eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Shid TV | شید تی‌وی
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️اعتراف تکان‌دهنده ژنرال دیوید پترائوس: برخلاف انتظار ما، هیچ شکافی در ساختار نظامی و امنیتی ایران ایجاد نشده و جریان انقلابی پیروز میدان است 🟡فرمانده پیشین سنتکام و رئیس اسبق سیا: مهم‌ترین واقعیت فعلی این است که هیچ شکافی در ساختار نیروهای نظامی و امنیتی ایران ندیده‌ایم و هیچ مسئول عمده‌ای نیز از حکومت جدا نشده است. امید داشتیم میان نهادهای نظامی، به‌ویژه ارتش و سپاه، شکاف ایجاد شود، اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاده و حدود یک میلیون نیروی مسلح همچنان منسجم هستند. 🟡راهبرد استقرار پایگاه‌های ما در منطقه دیگر کارآیی گذشته را ندارد؛ ایران با توسعه پهپادهای پیشرفته مانند شاهد و موشک‌های دوربرد، معادلات عملیات نظامی را تغییر داده است. ☀️ @shidtv
هدایت شده از Shid TV | شید تی‌وی
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️فواز جرجس: دولت لبنان، مضحکه اسرائیل شده؛ روایت حزب‌الله، دست بالا را دارد! 🟡استاد مطالعات غرب آسیا در بی‌بی‌سی: تپه‌های علی‌الطاهر شبکه‌ای از تونل‌های به‌هم‌پیوسته دارد و با وجود کنترل عملیاتی اسرائیل بر یک یا دو تونل، همچنان نیروهای زیاد حزب‌الله در منطقه حضور دارند؛ درواقع، نتانیاهو با برجسته کردن ادعای تصرف این تپه‌ها، درحال ساخت یک دستاورد امنیتی برای تقویت موقعیت سیاسی و انتخاباتی خودش است. 🟡اسرائیل پس از توافق آتش‌بس، ۴۶۵ بار به لبنان حمله کرده و در حال گسترش منطقه حائل امنیتی خود در جنوب لبنان است. نتانیاهو عملا دولت لبنان را به مضحکه گرفته و آن را تضعیف کرده است. درواقع حملات اسرائیل، به روایت حزب‌الله در لبنان اعتبار بیشتری داده است؛ روایتی که می‌گوید اسرائیل آتش‌بس را رعایت نمی‌کند و در حال ایجاد «واقعیت‌های جدید روی زمین» است. ☀️ @shidtv
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسرائیل در روز روشن در حال محو کردن تمام روستاها از نقشه در جنوب لبنان است — و سپس جنایات جنگی خود را برای دیدن جهانیان پخش می‌کند. ​نه صدایی از «جامعه بین‌المللی» درمی‌آید. ​نه کلامی از دیوان کیفری بین‌المللی. BREAKING: Israel is wiping entire villages off the map in South Lebanon in broad daylight — then broadcasting their war crimes for the world to see. Not a peep from the “international community.” Not a word from the International Criminal Court. https://x.com/sahouraxo/status/2096242701150646558
🔹رانيا خالک: اسرائیلی‌ها دامنهٔ درگیری‌ها را در جنوب لبنان به‌شدت بالا برده‌اند. تا اینجای امروز، اسرائیلی‌ها: ​ساعت ۶ صبح برای یک روستای کامل دستور تخلیه صادر کرده‌اند ​دست‌کم ۴ نفر را کشته‌اند ​یک بیمارستان را با خاک یکسان کرده‌اند. ​هیچ آتش‌بسی در لبنان در کار نیست. این یک جنگ یک‌طرفه است؛ حزب‌الله به‌ندرت پاسخ می‌دهد. اسرائیلی‌ها به لطف جهانی بزدل، کاملاً افسارگسیخته شده‌اند و هیچ جلوداری ندارند. https://fxtwitter.com/RaniaKhalek/status/2096513395931373842
🔵برگرفته از آخرین گفتگوی یرواند آبراهامیان‌ درباره‌‌ی ایران: به نظر شما اکثریت مردم ایران در این مسئله کجا ایستاده‌اند؟ طرف پزشکیان هستند یا تندروها؟ احتمالاً اکثریت با پزشکیان‌اند، چون درک نادرستی از وضعیت دارند. باز هم با تکرار همان چیزی روبه‌رو هستیم که در دوره مصدق اتفاق افتاد. بسیاری از ایرانیان آن زمان تصور می‌کردند اگر مصدق حاضر به مصالحه باشد، همه‌چیز حل خواهد شد. متوجه نبودند که آمریکا و بریتانیا اساساً خواهان مصالحه نبودند؛ آن‌ها می‌خواستند کنترل نفت را در دست بگیرند. اما تبلیغات مؤثری جریان داشت که خلاف این را القا می‌کرد. امروز نیز تلاشی هماهنگ صورت گرفته تا این تصور جا بیفتد که آمریکا مشکلی با ایران ندارد و این حکومت ایران است که سرسختی نشان داده و حاضر به کوتاه آمدن نیست. https://fxtwitter.com/AmirKh1982/status/2096480393205559480 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵برگرفته از آخرین گفتگوی یرواند آبراهامیان‌ درباره‌‌ی ایران: به نظر شما اکثریت مردم ایران در این م
در جهت آگاهی‌بخشی به مردم ایران، و در دفاع از اسلام، ایران و جبهه‌ی مقاومت این‌گونه اخبار رو در گروه‌ها و دیگر‌کانال‌ها منتشر کنید.
