معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺 بمب هستهای؛ تنها گزینه ایران؟ فواد ایزدی پاسخ میدهد 🔹در جنگ اوکراین، آمریکاییها همه جوره کمک ک
☝️☝️☝️
کلیپهای مبنی بر اتمیشدن ایران را از آن جهت که نظر کارشناسانی مطرح در حوزهی سیاست و امنیت بینالملل است، از جمله دکتر ایزدی و دکتر بازرگان و...
بنابراین در کانال بارگزاری کردم، صرف نظر از صحت یا عدم صحت اتمیشدن.
چرا که تعریف واقعیت نظام بینالملل و منطق حاکم بر آن و تعریف موضوعات بر عهدهی کارشناس است تا از طریق موضوعشناسی و واقعیتشناسی، حکم بر موضوعات بار گردد. چون احکام تابع موضوعات هستند. و این در امر تفقه و فقاهت، کاری صحیح و رایج است.
⭕️دربارۀ نطق ویدئویی حسن روحانی
▪️بندبازی، کلید بازگشت نیست
مسعود فروغی قائممقام مدیرمسئول فرهیختگان در یادداشتی نوشت:
نطق ۳۵ دقیقهای رئیسجمهور اسبق ایران در قالب توصیف و تحلیلی از جنگ ۱۲ روزه صهیونیستها علیه ایران جدیترین کنش سیاسی حسن روحانی در سالهای اخیر بود. او خطیب ماهری است و برخلاف برخی مسئولان فعلی، سخنرانی را بلد است. روحانی در این فایل ویدئویی تلاش کرده با روشی آشنا ضمن منکوب کردن دشمن آمریکایی و صهیونیستی و اعلام شکست آنها در ایدههای جنگ اخیر، تصویری متفاوت از خودش نسبت به باقی فضای سیاسی کشور ارائه دهد.
🔻فاصلهگذاری با ادبیات رسمی در تحلیل آینده
حسن روحانی اما نمیخواست همین حرفها را بزند و تکراری باشد. او میخواست به فضای سیاسی ایران این پیغام را بدهد که همچنان درون نظام سیاسی تعریف میشود و ایدههایی برای برونرفت از شرایط فعلی دارد. ایدههای او شاید تکراری و از سوی خودش مصرف شده باشد؛ اما باتوجهبه اتمسفر سیاسی فعلی شاید آنچنان که برخی تصور میکنند بدون فایده و تیر مشقی نباشد. روحانی بهخوبی میداند ایدههای اصلاحی آنچنان که موسوی در بیانیه دستوری اخیرش مطرح کرده، فقط به درد چند برنامه بدون مایه اینترنشنال میخورد و ایدههای فضایی آنچنان که معمولاً احمدینژاد و افراد نزدیک به او مطرح میکنند حتی همان کاربرد را هم ندارد. پس او با تمرکز بر یک چهارچوب تحلیلی دقیق ضمن توصیف شکست دشمن اسرائیلی و آمریکایی و مکر آنها در بهانهجویی هستهای، مسائلی را بهعنوان سرفصلهای اصلاح و راه خروج از بنبست طرح میکند. این ایدهها متمرکز بر «فاصلهگذاری کنترل شده» با حاکمیت است بهطوریکه هم درونگفتمانی محسوب شود، هم دلسوزانه جلوه کند و هم با بدنه اجتماعی ارتباط بگیرد. اما آیا این کلان ایده روحانی برای او و آینده سیاسیاش کارایی دارد؟
🔻چالش بدون حل روحانی؛ دو خط این جوی آب، موازی نیست
روحانی چالش اول خودش را درست تشخیص داده است. او میداند حاکمیت بعد از دو بار تأیید صلاحیت در انتخابات سالهای ۹۲ و ۹۶ اعتمادش را به او از دست داده است. روحانی سالها دبیر شورای عالی امنیت ملی بود... ولی برای گرفتن و حفظ کرسی ریاستجمهوری راه دیگری رفت... روحانی میداند برای بازگشت ابتدا باید خودش را درون حاکمیت بازسازی کند و برای همین در نیمه اول نطقاش با ادبیاتی صریح و کوبنده شکست دشمن را توضیح میدهد ولی خیلی زود به پوزیشن منتقد میرود و با نیش و کنایه دستگاه امنیتی و نیروهای مسلح و حاکمیت را مینوازد. روحانی در گوشهای از سیاست گیر کرده است که برای خروج از آن نیروی درونی زیادی نیاز است. بازسازی رابطه با حاکمیت به دلیل ضربات پیدرپی سابق او به حسناعتماد پیشین با مواضع نیشدار علیه ستون فقرات امنیت ایران در معرکه کنونی ممکن نیست. چنانکه اگر مسئله دستگاه امنیتی همین باشد که او میگوید، حسن روحانی دستکم یکی از کارگردانهای این فیلم بد است و ژست فراستیطور به هر کسی بیاید به روحانی نمیآید! ضمناً اگر آنچنان که او در مقدمه میگوید ایران همچنان در خطر دستدرازی دشمن کینهتوز است و روحانی خودش را در مقام یک صاحب سخن رسمی و با مقام درجه بالایی میداند، اینگونه سخن گفتن با کدام عقل جور در میآید. نقد ارکان مختلف حکومت منعی ندارد؛ ولی عناصر قدرت ملی در حالی که در میانهی کارزار پیچیدهای هستند نمیتوانند توسط رئیسجمهور اسبق لگدکوب شوند.
