eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
543 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نیویورک‌تایمز: آمریکا کنترل ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد 🔵«رزماری کلانیچ» در مقاله‌ای در نیویورک‌تایمز نوشته است: آمریکا باید واقعیت کنترل قابل‌توجه ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد و به‌جای تلاش برای باز کردن کامل تنگه با نیروی نظامی، با دریافت عوارض عبور توسط ایران موافقت کند. 🔵ایران نمی‌تواند هرمز را کاملاً ببندد، اما آمریکا هم نمی‌تواند آن را کاملاً باز نگه دارد. حملات آمریکا نتوانسته توان ایران برای تهدید نفتکش‌ها را از بین ببرد. 🔵پیش از جنگ حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از هرمز عبور می‌کرد، اما اکنون تنها حدود ۵ میلیون بشکه بدون تأیید ایران عبور می‌کند. 🔵تلاش طولانی‌مدت آمریکا برای تضمین عبور آزاد نفتکش‌ها، هزینه نظامی و مالی سنگینی برای واشنگتن خواهد داشت و احتمال تلفات آمریکایی‌ها را افزایش می‌دهد. 🔵دریافت عوارض عبور توسط ایران می‌تواند انگیزه تهران را برای باز نگه داشتن تنگه افزایش دهد؛ چون هرچه کشتی بیشتری عبور کند، درآمد ایران بیشتر خواهد شد. 🔵وابستگی ایران به درآمد هرمز ممکن است باعث شود تهران در آینده کمتر به بستن سیاسی تنگه تمایل داشته باشد. 🔵مدیریت مشترک ایران و عمان بر هرمز می‌تواند به همکاری منطقه‌ای و کاهش تنش با ایران کمک کند. 🔵درآمد عوارض، حتی اگر سالانه ۶ تا ۱۴ میلیارد دلار باشد، در مقایسه با حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت جنگی ایران ناچیز است و جبران این خسارت نزدیک به ۲۰ سال طول می‌کشد. 🔵واگذاری نوعی کنترل به ایران سابقه خطرناکی ایجاد می‌کند، اما شرایط جغرافیایی و اهمیت اقتصادی هرمز آن‌قدر منحصربه‌فرد است که بعید است سایر کشورها بتوانند از این الگو تقلید کنند. 🔵پذیرش نقش ایران در مدیریت هرمز، از ادامه جنگ یا نیمه‌بسته ماندن تنگه کم‌هزینه‌تر است و حتی ممکن است در آینده آمریکا را از ورود به جنگ‌های مشابه بازدارد.
دنی سیترینوویچ در تحلیلی در واکنش به اظهارات ترامپ که گفته بود اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است، یادآور شد که اگرچه اقتصاد ایران دچار بحران‌ها و مشکلات عمیقی شده، اما هنوز فاصله زیادی تا فروپاشی کامل دارد. این پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی، همکار غیرمقیم شورای اتلانتیک و از کارشناسان برجسته حوزه خاورمیانه، امنیت ملی و امور اطلاعاتی با تاکید بر اینکه نباید رنج و فشارهای اقتصادی را با تسلیم استراتژیک اشتباه گرفت، خاطرنشان کرد که اگر دونالد ترامپ بر این باور باشد که فشارهای مضاعف، تهران را به تسلیم واداشته یا مجبور به پذیرش شروط آمریکا می‌کند، به‌زودی با محدودیت‌های آشکار این فرضیه مواجه خواهد شد. به گفته این تحلیلگر ارشد، ایران همچنان از ظرفیت بالایی برای تحمیل هزینه‌های سنگین نظامی و اقتصادی بر منافع آمریکا و متحدانش در منطقه خلیج فارس برخوردار است و بارها نشان داده که به جای تحمل انفعالی و بی‌انتهای فشارها، گزینه تشدید تنش را در دستور کار قرار می‌دهد. از سوی دیگر، سیترینوویچ معتقد است