eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
18 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
جنگ چهل‌روزه برای ایران صرفا یک تقابل نظامی نبود؛ بلکه صحنه‌ای بود برای بازتعریف مفهوم قدرت. در این جنگ، آنچه موازنه را تعیین می‌کرد فقط موشک، ناو و قدرت تخریب نبود، بلکه توانایی هر طرف در تعریف «معنای جنگ» بود. بطوریکه آمریکا تلاش می‌کرد جنگ را در قالب بازگرداندن نظم و مهار یک بازیگر « سرکش» روایت کند، در حالی‌که ایران می‌کوشید همان جنگ را به‌عنوان نشانه‌ای از محدویت توان آمریکا و شکنندگی امنیت انرژی و زنجیره‌های تامین بازنمایی کند. در این چارچوب، تنگه هرمز نه یک جغرافیای صرف، بلکه یک ابزار تولید معنا بود؛ گلوگاهی که تهران از طریق آن توانست جنگ را از محدوده جغرافیایی ایران به سطح اضطراب جهانی منتقل کند. در واقع اهمیت هرمز برای ایران دقیقا در همین قابلیت نهفته بود، توانایی تبدیل یک درگیری محدود به بحرانی با پیامدهای جهانی. اما مسئله اصلی اینجاست که قدرت هرمز در «بستن کامل» آن نیست. زیرا ایران به‌خوبی می‌داند که انسداد پایدار تنگه، در برابر برتری دریایی و هوایی آمریکا و متحدانش، نه عملیاتی واقع‌بینانه است و نه از نظر سیاسی قابل‌تداوم. بنابراین ارزش راهبردی هرمز نه در توقف کامل انرژی بلکه در ظرفیت ایجاد نااطمینانی است. زیرا جهان بیش از آن‌که به واقعیت انسداد واکنش نشان دهد به احتمال اختلال واکنش نشان می‌دهد و همین احتمال کافی است تا هزینه‌های اقتصادی و سیاسی جنگ به‌شدت افزایش یابد. از این منظر، هرمز برای ایران بیش از آن‌که یک ابزار بازدارندگی باشد، یک اهرم فشار است. زیرا بازدارندگی یعنی جلوگیری از آغاز حمله؛ اما هرمز عمدتا برای مرحله پس از آغاز بحران اهمیت پیدا می‌کند. بطوریکه این تنگه به ایران امکان می‌دهد هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و اقتصاد جهانی افزایش دهد، بدون آن‌که الزاما وارد رویارویی مستقیم و فراگیر شود. در واقع تهران از هرمز به‌عنوان ابزار «فرسایش تصمیم» استفاده می‌کند. همین منطق هم موجب شد آمریکا در جنگ چهل‌روزه با نوعی ناکامی استراتژیک مواجه شود. اما با این حال در بلند مدت استفاده بیش از حد از ظرفیت این منطق می‌تواند به نقطه آسیب‌پذیری برای ایران تبدیل شود. زیرا اگر روایت‌سازی درباره قدرت هرمز بیش از حد بزرگ‌نمایی شود، همان نقطه‌ای که امروز به‌عنوان ابزار فشار عمل می‌کند، ممکن است در آینده به محرکی برای تشدید تنش بدل شود. زیرا وقتی یک بازیگر به‌طور مداوم بر توانایی خود در تهدید شریان انرژی جهان تأکید می‌کند، بتدریج این تصور را در ذهن رقبایش تثبیت می‌کند که مسئله دیگر صرفا یک تهدید تاکتیکی و مقطعی نیست، بلکه یک خطر ساختاری و بلندمدت برای