اینگونه سیاستورزی روحانی نشان میدهد او و دوستان و مشاوران و ملازمانش داستان را تا نیمه خواندهاند. اگر رابطه سرد روحانی با حاکمیت بهخاطر حد نگهنداشتن او در دوران ریاستجمهوری ۸ساله بود، تصویر منفی اجتماعی از روحانی بهخاطر ناکارآمدی دولتش و نگاه بالا به پایینش به مردم بود. پس ایده بازگشت روحانی به سیاست رسمی اگر با همان نشانههای انتخابات ۹۶ همراه شود، نه درمان سردمزاجی پیشگفته است نه درمان بدبینی اجتماعی.
روحانی به نیکی میداند راهی در بیرون از نظم سیاسی فعلی ندارد. پس ایدههای رادیکال سمّ مهلک برای اوست. همانطور که دولت دوم روحانی در باتلاقی فرورفت که خودش در انتخابات سال ۹۶ ساخته بود. نشانههای مهمی در ماههای پس از آن انتخابات رخنمایی کرد و آن توبه مدافعان انتخاباتی از حمایت سابق بود. تیم آقای روحانی حتماً رفتار اصلاحطلبان و سلبریتیها در نیمه دوم سال ۹۶ در خاطرشان هست. آن رفتار هیچ معنایی جز پشیمانی نداشت.
مغلطههایی مثل «اگر دلسوزی نسبت به دیگران منتهی شود به خانمانسوزی برای ملت ایران» برای دالان انتخابات راهگشا بود؛ اما برای شرایط فعلی روحانی و ایران خیر.
این جملات برای سالن شیرودی و ایامی که ماکتی از «کلید» به روحانی میدادند شورآفرین است؛ ولی حالا که دیکته نوشته شده و دولت او پر از غلط در پیشگاه ماست و نظام سیاسی در میانه کارزار دفاع ملی است، بعید است جوابگو باشد.
🆔@nazm_jahani
آمریکا و اسرائیل در دو هدف خودشان در تجاوز به ایران شکست خوردند/ باید استراتژی ملی نوین طبق نظر مردم تدوین شود/ اسرائیل بزرگترین شکست را روز دوشنبه احساس کرد - دکتر حسن روحانی
آمریکا و اسرائیل در دو هدف خودشان در تجاوز به ایران شکست خوردند/ باید استراتژی ملی نوین طبق نظر مردم تدوین شود/ اسرائیل بزرگترین شکست را روز دوشنبه احساس کرد - دکتر حسن روحانی
https://www.rouhanihassan.com/Fa/News/116484/آمریکا-و-اسرائیل-در-دو-هدف-خودشان-در-تجاوز-به-ایران-شکست-خوردند-باید-استراتژی-ملی-نوین-طبق-نظر-مردم-تدوین-شود-اسرائیل-بزرگترین-شکست-را-روز-دوشنبه-
هدایت شده از خبرگزاری ایرنا
🔸ظریف: زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است
🔹محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران دریادداشتی که در نشریه «فارن پالسی» منتشر شده است با بیان اینکه جنگطلبان از بستن هر پنجرهای برای دیپلماسی سود میبرند و ما باید این فرصت را از آنها بگیریم تا نتوانند پارادایم تهدید مخرب را تثبیت کنند، تاکید کرد: اکنون زمان تغییر پارادایم است.
🔹در متن یادداشت وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران، آمده است: غرب آسیا در یک نقطه عطف خطرناک قرار دارد. فجایعی که در غزه در جریان است، تجاوز اخیر علیه ایران که با مقاومت مردم و نیروهای مسلح کشورمان دفع شد و تداوم بیثباتسازی سوریه، به وضوح نشان میدهد که برای بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی و حامیان جهانیاش، تنها تهدید به اصطلاح وجودی در واقع «صلح و آرامش» است.
