صداو سیما سوژه جدید خبر سازی در میانه جنگ
آقای روحانی اخیرا افاضه فرمودند که صدا و سیما گروهکی اداره می شود. ادبیاتی که توسط اپوزیسیون افراطی بیان نشده، بلکه توسط کسی که سالها از نهاد قدرت منافع شخصی و جناحی برده ایراد گردیده است.
کسی نیست که بگوید اگر صدا و سیما دست شما بود ملی می شد؟ مگرشما انتقاد پذیر هستید؟ چه ضمانتی و چه سابقه ای شما دارید که مخالف و منتقد خود را بر تابیده باشید؟!
ایشان گفته اند؛ آقای پزشکیان هم گفتند نگاه نمی کنند . درود بر این بصیرت ، همدلی و اتحاد!!! بهتر از این نمی شد. نهج البلاغه سراسر درس بصیرت است.
چرا آقای روحانی ناراحت است؟ بدیهی است. ایشان در واقع دغدغه خود و نیروهای حامی خود را به عنوان دغدغه اصلی مطرح می کند. دلیلش روشن است ،چرا که روایت ایشان ارائه نمی شود.
مگر در حال حاضر مسئله اصلی مردم اقتصاد و معیشت نیست؟
آنچه من می فهمم اینست که یا برای فرافکنی افکار عمومی است یا دلیلش اینست که یک امر گفتمانی و دیسکورسیو توسط صدا و سیما برای اینکه جا انداختن ادبیات « بدیم برود» شکل نمی گیرد.
افرادی مانند زیبا کلام و آخوندی و مرعشی و قوچانی بیایند و یک گفتمانی را از رسانه ملی ارائه دهند که گویی همه آنچه ما کردیم مانند خوردن میوه ممنوعه بوده و مقصر ما هستیم و باید توبه نصوح کنیم و مردم اگر مشکل و مسئله دارید مقصر این جریان و آن جریان است و ... .
بنده به عنوان کسی که مفتخرم حامی نظام سیاسی و جانفدای نظام و انقلاب اسلامی هستم ، صدا و سیما رو ناکارآمد می دانم به دلیل اینکه رویکرد هایش بسیار منفعلانه و فاقد روایت گری موثری و رتوریک است. صدا و سیما جلوه های هنری و تکنیک های روانشناختی را در تولید محتوا و روایت گری خود از دست داده است .
این را هم می پذیرم که صدا و سیما از رقبایش جا مانده و گاهی چنان محافظه کار و کانسرویتو عمل می کند که انگار یک کسی دارد ابتکار عمل و خلاقیت را در این سازمان می کشد.
یک دلیلش اینست که دخالت های برون سازمانی که عمدتا ناشی از مصلحت اندیشی های شخصی و سلیقه ای برخی نهادهای سیاسی ـ امنیتی است، این سازمان را تحت فشار قرار می دهند.
این انتظار که همه سلیقه های سیاسی که البته معتقد به ایران ، منافع آن و نظام سیاسی و ارزش های آن باشند، صدایشان در صدا و سیما باید شنیده شود ، امری پذیرفته شده باید باشد .
اما اینکه فکر کنیم ملی شدن رسانه به این است که هر دولتی آمد ، صدای همان دولت باشد که نشد رسانه ملی. همین الان هم مردم این احساس و باور را دارند ، صدایشان در حوزه اقتصاد و معیشت شنیده نمی شود.
البته براساس رفتار شناسی سیاسی که سراغ داریم ، این جریان های سیاسی اعم از اصلاح طلب ، پایداری ، اصولگرا ، بهاری ها و... انتظار دارند و می خواهند، صرفا قوت های ایشان گفته شود و انتقادها مطرح نشود. چون گزینش سیاسی در کشور ما کاملا غیر علمی و ناموجه است. انتخابات باید کاملا مبتنی بر سازوکار احزابی باشد که قواعد و ارزشها و منافع ملی رو پذیرفته باشند.افراد توانمند و معتقدی را برای تولیت پست های سیاسی تربیت کرده باشند، آگاهی سیاسی جامعه را ارتقا دهند.منافع ملی محور فعالیت هایشان باشد و نه تفکرات حزبی و سلیقه ای و مسئولیت عملکرد خود را بپذیرند و پاسخگو باشند و البته یک رقابت سالم سیاسی که رای دهندگان بدانند به کی و برای چه و چرا رای می دهند را به صحنه انتخابات ترغیب کنند. تا رسیدن به این مهم هرچه بگوییم فقط آب در هاون کوفتن است.
یکی شب هنگام می آید و فیلترها را طی میکند و ۴ تا وعده می دهد و آخرش مردم ناامید از صندوق رای و سبد خرید و بگو مگوهای بی ارزش.