روایت فایننشال‌تایمز از عملیات شبانه مین‌روبی در تنگه هرمز؛ آیا مشکل آمریکا حل شده است؟ 🔵روزنامه انگلیسی به نقل از افراد مطلع گزارش داده که آمریکا یک عملیات محرمانه چهارماهه را برای مین‌روبی تنگه هرمز اجرا کرده است. 🔵بخش عمده این عملیات در شب و همزمان با تبادل حملات میان آمریکا و ایران انجام شده و در این مدت، کشتی‌های معمول مین‌روب آمریکایی در منطقه دیده نشده‌اند. 🔵این عملیات بر گروه‌های کوچک غواصان نیروی دریایی آمریکا و قایق‌های تندرو بادی متکی بوده است. همچنین از قایق‌های بدون سرنشین و زیردریایی‌های بدون سرنشین مجهز به سامانه‌های سونار استفاده شده است. 🔵این تیم‌ها شبانه وارد تنگه می‌شدند، اشیای مشکوک را شناسایی و سپس آنها را در زیر آب منفجر می‌کردند. 🔵سامانه‌های بدون سرنشین متعلق به نیروی دریایی آمریکا، به وسیله سونار جانبی با وضوح بالا بستر تنگه را بررسی می‌کردند. پس از آن، عملیات وارد مرحله خطرناک‌تر می‌شد یعنی نزدیک شدن غواص به مین، نصب مواد منفجره روی آن و سپس منفجر کردن مین. 🔵یک افسر بازنشسته نیروی دریایی آمریکا احتمال داده که بخشی از این عملیات از کشتی «میگل کیت» انجام شده باشد. این کشتی یک پایگاه شناور اکتشافی است که به نیروهای دریایی مستقر در خلیج فارس مرتبط است. 🔵همچنین احتمال دارد تیم‌های مین‌روبی از سامانه‌های انتحاری ضد مین مانند SeaFox ساخت انگلیس یا AN/ASQ-235 Archerfish آمریکایی استفاده کرده باشند. این سامانه‌ها می‌توانند مواد منفجره را به مین منتقل کرده و آن را بدون اعزام غواص منهدم کنند. 🔵هیچ موردی از تلفات آمریکایی که به‌طور مشخص با مأموریت مین‌روبی مرتبط باشد ثبت نشده است، با این حال، تیم‌های مین‌روبی در معرض خطر بسیار زیادی قرار داشتند. قایق‌های مین‌روب و بالگردهای پشتیبان آنها سبک و کند هستند و در برابر موشک‌ها و پهپادهای ایرانی از دفاع کافی برخوردار نیستند. 🔵اعلام ترامپ مبنی بر پاک‌سازی «تمام مین‌ها» بسیاری از ناظران را شگفت‌زده کرد زیرا سه کشتی تخصصی آمریکایی که معمولاً برای مقابله با مین‌های دریایی استفاده می‌شوند، دست‌کم از اوایل ژوئن خارج از خلیج فارس و در اقیانوس‌های هند و آرام مستقر بوده‌اند. 🔵مالکان کشتی‌ها و مشاوران امنیتی معتقدند آمریکا احتمالاً نیمه جنوبی تنگه در نزدیکی سواحل عمان، را پاک‌سازی کرده؛ همان مسیری که کشتی‌های تجاری از آن عبور می‌کنند. با این حال، آنها نسبت به پاک‌سازی کامل تمام آب‌های تنگه تردید دارند. 