🔹مدتهاست که کشورهای منطقه در چرخههای تعارض و فرصتهای ازدسترفته گرفتار شدهاند. ساختن آیندهای متفاوت نیازمند بصیرت، شجاعت و تصمیمی آگاهانه برای گسست از جبرگرایی تاریخی است. برای ایران، این تغییر از درون آغاز میشود و به محیط پیرامونی اش تابش مییابد.
لینک خبر (https://irna.ir/xjVgDG)
tv.irna.ir
@IRNA_1313
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
آمریکا و اسرائیل در دو هدف خودشان در تجاوز به ایران شکست خوردند/ باید استراتژی ملی نوین طبق نظر مردم
🔸حسن روحانی در این نطق ویدئویی میخواهد ضمن حفظ جایگاه دروننظامی، از ادبیات و گفتمان رسمی حاکمیت بهطور کنترلشده فاصله بگیرد. این تمایز بهگونهای طراحی شده که هم دلسوزانه جلوه کند، هم با بدنهی اجتماعی ارتباط برقرار نماید.
🔸حاکمیت پس از تجربیات دوره ریاستجمهوری روحانی (بهویژه در سالهای ۹۲ تا ۹۶) به او بدبین شده است. انتقادات تند روحانی در این نطق از «دستگاه امنیتی، نیروهای مسلح و حاکمیت»، امکان بازسازی اعتماد را ناممکن میسازد.
🔻تناقض و دوگانگی مرگبار و ویرانگر: ستایش وحدت ملی در کنار تضعیف ارکان امنیتی
🔸روحانی از یک سو ادعا میکند ایران در خطر دشمن است، ولی از سوی دیگر با انتقاداتش ارکان قدرت ملی را لگدکوب میکند.
او در میانهی کارزار دفاع ملی با حمله به نهادهای مسئول مقابله با تهدیدات، اقتدار ملی را تضعیف میکند؛ رفتاری که غیرمنطقی و مخرب است. اگر ایران در خطر است، پس چرا ارکان دفاعی آن را هدف میگیری؟!
🔸مستندات عینی از سخنان خود روحانی:
▪️در نقد نیروهای مسلح:
«نیروی مسلح به وظایف ذاتی خودش عمل کند [...] اقتصاد کار نیروهای مسلح نیست. تبلیغات کار نیروهای مسلح نیست».
▪️در حمله به دستگاه اطلاعاتی:
«دستگاه اطلاعاتی که میخواهد در کاسبی و تجارت باشد دستگاه اطلاعاتی نمیشود [...] از کجا درست کردیم این را؟».
▪️پیشنهاد جایگزینی ساختار:
«باید یک دستگاه اطلاعاتی مردمپایه درست کنیم [...] دستگاه اطلاعاتی که یک عدهای در اتاقی بنشینند قوی نیست».
🔸پیآمدهای عملی:
این نقدها با «نیش و کنایه» و در بحبوحه بحران امنیتی، عملاً به لگدکوب کردن عناصر قدرت ملی منجر میشود.
🔸تناقض آشکار در پیشینه او: خود معمار سیاستهای امنیتی بهعنوان «دبیر شورای عالی امنیت ملی»، امروز «ستون فقرات امنیت ایران» را هدف میگیرد.
🔻شکست استراتژی بازگشت
۱. ایدئولوژی فرسوده:
ایدههای اصلاحی او «تکراری» و فاقد نوآوری است؛ نه جذابیت گفتمان رادیکال (موسوی) را دارد، نه توان بسیج پوپولیستی (احمدینژاد).
۲.تکرار الگوی شکستخورده:
شعار «کلید بازگشت» در انتخابات ۹۶ او را پیروز کرد، اما دولت دوم به «باتلاق» کشیده شد تا جایی که حامیانش از حمایت پشیمان شدند.
۳.فضاسازی بهجای راهحل:
نطق اخیر او در شرایط کارزار دفاع ملی، بیش از آنکه راهحلمحور باشد، فضاسازی سیاسی است و به وحدت ملی آسیب میزند.
🔻فاجعه تناقض: وحدت در گفتار، تفرقه در کردار
حسن روحانی به وجود وحدت اشاره میکند و میگوید:
«مردم در برابر تجاوز یکپارچه هستند [...] این محاسبه اشتباه دشمن بود».
اما در واقع، عملیاتی تفرقهافکن را اجرا میکند و میگوید: «حاکمیت را از آن مردم بدانیم [...] نوکر مردم باشیم [...] قوه قضائیه مستقل از جناحها».
