eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
‌🔻در روزهای اخیر تحرکات نظامی و سیاسی اسرائیل افزایش یافته است؛ در لبنان آرایش تهاجمی گرفته و در برابر ایران نیز جنگ لفظی و تحریک‌آمیزی را آغاز کرده است که ممکن است نشانه یک تحول قریب‌الوقوع باشد. مواضع تند و خصمانه چند روز اخیر نتانیاهو و کاتص در همین چارچوب قابل ارزیابی است. احتمالا هماهنگی جدیدی میان نتانیاهو و ترامپ شکل گرفته است. ‌
🟢حقیقت پشت ادعای اسرائیل مبنی بر تصرف علی‌الظاهر در جنوب لبنان ✍ابراهیم‌ ماجد آنچه امروز رخ داد، به نظر می‌رسد اجرای یک توافق باشد؛ توافقی که جزئیات بیشتر آن را در ساعت‌های آینده خواهیم فهمید. این موضوع به‌ویژه با توجه به آزادی تعدادی از اسرا توسط اسرائیل و عدم وقوع درگیری‌های غیرعادی در امروز، قابل توجه است. در میدان، هیچ پیشروی و گسترش نظامی مشخصی از سوی اسرائیل فراتر از مواضعی که نیروهای اسرائیلی از مدت‌ها قبل در آن مستقر بودند، صورت نگرفته است. خود ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروهایش8 به «کنترل عملیاتی» بر روی پشته علی‌الظاهر، در روی زمین و زیر زمین، دست یافته‌اند. این عبارت بسیار بااهمیت است: «کنترل عملیاتی» به معنای اشغال خودکار نیست، و همچنین به این معنی نیست که اسرائیل به اقلیم یا سرزمین‌های جدیدی از لبنان وارد شده یا آن را تصرف کرده است. در واقع، حتی تا همین لحظه، اسرائیل همچنان به بمباران منطقه علی‌الظاهر ادامه می‌دهد. اگر اسرائیل واقعاً این منطقه را «اشغال» کرده است، چرا هنوز آن را بمباران می‌کند؟ بنابراین ادعای اسرائیل باید با دقت فهمیده شود: کنترل عملیاتی بر یک منطقه یا زیرساخت نظامی خاص، با برقراری اشغال دائمی آن سرزمین یکسان نیست. اگر نیروهای مقاومت پس از دوره‌ای فوق‌العاده از ایستادگی و مقاومت، با شرایط و تصمیم خود عقب‌نشینی کرده باشند، این امر مانع از آن می‌شود که نتانیاهو بتواند آن را به عنوان یک پیروزی قاطع ارائه دهد یا ادعا کند که اراده آن‌ها را برای جنگ شکست داده است. خود نتانیاهو نیز با احتیاط فوق‌العاده‌ای سخن گفته است. مجموع این تحولات نشان می‌دهد آنچه اتفاق افتاده، بسیار پیچیده‌تر از روایت اسرائیل از یک پیروزی نظامی است. ساعات آینده باید جزئیات هر توافقی که به آن دست یافته شده را آشکار کند. https://fxtwitter.com/IbrahimMajed/status/2095598921909440826 🔻پیوند به این فرسته درX: https://x.com/FGhoddoussi/status/2095615946518122983
فوری: قیمت کشوری گازوئیل (دیزل) در آمریکا به حد نصاب جدید ۵٫۶۲ دلار به ازای هر گالن رسید و به‌طور رسمی از رکورد قبلی در ژوئن ۲۰۲۲ عبور کرد. طبق داده‌های جدید اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، ذخایر گازوئیل در میان جنگ ایران به پایین‌ترین حد خود برای این موقع از سال رسیده است. این مسئله به‌ویژه از آن جهت بحرانی است که ماه سپتامبر آغاز دوره اوج تقاضا برای این سوخت محسوب می‌شود. بازار گازوئیل با کمبود شدیدی مواجه است. https://fxtwitter.com/kobeissiletter/status/2095658347840307593?s=46&t=
