eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
542 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
آمریکا و اسرائیل در دو هدف خودشان در تجاوز به ایران شکست خوردند/ باید استراتژی ملی نوین طبق نظر مردم
🔸حسن روحانی در این نطق ویدئویی می‌خواهد ضمن حفظ جایگاه درون‌نظامی، از ادبیات و گفتمان رسمی حاکمیت به‌طور کنترل‌شده فاصله بگیرد. این تمایز به‌گونه‌ای طراحی شده که هم دلسوزانه جلوه کند، هم با بدنه‌ی اجتماعی ارتباط برقرار نماید. 🔸حاکمیت پس از تجربیات دوره ریاست‌جمهوری روحانی (به‌ویژه در سال‌های ۹۲ تا ۹۶) به او بدبین شده است. انتقادات تند روحانی در این نطق از «دستگاه امنیتی، نیروهای مسلح و حاکمیت»، امکان بازسازی اعتماد را ناممکن می‌سازد. 🔻تناقض و دوگانگی مرگبار و ویرانگر: ستایش وحدت ملی در کنار تضعیف ارکان امنیتی 🔸روحانی از یک سو ادعا می‌کند ایران در خطر دشمن است، ولی از سوی دیگر با انتقاداتش ارکان قدرت ملی را لگدکوب می‌کند. او در میانه‌ی کارزار دفاع ملی با حمله به نهادهای مسئول مقابله با تهدیدات، اقتدار ملی را تضعیف می‌کند؛ رفتاری که غیرمنطقی و مخرب است. اگر ایران در خطر است، پس چرا ارکان دفاعی آن را هدف می‌گیری؟! 🔸مستندات عینی از سخنان خود روحانی: ▪️در نقد نیروهای مسلح: «نیروی مسلح به وظایف ذاتی خودش عمل کند [...] اقتصاد کار نیروهای مسلح نیست. تبلیغات کار نیروهای مسلح نیست». ▪️در حمله به دستگاه اطلاعاتی: «دستگاه اطلاعاتی که می‌خواهد در کاسبی و تجارت باشد دستگاه اطلاعاتی نمی‌شود [...] از کجا درست کردیم این را؟». ▪️پیشنهاد جایگزینی ساختار: «باید یک دستگاه اطلاعاتی مردم‌پایه درست کنیم [...] دستگاه اطلاعاتی که یک عده‌ای در اتاقی بنشینند قوی نیست». 🔸پی‌آمدهای عملی: این نقدها با «نیش و کنایه» و در بحبوحه بحران امنیتی، عملاً به لگدکوب کردن عناصر قدرت ملی منجر می‌شود. 🔸تناقض آشکار در پیشینه او: خود معمار سیاست‌های امنیتی به‌عنوان «دبیر شورای عالی امنیت ملی»، امروز «ستون فقرات امنیت ایران» را هدف می‌گیرد. 🔻شکست استراتژی بازگشت ۱. ایدئولوژی فرسوده: ایده‌های اصلاحی او «تکراری» و فاقد نوآوری است؛ نه جذابیت گفتمان رادیکال (موسوی) را دارد، نه توان بسیج پوپولیستی (احمدی‌نژاد). ۲.تکرار الگوی شکست‌خورده: شعار «کلید بازگشت» در انتخابات ۹۶ او را پیروز کرد، اما دولت دوم به «باتلاق» کشیده شد تا جایی که حامیانش از حمایت پشیمان شدند. ۳.فضاسازی به‌جای راه‌حل: نطق اخیر او در شرایط کارزار دفاع ملی، بیش از آن‌که راه‌حل‌محور باشد، فضاسازی سیاسی است و به وحدت ملی آسیب می‌زند. 