⭕️برای او که «سپر ولایت» بود
✍ فاطمه رایگانی:
🔸مثل خیلیها پررنگترین تصویری که از لاریجانی داشتم برای همان دعواهای معروفش با احمدینژاد بود؛ «سیاستمدارِ» «محافظهکار» و «متکبر»ی که مردمی نیست! تا گذرم به کلاسها و نوشتههایش در فلسفهٔ سیاست افتاد. هرچه بیشتر میخواندم، بیشتر به چشمم میآمد که چقدر «باسواد» و «اندیشمند» و «خبره» است.
🔸 تا انتخابات ۱۴۰۰، با آن ثبتنام پرسروصدا و رد صلاحیت غیرمنتظره. همه منتظر واکنش جدی بودند، بهویژه پس از تأکید رهبر شهید بر ظلمی که در تأیید صلاحیتها شده و باید جبران شود. اما خبری از جبران نیامد. از لاریجانی هم جز پیگیری قانونی و در نهایت گذشتن از ماجرا، چیزی ندیدیم. در آن لحظه، مرد سیاسی صبوری را میدیدم که بلندنظریاش اجازه هیجان نمیداد و قدرت تصمیمگیری درست در موقعیت سخت را داشت.
🔸 بعد از آن او سیاستمدار بیرون از قدرتی بود که فرصت بازگشت به مجامع علمی را داشت و میشد در قامت یک «معلم» از او بهره برد. به همین بهانه توانستیم گعدهای فراهم کنیم و در دفتر انتهای فلسطینش، که گمان نمیکنم دیگر چیزی از آن مانده باشد، و گاهی هم در دفتر شهید مطهری گپ بزنیم، سوال بپرسیم و بسیار بیاموزیم.
🔸یکبار بحث شورای نگهبان بود و رد صلاحیت دوم. گفت: من موارد قبلی را پیگیری کرده بودم و به من گفته بودند رفع ابهام شده و براوردم این بود که این بار مشکلی نیست. برای همین دوباره ثبتنام کردم. حالا مهم هم نبود. من فکر میکردم ظرفیتی دارم که میتوانم در خدمت پیشرفت کشور بگذارم اما جمعبندی آقایان چیز دیگری شد و تکلیف را از ما برداشتند. حالا هم جور دیگری مشغولیم.
🔸 پرسیدیم: چرا بیشتر اعتراض نکردید؟ گفت: بیشتر از اینش دیگر برای نظام هزینه درست میکرد و من انتخابم این نبود. گفتیم از رهبری نخواستید ورود کنند؟ جواب داد ایشان یکبار پشتبلندگو بدون درخواست من نظرش را گفته بود. برای بار دوم به ایشان زحمتدادن وجهی نداشت. قرار نیست در هرکاری ورود مستقیم رهبری را بخواهیم. نظام سازوکار مشخص دارد من هم از همان سازوکار استفاده میکنم!
🔸 من کیفور این «چارچوبداشتن» و «تعهد به نظام» و «ایستادن پای آرمان حتی به قیمت از دست دادن منافع» شده بودم که حرف مهمتری به میان آمد. یک نفر به یک ماجرایی قدیمی اشاره کرد و پرسید آیا بین شما و رهبری آنجا اختلافی بود؟ توضیح داد که من با آقا دراین باره گفتوگو کرده بودم و نظر ایشان را میدانستیم. اتفاقا فلان کار را کردم که این نظر پیش برود!
🔸 اینجا دیگر خودم پریدم وسط حرف! گفتم آقای دکتر! این موضوع باعث ابهام و اتهام و حرف و حدیث بسیاری شد! چرا یکبار نیامدید جلوی دوربین همین را توضیح بدهید که سوءتفاهمها رفع بشود؟ بدون درنگ جواب داد: قرار نیست من حرف رهبری را خرج اثبات درستی حرف خودم کنم. lگر جایی اشتباهی کرده باشم باید جرات داشته باشم بگویم اشتباه شد و پشت ایشان پنهان نشوم. اگر هم کاری کردهام که درست بوده باید بلد باشم درستی حرفم را نشان دهم. در نظام ولایی ما اگر جایی متوجه نظر رهبری در موردی شدیم وظیفه داریم «عقلانیت» و درستی آن نگاه را به دیگران نشان دهیم نه این که برای سبککردن کار خودمان آن حرف را بهانه کنیم!