🔹مجید حسینی: https://fxtwitter.com/m4h007/status/2095677075059540207 این لایحه باید مانند پتکی بر سر هر سیاستمدار و چهره عمومی ایرانی فرود آید که توهم روابط صلح‌آمیز با ایالات متحده را در سر می‌پروراند. این کنگره ایالات متحده است؛ یعنی نخستین رکن از ارکان حکومت آمریکا. اگر آن‌ها عمق نفوذ اسرائیل در آمریکا را — که از این لایحه کاملاً آشکار و هویداست — درک نمی‌کنند، صلاحیت داشتن یک چهره عمومی در ایران را ندارند. به نقل از متیو پتی (matthew_petti@): مجلس نمایندگان به‌تازگی لایحه جدید، عجیب و بی‌سابقه‌ای را (با حمایت هر دو حزب!) به تصویب رساند که: * به افراد حقیقی اجازه می‌دهد از دانشگاه‌ها به دلیل تحریم «شرکای استراتژیک اصلی» (که صرفاً اسرائیل تعریف شده است) شکایت کنند. * اعلام می‌دارد که آمریکایی‌ها طبق قانون اساسی حق تحریم هیچ‌چیزی را ندارند. https://reason.com/2026/09/03/congress-is-trying-again-to-ban-boycotting-israel/
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
با نگاهی به مورد اول و دوم و مقایسه‌ی آن با موضع چین در قبال بیانیه‌ی گروه‌۲۰ که در بند قبلی توضیح داده شد، روشن می‌شود که با یک دروغ بزرگ مواجه‌ایم. مرعشی به عنوان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های الیگارشی غرب‌گرای ایران، رسماً در نقش تخریب‌چی روابط ایران و چین وارد میدان شده است تا با طرح ادعایی بی‌پایه، در یکی از صدها رسانه‌ی ریز و درشتی که مافیاهای اقتصادی برای تحمیق، دستکاری، و انحراف اذهان عمومی تدارک دیده‌اند، روابط راهبردی ایران با کشوری مانند چین در شرایط تحریم و محاصره‌ی اقتصادی را سست و غیرقابل اتکا جلوه دهند و چنین القا کنند که راهی به جز تسلیم پیش روی ایران باقی نمانده است. این خط الیگارشیک فاسد با دامن زدن به سندرم چین‌ستیزی و روسیه‌ستیزی، جز ایجاد فشار مصنوعی از پایین برای اجبار حاکمیت به پذیرش تسلیم در برابر خواست‌های گزاف آمریکا، هدف دیگری ندارد.چنین اقداماتی در شرایط کنونی، مصداق آشکار خیانت به منافع ملی ایران است.//
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
📌 الیگارشی غرب‌گرا، علیه روابط راهبردی ایران و چین پریسا نصرآبادی ۱. نشست سالانه‌ی شورای رؤسای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در بیشکک پایتخت قرقیزستان با صدور ۲۸ سند همکاری و یک بیانیه‌ی پایانی به اتمام رسید. در این بیانیه، «کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، نگرانی عمیق خود را نسبت به تحولات خاورمیانه و مشخصاً وضعیت ایران ابراز کردند.» آن‌ها موضع پیشین سازمان همکاری شانگهای مبنی بر «محکومیت حملات نظامی به خاک جمهوری اسلامی ایران که منجر به کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیان و خسارات قابل توجه به اقتصاد ایران شده» را تکرار کردند. کشورهای عضو به مناسبت درگذشت غم‌انگیز رهبر