محمدرضا حیاتی مهر - دکترای جامعه شناسی سیاسی
لیست یادداشتهای بنده:
1. ضرورت «گستردگی زبانی» در ارتباطگرفتن با تکثر موجود در ایران
( https://eitaa.com/World_Order/1318)
2. مسأله کنونی جریانهای فکری گفتمان انقلاب اسلامی (در حال تکمیل)
https://eitaa.com/World_Order/1319
3.دلیل آرامش رهبر معظم انقلاب در شرایط حاد و حساس چیست؟
https://eitaa.com/World_Order/1338
4. سلسله یادداشت «خروج از «تله تنش»: تحلیل بحرانهای کنونی و نیاز به راهبرد فعال در سیاست خارجی»
https://eitaa.com/World_Order/1633
5. چرا گفتمانهای رمانتیک در حوزه امنیت و سیاست خارجی محکوم به شکستاند؟
https://eitaa.com/World_Order/3462
6. برای سیاستخوانی و کار سیاسی، باید سیاست را از خودِ سیاست آموخت
https://eitaa.com/World_Order/3653
7. تغییر پارادایم در دستگاه سیاست خارجی کشور
https://eitaa.com/World_Order/3675
8. خطرناکترین اشکال نفوذ
https://eitaa.com/World_Order/3718
9. امنیت بهمثابه کلانمفهومِ حاکم
https://eitaa.com/World_Order/3737
10. درباره کنش رسانه ای دکتر خراتیان
https://eitaa.com/World_Order/3873
11. نکاتی پیرامون #مطالعات_امنیت
https://eitaa.com/World_Order/4794
12. معمار بزرگ امنیت ملی نوین ایران؛ آیتالله شهید خامنهای و پروژهٔ بازدارندگی از موشک تا شهادت
https://eitaa.com/World_Order/12889
https://eitaa.com/World_Order/12890
13. پدیدۀ «علامۀ ذوفنون»؛ از تحلیل سطحی تا بستهی سیاستی، نمونهی سادهانگاری خطرناک
https://eitaa.com/World_Order/11294
14. بقا برای توسعهی قدرت؛ روایتی واقعبینانه از جنگ نظمها
https://eitaa.com/World_Order/11305
15. کارکرد رسانه آزاد
https://eitaa.com/World_Order/12399
16. خلأ دانشی گفتمان انقلاب و خطای محاسباتی کارشناسی
https://eitaa.com/World_Order/12400
17. فراسوی جناحبندیهای کهنه؛ ضرورت شکلگیری فضای گفتمانی برای ایران قوی
https://eitaa.com/World_Order/12808
18. امنیت: حاکم بر توسعه، نه صرفاً پیشنیاز آن
https://eitaa.com/World_Order/12891
⭕️«معمار بزرگ امنیت ملی نوین ایران؛ آیتالله شهید خامنهای و پروژهٔ بازدارندگی از موشک تا شهادت»
✍️تفرشی
آیتالله خامنهای، معمار بزرگ امنیت ملی نوین ایران بود. امام خمینی اصل «استقلال» را به عنوان رکن سوم (در کنار اسلام و جمهوری) به جمهوری اسلامی افزود. آیتالله خامنهای در سی و هفت سال پس از ایشان، این اصل را در عرصه «گرند استراتژی» امنیت ایران نهادینه کرد. معماری او به گونهای بود که بقای نظام و کشور به یک فرد وابسته نباشد – برخلاف شاهان پهلوی که دکترین نظامیشان را آمریکاییها نوشته بودند.
راهبرد ایشان «مقاومت» بود؛ راهبردی پدافندی اما تهاجمی و فعال. این همان چیزی است که بعدها در قالب «جبههٔ مقاومت» تجسم عینی یافت. خامنهای از تجربهٔ حزبالله در لبنان آموخت که یک گروه مقاومت کوچک میتواند ضربهٔ سنگینی به آمریکا و اسرائیل بزند و این الگو را در سراسر منطقه تکثیر کرد.
۱. مبانی فکری و معرفتی
خامنهای مطالعات تاریخی جدی در سه حوزهٔ تاریخ جهان، تاریخ اسلام و تاریخ ایران داشت. او مطالعات پسااستعماری را دنبال کرده بود و به همین خاطر به غربِ سلطهگر و استعماری بدبین بود. دشمن اصلی را نه یک دولت خاص، که «نظام سلطه» میدانست و خلع سلاح به قیمت بهشت اقتصادی دروغین را یک فریب میخواند. این نگاه از شاگردی در مکتب امام خمینی، مباحثه با روشنفکرانی چپخوانده چون جلال آل احمد و علی شریعتی، و مطالعهٔ کتب «تاریخ جهان» مانند جواهر لعل نهرو نشأت میگرفت. حاصل این مطالعات، «بیاعتمادی مطلق به غرب» و درک این مطلب بود که ماهیت نظم جهانی بر اساس سلطهگر و سلطهپذیر میچرخد.
