eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
‌جناب آقای زیباکلام، ‌گاهی آدم از کسی که سال‌ها عنوان استادی علوم سیاسی را با خود داشته، انتظار دارد دست‌کم حرمت چند واحد «تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی» را نگه دارد. اما در سخنان اخیر شما نه کلام چندان زیباست و نه محتوایش چندان عالمانه. ‌فرم استدلال شما ساده است: «اگر سلاح هسته‌ای استفاده نمی‌شود، پس به چه درد می‌خورد؟ اگر موشک آزادی و رفاه نمی‌آورد، پس چرا باید موشک داشت؟» این، نقد سیاست امنیتی نیست؛ ساده‌سازی کودکانه مفهوم بازدارندگی است. سلاح بازدارنده را برای جشن ملی، رفاه عمومی، باز شدن زندان، یا شادی شهروندان نمی‌سازند. برای این می‌سازند که طرف مقابل نداند هزینه تعرض، حمله، اشغال، تخریب زیرساخت یا تغییر رژیم چقدر بالا خواهد بود. بیمه خانه هم مدرسه نمی‌سازد، بیمارستان نمی‌سازد، زندانی سیاسی آزاد نمی‌کند؛ اما وقتی آتش‌سوزی آمد، نبودنش معنای دیگری پیدا می‌کند. ‌شما می‌پرسید موشک‌ها زندان اوین را بسته‌اند؟ خیر. همان‌طور که ارتش آلمان، نیروی هوایی فرانسه، زیردریایی‌های بریتانیا و سامانه هسته‌ای اسرائیل هم قرار نیست زندان ببندند یا انتخابات آزاد برگزار کنند. آزادی سیاسی محصول نهاد سیاسی، قانون، جامعه مدنی، تفکیک قوا و پاسخگویی است. امنیت سخت نیز کارکرد دیگری دارد. مشکل شما این است که با ابزارهای یک حوزه، پرسش‌های حوزه دیگر را می‌سنجید و بعد از آن نتیجه اخلاقی می‌گیرید. ‌اگر بنا باشد با منطق شما حرف بزنیم، باید بپرسیم: آیا ارتش اسرائیل برای شهروندان اسرائیلی عدالت اجتماعی آورده؟ آیا هزینه نظامی عربستان آزادی سیاسی آورده؟ آیا بودجه دفاعی آمریکا زندان‌های آمریکا را بسته؟ روشن است که نه. اما هیچ دانشجوی جدی روابط بین‌الملل از این پاسخ نتیجه نمی‌گیرد که پس دولت‌ها در محیط ناامن نباید ابزار بازدارندگی داشته باشند. ‌قبل از انقلاب ایران، یعنی در همان منطقه‌ای که شما گویی آن را با سوئیس اشتباه گرفته‌اید، عربستان در سال ۱۹۷۸ حدود ۱۶.۷۴ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع می‌کرد. اسرائیل در همان سال حدود ۲۲.۸۹ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع می‌کرد. این ارقام برای قبل از انقلاب است، نه محصول جمهوری اسلامی، نه سپاه، نه ادبیات موشکی امروز. منطقه از همان زمان منطقه‌ای امنیتی، مسلح، بی‌اعتماد و پرهزینه بوده است. ایران نه در شمال با لوکزامبورگ همسایه است، نه در شرق با نروژ، نه در غرب با کانادا. ایران با عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان مرز زمینی دارد و در جنوب نیز در خلیج فارس و دریای عمان با شبکه‌ای از رقابت‌های امنیتی، پایگاه‌های خارجی، دولت‌های مسلح و ائتلاف‌های متغیر روبه‌روست. ‌در چنین محیطی، سخن گفتن از امنیت بدون توجه به جغرافیا، همسایگان، جنگ تحمیلی، فروپاشی نظم منطقه‌ای، حضور آمریکا، قدرت هسته‌ای اعلام‌نشده اسرائیل، قدرت هسته‌ای پاکستان، و بی‌ثباتی مزمن پیرامونی، بیشتر شبیه خطابه اخلاقی است تا تحلیل علوم سیاسی. ‌بله، می‌توان و باید درباره هزینه فرصت برنامه موشکی بحث کرد. بله، می‌توان پرسید چرا توسعه، سلامت، آموزش و رفاه در ایران قربانی امنیتی‌سازی شده است. بله، می‌توان نقد کرد