معظم انقلاب، سیدعلی‌ خامنه‌ای، و خانواده‌های قربانیان، مراتب تسلیت صمیمانه خود را به ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران ابراز کردند. هم‌چنین این کشورها، «با تأکید مجدد بر حمایت خود از حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران، خواستار حل و فصل مناقشه، صرفاً از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک» شدند و اعلام کردند که در این راستا، از تمام تلاش‌ها برای کاهش تنش در منطقه استقبال می‌کنند. ۲. جلسات جانبی نشست شانگهای، فرصت غنیمتی برای تقویت و تقریب روابط راهبردی میان کشورهای عضو، و افزایش هماهنگی در روندهای امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک در پرونده‌های مختلف است. اما رویکرد باری‌به‌هرجهت ایران در مناسبات راهبردی، به ویژه با اَبَرقدرتی مانند چین در وضعیت کنونی که نظم امنیتی مناطق گوناگون از غرب آسیا تا آسیای میانه و قفقاز و آسیای جنوبی دست‌خوش تحوّل و دگرگونی‌ است، نشان می‌دهد که اذهان بسیاری از سیاست‌گذاران و کارگزاران ایران در سال‌های اخیر مطلقاً بی‌تغییر و ایستا مانده است. حتی تلاطم‌های شدیدی که پس از دو جنگ دهشتناک، ایران را در تمامی وجوه عمیقاً متأثر کرده، نتوانسته است این تفکّر را غالب کند که ایران باید بتواند فراتر از  یک بازیگر منطقه‌ای، و در قامت یک قدرت بین‌المللی بازی کند و معادلات امنیتی در حوزه‌های ژئوپلیتیکی مشترک را در سطح قدرت‌های بزرگی مانند چین و روسیه تعریف کند. بازیگری دوگانه‌ی دولت‌های همسایه‌ در جنگ جاری نیز ایران را به ضرورت بازاندیشی در چارچوب و سطح مناسبات و بازتنظیم روابط و معادلات با کشورهای منطقه، واقف نکرده است. از این روست که ایران اساساً بیرون از ادراک سلسله مراتبی از ترتیبات امنیت جمعی بازی می‌کند و نمی‌تواند نگاهی متمرکز، لایه‌ای و بلندمدت به ائتلاف‌ها، پیمان‌ها و بلوک‌‌بندی‌های امنیتی درحال تکوین داشته باشد. در فقدان چنین رویکرد استراتژیکی است که در حاشیه‌ی اجلاس شانگهای، نه تنها رئیس‌جمهور ایران هیچ‌گونه دیداری با رئیس‌جمهور چین ندارد تا به طور مثال پیرامون کانال‌های مالی پایدار، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و تعریف پروژه‌های تولیدی شراکتی پیشنهادهایی را ارائه کند، بلکه وقت خود را با رئیس دولتی (آذربایجان) هدر می‌دهد که حتی عضو سازمان همکاری شانگهای هم نیست. ۳. در روزهای اخیر و پس از اعلان جنگ اقتصادی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده علیه ایران، چین صراحتاً اعلام کرده است که در برابر تحریم‌های یکجانبه و غیرقانونی آمریکا می‌ایستد و با پروژه‌ی «فشار حداکثری-۲» دولت ترامپ همراهی نمی‌کند. علاوه بر این، چین با ابراز مخالفت نسبت به درج مواردی در بیانیه‌ی پایانیِ مورد توافق آمریکا و دیگر کشورها، اجماع در نشست وزیران دارایی گروه ۲۰ (G-20) را برهم زده و از امضای بیانیه خودداری کرده است. از جمله‌ی این موارد، اعتراض چین به بخشی از بیانیه است که