🔸من تا پایان آن جلسه که عملا اخرین جلسه قبل از مسوولیت دبیری شعام بود و بعد از آن دیگر فرصت آن گعدههای کوچکتر پیش نیامد، دیگر صحبت نکردم و تمام ذهنم درگیر این شد که «سپر ولایت» بودن باید چنین ترسیمی داشته باشد. همینقدر «صریح» و «منطقی». و چقدر هم این کار را بلد بود. با چه «قدرت اقناع»ی.
🔸حالا این روزها، در ایام اربعین شهید لاریجانی، که بیش از هر وقت دیگری میبینیم در دعواهای سیاسی هر دو طرف برای اثبات درستی موضع خودشان و رد حرف مقابلشان صرفا به نظر رهبری و دستور آقا ارجاع میدهند و زحمتی برای اقناع نمیکشند، بیشتر جای خالی او را حس میکنم.
🔸خاطرم هست بعد از آن جلسه به دوستان گفتم آقای لاریجانی به خاطر همین «ولایتمداری» و «اخلاص»ش دوباره به عرصهٔ سیاست برمیگردد. یکی خندید و گفت: همین مانده! کسی که دوبار رد صلاحیت شده رییسجمهور شود. و من از ذهنم گذشت خدا بخواهد حتما میشود.
🔸 آن روز خاماندیشانه فکر میکردم که جبران این روحیه و راه محبوبشدن برای او باید چیزی شبیه رییسجمهورشدن باشد! حال آنکه خداوند برای لاریجانی جبران زیباتری طراحی کرده بود و محبوبیت شیرینتری... او برایش «شهید» شدن را خواسته بود. کاش نصیب همه بکند این مدل «عاقبت به خیری» ها را.
🆔@world_order
علی صمدزاده (کارشناس مسائل بینالملل)
روایتی از یک پروژه عملیات ادراکی تکرارشونده و سودآور آمریکایی-اسرائیلی
"آکسیوس در عرض ۱۹ روز، پنج بار گزارش داد که توافق با ایران «قریبالوقوع» است. پنج بار؛ و هیچ توافقی حاصل نشد. چرا همین روایت مدام از سوی همان خبرنگار منتشر میشود؟
نام او باراک راوید است؛ فردی با منابع عمیق در کاخ سفید و دستگاه اطلاعاتی اسرائیل. هر بار که دولت آمریکا نیاز دارد به ایران فشار وارد کند یا بازار نفت را جابهجا کند، ظاهراً تماس با راوید برقرار میشود. آیا او در حال گزارش خبر است یا انتقال یک پیام؟
۲۱ دقیقه پیش از اعلامیه ۲۰ آوریل درباره ایران، ۷۶۰ میلیون دلار موقعیت فروش استقراضی روی نفت ثبت شد. چه کسی از قبل خبر داشت؟
دیروز ترامپ عملیات دریایی در تنگه هرمز را متوقف کرد و بازارها صعود کردند.
اما روز سهشنبه حتی یک کشتی آمریکایی هم از تنگه عبور نکرد. ایران میگوید «ما هنوز حتی شروع هم نکردهایم.» آیا این شبیه یک توافق است؟
ایران خواهان پنج سال حق غنیسازی است و آمریکا ۲۰ سال را مطالبه میکند. آیا این یک مذاکره واقعی است یا صرفاً یک نمایش؟
هر بار که این خبرهای درزکرده منتشر میشود، قیمت نفت افت میکند و بازار آتی صعود میکند. و هر بار هم هیچ توافقی امضا نمیشود. از خودتان بپرسید چه کسانی از اینکه بازار باور کند توافق نزدیک است، سود میبرند.
حالا دوباره میگویند انتظار میرود ظرف ۴۸ ساعت پاسخ داده شود. باز هم همان داستان. آن هم پس از آنکه ایران حملات به کشتیرانی را از سر گرفته است. من همچنان عمیقاً تردید دارم..."