که چرا توازن میان امنیت سخت، دیپلماسی، اقتصاد و آزادی سیاسی از بین رفته است. اما این نقد یک چیز است، و گفتن اینکه «چون موشک زندان اوین را نبسته پس به درد نمی‌خورد» چیز دیگر. اولی تحلیل است؛ دومی شعار است. ‌مشکل اصلی این است که شما نقد حکمرانی را با نفی ابزار بازدارندگی یکی می‌گیرید. می‌توان همزمان منتقد فضای بسته سیاسی داخلی بود و ضرورت دفاع ملی را فهمید. می‌توان همزمان منتقد هزینه‌های غیرشفاف بود و دانست کشوری با این جغرافیا، این تعداد مرز زمینی، این همسایگان، این تجربه جنگ، و این موازنه هسته‌ای نامتقارن در منطقه، نمی‌تواند با پند اخلاقی و آرزوی صلح زندگی کند. ‌از قضا این همان جایی است که فقر نظری خود را نشان می‌دهد. علوم سیاسی فقط سخنرانی درباره آزادی و توسعه نیست. علوم سیاسی فهم نسبت قدرت، نهاد، تهدید، جغرافیا، موازنه، بازدارندگی و دولت است. کسی که میان «کارکرد آزادی‌ساز نهاد سیاسی» و «کارکرد بازدارنده توان نظامی» فرق نمی‌گذارد، از ابتدایی‌ترین تمایزهای تحلیلی عبور کرده است. ‌طنز تلخ تاریخ دانشگاه ما همین‌جاست. پس از انقلاب فرهنگی، بسیاری از استادان و سنت‌های جدی علمی حذف شدند و دانشگاهی شکل گرفت که در آن گاهی وفاداری، شهرت رسانه‌ای یا ساده‌سازی سیاسی جای دقت مفهومی را گرفت. حاصلش همین است: کسی سال‌ها در دانشکده حقوق و علوم سیاسی می‌نشیند، اما درباره امنیت ملی چنان سخن می‌گوید که گویی ایران کشوری بی‌مرز، بی‌دشمن، بی‌تاریخ، بی‌جنگ و بی‌محیط راهبردی است ‌با آرزوی سلامتی ‌حسین 🆔@world_order
🔹مهدی خراتیان: ‌سخنان بسیار مهم لاوروف در مصاحبه با RT عربی در حاشیه اجلاس اقتصادی سنت پترزبورگ، نقطه عطفی مهم در سیاستهای اعلامی مسکو پیرامون معاهده عدم اشاعه و دکترین هسته ای جمهوری اسلامی ایران است. این سخنان موید نظریه امکان "گفتگوی راهبردی" تهران و مسکو پیرامون امکان استناد ایران به ماده ۱۰ NPT،خروج از آن و در صورت لزوم تغییر دکترین هسته ای ایران است. پیش از این جریانهای غربگرا مستند به مواضع پیشین روسیه این امر را محال و خط قرمزی آهنین و غیرقابل انعطاف ترسیم مینمودند، اما سخنان خاص و منحصر بفرد اخیر لاروف نشان داد که مسکو موضع خود را در این مورد از "چراغ قرمز" به "چراغ زرد" تغییر داده است. لارورف در بیانات مهم خود جملاتی را بر زبان رانده است که از یک طرف هشداری به اطراف آمریکایی/اسراییلی است،با این مضمون که ادامه این مسیر یعنی تهدید دائمی نظامی و اطلاعاتی ایران، تهران را ناگزیر به سمت سلاح اتمی سوق خواهد داد. و از طرف دیگر، سیگنالی به تهران است که مسکو شرایط خطیر تهران را درک میکند و در این مورد باب گفتگو بسته نیست. در سخنان لاوروف میخوانیم: "تا قبل از حمله به ایران در ژوئن ۲۰۲۵، تمام سطوح رهبری ایران حول فتوای رهبر ترور شده این کشور، آیت‌الله علی حسینی خامنه‌ای، متحد و هم‌عقیده بودند.