🔻فاجعه تناقض: وحدت در گفتار، تفرقه در کردار حسن روحانی به وجود وحدت اشاره می‌کند و می‌گوید: «مردم در برابر تجاوز یکپارچه هستند [...] این محاسبه اشتباه دشمن بود». اما در واقع، عملیاتی تفرقه‌افکن را اجرا می‌کند و می‌گوید: «حاکمیت را از آن مردم بدانیم [...] نوکر مردم باشیم [...] قوه قضائیه مستقل از جناح‌ها». نتیجه، این‌که، ستایش وحدت در سخن، همراه با پیشنهادات «انشقاق‌آفرین» که حاکمیت را «غیرمردمی» معرفی می‌کند. 🔻بندبازی بی‌حاصل روحانی برای حل تعارض با حاکمیت تنها به شعارهای کلی مانند «استراتژی ملی نوین طبق نظر مردم تدوین شود [...] با مردم مشورت کنیم» بسنده می‌کند، بی‌آنکه با سابقه ۸ ساله ریاست‌جمهوری، مکانیزم اجرا ارائه دهد. (شعارهای کلی و نقصان راهبردی) این استراتژی، «غیرعملیاتی» است (مثل دستگاه اطلاعاتی مردمی بدون طرح اجرایی) و نیز از پاسخ به ناکامی‌های دولت خود (اقتصاد، اعتراضات ۱۴۰۱) طفره می‌رود. 🔻جمع‌بندی: تله سیاسی بی‌خروجی روحانی در «تله سیاسی» گرفتار شده: نه می‌تواند اعتماد حاکمیت را بازگرداند، نه حمایت مردم را جلب کند. «بندبازی سیاسی» او نه برای نظام پذیرفتنی است، نه برای جامعه جذاب. 🔗چه بسا با کمک غرب و دیگر اقدامات غربگرایان مانند ظریف، این روایت و تجویز برای مقاومت (تغییر پارادایم) بتواند پشتوانه‌ی اجتماعی پیدا کند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸ظریف: زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است 🔹محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران
جریان دیپلماسی‌گرای افراطی، اساساً قدرت و قواعد آن را نمی‌شناسد. در واقع، یا فاقد نظریه‌ی قدرت است، یا نظریه‌ی قدرت به‌روزی ندارد. ظریف همان حرف‌های سابقش را تکرار کرده است. وقتی می‌گوید تغییر پارادایم، یعنی الگوی فرصت‌محور جایگزین الگوی تهدید‌محور شود. او می‌گوید: «... همکاری منطقه‌ای واقعی همچنان دست‌نیافتنی باقی مانده است. در چندین دهه‌ فعالیت دیپلماتیک، در تدوین ابتکاراتی مشارکت داشته‌ام که همواره به دلیل پارادایم سوءظن و تهدید خنثی شده‌اند. از پیشنهاد امنیت خلیج فارس در طول جنگ ایران و عراق، تا اعلامیه ناکام همکاری با همسایگان در ساحل جنوبی خلیج فارس پس از تجاوز عراق به کویت در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) و ابتکارات بعدی مانند «مجمع گفت‌ وگوی منطقه‌ای»، «پیمان عدم تجاوز»، «پویش صلح هرمز (طرح امید)»، «انجمن گفت‌ وگوی مسلمانان غرب آسیا (موده)» و آخرین مورد یعنی «شبکه خاورمیانه برای پژوهش و پیشرفت اتمی (مِناره)»—همه این ابتکارات به دلیل بی‌اعتمادی متقابل با تردید مواجه شدند.» او می‌گوید: «در سطح منطقه‌ای، باید به همکاری به جای سوءظن و درگیری پرداخت.» یعنی مقاومت که امری مقدس است، منجر به سوء ظن شده و آن را به درگیری تقلیل می‌دهد. او