۳/۳
در ادامه، آقای وانگ یی به موضوع تنگه هرمز میپردازد. او در زبان چینی از تعبیری استفاده میکند که به معنای «مدیریت و رسیدگی صحیح به یک موضوع» است.
این تعبیر نشان میدهد که از نگاه چینیها، وضعیت تنگه هرمز باید به شکلی دقیقتر و هدفمندتر مدیریت شود.
من دیدهام که گاهی در ایران گفته میشود چین هیچ موضعی درباره هرمز ندارد یا از شرایط موجود رضایت دارد، اما آنچه در مواضع رسمی چین دیده میشود، تأکید بر «مدیریت صحیح» این مسأله است.
به نظر من، جمهوری اسلامی ایران باید در این زمینه وارد رایزنیهای دقیقتری با چین شود.
به احتمال زیاد، مذاکراتی میان ایران، چین و برخی دیگر از کشورها در این باره انجام شده یا در حال انجام است و میتوان از دیدگاهها و ظرفیتهای چین برای مدیریت تنگه هرمز و شکلدهی به نظم جدید منطقه بهره گرفت و این کشور را در این روند مشارکت داد.
حوزه مهم دیگری که آقای وانگ یی به آن اشاره میکند، بهبود تعاملات و روابط میان کشورهای همسایه در حوزه خلیج فارس است. به نظر میرسد چینیها در این زمینه نیز آمادگی ایفای نقش دارند.
عبارتی که در متن چینی به کار رفته، به معنای «پیگیری و پیشبرد» است؛ یعنی چین آمادگی دارد روند بهبود روابط همسایگی میان کشورهای منطقه را دنبال کرده و به پیش ببرد.
در نتیجه، یک حوزه جدید نیز در مواضع چین گشوده میشود و آن، آمادگی پکن برای ایفای نقش در بهبود روابط ایران با کشورهای همسایه، بویژه کشورهایی است که متأسفانه امروز میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و از خاک آنها اقداماتی علیه جمهوری اسلامی ایران صورت میگیرد.
حوزه دیگری که آقای وانگ یی در صحبتهای خود به آن اشاره میکند، موضوع «طراحی و برنامهریزی مشترک» است.
به نظر من، این نکته اهمیت زیادی دارد.
ایشان از طراحی و برنامهریزی مشترک برای تحقق امنیت جمعی کشورهای حوزه خلیج فارس سخن میگوید.
ما باید در بررسی مواضع چین، روی ترمینولوژی و عباراتی که چینیها به کار میبرند، دقت کنیم. طرح موضوع «امنیت جمعی» در حوزه خلیج فارس، اتفاق مهمی است.
با توجه به اینکه بهزودی نشست سران کشورهای عربی و چین برگزار خواهد شد، به نظر میرسد یکی از دستورکارهای اصلی آن، همین موضوع باشد.
به اعتقاد من، جمهوری اسلامی باید هرچه سریعتر وارد عمل شود و ایده خود را درباره امنیت جمعی در این منطقه روی میز بگذارد تا در بازی دیگران قرار نگیرد.
به هر حال، کشورهای حوزه خلیج فارس از یکسو با آمریکاییها و دشمنان ما روابط گستردهای دارند و از سوی دیگر، همکاریهای بسیار قابل توجهی با چین تعریف کردهاند.
جمهوری اسلامی نیز باید سهم و جایگاه خود را در سازوکار امنیت جمعی که قرار است در این منطقه شکل بگیرد، تعریف کند و بتواند در این زمینه به معادلات مشترکی با چین دست یابد و نقش خود را در این نظم در حال شکلگیری تثبیت کند.
نهایتاً باید گفت که چینیها همچنان برای ایفای نقش در تحولات اخیر و رخدادهایی که در منطقه شاهد آن بودهایم، اعلام آمادگی میکنند.
در حالی که هنوز برخی در ایران نسبت به این موضوع تردید دارند، باید توجه داشت که چین کاملاً آماده ایفای نقش است.
اینکه در دیدار با آقای عراقچی اعلام میکنند «ما برای ایفای نقش خود در جهت تثبیت صلح و ثبات در خاورمیانه آماده هستیم»، به این معناست که چینیها آمادگی دارند نقشی فراتر از آنچه تاکنون ایفا کردهاند، بر عهده بگیرند.
در پایان، مایلم به یک نکته دیگر نیز اشاره کنم. به نظر میرسد شکلگیری آتشبس و دستیابی به توافق میان طرفین، بر اساس توافقنامهای که میان ایران و آمریکا و با میانجیگری پاکستان و برخی کشورهای دیگر حاصل شد، با اتکا به نقش قدرتهای متوسط منطقهای مانند پاکستان و عمان امکانپذیر بود.
این کشورها توانستند مرحله اول را با موفقیت پیش ببرند و درگیریها، هرچند بهطور موقت، متوقف شد؛ البته آمریکا بارها این توافق را نقض کرده است.
اما از این مرحله به بعد، برای تثبیت آتشبس و تبدیل آن به صلح پایدار، به یک قدرت موازنهساز نیاز است؛ قدرتی که بتواند ضامن تداوم این روند باشد.
به نظر من، ایفای چنین نقشی از توان کشورهایی مانند پاکستان و عمان خارج است.
آنها گام اول را برداشتند، اما مرحله بعدی نیازمند حضور یک قدرت جهانی مانند چین است.