اقتصاد جهانی است. در چنین شرایطی، آمریکا و متحدانش ممکن است به این جمع‌بندی برسند که باید مسئله هرمز را نه مدیریت، بلکه خنثی کنند. این همان نقطه‌ای است که روایت می‌تواند علیه راوی عمل کند. زیرا تا زمانی که هرمز صرفا یک ابزار فشار کنترل‌شده تلقی شود، کارکرد آن افزایش هزینه‌های دشمن است؛ اما اگر این تصویر ایجاد شود که ایران قادر است در هر بحران، اقتصاد جهانی را گروگان بگیرد، آنگاه انگیزه برای ایجاد ائتلاف‌های گسترده‌تر ضد ایرانی، توسعه مسیرهای جایگزین انرژی، تقویت محاصره دریایی و... افزایش می یابد. به بیان دیگر، افراط در روایت‌سازی درباره هرمز ممکن است به‌جای بازدارندگی روانی، نوعی امنیتی‌سازی دائمی علیه ایران ایجاد کند. در واقع، هرمز زمانی برای ایران بیشترین کارایی را دارد که در وضعیت ابهام باقی بماند؛ یعنی تهدید آن واقعی به نظر برسد، اما قطعی و مطلق جلوه نکند. قدرت این اهرم در تعلیق است نه در قطعیت. بر همین اساس اگر تهران بیش از اندازه بر توان بستن یا فلج‌کردن تنگه تاکید کند، ممکن است ناخواسته رقبای خود را به سمت کاهش وابستگی راهبردی به هرمز سوق دهد؛ فرآیندی که در میان‌مدت می‌تواند ارزش ژئوپلیتیکی این ابزار را کاهش دهد. به همین دلیل، استفاده هوشمندانه از هرمز نیازمند نوعی توازن ظریف است، به عبارتی نمایش ظرفیت اختلال، بدون تبدیل‌شدن به تهدیدی که بازیگران جهانی را به سمت پاسخ ساختاری و بلندمدت سوق دهد. در مجموع، اهمیت هرمز در جنگ چهل‌روزه بیش از آن‌که در توان نظامی آن باشد، در نقش آن به‌عنوان سازوکار تولید ادراک نهفته بود. ایران از این تنگه برای تغییر محاسبات دشمن استفاده کرد، اما همان‌طور که روایت می‌تواند قدرت بسازد، می‌تواند دام نیز ایجاد کند. بطوریکه اگر روایت تهدید از کنترل خارج شود، همان اهرمی که امروز نقطه فشار علیه آمریکا محسوب می‌شود، ممکن است در آینده به توجیهی برای تشدید مهار و حتی افزایش احتمال تقابل مستقیم تبدیل شود. یادمان باشد در جهان امروز، قدرت تنها در توان ایجاد ترس نیست؛ بلکه در توان مدیریت میزان ترس نیز هست. 🆔@world_order
در سنت سیاسی و نظامی اسرائیل، نامگذاری عملیات‌های جنگی صرفا یک انتخاب تبلیغاتی یا رسانه‌ای نیست، بلکه در بسیاری از موارد بخشی از یک دستگاه معنایی عمیق‌تر است که حافظه دینی و اهداف راهبردی را به یکدیگر پیوند می‌دهد. دستگاهی که در آن، جنگ دیگر نه یک ضرورت امنیتی، بلکه نبردی الهی تلقی می‌شود نبردهایی که یکی از گویا‌ترین نمونه های آن را می توان در نامگذاری جنگ چهل روزه علیه ایران مشاهده کرد«شیر غران»، نامی برگرفته از دومین نبوت بلعام در کتاب اعداد، که در آن اسرائیل به شیری تشبیه می‌شود که برمی‌خیزد و تا زمانی که شکار خود را ندرد و از خون کشته‌شدگان ننوشد، آرام