چنانچه اظهارات ترامپ درباره ضعف اقتصادی ایران، صرفاً با هدف زمینه‌سازی سیاسی جهت دستیابی به یک توافق و ادعای ورود به مذاکره از موضع قدرت باشد، می‌تواند روزنه‌ای برای دیپلماسی ایجاد کند. وی تصریح می‌کند که تهران مایل به یافتن یک راهکار دیپلماتیک است، اما هرگز بر پایه تسلیم وارد معامله نخواهد شد؛ از این رو، هرگونه توافق احتمالی مستلزم آن است که واشنگتن مطالبات تهران را مبنی بر به‌رسمیت شناختن نقش ایران در مدیریت آینده تنگه هرمز بپذیرد. در نهایت، این پژوهشگر برجسته هشدار می‌دهد بزرگ‌ترین خطر زمانی شکل می‌گیرد که واشنگتن خود در دام روایت‌های تبلیغاتی‌اش بیفتد. به باور وی، اتخاذ سیاست بر پایه فرضیه موهوم «ایرانِ در حال فروپاشی و آمریکای پیروز»، فوق‌العاده ریسک‌پذیر است؛ زیرا ایران اگرچه آسیب دیده و تحت فشار شدیدی است، اما شکست نخورده و بیش از پیش تمایل دارد توانمندی‌های نظامی خود را به نمایش بگذارد. او تاکید می‌کند که بی‌توجهی واشنگتن به این تمایز و واقعیت‌های میدانی، دیر یا زود به برخوردی سخت و بسیار پرهزینه میان واقعیت مجازی آمریکا و واقعیت‌های عینی خلیج فارس خواهد انجامید. منبع: https://x.com/citrinowicz/status/2091873955535548422
🔹حمید بهرامی: شاید مهم ترین نکته در مصاحبه رویش یک اراده در تغییر دستگاه شناختی سیستم باشد که در جمله «ما در دیپلماسی روش را تغییر داده ایم. ما دیگر مثل گذشته مثل یک بچه مؤدب نمیرویم پشت میز بنشینیم و صحبت کنیم» تجلی میابد. در صورت عدم ایجاد اخلال توسط لایه های متعدد بروکراسی و اقتصاد-سیاسی در ایران، عملیاتی سازی دکترین فوق به معنی برگزیدن 'دکترین تهاجمی' در حوزه های هسته ای، نظامی و امنیتی (از جمله امنیت اقتصاد و اجتماعی) است. https://fxtwitter.com/HaBahrami/status/2091489898863739065?s=20
هدایت شده از خبرگزاری فارس
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بقایی: وزارت خارجه مثل گذشته در هماهنگی کامل با شورای‌عالی امنیت ملی عمل خواهد کرد 🔹همهٔ جهان دید که کشور ما، کشور نهادهاست؛ نه کشور اشخاص؛ تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در قالب مجموعه‌ای از نهادها صورت می‌گیرد و این نهادها هستند که دربارهٔ موضوعات مختلف از جمله مذاکرات تصمیم می‌گیرند. @Farsna
🔹جان میرشایمر در این مصاحبه: «افرادی مانند دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، محسن رضایی، من فکر می‌کنم کاملاً درست متوجه شده‌اند که هیچ مذاکره‌ای با ایالات متحده امکان‌پذیر نیست. به نظر من، نرم‌خوها یعنی رئیس‌جمهور ایران و رئیس مجلس در اشتباه هستند. من معتقدم وقتی با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل طرف هستید، هیچ سازشی نمی‌کنید. شما باید کاملاً شفاف نشان دهید که سرسختانه بازی می‌کنید و تا پای مرگ خواهید جنگید؛ در غیر این صورت، ایالات متحده و اسرائیل از شما سوءاستفاده خواهند کرد. باید به یاد داشته باشید، همان‌طور که رز [@RKelanic] پیش‌تر توصیف کرد، ایالات متحده و اسرائیل یک تهدید وجودی برای ایران هستند. آنها می‌خواهند ایران را نابود کنند و این فکـر که می‌توان با ایالات متحده سازش کرد—من اگر دشمن ایالات متحده بودم، هرگز با آن سازش