نتیجه، اینکه، ستایش وحدت در سخن، همراه با پیشنهادات «انشقاقآفرین» که حاکمیت را «غیرمردمی» معرفی میکند.
🔻بندبازی بیحاصل
روحانی برای حل تعارض با حاکمیت تنها به شعارهای کلی مانند «استراتژی ملی نوین طبق نظر مردم تدوین شود [...] با مردم مشورت کنیم» بسنده میکند، بیآنکه با سابقه ۸ ساله ریاستجمهوری، مکانیزم اجرا ارائه دهد. (شعارهای کلی و نقصان راهبردی)
این استراتژی، «غیرعملیاتی» است (مثل دستگاه اطلاعاتی مردمی بدون طرح اجرایی) و نیز از پاسخ به ناکامیهای دولت خود (اقتصاد، اعتراضات ۱۴۰۱) طفره میرود.
🔻جمعبندی: تله سیاسی بیخروجی
روحانی در «تله سیاسی» گرفتار شده: نه میتواند اعتماد حاکمیت را بازگرداند، نه حمایت مردم را جلب کند. «بندبازی سیاسی» او نه برای نظام پذیرفتنی است، نه برای جامعه جذاب.
🔗چه بسا با کمک غرب و دیگر اقدامات غربگرایان مانند ظریف، این روایت و تجویز برای مقاومت (تغییر پارادایم) بتواند پشتوانهی اجتماعی پیدا کند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸ظریف: زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است 🔹محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران
جریان دیپلماسیگرای افراطی، اساساً قدرت و قواعد آن را نمیشناسد. در واقع، یا فاقد نظریهی قدرت است، یا نظریهی قدرت بهروزی ندارد.
#نظریهی_قدرت
ظریف همان حرفهای سابقش را تکرار کرده است. وقتی میگوید تغییر پارادایم، یعنی الگوی فرصتمحور جایگزین الگوی تهدیدمحور شود.
او میگوید: «... همکاری منطقهای واقعی همچنان دستنیافتنی باقی مانده است. در چندین دهه فعالیت دیپلماتیک، در تدوین ابتکاراتی مشارکت داشتهام که همواره به دلیل پارادایم سوءظن و تهدید خنثی شدهاند. از پیشنهاد امنیت خلیج فارس در طول جنگ ایران و عراق، تا اعلامیه ناکام همکاری با همسایگان در ساحل جنوبی خلیج فارس پس از تجاوز عراق به کویت در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) و ابتکارات بعدی مانند «مجمع گفت وگوی منطقهای»، «پیمان عدم تجاوز»، «پویش صلح هرمز (طرح امید)»، «انجمن گفت وگوی مسلمانان غرب آسیا (موده)» و آخرین مورد یعنی «شبکه خاورمیانه برای پژوهش و پیشرفت اتمی (مِناره)»—همه این ابتکارات به دلیل بیاعتمادی متقابل با تردید مواجه شدند.»
او میگوید: «در سطح منطقهای، باید به همکاری به جای سوءظن و درگیری پرداخت.» یعنی مقاومت که امری مقدس است، منجر به سوء ظن شده و آن را به درگیری تقلیل میدهد.
او میگوید: «پیشنهادهای گذشته ایران (مثل "پویش صلح هرمز" یا "شبکه مناره") به دلیل بیاعتمادی شکست خوردند، اما اکنتن پنجره فرصت وجود دارد.
میگوید: اکنون زمان ایجاد میثاق جدیدی تحت نظارت ملل متحد برای گذار از پراکندگی به همافزایی است.
در سطح جهانی میگوید: «باید به دیپلماسی علیرغم بیاعتمادی بازگشت. غرب (آمریکا و اروپا) با اقداماتی مانند خروج از برجام، حمایت از تجاوز عراق به ایران و تحریمها، اعتماد ایران را تخریب کردهاند.
اما جنگطلبی جایگزین دیپلماسی نیست؛ تداوم آن منجر به فروپاشی نظم منطقهای و افراطگرایی خواهد شد. (❌یعنی مقاومت را تقلیل به جنگطلبی داده و کماکان معتقد به دیپلماسی به غرب بیاعتماد است. تداوم مقاومت، منجر به فروپاشی نظم منطقهای میشود و نه زیادهخواهی غرب استکباری.
همهی اینها هم قربانی افراطگرایی است و نه استکبار.