نمی‌گیرد. تصویری که در بستر الهیات یهودی، نه تنها صرفا توصیفی شاعرانه از قدرت نظامی نیست بلکه بیانی از اراده شکست‌ناپذیر قومی است که خود را تحت حمایت یهوه/ خدا می‌بیند و همچنین بیانگر فرآیند عمیقی است که از خروج از مصر، فتح کنعان، نبردهای داوود و پادشاهان اسرائیل آغاز شده و تا زمان حاضر امتداد یافته است، امتدادی که محصول آن استعلا جنگهای متعارف به جنگ های توراتی است، گویی دشمنان هر چند نام و جغرافیای آنها متفاوت است اما با این حال، تکرار دوباره، مدیان، عمالیق و... هستند. در چنین چارچوبی زبان تورات دیگر نه یک متن الهیاتی بلکه به ابزاری برای تفسیر اهداف ژئوپلیتیکی اسرائیل تبدیل می‌شود بطوریکه دیگر نمی توان اهداف راهبردی اسرائیل را جدا از این بستر معنایی فهمید. زیرا هنگامی که این اهداف به زبان نمادهای مقدس بیان می‌شوند، ماهیتی فراتر از محاسبات صرف امنیتی می‌یابند. به گونه ای که تهدیدات امنیتی در قالب دشمنان تاریخی بازخوانی می‌شوند و اقدامات نظامی در قالب ماموریتی الهی معنا پیدا می‌کنند، ماموریتی که در آن از نیل تا فرات دیگر نه یک آرزوی مدفون در اسفار بلکه مبدل به یک نقشه راه می شود، نقشه راهی که بزرگترین مانع آن، کسی نیست جز ایران. 🆔@world_order
از منظر ژولین فروند، هر راهبرد سیاسی که بر فرض امکان حذف کامل دشمن بنا شود، محکوم به شکست است؛ زیرا دشمن نه محصول سوتفاهم‌ یا تعارضات معمول، بلکه یکی از عناصر ساختاری زندگی سیاسی است. در واقع سیاست از لحظه‌ای آغاز می‌شود که یک جامعه یا دولت میان خود و دیگری تمایز قائل می‌شود و آماده دفاع از این تمایز می‌گردد. بنابراین، راهبرد سیاسی واقع‌بینانه نه بر نابودی کامل دشمن، بلکه بر مدیریت، مهار و تنظیم مناسبات با او استوار می‌شود. در این چارچوب، امنیت نه نتیجه حذف تهدیدات، بلکه حاصل توانایی یک نظام سیاسی در کنترل و جهت‌دهی به تعارضات است. 🆔@world_order
جنگ‌ها معمولاً ظرفیت‌های پنهان جغرافیا را آشکار می‌کنند، اما با این حال کشوری که جغرافیا را صرفا به عنوان یک سلاح تعریف کند، دیر یا زود دیگران را به خنثی‌سازی آن سلاح وادار خواهد کرد اما در مقابل، کشوری که بتواند همان جغرافیا را به بخشی از شبکه منافع مشترک تبدیل کند، هزینه حذف خود از معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را افزایش داده است. بر این اساس قدرت هرمز در بسته شدن آن نیست؛ بلکه قدرت آن در این واقعیت نهفته است که هیچ بازیگری نمی‌تواند نسبت به احتمال بسته شدن آن بی‌تفاوت باشد. همین ظرفیت است که نه تنها به ایران قدرت بازدارندگی می‌دهد بلکه می‌تواند به اهرم چانه‌زنی تبدیل شود. ولی این اهرم تنها زمانی کارآمد باقی می‌ماند که در سطح «امکان» باقی بماند و به سیاست دائمی و روزمره