می‌گوید: «پیشنهادهای گذشته ایران (مثل "پویش صلح هرمز" یا "شبکه مناره") به دلیل بی‌اعتمادی شکست خوردند، اما اکنتن پنجره فرصت وجود دارد. می‌گوید: اکنون زمان ایجاد میثاق جدیدی تحت نظارت ملل متحد برای گذار از پراکندگی به هم‌افزایی است. در سطح جهانی می‌گوید: «باید به دیپلماسی علیرغم بی‌اعتمادی بازگشت. غرب (آمریکا و اروپا) با اقداماتی مانند خروج از برجام، حمایت از تجاوز عراق به ایران و تحریم‌ها، اعتماد ایران را تخریب کرده‌اند. اما جنگ‌طلبی جایگزین دیپلماسی نیست؛ تداوم آن منجر به فروپاشی نظم منطقه‌ای و افراط‌گرایی خواهد شد. (❌یعنی مقاومت را تقلیل به جنگ‌طلبی داده و کماکان معتقد به دیپلماسی به غرب بی‌اعتماد است. تداوم مقاومت، منجر به فروپاشی نظم منطقه‌ای می‌شود و نه زیاده‌خواهی غرب استکباری. همه‌ی‌ این‌ها هم قربانی افراط‌گرایی است و نه استکبار. در جنگ‌طلبی هم تفاوتی بین نتانیاهو با آیت‌الله خامنه‌ای قائل نشده یا بهتر است بگویم متن مبهم است. ) دکتر ظریف بی‌توجه به قواعد قدرت می‌گوید: «غرب برای تغییر پارادایم باید مسئولیت اقدامات گذشته را بپذیرد و گام اول را بردارد.»😂 (همون حرفهای قدیمی لیبرال‌ها که در دوره‌ی بیست‌ساله‌ی رمانتیک بین‌الملل زده می‌شد) میگوید: «ایران می‌تواند با گفت‌وگوی چندجانبه (مثلاً طرح "مناره" برای همکاری هسته‌ای صلح‌آمیز یا توافق عدم تجاوز با آمریکا) مشارکت کند. ❌❌❌ «جنگ‌افروزان با بستن هر پنجره‌ای به‌روی دیپلماسی رشد می‌کنند. ما باید فرصت را برای تحکیم پارادایم مخرب تهدید و خاموش کردن امید از آنها بگیریم. زمان انتخاب اکنون فرا رسیده است. انتخاب برای ایران، منطقه و قدرت‌های جهانی روشن است: تکرار فاجعه‌بار گذشته، یا شجاعت ساختن مشترک آینده. اکنون زمان تغییر پارادایم است.» جمع‌بندی: ظریف تغییر پارادایم را گذار از چرخه تهدید/سوءظن/جنگ به چرخه توانمندسازی/همکاری/صلح می‌داند؛ تغییری که هم برای ایران، هم منطقه و هم جامعه جهانی اجتناب‌ناپذیر است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸ظریف: زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است 🔹محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران
همین آدم با غرب اهل گفت‌وگو می‌شود، اما به نیروهای گفتمان انقلاب و مقاومت که می‌رسد، گفت‌وگو را کنار می‌گذارد. در مصاحبه‌ی لو رفته‌اش میگفت: «گفتم تمام عکس‌های با چفیه‌ی رهبری را از ساختمان وزارت جمع کنید.» یعنی تحمل هرچه که نسبتی با مقاومت و انقلاب دارد را ندارد. حتی تحمل یک نماد مانند چفیه. کاش راهبرد امنیتی‌زدایی‌اش را با انقلابی‌ها هم به‌کار می‌گرفت. جالبه میگه ایران از پارادایم گذشته‌اش دست بکشد، در حالی که خودش باید پاسخگو باشه.
