eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
بااین‌حال دور جدید یک شاخه جدید داشت؛ ورود یمن به عرصه در چهارچوب محاصره دریایی عربستان و انسداد نسبی تنگه باب‌المندب. این اقدام باعث کشیده‌شدن ترمز دشمن برای تشدید جنگ شد، زیرا علاوه بر آنکه نمایش داد درگیری منطقه‌ای بعدی شدیدتر خواهد بود، دورنمایی از فرامنطقه‌ای شدن نبرد را هم ترسیم کرد. دشمن احتمالاً نمی‌خواهد درگیری در باب‌المندب در سایه تحولات هرمز شکلی همانند آن بگیرد. 🔗 متن کامل گزارش سیدمهدی طالبی، پژوهشگر حوزه بین‌الملل را در سایت بخوانید.
«دولت‌ها چگونه شکست می‌خورند؟» روز گذشته به طور اتفاقی گذرم به یکی از معروف‌ترین مراکز تصویربرداری پزشکی تهران افتاد. باجه‌دار محترم با ذکر اینکه برای MRI بیمار شما، داشتن لباس مخصوص (گان) اجباری است، یواشکی گفت که باید به چند مغازه بالاتر بروید تا از مغازه «رنگ‌فروشی»، از میان انبوه رنگ‌های صنعتی، لباس بهداشتی ضروری خود را را تهیه کنید! چرا؟ چون وزارت بهداشت فروش لباس بهداشتی را ممنوع کرده است! قابل حدس است که پای یک مناقشه اقتصاد سلامت و پوشش بیمه‌ای در کار است. خلاصه هر جا که دیدید بر سر در هر دکان رنگ ساختمانی بیرق «گان بهداشتی» برافراشته‌اند، بدانید که شکست دولت (Government Failure) در اقتصاد حوزه سلامت آن کشور مسلط شده است.
آیا عوارض ایران بر تانکرها قانونی‌ست، The Financial Times (اقتصادی، بریتانیا) ۱) جنگ رفت‌وبرگشتی آمریکا و ایران دوباره فروکش کرده است. دیپلمات‌های ایرانی نیز از نزدیک شدن تهران و مسقط به توافقی برای «مدیریت کشتیرانی» در تنگهٔ هرمز خبر داده‌اند؛ توافقی که برای جلوگیری از تشدید جنگ مهم است. فایننشال تایمز پیش‌تر از تلاش ایران برای دریافت هزینهٔ بیمه از کشتی‌های عبوری نوشته بود. ۲) پرسش اصلی این است: آیا ایران می‌تواند برای گذر نفتکش‌ها از هرمز پول بگیرد، یا این کار ناقض حقوق بین‌الملل و برای آمریکا غیرقابل‌قبول است؟ پاسخ یادداشت جی‌پی‌مورگان این است که لزوماً نه؛ اگر پرداخت‌ها به‌جای «عوارض عبور»، بهای خدمات مشخص باشند، شاید بتوان از آن‌ها دفاع حقوقی کرد. ۳) هرمز چنان باریک است که کشتی‌ها برای ورود به خلیج فارس یا خروج از آن ناگزیر از آب‌های سرزمینی ایران یا عمان می‌گذرند. اصل «عبور بی‌ضرر» به کشتی‌های همهٔ کشورها اجازه می‌دهد از دریای سرزمینی عبور کنند و دریافت عوارض ظاهراً با آن تعارض دارد. ۴) این حق در کنوانسیون سازمان ملل دربارهٔ حقوق دریاها صورت‌بندی شده است. با وجود تصویب کنوانسیون از سوی ۱۷۲ دولت، نه آمریکا و نه ایران عضو آن نیستند. مقاله این نکته را منشأ ابهام می‌داند، نه مجوز مطالبهٔ هر مبلغی؛ محور استدلال، تمایز میان عوارض صرف و هزینهٔ خدمات واقعی است. ۵) دانمارک سابقه‌ای تاریخی ارائه می‌کند: این کشور تا کنوانسیون کپنهاگ در ۱۸۵۷ از کشتی‌های عبوری عوارض می‌گرفت و در برابر یک پرداخت یک‌باره به آن پایان داد. امروزه نیز دانمارک و سوئد از شناورهای عبوری از تنگه‌های دانمارک پول می‌گیرند، اما آن را هزینهٔ خدمات می‌نامند، نه عوارض. ۶) بیشتر خدمات اختیاری‌اند، ولی قانون راهنمایی دریایی دانمارک استفاده