تبدیل نشود. زیرا در لحظه‌ای که تهدید به انسداد یا نظامی‌سازی هرمز به یک وضعیت پایدار بدل شود، منطق ژئوپلیتیک به سرعت واکنش نشان خواهد داد بطوریکه بازیگران دیگر به جای سازگاری با آن، به دنبال بی‌اثر کردن آن خواهند رفت، در نتیجه هدف راهبردی ایران در بلند مدت نباید صرفا معطوف به ایجاد اختلال در تنگه باشد، بلکه باید تثبیت این گزاره در ذهن بازیگران منطقه‌ای و جهانی باشد که امنیت انرژی بدون مشارکت ایران امکان‌پذیر نیست. تفاوت این دو رویکرد، تفاوت میان قدرت سلبی و قدرت ایجابی است؛ اولی بر توانایی ایجاد هزینه برای دیگران استوار است و دومی بر توانایی تولید منفعت مشترک. در این میان تاریخ نشان داده قدرت‌های ایجابی نه تنها ماندگارتر هستند، بلکه ظرفیت بسیار بیشتری برای تبدیل نفوذ به امتیازات سیاسی و اقتصادی دارند. 🆔@world_order
موفقیت قوّه‌ی قضائیه، اعتماد مردم به نظام را تقویت خواهد کرد ▪ شأن قوّه‌ی قضائیه در نظام جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از حقوق مردم و احیاء حقوق عامّه و آزادیهای مشروع، مبارزه با مفاسد، اجرای عدالت، و اقامه‌‌ی حدود الهی و نظارت بر اِعمال قانون است. ▪ ثمره‌ی موفقیت در این مسیر، علاوه بر کسب رضایت الهی، تقویت اعتماد مردم به این رکن نظام خواهد بود. انتظار بحق از همه‌ی قوا، دستگاه‌ها و نهادهای مسئول آن است که همواره عملکرد خود را با تراز مطلوب نظام مقدّس جمهوری اسلامی و شأن والای ملّت، تنظیم و بازآرایی کنند. ✍ بخشی از پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوّه قضائیه و سالگرد شهادت آیت‌الله بهشتی و یارانش. ۷/تیر/۱۴۰۵ 📲 @rahbar_enghelab_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
▪ موفقیت قوّه‌ی قضائیه، اعتماد مردم به نظام را تقویت خواهد کرد ▪ شأن قوّه‌ی قضائیه در نظام جمهوری ا
بسیاری از نارضایتی‌های مردمی و عمومی ریشه در ظلم‌هایی دارد که از سمت عناصر فاسد و یا اهل تساهل در قوه‌‌ی قضاییه به مردم صورت گرفته است. برخی ظرفیت لازم را نداشته و این نارضایتی را تا سطح ولی فقیه تسری داده‌اند. کار آن جا سخت می‌شود که عناصر خودفروخته در قوه‌ی قضاییه و حتی برخی نهادهای حساس کشور (که یا از روی خیانت یا از روی سادگی، تأییدیه برای فعالیت افراد فاسد می‌دهند) به صورت یک باند اقدام به سودجویی و کلاه‌برداری از مردم نموده و از این طریق ضربه‌ای بزرگ به اعتماد مردم به نظام اسلامی می‌زنند. (مانند پرونده‌های زمین‌خواری) و دولت‌سازی، تنها با اقدامات نظری پیش‌ نمی‌رود و در عمل با چنین موانعی مواجه است و نیازمند اقدامات میدانی است. برای سید‌مجتبی‌ حسینی خامنه‌ای عزیز دعا کنیم تا با عنایت امام زمان و امداد خدای متعال بر این مشکلات فائق آید و کشور را نجات دهد.
