eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
سیما شاین، رئیس برنامه ایران و محور شیعی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در گفتگو با رادیو 103FM اسرائیل در اظهاراتی که در آن به وضعیت مذاکرات هسته‌ای با ایران اشاره نمود، عنوان کرد که تهران در این مرحله از رویارویی دیپلماتیک، دست بالا را داشته و احتمال برنده شدن آن در این درگیری بالاست. او در همین راستا افزود: واشنگتن فاقد استراتژی روشن و منسجم برای رسیدن به توافق است. وی توضیح داد که ترامپ عملاً رویکرد دو مرحله‌ای ایران را پذیرفته یعنی نخست رفع تنش در تنگه هرمز و توقف درگیری‌ها، و سپس ورود به مذاکرات بی‌پایان درباره پرونده هسته‌ای؛ او این مسیر را در صورت تحقق، شکستی استراتژیک برای آمریکا ارزیابی کرد. شاین همچنین اشاره کرد که بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های ترامپ که طی دو هفته گذشته مدام موضعش را تغییر داده، نه‌تنها قدرت بازدارندگی آمریکا را تضعیف کرده، بلکه اعتماد طرف ایرانی را نیز به‌کلی از بین برده است. شاین در ادامه به نقش اروپا پرداخت؛ بازیگری که از همان ابتدا پشت در مانده و کسی با او مشورت نکرده است. او اروپایی‌ها را «واقعاً ناتوان» توصیف کرد؛ ناتوان همیشگی، که حالا از همیشه ناتوان‌ترند. از دیدگاه وی، ایران با موفقیت پرونده هسته‌ای را به حاشیه رانده و آن را به جایگاه دوم اولویت‌های خود تنزل داده، در حالی که آمریکا ابزار فشار کافی برای تغییر این معادله را در اختیار ندارد. وی در پایان هشدار داد که ایران پس از جنگ، قصد بازگشت به وضعیت پیشین در تنگه هرمز را ندارد و به دنبال دریافت نوعی عوارض عبور از این آبراه است؛ نتیجه‌ای که شاین آن را با این جمله خلاصه کرد: «احتمال دارد هرگز توافق هسته‌ای‌ای منعقد نشود.» منبع: https://www.maariv.co.il/news/world/article-1331474 🆔@world_order
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر موسسه مطالعات امنیت ملی و رئیس سابق میز ایران در نهاد اطلاعاتی نظامی اسرائیل در خصوص اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر حمله مجدد به ایران در تحلیلی در حساب کاربری‌اش در ایکس نوشت: نه تهدیدها و نه حتی حمله نظامی آمریکا به‌احتمال زیاد ایران را از موضع فعلی خود عقب نخواهد راند؛ به‌ویژه زمانی که تهران، واشنگتن را بازیگری متناقض و غیرقابل اعتماد در پایبندی به تعهداتش می‌داند. بازگشت به یک رویارویی نظامی گسترده‌تر، احتمال دستیابی به توافق دیپلماتیک را کاهش می‌دهد، نه افزایش. از نگاه ایران، تحولات اخیر در حوزه دریایی نیز از هم‌اکنون به‌عنوان نقض چارچوب آتش‌بس تلقی می‌شوند. ممکن است بسیاری از مواضع ایران را ناامیدکننده بدانند، اما اگر هدف رسیدن به توافق بود، منطقی‌تر آن بود که افرادی مانند آقای خامنه‌ای، به‌عنوان تصمیم‌گیر نهایی و علی لاریجانی، که در گذشته نقشی مهم در پر کردن شکاف‌های میان طرف‌ها ایفا کرده بود، همچنان در معادله حفظ می‌شدند. اگر هدف اصلی سرنگونی نظام بود، اساساً مذاکره با آن چه توجیهی داشت؟ وضعیت کنونی نتیجه مستقیم بی‌اعتمادی عمیق دو طرف به یکدیگر و در عین حال درک فزاینده این واقعیت است که ادامه وضع موجود پایدار نیست. در صورت عدم دستیابی به توافق در آینده نزدیک، احتمال تشدید تنش‌ها افزایش خواهد یافت؛ هرچند تشدید تنش به‌تنهایی بعید است ایران را به ارائه امتیازات معنادار وادار کند. جمع‌بندی ماجرا این است که هیچ عملیات نظامی، چه محدود و چه گسترده، چه کوتاه‌مدت و چه طولانی‌مدت، احتمالاً قادر نخواهد بود ایران را وادار کند توافقی را بر اساس شروط آمریکا بپذیرد. محتمل‌تر آن است که واکنش ایران، طرفین را بیش از پیش از مسیر دیپلماسی دور کند. این واقعیتی است که دولت آمریکا امروز با آن روبه‌روست. اگر دونالدترامپ واقعاً خواهان توافق باشد، ناگزیر باید دست‌کم بخشی از مطالبات بنیادین ایران را در نظر بگیرد. در غیر این صورت، باید خود را برای یک تقابل طولانی‌مدت آماده کند، نه یک راه‌حل مبتنی بر مذاکره. منبع: https://x.com/i/status/2064804731177079125 🆔@world_order
🔹مجید شاکری: تنها راه دفاع از توليد و صادرات نفت ايران، حمله پيش دستانه به ظرفيت توليد نفت در منطقه است. خصوصا نقطه آغاز دستكم به چهار دليل فجيره است. https://x.com/Majidshakeri8/status/2065051802261725583?s=20 🆔@world_order
⭕️جنگ رمضان از نگاه مرشایمر؛ ایران چگونه در جنگ با «دولت یاغی» آمریکا دست برتر را دارد؟ 🔴جان مرشایمر، دیروز برای حدود دو ساعت مهمان برنامۀ تاکر کارلسون و از ایران تا اوکراین به ارزیابی محیط بین‌الملل پرداخت. مهم‌ترین فقرات تحلیل او از جنگ ایران و آمریکا را در قالب یک گزارش مختصر این‌جا می‌آورم. 🔴مرشایمر آغاز این جنگ را یک خطای محاسباتی فاجعه‌بار برای واشنگتن و تل‌آویو می‌داند که دگرگونی ساختاری موازنه قدرت به نفع تهران را رقم زده است. به باور او، ایران پس از این رویارویی نه‌تنها تضعیف نخواهد شد، بلکه به لحاظ ژئوپلیتیکی و اقتصادی در جایگاهی به‌مراتب مستحکم‌تر از گذشته قرار می‌گیرد؛ در حالی که ایالات متحده و اسرائیل با آسیب‌های جبران‌ناپذیری روبه‌رو شده‌اند. 🔴مرشایمر با اتکا به سابقه نظامی خود تاکید می‌کند که اگرچه ارتش آمریکا نیرویی قدرتمند است، اما توانایی شکست قاطعانه ایران را ندارد. واشنگتن قادر نیست در مسیر تصاعد بحران و بالا رفتن از «نردبان تنش»، بر تهران غلبه کند. ایران با در اختیار داشتن زرادخانه‌ای عظیم از موشک‌ها و پهپادها و دسترسی به یک محیط به شدت غنی از اهداف متعلق به آمریکا و متحدانش، قدرت ضربه متقابل خود را تثبیت کرده است و هرگونه حمله به خاک خود را با ضرباتی سهمگین‌تر پاسخ خواهد داد. 🔴در نتیجه این ناتوانی آمریکا برای شکست ایران، معماری امنیتی و شبکه ائتلاف‌سازی آمریکا با شش کشور حاشیه خلیج فارس در هم شکسته است؛ چرا که کشورهای عربی به وضوح دریافتند واشنگتن نمی‌تواند از آن‌ها در برابر حملات محافظت کند. پایگاه‌های نظامی آمریکا آسیب جدی دیده‌اند و خروج این کشور از خاورمیانه به پیامدی قطعی تبدیل شده است. 🔴به باور او، واشنگتن با چهار هدف اولیه شامل مهار برنامه موشکی، قطع حمایت از حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها، توقف برنامه هسته‌ای و تغییر رژیم وارد این جنگ شد، اما در هر چهار مورد با شکست مطلق و دستاورد صفر مواجه گردیده است. 