این اقدام یک ترور سیاسی بود. و اگر چیزی بتواند ذهنیت نخبگان ایران و به طور کلی افکار عمومی این کشور را در قبال تعهد به اصل«عدم تولید سلاح هسته‌ای»تغییر دهد، همین تجاوز نظامی است: اقداماتی که آمریکا و اسرائیل انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند و فاقد هرگونه توجیه منطقی هستند." وی در ادامه ضمن تبیین تجربه تلخ لیبی (رها کردن برنامه هسته ای و در نهایت سقوط قذافی و تجزیه لیبی)بیان میدارد: "این همان منطقی است که بارها کشورهای در حال توسعه در مورد آن با ما سخن گفته اند" که اشاره ای مستقیم به گفتگو حول بازدارندگی هسته ای است. در ادامه لاوروف نقطه مقابل تجریه لیبی یعنی کره شمالی را مثال زده و نشان میدهد که اشاره وی به تاریخچه تلخ لیبی چه معنایی دارد: "کره شمالی را در نظر بگیرید. این کشور عضو معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای(NPT) نیست. آنها به این نتیجه رسیدند که بدون سلاح هسته‌ای، به کلی از روی نقشه محو خواهند شد. کره شمالی‌ها بر اساس همین انتخاب عمل کردند و حالا کسی هم مزاحمشان نمی‌شود." لاوروف یک دیپلمات کارکشته و هوشمند در انتخاب کلمات است و خوب میداند که صحبت از تجربه لیبی و قرار دادن تجربه کره در برابر آن چه معنا و هشداری برای مقامات ایران دارد. این دو مثال نشان میدهد که روسیه از تبعات ژئوپولتیک فروپاشی ایران ناشی از فرسایش بازدارندگی آن و تسلط آمریکا بر جنوب روسیه بشدت نگران است،تا جایی که تعهد روسیه به اعمال قانون عدم اشاعه را تحت الشعاع خود قرار دهد. وی در ادامه میگوید: "من پیشنهاد نمی‌کنم که همه کشورها این مسیر(مسیر کره شمالی)را دنبال کنند. اما در مورد ایران، هیچ‌گاه هیچ شکی وجود نداشته است." اینجا لاوروف گفتمانی که در ایران اخیرا رواج پیدا کرده است را هدف گرفته است: اگر قرار بر این باشد که تقید ایران بهNPT هیچ فایده ای نداشته باشد،چرا ایران به سمت سلاح اتمی حرکت نکند؟ لاروف با واژه "اما"،تلویحا ایران را از موضع عدم حرکت به سمت سلاح هسته ای مستثنا کرده است. به عبارتی از منظر لاوروف، تفید ایران به NPT و در عین حال مورد اتهام قرارگرفتن و مورد حمله واقع شدن ایران، تهران را در وضعی استثنایی قرار داده است: "آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) به طور منظم در گزارش‌های خود اعلام کرده که هیچ نشانه‌ای از انحراف هر بخش از برنامه هسته‌ای یا انرژی ایران به سمت اهداف نظامی وجود ندارد. و تا به امروز، هیچ‌کس هیچ مدرکی خلاف این ادعا ارائه نکرده است.با این حال، واشنگتن اتهام بی‌اساس زده است." قرار دادن این سخنان بیسابقه لاوروف در کنار حمایتهای پوتین از ایران در سخنان خود در این اجلاس و تکرار آمادگی مسکو جهت میانجیگری در جنگ، موید نکاتی است که پبش از این بارها آنرا تکرار کردیم: تهران باید وارد گفتگوی راهبردی و کلان با مسکو شده و در صدر موضوعات به دکترین هسته ای خود و همچنین نحوه حل و فصل جنگ و معماری امنیتی خلیج فارس (بر اساس ابتکار امنیت جمعی روسیه) بپردازد. این تعامل عینا باید در پکن هم پیگیری شود. جریانهای غربگرا در مورد تحلیل رفتار پکن و مسکو همواره اشتباه کرده و گزاره های نادرستی را ترویج کرده اند، که سخنان اخیر لاوروف باطل کننده یکی از مهمترین آنهاست. البته این سخنان به معنای "موافقت" روسیه با توسعه سلاح اتمی ایران نیست، اما فتح بابی مهم جهت تحدید تبعات خروج احتمالی ایران از NPT و جلوگیری از تبعات فصل هفتمی آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. https://x.com/i/status/2063383316351648201 🆔@world_order