نکته مهم دیگر این است که چین از سوی هر دو طرف، یعنی هم ایران و هم کشورهای عربی منطقه، به عنوان یک بازیگر معتبر برای ایفای این نقش پذیرفته شده است.
به همین دلیل، اگر جمهوری اسلامی ایران با دقت بیشتری از ظرفیتهای چین استفاده کند و به سمت بهرهگیری از نقشآفرینی پکن در این پرونده حرکت کند، همچنان این احتمال وجود دارد که در شرایط ملتهب کنونی، زمینههای جدیدی برای توافق و حرکت به سمت صلح شکل بگیرد.
https://irannewspaper.ir/9083/5/159543
⭕️ کاش همانطور که خوشبختانه دیدیم روزی را که لیبرالیسم در فضای عمومی ایران به مثابه فحش استفاده نشود، ببینیم روزی را که در فضای عمومی ایران چپ و سوسیالیسم و … هم به مثابه ناسزا استفاده نشود. کاش همانطور که فاشیسم و لیبرتارینیسم و لیبرالیسم اتریشی و لیبرالیسم کلاسیک و لیبرالیسم اجتماعی و لیبرالیسم برابریخواه و … را یککاسه نمیکنیم و تفاوتهای مهمشان رو میفهمیم، برسد روزی که تفاوت انواع چپ و عدالتخواهی و مارکسیسم-لنینیسم و مارکسیسم و سوسیالیسم و چپ آنارشیست و انواع چپ نو و سوسیالیسم دموکراتیک و سوسیالدموکراسی و…. را به رسمیت بشناسیم و روشنفکران و رسانههایمان انقدر شلخته یککاسهشان نکنند. کاش در داوری دربارهٔ شخصیتهای تاریخی و روشنفکران گذشته هم زمینه و زمانه و معنای متفاوت بعضی مفاهیم در دورهشان را در ارزیابی نقاط قوت و ضعف و دستاوردهای فکری و خطاهایشان لحاظ کنیم و کمتر زمانپریشانه و چکشی و صفر و یکی و حیدری-نعمتی و قبیلهای با میراث متفکرانمان مواجه شویم. کاش روشنفکرانمان بیش از دانشجویان بیادعا به ادب گفتگو و سنجشگرانه سخن گفتن و ارزیابی استدلالمحور انتقادی پایبند بودند و دشنام را جای نقد نمینشاندند.
✍محمدرضا جلاییپور
➖➖➖➖
ادمین: #غنینژاد #شریعتی #شیاد
۱/۲
🔹مهدی خراتیان:
https://x.com/i/status/2081777012226855385
میتوان این نظریه را مطرح کرد که مطرح شدن مساله امنیت جمعی در خلیج فارس از زبان وانگ یی به شکلی جداگانه از طرح چهار مادهای شی (با وجود آنکه ذیل طرح شی به آن اشاره شده) و اعلام حمایت وی از سایر واسطهها به همین طرح روسیه باز میگردد.
اما طرح روسیه چرا اهمیت دارد؛ چون از طرح چین دارای نکات و جزییات بیشتری است که در شرایط فعلی با ملاحظات و اصلاحاتی به کار ایران میاید.
این طرح که در اواخر دهه ۹۰ توسط روسها ارائه شده، بارها در سالهای ۲۰۰۴، ۲۰۰۷، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ اصلاح شده است.
البته باید دقت کرد که همه ابعاد این طرح لزوما در جهت منافع ملی ایران نیست و مسلما ایران در مورد برخی از نکات آن شامل آزادی دریانوردی، انباشت سلاحهای متعارف و مناطق عاری از سلاح تحفظ دارد. اما به دلیل تاکید بر اصولی چون «عدم استفاده بیگانگان از خاک کشورها جهت حمله به کشورهای دیگر»، «تبدیل کل منطقهی خاورمیانه و شمال آفریقا به منطقهای عاری از سلاحهای کشتار جمعی» برای ایران قابل استفاده است.
ایران میتواند با مبنا قرار دادن طرح شی جین پینگ که کلی است و به شکلی هوشمندانه فاقد جرییات است، از روسها بخواهد که طرح خود را مجددا با ملاحظات ایران و چین با ملاحظه این نکات که کشورهای عربی پایگاههای آمریکا را تعطیل نمیکنند و اسراییل نیز سلاح هستهای خود را رها نخواهد کرد، بروزرسانی کنند و سه کشور ابتدائا به یک پروپوزال مشترک برای امنیت جمعی خلیج فارس دست یابند و آنگاه آنرا با کشورهای حاشیه خلیج فارس به اشتراک بگذارند:
«تأمین امنیت و ایجاد اعتماد در خلیج فارس، یکی از اولویتهای سیاست خارجی روسیه و از دستورکارهای فوری جهانی است.
با توجه به منابع عظیم هیدروکربنی متمرکز در این زیرمنطقه، موقعیت راهبردی آن و آبراههای ارتباطیاش، تحولاتی که در آنجا رخ میدهد بر روابط بینالملل و همچنین ثبات اقتصادی، انرژی و حملونقل جهانی تأثیر میگذارد.
از همین رو نیاز به تلاشهای جمعی مناسب در سطح بینالمللی و منطقهای برای ترویج صلح واقعی، حسنهمجواری و توسعهی پایدار در منطقهی خلیج فارس احساس میشود.
ایجاد یک نظام امنیت جمعی زیرمنطقهای در خدمت همین هدف خواهد بود. این شامل تصویب یک برنامهی بلندمدت از اقدامات مشترک برای تقویت ثبات و امنیت است، از جمله اقدامات اعتمادسازی، ایجاد سازوکارهایی برای حل اختلاف و حل تعارض، و تعیین معیارها و پارامترهای اصلی برای معماری آیندهی همکاری میاندولتی.