🔴در عرصه دیپلماسی و اقتصاد جهانی، مرشایمر با قاطعیت اعلام می‌کند که اکنون این ایران است که در «صندلی راننده» نشسته است. رئیس‌جمهور آمریکا تحت فشار خردکننده پیامدهای ویرانگر بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد بین‌الملل و خطر از دست دادن اکثریت در انتخابات میان‌دوره‌ای، به شدت مستأصل است و نیازی حیاتی به یک آتش‌بس فوری سی تا شصت روزه دارد. با این حال، تهران احساس قدرت می‌کند و حاضر به دادن هیچ امتیازی به ترامپ نیست. 🔴ایران برای توقف درگیری‌ها و بازگشایی آب‌راهه‌ها، خواستار آزادسازی بیست و چهار میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده خود و لغو کامل تحریم‌های فروش نفت در بازارهای جهانی است. از آنجا که واشنگتن هیچ اهرم فشاری برای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی در اختیار ندارد، ترامپ در یک بن‌بست عمیق گرفتار شده است. تنها راه پیش‌روی او برای جلوگیری از سقوط اقتصاد جهانی، اعمال بی‌سابقه‌ترین و تاریخی‌ترین فشارهای ممکن بر بنیامین نتانیاهو است تا تل‌آویو را مجبور به پذیرش شروط و توقف جنگ نماید. 🔴به باور مرشایمر، این پویایی ناشی از نتایج جنگ، شکافی عمیق میان آمریکا و اسرائیل ایجاد خواهد کرد. اسرائیلی‌ها اکنون دریافته‌اند که توافق هسته‌ای برجام یا حتی وضعیت پیش از آغاز جنگ، گزینه‌هایی بسیار مطلوب‌تر از شرایط اسفناک کنونی برای آن‌ها بوده است. 🔴تأمل‌برانگیزترین بخش این تحلیل، تغییر ماهوی جایگاه و تصویر بازیگران در نظام بین‌الملل است. مرشایمر استدلال می‌کند که در افکار عمومی جهان، اکنون ایالات متحده و اسرائیل به دلیل سیاست‌های مبتنی بر نسل‌کشی و ترورهای آشکار، نظیر ترور سپهبد سلیمانی، دقیقاً مشابه «دولت‌های یاغی» رفتار می‌کنند. 🔴در مقابل، ایران در این بحران به عنوان یک «شریک مسئولیت‌پذیر» و معقول‌ترین بازیگر در سیستم بین‌المللی ظاهر شده است. در کنار این اعتبار فزاینده سیاسی، جنگ اخیر واقعیت مهم دیگری را آشکار کرد: ایالات متحده و اسرائیل فاقد توانمندی نظامی برای نابودی مواد غنی‌شده و زیرساخت‌های هسته‌ای ایران هستند. 🔴از منظر مرشایمر، با اثبات این ناتوانی، عبور ایران از آستانه هسته‌ای و دستیابی به تسلیحات اتمی بسیار محتمل است. بدین ترتیب، تقابلی که قرار بود ایران را مهار کند، در نهایت موجب خواهد شد تا این کشور با اقتصادی رها شده از بند تحریم‌ها، تسلط بلامنازع بر شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی و یک توان هسته‌ای دست‌نیافتنی، به عنوان یک قدرت مشروع، قدرتمند و تثبیت‌شده در منطقه ظهور کند. 🔴لینک کامل گفت‌و‌گو را این‌جا می‌گذارم: ✅https://www.youtube.com/watch?v=TQvZaBQuT80 🆔@world_order
به گفته خبرگزاری فارس ظاهراً قرار است توافقی بین ایران و آمریکا به امضاء برسد. البته هنوز درباره چند و چون و مدت توافق خبری اعلام نشده است. اما در این باره بابد توجه داشت: - ترامپ از همین لحظه سعی خواهد کرد روایت تسلیم شدن ایران را بفروشد. - افکار عمومی که دغدغه وطن دارند نباید گول ترامپ را خورده و در زمین دشمن بازی کنند. - آن مقاماتی که بیش از صد روز است جنگ را مدیریت کرده‌اند، امروز نیز بیشتر از ما از وضعیت کشور آگاه هستند و وظیفه جامعه اعتماد به تصمیم‌گیران و فرماندهان نظامی و تصمیم‌گیران کلان است. - ائتلاف نتانیاهو- ترامپ به چیزی کمتر از تجزیه و فروپاشی اقتصادی و ایجاد جنگ داخلی در ایران راضی نبود. هر توافقی که بتواند این نقشه کثیف دشمن را برهم ریخته و باعث عبور کشور از این وضعیت شود، توافقی قابل قبول است. 🆔@world_order