🔴پایان ترس از ابرقدرت؛ دکترین نظامی جدید ایران برای رویارویی مستقیم با آمریکا و عبور از خط قرمز هرمز / اسرائیل هیوم 🔴تغییر قواعد بازی 🔴تبادل آتش میان نیروهای ایرانی و آمریکایی در خلیج فارس طی روزهای گذشته، یک رویداد گذرا نیست، بلکه نشان‌دهنده یک رویکرد استراتژیک جدید از سوی تهران برای بازسازی بازدارندگی در برابر ایالات متحده و تثبیت وضعیت موجود در تنگه هرمز است. الگوی تنش‌های اخیر نشان می‌دهد که هرگاه تهران احساس کند شناورهای تحت حمایت آمریکا یا نیروی دریایی این کشور واقعیت‌های جدید در تنگه هرمز را به چالش می‌کشند، علیه آن‌ها اقدام می‌کند. این اقدامات با پاسخ‌های سنجیده آمریکا به تأسیسات نظامی ایران روبه‌رو می‌شود و متعاقباً با حملات محدود ایران به پایگاه‌های آمریکایی در کویت و بحرین ادامه می‌یابد. 🔴اگرچه هر دو طرف تمایلی به ورود به یک جنگ تمام‌عیار ندارند و مایلند تنش‌ها را کنترل کنند، اما تداوم این وضعیت بدون تفاهم دیپلماتیک خطر خارج شدن کنترل را به شدت افزایش می‌دهد. ایران توانایی تحمل چندین ماه محاصره دریایی توسط آمریکا را دارد و با آمادگی برای افزایش سطح پاسخ‌های خود، درصدد ایجاد یک معادله بازدارندگی است تا واشنگتن را پیش از هرگونه اقدام نظامی یا تغییر قوانین بازی به تجدیدنظر وادارد. ایران حاکمیت و آزادی عمل خود را در منطقه تحمیل خواهد کرد. 🔴فروپاشی دکترین نیابتی 🔴نگاه استراتژیک تهران فراتر از مسئله تنگه هرمز است. فروپاشی مفهوم «دفاع پیش‌دستانه» که بر پایه بازدارندگی شبکه‌ای از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای در برابر اسرائیل و ممانعت از حمله مستقیم به خاک ایران استوار بود، رهبران ایران را به بازبینی اساسی در دکترین امنیت ملی خود واداشته است. با درک این واقعیت که نیروهای نیابتی دیگر نمی‌توانند لایه محافظتی استراتژیک گذشته را فراهم کنند، ساختار تصمیم‌گیری ایران به این نتیجه رسیده است که مؤثرترین راه برای ممانعت از اقدامات نظامی آینده آمریکا یا حمایت واشنگتن از حملات مجدد اسرائیل، ایجاد یک معادله بازدارندگی مستقیم با خود ایالات متحده است. 🔴برخلاف گذشته که رهبری ایران تا حد امکان از رویارویی مستقیم و مستمر با واشنگتن پرهیز می‌کرد، امروز آمادگی و تمایل بیشتری برای پذیرش و حتی آغاز تنش‌های کنترل‌شده با آمریکا وجود دارد. منطق این دکترین جدید بر این اصل استوار است که تنها با به نمایش گذاشتن هزینه‌های گزاف یک رویارویی مستقیم، می‌توان بر محاسبات و تصمیم‌گیری‌های آینده ایالات متحده تأثیر گذاشت و از موجودیت نظام حاکم دفاع کرد. ایران تهدید حضور آمریکا در خلیج فارس را حفظ می‌کند. 🔴الگوی کره شمالی 🔴تهران به دنبال جنگی بی‌پایان با واشنگتن نیست، بلکه قصد دارد دستاورد اصلی خود در نبردهای اخیر، یعنی بقای رژیم و حفظ کامل توانمندی‌های نظامی‌اش را به اهرمی برای چانه‌زنی تبدیل کند. در این چارچوب، گزینه اختلال در ترافیک دریایی تنگه هرمز یا انسداد کامل آن در مواقع بحرانی، همچنان به عنوان یکی از حیاتی‌ترین ابزارهای نفوذ و ارکان اصلی بازدارندگی ایران در قبال دولت‌های آینده آمریکا باقی خواهد ماند. با این حال، مسئله اصلی این است که آیا تهران به این سطح از بازدارندگی بسنده خواهد کرد یا خیر. با تداوم بحث‌های داخلی در ایران پیرامون درس‌های جنگ اخیر و آینده دکترین امنیت ملی، مؤلفه هسته‌ای بیش از گذشته برجسته شده است. 