⭕️رادیکال‌ها مانع اصلاح دولت تبعات این‌همانی پزشکیان و بنی‌صدر توسط برخی نمایندگان مجلس چیست؟ 🔴 در یک هفته اخیر و بعد از اظهارات جنجالی پزشکیان در جلسه با مدیران رسانه‌ها تعداد محدود و شناخته شده‌ای از نمایندگان مجلس و چندتن از چهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به آن‌ها مستقیم و غیرمستقیم رئیس‌جمهور را با بنی‌صدر مقایسه کرده و بدون توجه به موقعیت جنگی کشور و تلاش‌های رژیم‌صهیونیستی برای ایجاد آشوب و تقابل نظامی مجدد با این توجیه که بنی‌صدر در وسط جنگ عزل شده پزشکیان را تهدید به استیضاح می‌کنند. اگرچه برخلاف نظر مدافعان دلبرساز که قائل به هیچ خطایی از جانب رئیس‌جمهور نیستند به اظهارات رئیس‌جمهور نقد‌هایی وارد است؛ اما کسانی که می‌خواهند رئیس‌جمهور را با بنی‌صدر مقایسه کنند صرفاً فهم غلط و غرض‌ورزانه خود از تاریخ را به رخ می‌کشند. بنی‌صدر به دلایل مختلفی از جمله عناد عملی با جمهوری اسلامی نه تنها با پزشکیان که با هیچ رئیس‌جمهور دیگر بعد از انقلاب هم قابل مقایسه نیست؛ اما کسانی که اصرار بر این شباهت‌سازی غیرمنصفانه دارند کار را تاجایی جلو می‌برند که باب انتقادهای صحیح به رئیس‌جمهور نیز بسته شود؛ چرا‌که برای مرزبندی با این رویکرد رادیکال‌ها و جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی آن‌ها چاره‌ای جز انزوای منتقدان غیرمغرض باقی نمی‌ماند. 🔴 یکی از تفاوت‌های کلیدی میان این دو شخصیت در انگیزه‌ها و رویکرد‌های سیاسی آن‌هاست. بنی‌صدر به دنبال ایجاد یک پایگاه قدرت مستقل بود و در بسیاری از موارد با نهاد‌های انقلابی و روحانیون برجسته وارد تنش شد. این رویکرد تقابلی به‌تدریج او را از بدنه نظام جدا کرد و به عزل او از ریاست‌جمهوری منجر شد. بنی‌صدر به دنبال ایجاد یک مدل حکومتی بود که با ساختار انقلابی و پایگاه ایدئولوژیک انقلاب همخوانی نداشت.  🔴 در مقابل پزشکیان رویکردی مبتنی بر همکاری درون‌سیستمی دارد. او هیچ‌گاه به دنبال تقابل مستقیم با ساختار‌های اصلی نظام نبوده است. انگیزه‌های پزشکیان حتی اگر در عمل اشکالاتی به نحوه اجرا وارد باشد به جای ایجاد یک پایگاه قدرت مستقل بر پایه بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از طریق همکاری با نهاد‌های موجود است. 🔴 بنی‌صدر با منافقین ارتباطاتی داشت که به او امکان بسیج نیرو‌هایی برای ایجاد آشوب یا تأثیرگذاری بر فضای سیاسی را می‌داد. این ویژگی در زمان‌هایی که کشور با بحران‌های داخلی و خارجی مواجه بود به او قدرتی برای تأثیرگذاری می‌داد؛ اما او تصمیم گرفت به جای تأثیر‌گذاری مثبت به عاملی برای افزایش تنش‌ها تبدیل شود. پس از عزل او با کمک عوامل سازمان منافقین به فرانسه فرار کرد و تا پایان عمر به فعالیت علیه ایران ادامه داد.  🔴 در مقابل پزشکیان بیشتر به‌عنوان یک چهره مردمی و نزدیک به دغدغه‌های روزمره مردم شناخته می‌شود. برخلاف بنی‌صدر پزشکیان هیچ‌گاه به دنبال ایجاد یک بدنه سازمان‌یافته برای تقابل یا به‌هم‌ریختن نظم موجود نبوده است. حتی اصلاح‌طلبان رادیکال که علی‌رغم کم اثربودن اقداماتشان در پیروزی پزشکیان در ابتدا به دنبال سهم‌خواهی حداکثری بودند اکنون سعی در مرزبندی سیاسی با دولت چهاردهم دارند. 