هدایت شده از به وقت ایران
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تنش زدایی بی موقع با کشورهای عربی، مساوی است با شروع مجدد حمله آمریکا به ایران 👤 مهدی خراتیان؛ مدیر اندیشکده احیای سیاست 🔰برنامه 141 |21 خرداد 1405 🔹برنامه به وقت ایران - شبکه خبر 🔸 هرشب حوالی ساعت ۱۹:۳۰ 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @bevaqteiran
‌💠چند نکته درباره احتمال توافق ‌۱. جنگ یا توافقات پس از جنگ یک امر ملی است که ضرورتا باید از آن پشتیبانی کرد. تصمیم به جنگ یا توافق-عدم توافق نیز برآیندی از مقدورات و محدودیت‌ها است. آنچه اهمیت دارد این است که کشور از این جنگ بزرگ و میهنی سربلند خارج شود. به عقیده من هر توافقی که بتواند به عبور کشور از این وضعیت خطیر کمک کند باید مورد حمایت قرار گیرد. ‌۲. هر توافقی با ترامپ را باید کوتاه‌مدت و غیرقابل‌پیش‌بینی ارزیابی کرد؛ بنابراین، مفاد آن باید بگونه‌ای باشد که بتوان در کوتاه مدت بیشترین منفعت را از آن حاصل کرد. باید نقد در برابر نقد باشد! با ترامپ نباید نسیه معامله کرد! ‌۳. توافق موقت ماهیتا متزلزل است حتی اگر روی جزئیات تفاهم شده باشد! بنابراین نباید همه چیز را تمام شده دانست! ‌۴. ترامپ روایت جنگ را به صورت کامل باخت و می‌خواهد با پیروزی مطلق در روایت توافق آن را جبران کند. غالب شدن روایت توافق ترامپ، سیاست داخلی کشور را ملتهب خواهد کرد و به همان اندازه‌ای که جنگ شکاف‌ها را حول دفاع از میهن پر کرد توافق می‌تواند آن شکاف‌ها را بار دیگر ایجاد کند. به همین جهت، دستگاه دیپلماسی باید از انزوای رسانه‌ای خارج شود و پیوست رسانه‌ای قدرتمند، جامع و اقناع‌کننده‌ای طراحی و اجرا کند! ✍مصطفی نجفی 🆔@world_order
هدایت شده از بر پا
نه چپ نه راست 🔺نظام تصمیم گیری کشور که زیر نظر رهبران انقلاب تصمیمات مهم راهبردی را میگیرد نه چپ است نه راست. اما افراد و تحلیلگران تحلیلهای چپ و راست میدهند ، تحلیلهایی که هر دو نشان دهنده نوعی تحجر و جمود فکری است. متاسفانه اینها جلودارهای بخشی از جوانان ما شده اند و این خطرناک است. 🔺برخی از مسوولین و تحلیلگران متاسفانه تحلیلهایشان بوی غربگرایی میدهد. نوعی ترس از جنگ ، اینکه سخنان رهبر شهید درباره نفی مذاکرات از صدا و سیما پخش نشود، کرنش بی منطق مقابل کشورهای منطقه که سالها است سبک سیاست ورزیشان خون به دل جبهه مقاومت کرده، غزه خونش گردن اینها است، محاصره ایران با پایگاههای دشمن، عادی سازی با صهیونیستها و هزار مشکل دیگر، و باز هم این آقایان خیال میکنند با کوتاه آمدنهای نابجا چیزی در کیسه شان خواهد ماند، اینها عادت کرده اند به کار کردن با نظم آمریکایی. در حالیکه ایران نظم آمریکایی را به هم زده، آن را به چالش کشیده و الان در نقطه بی بازگشتی قرار گرفته. زمان بروز اقتدار جبهه مقاومت و طلوع تمدن نوین اسلامی است. 