🆔@world_order
✍حسین قتیب:
در این لحظه، ایران فقط به سامانه پدافندی، پهپاد، موشک و دیپلماسی پشتپرده نیاز ندارد. به زبان نیاز دارد. به صدایی نیاز دارد که نه شبیه بیانیه باشد، نه شبیه تبلیغات صدا و سیمای پایداری. صدایی که مردم احساس کنند از دل بحران بیرون آمده، نه از اتاق فرمان. صدایی که بتواند بگوید: ما ضربه خوردهایم، اما فرو نپاشیدهایم؛ ما عزاداریم، اما بیآینده نیستیم؛ ما در خطر هستیم، اما بیپناه نیستیم. ما چشم انداز داریم. ما واقعاً میتوانیم.
در لحظاتی که یک ملت درگیر جنگ، ضربه امنیتی، یا بحرانی فراگیر میشود، مهمترین وظیفه رهبران فقط صدور فرمان، مدیریت میدان، یا انتشار اطلاعیههای رسمی نیست. در چنین لحظاتی، ملت نیاز دارد صدایی بشنود که هم واقعیت را بگوید، هم اضطراب جمعی را بفهمد، هم جهت بدهد، و هم احساس رهاشدگی را کاهش دهد. جنگ فقط در آسمان و مرز و پادگان رخ نمیدهد؛ جنگ در ذهن مردم، در خانهها، در مکالمات خانوادگی، در ترسهای شبانه، و در تصوری که جامعه از آینده دارد نیز جریان پیدا میکند.
پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت رهبری، مسئله فقط خلأ جایگاه یا شوک امنیتی نبود. کشور با نوعی زلزله روانی و سیاسی مواجه شد.
حوادث بعد از اتشبس هم نشان میدهد که ایران نه با یک حادثه محدود، بلکه با بحرانی ممتد و چندلایه روبهروست.
در چنین شرایطی، مسئله ارتباط با مردم حیاتی میشود. مردم فقط نمیخواهند بدانند چه اتفاقی افتاده است؛ میخواهند بفهمند حکومت چه میداند، چه نمیداند، چه برنامهای دارد، و آیا اصلاً صدای رنج و نگرانی آنان را میشنود یا نه. اطلاعیههای رسمی، ادبیات خشک، شعارهای تکراری، و تصاویر کلیشهای دیگر پاسخ نمیدهد. جامعه ایران جامعهای هوشیار، سیاسی، زخمی و تجربهدیده است. این جامعه از زبان تصنعی عبور کرده و نشانههای صداقت را بهسرعت از نمایشهای تبلیغاتی تشخیص میدهد.
مشکل امروز ایران فقط بحران نظامی نیست؛ بحران زبان سیاسی نیز هست. پزشکیان انسان صادقی به نظر میرسد، اما سخنور نیست. او نمیتواند در لحظه اضطراب عمومی با زبانی تاریخی، ماندگار و بسیجکننده با مردم حرف بزند. مشکل آقای رئیسی نیز به شکلی دیگر همین بود. او هم نتوانست میان زبان رسمی حاکمیت و زبان واقعی جامعه پلی بسازد. سردار قالیباف، با وجود برخورداری از تیم رسانهای و روابط عمومی، هنوز در سطح ارتباط مؤثر با مردم ناتوان است. خاطرهی مناظرهها نیز نشان داد که او در لحظات زنده و سرنوشتساز، بیشتر مدیری اجرایی و دفاعی ظاهر میشود تا شخصیتی که بتواند عاطفه عمومی را درک کند و آن را به اراده ملی تبدیل کند. البته پس از شهادت علی لاریجانی بار زیادی را به دوش میکشد.
در این میان، شهید علی لاریجانی ظرفیت متفاوتی داشت. او زبان سیاست، امنیت، تاریخ و منطق سخن و ارتباط را بهتر از بسیاری از چهرههای دیگر میفهمید. میتوانست با پیچیدگی ولی ساده سخن بگوید، از منطق فاصله نگیرد، و در عین حال گرفتار شعارهای نخنما نشود. شهادت او در این مقطع، صرفاً حذف یک مقام سیاسی نبود؛ حذف یکی از معدود چهرههایی بود که شاید میتوانست در لحظهی حساس فعلی، زبان معقولتری برای گفتوگوی حکومت با جامعه و جهان بسازد. اما تاریخ منتظر افراد نمیماند. اگر چهرههای توانمند از صحنه حذف شدهاند، باید راه ارتباطی تازهای ساخت.