مفهوم امنیتی روسیه برای منطقهی خلیج فارس، بر پایهی پیشنهادهایی که در اواخر دههی ۱۹۹۰ تدوین شده و در سالهای ۲۰۰۴، ۲۰۰۷، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ اصلاح شدهاند، بر اصول زیر استوار است:
۱. تعهد همهی کشورها به حقوق بینالملل، مفاد بنیادین منشور سازمان ملل متحد و قطعنامههای شورای امنیت. هدف مشترک ما، خاورمیانهای مرفه و حافظ صلح و همزیستی میانادیانی و میانقومی است. ایجاد یک نظام امنیتی در منطقهی خلیج فارس، بخشی جداییناپذیر از تلاش کلی برای تأمین ثبات در کل خاورمیانه تلقی میشود. مهمترین این مفاد، احترام به استقلال، حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها و تنوع ساختارهای اجتماعی-سیاسی آنها، و حل مسائل سیاسی داخلی بدون دخالت بیجای خارجی، در چارچوبی قانونی و از طریق گفتوگوی ملی جامع است، که پیششرط مهمی برای حفظ ثبات داخلی و هماهنگی میانادیانی بهشمار میآید.
۲. چندجانبهگرایی، بهعنوان راهی برای تضمین مشارکت همهی ذینفعان در ارزیابی مشترک وضعیت و اتخاذ و اجرای تصمیمات. حذف هر طرفی از این فرآیند، به هر دلیلی، نتیجهی معکوس خواهد داشت.
۳. جهانشمولبودن نظام امنیتی در خلیج فارس. معماری چندجانبهی مربوطه بر اصل امنیت مشترک و تجزیهناپذیر، احترام به منافع بازیگران هم منطقهای و هم فرامنطقهای، از جمله در ابعاد نظامی، اقتصادی، انرژی، حملونقل و زیستمحیطی، استوار است.
۴. حرکت گامبهگام به سوی یک نظام امنیتی فراگیر در خلیج فارس، با شروع از رسیدگی به فوریترین و مبرمترین مشکلات پیشروی این زیرمنطقه. این شامل تضمین آزادی کشتیرانی در تنگهی هرمز، تعهد به عدم اشاعهی هستهای، و مبارزهی مشترک با چالشهای حاد امروزی، بهویژه تروریسم بینالمللی است.
۲/۲
🔹مهدی خراتیان:
https://x.com/i/status/2081777012226855385
۵. اصل تدریج، از جمله در پذیرش اقدامات اعتمادسازی و ارائهی تضمینهای امنیتی متقابل در زیرمنطقه توسط کشورهای خلیج فارس، اعمال میشود.
کار عملی برای شکلگیری یک نظام امنیتی در منطقهی خلیج فارس میتواند با مشورتهای دوجانبه و چندجانبهی ذینفعان، شامل کشورهای منطقهای و فرامنطقهای، اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، اتحادیهی عرب (LAS) و سازمان همکاری اسلامی (OIC)، آغاز شود. در جریان این تماسها، پیشبینی میشود یک گروه ابتکاری برای تدوین اقدامات در حوزهی امنیت منطقهای تشکیل شود.
این گروه باید دربارهی پارامترهای جغرافیایی نظام امنیتی آینده، دامنهی شرکتکنندگان در مذاکرات، دستورکار و مسائل دیگر به توافق برسد.
بهعنوان گامهای احتمالی برای اجرای اصول این مفهوم، روسیه پیشنهاد میکند کشورهای زیرمنطقه و بازیگران فرامنطقهای:
تعهد خود به احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای زیرمنطقه و رعایت باحسننیت تعهدات حقوقی بینالمللیشان را مجدداً تأیید کنند؛ در درجهی اول رد تهدید یا استفاده از زور برای حل اختلافات، از جمله اختلافات ارضی و مرزی، برای جلوگیری از حوادث نظامی و سوانح مربوط به نیروی نظامی در سرزمینهای مجاور و در دریا و فضای هوایی (با تمرکز بر امنیت تأسیسات انرژی غیرنظامی)؛
مجموعهای از اقدامات جمعی اعتمادسازی در حوزهی نظامی را برای تضمین شفافیت و قابلپیشبینیبودن بلندمدت در این حوزه توسعه و اجرا کنند (گفتوگو دربارهی دکترینهای نظامی، نشستهای زیرمنطقهای وزرای دفاع، ایجاد خطوط تلفنی مستقیم، تبادل اطلاعیههای پیشین دربارهی رزمایشها و پروازهای هوانوردی نظامی، تبادل ناظران، و تبادل اطلاعات دربارهی تأمین تسلیحات و وضعیت نیروهای مسلح)؛
ثبت این تعهد که کشورهای خلیج فارس سرزمین خود را برای حملات اشخاص ثالث علیه کشورهای همسایه در اختیار نخواهند گذاشت؛
توافقنامههای کنترل تسلیحات منعقد کنند که شامل، برای نمونه، ایجاد مناطق غیرنظامی، جلوگیری از انباشت بیثباتکنندهی سلاحهای متعارف و کاهش متوازن نیروهای مسلح توسط همهی طرفها باشد؛
در چارچوب چالشهای تقویت رژیم عدم اشاعهی هستهای مبتنی بر NPT در خاورمیانه، گامهایی برای تبدیل کل منطقهی خاورمیانه و شمال آفریقا به منطقهای عاری از سلاحهای کشتار جمعی و وسایل پرتاب آنها بردارند؛
همکاری چندجانبه در حوزههای اقتصادی، بشردوستانه، زیستمحیطی و دیگر حوزهها را تقویت کنند؛
بهدنبال ترویج توسعهی یکپارچهی زیرساختهای منطقهای انرژی و حملونقل و سامانههای ارتباطی باشند؛
در مسائل مربوط به کشتیرانی در خلیج فارس، دریای عرب، خلیج عمان و تنگهی هرمز، از اصول قابلاجرای حقوق عرفی و مفاد کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل دربارهی حقوق دریاها در ارتباط با عبور مسالمتآمیز و ترانزیتی و نیز آزادی کشتیرانی در منطقه پیروی کنند، ضمن آنکه اهمیت فوقالعادهای به ایمنی کشتیها و خدمهی آنها بدهند؛
همکاری جمعی برای حفاظت از محیطزیست و پیشگیری و واکنش به فجایع طبیعی و انسانی برقرار کنند؛
توافقنامههایی دربارهی مبارزه با تروریسم بینالمللی، قاچاق غیرقانونی سلاح و مهاجرت، قاچاق مواد مخدر و جرائم سازمانیافته منعقد کنند.