🔵در همان روزی که ترامپ اعلام کرد تنگه از مین پاک شده، مرکز اطلاعات دریایی مشترک که تحت مدیریت نیروی دریایی آمریکا قرار دارد، نسبت به ادامه خطر مین‌های شناور یا مین‌هایی که ثبت و شناسایی نشده‌اند هشدار داد. 🔵سازمان بین‌المللی دریانوردی اعلام کرده بود که ایران حدود ۸۰ مین در مسیرهای حیاتی کشتیرانی کار گذاشته است. 🔵تنها مورد تأییدشده مشاهده مین در داخل تنگه، مربوط به یک کارشناس پاکستانی حوزه پایش و بررسی دریایی بوده است. 🔵مشکل اصلی، مین‌هایی نیست که پاک‌سازی شده‌اند، بلکه توانایی ایران برای مین‌گذاری مجدد آنها در مدت کوتاه است. ارتش آمریکا اخیرا به سکوهای پرتاب موشک ایرانی حمله کرد و گفت این سکوها برای شلیک مین‌های دریایی به داخل تنگه آماده می‌شدند. 🔵یک افسر بازنشسته نیروی دریایی آمریکا تخمین می‌زند مین‌هایی که قرار بود از این سکوها پرتاب شوند، نسبتاً کوچک بوده‌اند و هرکدام حدود ۵۰ کیلوگرم وزن داشته‌اند، در حالی که مین‌هایی که از طریق کشتی‌ها و قایق‌ها کار گذاشته می‌شوند، معمولاً بین ۵۰۰ تا هزار کیلوگرم وزن دارند. به همین دلیل، قدرت تخریب و کارایی مین‌های کوچک‌تر در آب‌های عمیق کمتر خواهد بود. 🔵یک سخنگوی نظامی ایران روز پنجشنبه اعلام کرد که تهران مین‌های جدیدی را در نزدیکی عمان کار گذاشته است. حجم بالای تردد قایق‌های کوچک در هرمز طی ساعات شب باعث می‌شود مین‌گذاری مجدد تعداد محدودی مین، از نظر عملیاتی امکان‌پذیر باشد. 🔵تحلیلگران نظامی معتقدند ایران هزاران مین دریایی در اختیار دارد که طراحی برخی از آنها مشابه مدل‌های مربوط به جنگ جهانی دوم است. برخی از این مین‌ها در زیر سطح آب شناور می‌مانند و هنگامی که کشتی با شاخک‌های فلزی آنها برخورد کند، منفجر می‌شوند. برخی دیگر نیز با تشخیص تغییرات میدان الکترومغناطیسی ناشی از عبور کشتی از بالای خود فعال می‌شوند. 🔵مین‌روبی به‌تنهایی مشکل کشتیرانی در تنگه را حل نمی‌کند. برآورد مشاوران امنیت دریایی نشان می‌دهد در شرایط کنونی، از هر ۳۰ کشتی عبوری، یک کشتی هدف حمله موشکی یا پهپادی قرار می‌گیرد. 🔵این میزان خطر آن‌قدر بالاست که حتی اگر اپراتورهای تجاری اطمینان پیدا کنند مسیر عبوری در سمت عمان از مین پاک شده است، باز هم برای بازگشت به منطقه تردید خواهند داشت.