به بحث «تضمین ناوبری قابل‌پیش‌بینی از طریق تنگه هرمز» پرداخته است؛ زیرا چین کاملآ به این موضوع واقف است که پیامدهای چنین اجماعی برای افزایش فشار بر ایران در جهت بازگشایی تنگه‌ی هرمز، تنها محدود به ایران نخواهد ماند و ممکن است در آینده، در موضوع تنگه‌ی تایوان و دریای جنوبی چین _که پکن بر آن‌ها حق حاکمیت دارد_ گریبان‌گیر چین شود. بنابراین چین به ایران، نه فقط بر مبنای خرید نفت تضمین‌شده و با قیمت مناسب یا مزیت‌های ترانزیتی، بلکه به عنوان یک مؤتلف راهبردی نگاه می‌کند که از توانمندی برقراری و حفظ موازنه‌ی قدرت در غرب آسیا برخوردار است و می‌تواند در نبرد هژمونیک چین و آمریکا نقش به‌سزایی ایفا کند. ۴. به موازات استنکاف چین از امضای بیانیه‌ای که بندی از آن ناظر بر اجبار ایران به بازگشایی تنگه‌ی هرمز است، بریده‌ای از یک مصاحبه‌ی منتشرنشده با حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران، از رسانه‌ی اکوایران در شبکه‌های اجتماعی به طور گسترده پخش شد که در آن مرعشی ادعا می‌کند چین سفر سردار قالیباف به پکن را مشروط به موارد زیر کرده است: ۱- باز کردن تنگه توسط ایران ۲- دریافت نکردن هیچ‌گونه عوارضی ۳- پایان دادن به اختلافات خود با عربستان ۴- پایان دادن به اختلافات خود با آمریکا
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
📌 چشم‌انداز نبرد خونین حزب‌الله بر بامِ جنوب لبنان پریسا نصرآبادی 🔻 اگر سقوط بلندی‌های استراتژیک «علی‌الطاهر» در جنوب لبنان مقرون به واقعیت باشد، مسأله دیگر صرفاً محدود به شهادت تعداد نامشخصی از رزمندگان محور مقاومت و نابودی تأسیسات نظامی عظیم حزب‌الله در این ارتفاعات نخواهد بود؛ بلکه بر مبنای منطق عملیاتی اسرائیل، موضوع اصلی تغییر «کانون تهدید» و تغییر ژئومتری میدان (دسترسی به خطوط دید، کریدورهای تدارکاتی و نقاط کور دفاعی) خواهد بود تا هزینه‌ی هرگونه بازسازی عمق نظامی حزب‌الله بالا برود. 🔻 سناریوی پرمخاطره‌ای که احتمالاً رژیم اسرائیل پس از تثبیت پیروزی در علی‌الطاهر در دستور کار قرار می‌دهد، این است که تمرکز خود را بر سه منطقه‌ی به هم پیوسته‌ی کوه ریحان، اقلیم التفاح و درّه‌ی بقاع غربی بگذارد. در این صورت، قاعدتاً رژیم به جای پیشروی در مسیر دشوارتر جنوبی، به دور زدن خطوط دفاعی حزب‌الله از طریق کوه هرمون اقدام خواهد کرد. 🔻 اخبار نیز حاکی از این است که اخیراً فعالیت اسرائیل در منطقه‌ی کوه هرمون تشدید شده، و ارتش رژیم درصدد ساخت جاده‌های نظامی در دامنه‌ی کوه هرمون و اتصال مواضع مختلف به یکدیگر است؛ هم‌چنین رژیم حدود ده نقطه و مکان دیده‌بانی جدید در کوه هرمون ایجاد کرده که توسط دوربین‌ها و سیستم‌های حرارتی پشتیبانی می‌شوند. 🔻 اما اهمیت استفاده از این محور، نه در تعداد جاده‌هایی که اسرائیل در حال ساخت آن‌هاست، بلکه در گزینه‌های عملیاتی است که می‌تواند در آینده ارائه دهد. ورود به منطقه‌ی تفاح و ریحان از محور جنوبی، نیروهای ارتش تروریستی اسرائیل را در مقابل عوارض و...