احاطه به تاریخ ایران به او فهماند که «ایران در چهارصد سال گذشته یک سابقهٔ تحقیر دارد» – از سقوط صفویه تا از دست دادن هرات، افغانستان و بحرین. از این رو معماری امنیت ملی خود را با ملاحظهٔ «تنهایی استراتژیک ایران» و راهبرد «ایران قوی» بنا کرد.
خامنهای از روشنفکران ایران بیست تا بیست و پنج سال جلوتر بود. او در سال ۱۳۶۸، هنگامی که جهان تکقطبی و فروپاشی شوروی را تجربه میکرد، برخلاف بسیاری که تنشزدایی و خلع سلاح را نسخهٔ نجات میدانستند، مسیر توسعهی بازدارندگی ایران و «ایران قوی» را برگزید.
۲. دکترین شهادت؛ ریشه در عاشورا
پیش از پرداختن به اقدامات عملی، باید به بنمایهٔ اعتقادی این معماری اشاره کرد: دکترین شهادت. خامنهای مبتنی بر این دکترین کنش کرد – و مرگ خودش را که «آخرین تیر ترکش» او بود، خرج پروژهٔ امنیت ملی ایران کرد. این دکترین ریشه در عاشورا دارد. از میان همهٔ امکانات برای خروج از کشور (رفتن به روسیه یا پناهگاههای بتنی عمیق)، او تصمیم گرفت در دفتر کار خودش در سطح زمین بماند و مانند مردم عادی مشغول انجام اعمال روزانهاش باشد. او آگاهانه به پیشواز شهادت رفت و این آخرین قدم را به عنوان بخشی از معماری امنیت ایران برداشت. شهادت رهبر، آخرین حلقهٔ بازدارندگی بود؛ زیرا چهرهٔ او به نماد مقاومت تبدیل شد و حذف فیزیکیاش، برخلاف میل دشمن، بسیج ملی را تشدید کرد.
۳. اقدامات عملی در حوزهٔ قدرت و بازدارندگی
الف) حفظ ارتش ملی
در زمان دفاع مقدس، در کنار شهید چمران و دیگر فرماندهان ایستاد و اجازه نداد «ارتش شاهنشاهی» – که در واقع به خاطر نیروی انسانی و تعلق جغرافیایی یک «ارتش ملی» بود– نابود شود. این تصمیم، ستون فقرات دفاعی ایران را در جنگ تحمیلی حفظ کرد.
در ابتدای دوران زعامت و رهبری به بازسازی دفاعی پس از جنگ از طریق تقویت و توسعهی نهادها بهخصوص سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران پرداختند.
ب) طراحی «جبههٔ مقاومت»
با بهرهگیری از تجربهٔ حزبالله لبنان و فرماندهی شهید قاسم سلیمانی، شبکهای از گروههای مقاومت پرورش داد که هزینههای بازدارندگی را به سهمی ناچیز از بودجههای نظامی رقبا کاهش داد.
ج) توسعهٔ موشکی، پهپادی و هستهای
در دفاع مقدس، ایران تنها و غریب بود و هیچیک از قوانین بینالملل مشمولش نشد. درس بزرگ این بود: «ما چارهای نداریم جز اینکه روی پای خود بایستیم». خامنهای واقعگرا بود و مسئلهٔ بازدارندگی را از همین جنگ آموخت. او بر تقویت قوای دفاعی تأکید داشت – در نقطهٔ مقابل جریان توسعهگرای رمانتیک (که به «حاکمیت امنیت بر هر امری» توجه نداشت و به دنبال برونسپاری امنیت بود). جریان رمانتیک پیگیر خلع سلاح بود. جریان غالب در دولتهای سازندگی، اصلاحات و اعتدال – هر یک به شکلی – میگفتند «بدیم بره» و وعده میدادند که با زمین گذاشتن سلاحها، غرب دروازههای بهشت اقتصادی را میگشاید. اما خامنهای فهمید که خلع سلاح به معنی فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و پایان ایران است.
از سال ۲۰۰۴ به بعد، خامنهای فضای تدافعی را به تهاجمی چرخاند و از توسعهٔ موشکها، پهپادها، غنیسازی (تا سطح فناوری صلحآمیز با قابلیت عبور سریع از آستانه) و هر آنچه حق دفاع ایران بود حمایت کرد. او میدانست که ایران بدون «قدرت آستانهای اتمی» در این منطقه توسط آمریکا و اسرائیل بلعیده میشود.
۴. نهادسازی و مردمپایه کردن امنیت
خامنهای نهادسازی را مهم میدانست و حفظ بقای نظام را مهمتر از هر امر و فردی میخواند. آنچه از بیرون «موازیکاری» به نظر میرسد (تأسیس و تقویت نهادهایی مانند مجمع تشخیص، شورای نگهبان و سپاه پاسداران)، در واقع شبکهای عامدانه و همپوشان برای ایجاد تابآوری و مقاومت است.
