eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻فارن افرز: ایران و قواعد نوین قدرت جهانی، شکل‌گیری و افول سلطه آمریکا رابرت پیپ، استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو در مقاله جدید فارن افرز نوشت: 🔻 جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نقطه‌ عطفی در تاریخ معاصر بود؛ جایی که آمریکا با پیروزی سریع و کوبنده خود، تصویری از سلطه‌ای بی‌نظیر را به جهان عرضه کرد. این پیروزی که با تلفات اندک و فناوری‌های پیشرفته به دست آمد، نظم پس از جنگ سرد را بر چهار فرض اساسی استوار ساخت: برتری نظامی بی‌رقابت آمریکا، توانایی آن در تضمین جریان کالاها در جهان، بازدارندگی‌ که هرگونه مقاومت را بیهوده می‌نمود، و اعتمادی که سرمایه‌ گذاران و دولت‌ها را به ثبات جهانی مطمئن می‌کرد. این مفروضات، زیربنای عصر تک‌قطبی شدند؛ عصری که در آن قدرت آمریکا نه تنها یک واقعیت نظامی، بلکه یک باور جمعی در سراسر جهان بود. 🔻 اما همان نیروهایی که این نظم را پدید آوردند، زمینه‌های زوال آن را هم فراهم کردند. جهانی‌سازی که زاییده‌ ثبات پس از جنگ سرد بود، فناوری‌های نظامی پیشرفته را از انحصار دولت‌های بزرگ خارج و آنها را به کالاهایی تجاری و در دسترس تبدیل کرد. صنعت نیمه‌هادی، ماهواره‌های تجاری، حسگرهای ارزان‌قیمت و پهپادهای غیرنظامی، سلاح‌هایی که روزگاری تنها در اختیار قدرت‌های بزرگ بود، اکنون در اختیار بازیگران دیگری قرار گرفت که توانستند با هزینه‌ای ناچیز، هزینه‌های گزافی را بر دشمنان قدرتمند خود تحمیل کنند. پهپاد شاهد ۱۳۶ ایرانی که با قطعاتی تجاری و هزینه‌ای ۲۰ هزار دلاری ساخته می‌شود، نمونه‌ای بارز از این دگرگونی است. 🔻 جنگ ایران، نقطه‌ عطف این تحول را به روشنی به نمایش گذاشت. برخلاف جنگ خلیج فارس که در آن آمریکا به راحتی اهداف خود را منهدم می‌کرد، در جنگ ایران، ارتش این کشور با دشمنی مواجه شد که می‌توانست پرتابگرهای خود را سریع‌تر از نابودی آنها بازسازی کند. سرنگونی یک هلیکوپتر آپاچی ۳۵ میلیون دلاری آمریکا توسط پهپادی ۲۰ هزار دلاری ایرانی، نشان داد که قدرت نظامی برتر دیگر ضامن پیروزی نیست. ایران با استراتژی اختلال، و نه رویارویی مستقیم، توانست اعتماد به امنیت دریایی را متزلزل کند و هزینه‌های گزافی بر اقتصاد جهانی تحمیل نماید، به‌گونه‌ای که حق بیمه‌های دریایی افزایش یافت و مسیر کشتی‌ها تغییر کرد. 🔻 این تغییر تنها به خاورمیانه محدود نمی‌ماند. در شرق آسیا، تایوان می‌تواند الگوی ایران را تکرار کند و با استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت و موشک‌های متحرک، مسیرهای دریایی منتهی به بنادر اصلی چین را به مخاطره اندازد. باتوجه به اینکه ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی چین به تجارت دریایی وابسته است، حتی چند حمله موفقیت‌آمیز پهپادی می‌تواند اعتماد به زنجیره‌های تامین را فرو بریزد و اقتصادی وابسته به صادرات را با بحرانی بی‌سابقه روبرو کند. این سناریو نشان می‌دهد که قواعد جدید قدرت، نقاط راهبردی را به میدان‌های اصلی نبرد آینده تبدیل کرده است. 