نمی‌کردم؛ تا جایی که می‌توانستم سرسختانه و محکم بازی می‌کردم. بگذریم، اگر به یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن نگاه کنید، معامله‌ای بود که در آن برخی بندها از همان ابتدا مورد توافق دو طرف قرار گرفت، اما قرار بود بقیه موارد ظرف یک دوره ۶۰ روزه به مذاکره گذاشته شود. ایرانی‌ها اکنون می‌گویند هیچ مذاکره‌ای در کار نخواهد بود و ما پیش از باز کردن تنگه، همه آنچه را که خواسته‌ایم به‌صورت یک‌جا و از پیش می‌خواهیم. بازمی‌گردیم به یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن؛ آنها حاضر بودند تنگه را باز کنند و سپس درباره تمام آن مسائلی که اکنون مطالبه می‌کنند باید پیش از بازگشایی تنگه حل‌وفصل شود، مذاکره کنند. ایرانی‌ها یاد گرفته‌اند که نمی‌توان با ایالات متحده سازش کرد. آنها در یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن سازش کردند و چه کسی از آن توافق عقب‌نشینی کرد؟ نه ایرانی‌ها، بلکه ایالات متحده این کار را کرد. بنابراین من فکر می‌کنم ۱) تندروها در مسند قدرت و هدایت هستند و این همان چیزی است که واقعاً اهمیت دارد، و ۲) از دیدگاه ایران—نه از دیدگاه ما [آمریکایی‌ها]—فکر می‌کنم در حال حاضر نباید هیچ امتیازی داد.» https://fxtwitter.com/m4h007/status/2091976283584692244 🔵Mearsheimer & Kelanic: Strangling Iran's Economy ▪️Tom Switzer Media https://www.youtube.com/live/rA7pgdKI5mc?si=3N1qlGNMyJhpaV3S
✅ جنگ، دو منطق، و سه سناریو برای پایان 🔹دکتر پرویز امینی در گفت‌و‌گو با «گذرگاه» تشریح کرد جدال دو منطق در مواجهه با نظام بین الملل؛ منطق محاسبه پذیر / منطق محاسبه ناپذیر 🔹 جامعه ایران پس از تجربه دو جنگ سهمگین ۱۲ و ۴۰ روزه، اکنون در وضعیتی خاص و بغرنج قرار دارد. در شرایطی که هنوز سایه جنگ نظامی از سر کشور، کوتاه نشده موج بلندی از نبرد اقتصادی به ایران تحمیل شده است.چنین وضعیتی، ایرانیان را در موقعیت تعلیق قرار می‌دهد؛ موقعیتی که اگر نه بیشتر، دست کم به اندازه خود جنگ می‌تواند مخرب و آسیب‌رسان باشد. 🌐 آپارات 🌐 یوتیوب 🌐 متن کامل گفتگو https://NourNews.ir/n/340295
693.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهش فوق‌العاده ربات انسان‌نمای چین! واقعاً از این پرش شگفت‌زده شدم — به‌ راحتی در مسابقه پرش طول ۷٫۶۲ متر می‌پرد. https://fxtwitter.com/China_Fact/status/2091792190993469905
🔹رابرت مالی: چهار پرسش درباره به اصطلاح «تحریم‌های روز دی» (D-Day Sanctions) و یک نکته کلیدی و برتر: ویران کردن یک کشور، فاصله بسیار زیادی با دست‌یابی به یک هدف سیاسی مشخص دارد: ۱. آیا ما (یا دولت) می‌دانیم بعد از این چه خواهد شد؟ نه واقعاً. این بیانیه همان‌قدر که تهاجمی بود، مبهم نیز بود. افشاگرانه‌ترین اعتراف بسنت (Bessent) این بود که اعمال فوری و کامل این تحریم‌ها، سیستم مالی جهانی را منفجر خواهد کرد. اگر دولت ترامپ اکنون تمایلی به انجام این کار ندارد، چرا باید در آینده تمایلی داشته باشد؟ و اگر این‌طور نیست، وقتی طرف‌های ثالث از همکاری امتناع ورزند، آن‌ها چه خواهند کرد؟ ۲. آیا این طرح می‌تواند کارساز باشد؟ صرف‌نظر از این مسئله کوچک که دولت هنوز مشخص نکرده به دنبال دستیابی به چیست، موفقیت این طرح به این بستگی دارد که منظور از «کارساز بودن» چه باشد. آیا فشار بیشتر می‌تواند اقتصاد ایران را ویران کرده و درد و رنج عظیمی را بر مردم آن تحمیل کند؟ مطلقاً بله. باید انتظار داشت که دولت به‌طور مرتب آمار و ارقامی را برای نشان دادن انقباض اقتصادی و فروپاشی ارزش پول ملی ارائه دهد. اما آیا فشار بیشتر می‌تواند رهبری ایران را مجبور به تسلیم شدن از مواضعی کند که آن‌ها را حیاتی می‌داند؟ تقریباً یقیناً خیر. در واقع، هرچه آن‌ها بیشتر متقاعد شوند که واشنگتن به دنبال سرنگونی آن‌هاست، تمایل کمتری برای تسلیم شدن خواهند داشت. البته آن‌ها عمق بحران اقتصادی را می‌دانند و آشکارا به آن اعتراف می‌کنند. اگر توافقی عموماً قابل قبول به آن‌ها پیشنهاد شود، بسیاری از آن‌ها انگیزه کافی برای پذیرش آن خواهند داشت. اما آن توافق احتمالاً باید شبیه به تفاهم‌نامه (MOU) قبلی باشد، با این تفاوت که شفافیت بیشتری در مورد کنترل ایران بر تنگه هرمز داشته باشد. به عبارت دیگر، تقریباً همان توافقی که آن‌ها ممکن بود قبل از تحریم‌های روز دی و بدون نیاز به آن هم بپذیرند... ۳. اگر این طرح «کارساز» شود چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر تحریم‌ها به این معنی کارساز شوند که اقتصاد ایران را واقعاً به قعر دره بفرستند، احتمال تلافی از سوی تهران بسیار بیشتر از تسلیم شدن است؛ تا مطمئن شود آمریکا، منطقه و جهان، آن‌ها نیز بهای سنگینی برای این جنگ اقتصادی می‌پردازند. این امر به نوبه خود منجر به همان تصاعد و درگیری نظامی می‌شود که قرار بود تحریم‌های روز دی از آن جلوگیری کنند. ۴. در نهایت، صرف‌نظر از نتیجه، آیا چنین تحریم‌های اژدهاصفت و سخت‌گیرانه‌ای قابل توجیه هستند؟ شک نیست که بخش‌هایی از رهبری ایران تاوان آن را خواهند پرداخت. اما همان‌طور که yarbatman@ اشاره می‌کند، قربانیان اصلی، مردم عادی ایران خواهند بود؛ کسانی که رنج و عذابشان به شاخص اصلی موفقیت این سیاست تبدیل شده است و هدف یک رژیم تحریمی وجدان‌ستیز، بی‌تفکیک و تقریباً یقیناً غیرقانونی قرار گرفته‌اند. https://fxtwitter.com/Rob_Malley/status/2092010244620648851
🔰فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد 🔹نیت سوآن‌سون، پژوهشگر ارشد و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک و از اعضای تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ درباره ایران در سال ۲۰۲۵، در تحلیلی در فارن افیرز به‌تاریخ ۲۵ اوت ۲۰۲۶ با عنوان «فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد»، استدلال می‌کند که جنگ ترامپ علیه ایران نه‌تنها نتوانسته جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند، بلکه راهبرد ۴۷ ساله آمریکا برای مهار ایران از طریق فشار نظامی و اقتصادی را به بن‌بست رسانده است. به باور او، ترامپ با وعده پایان دادن به تهدید ایران از طریق نابودی نظام و تغییر رژیم وارد جنگ شد، اما شش ماه بعد با اقتصادی آسیب‌دیده، افزایش قیمت انرژی و کاهش اعتبار راهبردی آمریکا، بار دیگر به تحریم و فشار اقتصادی متوسل شده است. 