روسیه آماده است این پیشنهادهای سازنده و دیگر پیشنهادها را با همهی طرفهای ذینفع، برای تضمین امنیت قابلاطمینان در منطقهی خلیج فارس، همکاری و بررسی کند. هدف راهبردی ما، خاورمیانهای باثبات و عاری از تعارض است که برای همکاری گستردهی بینالمللی باز باشد.
متن در این لینک:
https://mid.ru/en/nota-bene/2114287/
در دسترس است./۳۶
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
نفتالی بنت: اگر نخست وزیر اسرائیل شوم، قطر را کشور دشمن اعلام میکنم
🔹نفتالی بنت، نخست وزیر پیشین رژیم غاصب صهیونیستی، که دوران کوتاه حضورش در قدرت با افراطی گری و تشدید تنش علیه فلسطینیان همراه بود، بار دیگر چهره واقعی خود را به نمایش گذاشت.
🔹بنت در یک نشست سیاسی با لحنی تهاجمی، قطر را به اتهامات واهی متهم کرد و گفت: «به محض رسیدن به نخست وزیری، قطر را کشور دشمن اعلام میکنم، چراکه امیر آن هدفی جز نابودی اسرائیل ندارد.
🔹این سیاستمدار تندرو در ادامه با زبانی سرشار از توهم و دشمنی، قطر را به «سرطانی» تشبیه کرد که به ادعای او، شاخههای خود را به کشورهای غربی و حتی دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر فعلی رژیم صهیونیستی، گسترش داده است.
@TasnimNews
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نفتالی بنت: اگر نخست وزیر اسرائیل شوم، قطر را کشور دشمن اعلام میکنم 🔹نفتالی بنت، نخست وزیر پیشین ر
شهید خامنهای واقعبین بود؛ صریح میگفت اسرائیل باید نابود شود.
چرا؟
چون تا اسرائیل کثیف و یاغی هست،
این منطقه روی آرامش را نخواهد دید
#استعمار
درباره ورودِ مستقیم «اوکراین» به مناقشه نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل
✍علی قلهکی
۱. گلایه اوکراین از پهپادهای ایرانی و سایر کمکهایِ نظامی ایران به روسیه، خیلی وارد نیست؛ توافق نظامی ایران و روسیه به قبل از جنگ اوکراین برمیگردد و اگر ایران تعهدات خود را انجام نمیداد، مشمول شکایت بینالمللی و جریمه میشد؛ مثل همان اقدامی که ایران میخواست بابت تاخیر در ارسال سامانه اس۳۰۰ روسی انجام دهد که در نهایت با تحویل این سامانه، مشکل مرتفع گردید و ایران از شکایت منصرف شد.
۲. حمله اخیر اوکراین به کشتی ایرانی در دریای خزر به دنبال زیر سوال بردن «امنیت کشتی نوردی دریای شمال(خزر)» در مُقابلِ «راهبردِ جایگزین کردنِ کشتی نوردی دریای جنوب(خلیج فارس)» است.
۳. بخش قابل توجهی از کشتیهای دریای شمال، برای کشورهای دیگر است؛ اوکراین با هدف قرار دادن کشتیها در دریای خزر، دنبال ایجاد ترس برای «انتقال کالاهای اساسی» و شاید هم «نظامی» برای شبکهی همکارِ ایران در این آبها بوده است.
۴. ایران اگر بخواهد علنا به گُستاخیِ اوکراین واکنش نشان دهد (همانطور که برخی مسئولین از جمله رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز گفته) جبهه جدیدی برای ایران باز میشود که مزایا و معایبی دارد. ایران می تواند بخشی از زرادخانه موشکی خود را از حیث فناوری و فیزیکی علنا در اختیار روسها قرار دهد (بخشی که توان موشکی ما را در جنگ آینده تحت الشعاع قرار ندهد) در ازای آن حمایت صریحتر و دامنهدارتر روسها در جنگ با آمریکا را بگیرد. ایران باید مراقبت کند که پاسخِ احتمالی به اوکراین، کل اروپا را در ادامه جنگ با آمریکا مقابل ایران و همسوی با آمریکا بسیج نکند! نکته بعدی اینکه آمریکا در زمان ترامپ بخشی از کمک تسلیحاتی خودش به اوکراین را به نفع روسیه و برای پایان جنگ اوکراین، تعلیق کره بود که ادامه تنش نظامی بین ایران و اوکراین میتواند آن را فعال کند!