در جنگطلبی هم تفاوتی بین نتانیاهو با آیتالله خامنهای قائل نشده یا بهتر است بگویم متن مبهم است. )
دکتر ظریف بیتوجه به قواعد قدرت میگوید: «غرب برای تغییر پارادایم باید مسئولیت اقدامات گذشته را بپذیرد و گام اول را بردارد.»😂 (همون حرفهای قدیمی لیبرالها که در دورهی بیستسالهی رمانتیک بینالملل زده میشد)
میگوید: «ایران میتواند با گفتوگوی چندجانبه (مثلاً طرح "مناره" برای همکاری هستهای صلحآمیز یا توافق عدم تجاوز با آمریکا) مشارکت کند.
❌❌❌ «جنگافروزان با بستن هر پنجرهای بهروی دیپلماسی رشد میکنند. ما باید فرصت را برای تحکیم پارادایم مخرب تهدید و خاموش کردن امید از آنها بگیریم. زمان انتخاب اکنون فرا رسیده است. انتخاب برای ایران، منطقه و قدرتهای جهانی روشن است: تکرار فاجعهبار گذشته، یا شجاعت ساختن مشترک آینده. اکنون زمان تغییر پارادایم است.»
جمعبندی:
ظریف تغییر پارادایم را گذار از چرخه تهدید/سوءظن/جنگ به چرخه توانمندسازی/همکاری/صلح میداند؛ تغییری که هم برای ایران، هم منطقه و هم جامعه جهانی اجتنابناپذیر است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸ظریف: زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است 🔹محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران
همین آدم با غرب اهل گفتوگو میشود، اما به نیروهای گفتمان انقلاب و مقاومت که میرسد، گفتوگو را کنار میگذارد.
در مصاحبهی لو رفتهاش میگفت: «گفتم تمام عکسهای با چفیهی رهبری را از ساختمان وزارت جمع کنید.» یعنی تحمل هرچه که نسبتی با مقاومت و انقلاب دارد را ندارد. حتی تحمل یک نماد مانند چفیه.
کاش راهبرد امنیتیزداییاش را با انقلابیها هم بهکار میگرفت.
جالبه میگه ایران از پارادایم گذشتهاش دست بکشد، در حالی که خودش باید پاسخگو باشه.
#امینیتیسازی #تلهی_جنگ #تنشزدایی #دیپلماسیگرایان_افراطی
⭕️رادیکالها مانع اصلاح دولت
تبعات اینهمانی پزشکیان و بنیصدر توسط برخی نمایندگان مجلس چیست؟
🔴 در یک هفته اخیر و بعد از اظهارات جنجالی پزشکیان در جلسه با مدیران رسانهها تعداد محدود و شناخته شدهای از نمایندگان مجلس و چندتن از چهرهها و رسانههای نزدیک به آنها مستقیم و غیرمستقیم رئیسجمهور را با بنیصدر مقایسه کرده و بدون توجه به موقعیت جنگی کشور و تلاشهای رژیمصهیونیستی برای ایجاد آشوب و تقابل نظامی مجدد با این توجیه که بنیصدر در وسط جنگ عزل شده پزشکیان را تهدید به استیضاح میکنند. اگرچه برخلاف نظر مدافعان دلبرساز که قائل به هیچ خطایی از جانب رئیسجمهور نیستند به اظهارات رئیسجمهور نقدهایی وارد است؛ اما کسانی که میخواهند رئیسجمهور را با بنیصدر مقایسه کنند صرفاً فهم غلط و غرضورزانه خود از تاریخ را به رخ میکشند. بنیصدر به دلایل مختلفی از جمله عناد عملی با جمهوری اسلامی نه تنها با پزشکیان که با هیچ رئیسجمهور دیگر بعد از انقلاب هم قابل مقایسه نیست؛ اما کسانی که اصرار بر این شباهتسازی غیرمنصفانه دارند کار را تاجایی جلو میبرند که باب انتقادهای صحیح به رئیسجمهور نیز بسته شود؛ چراکه برای مرزبندی با این رویکرد رادیکالها و جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی آنها چارهای جز انزوای منتقدان غیرمغرض باقی نمیماند.
🔴 یکی از تفاوتهای کلیدی میان این دو شخصیت در انگیزهها و رویکردهای سیاسی آنهاست. بنیصدر به دنبال ایجاد یک پایگاه قدرت مستقل بود و در بسیاری از موارد با نهادهای انقلابی و روحانیون برجسته وارد تنش شد. این رویکرد تقابلی بهتدریج او را از بدنه نظام جدا کرد و به عزل او از ریاستجمهوری منجر شد. بنیصدر به دنبال ایجاد یک مدل حکومتی بود که با ساختار انقلابی و پایگاه ایدئولوژیک انقلاب همخوانی نداشت.