او همچون امام خمینی یک مؤلفهٔ دیگر به امنیت ایران افزود: امنیت مردمپایه. حتی در بحرانیترین لحظات، مشارکت سیاسی را تعطیل نکرد – انتخابات ریاستجمهوری در بحرانها برگزار شد – و به «بعثت دوبارهٔ ملت» امید داشت. تجربهٔ پس از شهادت او نشان داد که همان مردم – حتی آنان که با حاکمیت زاویه داشتند – در میدانهای اصلی شهر جمع شدند و پرچم جمهوری اسلامی و پرچم ملی را در دست گرفتند.
5. هنر عملیاتی: امنیت در طوفانزدهترین منطقه
هنر عملیاتی خامنهای، ایجاد «امنیت در طوفانزدهترین منطقه» بود. بدون عدول از استقلال، ماهیت دینی و مردمسالاری، و بدون لغزش به سمت استبداد داخلی (نشانهٔ آن: برگزاری منظم انخابات و عدم انحلال تشکلهای منتقد در شرایط عادی)، او ایران را در منطقهای که هر سی سال یک نظام فرو میپاشد، امن نگه داشت.
6. غیرت ملی و شجاعت
غیرت ملی او توأم با شجاعتش شد. به جای اینکه در مقابل آمریکا زانو بزند، از حق توسعهٔ موشکی و هستهای ایران کوتاه نیامد، در برابر مستکبران کرنش و تعظیم نکرد، جان خود را داد و ذلت را نپذیرفت. این همان معماری امنیت ملی بود که از موشک آغاز شد و به شهادت انجامید – و در آن، مرگ یک مرد نیز به ابزاری برای بازدارندگی تبدیل گردید.
⭕️امنیت: حاکم بر توسعه، نه صرفاً پیشنیاز آن
کشورها برای «توسعه»، «فعالیت اقتصادی»، ارتقاء «معیشت مردم»، توزیع «رفاه» بین مردمشان به «امنیت» نیاز دارند.
🔻امنیت حاکم است: نقدی بر دوگانهسازی هزینهی نظامی و رفاه مردم
گاهی دوگانهای مطرح میشود: «این پولی که خرج موشک کردید را، خرج مردم میکردید تا سفرهی مردم رنگینتر میشد.» اما اگر «امنیت» نباشد، اصلاً «توسعه» اتفاق نمیافتد.
کشورهای عربی حاشیهی خلیج فارس، مانند امارات، برای «توسعهی اقتصادی» نیاز به «امنیت» داشتند. اما قدرت تأمین امنیت خود را نداشتند. راهحل چه بود؟ «برونسپاری امنیت» به یک واحد سیاسی خارجی بهنام ایالات متحدهی آمریکا: پرداخت هزینه، ساخت پایگاه، خرید تجهیزات و درخواست دفاع. حضور پایگاه آمریکا در منطقه قرار بود امنیتساز باشد.
پس هزینهکرد یک کشور برای «توسعه امنیت» خود، در واقع هزینهکرد برای «توسعهی اقتصادی» آن است. لبنان هیچوقت «توسعهی اقتصادی» پیدا نمیکند؛ چون امنیت ندارد. «سرمایه» ترسو است و در امنترین مکانها مستقر میشود. وقتی هر آن احتمال درگیری، ناامنی، ناآرامی و بیثباتی سیاسی وجود دارد، «سرمایه» اصلاً نمیآید و «توسعه» اتفاق نمیافتد. در جنگ آمریکا با ایران، دیدیم که امارات بدون «امنیت» هیچچیز نیست.
🔻 «برونسپاری امنیت»: ضدامنیت و راهی به ناامنی
اما اکنون چه اتفاقی افتاده؟ در میان کشورهای حاشیهی خلیج فارس، تنها کشوری که مورد حمله قرار نگرفته، عمان است. عمان «امنیت» برای «توسعه» دارد؛ چون اجازهی استفاده از خاک و آسمانش را برای اقدام علیه ایران نداده است.
کشوری که «برونسپاری» کرده بود امنیتاش را و گفته بود من هزینه میکنم و پایگاه نظامی آمریکا میزنم تا «امنیت» برای «توسعه» داشته باشم، اکنون امنیت ندارد. در مقابل، کشوری که اجازه استفاده از مسیرش را به آمریکا نداده، «امنیت» دارد.
این نشان میدهد که از این پس، این گزاره معنا پیدا میکند: حضور و وجود آمریکا در یک واحد سیاسی در غرب آسیا نه تنها امنیتساز نیست، بلکه «ضد امنیت» است. به دیگربیان، برونسپاری امنیت، خود ضد امنیت است.