🔴اگر در گذشته برنامه هسته‌ای عمدتاً به عنوان یک برگ برنده در مذاکرات و ابزاری برای تثبیت موقعیت ایران به عنوان یک دولت در آستانه هسته‌ای نگریسته می‌شد، اکنون این برنامه در چارچوبی کلان‌تر و به عنوان ابزار بازدارندگی مستقیم علیه ایالات متحده تعریف می‌شود. در این فضا، مدل هسته‌ای کره شمالی به عنوان یک مرجع کلیدی در مباحث استراتژیک تهران مطرح شده است تا امنیت مطلق نظام را تضمین کرده و مانع تحمیل هرگونه جنگ آینده شود. 🆔@world_order
🔰مرروی بر«جستارهایی درباب تاریخ هنرومعماری دردوره آغازین مدرن»؛ روایتی از «شهر آغازین مدرن»/ بناهای دوره صفویه اصفهان چگونه قدرت را مرئی می‌کردند؟ 🔸ترجمه فارسی کتاب «جستارهایی در باب تاریخ هنر و معماری در دوره آغازین مدرن» اثر سوسن بابایی و ترجمه مصطفی امیری، با عبور از روایت‌های سنتی، افق تازه‌ای برای فهم نسبت هنر، معماری، شهر و قدرت در ایران صفوی می‌گشاید. 🔸اهمیت خبری این انتشار کتاب فقط در دسترس‌پذیرشدن مقالاتی پراکنده در بازه‌ای نزدیک به سه دهه نیست؛ بلکه یک سازوکار میان‌رشته‌ای به زبان فارسی است، ساختاری که مطالعات صفوی را به گفت‌وگوهای بزرگ‌تری مانند نظریه فضا، تاریخ شهرهای امپراتوری و بازاندیشی مدرنیته‌های غیراروپایی وصل می‌کند. از این منظر، کتاب می‌تواند مرزهای رایج میان تاریخ سیاسی، تاریخ هنر، معماری و مطالعات فرهنگی را در پژوهش ایرانی کمرنگ کند و به‌ویژه برای دانشگاه‌ها، پژوهشکده‌ها و بدنه اصفهان‌پژوهی نقش «متن مرجع» پیدا کند؛ متنی که به جای توصیف سبک و تزئین، پرسش‌های سخت‌تری را پیش می‌کشد: قدرت چگونه در فضا مستقر می‌شود؟ تشیع چگونه در شهر «کالبد» می‌یابد؟ و شهر دوره صفوی چگونه به صحنه تولید و بازتولید نظم اجتماعی تبدیل می‌شود؟ این کتاب به همت مرکز اصفهان‌شناسی و خانه ملل شهرداری اصفهان و توسط انتشارات سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان به چاپ رسیده است؛ انتخابی معنادار که نشان می‌دهد نهادهای شهری اصفهان نیز به ضرورت پیوند «میراث» با «روش‌های نوین خوانش میراث» واقف شده‌اند. 🔸یکی از ابعاد مهم کتاب، قرار دادن اصفهان در متن تاریخ جهانی شهرهای امپراتوری است که قبلاً به آن اشاره کردم. از سوی دیگر، بابایی با این رویکرد تصویری متفاوت از مفهوم «مدرنیته» نیز ارائه می‌دهد. او تلویحاً این ایده را به چالش می‌کشد که برنامه‌ریزی شهری، سازمان فضایی کلان یا شکل‌گیری فرهنگ شهری پیچیده، صرفاً پدیده‌ای اروپایی بوده است. اصفهان صفوی در آثار او نمونه‌ای از شکل‌گیری نوعی مدرنیته شهری غیراروپایی است؛ مدرنیته‌ای که بر پایه پیوند میان تشیع، سلطنت، تجارت و فرهنگ بصری شکل گرفته بود. به همین دلیل، کتاب نه فقط درباره صفویه، بلکه درباره بازاندیشی در تاریخ جهانی شهر و مدرنیته نیز هست. در نهایت، اهمیت جایگاه اصفهان در این کتاب از آن روست که بابایی از خلال این شهر، امکان نوعی بازنویسی تاریخ صفوی را فراهم می‌کند. 🔸یکی از مهم‌ترین تأثیرات احتمالی این ترجمه، گسترش مفهوم «فرهنگ بصری» در مطالعات ایرانی است؛ بابایی نشان می‌دهد که میدان نقش جهان، چهارباغ، مسجد، بازار و کاخ را نباید صرفاً مجموعه‌ای از بناها دانست، بلکه باید آنها را بخشی از یک نظام دیداری و فضایی فهمید که اقتدار صفوی را مرئی می‌کرد. در نگاه او، قدرت در دوره صفوی نه فقط نوشته و گفته می‌شد، بلکه «دیده» و «تجربه» نیز می‌شد. این رویکرد می‌تواند افق تازه‌ای برای مطالعات مربوط به تشیع، آیین، فضا و معماری در ایران بگشاید و پژوهشگران را به سمت مطالعه «سیاستِ فضا» و «معماری اقتدار» سوق دهد. ibna.ir/x6Hjt @ibna_official