از راهنما را برای کشتی‌های حامل نفت، مواد شیمیایی، گاز یا بیش از ۵ هزار تن سوخت بانکر اجباری می‌کند. این خدمت برای یک نفتکش بزرگ بالتیک‌مکس حدود ۱۰ تا ۲۵ هزار دلار در هر عبور هزینه دارد. سود دولت فقط چند میلیون کرون در سال است، پس اهمیت نمونه بیشتر حقوقی است تا مالی. ۷) ترکیه نمونهٔ گران‌تر است. این عضو ناتو بر پایهٔ کنوانسیون مونترو ۱۹۳۶ اختیارات نظارتی گسترده‌ای در تنگه‌های خود دارد و بابت خدمات پول می‌گیرد. هزینهٔ رفت‌وبرگشت یک نفتکش سوئزمکس حدود ۱۳۰ هزار دلار، معادل نزدیک ۱۳ سنت برای هر بشکه، است. ۸) در برابر این مبلغ، ترکیه فانوس دریایی، چراغ و بویهٔ کانال، کنترل بهداشتی و خدمات نجات فراهم می‌کند. اتصال مبلغ به خدمات عملیاتی، سازوکار را از یک باجهٔ عوارض صرف متمایز و از نظر حقوقی قابل‌دفاع‌تر می‌سازد. ۹) جی‌پی‌مورگان نتیجه می‌گیرد ایران و عمان نیز می‌توانند مشترکاً هزینه‌های اجباری «ایمنی ناوبری» وضع کنند. آن‌ها می‌توانند بگویند کشتی‌ها نه برای حق عبور، بلکه بابت ایمنی ناوبری، مدیریت ترافیک، اسکورت امنیتی، حفاظت محیط‌زیستی و واکنش اضطراری پول می‌پردازند. همکاری دو کشور ساحلی نیز به این چارچوب ظاهر سازگار‌تری با حقوق دریایی می‌دهد. ۱۰) پیشنهاد محوری، تشکیل یک مرجع دوجانبهٔ عبور میان ایران و عمان است. تعریف شفاف خدمات، تعرفه‌ها و فرایندها می‌تواند ابهام حقوقی را کاهش دهد. امیر هندجانی از مؤسسهٔ کوئینسی می‌گوید چنین نهادی تصمیم‌های موردی فرماندهان سپاه دربارهٔ عبور کشتی‌ها و قیمت‌گذاری پیش‌بینی‌ناپذیر را با رویه‌ای منظم جایگزین می‌کند. ۱۱) در این سناریو، عمان درآمد و اهمیت راهبردی بیشتری می‌گیرد؛ ایران به پول، مشروعیت و دستاوردی قابل‌عرضه در داخل می‌رسد؛ کشتیرانی به‌جای نااطمینانی با فرایندی قابل‌پیش‌بینی مواجه می‌شود؛ و آمریکا بازگشایی هرمز را به دست می‌آورد. درآمد حاصل همچنین به ایران انگیزه می‌دهد مسیر را باز نگه دارد. ۱۲) مقاله نتیجه نمی‌گیرد هر نوع باج‌گیری دریایی قانونی است. مشروعیت به طراحی بستگی دارد: هزینه باید به خدمات مشخص و قابل‌ارائه متصل، با مشارکت عمان و مقررات روشن اجرا، و نه به‌عنوان فروش حق عبور معرفی شود. بااین‌حال، مرز میان «تعرفهٔ خدمات» و «عوارض اجباری» ممکن است بیشتر لفظی و سیاسی باشد و پذیرش آن به واکنش آمریکا، صنعت کشتیرانی و تفسیر حقوقی وابسته بماند. ۱۳) اگر ایران و عمان بتوانند هرمز را با الگوبرداری از دانمارک و ترکیه درآمدزا کنند، دولت‌های کم‌پول دیگری که بر تنگه‌های راهبردی مسلط‌اند نیز ممکن است به فکر پولی‌سازی عبور بیفتند. پس بحث فقط دربارهٔ مهار موقت جنگ نیست؛ این طرح می‌تواند سابقه‌ای برای اقتصاد سیاسی گلوگاه‌های دریایی جهان بسازد. https://www.ft.com/content/06f8f1a1-50a1-43d0-a236-c2d65ff38e87
🔹احسان تقدسی: یکی از دلایل حملات متعدد آمریکا به حشدالشعبی اطمینان آمریکایی‌ها از واکنش حشدالشعبی در صورت ورود اکراد از مرزهای عراق به ایران است. حشدالشعبی بخواهد از پشت به کردها حمله کند و ارتش ایران هم در روبرو، کردها عملاً قیچی می‌شوند. آمریکا با همین استدلال تلاش می‌کند تا عقبه حشدالشعبی و هسته تصمیم گیر این نیروی شیعی را از بین برده تا نتوانند در حمله احتمالی به ایران کنار ایران بجنگند. https://x.com/demokracy/status/2085076402391454184?s=52