بنابراین، تلاش برای کسب «امنیت» از طریق وابستگی به «قدرت خارجی»، در نهایت «ناامنی» میآفریند.
✍️تفرشی
پینوشت: یادداشت برای قبل از تفاهم نامه است و برخی نکات آن باید مورد ویرایش قرار بگیرد؛ به عنوان نمونه، پایگاه های آمریکایی در عمان نیز مورد حمله نیروهای مسلح ایران قرار گرفت.
#استقلال #خودیاری
هدایت شده از روایتِ پاک
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻زنده از علیالطاهر
آنچه مجاهدان مقاومت در علیالطاهر رقم زدند، بهگمان من یکی از زیباترین قصههای مقاومت در سالهای اخیر است؛ قصه مردانی که در سختترین شرایط ایستادند و برای حفظ این سنگر، از جان خود گذشتند. علیالطاهر پیش از آنکه نام یک نقطه روی نقشه باشد، امروز نام یک ایستادگی است.
توضیحات این فیلم درباره آخرین وضعیت علیالطاهر و آن چیزی است که در میدان گذشته و اکنون میگذرد؛ اما در کنار روایت میدان، یک حرف دیگر هم باید روشن گفته شود.
🔴مقاومت و نهضتی که به آن باور داریم، تعصب بر هیچ شخص، جریان یا کاغذی را جز در مدار ولی خدا برنمیتابد.
اینکه بگویند «تو روزی از یک تفاهم دفاع کردی، پس امروز حق نداری از نتایج یا کاستیهایش انتقاد کنی» دقیقا وارونه منطق مقاومت است. اگر دیروز در تصمیمی نقطه قوت دیدهایم، از آن دفاع کردهایم؛اگر امروز در همان مسیر ضعف یا خطایی میبینیم، وظیفه داریم آن را بگوییم.وفاداری یعنی وفاداری به حقیقت و مقاومت،نه اسیر شدن در مواضع دیروز خودمان.
🔴نشنیدن عیب است.
تخریب عیب است.
ساختن سازوکار معیوب و اصرار بر آن عیب است.
پوشاندن ضعف بهجای اصلاح آن عیب است.
و از همه خطرناکتر، تعصب بر اشخاص و کاغذها بهجای تعصب بر مقاومت و خون مجاهدان عیب است.
نقدی که برای حفظ سنگر گفته میشود،حمله به سنگر نیست. کسی که از ضعف سخن میگوید لزوما در برابر مقاومت نایستاده؛ گاهی درست به این دلیل سخن میگوید که نمیخواهد هزینه ضعف رادوباره همان مردانی بدهند که در علیالطاهر با خون خود ایستادند.
🔴علیالطاهر باید ما را دوباره به اصل برگرداند:
اشخاص میآیند ومیروند، تفاهمها نوشته ونقض میشوند، تحلیلها درست و غلط از آب درمیآیند؛آنچه باید بماند مقاومت است، حقیقت است وحرمت خون مردانی است که برای این سنگر ایستادند.
🔻 @hossein_pak69
«سال از دست رفته» در خلیج فارس
🔵روزنامه والاستریتژورنال نوشته جنگ علیه ایران پیامدهای اقتصادی عمیقی برای کشورهای خلیج فارس به همراه داشته و برخی مقامات منطقه اکنون معتقدند که امید به بهبود شرایط اقتصادی در سال ۲۰۲۶ عملاً از بین رفته است.
🔵افراد مطلع از دیدگاه رهبران کشورهای خلیج فارس میگویند این کشورها دیگر انتظار ندارند اقتصاد منطقه در پاییز به شرایط عادی بازگردد و سال ۲۰۲۶ را سالی از دسترفته تلقی میکنند.
🔵آنها پیشبینی میکنند درگیریها برای مدت طولانی در سطحی پایین ادامه یابد، بدون آنکه آمریکا در حال حاضر مسیر روشنی برای پایان جنگ داشته باشد.
🔵این ارزیابی با پیشبینیهای ابتدای تابستان تفاوت زیادی دارد. در آن زمان، کشورهای خلیج فارس انتظار داشتند شدت درگیریها کاهش یابد و مذاکراتی طولانی درباره برنامه هستهای ایران آغاز شود، روندی که میتوانست زمینه را برای بازگشت فعالیتهای اقتصادی فراهم کند.
🔵حکومت دبی اطلاعات مربوط به خسارتهای ناشی از جنگ را محدود کرده و انتشار برخی دادهها را متوقف کرده است. همزمان، تلاشهایی برای نشان دادن عادی بودن زندگی در این شهر ادامه دارد.