🔺در سمت مقابل هم جریان چپ وجود دارد. اینها زیر پرچم غرب ستیزی که دارند برای بسیاری از انقلابیون ناشناخته میمانند و ضربه های خطرناکی هم به حرکت انقلابیون میزنند‌. مثلا چند باری است که یکی از این افراد در برنامه پر مخاطب "به وقت ایران" دعوت میشود. خراطیان. او معتقد است شیعه مهم است نه امت اسلام. او به انصار الله یمن هم میتازد به دلیل آنچه به خیال خود کمک نکردن به لبنان میداند، او معتقد است به جای جلو انداختن پاکستان یا دیگر کشورهای مسلمان منطقه باید با چین یا روسیه ببندیم تا در جنگ پیروز شویم و زیر نظر قدرت آنها کار را پیش ببریم. او سیاست نداشتن بمب اتم ایران را مخالف است، او تنش زدایی با کشورهای منطقه را به هیچ وجه نمیپذیرد. او معتقد است دشمن در همه جهات به ما آسیب زده و ما شکست راهبردی خورده ایم. او معتقد است مساله اصلی، اسراییل است و باید فشار اصلی روی اسراییل بیاید نه آمریکا. 🔺مسیر آقا مجتبی امام و رهبر عزیز ما که در امتداد رهبر شهید است، اما بالکل با این چپ و راست متفاوت است. اولا این دو بزرگوار البته از نظام چند قطبی جهانی دفاع میکنند، در عین استکبار ستیزیشان. لذا ارتباط جدی با روسیه و چین و پیمانهای شانگهای و بریکس و امثالهم را مطرح میکنند و پیش میبرند،و البته راس دشمنی هم آمریکا میدانند. اما 🔹اولا رهبران ما در حال ایجاد یک قطب دیگر در دنیا هستند به نام امت اسلام، رفتن سراغ پاکستان نوع تعامل با عربستان و ترکیه و مصر و کشورهای منطقه، برای این است که آنها از تبعیت از آمریکا خلاص شوند و چرخش به سمت یک هویت واحد پیدا کنند، لذا هم درگیری با آنها و هم ارتباط با آنها در بستر چنین اتفاقی باید فهمیده شود. 🔹ثانیا ایران و جبهه مقاومت خودش یک ابرقدرت است و نیاز به آویزان شدن به روسیه و چین ندارد، این نکته را ایران میخواهد همه بفهمند، این احساس ضعف و تحقیر نسبت به توان ایران هم در نگاه غربگرایان و هم‌شرقگرایان موج میزند. 🔹ثالثا محور مقاومت در یک انسجام و هماهنگی بی سابقه قرار دارد، مساله شیعه و سنی هم اساسا برایش مطرح نیست. فروپاشی پیمانهای سابق منطقه ای مثل اوپک، چرخش های راهبردی عربستان و پاکستان و ترکیه در همین اندازه ای که هست، اینها را باید دید ولو ایران در عین حال ضربه به دستگاه محاسبات آنها و منافع آمریکا هم میزند. اینها را در پیامهای رهبری عزیز به روشنی میتوان فهمید. 🔹رابعا ایران در پی بمب اتم نخواهد رفت و نسخه چپها را برای ایران پیچیدن خطا است. قدرت ایمان مردم را باید باور کرد و اینکه ما سخن نویی را علم کرده ایم و نداشتن بمب هسته ای را نه به خاطر ترس از آمریکا بلکه برای نشان دادن هویت و عقلانیت تمدنی خود علم کرده ایم. 🔹خامسا اینکه خودتحقیرها معتقدند ایران وقتی زیر بار مدیریت راهبردی شعام نبود و به قول خراطیان سرهنگ به پایینها خودشان آتش به اختیار عمل میکردند خوب بود، غلط و نابجا و خلاف واقع است در حالیکه پیش بردن جنگ و مذاکره تا امروز به دلیل پایمردی مسوولین ما بوده، امروز ترامپ عصبانی است و از مقاومت مسوولین ما در دیپلماسی آشفته است، این موفقیتها کار مسوولین راهبردی نظام و رهبری است. حالا آن سخنان روشن ترامپ را رها کردن و دنبال زیر بغل مار گشتن در حدسها و نمودارها، خطا اندر خطا است. یاد فواد ایزدی میافتم که میگفت فرماندهان رده اول سپاه، مخشان در فرغان ظریف بود و هیچ وقت هم بابت این اتهامش توبه نکرد. 🔺کاش صدا و سیمای عزیز که در مقابل غربگرایان به خوبی قد علم کرده و از تشر برخی مسوولین سفیه یا ترسو جا خالی نمیکند، مراقب نگاههای چپ ناآشنا به مسیر طلوع تمدن نوین اسلامی هم باشد. @ali_mahdiyan