🔻 آمریکا دیگر نمی‌تواند با هزینه‌ای اندک، نتایج سیاسی مطلوب خود را تحمیل کند. تشدید درگیری دیگر به نفع قدرت‌های بزرگ نیست و بازیگران کوچکتر با تکیه بر فناوری‌های در دسترس، توانایی افزایش هزینه‌ها را سریع‌تر از سرکوب آنها توسط آمریکا دارند. جهانی‌سازی که سه دهه رفاه و امنیت به ارمغان آورد، اکنون شبکه‌هایی از آسیب‌پذیری خلق کرده که سلطه نظامی به تنهایی قادر به حفاظت از آنها نیست. 🔻 ایران توانسته با استراتژی اختلال، اهرم فشاری قدرتمند ایجاد کند که می‌تواند در بلندمدت به نفوذ سیاسی تبدیل شود. انتظارات دولت‌ها، بازارها و سرمایه‌گذاران در حال دگرگونی است؛ آنها به‌تدریج می‌آموزند که هیچ تصمیم مهمی در خلیج فارس بدون در نظر گرفتن خواست ایران قابل اتخاذ نیست. 🔻 در سطح جهانی، قدرت‌های بزرگ دیگر نمی‌توانند به سادگی گذشته، اراده خود را بر دیگران تحمیل کنند. دومین انقلاب دقیق، که دسترسی همگانی به سلاح‌های هوشمند را ممکن ساخته، معادله قدرت را به نفع بازیگران کوچکتر تغییر داده است. اقتصاد موفق، فناوری را فراگیر می‌کند و این فراگیری، به نوبه‌ خود، به بازیگران ضعیف‌تر توانایی تحمیل هزینه بر قدرتمندان را می‌دهد. 🔻 تنگه هرمز ممکن است تنها آغاز این تحول باشد. اگر مکانیسم‌های مشابه در نقاط دیگر جهان از جمله تنگه تایوان، دریای چین جنوبی و تنگه مالاکا تکرار شوند، عصر پیشِ رو نه با گسترش بی‌حد و حصر جهانی‌سازی، بلکه با هزینه‌های فزاینده‌ حفاظت از آن تعریف خواهد شد. در این جهان جدید، قدرت‌های بزرگ با چالشی بی‌سابقه روبرو هستند: چگونه می‌توان در عصری که هر بازیگری توانایی اخلال در نظم جهانی را دارد، ثبات و امنیت را حفظ کرد؟ پاسخی که جنگ ایران به روشنی نشان داد، این است که قواعد قدیمی دیگر کارایی ندارند و قواعد جدیدی در حال شکل‌گیری هستند.
هدایت شده از مشرق مدیا | Mashreq Media
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️ حضور امارات در آفریقا فقط اقتصادی است؟ ➕ دکتر «می درویش»، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه بیرمنگام، در پادکست الشرق در مورد ماهیت حضور امارات در آفریقا گفت: «شرکت موانئ دبی (DP World) اگرچه سابقه مدیریت پایگاه‌های نظامی در اریتره را طی دوران جنگ یمن داشته، اما در حال حاضر تمرکز اصلی آن بر بهره‌برداری اقتصادی و تجاری است. در موارد خاصی مانند توافق با سومالی‌لند، علی‌رغم پیشنهادات اولیه برای احداث فرودگاه نظامی در بربره، دولت مربوطه با این درخواست مخالفت کرد و توافق نهایی صرفاً بر توسعه زیرساخت‌های غیرنظامی و تجاری متمرکز ماند.» 🌐 منبع: پادکست الشرق podcastalsharq 🎙@Mashreq_Media
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📡 رؤیای اسرائیل برای آینده ایران! فرمانده ارشد و کارشناس مسائل نظامی اسرائیلی | شبکه i24 عبری: 📌 ما به آمریکایی‌ها مشاوره دادیم که شما نباید با ایران توافق کنید، تنها راه این است که ایران را از درون با حمله گسترده به زیرساخت‌های غیرنظامی، نابود کنید!