🔵پروژه «وین» (Wynn)، نخستین مجتمع کازینوی قانونی امارات نیز با ماهها تأخیر و صدها میلیون دلار افزایش هزینه مواجه شده است. هزینه پایه این پروژه بیش از ۵ میلیارد دلار برآورد میشود و تأخیر در آن نشان میدهد پیامدهای جنگ به پروژههای بزرگ و راهبردی منطقه نیز سرایت کرده است.
🔵برخی فعالان اقتصادی میگویند حتی پس از پایان جنگ، بازگشت شرایط به حالت عادی ممکن است حدود ۶ ماه زمان ببرد زیرا حجم زیادی از محمولهها و کانتینرها در نتیجه بحران مسیر خود را تغییر دادهاند.
🔵«نیل کویلیام» کارشناس مسائل خاورمیانه نیز احتمال میدهد عربستان در واکنش به تحولات اخیر، از تمرکز بر بخشهای نرم اقتصاد مانند گردشگری و سرگرمی فاصله گرفته و بیشتر به سمت تولید، صنعت و فعالیتهای مادی اقتصادی حرکت کند.
🔵جنگ همچنین به برگزاری رویدادهای بینالمللی در کشورهای خلیج فارس آسیب زده است.
🔵مسابقات فرمول یک بحرین که قرار بود در اکتبر برگزار شود، به مالزی منتقل شده است. عربستان نیز جام جهانی ورزشهای الکترونیکی را از ریاض به پاریس منتقل کرده و مسابقه فرمول یک این کشور در ماه آوریل لغو شده است.
🔵مسابقه فرمول یک ابوظبی همچنان برای دسامبر برنامهریزی شده، اما مدیریت فرمول یک احتمال تغییر محل آن را در صورت ادامه شرایط نامساعد امنیتی منتفی ندانسته است.
🔵همچنین یک جشنواره موسیقی در امارات که قرار بود شکیرا از چهرههای اصلی آن باشد، لغو شده، رویدادی که در کنار سایر لغوها نشان میدهد جنگ، توجیه اقتصادی و امنیتی برگزاری برخی برنامههای بزرگ در منطقه را از بین برده است.
🔵دبی که بخش قابل توجهی از اقتصاد آن به گردشگری، حملونقل و تجارت بینالمللی وابسته است، یکی از اصلیترین قربانیان این وضعیت محسوب میشود.
🔵شرکتهای هواپیمایی اروپایی و آمریکای شمالی از جمله لوفتهانزا، KLM و ایر کانادا تعلیق پروازهای خود به دبی را تمدید کردهاند و در برخی موارد این تعلیق تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت.
🔵تعداد مسافران فرودگاه بینالمللی دبی در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۱ درصد کاهش یافته است. همزمان، حملونقل بار هوایی در این فرودگاه نیز ۲۹ درصد کاهش داشته؛ موضوعی که نشان میدهد بحران فقط گردشگری را هدف نگرفته و به نقش دبی به عنوان یک مرکز لجستیکی جهانی نیز آسیب زده است.
🔵نرخ اشغال هتلها نیز در نیمه نخست سال به ۵۶ درصد کاهش یافته، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد بود. هتلهای لوکس بیشترین آسیب را دیدهاند.
🔵با وجود کاهش شدید تقاضا، قیمت هتلها تنها حدود ۷ درصد پایین آمده و قیمت بلیت هواپیما همچنان بالا مانده است. به گفته مشاوران، این وضعیت نشان میدهد بازار هنوز تعدیل کامل قیمتها را تجربه نکرده و احتمالاً اصلاح جدیتر قیمتها در اواخر سال رخ خواهد داد.
🔵بازار املاک نیز از پیامدهای جنگ در امان نمانده است. شاخص شرکتهای توسعهدهنده املاک در بورس دبی حدود یکسوم ارزش خود را از دست داده است. فروش مسکن در فصل بهار ۳۱ درصد کاهش یافته و فروش املاک با ارزش بیش از ۴ میلیون دلار نیز ۵۹ درصد افت کرده است.
🔵با این حال، متوسط قیمت فروش مسکن در سهماهه دوم همچنان نسبت به سال قبل ۳ درصد افزایش داشته است.
🔵این اختلاف میان قیمت و حجم معاملات میتواند نشاندهنده آن باشد که مالکان و سازندگان هنوز حاضر به کاهش قابل توجه قیمتها نیستند، بنابراین افزایش قیمتها الزاماً به معنای بازگشت تقاضا نیست.
🔵جنگ همچنین اختلال گستردهای در زنجیرههای تأمین ایجاد کرده است. شرکتها همزمان با کاهش تقاضا، با مشکلات حملونقل و تأخیر در رسیدن کالاهایی از ماشینآلات سنگین گرفته تا نوشیدنیهای وارداتی مواجه هستند.