‌انرژی تا آگوست، آمریکا را وادار به انتخاب می‌کند ‌✍️ عبداله باباخانی ‌ترامپ به محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا پی برده است و به همین دلیل احتمال ورود به جنگی مشابه سناریوی «جنگ ۳۹ روزه» را کاهش داده است. همان‌گونه که روسیه در اوکراین با واقعیت‌های میدان مواجه شد، آمریکا نیز در صورت درگیری گسترده در منطقه هرمز با محدودیت‌ها و هزینه‌های سنگین روبه‌رو خواهد شد. ‌برای خروج از این بن‌بست و حل معادله انرژی، واشنگتن عملاً با دو گزینه مواجه است: ‌ارائه امتیازاتی فراتر از برجام به ایران در حوزه‌های مختلف؛ ‌یا تکیه بر روش‌های غیرمتعارف و غیرکلاسیک در صورت وقوع یک رویارویی جدید. ‌تا ماه آگوست، ظرفیت بازار انرژی برای تحمل قیمت‌های زیر ۱۰۰ دلار به نقطه تصمیم‌گیری خواهد رسید و دولت ترامپ ناچار به انتخاب یکی از این مسیرها خواهد شد. ‌در هر دو سناریو، «ترامباچف» برای ترامپ بیش از پیش معنا پیدا می‌کند؛ همان‌گونه که گورباچف در پایان دوران اتحاد جماهیر شوروی نقشی تاریخی ایفا کرد، ترامپ نیز در حال رقم زدن آغاز افول هژمونی نظامی آمریکا است و تعداد سررسید تاریخ های عمل نکرده اش در کنار ضعف نظامی که نشان دادند، در آینده سونامی سقوط آمریکا بعنوان لیدر جهان را سرعت خواهد بخشید. 🆔@world_order
دکتر علی صمدزاده: زیمت، افسر سابق موضوع ایران در موساد و مدیر میز ایران در موسسه INSS: "یک تحلیلگر ایرانی امروز صبح به‌خوبی بازتاب‌دهنده روحیه حاکم بر رهبری کنونی ایران است: رادیکال، فاقد محدودیت، متعهد به حزب‌الله و گفتمان "مقاومت" و سرشار از اعتماد به نفس." آنچه در حمله ایران به اسرائیل بیش از خودِ عملیات اهمیت دارد، پیامی است که در آن نهفته است. سال‌ها تحلیلگران درباره دکترین بازدارندگی ایران بحث می‌کردند و بر این فرض بودند که تهران عمدتاً از موضعی واکنشی عمل می‌کند؛ بدین معنا که ابتدا ضربه‌ای را دریافت می‌کند و سپس در زمان و مکانی که خود انتخاب می‌کند پاسخ می‌دهد. اما آنچه اکنون مشاهده می‌شود، نشانه‌ای از یک تغییر مهم در این الگو است. ایران از طریق این اقدام نشان داده که دیگر خود را ملزم نمی‌داند منتظر حمله بماند و تنها پس از آن واکنش نشان دهد. آنچه اهمیت دارد، سطح اعتماد به نفس راهبردی‌ای است که در پسِ تصمیم ایران دیده می‌شود. کشورها زمانی قواعد بازی را تغییر می‌دهند که احساس کنند توازن قوا در محیط پیرامونی، توانمندی‌های داخلی و شرایط منطقه‌ای به آنها اجازه می‌دهد ابتکار عمل را در دست بگیرند. بنابراین، پیام اصلی این رویداد آن است که ایران خود را در موقعیتی می‌بیند که می‌تواند قواعد جدیدی را بر رقبایش تحمیل کند، نه اینکه صرفاً در چارچوب قواعدی عمل کند که دیگران بر او تحمیل کرده‌اند." https://x.com/A_Samadzadeh/status/2063896798071066713?s=20 🆔@world_order
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