🔵در واقع، یک نفتکش برای عبور ایمن از تنگه به تضمین همزمان در برابر مین، موشک و پهپاد نیاز دارد، در حالی که عملیات مین‌روبی آمریکا نمی‌تواند حفاظت مطلقی در برابر هر سه تهدید فراهم کند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹رانيا خالک: اسرائیلی‌ها دامنهٔ درگیری‌ها را در جنوب لبنان به‌شدت بالا برده‌اند. تا اینجای امروز، ا
قدوسی: 🔵آیا معادله بسته شده در لبنان به ان صورت ناقصی که انجام‌ شد (و یا در حال انجام‌است) و نه به ان صورتی که در بند اول تفاهم‌ نامه امده بود دارد به نفع اسراییل به جهت پاکسازی جنوب لبنان عمل میکند؟ 🔸مقدمه: در کلیت دیپلماسی و مذاکره منعکس کننده روابط قدرت هستند و نه بالعکس. . "یکی از برداشتهای اشتباهی که در مورد مذاکرات بین الملل رایج است این‌است که مذاکرات را مثل و مناظره و یا مسابقه شطرنج و یا مسابقه کشتی دیده میشود و تصور بر این است که اگر بهترین دیپلمات به میدان‌ مذاکره فرستاده بشود  نتیجه مطلوب (پیروزی) حاصل خواهد شد. ولی نتیجه مذاکره تا حد خیلی زیادی قبل از مذاکره در خارج از اطاق مذاکره در شرایط ژئوپولیتیک و میدان تعیین شده است. نقش مذاکره کننده حتی در سطح یک بازیکن خیلی خوب مثل مسی و رونالدو در یک بازی تیمی هم‌ نیست اگر نگوییم‌ نقش ان در بدنساز تیم است حداکثر در حد یک‌مربی و یک‌ ماما است.  آقایان پپ گواردیولا و یا یورگن‌ کلوپ را مربی تیم لیگ دسته ۴ انگلیس  بگذاریم خیلی در نتیجه مسابقه با رئال مادرید و یا بارسلون تغییری حاصل نخواهد شد. اگر اقایان کیسنجر و چوئن لای، مترنیخ و بیسمارک و ریشیلو و تالیران هم‌به تیم‌ اقایان ظریف و عراقچی و صالحی و تخته روانی اضافه بشوند و در مذاکرات ترکمانچای از طرف ایران و یا مذاکرت ورسای ۱۹۱۸ از طرف آلمان و یا معاهدات برست لیتوفسک (از طرف روسیه) و تسلیم‌ ژاپن (از طرف ژاپن) شرکت کنند خیلی در نتیجه نهایی تغییری حاصل نخواهد نشد" در مورد اسرائیل این موضوعیت و شدت بیشتری پیدا میکند. او به هیچ قانون بین المللی و اخلاقی پایبند نیست. تنها زبان زور و ضرر را می‌فهمد. 🔹معادله بسته شده در مورد لبنان در بند اول تفاهم‌نامه با امریکا به نظر می اید معادله بسته شده به ان صورت ناقصی که انجام‌ شد و نه به ان صورتی که در متن تفاهم‌ نامه امده بود به نفع اسرائیل شده است. معادله بسته شده به جای اینکه در سرتاسر لبنان بسته شود بر بیروت و ضاحیه و تا حدی نواحی جنوبی‌تر و شاید بقاع بسته شد. در واقع خارج از بیروت و ضاحیه دقیقا معلوم نبود کجا را شامل است و قطعا شامل جنوب رودخانه لیتانی نبود. این دقیقا فرصت ایده ال پاکسازی قومی جنوب رودخانه لیتانی را برای اسرائیل فراهم کرده است. پاکسازی قومی جنوب لبنان بخشی از برنامه کریدورهای اسراییل و بزرگراه حیفا بیروت است.‌ بگذارید کمی به عقب برکردیم‌. در حومه شهر دیترویت در قسمت جنوب شرقی ایالت‌میشیگان‌امریکا در شهرهایی مثل دیربورن و دیربورن هایتس،... جمعیت قابل توجهی از شیعیان لبنانی که اصالتا عمدتا از جنوب لبنان هستند مقیم‌ هستند. این مهاجران در حوالی سال ۱۹۸۲ به امریکا آمده‌اند (البته از دهه‌های اولیه قرن بیستم‌مهاجران لبنانی ای در این‌ منطقه حضور داشته اند).‌ 🔹این‌ مهاجران‌چگونه و چرا به امریکا امدند؟ با کمک و همراهی دولت امریکا و به بهانه های بشر دوستانه و در واقع برای کمک کردن به اسرائیل و خالی کردن جنوب لبنان از سکنه و کمک به اشغال ان توسط اسرائیل. علیرغم‌ سوگیری طرفدار اسرائیل جریان اصلی رسانه اشغال لبنان و محاصره بیروت و کشتار صبرا و شتیلا در سال ۱۹۸۲ تصویر خیلی منفی ای برای اسراییل در افکار عمومی غرب ایجاد کرده بود، ... اشغال جنوب لبنان که ۱۸ سال تا سال ۲۰۰۰ طول کشید با سکنه و اوارگان‌ کمتر که یادآور تصاویر آوارگان و کمپهای فلسطینیان نباشد برای اسراییل مناسبتر می بود که امریکا به کمک امد.‌ در این جنگ‌ اخیر غزه امریکا و اسرائیل بارها سعی کردند که جمعیت باقیمانده ۱ونیم تا ۲ میلیونی غزه را راضی به مهاجرت به جای دیگری بکنند. اولا ساکنان غزه علیرغم شرایط طاقت فرسا مقاومت کرده و تا حالا نپذیرفته اند. کشورهای دیگر هم‌ عمدتا به غير از یکی دو کشور آفریقایی که تحت فشار و تطمیع اسراییل و امریکا بودهاند کسی تاکنون حاضر به همراهی برای پذیرش مهاجران‌ نشده است. يعني سیاست اسرائیل اعلام‌ امن کردن محلی کوچاندن جمعیت به آنسو و تخریب کردن محل خالی شده از جمعیت و اين چرخه را ادامه دادن است. اسراییل در حال خراب کردن روستاهای جنوب لبنان است. قصد پاکسازی قومی جنوب لبنان به مانند غزه است. امروز یک بیمارستان را در منطقه نبطیه بمباران کردند. باید به مانند غزه مناطقی امن safe در لبنان اعلام کنند که ساکنان جنوب موقتا انجا بروند و در وقتی که انها در آنجا نیستند خانه ها و روستاها و شهرهای انها راویران کنند. این‌مناطق به اصطلاح امن (فعلی) در لبنان ضاحیه و دره بقاع هستند. با بودن جمعیت این خراب کردن روستاها و شهرک ها و پاکسازی قومی ها تصویر بسیار منفی تری را به جای خواهد گذاشت که برای اسراییل از لحاظ روابط عمومی تا حدی هزینه بردار خواهد بود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹رانيا خالک: اسرائیلی‌ها دامنهٔ درگیری‌ها را در جنوب لبنان به‌شدت بالا برده‌اند. تا اینجای امروز، ا
ولی حالا جامعه جهانی به مانند غزه و حتی کمتر از ان نسبت به این ویران کردن‌ها و پاکسازی قومی واکنش نشان‌میدهد. راه درست اجرای تفاهم نامه ان بود که در همان روز اول پس از امضا تفاهم‌نامه در ۱۴ ژوئن که اسرائیل به ضاحیه حمله هوایی کرد، جایی در اسرائیل مورد اصابت قرار می‌گرفت و معادله در سرتاسر لبنان برقرار میشد. یا تمام‌تفاهم‌ نامه و بند اول ان درست اجرا میشود و یا تفاهم‌نامه بی تفاهم‌نامه. بنا بر تفسیر اقای عراقچی بند اول شامل سرتاسر لبنان و همچنین عقب نشینی از لبنان است. 🔻در جمع بندی: اسراییل در جنوب لبنان هم احتیاج داشت و دارد که سکنه ان به نواحی دیگری بروند. یعنی باید قسمتی از لبنان به ظاهر و یا در عمل امن می ماند تا سکنه جنوب به آنجا بروند. اگر همه لبنان‌نا امن میماند قسمتی از سکنه جنوب دلیلی برای مهاجرت به نواحی دیگر نمی‌دیدند. در واقعه این معادله ناقص سال ۲۰۲۶ همان نقش کمک امریکا در سال ۱۹۸۲ را عملا ایفا کرده است. درک نادرست از اهداف بلند مدت اسرائیل و امریکا برای منطقه و در" تله مذاکره" افتادن باعث خسارات قابل توجهی میشود. با رفتن سوریه اسرائیل دسترسی هوایی آسانی به ایران‌ پیدا کرد. پاکسازی قومی شیعیان از جنوب لبنان تبعات فرهنگی و دینی فراوانی درجامعه تشیع در کل جهان و نفوذ ایران در ان خواهد داشت. به علاوه ایران ارزانترین و موثرترین وسیله ضربه زنی نظامی خودم در مقابل اسرائیل را از دست خواهد داد. پرتابه های ارزان مقاومت که به علت فاصله نزدیک بین محل پرتاب و اصابت به راحتی قابل رهگیری نیستند. به علاوه پاکسازی شیعیان جنوب لبنان اثرات منفی خود را در میان شیعیان عراق هم‌ خواهد داشت. عراق بازار اقتصادی مهمی برای ایران است و با کم شدن نفوذ ایران در ان تشکیل کریدور داوود بسیار محتمل‌تر خواهد شد.
