eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
542 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
بدون هیچ تعارفی باید پذیرفت که در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ صد سال اخیر ایران، یکی از ناکارآمدترین و پرت‌ترین دولت‌های این صد سال در رأس امور قرار گرفته است. در این دولت، از شخص رئیس‌جمهور و پسران ضدایرانی ایشان تا بسیاری از معاونان، وزرا و سخنگوی دولت، گویی مفهوم حکمرانی را با خاله‌زنک‌بازی و دورهمی‌های آخر هفته با شوهرعمه‌ها اشتباه گرفته‌اند. مسئله این جماعت فقط ضعف مدیریت یا خطای محاسباتی نیست بلکه فقدان درک جایگاه و معنای سخن گفتن از موضع قدرت سیاسی است. بخش قابل‌توجهی از این خاله‌شادونه‌ها و عموپورنگ‌های رنگارنگی که از در و دیوار این دولت بالا می‌روند، ظاهراً نه معنای دقیق سخنان خود را می‌فهمند و نه متوجه‌اند که هر چه می‌گویند دیگر یک حرف شخصی در دورهمی نیست، بلکه موضع جمهوری اسلامی ایران و بخشی از حیثیت و اعتبار کشور در برابر افکار عمومی داخلی و جهان است. 👈 آقاجان، وضعیت جنگی است، مسابقه اظهارفضل نیست. اگر کاری از دست‌تان برنمی‌آید، دست‌کم دهان‌تان را ببندید. در چنین شرایطی، حداقل باید یک قاعده روشن باشد و جز سخنگوی وزارت امور خارجه کسی حق اظهارنظر درباره جنگ و توافق را نداشته باشد.
زمانه، زمانه‌ ترکتازی فرومایگان است و دردِ معیشت و حجاب معاصریت، مجال دیدن شکوه و عظمت را از چشمان بسیاری از ما گرفته است. اما روزی خواهد آمد و انسان‌هایی خواهند آمد که فارغ از دغدغه نان و قاتق و به دور از پرده روزمرگی‌ها، عظمت واقعی این اراده‌های فولادین که چیزی از جنس اساطیر این سرزمین بودند را بهتر درک خواهند کرد. اینان مردانی از جنس بهرامِ گودرز بودند، مردانی «گرامی» که بیرق این سرزمین را به دندان گرفتند، مردانی که سیاوش‌وار از آتش گذشتند تا حقیقت خویش را با خون خویش امضا کنند. مردانی که ایرج‌وار جان بر سر آرمان خویش جان دادند و چون اسفندیار، چشم در چشم مرگ، به سوی میدان نبرد شتافتند. مردانی که گویی جامِ جهان‌نمای جاماسپ را دیده‌ بودند و فرجام خویش را می‌دانستند. اینان ادامه سنت دیرین پهلوانان این سرزمین‌اند. سنت دیرین پهلوانانی که وقتی «جان» در برابر «آرمان» قرار بگیرد، جان می‌دهند اما سر فرود نمی‌آورند. اینان قهرمانان تراژدی‌های ایران‌اند و باید شاعران و داستان‌نویسانی درخورِ برخیزند تا روایتگر حماسه‌ آنان باشند. اینجا جایی نیست که هر کوتوله‌ِ فرومایه‌ای امکان نمک ریختن داشته باشد.