🔵تغییر مسیر کشتیها و انباشت کانتینرها نیز هزینه کالاهای وارداتی را افزایش داده است. در نتیجه، شرکتهای فعال در منطقه نسبت به هر دور جدیدی از تشدید تنش در تنگه هرمز حساستر شدهاند.
🔵دبی برای مقابله با این وضعیت در بهار بستههای حمایتی به ارزش حدود ۶۸۰ میلیون دلار تصویب کرد.
🔵این اقدامات شامل تعویق یا لغو برخی هزینههای دولتی، حمایت از هتلها و تسهیل روند صدور اقامت بوده است. همچنین امارات برای تحریک گردشگری، کوپنهایی به ارزش صدها دلار ارائه کرده که شامل ورود رایگان به برخی پارکهای آبی و تفریحی و اقامت با تخفیف در «پالمجمیرا» میشود.
🔵در همین حال، رقبای منطقهای و جهانی نیز تلاش میکنند از فرصت ایجادشده استفاده کنند. سنگاپور در ماه اوت برای بخشی از سود سرمایهگذاری مدیران صندوقها معافیت مالیاتی اعلام کرد و ترکیه نیز در ژوئن برای برخی درآمدهای خارجی افراد تازهوارد، معافیت مالیاتی ۲۰ ساله و کاهش مالیات بر ارث ارائه کرد.
🔵با این حال، اهمیت راهبردی این بحران فراتر از کاهش تعداد گردشگران یا لغو چند رویداد است. ضربه اصلی ممکن است متوجه اعتبار کشورهای خلیج فارس به عنوان مناطق باثباتی باشد که میتوانند اقتصاد خود را از جنگهای منطقهای جدا نگه دارند.
🔵ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیز به اندازه خود حملات نظامی برای اقتصاد مخرب است. حتی زمانی که حمله مستقیمی رخ نمیدهد، شرکتها، سرمایهگذاران و برگزارکنندگان رویدادها مجبورند احتمال وقوع یک بحران جدید را در تصمیمهای خود لحاظ کنند.
🔵به همین دلیل، مشکل اقتصاد خلیج فارس تنها خسارتی نیست که تاکنون ایجاد شده، بلکه این است که جنگ، ریسک آینده را به بخشی دائمی از محاسبات اقتصادی منطقه تبدیل کرده است.
⚠️ کاهش داراییهای اوراق قرضه خزانهداری آمریکا توسط چین بیسابقه است:
سهم چین از کل اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده به تنها ۲٪ کاهش یافته که پایینترین سطح از سال ۲۰۰۱ است.
این امر نشاندهنده ۱۲ درصد کاهش نسبت به اوج آن در سال ۲۰۱۱ است؛ زمانی که داراییهای رسمی خزانهداری چین به ۱.۳ تریلیون دلار رسیده بود.
از آن زمان، چین داراییهای خود را به بیش از نصف یعنی ۶۳۳.۴ میلیارد دلار کاهش داده که پایینترین میزان از سال ۲۰۰۸ و دوران بحران بزرگ مالی است.
طبق آخرین دادههای سرمایه بینالمللی خزانهداری (TIC) که داراییها و جریانهای اوراق قرضه آمریکا توسط خارجیها را ردگیری میکند، چین از ابتدای سال ۲۰۲۴ تاکنون داراییهای خود را ۱۸۳ میلیارد دلار دیگر کاهش داده است.
چین در حال کاهش ریسک و مواجهه خود با بدهیهای دولت آمریکا است که این موضوع یک مانع ساختاری دیگر برای تقاضای اوراق خزانهداری ایجاد میکند.
روند دلارزدایی همچنان ادامه دارد.
🔴 واگرایی بازار اوراق قرضه آمریکا و چین در حال نزدیک شدن به سطحی بیسابقه است:
شکاف بازدهی بین اوراق قرضه ۱۰ ساله دولتی آمریکا و چین به حدود ۳۱۲ نقطه پایه (bps) گسترش یافته که نزدیک به بالاترین میزان ثبتشده در تاریخ است.
https://fxtwitter.com/GlobalMktObserv/status/2095854779045978481?s=20
منبع :
https://api.fxtwitter.com/2/hit?url=https%3A%2F%2Fglobalmarketsinvestor.beehiiv.com%2Fp%2Fdo-global-government-bond-yields-have-further-room-to-rise
باراک راوید، خبرنگار آکسیوس در گزارشی در کانال ۱۲ با استناد به اظهارات مقامات ارشد آمریکایی و منابع مطلع گزارش داد که دولت دونالد ترامپ در حال تدوین یک استراتژی جامع و فراگیر برای خاورمیانه در دوران پس از جنگ است.