🔴 بنی‌صدر علی‌رغم داشتن اختیارات حداکثری به عنوان فرمانده کل قوا در مدیریت بحران جنگ ناتوان بود و حتی با اختلاف‌افکنی بین قوا، بی‌توجهی به تحرکات مرزی و ممانعت در رسیدن کمک‌ها به جبهه به‌عنوان ستون پنجم صدام در جنگ عمل کرد. اما در مقابل پزشکیان از باب همکاری با نهاد‌ها و قوای مختلف در جنگ وارد شده است. تأکید به پشتیبانی از تقویت صنعت دفاعی، تأکید بر نقش مهم نیرو‌های مسلح و ضروری دانستن تقویت قدرت موشکی برای جلوگیری از تهاجم رژیم‌صهیونیستی همگی مواضعی است که پزشکیان سال گذشته یعنی چندین ماه پیش‌تر از آغاز جنگ تحمیلی اتخاذ کرده است. 🔴 نتانیاهو که دولتش علاوه بر جنگ باید تنش آبی شدید سال‌جاری در سرزمین‌های اشغالی را نیز مدیریت کند در پیام اخیرش از اظهارات رئیس جمهور برای سیاه‌نمایی وضعیت ایران سوءاستفاده کرد. این واقعیت مشهود را که اظهارات غلط منجر به سوءاستفاده طرف اسرائیلی شده است نمی‌شود نادیده گرفت؛ اما انتقادی که به رویکرد‌های جریان بهانه‌جو وارد است این است که آن‌ها حتی به همین اظهارات نتانیاهو تک‌بعدی می‌نگرند. 🔴 از آنجایی که همبستگی داخلی ایران مهم‌ترین عامل شکست طراحی رژیم صهیونیستی بود حفظ این همبستگی در تمام سطوح آن ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. مشابهت‌سازی‌های غلو شده بین پزشکیان و بنی‌صدر اما کاملاً برخلاف این ضرورت عمل می‌کند. ⭕ متن کامل گزارش علی مزروعی، خبرنگار فرهیختگان را در [سایت](https://farhikhtegandaily.com/page/271314/) روزنامه بخوانید 🆔@nazm_jahani
🔴توهم در برابر توهم ⭕ پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعه شناس سیاسی در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت: 🔴 میدان سیاست نمی‌تواند خالی از منازعه باشد. افراد و گروه‌ها حول‌وحوش ایده‌ها و منافع خویش، گروه‌بندی‌هایی تشکیل می‌دهند که برحسب تفاوت‌ها و تعارض‌ها با یکدیگر به ناگزیر در رقابت یا در خصومت با هم قرار می‌گیرند. بخشی از صحنه سیاسی ایران در پسا انتخابات ریاست‌جمهوری به تداوم تعارضات دو نامزد مرحله دوم (جلیلی و پزشکیان) و حلقه هواداران آن‌ها سپری شده است. 🔴 بهترین عنوان برای این نزاع از منظر حکمرانی و معطوف به راه‌حل‌هایی که دو طرف نزاع برای بهبود امور می‌دهند، نزاع توهم در برابر توهم است. یکی از مؤلفه‌های این توهم، دوگانه‌انگاری داخل در برابر خارج (مذاکره و دیپلماسی) است و نقد دو طرف به یکدیگر بر همین اساس است. جلیلی مذاکره را گوساله‌پرستی و امکان‌های داخلی را تنها راه ر‌هایی می‌داند و پزشکیان تنها مذاکره را حل‌وفصل‌کننده مسائل دانسته و چشم بر توان و امکانات داخلی بسته است. اما بیرون از توهم و در صحنه واقعیت این دو نه جدا از یکدیگر و نه در برابر هم، بلکه مکمل هم و در پیوند هم هستند. 