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
مناطقی دشوار قرار می‌دهد که حزب‌الله می‌تواند آن‌ها را رصد و از قبل برای دفاع آماده کند. بنابراین، گشودن یک محور موازی از سمت کوه هرمون و بقاع غربی، حتی اگر فقط برای اعمال فشار یا برهم‌زدن تمرکز میدانی حزب‌الله استفاده شود و نه برای یک تهاجم گسترده‌تر، می‌تواند محاسبات نبرد را به سود رژیم تغییر دهد. 🔻 اهمیت استراتژیک تپه‌ی علی‌الطاهر ناشی از موقعیت آن به عنوان یک کانون فرماندهی است که مشرف به نبطیه، کفر تبنیت و مسیرهای کلیدی به سمت مناطق اقلیم التفاح و ریحان است. ارزیابی‌های نظامی نشان می‌دهد که کنترل این ارتفاعات، می‌تواند به رژیم صهیونسیتی توانایی بیشتری برای نظارت بر تحرکات در عمق خاک تحت اشغال‌اش بدهد و نقطه شروعی برای اعمال فشار بر مواضع حزب‌الله در شمال باشد. 🔻 بنابراین، تخریب تأسیسات واقع در زیر ارتفاعات علی‌الطاهر و تسلّط عملیاتی بر آن، به معنای رخنه در دروازه‌ی جنوبی یک کمربند دفاعی عمیق‌تر، و آغاز رشته‌ عملیات‌های گسترده‌ای از سوی رژیم صهیونسیتی برای پیش‌روی به فراسوی مناطق شمال لیتانی است. 🔻 پانوشت: نامعتبر شدن تهدیدهای ایران برای متوقف کردن رژیم اسرائیل از گسترش حملات در جنوب لبنان علیه حزب‌الله و متعاقباً سقوط علی‌الطاهر، واقعه‌ای ناگوار خواهد بود. در چنین وضعیتی، پافشاری بر آویختن به تفاهم‌نامه‌ی کذا که جز مُشتی کلمات بی‌معنی از آن باقی نمانده، تنها مایه‌ی شرم و حقارت آدمی است.
تبریز امروز | مغول ها و نظم بین المللی مدرن: مصاحبه ای با عایشه زاراکول https://www.tabriz-emrooz.ir/7248
صداو سیما سوژه جدید خبر سازی در میانه جنگ آقای روحانی اخیرا افاضه فرمودند که صدا و سیما گروهکی اداره می شود. ادبیاتی که توسط اپوزیسیون افراطی بیان نشده، بلکه توسط کسی که سالها از نهاد قدرت منافع شخصی و جناحی برده ایراد گردیده است. کسی نیست که بگوید اگر صدا و سیما دست شما بود ملی می شد؟ مگرشما انتقاد پذیر هستید؟ چه ضمانتی و چه سابقه ای شما دارید که مخالف و منتقد خود را بر تابیده باشید؟! ایشان گفته اند؛ آقای پزشکیان هم گفتند نگاه نمی کنند . درود بر این بصیرت ، همدلی و اتحاد!!! بهتر از این نمی شد. نهج البلاغه سراسر درس بصیرت است. چرا آقای روحانی ناراحت است؟ بدیهی است. ایشان در واقع دغدغه خود و نیروهای حامی خود را به عنوان دغدغه اصلی مطرح می کند. دلیلش روشن است ،چرا که روایت ایشان ارائه نمی شود. مگر در حال حاضر مسئله اصلی مردم اقتصاد و معیشت نیست؟ آنچه من می فهمم اینست که یا برای فرافکنی افکار عمومی است یا دلیلش اینست که یک امر گفتمانی و دیسکورسیو توسط صدا و سیما برای اینکه جا انداختن ادبیات « بدیم برود» شکل نمی گیرد. افرادی مانند زیبا کلام و آخوندی و مرعشی و قوچانی بیایند و یک گفتمانی را از رسانه ملی ارائه دهند که گویی همه آنچه ما کردیم مانند خوردن میوه ممنوعه بوده و مقصر ما هستیم و باید توبه نصوح کنیم و مردم اگر مشکل و مسئله دارید