🔹ماریو نوفل: یک فرد معمولی در آمریکا اصلاً تصوری ندارد که این جنگ چقدر به خودِ ایالات متحده آسیب زده است (ذخایر نفتی، موشک‌های رهگیر، هزینه‌های نظامی، بدهی ملی و...). ​اگر می‌دانستند، هزاران نفر از آن‌ها برای اعتراض به آن به خیابان‌ها می‌آمدند. https://x.com/i/status/2080813378805923914
هدایت شده از sepahnews.ir | سپاه نیوز
💠 تفسیر جمله "اجازه نخواهیم داد آمریکا با آتش‌بس‌های فریبنده، ذخایر نفت و مهمات خود را جایگزین و پس از آن حملات خود را از سر بگیرد" سردار محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: 🔹️ این بیانیه خطابش به آمریکا و دشمن است و خطابش به داخل نیست. 🔹️این عبارت در بیانیه خطاب به دشمن است که "شما فریبکار هستيد و قبلا هم فریبکاری کرید و دیگر ما اجازه این مسیر را نمی‌دهیم. 🔹️معنایش این نیست که ما در این آتش بس و در این تفاهم‌نامه فریب خوردیم، بلکه تنها خطاب به دشمن است. 🔹️ مردم ما بدانند، که البته بصیرت دارند و می‌دانند، ما در داخل فریب نخوردیم. اولا تصمیم به آتش بس و انعقاد تفاهم‌نامه تصمیم نظام است، سپاه پاسداران هم بخشی از این نظام است. وقتی که نظام به یک تصمیم رسیده است، حتما سپاه هم آن تصمیم را تمکین خواهد کرد. 🔹️دوما، اتفاقا ما اینجا اصلا فریب نخوردیم، ما از همان اول گفتیم به دشمن بی اعتمادیم، دشمن فریبکار است و ما هم انگشتمان روی ماشه است و هر موقع که لازم باشد ما مجددا به حالت اول باز می‌گردیم. 🔹️سوما، ما حقیقتا از این مدت استفاده کردیم. بر خلاف آنچه که گفته می‌شود آمریکا استفاده کرد، آمریکا از این مدت استفاده نکرد. اگر الان ذخیر نفت آمریکا را در قبل از این آتش‌بس و در پایان آن ببینیم چقدر بوده و چقدر کاهش پیدا کرده است، به این نتیجه می‌رسیم که آمریکا نتوانسته از این فرصت استفاده کند‌ و کسری نفتش را جبران کند. 🔹️ اینکه بگوییم آمریکا از این فرصت برای پر کردن خشاب هایش و آوردن تجهیزات استفاده کرد نیز درست نیست، چرا که در طول جنگ ۴۰ روزه آمریکا تسلیحات خود را مدام به منطقه می‌آورد و منعی برای آن نداشت. 🔹️ آمریکا از این فرصت آنطور که گفته می‌شود استفاده نکرد اما ما از این فرصت استفاده کردیم، توان خودمان را افزایش دادیم، سرعت تولید و دقت موشک‌هایمان را بالا بردیم، آمادگی های نظامی‌مان را بیشتر کردیم، پدافند غیرعامل‌مان را قوی تر کردیم. 🔹️ ما بودیم که از این فرصت استفاده بهینه را کردیم. مردم ما نباید فریب تبلیغات برخی افراد ناآگاه را بخورند. 🔹️الان شاید ما به خاطر شرایط خاص امنیتی نتوانیم بگوییم که چه دستاوردهای نظامی را کسب کردیم، اما در قدرت و در عمل نمایان است. sepahnews.ir | سپاه نیوز @sepahnews
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💠 تفسیر جمله "اجازه نخواهیم داد آمریکا با آتش‌بس‌های فریبنده، ذخایر نفت و مهمات خود را جایگزین و پس
آمریکا از این فرصت آنطور که گفته می‌شود استفاده نکرد اما ما از این فرصت استفاده کردیم، توان خودمان را افزایش دادیم، سرعت تولید و دقت موشک‌هایمان را بالا بردیم، آمادگی های نظامی‌مان را بیشتر کردیم، پدافند غیرعامل‌مان را قوی تر کردیم. ما حقیقتا از این مدت استفاده کردیم. بر خلاف آنچه که گفته می‌شود آمریکا استفاده کرد، آمریکا از این مدت استفاده نکرد. اگر الان ذخیر نفت آمریکا را در قبل از این آتش‌بس و در پایان آن ببینیم چقدر بوده و چقدر کاهش پیدا کرده است، به این نتیجه می‌رسیم که آمریکا نتوانسته از این فرصت استفاده کند‌ و کسری نفتش را جبران کند.