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
رستاخیز حزب‌الله 🔵رسانه میدل‌ایست‌آی در گزارشی مفصل روایت می‌کند که چگونه حزب‌الله پس از ضربات سنگین در جنگ سال ۲۰۲۴ با اسرائیل، توانست خود را بازسازی کرده و دوباره به یک نیروی نظامی مؤثر تبدیل شود. 🔵طبق این گزارش، در سپتامبر ۲۰۲۴، اسرائیل با بمباران گسترده مقر حزب‌الله، ترور سید حسن نصرالله و بسیاری از فرماندهان ارشد و همچنین عملیات انفجار پیجرها و بی‌سیم‌ها، ضربه‌ای بی‌سابقه به این گروه وارد کرد. حزب‌الله برای حفظ ارتباطات، استفاده از تلفن را کنار گذاشت و فرماندهان تنها از طریق ملاقات حضوری در نقاط از پیش تعیین‌شده با یکدیگر ارتباط برقرار کردند. 🔵به ادعای این گزارش، در داخل حزب‌الله اکنون این باور وجود دارد که ورود این گروه به جنگ با اسرائیل پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اشتباهی تاریخی بود. گفته می‌شود تصمیم به گشودن جبهه علیه اسرائیل عمدتاً توسط سید حسن نصرالله گرفته شد و همه اعضای شورای رهبری با آن موافق نبودند. 🔵گزارش مدعی است پس از ترور سردار سلیمانی، هماهنگی «محور مقاومت» تضعیف شد و ایران نیز پس از آغاز جنگ غزه تمایلی به ورود مستقیم به جنگ با اسرائیل نداشت و بیشتر از حمایت سیاسی و معنوی سخن می‌گفت. 🔵حزب‌الله معتقد است عملیات انفجار پیجرها و بی‌سیم‌ها، هرچند ضربه امنیتی بزرگی بود، اما به هدف اصلی اسرائیل نرسید، زیرا هزاران بی‌سیم آلوده هنوز توزیع نشده بودند و اگر دیرتر منفجر می‌شدند، تلفات بسیار بیشتری به نیروهای رزمی وارد می‌کردند. 🔵در جنگ ۶۶ روزه ۲۰۲۴، بیشتر فرماندهان ارشد حزب‌الله شهید شدند، اما به گفته منابع میدل‌ایست‌آی، ایران با اعزام فرماندهان نیروی قدس برای پر کردن خلأ فرماندهی، به حفظ ساختار این گروه کمک کرد. 🔵پس از آتش‌بس، بسیاری در لبنان و خارج از کشور تصور می‌کردند حزب‌الله عملاً نابود شده اما این گروه در همان دوره مشغول بازسازی کامل ساختار نظامی خود بود و مدل فرماندهی متمرکز را کنار گذاشت و به ساختارهای کوچک، مستقل و چریکی روی آورد تا در صورت قطع ارتباطات نیز بتوانند به عملیات ادامه دهند. 🔵یکی از تغییرات مهم، تدوین دستورالعمل‌های از پیش تعیین‌شده برای هر واحد بود تا بدون نیاز به فرماندهی مرکزی تصمیم‌گیری کند و در صورت لزوم به جای جنگیدن تا آخرین گلوله، عقب‌نشینی تاکتیکی انجام دهد. 🔵حملات مداوم اسرائیل پس از آتش‌بس و فشارهای داخلی و خارجی برای خلع سلاح حزب‌الله، باعث شد مواضع این گروه دوباره تندتر شود، در حالی که پس از پایان جنگ، آمادگی بیشتری برای امتیازدهی داشت. 🔵در جنگ جدید، حزب‌الله از فناوری پهپادهای انتحاری هدایت اول‌شخص (FPV) بهره گسترده‌ای برد و نسل جوانی که تجربه بازی‌های ویدئویی داشتند، در هدایت این پهپادها نقش مهمی ایفا کردند. 🔵برخلاف تصور رایج، این گروه پس از ضربات ۲۰۲۴ توانسته بخش مهمی از توان رزمی خود را احیا کند و همچنان بازیگری تعیین‌کننده در معادلات لبنان باقی بماند.