مقصر این جریان و آن جریان است و ... . بنده به عنوان کسی که مفتخرم حامی نظام سیاسی و جانفدای نظام و انقلاب اسلامی هستم ، صدا و سیما رو ناکارآمد می دانم به دلیل اینکه رویکرد هایش بسیار منفعلانه و فاقد روایت گری موثری و رتوریک است. صدا و سیما جلوه های هنری و تکنیک های روانشناختی را در تولید محتوا و روایت گری خود از دست داده است . این را هم می پذیرم که صدا و سیما از رقبایش جا مانده و گاهی چنان محافظه کار و کانسرویتو عمل می کند که انگار یک کسی دارد ابتکار عمل و خلاقیت را در این سازمان می کشد. یک دلیلش اینست که دخالت های برون سازمانی که عمدتا ناشی از مصلحت اندیشی های شخصی و سلیقه ای برخی نهادهای سیاسی ـ امنیتی است، این سازمان را تحت فشار قرار می دهند. این انتظار که همه سلیقه های سیاسی که البته معتقد به ایران ، منافع آن و نظام سیاسی و ارزش های آن باشند، صدایشان در صدا و سیما باید شنیده شود ، امری پذیرفته شده باید باشد . اما اینکه فکر کنیم ملی شدن رسانه به این است که هر دولتی آمد ، صدای همان دولت باشد که نشد رسانه ملی. همین الان هم مردم این احساس و باور را دارند ، صدایشان در حوزه اقتصاد و معیشت شنیده نمی شود. البته براساس رفتار شناسی سیاسی که سراغ داریم ، این جریان های سیاسی اعم از اصلاح طلب ، پایداری ، اصولگرا ، بهاری ها و... انتظار دارند و می خواهند، صرفا قوت های ایشان گفته شود و انتقادها مطرح نشود. چون گزینش سیاسی در کشور ما کاملا غیر علمی و ناموجه است. انتخابات باید کاملا مبتنی بر سازوکار احزابی باشد که قواعد و ارزشها و منافع ملی رو پذیرفته باشند.افراد توانمند و معتقدی را برای تولیت پست های سیاسی تربیت کرده باشند، آگاهی سیاسی جامعه را ارتقا دهند.منافع ملی محور فعالیت هایشان باشد و نه تفکرات حزبی و سلیقه ای و مسئولیت عملکرد خود را بپذیرند و پاسخگو باشند و البته یک رقابت سالم سیاسی که رای دهندگان بدانند به کی و برای چه و چرا رای می دهند را به صحنه انتخابات ترغیب کنند. تا رسیدن به این مهم هرچه بگوییم فقط آب در هاون کوفتن است. یکی شب هنگام می آید و فیلترها را طی میکند و ۴ تا وعده می دهد و آخرش مردم ناامید از صندوق رای و سبد خرید و بگو مگوهای بی ارزش. محمدرضا حیاتی مهر - دکترای جامعه شناسی سیاسی
لیست یادداشتهای بنده: 1. ضرورت «گستردگی زبانی» در ارتباط‌گرفتن با تکثر موجود در ایران ( https://eitaa.com/World_Order/1318) 2. مسأله کنونی جریان‌های فکری گفتمان انقلاب اسلامی (در حال تکمیل) https://eitaa.com/World_Order/1319 3.دلیل آرامش رهبر معظم انقلاب در شرایط حاد و حساس چیست؟ https://eitaa.com/World_Order/1338 4. سلسله یادداشت «خروج از «تله تنش»: تحلیل بحران‌های کنونی و نیاز به راهبرد فعال در سیاست خارجی» https://eitaa.com/World_Order/1633 5. چرا گفتمان‌های رمانتیک در حوزه امنیت و سیاست خارجی محکوم به شکست‌اند؟ https://eitaa.com/World_Order/3462 6. برای سیاست‌خوانی و کار سیاسی، باید سیاست را از خودِ سیاست آموخت https://eitaa.com/World_Order/3653 7. تغییر پارادایم در دستگاه سیاست خارجی کشور https://eitaa.com/World_Order/3675 8. خطرناک‌ترین اشکال نفوذ https://eitaa.com/World_Order/3718 9. امنیت به‌مثابه کلان‌مفهومِ حاکم https://eitaa.com/World_Order/3737 10. درباره کنش رسانه ای دکتر خراتیان https://eitaa.com/World_Order/3873 11. نکاتی پیرامون https://eitaa.com/World_Order/4794 12. معمار بزرگ امنیت ملی نوین ایران؛ آیت‌الله شهید خامنه‌ای و پروژهٔ بازدارندگی از موشک تا شهادت https://eitaa.com/World_Order/12889 https://eitaa.com/World_Order/12890 13. پدیدۀ «علامۀ ذوفنون»؛ از تحلیل سطحی تا بسته‌ی سیاستی، نمونه‌ی ساده‌انگاری خطرناک https://eitaa.com/World_Order/11294 14. بقا برای توسعه‌ی قدرت؛ روایتی واقع‌بینانه از جنگ نظم‌ها https://eitaa.com/World_Order/11305 15. کارکرد رسانه آزاد https://eitaa.com/World_Order/12399 16. خلأ دانشی گفتمان انقلاب و خطای محاسباتی کارشناسی https://eitaa.com/World_Order/12400 17. فراسوی جناح‌بندی‌های کهنه؛ ضرورت شکل‌گیری فضای گفتمانی برای ایران قوی https://eitaa.com/World_Order/12808 18. امنیت: حاکم بر توسعه، نه صرفاً پیش‌نیاز آن https://eitaa.com/World_Order/12891
⭕️«معمار بزرگ امنیت ملی نوین ایران؛ آیت‌الله شهید خامنه‌ای و پروژهٔ بازدارندگی از موشک تا شهادت» ✍️تفرشی آیت‌الله خامنه‌ای، معمار بزرگ امنیت ملی نوین ایران بود. امام خمینی اصل «استقلال» را به عنوان رکن سوم (در کنار اسلام و جمهوری) به جمهوری اسلامی افزود. آیت‌الله خامنه‌ای در سی و هفت سال پس از ایشان، این اصل را در عرصه «گرند استراتژی» امنیت ایران نهادینه کرد. معماری او به گونه‌ای بود که بقای نظام و کشور به یک فرد وابسته نباشد – برخلاف شاهان پهلوی که دکترین نظامی‌شان را آمریکایی‌ها نوشته بودند. راهبرد ایشان «مقاومت» بود؛ راهبردی پدافندی اما تهاجمی و فعال. این همان چیزی است که بعدها در قالب «جبههٔ مقاومت» تجسم عینی یافت. خامنه‌ای از تجربهٔ حزب‌الله در لبنان آموخت که یک گروه مقاومت کوچک می‌تواند ضربهٔ سنگینی به آمریکا و اسرائیل بزند و این الگو را در سراسر منطقه تکثیر کرد. ۱. مبانی فکری و معرفتی خامنه‌ای مطالعات تاریخی جدی در سه حوزهٔ تاریخ جهان، تاریخ اسلام و تاریخ ایران داشت. او مطالعات پسااستعماری را دنبال کرده بود و به همین خاطر به غربِ سلطه‌گر و استعماری بدبین بود. دشمن اصلی را نه یک دولت خاص، که «نظام سلطه» می‌دانست و خلع سلاح به قیمت بهشت اقتصادی دروغین را یک فریب می‌خواند. این نگاه از شاگردی در مکتب امام خمینی، مباحثه با روشنفکرانی چپخوانده چون جلال آل احمد و علی شریعتی، و مطالعهٔ کتب «تاریخ جهان» مانند جواهر لعل نهرو نشأت می‌گرفت. حاصل این مطالعات، «بی‌اعتمادی مطلق به غرب» و درک این مطلب بود که ماهیت نظم جهانی بر اساس سلطه‌گر و سلطه‌پذیر می‌چرخد. احاطه به تاریخ ایران به او