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نه چپ نه راست 🔺نظام تصمیم گیری کشور که زیر نظر رهبران انقلاب تصمیمات مهم راهبردی را میگیرد نه چپ اس
⭕️ پدیدۀ «علامۀ ذوفنون»؛ از تحلیل سطحی تا بسته‌ی سیاستی، نمونه‌ی ساده‌انگاری خطرناک جریان تأثیرگذار دیگری نیز وجود دارد که تحلیل آن برای وضعیت امروز ضروری است: جریان ساده‌انگاری؛ جریان «همه‌چیزدان» و دائماً اظهارنظرکننده. این جریان که محصول اعتماد به نفس کاذب و توهم دانایی مطلق است، از مرحلۀ «ساده‌انگاری» صرف نیز عبور کرده و به نوعی «... انگاری» خطرناک رسیده؛ رویکردی که پیچیدگی‌های واقعیت را نادیده می‌گیرد و برای هر پدیده‌ای، توضیحی سرراست، تک‌بعدی و اغلب نادرست ارائه می‌دهد. دامنۀ ورود این جریان گسترده و نامحدود است: یک روز درباره‌ی تاریخ فلسفه‌ی غرب و روز دیگر مورد جریان‌های حوزۀ علمیۀ قم اظهار نظر می‌کنند، روز بعد به تحلیل طیف‌های سیاسی کشور می‌پردازد، روز دیگر سازوکار تصمیم‌گیری در رأس نظام را تشریح می‌کند. گویی هیچ موضوعی از تیررس اظهار نظر قطعی آن‌ها خارج نیست. این افراد بدل به «علامه‌های ذوفنون» روزگار شده‌اند؛ مدعیانی که در طیف شگفت‌آوری از رشته‌ها، از فقه، کلام، فلسفه و عرفان گرفته تا علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و اقتصاد، خود را صاحب‌نظر می‌دانند. این مدعیان در قامت یک متخصص ظاهر می‌شوند و با ادعای برخورداری از «چارچوب تئوریک»، تحلیل‌هایی ارائه می‌دهند که مدعی است بر «فکت‌ها و بیگ‌دیتا‌های حساس و امنیتی» بنا شده. آن‌ها پا را از جایگاه تحلیلگر یا حتی اندیشمند و راهبردنگار فراتر نهاده و به سطح «پالیسی‌پیپر» و طراح «بستۀ سیاستی» ورود کرده‌اند و نسخۀ عملیاتی می‌پیچند. این همان نقطۀ گذار از «نظرورزی» به «تجویز»، و از سطحی‌نگری به خطرآفرینی عملی است. بررسی دقیق این تحلیل‌ها و تجویزها، یک خلأ اساسی را آشکار می‌کند: فقدان عمق و ناتوانی در دیدن پیچیدگی‌ها. خروجی کارشان به ندرت از شعارهای کلیشه‌ای فراتر می‌رود. نتیجۀ این سطحی‌نگری، بسته‌های سیاستی غیرواقعی است که به جای حل مسئله، خود بخشی از بحران می‌شود. نکتۀ تلخ ماجرا این است که این جریان سال‌هاست در قامت «جلودار» جوانان ظاهر شده و در شکل‌گیری وضعیت نابه‌سامان کنونی نقش داشته است. در مواجهه با این افکار و تحلیل‌های بی‌پشتوانه که حالا به تجویزهای راهبردی خطرناک رسیده، باید با احتیاط و وسواس بیشتری برخورد کرد. ✍تفرشی 🆔@world_order