📝 جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است 💬 اکنون که حزب‌الله لبنان به‌عنوان پیش‌گام گروه‌های جهادی در برابر هجوم سَبُعانه‌ی رژیم صهیونیستی و حامیانش، چون صخره‌ای ستبر ایستاده است، این پایداری پیامی الهام‌بخش برای ملّت‌های آزاده‌ی جهان در جهت رهایی از ظلم و ستم استکبار جهانی و دست‌‌نشاندگانش شده است. بی‌تردید بخش قابل توجهی از این دستاورد بزرگ مرهون صبوری، نجابت، فداکاری و همراهی مردم لبنان خصوصاً منطقه‌ی جنوب بوده ‌است. 💬 جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خطّ‌مشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را به‌عنوان شرط اوّل تفاهم‌نامه‌ی پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است. ✍🏻 بخشی از پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزب‌الله لبنان | متن کامل پیام 💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
هدایت شده از خبرگزاری فارس
سخنگوی ارتش: تقریباً تمام زیرساخت‌های آمریکا در اربیل نابود شده‌‌ است 🔹امیر اکرمی‌نیا: ما آسیب‌های جدی به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه وارد کرده‌ایم و بخش معظم این پایگاه‌ها از نظر عملیاتی، توان اجرای عملیات به‌طور جدی را ندارند. 🔹مخصوصاً در اربیل عراق تقریباً تمام زیرساخت‌های آمریکا نابود شده و نیروهای ضدانقلاب توان عملیات را ندارند. 🔹آمریکا از توان، تجهیزات و پایگاه‌های زیادی در سطح منطقه و حتی در جنوب اروپا و مدیترانه برخوردار است و تلاش می‌کنند خسارت‌ها را جایگزین کنند. 🔹در هر صورت ما این آمادگی را داریم که اگر این جنگ ادامه پیدا کند مثل گذشته عملیات‌های خود را تا زمانی که آمریکایی‌ها متوجه بشوند با تجاوز نمی‌تواند اراده خودشان را به ملت ایران تحمیل کنند ادامه بدهیم. @Farsna
۱/۲ 🔹مهدی خراتیان: اخطار راهبردی خطاب به مسئولان عالی امنیت کشور: با عنایت به ورود نظامی اوکراین به حوزه کاسپین، چرا زمان تغییر رویکرد واقع‌گرایانه تهران نسبت به تعمیق روابط با پکن و مسکو فرا رسیده، و مذاکرات اسلام آباد نیازمند مذاکرات مکمل «جامع و راهبردی» بین تهران، مسکو و پکن است؟ با اعلام رسمی زلنسکی مبنی هدف قرار دادن کشتی ایرانی - حاوی کمکهای تسلیحاتی روسیه - و تایید این ادعا توسط وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، و همچنین قراردادهای تسلیحاتی اوکراین با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اکنون میتوان گفت دو جبهه جنگی خاورمیانه و اوکراین بیش از گذشته به یکدیگر پیوند خورده است. پیش از این بارها در نقد دیدگاه جریان نرمالیزاسیون، هشدار داده شد که این جریان با ترویج خوش‌بینی نابجا نسبت به تحولات جهانی و نادیده گرفتن تلاشهای مضاعف ایالات متحده برای مهار چین، در تلاش است تا با زمینه‌چینی برای مذاکرات جامع با ایالات متحده، ایران را ذیل نظم مبتنی بر قواعد تعریف نماید، نظمی که بر اساس شواهد و قرائن متعدد (من جمله دو هشدار مهم از جانب ونس و لاوروف)، در ذیل آن ایران باید تجزیه شود تا مقدمات برای تسلط کامل غرب بر قفقاز شمالی و جنوبی و آسیای مرکزی فراهم شود، تا بتواند فرایند ایجاد خفگی ژئوپولتیک برای چین و روسیه را هموار نماید. جایگاه جغرافیای منحصر به فرد ایران در مسیرهای چین به اروپا (شرق به غرب) و هند به روسیه (شمال به جنوب)، و جبر جغرافیایی تهران را وادار میکند که در فضای جنگ سرد نوین (که