تجربه جهان نشان میدهد که رهبران در لحظات بحران، گاهی بیش از آنکه با تصمیم نظامی شناخته شوند، با نحوه سخن گفتنشان در حافظه ملتها باقی میمانند. فرانکلین روزولت در آمریکا با سخنرانیهای کنار شومینه در دوران رکود بزرگ و سپس جنگ جهانی دوم، رادیو را به ابزاری برای بازسازی اعتماد عمومی تبدیل کرد. او سیاستهای پیچیده را ساده توضیح میداد، با مردم از بالا سخن نمیگفت، و به آنان احساس مشارکت در سرنوشت ملی میداد. جمله «تنها چیزی که باید از آن بترسیم، خود ترس است» فقط یک عبارت زیبا نبود؛ تلاشی بود برای مهار روانی جامعهای که زیر فشار رکود، جنگ و ناامنی قرار داشت.
🆔@world_order
در بریتانیا، وینستون چرچیل در لحظهای با مردم سخن گفت که کشورش تقریباً تنها در برابر آلمان نازی ایستاده بود. سخنرانیهای او از طریق بیبیسی به مردم نگفت که راه آسانی در پیش است. وعده آرامش فوری نداد. حقیقت سخت را گفت، اما آن را به اراده مقاومت پیوند زد. جمله «ما در ساحلها خواهیم جنگید… هرگز تسلیم نخواهیم شد» از آن جهت ماندگار شد که میان واقعیت تلخ و اعتماد به توان ملی رابطه برقرار کرد.
شارل دوگل نیز در سال ۱۹۴۰، از تبعید در لندن و از طریق رادیو بیبیسی، به مردم فرانسه گفت که شکست یک نبرد به معنای پایان جنگ نیست. پیام او ابتدا مخاطبان زیادی نداشت، اما بعدها به نماد آغاز مقاومت فرانسه بدل شد. اهمیت دوگل در این بود که در لحظه فروپاشی، زبان تداوم ملی را زنده نگه داشت.
او به مردم گفت کشور فقط دولت مستقر یا ارتش شکستخورده نیست؛ کشور ارادهای تاریخی است که میتواند دوباره سازمان یابد.
در بستری کاملاً متفاوت، مهاتما گاندی نیز نشان داد که ارتباط سیاسی فقط فرماندهی جنگی نیست. او با مقالات، نامهها، سخنرانیها و پیامهای عمومی، نوعی زبان اخلاقی برای مقاومت ساخت. با وجدان مردم سخن گفت، نه فقط با خشم آنان. توانست رنج را به کنش جمعی، و تحقیر استعمار را به نیروی سیاسی تبدیل کند.
او نشان داد که گاهی کلمه، اگر صادقانه و پیوسته و متناسب با روح جامعه بیان شود، میتواند نیرویی بیش از دستور و بخشنامه داشته باشد.
ایران امروز به چنین درکی از ارتباط نیاز دارد. نه تقلید مکانیکی از روزولت و چرچیل و دوگل و گاندی، بلکه فهم منطق مشترک تجربه آنان. آن منطق ساده است: در بحران، مردم باید صدایی بشنوند که واقعی باشد، انسانی باشد، و بتواند میان درد امروز و افق فردا پیوند برقرار کند.
راه ارتباطی ایران در این لحظه نباید صرفاً از صداوسیما بگذرد، آن هم با همان چهرهها، همان ادبیات، همان قابها و همان واژگان فرسودهی رایج جبههی پایداری. باید شکل تازهای از سخن گفتن با مردم ایجاد شود. گفتوگوهای زنده، کوتاه، منظم و بیتکلف. توضیح صادقانه وضعیت. شبکه های اجتماعی و پادکستها و پذیرش بخشی از خطاها و غافلگیریها. احترام به فهم مردم. پرهیز از تحقیر نگرانیهای عمومی. دعوت به انسجام بدون پنهان کردن دشواریها. اینها عناصر یک ارتباط ملی در وضعیت جنگی است.
🆔@world_order
حسین قتیب (کارشناس سیاست)
وقتی دشمن هنوز به اهدافش نرسیده و موازنهای شکل نگرفته، آتشبس پایان جنگ نیست؛ تغییر صورت جنگ است. حمله خاموش میشود، اما محاصره دریایی، فشار و فرسایش اجتماعی جای آن را میگیرد. برای یافتن راهحل، نخست باید این واقعیت تلخ را پذیرفت: صلحِ بیموازنه، اغلب نام دیگرِ ادامه جنگ است.