دو ابزار بازدارندگی ایران با قدرتی در حد سلاح هسته‌ای جروزالم‌پست: ایران اکنون دو ابزار بازدارندگی در حد سلاح هسته‌ای دارد. ۱. اهرم تنگه هرمز؛ گذرگاه ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از ۲۸ فوریه با آغاز جنگ، ترافیک دریایی سقوط کرد؛ روزانه ۱۳ میلیون بشکه نفت در مخازن حبس شده است. قیمت نفت برنت از ۷۰ دلار به قله ۱۳۸ دلار رسید. قیمت بنزین در آمریکا با جهش ۴۵ درصدی به بالای ۴.۵۰ دلار رسید. ۲. جغرافیای اوراسیا و ترانزیت ضدآمریکایی کریدور شمال-جنوب (بمبئی تا سن‌پترزبورگ) و خط ریلی چین-ایران، تسلط دریایی آمریکا را دور می‌زند. خرید نفت تخفیف‌دار ایران با یوآن، موتور رقابت‌پذیری صنعتی چین است. این سلاح، نظم جهانی را از تک‌قطبی به چندقطبی تغییر می‌دهد. نتیجه اگر جنگ بر سر کلاهک هسته‌ای بود، توافقی شبیه برجام کارساز بود؛ اما نبرد بر سر دو سلاح هرمز و جغرافیا است؛ بنابراین هیچ توافقی برای غرب کارساز نیست. @TasnimNews
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 ماجرای جنگ۲ 👤 به‌روایت جواد موگویی 📽 روایت هجدهم: لامرد ۷۲۰k 🕒 انتشار امروز ساعت ۱۶:۳۰ 🌐 @majaraa_media
هدایت شده از خط انرژی
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺مذاکره و جنگ را از پوتین یاد بگیرید 🔹احسان حسینی: اشتباه ما این است که فکر می‌کنیم برای امتیازگیری از آمریکا باید جنگ را متوقف کنیم، آتش‌بس کنیم و بعد وارد مذاکره شویم. 🔹در حالی که مذاکره و جنگ باید همزمان باهم انجام شود و تا وقتی ایران امتیازی دریافت نکرده، جنگ را نیز پایان ندهد. دقیقا مشابه کاری که پوتین در جنگ اوکراین انجام می‌دهد. 🌐 مصاحبه کامل را در آپارات خط انرژی ببینید. @khate_energy
⚫️ترامپ:من همین الان از ارتش بزرگمان اطلاعاتی دریافت کردم مبنی بر اینکه دیشب ایرانی‌ها یکی از هلیکوپترهای پیشرفته آپاچی ما را در حین گشت‌زنی بر فراز تنگه هرمز سرنگون کردند. دو خلبان در این هلیکوپتر بودند و هر دو سالم و بدون آسیب هستند. ▪️با این وجود، ایالات متحده باید بدون هیچ شکی به این حمله پاسخ دهد. از توجه شما به این موضوع متشکرم
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
هشدار عراقچی نسبت به هرگونه خطای احتمالی دشمن در خلیج فارس: دیپلماسی را ترجیح می دهیم اما سخن گفتن به زبان های دیگر را نیز می دانیم وزیر امور خارجه: 🔹تنگه هرمز در آب‌های بین‌المللی قرار ندارد، بلکه میان ایران و عمان مشترک است و هزاران مایل از سواحل ایالات متحده فاصله دارد. مرزهای دریایی کاملاً روشن و بدون ابهام هستند. 🔹نیروهای مسلح قدرتمند ما به‌طور مستمر در حالت آماده‌باش قرار دارند تا با هرگونه نقض حریم هوایی، زمینی یا دریایی ایران مقابله کنند. 🔹نیروهای خارجی که در نزدیکی قلمرو ما قرار دارند، همواره در معرض خطر هستند؛ چه به‌سبب خطاهای انسانی خود، چه حوادث ساده، و چه احتمال گرفتار شدن در تبادل آتش. 🔹برای کاهش این خطرات، بهترین راه آن است که نیروهای خارجی هرچه سریع‌تر این منطقه را ترک کنند؛ منطقه‌ای که هرگز پذیرای حضور دشمنان نخواهد بود. 🔹ایران زبان دیپلماسی را ترجیح می‌دهد؛ با این حال، همان‌گونه که رزمندگان شجاع ما به جهانیان نشان داده‌اند، ما به زبان‌های دیگر نیز سخن گفتن را به‌خوبی می‌دانیم. @JahanTasnim