رمانتیک و خوش‌بین کسی است که «منطق قدرت» را نمی‌فهمد و مطابق آن عمل نمی‌کند. علاوه بر آن، «دشمنی» را نمی‌فهمد و «دشمن» را نمی‌شناسد. «امر سیاسی» و «سیاست» دقیقاً باید با این دو تعیین تکلیف کند: «قدرت» و «دشمنی». دین مبین اسلام (با قرائت مذهب حقه‌ی تشیع)، به هر دو مورد توجه دارد. 🆔@world_order
هدایت شده از  مجلس خبرگان رهبری
⭕️ توضیحات دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری درباره بیانیه اخیر جمعی از اعضای این مجلس بسم الله الرحمن الرحیم ملت شریف ایران با سلام و تحیات وافره در پی انتشار بیانیه جمعی از اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری در رسانه ها؛ سؤالات و ابهاماتی در جامعه ایجاد شد؛ لذا دبیرخانه این مجلس لازم دانست نکاتی را جهت تنویر افکار عمومی به استحضار برساند: 1⃣ جایگاه مجلس خبرگان رهبری به فرموده بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی است و آن چنان که در زمان حیات شریف امامین انقلاب (قدس سرهما) همواره حامی و پشتیبان رهبری نظام اسلامی و ولی‌ فقیه بوده است اینک نیز همان مَشی را نسبت به رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ حضرت آیت‌ الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ ای (مدظله‌ العالی) دارد. 2⃣ در رابطه با موضوع تفاهم‌ نامه،‌ مذاکرات و حوادث اخیر، تأکید می‌ شود مسئولان امر دقیقاً باید همان نظری را که رهبری معظم تبیین نموده اند مد نظر قرار دهند و نظر مُطاع ایشان مطابق خطوط ترسیم شده کاملاً تأمین گردد و ذرّه‌ ای نسبت به عهدشکنی دشمنان کوتاه نیایند و مردم ولایتمدار نیز خیابان را تا زمانی که رهبر معظم انقلاب تشخیص می دهند با قدرت حفظ نمایند. 3⃣ رسم مجلس خبرگان رهبری مطابق آیین‌ نامه داخلی این مجلس، پیوسته این‌ بوده که بیانیه‌ های رسمی خبرگان یا از طریق صحن مجلس خبرگان به اطلاع عموم می‌ رسیده و یا در فاصله اجلاسیه ها در مسائل حساس سیاسی و اجتماعی با امضاء رئیس مجلس خبرگان،‌ یا هیئت‌ رئیسه و یا دبیرخانه این مجلس انتشار می یافته است؛ اما اینکه عده‌ای از نمایندگان محترم آن‌ هم تحت عنوان جمعی از اعضای خبرگان بیانیه منتشر کنند در طول ادوار این مجلس مرسوم نبوده است؛ لذا انتظار می‌ رفت بانیان محترم تهیه و انتشار این بیانیه، وحدت خبرگان را حفظ کرده و همان‌ گونه که به آنان پیشنهاد داده شد اقدام می‌ نمودند و بیانیه مذکور پس از بحث و تبادل نظر بیشتر به صورت مرسوم از سوی دبیرخانه یا هیئت‌ رئیسه خبرگان انتشار می یافت تا ابهامی در جامعه ایجاد نشود، اما متأسفانه این کار اتفاق نیفتاد و سؤالاتی را در اذهان نسبت به اعضای محترمی که نام آن‌ها در ذیل این بیانیه نیامده است ایجاد کرد؛ در حالی‌ که این عزیزان با اصل محتوا مخالفتی ندارند، اما یا به روش کار معترض بوده اند یا اساساً در جریان امر قرار نگرفته‌ اند. در پایان با دعا برای تعجیل در فرج مولایمان حضرت صاحب‌ الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و آرزوی سلامتی و توفیق برای رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) و سربلندی ملت عزیز ایران؛‌ امیدواریم در آینده مسیر این مجلس عظیم‌ الشأن به سمتی که مطمح نظر دشمنان این انقلاب است کشیده نشود و از این جایگاه والا آن چنان که شایسته است حراست و صورت پذیرد ان‌شاءالله. والسلام علیکم و رحمةالله دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری ⬅️ دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری http://eitaa.com/joinchat/4232904708C8e998ab250