🆔@world_order
مصطفی نجفی (کارشناس مسائل منطقه)
قواعد امنیتی و رفتاری ایران در منطقه متناسب با رفتار بازیگران بازتنظیم شده است.
بدینمعنا که هر بازیگری که با اقدامات و دستورکار جنگی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در هر سطحی همراهی کند، به همان نسبت یا بیش از آن، به عنوان یک تهدید بالفعل ادراک میشود و به تحرکات، اقدامات و حتی نیات خصمانه نظامی و سیاسی آن پاسخ داده میشود. رفتار ایران در برابر امارات و کویت در همین راستا است!
در واقع، قاعده امنیتی ایران اینگونه تنظیم شده است: فارغ از اقدامات که با پاسخ فوری مواجه میشود، نیات خصمانه نیز به منزله تهدید عینی است و به آن پاسخ داده میشود!
🆔@world_order
هدایت شده از ابوالفضل
#پیش_فروش_ویژه | #تخفیف_۵۰_درصد
📢 رونمایی از نقشهراه تمدن نوین اسلامی در یک اثر مبنایی
📚 اثر جدید پژوهشکده باقرالعلوم (ع) با عنوان:
«مکتب امـام راحل و شهید؛ جهانبینی، ایدئولوژی، استراتژی»
🔹 این کتاب به پیوستار اندیشه رهبران انقلاب در قامت یک مکتب پرداخته است. مکتب امام خمینی راحل و امام خامنهای شهید یک مکتب تمدنساز در تاریخ نبردهای حق و باطل است و به تمام نیازهای یک ملت مبارز برای الگوشدن و به چالشهای امت اسلام در مسیر ابرقدرتی پاسخ کاربردی میدهد.
این مکتب ریشه در اعماق توحید دارد و توانسته آن را در تمام ابعاد یک تمدن نوین امتداد دهد یعنی به نظریات تمدنی اسلام ناب دست یابد و برای اقامه آن استراتژی مشخص ترسیم کند.
طرح راهبردی این مکتب، اقامه پنج مرحلهای اسلام به دست اقیانوسی از فطرتهای بینالمللی است که زمینهساز ظهور در قالب تمدن عصرغیبت میشوند ان شاءالله
✨ فرصت ویژه پیشخرید:
با توجه به نهایی شدن مراحل چاپ، علاقهمندان میتوانند این اثر ارزشمند را با تخفیف استثنایی ۵۰ درصد پیشخرید نمایند.
✍️ نویسنده: حجتالاسلام حسین بغدادی
🏢 ناشر: پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)
مقدمه و فهرست برای فروش مجازی
🔗 ثبت سفارش کتاب «مکتب امام راحل و شهید» با تخفیف ویژه
👉 http://pbshop.ir/__p-p-708.aspx
@rboresearch
https://eitaa.com/H_Baghdadi
هدایت شده از ابوالفضل
💠 سخنی با مخاطبان عزیز؛
🔸پیرامون ویژگیهای کتاب «مکتب امام راحل و شهید»
1️⃣ «ترسیم علمی مکتب»:
▫️امامین انقلاب در ذهن برخی فقط سیاستمدار خبره یا مرجعی عالیقدر هستند و سخنرانیهایشان در تراز یک متن علمی، جدی گرفته نمی شود.
▫️تلاش شده با سخنان نابی از ایشان به ترسیم مکتبی در تراز متفکران تاریخساز پرداخته شود که پژوهش آن با گروهی از طلاب به مدت ۸سال به طول انجامید.
🔻برای رسیدن به این هدف در کتاب:
اولا) بسیاری از مکاتب و کتابهای مطرح جهانی بررسی شد.
ثانیا) به تمام لایههای یک مکتب علمی و عملیاتی پرداخته شد.
ثالثا) از محققان مکتب امامین و کمالات سخنانشان استفاده شد.
2️⃣ «کتاب آموزش مکتب»:
▫️تکثر آثار منتشره از رهبران انقلاب و عدم انسجام یا تکرارها در سیرهای مطالعاتی، روند آموزش این مکتب را دشوار کرده است.