💢 جنگ رمضان: نوشته سی‌وششم: سقوط علی‌الطاهر و چالش‌های فراروی حزب‌الله 🕘 15شهریور 1405  1️⃣ بخش اول ✅ سقوط ارتفاعات استراتژیک علی‌الطاهر در جنوب لبنان موجی از نگرانی‌های ‌سیاسی و رسانه‌ای را میان علاقه‌مندان به محور مقاومت ایجاد کرده است. پرسش اساسی آن است که ‌چرا حزب‌الله تا این اندازه آسیب‌پذیر و شکننده شده و آیا اساسا زین پس توان مقاومت و نگه‌داشت ‌جغرافیای خود را خواهد داشت یا کار را باید تمام شده دانست؟ ❇️ به اختصار و بی هیچ تعارفی وضعیت لبنان و حزب را می‌توان این‌گونه صورت‌بندی کرد:‌ ‌1️⃣ سقوط مناطق جنوب لبنان نه مساله جدیدی است و نه با توجه به تفاوت سطح تکنولوژی دو طرف ‌امری خارق‌العاده و نشدنی. در ژوئن 1982 اسرائیل از نقطه صفر مرزی تا بیروت را در عرض تنها ‌سه روز طی کرده و چریک‌های فلسطینی را تا تونس عقب راند. بی هیچ تعارفی اسرائیل امروز از توان ‌نظامی بیشتری نیز برای رسیدن تا بیروت و اشغال پایتخت برخوردار است. کما آن که توان رسیدن تا ‌دمشق را هم دارد. کما آن که در جنگ 33 روزه سال 2006 نیز توان رسیدن به بیروت را داشت و چه ‌بسا آسان تر از امروز. برای ماشین نظامی تا بن دندان مسلح اسرائیل (به ویژه در شرایط تاب‌آوری ‌اجتماعی بی‌سابقه جامعه اسرائیل در پسای هفت اکتوبر و نیز تفوق اطلاعاتی بی‌نظیر رژیم در عصر ‌اینترنت و بیگ دیتا) ماموریت نشدنی (از جنس بمباران، شکار و اشغال) وجود ندارد. جدای از طمع ‌اسرائیل به تبدیل جنگ میان خود و حزب الله به جنگ مقاومت با دوگانه دمشق-بیروت در آینده نزدیک، ‌موانع اصلی اما میزان آمادگی رژیم در قبال افزایش تلفات، کیفیت نگه‌داری و اداره اراضی اشغالی و تا ‌اندازه کم‌تری ترتیبات سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی (برای مثال پافشاری ایران بر گنجاندن پرونده لبنان در ‌آتش‌بس با امریکا) است. ‌2️⃣ با این حال شاید این سوال مهم فراروی دنبال‌کنندگان باشد که چرا جنوب لبنان و علی‌الطاهر (و احتمالا ‌در آینده نه چندان دور نبطیه و دیگر پایگاه‌های حزب‌الله در جنوب) تا این اندازه کم‌هزینه سقوط کرده یا ‌می‌کنند؟ چرا حزب‌الله آن طور که باید یا توقع می‌رفت نمی‌جنگد؟ آیا توقعات اشتباه بوده و ظرفیت ‌حزب‌الله همین اندازه بوده یا مشکلی پیش آمده است؟ پاسخ به این پرسش‌ها و عوامل وصول حزب‌الله به وضعیت کنونی را می‌توان در چند محور خلاصه ‌کرد:‌ 🟧 الف: از تحولات امروز که فاصله بگیریم، مساله نخست را باید در سقوط دمشق جست. اگرچه سوریه و ‌لبنان دو کشور در ظاهر مستقل هستند اما در حقیقت مرزهای سیاسی رسمی میان آن‌ها بر بستری تاریخی ‌شکل گرفته که در آن پیوندهای اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی و امنیتی بسیار عمیق و غیرقابل‌انکاری ‌وجود داشته است. ‌ تحولات تاریخ معاصر گواه آن است که تحولات و سیاست‌ها در بیروت، تا اندازه زیادی تابعی از معادلات ‌در دمشق است. از سیاست خارجی گرفته تا توازن داخلی قدرت، آرایش گروه‌های مسلح، روابط با ‌اسرائیل و حتی روند بازسازی سیاسی این کشور کوچک و زیبا‌.‌‌ در چنین شرایطی دست بالا در لبنان ‌هماره از آن کسی است که موفق شود اراده مثبت دمشق را با خود به همراه داشته باشد و طبیعتا دست ‌پایین از آن کسی که با وتوی دمشق مواجه باشد.