آیت‌الله میرباقری اساتید حوزه و دانشگاه خواهران.mp3
زمان: حجم: 18.1M
💠 دیدار با اساتید خواهر حوزه علمیه و دانشگاه 🔰افق‌ها، نیازها و بایسته‌های نبرد رمضان 03:48 امروز به شدت به امید و روایت فتحِ کنونی نیاز داریم 11:22 نبرد نامتوازن؛ خون در برابر شمشیر 12:35 نگاه ما به بعثت مردم تقلیل‌گرایانه نباشد. بعثت مردم برای تغییر نظم دنیا 19:48 غنیمت این نبرد نباید توسط غرب‌گرایان مصادره شود؛ منطقه‌ای بدون نظم آمریکایی 22:18 تفاوت قصاص و خون‌خواهی؛ خون‌خواهی قائد شهید را تقلیل ندهیم. 27:50 ضرورت دوراندیشی، صبر و به‌خصوص اتحاد 31:30 اعتماد به حرف دشمن، مخالفت با قرآن است. در دام جنگ شناختی ترامپ نیفتیم. 37:03 صف جریان غرب‌گرای بدخیم را از صف اکثریت انقلابی جدا کنیم. 🔰 نکاتی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب 39:10 محور های مهم بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب 40:37 پاسخگو کردن تصمیم‌سازانِ در سایه، به جای طلبکاری 47:15 انتظار برای تحقق شروط چگونه محقق می‌شود؟ 53:20 اگر جبهه انقلاب پای شروط رهبری بایستد، دیپلماسی ضعف شکست خواهد خورد. 54:45 اولویت امروز شناخت مجرم نیست؛ وظیفه امروز، گفتمان‌سازی برای تحقق شروط رهبری و دنبال کردن آن است. 🗓 ۶ تیرماه ۱۴۰۵ ☑️ @mirbaqeri_ir
💥 بیانیه مهم اعضای مجلس خبرگان رهبری در مورد مذاکرات ایران و آمریکا: تخطی از خطوط قرمز رهبری به هیچ وجه جایز نیست. متن بیانیه: بسم الله الرحمن الرحیم. مردم بصیر و انقلابی ایران اسلامی با عرض تسلیت ایام عزای سالار شهیدان و اصحاب باوفای آن حضرت و آرزوی سلامت و طول عمر باعزت رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی) و پیروزی قاطع رزمندگان فداکار و آرزوی عزت و سربلندی بیشتر برای شما مردم حاضر در صحنه، پیرو پیام راهگشای رهبر حکیم انقلاب اسلامی(مدظله‌العالی) و حوادث اخیر نکات ذیل تقدیم می‌شود: ۱. ضمن تشکر از مسئولان به‌ویژه مذاکره‌کنندگان محترم، که بنا بر تعبیر رهبری معظم از سر دلسوزی و حُسن‌نظر به‌دنبال احقاق حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت هستند انتظار داریم که با ملاحظۀ تجربه‌های مذاکرات خسارت‌بار گذشته کاملاً‌ مراقب ترفندهای دشمن فریبکار و بدسابقه باشند و توجه داشته باشند که رعایت خطوط قرمز رهبری واجب شرعی است و تخطی از آنها به هیچ وجه جایز نیست. ۲. موضوع تعیین متجاوز و معرفی عاملان مهدورالدم جنایت‌های کم‌نظیر جنگ تحمیلی اخیر به‌ویژه رئیس جمهور جنایتکار آمریکا و نخست‌وزیر پلید رژیم صهیونیستی و مجازات آنها و انتقام خون امام شهید امت (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) به هیچ وجه مورد اغماض و بی‌توجهی قرار نگیرد و بر هر مکلفی که به آنها