فرهاد قنبری بینش سیاسی «چوپانان از سه‌چهارم طبقۀ متوسط فرانسه باشعورترند، چون اینها خودشان را گرفتار جنونِ آنچه در روزنامه‌ها خوانده‌اند نکرده و مثل فرفره به بادِ آنچه این یا آن روزنامه گفته نمی‌چرخند.» (گوستاو فلوبر) آنچه در این مملکت به وضوح قابل مشاهده است این است که بسیاری از روستاییان، پیرمردها و پیرزنان و در کل افرادی که تحصیلات دانشگاهی نداشته و دسترسی کمتری به شبکه های ماهواره‌ای و اینترنت دارند، درک به مراتب واقعی‌تر و دقیق‌تری از شرایط دیروز و امروز جامعه و واقعیت حاکم بر عرصه بین‌الملل دارند. این طیف‌ها چون کمتر در معرض رسانه‌ها و گفتمانهای سیاسی غربی قرار داشته‌اند و درکی شهودی از واقعیت بین‌الملل تاریخ دارند، هنوز ذهن‌شان توسط گفتمانهای هژمونیک غرب مسموم نشده‌ و به صورت تجربی درک‌شان از جهان انطباق بیشتری با واقعیت دارد. انسان امروزی بیشتر از آنکه دستپخت و محصول تفکر و اندیشه خود باشد، اسیر و گروگان رسانه هاست. و این رسانه ها هستند که خوب و بد و زیبا و زشت و خیر و شر و.. را برایش تعریف و معنا می نمایند. رسانه ها امروز هر لوده و دلقک و ابله و تروریست و خائن و مزدوری را به اسم آزادیخواه و فعال حقوق بشر و فعال سیاسی و فعال حقوق زن و امثالهم به خورد مخاطب خود می دهند و جامعه را به مسیر دلخواه خود هدایت می کنند. با توجه به این شرایط است که امروز درک و شناخت میوه‌فروش سر کوچه ما از واقعیت روابط بین‌الملل (که پنج کلاس سواد ابتدایی بیشتر ندارد) از عمده روزنامه‌نگاران، سیاسیون و اساتید علوم سیاسی (فنی و پزشکی که جای خود دارد...) دانشگاه‌های مطرح کشور بیشتر است. امروز هر کسی که کمتر تلویزیون نگاه می‌کند، کمتر با فستیوال‌های هنری غربی آشنایی دارد، کمتر تحت تاثیر هژمونی فرهنگی غرب است، کمتر با بنگاه‌های حقوق بشری و بنگاه صلح نوبل و بنیادهای گسترش دموکراسی و امثالهم شناخت دارد و هنوز در جهان ذهنی خود هر خارجی را با همان ادبیات کلاسیک رایج در کشور «اجنوی» می‌شناسد، شناخت دقیق‌تر و واقعی‌تری از جهان بیرون و واقعیت حاکم بر روابط بین‌الملل دارد. این طیف که ذهنش کمتر تحت استثمار رسانه‌های غرب بوده، عموما از لحاظ اقتصادی وضعیت قابل تعریفی ندارد اما به واسطه همان درک تجربی از واقعیت زمخت زندگی بسیار بیشتر از دانشگاهیان و فارغ التحصیلان دانشگاهی قدر داشته‌های خود را می‌داند و چشم امیدی به هیچ سازمان خارجی اعم از حقوق بشری و غیربشری ندوخته است و تصوری شبیه جهنم از ایران و شبیه بهشت از غرب ندارد. 🆔@world_order
فرهاد قنبری آیت‌الله خامنه‌ای به واسطه فضای به غایت ضدشیعی و ضد روحانیتی که در دهه‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان شکل گرفته بود، امکان فهم درست گفتمان آقای خامنه‌ای و دفاع از گفتمان آقای خامنه‌ای حقیقتا دشوار و سخت بود و کوچک‌ترین سخن و کلامی در همدلی با ایشان کافی بود تا گوینده با انواع و اقسام ناسزاها و تهمت‌ها و توهین‌ها مواجه گردد. به این واسطه حتی خود نگارنده نیز اغلب برای قرار نگرفتن در آماج این دست توهین‌ها و تهمت‌ها علاقه چندانی برای دفاع از گفتمانی که آیت‌الله خامنه‌ای نماینده اصلی آن بودند، نداشتم. اما امروز و پس از شهادت ایشان (آن هم به همراه خانواده)، سکوت در این زمینه را هم بزدلی و هم خیانت به وجدان خویشتن می‌دانم. به این واسطه وظیفه خود می‌دانیم که از گفتمان خامنه‌ای و از خاکی که استعمارگران بر چشمان ما پاشیدند تا قدرت بینایی‌مان را از ما بگیرند، سخن بگوییم. - غرب همیشه مبارزان