بارها گفته شد دارای مختصاتی کاملا متفاوت با جنگ سرد قرن بیستم است)، در سطح استراتژی بزرگ، جایگاهی متفاوت از گذشته برای پکن و مسکو در نظر بگیرد. در حالیکه اینروزها مساله رقابت استراتژیک چین و آمریکا بر اسناد امنیت ملی بسیاری از کشورها سایه افکنده است، ائتلاف جریانهای سازه‌انگار و طرفداران نهادگرایی لیبرال در سیاست داخلی ایران توانسته‌اند ذیل عناوینی چون «امنیتی‌سازی» و «امکان بازی برد-برد» با ایالات متحده»، جنگ اخیر میان ایران و آمریکا را فرصتی بی نظیر برای عادیسازی روابط با آمریکا جا بزنند؛ این در حالیست که در خود آمریکا چه در دوره بایدن و چه در دو دوره ترامپ، مساله رقابت راهبردی قدرتهای بزرگ محور اصلی اسناد راهبردی NSS 2017، NSS 2022 و NSS 2025 و سایر اسناد بالادستی امنیت ملی و سیاست خارجی است، و با توجه با نقش جدید اسراییل در مهار چین و روسیه، مساله رقابت استراتژیک ایران و اسراییل در منطقه خاورمیانه خواه ناخواه به امتدادی از رقابت استراتژیک چین و آمریکا و منازعه اوکراین مبدل شده است. این جریانها با نادیده‌گیری نسخه‌های بروز رسانی شده «دکترین پیرامون» بن گورویون و طرحهایی چون طرح ینون، شهادت هوکابی در مورد حمایت آمریکا از طرح اسرائیل بزرگ، نقش جدید اسراییل در مهار چین و کوریدور IMEC، کلان طرح بریتانیا برای بسط گفتمان پان تورانیسم جهت تضعیف نفوذ ایران و روسیه در آسیای میانه و قفقاز از یک و نیم قرن پیش و نسبت آن با صهیونیسم سیاسی، شهادت بسیار مهم ونس دال بر اراده اسراییل برای لیبی ‌سازی ایران، هشدار راهبردی لاوروف دال بر امکان شباهت پیدا کردن سرنوشت ایران و لیبی در صورت امتیازدهی هسته‌ای، سخنان هشدار دهنده تام باراک در مورد تغییر نقشه خاورمیانه و معتبر نبودن میراث سایس-پیکو، طرح اسراییل در مورد کوریدور داوود و کردستان بزرگ و تهدید انگاری ترکیه و انبوهی از شواهد دیگر، این تصور نادرست را رواج داده است که در صورت عادیسازی روابط ایران و اسراییل، مشکلات ایران دفعتا حل خواهد شد. این در حالیست که ترکیب جبر جغرافیایی و شرایط حاد جهانی ناشی از رقابت قدرتهای بزرگ، فضایی را برای ایران ترسیم میکند که در آن ایران ناگزیر است برای بقای خود به شکلی متفاوت بیاندیشد و خود را در حوزه‌هایی چون تامین کالاهای اساسی، فروش نفت، تامین ارز، اتصال به زنجیره تامین فناوریهای حساس خصوصا هوش مصنوعی، تامین تسلیحات پیشرفته نظامی و غیره، از غرب جدا نماید. جریان غربگرا اصرار دارد که ایران را به هر شکل که هست که ذیل زیست بوم آمریکایی نگه دارد، زیست بومی که بقای خود را در گروی تضعیف یا حذف کشورهایی چون ایران میداند که به دلیل عقبه اصیل تاریخی خود، قآئل به استقلال ژئوپولتیک هستند. https://x.com/i/status/2081228585205981226 🆔@world_order
۲/۲ همچنین این جریان با علم به اینکه جمهوری خلق چین حاضر نیست ذیل نظم آمریکایی با ایران کار مهمی با ایران انجام دهد و تعمیق روابط تهران پکن مستلزم جدایی از نظم اقتصادی آمریکایی است، با نادیده گرفتن تعمدی این اصل مهم، با ارسال سیگنالهای متضاد به پکن، عملا رابطه دو کشور را در مرحله قفل شدگی در حوزه های راهبردی قرار داده است، به رغم اینکه چین در جنگ اوکراین، موضوع اسنپ بک و مخالفت با تصویب قطعنامه‌های تنگه هرمز در شورای امنیت و IMO، به خوبی نشان داده است که درصورت التزام کشورهای همسو به قواعد خاص کار با چین، حتی در صورت هشدارهای مکرر آمریکا از تعمیق