دسترسی پیدا کند واجب است که این جنایتکاران را به درک واصل کند. ۳. مطابق تعهد مسئولان محترم به رهبری و مردم، انتظار می‌رود که هرگونه پیمان‌شکنی و نقض بندهای تفاهم‌نامه سریعاً پاسخ داده شود. ازاین‌رو با توجه به استمرار تجاوزات و جنایات رژیم پلید صهیونیستی در لبنان و عدم عقب‌نشینی از مناطق اشغالی که نقض آشکار بند اول تفاهم‌نامه محسوب می‌شود بازگشایی تنگه هرمز خلاف تعهدات مسئولان است و خطایی راهبردی شمرده می‌شود و دشمن را در ادامۀ پیمان‌شکنی‌ها و نقض تعهداتش گستاخ‌تر خواهد کرد. ۴. مجدداً یادآور می‌شویم که بنابر رهنمود واجب‌الاتباع رهبری معظم(مدظله‌العالی) حقوق هسته‌ای کشور نباید مورد بحث و مناقشه قرار گیرد و بایستی از دایره گفت‌وگوها خارج شود. ۵. تثبیت مدیریت تنگه هرمز و دریافت غرامت خسارت‌ها و بازگشت اموال بلوکه شده و رفع تحریم‌ها و خروج آمریکا از منطقه از مطالبات تخلف‌ناپذیر رهبری و مردم است که لازم است با حفظ عزت و کرامت ملت ایران دنبال شود و هرگونه سهل‌انگاری در این زمینه قطعاً با عکس‌العمل ملت مواجه خواهد شد. ۶. مسئولان بایستی از هر سخنی که موجب گستاخی دشمن و ایجاد توهم ناتوانی کشور و عدم تاب‌آوری ملت باشد اجتناب کنند و اینک که مقاومت جانانۀ رزمندگان جان‌فدای ما، آمریکای مستکبر را به استیصال کشانده نبایستی سخنانی گفته شود که ضعف و ناتوانی کشور از آن استشمام گردد. ۷. همگان به‌ویژه مسئولان محترم می‌دانند که در نظام ولایی نظر و دیدگاه ولی‌امر فصل‌الخطاب است و پس از اطلاع از نظر قطعی ولی‌فقیه هیچ مسئولی نمی‌تواند و نباید برخلاف نظر ایشان اقدام نماید. ۸. از آنجا که بر اساس شواهد فراوان دشمن به‌دنبال کسب فرصت برای تجدید قوا و خرید زمان برای برخی برنامه‌های خود از جمله انتخابات آینده است و پس از آن احتمال حمله مجدد بسیار خواهد بود، بایستی در مهلت مقرر ۳۰ روزه و ۶۰ روزه تکلیف موارد مطروحه در تفاهم‌نامه تعیین شود و از فرسایشی شدن این گفت‌وگوها جداً پرهیز گردد. ۹. از ملت عزیز تقاضا داریم که کماکان حضور آگاهانه و باصلابت خویش را در میدان ادامه دهند و ضمن حفظ اتحاد مقدس و پرهیز از هر اقدام مخل این اتحاد، به سخنان تفرقه‌افکنانۀ برخی ناآگاهان که به‌دنبال محدودسازی این بعثت‌ الهی هستند اعتنایی نداشته باشند. حضور مردم تا زمانی که رهبری معظم (مدظله‌العالی) مصلحت بدانند ضروری و تعیین‌کننده است. ۱۰. خادمان ملت در مجلس خبرگان نیز به‌عنوان بخشی از مردم در کنار رهبری عزیز و قاطبۀ ملت ضمن آرزوی موفقیت برای مسئولان محترم، منتظر تحقق شروط و وعده‌ها می‌مانند و عنداللزوم به تکلیف شرعی خود عمل خواهند کرد. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۱۴۰۵/۰۴/۰۶ 🔗 اسامی امضاء‌کنندگان: https://www.hawzahnews.com ☑️ @mirbaqeri_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💥 بیانیه مهم اعضای مجلس خبرگان رهبری در مورد مذاکرات ایران و آمریکا: تخطی از خطوط قرمز رهبری به هیچ
بیانیه‌ی برخی اعضای مجلس خبرگان رهبری: بنا بر رهنمود واجب الاتباع رهبری معظم حقوق هسته‌ای کشور نباید مورد بحث و مناقشه قرار گیرد و بایستی از دایره‌ی گفت‌وگوها خارج شود.