به گفته این تحلیلگر، این طرح کلان که ترامپ در گفتگوهای محرمانه از آن تحت عنوان «اقدامی بهمراتب بزرگتر» یاد کرده، بر سه محور اصلی استوار است:
نخست، ایجاد یک آرایش امنیتی-منطقهای برای مهار ایران با تکیه بر متحدان منطقهای واشنگتن، بهطوری که آمریکا در نقش ضامن امنیت و نه پلیس منطقه عمل کند؛
دوم، مختومه کردن پروندههای باز منطقه شامل اجرای مرحله بعدی طرح ترامپ برای غزه، نهاییسازی توافق امنیتی میان اسرائیل و سوریه و اجرای کامل توافق با لبنان؛
و سوم، گسترش پیمانهای ابراهیم و شتاببخشی به روند عادیسازی روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه تحلیل خود تصریح کرد که فرایند تدوین این استراتژی در قالب همکاریهای بینسازمانی و جلسات تخصصی در واشنگتن پیگیری میشود و قرار است رونمایی از آن پس از انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل و انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا انجام گیرد.
بر اساس این گزارش، بررسیهای محافل تحلیلی نشان میدهد که کاخ سفید قصد دارد این طرح جامع منطقهای را فارغ از نتایج انتخابات اسرائیل یا حتی وقوع بنبست سیاسی احتمالی در تلآویو به پیش ببرد تا با پیوند زدن پروندههای گوناگون خاورمیانه، نظم امنیتی جدیدی را بر پایه تضعیف ایران و توسعه همگرایی منطقهای شکل دهد.
منبع:
https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-08e9ce6915d60a1027.htm
اجرای راهبرد چمن زنی علیه ایران کارآمد نخواهد بود
اریک گارتزکه، استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات صلح و امنیت در دانشگاه کالیفرنیا، در تحلیلی برای نشریه نشنال اینترست استدلال میکند که استراتژی جدید دولت دونالد ترامپ مبنی بر به راهاندازی کمپین « طرد اقتصادی» علیه تهران، راهبردی ناکارآمد و محکوم به شکست است.
وی با بهرهگیری از رویکردی تحلیلی بیان میدارد که پس از ناکامی واشنگتن در تحمیل شکست نظامی به ایران، تغییر رویه به سوی سلاحسازی از اقتصاد بینالملل صرفاً بازتابی از نقاط ضعف ساختاری غرب و اعترافی ضمنی به اشتباه بودن استراتژیهای پیشین است.
از دیدگاه این کارشناس، در حالی که ایالات متحده به دنبال یک پیروزی قاطع است، دغدغه اصلی تهران صرفاً بقای رژیم و جلوگیری از شکست است؛ هدفی که به آنها اجازه میدهد با بهرهگیری از ارادهای قویتر در برابر برتری نظامی آمریکا، درگیری را به یک جنگ فرسایشی مبتنی بر تقابل ارادهها تبدیل کنند.
گارتزکه تأکید میکند که جنگ اقتصادی نیز به اندازه تقابل نظامی بیاثر خواهد بود، زیرا اقتصاد ایران پیشتر در اثر دههها تحریم آسیب جدی دیده است و از سوی دیگر، رهبران تهران نشان دادهاند که فشارهای مالی بر شهروندانشان، آنها را وادار به تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن نخواهد کرد.
در بخش دیگری از این گزارش و با تبیین پیامدهای این بنبست استراتژیک، این تحلیلگر ارشد خاطرنشان میسازد که ایالات متحده اکنون ناخواسته در وضعیتی گرفتار شده است که در اصطلاح به آن استراتژی «چمنزنی» میگویند.
گارتزکه با ارجاع به این تاکتیک که پیشتر توسط اسرائیل در برابر دشمنان سازشناپذیر به کار گرفته میشد، توضیح میدهد که واشنگتن به جای دستیابی به یک راهکار قطعی در میدان نبرد، به حملات دورهای، مقطعی و محدود برای تضعیف توانمندیهای ایران تن داده است و این امر به یک هنجار جدید در سیاست خارجی آمریکا تبدیل خواهد شد.
بر اساس این تحلیل، جنگ حاضر پیامدهای غیرقابل بازگشتی همچون تثبیت حق وتوی عملی تهران بر تنگه هرمز و تسریع جاهطلبیهای هستهای آن را به دنبال داشته و ترامپ نیز با وجود جستجو برای یافتن بهانهای جهت اعلام پیروزی، راه خروج آسانی از این اشتباه بزرگ سیاست خارجی ندارد.
در نهایت، وی هشدار میدهد که این بحرانهای مستمر در خاورمیانه، بار دیگر تمرکز استراتژیک واشنگتن را از مهمترین چالش سیاست خارجی آن یعنی چین منحرف ساخته است و نشان میدهد که بدون وجود ارادهای واقعی برای صلح، سیاست خارجی مبتنی بر خویشتنداری دستنیافتنی خواهد بود.
منبع:
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-mowing-the-lawn-isnt-a-winning-strategy-for-the-iran-war