🔴 در مقابل پزشکیان رویکردی مبتنی بر همکاری درونسیستمی دارد. او هیچگاه به دنبال تقابل مستقیم با ساختارهای اصلی نظام نبوده است. انگیزههای پزشکیان حتی اگر در عمل اشکالاتی به نحوه اجرا وارد باشد به جای ایجاد یک پایگاه قدرت مستقل بر پایه بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از طریق همکاری با نهادهای موجود است.
🔴 بنیصدر با منافقین ارتباطاتی داشت که به او امکان بسیج نیروهایی برای ایجاد آشوب یا تأثیرگذاری بر فضای سیاسی را میداد. این ویژگی در زمانهایی که کشور با بحرانهای داخلی و خارجی مواجه بود به او قدرتی برای تأثیرگذاری میداد؛ اما او تصمیم گرفت به جای تأثیرگذاری مثبت به عاملی برای افزایش تنشها تبدیل شود. پس از عزل او با کمک عوامل سازمان منافقین به فرانسه فرار کرد و تا پایان عمر به فعالیت علیه ایران ادامه داد.
🔴 در مقابل پزشکیان بیشتر بهعنوان یک چهره مردمی و نزدیک به دغدغههای روزمره مردم شناخته میشود. برخلاف بنیصدر پزشکیان هیچگاه به دنبال ایجاد یک بدنه سازمانیافته برای تقابل یا بههمریختن نظم موجود نبوده است. حتی اصلاحطلبان رادیکال که علیرغم کم اثربودن اقداماتشان در پیروزی پزشکیان در ابتدا به دنبال سهمخواهی حداکثری بودند اکنون سعی در مرزبندی سیاسی با دولت چهاردهم دارند.
🔴 بنیصدر علیرغم داشتن اختیارات حداکثری به عنوان فرمانده کل قوا در مدیریت بحران جنگ ناتوان بود و حتی با اختلافافکنی بین قوا، بیتوجهی به تحرکات مرزی و ممانعت در رسیدن کمکها به جبهه بهعنوان ستون پنجم صدام در جنگ عمل کرد. اما در مقابل پزشکیان از باب همکاری با نهادها و قوای مختلف در جنگ وارد شده است. تأکید به پشتیبانی از تقویت صنعت دفاعی، تأکید بر نقش مهم نیروهای مسلح و ضروری دانستن تقویت قدرت موشکی برای جلوگیری از تهاجم رژیمصهیونیستی همگی مواضعی است که پزشکیان سال گذشته یعنی چندین ماه پیشتر از آغاز جنگ تحمیلی اتخاذ کرده است.
🔴 نتانیاهو که دولتش علاوه بر جنگ باید تنش آبی شدید سالجاری در سرزمینهای اشغالی را نیز مدیریت کند در پیام اخیرش از اظهارات رئیس جمهور برای سیاهنمایی وضعیت ایران سوءاستفاده کرد. این واقعیت مشهود را که اظهارات غلط منجر به سوءاستفاده طرف اسرائیلی شده است نمیشود نادیده گرفت؛ اما انتقادی که به رویکردهای جریان بهانهجو وارد است این است که آنها حتی به همین اظهارات نتانیاهو تکبعدی مینگرند.
🔴 از آنجایی که همبستگی داخلی ایران مهمترین عامل شکست طراحی رژیم صهیونیستی بود حفظ این همبستگی در تمام سطوح آن ضرورتی اجتنابناپذیر است. مشابهتسازیهای غلو شده بین پزشکیان و بنیصدر اما کاملاً برخلاف این ضرورت عمل میکند.
⭕ متن کامل گزارش علی مزروعی، خبرنگار فرهیختگان را در [سایت](https://farhikhtegandaily.com/page/271314/) روزنامه بخوانید
🆔@nazm_jahani
🔴توهم در برابر توهم
⭕ پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعه شناس سیاسی در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت:
🔴 میدان سیاست نمیتواند خالی از منازعه باشد. افراد و گروهها حولوحوش ایدهها و منافع خویش، گروهبندیهایی تشکیل میدهند که برحسب تفاوتها و تعارضها با یکدیگر به ناگزیر در رقابت یا در خصومت با هم قرار میگیرند. بخشی از صحنه سیاسی ایران در پسا انتخابات ریاستجمهوری به تداوم تعارضات دو نامزد مرحله دوم (جلیلی و پزشکیان) و حلقه هواداران آنها سپری شده است.