از منظر کارل اشمیت، امر سیاسی زمانی آغاز می‌شود که یک جامعه بتواند میان دوست و دشمن تمایز قائل شود. از نگاه او، سیاست نه امتداد اخلاق است و نه شاخه‌ای از اقتصاد و حقوق، بلکه حوزه‌ای مستقل است که در لحظه‌های بحران، خود را در تشخیص دشمن سیاسی آشکار می‌کند. ژولین فروند نیز با بسط همین ایده، استدلال می‌کرد که سیاست بدون امکان تعارض و بدون پذیرش واقعیت دشمنی به اخلاق‌گرایی انتزاعی و خیال‌پردازی آرمان‌شهری فرو می‌غلتد. دشمن، در این تلقی، الزاما موجودی شرور یا اهریمنی نیست بلکه یک دیگری سیاسی است که امکان رویارویی و تعارض با او وجود دارد و نادیده گرفتن این واقعیت، نه صلح می‌آفریند و نه امنیت، بلکه جامعه را برای مواجهه با بحران‌ها ناآماده می‌کند. در این میان اگر این چارچوب نظری را بر بخشی از روشنفکران و تحلیلگران سیاسی همیشه در صحنه این روزهای ایران منطبق کنیم، می‌توان نوعی ناتوانی یا امتناع در شناسایی دشمن را مشاهده کرد. به گونه ای که این جریان، علی‌رغم تجربه‌های مکرر منازعه و جنگ، همچنان جهان را بر اساس مفروضات هالیوودی تفسیر می‌کند؛ جهانی که در آن تجارت جای ژئوپلیتیک را گرفته، نهادهای بین‌المللی منازعات را حل می کنند و لیبرال‌دموکراسی به افق نهایی تاریخ تبدیل شده است. در چنین تصویری، دشمن خارجی نه یک واقعیت سیاسی، بلکه برآمده از دعواهای داخلی یا سوتفاهمی قابل رفع از طریق گفت‌وگو تلقی می‌شود. اما از منظر اشمیت، مشکل دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود. زیرا جامعه‌ای که تصور می‌کند از سیاست عبور کرده و وارد قلمرو پسا سیاسی شده است، در واقع سیاست را حذف نکرده، بلکه آن را به دیگران واگذار کرده است؛ وضعیتی که در آن یک طرف دشمن خود را می‌شناسد و طرف دیگر حتی از به رسمیت شناختن وجود دشمن امتناع می‌کند. در این میان تجربه جنگ‌های دوازده روزه و چهل روزه، در ظاهر باید این توهم را از میان می‌برد اما با این حال، به نظر می‌رسد این جریان این تجارب را نه بمثابه بازگشت به امر سیاسی، بلکه به عنوان استثنایی تاریخی تفسیر کردند گویی که هر جنگ جدید صرفا به عنوان انحرافی موقتی از مسیر اجتناب‌ناپذیر نظم جهانی فهمیده می‌شود تا نشانه‌ای از بازگشت دائمی منطق قدرت. اما برخلاف این توهمات، ژولین فروند معتقد بود کسی که از وجود دشمن سخن نمی‌گوید، دشمن را حذف نکرده است بلکه تنها حق تعریف دشمن را به طرف مقابل واگذار کرده است. از این منظر، مشکل اصلی نه دشمنی، بلکه ناتوانی در فهم آن است. در مجموع جامعه‌ای که از ترس متهم شدن به جنگ‌طلبی، درباره امکان تعارض سخن نمی‌گوید، در لحظه بحران, ناگهان خود را در برابر واقعیتی می‌یابد که فاقد زبان مفهومی برای توضیح آن است. در چنین وضعی، هر جنگ غافلگیرکننده توصیف می شود هر خصومت غیرمنتظره جلوه می‌کند و هر تعارضی به سوتفاهمی تقلیل می‌یابد که گویا می‌توانست با مذاکرات بیشتر از میان برود. 🆔@world_order