۵. ورود ایران به تادیب اوکراین (ریسکِ بالا)، باید در ازای امتیاز ملموس از روسها در جنگ ایران و آمریکا به نفع تهران باشد؛ در غیر این صورت باز کردن جبهه جدید بدون تمرکز و مدیریتِ تبعات آن، چیزی جز تقلیل توان تهران در جنگِ احتمالی آینده را نخواهد داشت!
این را به یاد داشته باشیم که ایران خبر اصابت کشتی خود را رسانهای نکرد و این کیف بود که خواست آن را منتشر کند! حال به چه علت؛ درگیر کردن اروپا در جنگ با ایران یا پیوند زدن پرونده «جنگ روسیه_اوکراین» با «جنگ ایران_آمریکا»؟! مهمترین پارامتر در این بخش آن است که آیا میتوان روز دیوار روسها یادگاری نوشت؟!
۶. اگر ایران به اقدام گستاخانه اوکراین واکنش نشان ندهد، چه تضمینی وجود دارد که کیف دست از شرارت بردارد؟!
شرایط پیچیدهای رقم خورده.
🔵سفر الزیدی به آمریکا! آیا یک زلزله امنیتی در انتظار عراق است؟
🔸علیرضا مجیدی در گفتگو با نجم
🔻July 25, 2026 - Najm Media
در این گفتگوی تفصیلی و راهبردی در «رسانه تبیینی نجم»، علیرضا مجیدی (پژوهشگر و کارشناس مسائل منطقه) به تحلیل پشتپرده توافقات اخیر نخستوزیر عراق در واشنگتن میپردازد.
طی این توافقات، روندی شتابان به سمت «آمریکاییتر شدن» اقتصاد، شبکه انرژی و سیستم بانکی عراق آغاز شده است که میتواند معادلات ژئوپلیتیکی منطقه، سهم ایران از ترانزیت و حتی امنیت خاورمیانه را دستخوش زلزلهای بزرگ کند.
#عراق #الزیدی #ترامپ
https://youtu.be/QfTjVHddb4M?is=PrZIIuocnR9j3VA0
🔻فرهاد قدوسی:
اینگفتگو با آقای علیرضا مجیدی بسیار شنیدنی و اطلاع دهنده است. با توجه به اهمیت عراق در امنیت و اقتصاد ایران شنیدن انرا به همگان توصیه میکنم.
۱/۴
✍دکتر مهدی خراتیان
بسمه تعالی
نامه سرگشاده
خدمت جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف @mb_ghalibaf
نماینده ویژه فرمانده معظم کل قوا در امور چین و رئیس محترم تیم مذاکره کننده
ضمن عرض سلام، احتراما پیرو نامه سرگشاده ۲۹ فروردینماه سال جاری و تشدید تنش اخیر بین ایران و ایالات متحده بر سر تفسیر ماده ۵ توافق اسلامآباد و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، نکاتی به استحضار میرسد.
۱. مستحضرید که جنگهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶ میان ایران و ایالات متحده، امتدادی از جنگهای اخیر پس از ۷ اکتبر و در جهت تعیین تکلیف «نظم منطقهای» خاورمیانه با محوریت هژمونی ژئوپولیتیک/ژئواکونومیک اسرائیل است و از همین رو، پاسخ نهایی ایران به جنگ اخیر میبایست از جنس «نظمسازی» و بازتعریف نقش خود در نظم در حال گذار منطقهای و جهانی باشد.
۲. واضح است که مساله تشدید جنگ نظم منطقهای خاورمیانه در سالهای اخیر، امتدادی از تشدید رقابت استراتژیک چین و ایالات متحده آمریکا است؛ و مساله نظم منطقهای غرب آسیا به دلیل ماهیت ذوابعاد خود، نظیر نسبت سلاحهای متعارف کشورهای منطقه و دکترین هستهای آنها (خصوصا ایران، عربستان و اسرائیل)، کم و کیف ترتیب و ترکیب استقرار نیروهای ایالات متحده در کشورهای منطقه، نحوه اداره تنگه هرمز، نسبت ایران با اضلاع مقاومت، جایگاه ایران در کوریدورهای شرقی-غربی و شمالی-جنوبی و دسترسی کشورهای منطقه به زنجیرههای فناوری پیشرفته خصوصا هوش مصنوعی و ...، ذاتا دارای پیچیدگی بسیاری است و تعیین تکلیف آن جز با مشارکت فعال قدرتهای بزرگ خصوصا چین ممکن نخواهد بود.
۳. ایران پیش از این سابقه یارگیری از قدرتهای بزرگ را در حل موضوعات بسیار پیچیده نظیر حضور گروههای مسلح تکفیری در سوریه (خصوصا داعش) در کارنامه خود داشته و فعال شدن نیروی هوایی روسیه به نفع نیروهای ایران و محور مقاومت حاضر در سوریه با ابتکار شهید سلیمانی، نمونهای از این اقدام است؛ اما باید توجه داشت که مقدمات این ابتکار راهبردی پیش از جلسه پوتین-سلیمانی و در جلسات متعدد و مفصل کارشناسی در لایههای میانی و دیپلماسی پنهان فراهم شده و برای آن کارسازی شده بود. اکنون نیز مشارکت فعال چین و روسیه، خصوصا چین با ابتکار حضرتعالی جز با سازماندهی حجم انبوهی از جلسات Track 2 و Track 1.5، دیپلماسی پنهان و لابیگری مستمر ممکن نخواهد بود.
