنی را فرومیریزد. تنها متعصبان نافکور هستند که از مواجهه چهرهبهچهره میگریزند، زیرا بیم آن دارند که ذهنیتهای دروغینشان در هم شکند.
این فردِ صاحب حکمت عملی («فرونسیس» در معنای یونانی) میتواند خود را به افراد دگم و متعصب جامعه تحمیل کند، آنچنانکه آنان نتوانند وی را نادیده بینگارند. این همان «هنر سقراطی» است که دام گفتوگو را برای بسیاری از چهرههای دگم همچون سوفسطائیان یا صاحبان قدرت پهن میکرد و آنان را به دام پرسشهای خویش میانداخت. عبدالکریمی نیز از این قدرت برای به تله انداختن جریانات اجتماعی گوناگون در دام گفتوگو برخوردار است و از آن استفاده میکند.
(یادداشتهایی پیرامون الگوی کنشگری ایشان قبلاً نوشتهام که در کانال موجود است و وقوع جنگ اجازه نداد تکمیلش کنم.) البته آنجا بنا داشتم بنویسم که احترام به «امر گفتوگو» نباید منجر به اجازه دادن برای خرجکردن اعتبار «دکتر عبدالکریمی» برای طیفهایی از گفتمانهای موجود حتی گفتمانهای انقلابی ، و یا خرج پروژهی اشخاص خاصی شود؛ که صدالبته دکتر بیژن عبدالکریمی بهتر از من به این امر واقف است.
✍️تفرشی
🆔@World_Order
در دور دوم مذاکرات، امکان شکلگیری یک توافق امکانپذیر بود، اما عوامل خارجی - به ویژه لابی اسرائیل با فشارها و ارائه اطلاعات غلط در پوشش مشاوره به رئیس جمهور آمریکا - مانع شدند. پس، آمریکا مسیر توافق را رها کرد و به جای آن، راه فشار بیشتر (مانند محاصره دریایی) را در پیش گرفت.
پس بر خلاف نگاه رئالیستی، یک دولت، لزوماً بر اساس عقلانیت (با یک تعریف ثابت از عقلانیت) و محاسبهی هزینهفایده تصمیمگیری نمیکند. ایدئولوژی یا الهیات و ثروت صهیونیستی-اسرائیلی، منافع ملی آمریکا را تعریف کرد.
در دور اول مذاکرات، هر دو طرف درخواستهای تندی مطرح کردند. طرف ایرانی هم به نسبت شرایط میدان، خواستههایش را بالا برد که طبیعی هم بود، چون در مذاکره وقتی طرف مقابل تند میآید، تو هم باید تند بروی تا او را به تعدیل مواضعش وادار کنی.
یکی از دلایل شکست در این دور، تندی خواستهها بود. طرف آمریکایی میخواست هرچه در جنگ به دست نیاورده بود، در مذاکرات بگیرد؛ مثلاً نمیخواست کنترل ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد و اصرار داشت تنگه کاملاً بدون شرط باز شود و در مذاکرات هم نقشی نداشته باشد. با این اختلافات، روشن بود که به نتیجه درستی نمیرسند.
پس ده پیششرط شعام، دروغ نبود و عقبکشیدن شعام از آنها دلیل بر ضعف و عقبنشینی منفعلانه نیست. این، کنش هوشمندانه است.