‌ در نتیجه چنین پیوند و رابطه و تاثیروتاثر متقابلی است که تقلیل دمشق و سوریه به یک کریدور لجستیکی ‌برای حزب‌الله و مقاومت ساده اندیشانه و تقلیل گرایانه است. چه آن که خلال دهه‌های گذشته صِرف اراده ‌سیاسی دمشق برای حمایت و توسعه مقاومت در لبنان کارکردی به مراتب مهم تر از ویژگی کریدوری ‌این کشور (گذرگاه عبور سلاح از ایران) داشته است.‌ ❇️ با توجه به چنین حقیقتی است که باید سقوط دمشق و روی کارآمدن یک دولت ضدشیعی-ضدمقاومتی در ‌سوریه را به معنی از دست رفتن اصلی‌ترین رکن وجودی مقاومت تلقی کرد. به ویژه آن‌که خلال ماه‌های ‌گذشته دولت احمدالشرع از موضع‌گیری‌های سیاسی خصمانه صِرف عبور کرده و وارد فاز اقدامات ‌عملی علیه مقاومت در لبنان شده است. سیگنال‌های مثبت وی در تعامل اسرائیل و اعلان عدم خصومت و ‌دشمنی با این رژیم، قطع مسیر زمینی ایران-عراق- سوریه-لبنان و برخورد با شبکه‌های انتقال سلاح و ‌پول مرتبط با حزب‌الله، تصرف و مصادره انبارهای سلاح حزب‌الله در القصیر و مناطق مرزی، گسیل ‌نیروهای نظامی به مرزهای لبنان، درگیری مستقیم با عشایر شیعه و ‌نیروهای حزب‌الله در مرز لبنان و در نهایت اعلان حمایت مکرر از دولت عون-‌سلام در پروژه خلع‌سلاح حزب‌الله بخشی از این اقدامات به شمار می‌آید.‌ ✳️ مجموع این اقدامات منجر به آن شده است تا از زمان جنگ فوریه 2026 تاکنون، حزب‌الله برای مقابله با ‌حمله احتمالی دولت احمدالشرع لااقل یک سوم از ظرفیت‌های انسانی و تسلیحاتی خود را در منطقه بقاع ‌و مرزهای مشترک با سوریه در حالت احتیاط نگه دارد.‌
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💢 جنگ رمضان: نوشته سی‌وششم: سقوط علی‌الطاهر و چالش‌های فراروی حزب‌الله 🕘 15شهریور 1405  1️⃣ بخش اول
💢 جنگ رمضان: نوشته سی‌وششم: سقوط علی‌الطاهر و چالش‌های فراروی حزب‌الله 🕘 15شهریور 1405 2️⃣ بخش دوم 🟦 ب: عامل دوم به روی کارآمدن دولت جدید در لبنان بازگشت دارد. دولتی که قدرت گرفتنش بیش از هر ‌چیز مدیون ناتوانی حزب‌الله در استمرار بازدارندگی در جنگ 2024 و بدتر از آن سقوط دمشق و روی ‌کارآمدن دولت احمد الشرع بود. اگرچه واقعیت آن است که در چهار دهه گذشته تمام دولت‌های لبنان (حتی ‌دولت 12 ساله رفیق حریری) متاثر از پیوند جدی با امریکا و سعودی به نوعی با حزب‌الله مساله داشته و ‌هر یک به نوعی به دنبال تغییر رفتار یا خلع‌سلاح حزب‌الله بودند اما دولت کنونی لبنان به پیشتوانه ‌حمایت‌های خاص امریکا و عربستان سعودی و متاثر از تغییر موازنه قدرت در سطح منطقه‌ای در سه ‌سال گذشته، رودربایستی را کناری گذاشته و به صراحت پروژه اصلی خود را خلع‌سلاح حزب‌الله و ‌عادی‌سازی روابط با اسرائیل تعریف کرده است. ‌ ❇️ با این حال نباید فراموش کرد که این دولت نه صرفا یک دولت عادی که برخوردار از شبه اجماعی نسبی ‌در دو طائفه مسیحی و سنّی در لبنان است. در کمینه آن می‌توان ادعا کرد که خلال یک سال و اندی ‌گذشته جز مواردی معدود و از زبان افرادی فاقد جایگاه تاثیرگذار، صدای مخالف بلند و قدرت‌مندی از ‌نخبگان این دو طائفه در برابر