راه آزادی در جنوب جهانی را ترور شخصیت کرده است. اما در تاریخ ایران هیچ چهره و رهبر سیاسی به اندازه آیت‌الله خامنه‌ای ترور شخصیت نشده است. بیش از دویست شبکه رادیویی و تلویزیونی و هزاران صخفه مجازی صبح تا شب بر علیه ایشان گفتند و نوشتند. سخیف‌ترین سخنان را علیه ایشان بر زبان راندند، ایشان را در حد یک کلکسیون‌باز تقلیل دادند، از زندگی اشرافی‌اش سخن گفتند، ایشان را معتاد به مواد مخدر معرفی کردند، به ایشان انگ ترسویی و پنهان شدن در چهل طبقه زیرزمین زدند، از میرطاهر و داشتن بدل و هزاران هزار تهمت و توهین سخیف دیگر گفتند. میزان ترور شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای به حدی بود که شاید هیچ رهبری در دنیا این‌چنین ناجوانمردانه مورد هجوم و حمله همه‌جانبه دشمن قرار نگرفته‌ باشد. - آقای خامنه‌ای را چهره‌ای متحجر و ضدزن و ضدآزادی معرفی کردند. اما آیت‌الله خامنه‌ای از معدود حاکمان تک همسر تاریخ ایران بود که هیچگاه طلاق یا همسر دیگری را تجربه‌ نکردند. در ایران تخت رهبری آقای خامنه‌ای ارتقاء جایگاه اجتماعی زنان یکی از بالاترین رتبه‌ها را در جهان داشت. در حکومت ایشان میلیون‌ها زن و دختر ایرانی از دار قالی جدا شده و راهی دانشگاه و مدرسه شدند، میلیون‌ها زن و مادر ایرانی دیگر نگرانی از دست دادن جان خود هنگام زایمان را ندارند، هزاران زن ایرانی در تخصص‌های بالای مدیریتی و علمی مشغول به فعالیت شده‌اند و ایران در خشونت علیه زنان در منطقه پایین‌ترین رتبه در خاورمیانه را صاحب شده است. - آیت‌الله خامنه‌ای را خرافاتی و ضدعلم و متحجر معرفی کردند اما شاید تاریخ ایران رهبر و حاکمی به باسوادی ایشان به خود ندیده باشد. در تک تک سخنان ایشان اعتماد و خودباوری و رسیدن به قله‌های علم جهانی و تولید درون‌زا مورد تاکید بود و رشد علمی ایران تحت رهبری ایشان از بالاترین رتبه‌های جهانی برخوردار بود. - ایران تحت رهبری آقای خامنه‌ای را ایرانی ضعیف و ذلیل معرفی کردند اما آقای خامنه‌ای اولین نیروی نظامی مدرن-بومی (قدرت نظامی که قدرتش بر خلاف بسیاری از کشورهای جهان بر پایه خرید جنگ‌افزارهای غربی نیست) ایران را بنیان گذاشتند و تمام تلاش خود را برای ساخت ایران قوی و قدرتمند به کار گرفتند. - از آقای خامنه‌ای چهره‌‌ای مال‌اندوز و راحت‌طلب و اشرافی به دنیا معرفی کردند اما به یقین تاریخ این سرزمین معدود رهبری به ساده‌زیستی ایشان به خود دیده است. آقای خامنه‌ای اهل تفکر و اندیشه و آرمان و برخوردار از آن میزان از مناعت طبع بودند که آراستگی‌های مادی جهان توان فریب ایشان را نداشته باشد. - آقای خامنه‌ای نه فقط از سوی دشمنان بلکه از سوی ما ایرانیان ساکن داخل کشور هم ترور شخصیت شد. آیت‌الله خامنه‌ای وقتی از «قله» سخن می‌گفت، وقتی از توسعه و پیشرفت کشور سخن می‌گفت، وقتی از دشمن در کمین سخن می‌گفت، وقتی از لزوم جنگیدن در سوریه به جای جنگیدن در کرمانشاه و تهران سخن می‌گفت، وقتی از تفاوت «تورم» و «عقب‌ماندگی» سخن می‌گفت، وقتی از عدم اعتماد به آمریکا و نخریدن واکسن از آمریکا و امثالهم سخن می‌گفت، اذهان استعمار زده شروع به تمسخر ایشان کرده و از دچار بودن ایشان به توهم توطئه سخن می‌گفتند. 🆔@world_order