🔴 مؤلفه دوم توهم، دید خیال‌پردازانه و آرزو اندیشانه این دو گروه به راه‌حل‌هایشان است. مدافعان مذاکره به‌مانند نجاری که بر اثر تکرار استفاده از چکش همه چیز را میخ می‌بیند، تنها یک گزینه در برابر همه مشکلات دارند به نام مذاکره و تجربیات تاریخی ناکامی مذاکره با آمریکا در حل‌وفصل مسائل چه در برجام و چه در دور جدید که در میان مذاکرات با آمریکا به کشور تهاجم نظامی شد، تغییری در ایده آن‌ها ایجاد نکرده است. وجه توهمی ایده مذاکره برای حل مسائل یکی این است که مذاکره به‌مثابه ابزار را به یک ایدئولوژی متعصبانه تبدیل کرده است که به‌هیچ‌روی و تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند از آن صرف‌نظر کند ولو این که کارآمد نباشد. وجه دیگر توهمی بودن صاحبان ایده مذاکره این است که فکر می‌کنند این ایران است که باید کاری بکند درحالی‌که عمده مسئله خواست و اقدام طرف مقابل است. درحالی‌که برای طرف آمریکایی جنگ و مذاکره یکی است و از هر دو تسلیم ایران را می‌خواهد و هیچ نشانه و پالسی از رفع تحریم نیز از خود نشان نمی‌دهد، اصرار مدام بر مذاکره به‌عنوان تنها راه‌حل شبیه ماجرای خواستگاری است که وقتی از خواستگاری برگشت از او پرسیدند که نتیجه چه شد؟ و او گفت ۵۰ درصدش حل است، فقط مانده نظر طرف مقابل. 🔴 اما وجه توهمی ایده طرف مقابل دقیقاً حرف‌هایی است که به‌عنوان راه‌حل بیان می‌شود؛ مثل صادرات صیفی‌جات به روسیه تا مرز یازده میلیارد دلار که حتی در عدد نیز غلط است و برآورد‌ها نشان می‌دهد کل واردات روسیه از صیفی‌جات یک‌دهم این عدد است. وضعیت آبی کشور که این روز‌ها برای همگان محسوس است، عمق راهبردی این توهم را در صادرات یازده‌میلیاردی صیفی‌جات به روسیه به‌عنوان راه‌حل داخلی نشان می‌دهد. 🔴 یکی از نتایج نزاع کنونی توهم در برابر توهم، گسترش اجتماعی این منازعه در سطح نیرو‌های سیاسی و بدنه اجتماعی هوادار دو طرف نزاع است که موجب می‌شود عملاً صحنه اجتماعی و سیاسی و رسانه‌ای به تولید و بازتولید این توهم در حکمرانی تبدیل شود. پیامد این نزاع توهم در برابر توهم نه‌تنها باری از دوش مسائل کشور بر نمی‌دارد، بلکه به مزمن شدن مشکلات، فرسایش دستگاه حکمرانی و تولید یأس و ناامیدی در بهبود امور می‌انجامد. 🆔@nazm_jahani
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴توهم در برابر توهم ⭕ پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعه شناس سیاسی در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت
نزاع سیاسی فعلی بین حامیان جلیلی و پزشکیان، یک "نزاع توهم در برابر توهم" است. هر دو جناح راه‌حل‌های تک‌بعدی (فقط تکیه بر توان داخلی یا فقط مذاکره با خارج) و غیرواقع‌بینانه‌ای ارائه می‌دهند که نه مشکلات را حل می‌کند و نه عملی است. این نزاع فقط به فرسایش حکمرانی و ناامیدی اجتماعی دامن می‌زند. 🔻ماهیت نزاع سیاسی: 🔸سیاست ذاتاً عرصه رقابت و تعارض بر سر ایده‌ها و منافع است. 🔸تعارض پساانتخاباتی بین حامیان جلیلی و پزشکیان، بخش عمده‌ای از صحنه سیاسی ایران را اشغال کرده است. 