🔸به گفته نویسنده، مشکل اصلی این است که جمهوری اسلامی برخلاف تصور واشنگتن، نظامی کاملاً ایدئولوژیک و غیرمنطقی نیست؛ بلکه هم‌زمان آرمان‌گرا و عمل‌گراست و در شرایط مناسب حاضر به مصالحه است. نمونه آن پذیرش محدودیت‌های هسته‌ای در توافق ۲۰۱۵ و عادی‌سازی روابط با عربستان در ۲۰۲۳ است. با این حال، سیاست آمریکا طی دهه‌ها عمدتاً بر فشار استوار بوده؛ تهدید معتبر نظامی در کنار تحریم‌های اقتصادی. جنگ اخیر نشان داد این ابزارها ظرفیت محدودی برای تغییر رفتار تهران دارند. 🔹سوآن‌سون معتقد است جنگ سه درس مهم به ایران داده است: نخست اینکه می‌تواند حملات گسترده آمریکا و اسرائیل را تحمل کند و همچنان توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کند؛ دوم اینکه واشنگتن تمایلی به اعزام نیروی زمینی ندارد و بنابراین تغییر رژیم از طریق نظامی عملاً امکان‌پذیر نیست و سوم اینکه ایران می‌تواند در یک جنگ فرسایشی، هزینه بیشتری را نسبت به آمریکا تحمل کند. کنترل تنگه هرمز نیز به تهران امکان داده است در برابر فشار آمریکا، هزینه‌ای متقابل بر اقتصاد جهانی و خود آمریکا تحمیل کند. 🔸در حوزه اقتصادی نیز تحریم‌ها اگرچه به‌شدت به اقتصاد ایران آسیب زده‌اند، اما نتوانسته‌اند اهداف سیاسی موردنظر واشنگتن را محقق کنند. بیش از ۳۰۰۰ تحریم آمریکایی اکنون بخش‌های مختلف اقتصاد و حکومت ایران را هدف گرفته‌اند، اما تحریم‌ها به‌تدریج از یک ابزار مذاکره به هدفی مستقل تبدیل شده‌اند. نویسنده معتقد است محاصره اقتصادی جدید ترامپ نیز احتمالاً اقتصاد ایران را بیشتر تضعیف می‌کند، اما تهران را وادار به تسلیم نخواهد کرد و ایران می‌تواند با مختل کردن هرمز و زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس، هزینه‌های سنگینی به آمریکا و متحدانش تحمیل کند. 🔻نویسنده در نهایت نتیجه می‌گیرد که واشنگتن باید دفترچه راهنمای فشار حداکثری را کنار بگذارد. از نگاه او، راهبرد آینده باید بر دیپلماسی، همکاری با متحدان، کاهش مداخله مستقیم آمریکا و استفاده هوشمندانه‌تر از اهرم‌های موجود متمرکز باشد. جنگ اخیر، به‌جای اثبات کارآمدی فشار حداکثری، محدودیت‌های آن را آشکار کرده و شاید تنها فرصت برای بازنگری اساسی واشنگتن در سیاست ۴۷ ساله خود در قبال ایران باشد. 📋 دریافت و مطالعه
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ضربه‌ بزرگ به عیسی و رَجی؛ سفیر ایران در بیروت ماند 🔵روزنامه الاخبار نوشته توافق بر سر وضعیت اقامت «محمدرضا شیبانی» سفیر ایران در بیروت، ضربه‌ای به تیمی بود که طی روزهای گذشته کارزار جلوگیری از ماندن او را هدایت می‌کرد؛ تیمی که در رأس آن «میشل عیسی» سفیر آمریکا در بیروت، «یوسف رَجّی» وزیر خارجه لبنان و حزب «القوات اللبنانيه» قرار داشتند. 🔵این کارزار پس از فشارهای سیاسی و رسانه‌ای برای جلوگیری از هر راهکاری شکل گرفته بود که به ایران اجازه دهد حضور سیاسی خود را در لبنان حفظ کند. اما به جای اینکه این ماجرا با خروج شیبانی از لبنان پایان یابد، با توافقی خاتمه یافت که او را در بیروت نگه داشت و در مقابل، تلاش برای تبدیل پرونده اقامت او به رویارویی مستقیم با تهران را ناکام گذاشت. 