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت‌الله خامنه‌ای برای بیش از دو دهه در میان جامعه‌ای که ذهن بخش بزرگی از آن با رسانه‌های خارجی کوک می‌شد و در میان طیف‌های سیاسی‌ای که هیچکدام واجد شرایط کافی برای مدیریت اجرایی کشور نبود، گیر افتاده بودند. ایشان اگر به اصلاح‌طلبان میدان نمی‌داد، اکثریت مطلق جامعه را از دست می‌دادند و اگر میدان را به طور کامل به طیف مقابل می‌داد، باز هم مشکلات بسیاری در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ایجاد می‌شد. آقای خامنه‌ای از حدود سال ۱۳۸۰ به بعد، برای پیشبرد پروژه نظامی عملاً از دولت‌ها عبور کرد و با تکیه بر عده‌ای محدود در سپاه و ارتش مسیر را پیش بردند. (البته این مسئله برایشان ساده و کم‌هزینه نبود و در این راه انواع توهین و ناسزا و تهمت‌ها را هم به جان خریدند) ایشان تقریبا از همان برهه پی بردند که اگر مبنای توسعه نظامی کشور به دولت‌ها واگذار شود، شاید امروز حتی ساچمه و گلوله کافی برای نیروی انتظامی هم در اختیار نداشتیم. نه گاندی نه ماندلا نه کاسترو نه هیچ فرد دیگری در جنوب جهانی به اندازه ایشان شناخت دقیقی از امپریالیسم غرب نداشت و هیچکس هم به اندازه ایشان باعث آزار و عصبانیت امپریالیست‌ها نشد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
آیت‌الله خامنه‌ای برای بیش از دو دهه در میان جامعه‌ای که ذهن بخش بزرگی از آن با رسانه‌های خارجی کوک
و به این واسطه بود که تمام جبهه استکبار کینه و نفرت شدیدی از ایشان داشتند و در نهایت پیه زیر پا گذاشتن تمام قوانین و قواعد بین‌المللی را به تن مالیدند و در جنایتی وحشیانه و بی‌سابقه ایشان را به همراه خانواده به شهادت رساندند. و باز به واسطه همین پایداری ایشان پای قدرت و امنیت ایران بود که بسیاری در داخل و خارج آرزوی پایانی شبیه صدام و قذافی و بشار اسد برای ایشان در سر می‌پروراندند. اما آنکه فارغ از تمام قضاوت‌ها برای رضای خدا و خلق خدا زندگی کند، خداوند هم پایانی چنین با عزت نصیب‌اش می‌کند.
فرهاد قنبری جبهه ضدملی به شخصه با توجه به مطالعات جسته و گریخته خود در تاریخ معاصر و به ویژه ایران پس از مشروطه، جریانی خطرناک‌تر از جریان «اصلاحات» برای امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران نمی‌شناسم. از جمله اقدامات بسیار خطرناک ایران جریان که در تعارض به منافع کلان و امنیت ملی ایران قرار داشت: - لج بازی احمقانه با گفتمان غالب جمهوری اسلامی و تطهیر دست امپریالیسم و تزریق یک روحیه ضدروسی و ضدچینی و ضدونزوئلایی و...، در میان برخی از اقشار جامعه آن هم در برهه‌ای که ایران بیش از هر زمانی در سیبل خفگی ژئوپولتیک ناتو و غرب و برخی همسایگان قرار داشت. - کشیدن بحث موشک و صنایع دفاعی و انرژی هسته‌ای به بحث‌های سیاسی و جناحی و یارگیری از جامعه با بازی با مهره‌هایی که در هیچ کشوری به عنوان حوزه سیاسی شناخته نمی‌شود. - آلودگی به فساد سیاسی (البته مشترکا با جناح رقیب) و بی‌اعتبار و تهی از معنای کردن گفتمان اصلاح‌طلبی که برای کشور از نان شب واجب‌تر بود. - نگاه رمانتیک و ابلهانه به واقعیت‌های بین المللی و تحولات منطقه‌ای و کشاندن بحث‌های مرتبط با امنیت ملی به کشاکشهای مبتذل و سخیف جناحی و باندی. - طرح مباحث ضدملی و خطرناکی چون فدرالیسم و دولت‌های قومی و و واگذاری قدرت به نظام‌های مدیریتی محلی و تقویت شکاف‌های قومی و مذهبی با هدف شکست جریان رقیب. - کشاندن بحث‌های مربوط به حوزه امنیتی و جاسوسی به بحث‌ها و رقابت‌های جناحی و سیاسی. (این جریان سیاسی از بازداشت جاسوسان محیط زیستی مانند کاووس امامی تا قضیه کاترین شکدم و اعدام برخی از اعضای گروه‌های تروریستی چون کومله و پژاک را همیشه به عنوان ابزاری برای فشار به جناح رقیب در نظر گرفت و باعث همدلی بخشی از جامعه در نسبت با جاسوس و تروریست شد) - حمایت از تک تک جریان‌های سیاسی ضدایرانی در کشورهای همسایه. این جریان سیاسی همیشه از منتقدان شدید نیروهای سیاسی نزدیک به ایران (حشدالشعبی و حزب‌الله و انصارالله و دولت بشار اسد) و از حامیان جریان‌های سیاسی دشمن ایران (آل سعود و شیوخ امارات و..) در منطقه بود. ⏪ در کل این جریان سیاسی به علت منافع شخصی برخی از سران و گعده‌های خانوادگی این فرقه سیاسی و هم چنین از کینه‌توزی و تلاش برای انتقام از رقیب به یک جریان خطرناک و ضدملی بدل شده و آسیب‌های بسیار زیادی به اتوریته نظام سیاسی و قدرت کشور وارد کرده است.