عبید زاکانی در رساله «صد پند» می‌گوید: «در شرابخانه و قمارخانه و مجلس ق ح بگان و مطربان، خود را به جوانمردی مشهور مکنید تا برای هر چیز به شما رو نکنند» حال این ابله دقیقا شبیه به «جوانمردان ق ح به‌خانه» است که برای هر چیزی روی او حساب می‌کنند. طبق اعلام رسانه‌ها سالهاست امورات زناشویی خود را برون‌سپاری کرده است. اینجا هم به زبان بی‌زبانی می‌گوید آی آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها، ایران را از دست آخوندها بگیرد و به من بدهید آنوقت هرمز را می‌هم. موشک را می‌دهم، هسته‌ای را می‌دهم و... چرا؟ چون جوانمرد مجلس ق ح بگان است:-)
ناظر به کلیپی منتشرشده از رضا پهلوی که در آن خطاب به جامعه جهانی می‌گوید اگر ایران آزاد شود، تنگه هرمز باز می‌شود و تهدید هسته‌ای هم برطرف خواهد شد.
فرهاد قنبری ابتذال شر آلکساندر سولژنیتسین نویسنده روسی زمانی که زندانی گولاک‌های استالین بود در خاطرات خود می نویسد: «درست زمانی که بر آن حصیر پوسیده زندان دراز کشیده بودم در درون خودم نخستین جنبش های خیر و نیکی را حس کردم. تدریجا بر من آشکار شد که خط جدا کننده خیر از شر از میان دولت ها یا از میان طبقات، یا از میان احزاب سیاسی نمی گذرد بلکه درست از میان قلب هر فرد می گذرد، از میان قلب همه انسانها» 👈 حال تصور کنیم چه می شود، اگر در یک جامعه این خط جدا کننده میان امور خیر و شر معنای خود را از دست داده باشد؟ چه می‌شود اگر جامعه ای دیگر توان داوری میان خیر و شر و از آن بدتر تشخیص خیر و شر را از دست داده باشد؟ چه می شود اگر نوری که از میان قلب های انسانها می گذرد و معیاری برای تشخیص و تمایز امور نیک و زشت است، روشنایی خود را از دست داده باشد؟ چه می شود اگر انسانها چون ربات بی روح، غلام حلقه به گوش دیگران شده و هر جنایتی را مرتکب شوند؟ 👈 هانا آرنت معتقد بود كه شر بنيادی هنگامی بروز می یابد كه انسان از گفتگوی با خويشتن خويش ناتوان باشد. آرنت معتقد بود مردم در روزگار مدرن معنای زندگی را از دست داده‌اند و به بن‌بست پوچی يا معنای كاذب زندگی رسيده‌اند يا به بیان بهتر از خود بیگانه شده اند. به عقیده او تمامی اين مسائل موجب شده است نوع خاصی از شر در روزگار مدرن شکل بگیرد که آن را «ابتذال شر» می‌خواند. آرنت که در محاکمه آدولف آیشمن (از تئورسین‌های نازیسم) شرکت کرده بود بعدها کتابی در مورد محاکمه آیشمن نوشت و او را نه هیولایی عجیب با خصائص شیطانی بلکه انسانی کاملا معمولی دید که وجدان خویش و توانایی تشخیص نیک و بد را از دست داده است. هانا آرنت گناه اصلی