۴. باید دقت کرد که هشدارهای اخیر ونس در مورد طرح عدهای در اسرائیل برای تجزیه ایران و لیبیسازی آن و همچنین هشدار لاوروف در مورد تبدیل شدن ایران به لیبی (به عنوان مقدمهای برای تکمیل پروژه هژمونی اسرائیل بر منطقه غرب آسیا از یکسو و زمینهسازی برای تسلط کامل آمریکا بر افغانستان، آسیای مرکزی و هارتلند از سوی دیگر با هدف تشدید فشار بر روسیه و چین)، موید آن است که اسرائیل از هدف خود برای نابودی تمامیت ارضی ایران دست نکشیده و ترامپ را برای کمک به نیل به این هدف با تمام ابزارها تحت فشار قرار خواهد داد.
۵. پیش از این و در نامه فروردین ماه عرض شد که توان ونس، شبکه راکبریج و جریانهای انزواگرا و اولویتگرا (طرفداران مهار چین) برای تقابل با لابی اسرائیل محدود است و نباید از این جریانها انتظاری فراتر از "کنترل تنش" داشت. لذا بعید است که بتوان با تکرار مدل توافق الجزایر- که یک طرف آن ایران و طرف دیگرش ایالات متحده است و فاقد ضلع سوم قدرتمندی است که بتواند در نقش حکم، ناظر و پوشش دهنده ریسک، مشارکتی فعال داشته باشد - بتوان وارد فرایند نظمسازی پایدار در منطقه شد.
۶. نظم منطقهای مد نظر ایالات متحده و اسرائیل برای منطقه غرب آسیا بر مبنای ایجاد دوگانه محور نکبت (مخالفان نظم پسا سایکس-پیکو با محوریت اسرائیل) در برابر محور برکت (حامیان هژمونی اسرائیل) استوار است که فعال شدن مجدد پروژه کوریدور ضد چینی- ضد ایرانی IMEC و مقدمهسازی برای پیوستن لبنان به آن با حمایت امارات دقیقا همزمان با تفاهم نامه اخیر دولت لبنان و اسرائیل و افزایش فشارها بر عربستان برای عادیسازی با اسرائیل موید آن است.
۷. باید دقت کرد که اهمیت تنگه هرمز برای ایالات متحده صرفا از زاویه قیمت نفت نیست و مساله جایگاه راهبردی بندر جبل علی و اتصال آن به حیفا و سپس بیروت از طریق کوریدور IMEC برای ایالات متحده، اسرائیل، امارات و فرانسه (به عنوان ذی نفع اروپایی IMEC) به مراتب بیش از نوسان قیمت نفت اهمیت دارد. از منظر نظم منطقهای و جهانی مد نظر ایالات متحده، مساله حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، مانعی مهم در برابر تحقق دکترین آمریکا جهت اتصال امنیتی و اقتصادی دو حوزه ژئوپولیتیک یوروآتلانتیک و ایندوپاسیفیک با محوریت اسرائیل و نظمسازی ایالات متحده است.
https://x.com/i/status/2081938732911886810
۲/۴
۸. کوریدور IMEC علاوه بر ماهیت ضدچینی (تقویت رابطه هند و اروپا) و ضد ایرانی (دور خوردن ایران در نبرد کوریدورها)، دارای ماهیت ضد روسی نیز هست، چرا که ایالات متحده درصدد است این کوریدور را به «ابتکار سه دریا» متصل نماید، اقدامی که کشورهای حوزه دریای سیاه، آدریاتیک و بالتیک را به انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته و تا ابد از انرژی روسیه بینیاز خواهد کرد؛ امری که به معنای تثبیت خفگی ژئوپولیتیک روسیه در سمت غرب خود و حل نشدن مساله جنگ اوکراین خواهد بود.
۹. در حال حاضر پکن و مسکو از جانب لابی کشورهای عربی خصوصا امارات و سعودی و همچنین ایالات متحده تحت فشار زیادی هستند تا هر چه سریعتر از موضع خود در جهت حمایت از ایران در مساله تنگه هرمز (و باب المندب) عقبنشینی کنند؛ در حال حاضر این دو پایتخت با درک شرایط خاص ایران و تبعات سنگین تثبیت نظم آمریکایی-اسراییلی بر منطقه غرب آسیا در برابر این فشارها مقاومت کردهاند، اما به دلیل انفعال تهران در ایجاد مذاکرات جامع و راهبردی پیرامون مسائل کلیدی منطقه مثل تنگه هرمز و کوریدور IMEC و سایر مسائل حساس، مشخص نیست که این روند تا کی ادامه داشته باشد.
۱۰. وانگ یی وزیر امور خارجه چین در دیدار مهم اخیر خود با دکتر عراقچی در حاشیه اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای شانگهای در قرقیزستان، طی سخنانی مجددا بر اراده پکن بر اعمال طرح چهار مادهای شی برای بازمعماری نظم امنیتی و اقتصادی خلیج فارس تاکید کرد؛ طرحی که علاوه بر مساله امنیت جمعی، بر اراده چین جهت ارائه مدل چینی توسعه به تمام کشورهای منطقه تاکید دارد و این امر برای ایران که تا کنون با کلان طرح اسراییل و آمریکا - یعنی آبادی جنوب خلیج فارس (محور برکت) به قیمت نابودی شمال خلیج فارس (محور نکبت) - دست و پنجه نرم کرده و از آن ضربات اقتصادی و امنیتی بسیاری خورده است، از اهمیتی فوق العاده برخوردار است.