⏬ رسانه‌های زنجیره‌ای و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران سرشناس جریان اصلاحات، سال‌ها دست در دست رسانه‌های اسرائیلی و آمریکایی، با متلک، توهین و تحقیر به حزب‌الله می‌تاختند و انواع و اقسام تهمت‌ها را روانه این جوانان شریف و جان‌فدایان مرزهای ایران می‌کردند. آن‌ها یک روز حزب‌الله را به کاسب‌مسلکی و سوءاستفاده از منابع ایران متهم می‌کردند، روز دیگر آن‌ها را ماجراجویانی خشونت‌طلب می‌خواندند و روزی دیگر، مدافعان بشار اسد و قاتلان کودکان سوریه معرفی می‌کردند. امروز نیز، علی‌رغم مشاهده تمام حوادث سال‌های اخیر و با وجود مشاهده این میزان از جان‌فشانی حزب‌الله برای ایران، از مشاهده آسیب‌دیدن حزب‌الله در پوست خود نمی‌گنجند. من یقین دارم نه شاهان قاجار و پهلوی و نه هیچ‌کدام از سران احزاب فعال در عرصه سیاسی ایران در یک قرن اخیر، از مشاهده آسیب‌دیدن چنین متحدان شریفی احساس شعف و خوشحالی نمی‌کردند. این مهر نکبت تا ابد بر پیشانی این جریان سیاسی ضدملی و فاسد خواهد ماند. تصویر کودکان مظلوم سوریه که توسط حزب‌الله و سپاه به قتل رسیدند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بخشی‌شان از «حس خوبِ امضای ترامپ» می‌گویند و بخشی هم گرفتار فتیشِ تفاهم‌نامه است و اصرار دارد که باید دو دستی به آن بچسبیم و رهایش نکنیم. مسئله اما فقط این حرف‌ها نیست. مسئله اصلی این است که چنین افرادی چگونه به چنین جایگاه‌هایی رسیده‌اند که درباره مسائل کلان کشور و موضوعاتی که مستقیماً با امنیت ملی این سرزمین گره خورده است، صاحب‌نظر و تصمیم‌ساز شده‌اند. این افراد، اگر قرار بود بر اساس توانایی و تخصص واقعی‌شان سنجیده شوند، در بهترین حالت شاید می‌توانستند باغبان، راننده یا دربان یک نهاد حاکمیتی باشند، نه کارشناس و مدیر تصمیم‌گیر در موضوعات راهبردی کشور. تازه اینها از خوب‌هایشان هستند! بخش قابل‌توجهی از مدیران و به‌اصطلاح کارشناسان سازمان‌های دولتی که حقوق‌های بالای صد میلیون تومان هم دریافت می‌کنند، عملاً تجزیه‌طلب و از حامیان سرسخت ترامپ‌اند و آرزوی نابودی کشور را دارند. این واقعیت امروز نظام اداری و مدیریتی کشور است. واقعیتی که زیر عنوان‌ پرطمطراقی مانند «متخصص‌سالاری» به خورد جامعه داده می‌شود. این جماعت تفاوتی با آن داور بدبخت فوتبال که عکس با ترامپ را مایه افتخار خود می‌دانست، ندارند.
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید حاج قاسم سلیمانی : همه بدانند منافع ملی در صدر است . اسلام هم جزوی از منافع ملی ماست . ما امروز بدون اتکا به اسلام نمی‌توانستم این قدرت مقاومت را داشته باشیم. چرا یک فیلسوف سیاسی و دانشگاهی نداشتیم به این زیبایی چنین معادله ای بسازد؟ چه کسی بهتر از سردار سلیمانی می توانست میان منافع ملی و رویکردهای دینی تناسب و آشتی برقرار سازد؟ قاسم سلیمانی در همان زمان که اعتبار بی مانندی در میان مردم منطقه و احرار عالم به دست آورده بود، عاشق پاک باخته ایران هم بود. او نشان داد که می توان میهن پرست بود، انسان گرا بود، علیه ستمگران قیام کرد و محبوب دل عموم نیکان منطقه هم بود. او در ایجاد محبت میان مردم ایران و منطقه نقش بی نظیر داشت. او نشان داد لازمه میهن گرایی ایجاد تنافر میان ملتها نیست. او محبوب قلب آزادگان منطقه بود. خدایش بیامرزد. ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
شهید حاج قاسم سلیمانی : همه بدانند منافع ملی در صدر است . اسلام هم جزوی از منافع ملی ماست . ما امروز