فهماند که «ایران در چهارصد سال گذشته یک سابقهٔ تحقیر دارد» – از سقوط صفویه تا از دست دادن هرات، افغانستان و بحرین. از این رو معماری امنیت ملی خود را با ملاحظهٔ «تنهایی استراتژیک ایران» و راهبرد «ایران قوی» بنا کرد. خامنه‌ای از روشنفکران ایران بیست تا بیست و پنج سال جلوتر بود. او در سال ۱۳۶۸، هنگامی که جهان تک‌قطبی و فروپاشی شوروی را تجربه می‌کرد، برخلاف بسیاری که تنش‌زدایی و خلع سلاح را نسخهٔ نجات می‌دانستند، مسیر توسعهی بازدارندگی ایران و «ایران قوی» را برگزید. ۲. دکترین شهادت؛ ریشه در عاشورا پیش از پرداختن به اقدامات عملی، باید به بن‌مایهٔ اعتقادی این معماری اشاره کرد: دکترین شهادت. خامنه‌ای مبتنی بر این دکترین کنش کرد – و مرگ خودش را که «آخرین تیر ترکش» او بود، خرج پروژهٔ امنیت ملی ایران کرد. این دکترین ریشه در عاشورا دارد. از میان همهٔ امکانات برای خروج از کشور (رفتن به روسیه یا پناهگاه‌های بتنی عمیق)، او تصمیم گرفت در دفتر کار خودش در سطح زمین بماند و مانند مردم عادی مشغول انجام اعمال روزانه‌اش باشد. او آگاهانه به پیشواز شهادت رفت و این آخرین قدم را به عنوان بخشی از معماری امنیت ایران برداشت. شهادت رهبر، آخرین حلقهٔ بازدارندگی بود؛ زیرا چهرهٔ او به نماد مقاومت تبدیل شد و حذف فیزیکی‌اش، برخلاف میل دشمن، بسیج ملی را تشدید کرد. ۳. اقدامات عملی در حوزهٔ قدرت و بازدارندگی الف) حفظ ارتش ملی در زمان دفاع مقدس، در کنار شهید چمران و دیگر فرماندهان ایستاد و اجازه نداد «ارتش شاهنشاهی» – که در واقع به خاطر نیروی انسانی و تعلق جغرافیایی یک «ارتش ملی» بود– نابود شود. این تصمیم، ستون فقرات دفاعی ایران را در جنگ تحمیلی حفظ کرد. در ابتدای دوران زعامت و رهبری به بازسازی دفاعی پس از جنگ از طریق تقویت و توسعهی نهادها بهخصوص سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران پرداختند. ب) طراحی «جبههٔ مقاومت» با بهره‌گیری از تجربهٔ حزب‌الله لبنان و فرماندهی شهید قاسم سلیمانی، شبکه‌ای از گروه‌های مقاومت پرورش داد که هزینه‌های بازدارندگی را به سهمی ناچیز از بودجه‌های نظامی رقبا کاهش داد. ج) توسعهٔ موشکی، پهپادی و هسته‌ای در دفاع مقدس، ایران تنها و غریب بود و هیچ‌یک از قوانین بین‌الملل مشمولش نشد. درس بزرگ این بود: «ما چاره‌ای نداریم جز اینکه روی پای خود بایستیم». خامنه‌ای واقع‌گرا بود و مسئلهٔ بازدارندگی را از همین جنگ آموخت. او بر تقویت قوای دفاعی تأکید داشت – در نقطهٔ مقابل جریان توسعه‌گرای رمانتیک (که به «حاکمیت امنیت بر هر امری» توجه نداشت و به دنبال برون‌سپاری امنیت بود). جریان رمانتیک پیگیر خلع سلاح بود. جریان غالب در دولت‌های سازندگی، اصلاحات و اعتدال – هر یک به شکلی – می‌گفتند «بدیم بره» و وعده می‌دادند که با زمین گذاشتن سلاح‌ها، غرب دروازه‌های بهشت اقتصادی را می‌گشاید. اما خامنه‌ای فهمید که خلع سلاح به معنی فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و پایان ایران است.