▫️تلاش شده در یک کتاب منسجم و جامع، اکثر اهداف آموزشی سیرها به شکل فشرده محقق شود و به معنای حقیقی یک منظومه فکری برای مخاطب شکل بگیرد.این اثر چندین سال برای بسیاری از طلاب و دانشجویان تدریس شده ومحک آموزشی خورده است.
🔻برای رسیدن به این هدف در کتاب:
اولا) بر نقاط اصلی و محکمات سخنان و مکتوبات تاکید شد.
ثانیا) ترسیم هندسه و منظومه اندیشه مستند به اصل متون شد.
ثالثا) دروس کتاب بر اساس مخاطبان در سه سطح طبقهبندی شد.
3️⃣ «جذابیت کاربردی مکتب»:
▫️بسیاری از کتب موجود یا فقط جمعآوری سخنان و عنوانبندی آنهاست یا شبیه مقالات علمی و خشک نگاشته شده است.
▫️تلاش شده این اثر برای مخاطب جوان انقلابی، کتابی کارآمد در میدان نبرد باشد و قدرت مکتب ما، در نبرد ایدئولوژیک و استراتژیک با تمدن غرب را نشان دهد.در این مسیر از نظرات بسیاری از بسیجیان که نسخه اولیه این اثر را مطالعه کردند استفاده شده است.
🔻برای رسیدن به این هدف در کتاب:
اولا) تمام دروس در قالب نبرد تمدنی اسلام و استکبار نگاشته شد.
ثانیا) نبرد ایدئولوژیک با ایسمهای مدرنیته یک غربشناسی کارآمد شد.
ثالثا) طرح ابرقدرتی در عصر غیبت و زمینهسازی ظهور، محور کتاب شد.
➕لینک پیش فروش کتاب با تخفیف 50 درصد:
http://pbshop.ir/__p-p-708.aspx
https://eitaa.com/H_Baghdadi
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پیشبینی رهبر شهید انقلاب در سال ۱۳۵۹ از افزایش قدرت نظامی ایران
سیدعطاءالله مهاجرانی:
🔻در ۴۰ روزی که کشور درحال جنگ بود، هماهنگی مهمی میان میدان، خیابان و دیپلماسی بود که این هماهنگی همان آرمان رهبر شهید انقلاب بود.
🔻یک هفته پس از سقوط خرمشهر، هنگامی که جلسهای در کمیسیون دفاع در حال برگزاری بود و فرماندهان وقت از ناراحتی سقوط خرمشهر گریه میکردند، رهبر شهید انقلاب گفت: جوانان ما ۳۵ روز مقاومت کردند و حتی سلاح کافی برای دفاع از شهر نداشتند، اما به روزی خواهیم رسید که دشمن خیال حمله به ایران را نخواهد کرد و اگر هم حملهای کند پشیمان خواهد شد.
🔻ایران به نقطهای که رهبر شهید انقلاب فرموده بود رسید؛ کشورهای زیادی ترامپ را برای حمله به ایران سرزنش میکنند.
🔻انشاءالله جنگ پایان پیدا میکند و کشور را با سرمایه اجتماعی، سیاسی و ایمانی بهتر از قبل خواهیم ساخت.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم، امنیت و بازدارندگی ایران
🎥 پیشبینی رهبر شهید انقلاب در سال ۱۳۵۹ از افزایش قدرت نظامی ایران سیدعطاءالله مهاجرانی: 🔻در ۴۰ روز
بیش از اینکه پیشگویی رهبر شهید مهم باشد، اساساً واقعبینی و عبرتگرفتن از تجربهی زیستهی ایشان (یا ایران) است. (بر خلاف گفتمانهای رمانتیک سازندگی، اصلاحطلب و اعتدال که نغمههای انحلال ارتش و کاهش بودجه نظامی و... از آنها بلند شده است.)
ایشان معماری امنیتی را با درسگرفتن از این حوادث به پیش بردند.
در ضمن یادداشتی کوتاه تقدیم میگردد👇👇👇
هدایت شده از قدرت، امنیت و دولت ایران
⭕️«معمار بزرگ امنیت ملی نوین ایران؛ آیتالله شهید خامنهای و پروژهٔ بازدارندگی از موشک تا شهادت»
✍️تفرشی
آیتالله خامنهای، معمار بزرگ امنیت ملی نوین ایران بود. امام خمینی اصل «استقلال» را به عنوان رکن سوم (در کنار اسلام و جمهوری) به جمهوری اسلامی افزود. آیتالله خامنهای در سی و هفت سال پس از ایشان، این اصل را در عرصه «گرند استراتژی» امنیت ایران نهادینه کرد. معماری او به گونهای بود که بقای نظام و کشور به یک فرد وابسته نباشد – برخلاف شاهان پهلوی که دکترین نظامیشان را آمریکاییها نوشته بودند.