روند سازش و ضدمقاومتی جوزف عون-نواف سلام شنیده نشده است که ‌برعکس حتی رهبران مذهبی این دو طیف نیز توجیهات دینی برای این روند تراشیده‌اند. در نتیجه چنین ‌وضعیتی هر تنشی میان حزب‌الله با دولت مستقر کنونی می‌تواند به سرعت شعله‌های یک جنگ مذهبی و ‌طائفه‌ای را در لبنان شعله‌ور ساخته و به‌ طور طبیعی بهانه‌های لازم برای مداخله نظامی دمشق علیه ‌مقاومتبه طور خاص و جامعه شیعی لبنان به طور عام را فراهم سازد. خویشتن‌داری حزب‌الله در برابر ‌صدور حکم اخراج سفیر ایران، بازداشت برخی از نیروهای حزب‌الله و مصادره برخی از تسلیحات ‌مقاومت از سوی دولت فعلی لبنان با هدف ممانعت از کلیدخوردن چنین روندی بوده است. ‌ در نتیجه ترس از اقدام نظامی دولت لبنان علیه عقبه مقاومت، حزب‌الله یک سوم دیگر از توان عملیاتی ‌خود را به صورت احتیاط در خارج از جبهه و به طور مشخص در شهرهای بیروت، صور و صیدا نگه ‌داشته باشد.‌ ✳️در نتیجه چنین وضعیتی حزب‌الله برای نخستین بار خود را فراروی سه جبهه خطرناک می‌بیند. از جنوب ‌و آسمان و دریا در مقابله با اسرائیل. از شرق و شمال شرق با دولت احمدالشرع و در داخل با دوگانه ‌عون-سلام. پس بسیار طبیعی است که خلال شش ماهه گذشته حزب‌الله عملا دو سوم توان عملیاتی خود ‌را خارج از میدان نبرد با رژیم اسرائیل تعریف کرده است و صرفا با بخشی از یک سوم توان عملیاتی ‌خود در میدان حاضر بوده است. ‌ 🟥 ج: با این حال از دید نویسنده در کم و کیف سقوط علی‌الطاهر و سقوط جنوب دو مولفه پیش‌گفته عامل ‌مشدّده بوده است و نه عامل اصلی. برای همین است که بر این باورم که حضور آن دو سوم دیگر در ‌جنگ بیش‌تر از آن‌که صحنه بازی روی زمین را عوض کند، تلفات حزب‌الله را افزایش می‌داد.‌ ❇️ آن طور که دنبال‌کنندگان منبثات پیش از این نیز خوانده اند، نویسنده این سطور بر این باور است که اصلی ‌ترین عامل رسیدن حزب‌الله به وضعیت کنونی جدای از تشکیلاتی شدن افراطی امر نهضت، همانا ضعف ‌مشهود آموزش‌های جنگ نامتقارن در نسل جدید حزب‌الله است. دلیل اصلی این وضعیت نیز چیزی جز ‌تلاش دو دهه‌ای حزب‌الله برای تبدیل به یک ارتش شبه‌کلاسیک با توان موشکی و پهپادی دوربرد نبوده ‌است. البته باید اعتراف کرد که مشکل صرفا در اصل این رویکرد که بیش‌تر در تمرکز افراطی بر آن و ‌توسعه یگان‌های موشکی و پهپادی به زیان سایر تخصص‌ها بوده است. چیزی که می‌توان از آن به ‌سندروم موشک‌زدگی-پهپادزدگی تعبیر کرد. ✳️ این وضعیت در نهایت منجر به آن شد تا حزب‌الله هم بخش مهمی از قابلیت‌های رزمی قدیمی خود را ‌رفته‌رفته از دست داده و به نسل جدید منتقل نکند و هم از به‌روزرسانی یگان‌های خود به فناوری‌های ‌جدیدتر و موثرتر غافل بماند. نمونه بارزش بی‌توجهی به تغییر پارادایم جنگ‌ها با محوریت ریزپرنده‌ها در ‌یک دهه گذشته است. علی‌رغم تراکمی از تجارب از سوی گروه‌هایی مانند داعش و بعدتر اوکراینی‌ها و ‌روس‌ها. آن هم درست جلوی چشم فرماندهان حزب‌الله. ❎ نکته تلخ داستان هم آن است که با توجه به دست ‌بالاتر دشمن در تکنولوژی و پدافند هوایی عملا در جنگ‌های جدید (برخلاف جنگ 33 روزه) از این ‌حجم از موشک و پهپاد نیز کاری برنیامد.‌