سردار سلیمانی، انسانی برخوردار از اراده‌ای استوار، هوش و ذکاوتی کم‌نظیر، دوراندیشی و شناختی عمیق و دقیق از انسان و جامعه بود. اگر روزگار ایشان را به عرصه فعالیت‌های اقتصادی می‌کشاند، به احتمال بسیار، می‌توانست در شمار کارآفرینان بزرگ و صاحبان سرمایه و ثروت فراوان قرار گیرد. اگر مسیر زندگی‌ ایشان به سوی علم و پژوهش می‌رفت، بی‌تردید می‌توانست یکی از دانشمندان و استادان برجسته کشور باشد و اگر در حوزه علوم انسانی و معارف حوزوی قدم می‌گذاشت، چه‌بسا در شمار متفکران و فقیهان برجسته زمان خود قرار می‌گرفت. اما انقلاب سال ۱۳۵۷ و حوادث و تحولات پس از آن، مسیر زندگی ایشان را به گونه‌ای دیگر رقم زد. شهید سلیمانی از همان سال‌های نوجوانی، لباس مقدس دفاع از امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور را بر تن کرد و همه استعدادها، توانایی‌ها و ظرفیت‌های خویش را در این مسیر به کار گرفت. سردار سلیمانی از روزی که این راه را برگزید تا واپسین لحظه حیات، حتی یک گام از آرمان و هدفی که به آن ایمان داشت فاصله نگرفت. او زندگی خویش را وقف دفاع از مردم و میهن کرد و سرانجام نیز جان خود را در همین مسیر فدا کرد. درود و رحمت خداوند بر سردار سلیمانی و تمام کسانی که جان خود را فدای اقتدار و امنیت و سربلندی ایران کردند.
هدایت شده از سیمافکر
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علم در همسایگیِ ترس یوسف اباذری، ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ جلسه‌ی گفت‌وگو پیرامون کتاب «چپ ووک نیست»، نوشته‌ی سوزان نیمن 💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست... @simafekr_com
هدایت شده از سیمافکر
تحلیل علمی از موضوعی سیاسی ما را به ورطۀ ترس می‌افکند، آن گاه که دور از میدان سیاست به «سیاست» بیندیشیم. گفتار یوسف اباذری ربطی به کسانی ندارد که از جامعۀ جهانی می‌گویند و تنها امیدشان حفظ تعادل‌های متزلزل موجود در جهان است. اباذری آن قدر خوشبین نیست که خیال کند به راحتی می‌توان با ایالات متحده به صلح نشست و رابطه‌ای متعادل ساخت. اتفاقاً او هم عمیقاً دشمن و دشمنی‌اش را می‌فهمد و هم به دقت این تضاد را توصیف می‌کند؛ اما چرا نتیجه‌گیری او تفاوت خاصی با نتایج گفتار صلح با آمریکا ندارد و می‌گوید استخوانی جلوی ترامپ بیندازید و نام جنگ ایران با آمریکا را «کَل‌کَل» می‌گذارد؟ مگر او نمی‌گوید که اگر ترامپ برود، یکی دیگر می‌آید و آن ایدئولوژی و الهیات و تکنولوژی باز در برابر ما خواهند بود؟ چند استخوان دیگر جلوی چند نفر دیگر باید بیندازیم تا دست از سرمان بردارند؟ شاید بتوان پاسخ را آن جا یافت که اباذری درست در قامت یک تحلیلگر به تضادهای پیچیده و مهیب جهان می‌اندیشد و به نوعی انفعال رسیده است؛ اما نه مانند فیلسوفی که در خود فرو رفته و جهان و آشفتگی‌اش را فراموش کرده بلکه مانند کسی که اتفاقاً خوب جهان را فهمیده اما به راحتی نمی‌تواند موقعیت خود را پیدا کند. نمی‌دانم این ناتوانی، مسألۀ همیشگی «چپ» است که در جستجوی جریان سوم از نزاع‌های موجود دوری می‌کند یا مسألۀ خاص این مورد. هر چه هست بی‌نسبت با نوعی جهان‌وطنیِ دست‌نیافتنی نیست. اینجاست که وقتی تمام‌قد در یک سوی نزاع نایستیم، هر چقدر بیشتر حقیقت متضاد جهان را نظاره می‌کنیم، بیشتر از مواجهه با آن تضاد دوری می‌کنیم. این خطری است پیش پای هر کسی که می‌خواهد تحلیلی علمی از جهان سیاست داشته باشد اما لکه‌ای از میدان سیاست به دامانش نیفتد. ✍ سیدمحمد سیدمحسنی 💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست... @simafekr_com