🔴 بهترین عنوان برای این نزاع از منظر حکمرانی و معطوف به راهحلهایی که دو طرف نزاع برای بهبود امور میدهند، نزاع توهم در برابر توهم است. یکی از مؤلفههای این توهم، دوگانهانگاری داخل در برابر خارج (مذاکره و دیپلماسی) است و نقد دو طرف به یکدیگر بر همین اساس است. جلیلی مذاکره را گوسالهپرستی و امکانهای داخلی را تنها راه رهایی میداند و پزشکیان تنها مذاکره را حلوفصلکننده مسائل دانسته و چشم بر توان و امکانات داخلی بسته است. اما بیرون از توهم و در صحنه واقعیت این دو نه جدا از یکدیگر و نه در برابر هم، بلکه مکمل هم و در پیوند هم هستند.
🔴 مؤلفه دوم توهم، دید خیالپردازانه و آرزو اندیشانه این دو گروه به راهحلهایشان است. مدافعان مذاکره بهمانند نجاری که بر اثر تکرار استفاده از چکش همه چیز را میخ میبیند، تنها یک گزینه در برابر همه مشکلات دارند به نام مذاکره و تجربیات تاریخی ناکامی مذاکره با آمریکا در حلوفصل مسائل چه در برجام و چه در دور جدید که در میان مذاکرات با آمریکا به کشور تهاجم نظامی شد، تغییری در ایده آنها ایجاد نکرده است. وجه توهمی ایده مذاکره برای حل مسائل یکی این است که مذاکره بهمثابه ابزار را به یک ایدئولوژی متعصبانه تبدیل کرده است که بههیچروی و تحت هیچ شرایطی نمیتواند از آن صرفنظر کند ولو این که کارآمد نباشد. وجه دیگر توهمی بودن صاحبان ایده مذاکره این است که فکر میکنند این ایران است که باید کاری بکند درحالیکه عمده مسئله خواست و اقدام طرف مقابل است. درحالیکه برای طرف آمریکایی جنگ و مذاکره یکی است و از هر دو تسلیم ایران را میخواهد و هیچ نشانه و پالسی از رفع تحریم نیز از خود نشان نمیدهد، اصرار مدام بر مذاکره بهعنوان تنها راهحل شبیه ماجرای خواستگاری است که وقتی از خواستگاری برگشت از او پرسیدند که نتیجه چه شد؟ و او گفت ۵۰ درصدش حل است، فقط مانده نظر طرف مقابل.
🔴 اما وجه توهمی ایده طرف مقابل دقیقاً حرفهایی است که بهعنوان راهحل بیان میشود؛ مثل صادرات صیفیجات به روسیه تا مرز یازده میلیارد دلار که حتی در عدد نیز غلط است و برآوردها نشان میدهد کل واردات روسیه از صیفیجات یکدهم این عدد است. وضعیت آبی کشور که این روزها برای همگان محسوس است، عمق راهبردی این توهم را در صادرات یازدهمیلیاردی صیفیجات به روسیه بهعنوان راهحل داخلی نشان میدهد.
🔴 یکی از نتایج نزاع کنونی توهم در برابر توهم، گسترش اجتماعی این منازعه در سطح نیروهای سیاسی و بدنه اجتماعی هوادار دو طرف نزاع است که موجب میشود عملاً صحنه اجتماعی و سیاسی و رسانهای به تولید و بازتولید این توهم در حکمرانی تبدیل شود. پیامد این نزاع توهم در برابر توهم نهتنها باری از دوش مسائل کشور بر نمیدارد، بلکه به مزمن شدن مشکلات، فرسایش دستگاه حکمرانی و تولید یأس و ناامیدی در بهبود امور میانجامد.
🆔@nazm_jahani
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴توهم در برابر توهم ⭕ پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعه شناس سیاسی در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت
نزاع سیاسی فعلی بین حامیان جلیلی و پزشکیان، یک "نزاع توهم در برابر توهم" است. هر دو جناح راهحلهای تکبعدی (فقط تکیه بر توان داخلی یا فقط مذاکره با خارج) و غیرواقعبینانهای ارائه میدهند که نه مشکلات را حل میکند و نه عملی است. این نزاع فقط به فرسایش حکمرانی و ناامیدی اجتماعی دامن میزند.
🔻ماهیت نزاع سیاسی:
🔸سیاست ذاتاً عرصه رقابت و تعارض بر سر ایدهها و منافع است.
🔸تعارض پساانتخاباتی بین حامیان جلیلی و پزشکیان، بخش عمدهای از صحنه سیاسی ایران را اشغال کرده است.
🔸عنوان نزاع: "توهم در برابر توهم" (از منظر حکمرانی و راهحلها).