۱۱. حمله اخیر اوکراین به کشتی ایرانی در دریای کاسپین در کنار تحرکات گسترده اوکراین در کشورهای حاشیه خلیج فارس و انعقاد قراردادهای پهپادی- ضدپهپادی با آنها نیز نشان داد که پرونده جنگ اوکراین و نظم شرق اروپا تا چه حد به نظم منطقهای غرب آسیا وابسته و مساله اتصال IMEC به ابتکار سه دریا تا چه حد جدی است. روسیه نیز همچون چین در قالب «طرح امنیت جمعی برای حوزه خلیج فارس» برای منطقه غرب آسیا دارای ابتکار است و با توجه به ارتباطات گسترده مسکو با ریاض و ابوظبی، و با توجه به اقدامات ضد امنیتی اخیر رژیم کیف، شانس اینکه در اعمال این طرح در کنار ایران قرار گیرد بسیار قابل توجه است.
۱۲. از طرف دیگر، حمایتهای تسلیحاتی/اطلاعاتی/سیاسی اخیر مسکو و پکن از ایران از یک سو و همکاریهای عمیق و مشترک پکن و مسکو در حوزه پاسیفیک و فناوریهای پیشرفته نظامی از سوی دیگر، و حمایت قاطع چین از روسیه در جنگ اوکراین، همگی موید آن است که به رغم فراری بودن پکن از مفهوم «بلوک بندی»، به شکلی دوفاکتو بلوکی جدید برای خنثیسازی طرحهای کلان آمریکا جهت مهار چین و روسیه در حال شکل گیری است، بلوکی که توسط جریانهای برتری طلب (primacist) در حزب جمهوریخواه از آن با عنوان «محور شرارت نوین» یاد میشود و در ادبیات این جریان ایران ضلع سوم آن است.
۱۳. مسلما ایران از حیث کم و کیف توان نظامی و اقتصادی ابدا با روسیه و چین قابل مقایسه نیست؛ اما به دلیل جایگاه منحصر به فرد خدادادی خود در تقاطع مسیر کوریدورهای اتصال چین به اروپا و مسیر هند به روسیه (که برای روسیه و شخص پوتین دارای اهمیتی حیاتی است) و همچنین مقاومت تحسین برانگیز در برابر تعدی وحشیانه ایالات متحده و اسرائیل، دارای ضریبی از اهمیت شده است که بتواند در مقام گفتگوهای جامع و راهبردی با این دو پایتخت قرار گیرد.
۱۴. تمامی نکات انکارناپذیر فوق ما را به این مسیر هدایت می کنند که برای ایجاد یک مکمل برای توافق اسلامآباد، که بتواند آنرا ضمانت و ریسکهای متعدد آنرا پوشش دهد، با توجه به اصرار پکن بر ابتکار چهار مادهای شی جین پینگ و اصرار مسکو بر طرح امنیت جمعی خلیج فارس، با آنها بر پایه همین طرحها و خطوط قرمز و تحفظهای تهران وارد گفتگوهای جامع و راهبردی دوجانبه و سه جانبه با هدف باز تنظیم معماری اقتصادی و امنیتی منطقه غرب آسیا - به خصوص نحوه مدیریت تنگه هرمز - شویم.
https://x.com/i/status/2081938732911886810
۳/۴
۱۵. مسلما این راه ساده نیست و برای مثال پکن با اخذ عوارض یا خدمات اجباری در تنگه هرمز مخالفتهایی دارد، اما مسلما با اعمال حاکمیت ایران بر تنگه با هدف عدم عبور کشتیهای نظامی آمریکا موافق است و تهران در مورد ایجاد یک ساز و کار اخذ هزینه خدمات که بر مبنای رقابت و نه اجبار باشد میتواند با چین به توافق برسد، مشروط به آنکه پکن در اعمال طرح شی نوعی از تقسیم قدرت و منافع را در منطقه تعریف کند که در آن ایران بتواند سهمی مهم از عواید اقتصادی کوریدورها و ترانزیت منطقهای من جمله تنگه هرمز داشته باشد.
۱۶. تهران باید بکوشد که طرح چهار مادهای شی و طرح روسیه برای امنیت جمعی خلیج فارس، مقدمهای برای یک معامله میان قدرتهای بزرگ بر سر تقسیم حوزه اثر خود در منطقه خاورمیانه مشابه معاهده هلسینکی در ۱۹۷۵ باشد. این هلسینکی خاورمیانهای از آن جهت موجه است که همه قدرتها منطقهای و بین المللی بعد از تشدید تنش اخیر و خصوصا ورود موثر انصارالله به جنگ (البته به نام شکست محاصره یمن) و هدف قراردادن آرامکو، احتمالا به این نتیجه رسیدهاند که ادامه روند فعلی عاقبتی جز نابودی زیرساختهای خاورمیانه و به تبع آن رکود جهانی ندارد. لذا یک «هلسینکی خاورمیانهای» و کاهش تنش میان پکن و واشنگتن از یکسو و کاهش تنش میان قدرتهای غرب آسیا از سوی دیگر تنها راه جلوگیری از بروز یک جنگ نابودگر منطقهای با تبعات گسترده جهانی است. همچنین مسلم است که منظور ما از تعریف حوزه اثر، کشیدن «دیوار آهنین» نیست؛ بلکه بازتعریف نظم منطقه در رقابتهای ائتلافی و کوریدوری به شکلی است که مساله به شکل «حاصل جمع صفر» حل و فصل نشده و سایه شوم دوگانه محور نکبت و برکت از منطقه برچیده شود.