🔵بر اساس اطلاعات روزنامه الاخبار، سرلشکر «حسن شقیر» مدیرکل امنیت عمومی لبنان، میانجیگری سیاسی را بر عهده گرفت و رئیس‌جمهور «ژوزف عون» را متقاعد کرد فرمولی را بپذیرد که مانع تشدید تنش با ایران شود، بدون آنکه جایگاه دیپلماتیک پیشین شیبانی را به او بازگرداند. طبق این اطلاعات، این روند با «نبیه بری» رئیس پارلمان لبنان نیز هماهنگ شده بود و همین موضوع پوشش سیاسی لازم را برای راهکار نهایی فراهم کرد. 🔵نتیجه این شد که به شیبانی اقامت ۶ ماهه در خاک لبنان اعطا شد. او درخواست خود را به اداره امنیت عمومی ارائه کرده و از گذرنامه دیپلماتیک ایرانی خود استفاده کرده بود. اقامت او نیز بر اساس اختیارات قانونی مقرر صادر شد که به مدیرکل امنیت عمومی اختیار اعطای اقامت‌های ارفاقی و همچنین قدرت تصمیم‌گیری در موارد خاص را می‌دهد. 🔵سفیر آمریکا در حالی علیه ایران اقدامات تحریک‌آمیز انجام می‌دهد که میان کافه‌ها و بارها و سفرهای دریایی با سیاستمداران لبنانی در رفت‌وآمد است. 🔵اهمیت اصلی سیاسی ماجرا نیز همین‌جاست. کارزاری که پیش از این تصمیم شکل گرفته بود، می‌خواست پرونده شیبانی را به آزمونی برای سنجش میزان آمادگی دولت لبنان جهت اتخاذ موضعی سختگیرانه در برابر ایران تبدیل کند و همزمان مواضع و اقداماتی برای جلوگیری از هرگونه توافق در جریان بود. 🔵اما تصمیم نهایی در جهت مخالف حرکت کرد: دولت لبنان چارچوب قانونی حضور شیبانی را حفظ کرد و در عین حال، مسیر ارتباط سیاسی با تهران را باز گذاشت. 🔵اما نکته مهم‌تر این است که ماجرا صرفاً به یک اقامت اداری ۶ ماهه محدود نمی‌شود. اطلاعات موجود حاکی از آن است که تهران قصد دارد از شیبانی در یک نقش سیاسی جدید استفاده کند؛ به‌عنوان فرستاده‌ای ویژه که در امور لبنان و سوریه تخصص دارد. 🔵میشل عیسی طی مدت گذشته کارزار تازه‌ای علیه شیبانی به راه انداخته بود. او با اشاره به اینکه دولت لبنان «ظاهراً از اخراج فردی که در لبنان فردی نامطلوب است، ناتوان است»، پرسیده بود: «پس چگونه می‌توان به توانایی آن برای کنترل یک سازمان مسلح اعتماد کرد؟» 🔵عیسی این موضوع را با چندین مقام لبنانی مطرح کرده و در دیدارهای خود با شخصیت‌های سیاسی نزدیک به آمریکا، از تلاش‌های کشورش برای «پایان دادن به نفوذ ایران در لبنان» نیز سخن گفته بود. 🔵فعالیت سیاسی عیسی عمدتاً به همراهی مقام‌های آمریکایی در جریان سفر آنها به لبنان محدود می‌شود. او در این دیدارها موضعی را مطرح می‌کند که بر اساس آن، مشکل لبنان تا زمانی حل نخواهد شد که تصمیمی عملی برای خلع سلاح حزب‌الله اتخاذ شود. 🔵عیسی همچنین در دیدارهای خود اطلاعاتی را که آنها را «مستند» می‌خواند ارائه می‌کند و مدعی است سفیر ایران در هدایت فعالیت‌های سیاسی و نظامی حزب‌الله نقش داشته است.
🔹سرباز روح الله رضوی: به عنوان یک مجری متولد کشمیر که محبوب‌ترین برنامه تلویزیون ملی ایران (به وقت ایران) را اجرا می‌کند، من مورد تقدیر اکثر بینندگان هستم، اما مورد هجوم اقلیت کوچکی از ایرانیان غرب‌زده قرار می‌گیرم که مدعی هستند من شایستگی اجرای یک برنامه تلویزیونی ملی را ندارم! ​شاید آن‌ها با تماشای سی‌ان‌ان بین‌الملل با اجرای کریستین امان‌پور، خبرنگار ایرانی-بریتانیایی، یا برنامه‌هایی با اجرای فرید زکریا، روزنامه‌نگار هندی-آمریکایی، احساس راحتی بیشتری داشته باشند! https://fxtwitter.com/SarbazRezvi/status/2092155008485642670