روابط با کشورهای متخاصم با ایالات متحده هیچ ابایی ندارد. این جریان حتی در مورد جایگاه ونس در سیاست خارجی آمریکا و نحوه پر کردن دست جریانهای محدود کننده (restrainer) و اولویتگرا (prioritizer) در سیاست داخلی آمریکا تجویزهای اشتباهی را مینماید که در عمل به پرشدن دست جریانهای برتری طلب (primacist)، نئوکانها و حتی لابی اسراییل منجر میشود. به عبارتی این جریانها با ترویج عباراتی چون «ایران را محل نزاع قدرتهای بزرگ نکنیم» و «ایران نباید امنیتی سازی شود»، در تلاشند تا جبهه جنگ اخیر ایران تا حد امکان از جبهه‌های دیگر نبرد درعرصه جهانی جدا شود و به عبارتی ایران به موضوعی راحت الحقوم برای لابی اسراییل و جریان جنگ طلب واشنگتن مبدل شود؛ این در حالیست که هم از منظر اروپا و هم از منظر آمریکا این جبهه ها به هم متصل است و دلیل ورود آمریکا به جنگ با ایران، نه به دلیل ماجراجویی ایران، بلکه به دلیل تلاش برای ضربه زدن به ضعیفترین حلقه مثلث ایران، چین و روسیه و مقدمه چینی برای تسلط بر آسیای مرکزی و تثبیت هژمنی اسراییل بر منطقه خاورمیانه به عنوان عنصر کلیدی اتصال ایندوپاسیفیک به یوروآتلانتیک بوده است. بنابراین، ایران چه بخواهد و چه نخواهد به دلیل جایگاه جغرافیای منحصر به فرد خود در مرکز منازعه‌ای عظیم قرار دارد و باید برای بقای خود با ذی نفعان این منازعه وارد گفتگوهایی جامع و راهبردی شود، امری که جریان سازه‌انگار و غربگرا از درک آن ناتوان است. این جریانها با همین برداشت نادرست از صحنه برآوردهای نادرستی از شرایط حساس کشور در آستانه جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه تولید کرد و در غافلگیریهای راهبردی این دو جنگ کاملا مقصر است. همچنین شرط پر شدن جریانهای انزواگرا در کاخ سفید، همواره بزرگ شدن هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی جنگها بوده و در مقابل جریانهای جنگ طلب همواره با کوچک نمایی هزینه‌های جنگ کار خود را پیش برده اند، و جریانهای طرفدار نرمالیزاسیون همواره در مقاطع حساس جنگها با اظهار نظرها و تصمیم‌سازیهای نادرست، عملا کمک کار جریانهای جنگ طلب در واشنگتن بوده اند. در مقابل شواهد نشان میدهد که به رغم تمام این کاستیها و قفل شدنهای تعمدی در سیاست خارجی ایران، پکن و مسکو در جنگ اخیر کمکهای مهمی به ایران نموده‌اند که در گزارشهای اخیر نشریات معتبر بازتاب داشته و به علنی شدن هشدارهای آمریکا ناظر به لزوم فاصله گرفتن پکن و مسکو از تهران منجر شده است. در نهایت این بخش مقدمه، ذکر این نکته ضروری است که بر خلاف القائات جریانهای غربگرا، مساله اساسی این نیست که تهران باید خود را ذیل «بلوکی شرقی» تعریف کند یا به چین و روسیه بفروشد، بلکه مساله این است که در شرایط امروز رقابت چین و آمریکا اکنون متغیر ساختاری غالب نظام بین‌الملل است؛ بنابراین آزادی عمل ایران نسبت به دهه‌های قبل کاهش یافته و سیاست خارجی ایران باید با این محدودیت ساختاری بازتنظیم شود. در این مقاله بسیار مفصل ضمن مرور گذشته، اسناد بالادستی ایالات متحده، بیانیه‌ها ناتو، اظهارات اخیر وزرای امور خارجه چین و روسیه در مورد جنگ و .... نشان خواهیم داد که چرا مسیر فعلی سیاست خارجی ایران، که بیشتر حول محور «نمایش» روابط با چین و روسیه و در عمل کمابیش ادامه مسیرهای نادرست گذشته است، کشور را به بیراهه و سقوط سوق خواهد داد./۱ https://x.com/i/status/2081228585205981226 🆔@world_order