راهبرد ایشان «مقاومت» بود؛ راهبردی پدافندی اما تهاجمی و فعال. این همان چیزی است که بعدها در قالب «جبههٔ مقاومت» تجسم عینی یافت. خامنهای از تجربهٔ حزبالله در لبنان آموخت که یک گروه مقاومت کوچک میتواند ضربهٔ سنگینی به آمریکا و اسرائیل بزند و این الگو را در سراسر منطقه تکثیر کرد.
۱. مبانی فکری و معرفتی
خامنهای مطالعات تاریخی جدی در سه حوزهٔ تاریخ جهان، تاریخ اسلام و تاریخ ایران داشت. او مطالعات پسااستعماری را دنبال کرده بود و به همین خاطر به غربِ سلطهگر و استعماری بدبین بود. دشمن اصلی را نه یک دولت خاص، که «نظام سلطه» میدانست و خلع سلاح به قیمت بهشت اقتصادی دروغین را یک فریب میخواند. این نگاه از شاگردی در مکتب امام خمینی، مباحثه با روشنفکرانی چپخوانده چون جلال آل احمد و علی شریعتی، و مطالعهٔ کتب «تاریخ جهان» مانند جواهر لعل نهرو نشأت میگرفت. حاصل این مطالعات، «بیاعتمادی مطلق به غرب» و درک این مطلب بود که ماهیت نظم جهانی بر اساس سلطهگر و سلطهپذیر میچرخد.
احاطه به تاریخ ایران به او فهماند که «ایران در چهارصد سال گذشته یک سابقهٔ تحقیر دارد» – از سقوط صفویه تا از دست دادن هرات، افغانستان و بحرین. از این رو معماری امنیت ملی خود را با ملاحظهٔ «تنهایی استراتژیک ایران» و راهبرد «ایران قوی» بنا کرد.
خامنهای از روشنفکران ایران بیست تا بیست و پنج سال جلوتر بود. او در سال ۱۳۶۸، هنگامی که جهان تکقطبی و فروپاشی شوروی را تجربه میکرد، برخلاف بسیاری که تنشزدایی و خلع سلاح را نسخهٔ نجات میدانستند، مسیر توسعهی بازدارندگی ایران و «ایران قوی» را برگزید.
۲. دکترین شهادت؛ ریشه در عاشورا
پیش از پرداختن به اقدامات عملی، باید به بنمایهٔ اعتقادی این معماری اشاره کرد: دکترین شهادت. خامنهای مبتنی بر این دکترین کنش کرد – و مرگ خودش را که «آخرین تیر ترکش» او بود، خرج پروژهٔ امنیت ملی ایران کرد. این دکترین ریشه در عاشورا دارد. از میان همهٔ امکانات برای خروج از کشور (رفتن به روسیه یا پناهگاههای بتنی عمیق)، او تصمیم گرفت در دفتر کار خودش در سطح زمین بماند و مانند مردم عادی در انجام اعمال روزانهاش باشد. او آگاهانه به پیشواز شهادت رفت و این آخرین قدم را به عنوان بخشی از معماری امنیت ایران برداشت. شهادت رهبر، آخرین حلقهٔ بازدارندگی بود؛ زیرا چهرهٔ او به نماد مقاومت تبدیل شد و حذف فیزیکیاش، برخلاف میل دشمن، بسیج ملی را تشدید کرد.
۳. اقدامات عملی در حوزهٔ قدرت و بازدارندگی
الف) حفظ ارتش ملی
در زمان دفاع مقدس، در کنار شهید چمران و دیگر فرماندهان ایستاد و اجازه نداد «ارتش شاهنشاهی» – که در واقع به خاطر نیروی انسانی و تعلق جغرافیایی یک «ارتش ملی» بود– نابود شود. این تصمیم، ستون فقرات دفاعی ایران را در جنگ تحمیلی حفظ کرد.