آیشمن را ناتوانی از اندیشیدن می‌دانست: «هرچه بیشتر به او گوش می‌دادند، آشکارتر می‌شد که ناتوانی او در سخن گفتن همبستگی نزدیکی با ناتوانی او در اندیشیدن داشت؛ یعنی اندیشیدن از نظرگاه کسی دیگر» آرنت معتقد بود که آیشمن انسانی کاملا معمولی بود. درست مانند انسانهای معمولی دیگر که ندای درونی‌شان خاموش است و هیچگاه با پرسش وجدان مواجه نمی شوند. 👈 مخاطب دائمی رسانه تروریستی چون «سیمای آزادی» یا «اینترنشنال» و «من‌تو» و یا دنبال‌کنندگان صفحات مجازی آنها به واسطه عوامل مختلف (هوش پایین، ناآگاهی تاریخی، کم‌سوادی، فضاسازی شبه‌روشنفکران و...) به مانند امثال آیشمن کم‌کم توان تشخیص خوب و بد یا شنیدن ندای وجدان درونی خود از دست داده و فاجعه‌بارتر آنکه توان انجام گفتگو با خویشتن را ندارند و در شرایط بحران، خالی از هرگونه ندای درون و وجدان، به انجام هر کنش وحشیانه‌ای مبادرت می‌ورزند. انجام اعمال هولناکی چون قتل دسته جمعی و آتش زدن جنازه به صرف مخالفت با نظام سیاسی مصداق "ابتذال شر" است که آرنت از آن سخن می‌گوید. و درست در همین‌جاست که ما با شنیدن خبر چنبن اقدامات سبعانه و خشنی، منتظر دیدن یک قاتل سریالی هولناک هستیم، اما مرد میانسال تکیده یا نوجوان خجالتی و لاغراندامی (به مانند آیشمن) را مشاهده می‌کنیم که شاید در تصورمان جرات و توان کشتن یک سوسک را هم ندارند.
ما یک دست سربازی آمریکایی داریم که هالیوود می‌سازد و عموما سربازی نوع‌دوست و مهربان است که هدفی جز خدمت به بشریت ندارد. دوم سربازی که به صورت واقعی توسط نظام آموزشی آمریکا ساخته می‌شود و یکبار کارگردان خارج از قاعده‌ای چون کوبریک آن را در فیلم غلاف تمام فلزی به تصویر کشیده است. کوبریک در این فیلم نشان می‌دهد که انسانها آدمکش به دنیا نمی آیند، اما توسط سیستم آموزشی به آدمکش تبدیل می‌شوند، نژادپرست به دنیا نمی آیند اما توسط ایدئولوژی‌های غیرانسانی به نژادپرست تبدیل می‌شوند، متعصب و خونخوار به دنیا نمی‌آیند اما توسط یک سیستم غیراخلاقی، به جزم‌اندیش و خونخوار تبدیل می‌شوند. کوبریک در این فیلم چگونگی اضمحلال فردیت و تبدیل انسان به «سرباز-حیوان» آمریکایی را به خوبی به تصویر کشیده و چگونگی تبدیل سربازان آمریکایی به جانوران آدمکش فاقد روح و انسانیت را نشان می‌دهد. 👈 آن خلبان و سربازی که باعث ایجاد وحشت در میان زنان و کودکان یک شهر می‌شود و یا مدرسه کودکان و ورزشگاه و پل و ساختمان مسکونی را هدف قرار می‌دهد، یک انسان عادی نیست، بلکه موجودی است که توسط نظام آموزشی به یک حیوان خونخوار تبدیل شده است.