۱۷. در حوزه هستهای، بدون شک ایران به دلیل تهدیدات اتمی ترامپ، حملات شدید به مراکز هستهای تحت نظارت آژانس، ترور مقام معظم رهبری به عنوان صاحب فتوای حرمت سلاح اتمی، تهدیدات زیرساختی «عصر حجری» ترامپ و انبوهی از نکات دیگر، از حیث حقوقی در موضع استناد به ماده ۱۰ معاهده NPT و خروج از آن قرار دارد و میتواند در مورد استناد به این ماده با مسکو و پکن به عنوان دو قدرت اتمی دارنده حق وتو وارد گفتگو شود. مصاحبه مهم و اخیر لاوروف با RT عربی و سیگنالهای روشن از جانب وی دال بر امکان گفتگو در مورد تغییر دکترین هستهای ایران موید ادعای فوق است. مسلما این گفتگوها با هدف گرفتن چراغ سبز جهت دستیابی ایران به سلاح اتمی انجام نمیشود و هدف آن جا انداختن مساله «آخرین انعطاف هستهای» و «ماشه هستهای» در هر توافق جامع با ایالات متحده است، با این منظور که هر گونه تهدید نظامی مجدد آمریکا علیه ایران، به منزله فعال شدن خروج خودکار ایران از NPT است و دو کشور روسیه و چین نیز باید سپر حقوقی لازم را در شورای امنیت برای ایران در صورت بدعهدی آمریکا فراهم نمایند.
۱۸. متاسفانه به رغم تمام ضرورتهای فوق، تاکنون گام موثری در جهت پیشبرد زیرسازی این مذاکرات - که قطعا بسیار سنگین و پیچیده خواهد بود - انجام نشده است. با توجه به مسئولیت خطیر حضرتعالی در پیشبرد مذاکرات با ایالات متحده و نمایندگی ویژه در امر چین، شما مهمترین فرد و مرکز ثقل هدایت این مذاکرات چندجانبه هستید. حقیر به عنوان یک سیاستپژوه از حجم فشارهای طاقتفرسای کاری بر حضرتعالی تا حدی آگاه است، اما عاجزانه از محضرتان استدعا دارد تا زمان باقی است و شرایط حساس داخلی، منطقهای و بین المللی مجال میدهد، قطار این مذاکرات چند جانبه را به حرکت درآورید.
۱۹. بدون شک طرح اسرائیل، گرفتار کردن ایران در سیکل بی پایان جنگ-مذاکره، مقدمه چینی برای یک آشوب داخلی گسترده و در نهایت تحریک واشنگتن و گروههای معارض تجزیه طلب جهت لیبی سازی ایران است، امری که ونس و لاوروف نسبت به آن هشدار دادهاند. خنثیسازی این طرح و تقویت جریانهای ضد جنگ در واشنگتن در گروی آن است که بازی خاورمیانه با فعال شدن گروههایی چون انصارالله و پیوند خوردن آن به امنیت یوروآتلانتیک با کمک مسکو و ایندوپاسفیک با کمک چین بیش از اندازه پیچیده شود، تا ترامپ میدان را برای جریانهای رئالیست بازکرده و به یک هلسینکی خاورمیانهای و ایفای نقش «نیکسون دوم» به جای «ریگان دوم» یا حتی «بوش سوم» متمایل شود؛ و این مهم بر خلاف آنچه که جریانهای افراطی طرفدار عادیسازی با آمریکا/اسرائیل جلوه میدهند، کاملا در دسترس است. جریانهای تندروی حامی نرمالیزاسیون تا کنون با همین رویافروشیها کشور را در معرض دو جنگ ویرانگر قرار داده و بیم آن میرود جنگ سنگین دیگری توسط این جریان به کشور عزیزمان تحمیل شود، جنگی که به مراتب از دو جنگ قبلی ویرانگرتر خواهد بود.
۴/۴
۲۰. مجددا به محضرتان عرض میشود که نگارنده کاملا به پیچیدگیهای چنین طرحی واقف است و مسلما یارگیری از قدرتهای بزرگ و ایجاد یک هلسینکی خاورمیانهای قرن بیست و یکمی در شرایط فعلی کار بسیار دشواری است؛ اما از آن مسلمتر این است که رفتن راه توافق الجزایر آن هم با فرد تحت تاثیر اسرائیل و متلون المزاجی چون ترامپ، کشور را تا ابد دچار گرفتاری خواهد کرد.
در پایان از بابت طولانی شدن این نامه و تضییع وقت گرانمایه حضرتعالی عذرخواهم و برای حضرتعالی که میدانم بسیار به شهید سلیمانی و میراث گرانسنگ وی علاقهمند هستید و برای حفظ آن شبانهروز مجاهدت و تلاش مینمایید، آرزوی توفیق در ادای اوامر رهبر معظم انقلاب و مسئولیتهای خطیرتان را دارم.
ارادتمند شما، مهدی خراتیان ۱۴۰۵/۰۵/۰۵
https://x.com/i/status/2081938732911886810