در ابتدای دوران زعامت و رهبری به بازسازی دفاعی پس از جنگ از طریق تقویت و توسعهی نهادها بهخصوص سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران پرداختند.
ب) طراحی «جبههٔ مقاومت»
با بهرهگیری از تجربهٔ حزبالله لبنان و فرماندهی شهید قاسم سلیمانی، شبکهای از گروههای مقاومت پرورش داد که هزینههای بازدارندگی را به سهمی ناچیز از بودجههای نظامی رقبا کاهش داد.
ج) توسعهٔ موشکی، پهپادی و هستهای
در دفاع مقدس، ایران تنها و غریب بود و هیچیک از قوانین بینالملل مشمولش نشد. درس بزرگ این بود: «ما چارهای نداریم جز اینکه روی پای خود بایستیم». خامنهای واقعگرا بود و مسئلهٔ بازدارندگی را از همین جنگ آموخت. او بر تقویت قوای دفاعی تأکید داشت – در نقطهٔ مقابل جریان توسعهگرای رمانتیک (که به «حاکمیت امنیت بر هر امری» توجه نداشت و به دنبال برونسپاری امنیت بود). جریان رمانتیک پیگیر خلع سلاح بود. جریان غالب در دولتهای سازندگی، اصلاحات و اعتدال – هر یک به شکلی – میگفتند «بدیم بره» و وعده میدادند که با زمین گذاشتن سلاحها، غرب دروازههای بهشت اقتصادی را میگشاید. اما خامنهای فهمید که خلع سلاح به معنی فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و پایان ایران است.
🆔@political_science14
هدایت شده از قدرت، امنیت و دولت ایران
از سال ۲۰۰۴ به بعد، خامنهای فضای تدافعی را به تهاجمی چرخاند و از توسعهٔ موشکها، پهپادها، غنیسازی (تا سطح فناوری صلحآمیز با قابلیت عبور سریع از آستانه) و هر آنچه حق دفاع ایران بود حمایت کرد. او میدانست که ایران بدون «قدرت آستانهای اتمی» در این منطقه توسط آمریکا و اسرائیل بلعیده میشود.
۴. نهادسازی و مردمپایه کردن امنیت
خامنهای نهادسازی را مهم میدانست و حفظ بقای نظام را مهمتر از هر امر و فردی میخواند. آنچه از بیرون «موازیکاری» به نظر میرسد (تأسیس و تقویت نهادهایی مانند مجمع تشخیص، شورای نگهبان و سپاه پاسداران)، در واقع شبکهای عامدانه و همپوشان برای ایجاد تابآوری و مقاومت است.
او همچون امام خمینی یک مؤلفهٔ دیگر به امنیت ایران افزود: امنیت مردمپایه. حتی در بحرانیترین لحظات، مشارکت سیاسی را تعطیل نکرد – انتخابات ریاستجمهوری در بحرانها برگزار شد – و به «بعثت دوبارهٔ ملت» امید داشت. تجربهٔ پس از شهادت او نشان داد که همان مردم – حتی آنان که با حاکمیت زاویه داشتند – در میدانهای اصلی شهر جمع شدند و پرچم جمهوری اسلامی و پرچم ملی را در دست گرفتند.
5. هنر عملیاتی: امنیت در طوفانزدهترین منطقه
هنر عملیاتی خامنهای، ایجاد «امنیت در طوفانزدهترین منطقه» بود. بدون عدول از استقلال، ماهیت دینی و مردمسالاری، و بدون لغزش به سمت استبداد داخلی (نشانهٔ آن: برگزاری منظم انخابات و عدم انحلال تشکلهای منتقد در شرایط عادی)، او ایران را در منطقهای که هر سی سال یک نظام فرو میپاشد، امن نگه داشت.
6. غیرت ملی و شجاعت
غیرت ملی او توأم با شجاعتش شد. به جای اینکه در مقابل آمریکا زانو بزند، از حق توسعهٔ موشکی و هستهای ایران کوتاه نیامد، در برابر مستکبران کرنش و تعظیم نکرد، جان خود را داد و ذلت را نپذیرفت. این همان معماری امنیت ملی بود که از موشک آغاز شد و به شهادت انجامید – و در آن، مرگ یک مرد نیز به ابزاری برای بازدارندگی تبدیل گردید.
🆔@political_science14