🔻مؤلفههای اصلی توهم در دو جناح:
الف) دوگانهانگاری کاذب (داخل/خارج):
جناح جلیلی: مذاکره را "گوسالهپرستی" میداند و راه رهایی را فقط در توان داخلی میبیند.
جناح پزشکیان: راه حل فقط در مذاکره و دیپلماسی است و چشم بر توان داخلی بسته است.
واقعیت: این دو (تکیه بر داخل و تعامل با خارج) نه جدا و نه متضاد، بلکه مکمل و لازم و ملزوم یکدیگر هستند. جداسازی آنها توهم است.
ب) خیالپنداری و آرزواندیشی در راهحلها:
جناح مذاکرهمحور (پزشکیان):
همه مشکلات را فقط با چکش مذاکره حل میکنند (تکبعدیاندیشی).
تجربهی شکست مذاکرات (برجام، تهاجم نظامی حین مذاکره) تغییری در ایدهشان ایجاد نکرده.
توهم ۱: تبدیل ابزار مذاکره به یک ایدئولوژی تعصبآمیز و غیرقابل انعطاف (حتی اگر بیفایده باشد).
توهم ۲: تصور اینکه مسئولیت اصلی حل مشکلات با ایران است، در حالی که خواست و اقدام طرف مقابل (آمریکا) تعیینکننده است. آمریکا هدفش تسلیم ایران است (چه از طریق جنگ، چه مذاکره) و نشانهای از رفع تحریم نمیدهد.
تشبیه: مانند خواستگاری که فکر میکند ۵۰ درصد کار حل شده، فقط نظر طرف مقابل مانده! (نادیده گرفتن نقش تعیینکنندهی طرف مقابل).
جناح داخلیمحور (جلیلی):
راهحلهای پیشنهادیشان غیرواقعبینانه و خیالی است.
مثال: ادعای صادرات ۱۱ میلیارد دلاری صیفیجات به روسیه (در حالی که کل واردات صیفیجات روسیه حدود ۱.۱ میلیارد دلار است).
وضعیت بحرانی آب کشور، غیرممکن بودن چنین صادرات گستردهای را آشکار میسازد و عمق توهم در این راهحلها را نشان میدهد.
🔻پیامدهای نزاع توهمها:
گسترش اجتماعی نزاع: منازعه از سطح نامزدها به نیروهای سیاسی و بدنه اجتماعی هوادارانشان سرایت میکند.
تولید و بازتولید توهم: صحنه اجتماعی، سیاسی و رسانهای تبدیل به کارخانه تولید و بازتولید این توهمها در عرصه حکمرانی میشود.
پیآمدهای منفی:
حل نشدن مشکلات کشور.
مزمن شدن مشکلات.
فرسایش دستگاه حکمرانی.
تولید یأس و ناامیدی در جامعه نسبت به بهبود امور.
🔻نتیجهگیری
این نزاع "توهم در برابر توهم" (تکیه صرف بر راهحلهای داخلی غیرواقعبینانه در مقابل اصرار کورکورانه بر مذاکره به عنوان تنها راه حل، بدون توجه به تجربیات گذشته و خواست طرف مقابل) نه تنها هیچ مشکلی را حل نمیکند، بلکه اوضاع را بدتر کرده، حکمرانی را فرسوده و جامعه را ناامید میسازد. راه حل واقعی، رهایی از این دوگانهسازی کاذب و درک پیوند و مکملبودن ظرفیت داخلی و تعامل هوشمندانه خارجی است.
#واقعیت #توهم #واقعبینی #متوهم
یادتونه می گفتن وسط مذاکرات موشک هوا کردید توافق بهم خورد؟
ترامپ در دیدار پر انتظار با پوتین رسما از بالا سر پوتین B2 رد میکنه
چون قدرت است که به دیپلماسی اجازه حرف زدن میده!
اگه قدرت نداشته باشی میشی زلنسکی
که اصلا به مذاکرات درباره سرنوشت کشورت دعوت نمیشی!
🖋 ابوالفضل بازرگان
قدرت به دیپلماسی اجازه حرف زدن میده.
قدرت است که انفتاح و گشایش دیپلماتیک ایجاد میکند.
قدرت نداشته باشی اصلا مذاکرهای در کار نخواهد بود. یا دعوت به تسلیم خودخواسته میشوی یا جنگ. بیقدرت در حاشیه میروی.
با قدرت و میدان است که آینده را آنطور که میخواهی میسازی
#برتری_تکنولوژیک #بازدارندگی_هستهای
#قدرت_میدانی