فرهاد قنبری رسانه و تولید زامبی رسانه بزرگترین ایدئولوژی عصر ماست. رسانه در جهان امروز کاری را می‌کند که ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی در طول هزاران سال از انجام آن عاجز بودند. رسانه در جهان امروز کاری می‌کند که هیچ مکتب سیاسی توان انجام آن را ندارد. رسانه کاری می‌کند که مارکسیسم  و کمونیسم با آن دستگاه عریض و طویل خود قادر به انجام آن نبودند.  رسانه‌ کاری می‌کند که مخاطبش از مشاهده جنازه تکه‌تکه شده کودکان سرزمین‌اش احساس خوبی دریافت کند و در عین حال توهم آزادی‌خواهی و نوع‌دوستی و وطن‌دوستی داشته باشد. رسانه کاری می‌کند که مخاطب‌اش از شهیدی که جان‌اش را فدای محافظت از سرزمین و وطن‌ او کرده، احساس طلب‌کاری و نفرت و تنفر داشته باشد. رسانه کاری می‌کند که مخاطب‌اش در همان لحظه که فرزند خود را در آغوش گرفته‌ و حس والدین خوب بودن را دارد، از مشاهده جنازه تکه‌تکه شده کودکان غزه و لبنان و میناب احساس خوشایندی داشته و خود را به عنوان موجودی خوب و خانواده دوست بشناسد. رسانه کاری می‌کند که مخاطب‌اش از همه چیز سرزمین خود از سنت و فرهنگ و تاریخ گرفته تا نمادهای ملی احساس بیزاری کرده و به فردی عقده‌ای و خودآزار تبدیل شود. رسانه کاری می‌کند که مخاطب‌اش از مرگ مظلوم احساس خرسندی کرده و مجیزگوی قدرتمندان و ظالمان شود. رسانه کاری می‌کند که مخاطب‌اش به نام آزادی‌خواهی، سر سرباز و مامور انتطامی را از تن جدا کردن و جسم او را آتش زده و بالای جنازه او فریاد هلهله و شادی سر دهد. تروریسم فقط این نیست که شخصی سلاح و نارنجک به دست گرفته یا با کمربند انتحاری جان صدها انسان بیگناه را بگیرد. اینکه نوجوان کلاس هفتم و هشتم که هنوز درک درستی از مسائل پیچیده اجتماعی و سیاسی و تاریخی ندارد، از اینکه ایران به دنیا آمده به بخت و شانس بد خود لعنت فرستاده و از همان کودکی ذهن و روانش درگیر فرار از کشور باشد، هم صورت دیگری از تروریسمی است که سلاح آن رسانه است. اینکه نوجوان و جوان ایرانی به این باور برسد که فردی غمگین و بدشانس و بیچاره و مفلوک است، هم صورت دیگری از تروریسمی است که سلاح آن رسانه‌ است. اینکه در جامعه‌ای تظاهر به افسردگی و بدبختی و ناشادی به یک کلاس اجتماعی تبدیل شود، هم صورت دیگری از تروریسم رسانه است. اینکه مشتی جانی و اراذل و اوباش و تروریست کوهی به عنوان فعال حقوق بشر و فعال سیاسی معرفی شوند هم صورت دیگری از تروریسمی است که سلاح آن در دست رسانه‌ است. در جهان امروز آمریکا و ناتو و اسرائیل، حتی بمب و موشک خود را هم ایتدا در قالب رسانه بر سر ملت فلسطین و یمن و افغانستان و ایران و... می‌ریزند.
شاید در کره زمین کمتر کسی باشد که من به اندازه این موش کثیف از او نفرت داشته باشم. امروز تروریست فقط آن خلبان و ژنرال اسرائیلی و آمریکایی و داعشی نیست بلکه کلید اصلی ترور در جهان در دست این جماعت کفتارصفت است. و برای معرفی بیچارگی و بدبختی قرن ما همین بس که تا یک قرن پیش بزرگترین چهره‌های غربی، متفکران و هنرمندانی چون کانت و هگل و شکسپیر و هوگو و داوینچی و میکل آنژ و امثالهم بودند و بزرگترین چهره‌های غربی قرن ما امثال این جانور و بیل گیتس و استیو جابز و مارک زاکربرگ و ترامپ هستند.