🔸عنوان نزاع: "توهم در برابر توهم" (از منظر حکمرانی و راه‌حل‌ها). 🔻مؤلفه‌های اصلی توهم در دو جناح: الف) دوگانه‌انگاری کاذب (داخل/خارج): جناح جلیلی: مذاکره را "گوساله‌پرستی" می‌داند و راه رهایی را فقط در توان داخلی می‌بیند. جناح پزشکیان: راه حل فقط در مذاکره و دیپلماسی است و چشم بر توان داخلی بسته است. واقعیت: این دو (تکیه بر داخل و تعامل با خارج) نه جدا و نه متضاد، بلکه مکمل و لازم و ملزوم یکدیگر هستند. جداسازی آن‌ها توهم است. ب) خیال‌پنداری و آرزو‌اندیشی در راه‌حل‌ها: جناح مذاکره‌محور (پزشکیان): همه مشکلات را فقط با چکش مذاکره حل می‌کنند (تک‌بعدی‌اندیشی). تجربه‌ی شکست مذاکرات (برجام، تهاجم نظامی حین مذاکره) تغییری در ایده‌شان ایجاد نکرده. توهم ۱: تبدیل ابزار مذاکره به یک ایدئولوژی تعصب‌آمیز و غیرقابل انعطاف (حتی اگر بی‌فایده باشد). توهم ۲: تصور اینکه مسئولیت اصلی حل مشکلات با ایران است، در حالی که خواست و اقدام طرف مقابل (آمریکا) تعیین‌کننده است. آمریکا هدفش تسلیم ایران است (چه از طریق جنگ، چه مذاکره) و نشانه‌ای از رفع تحریم نمی‌دهد. تشبیه: مانند خواستگاری که فکر می‌کند ۵۰ درصد کار حل شده، فقط نظر طرف مقابل مانده! (نادیده گرفتن نقش تعیین‌کننده‌ی طرف مقابل). جناح داخلی‌محور (جلیلی): راه‌حل‌های پیشنهادی‌شان غیرواقع‌بینانه و خیالی است. مثال: ادعای صادرات ۱۱ میلیارد دلاری صیفی‌جات به روسیه (در حالی که کل واردات صیفی‌جات روسیه حدود ۱.۱ میلیارد دلار است). وضعیت بحرانی آب کشور، غیرممکن بودن چنین صادرات گسترده‌ای را آشکار می‌سازد و عمق توهم در این راه‌حل‌ها را نشان می‌دهد. 🔻پیامدهای نزاع توهم‌ها: گسترش اجتماعی نزاع: منازعه از سطح نامزدها به نیروهای سیاسی و بدنه اجتماعی هوادارانشان سرایت می‌کند. تولید و بازتولید توهم: صحنه اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای تبدیل به کارخانه تولید و بازتولید این توهم‌ها در عرصه حکمرانی می‌شود. پی‌آمدهای منفی: حل نشدن مشکلات کشور. مزمن شدن مشکلات. فرسایش دستگاه حکمرانی. تولید یأس و ناامیدی در جامعه نسبت به بهبود امور. 🔻نتیجه‌گیری این نزاع "توهم در برابر توهم" (تکیه صرف بر راه‌حل‌های داخلی غیرواقع‌بینانه در مقابل اصرار کورکورانه بر مذاکره به عنوان تنها راه حل، بدون توجه به تجربیات گذشته و خواست طرف مقابل) نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه اوضاع را بدتر کرده، حکمرانی را فرسوده و جامعه را ناامید می‌سازد. راه حل واقعی، رهایی از این دوگانه‌سازی کاذب و درک پیوند و مکمل‌بودن ظرفیت داخلی و تعامل هوشمندانه خارجی است.
یادتونه می گفتن وسط مذاکرات موشک هوا کردید توافق بهم خورد؟ ترامپ در دیدار پر انتظار با پوتین رسما از بالا سر پوتین B2 رد میکنه چون قدرت است که به دیپلماسی اجازه حرف زدن میده! اگه قدرت نداشته باشی میشی زلنسکی که اصلا به مذاکرات درباره سرنوشت کشورت دعوت نمیشی! 🖋 ابوالفضل بازرگان قدرت به دیپلماسی اجازه حرف زدن میده. قدرت است که انفتاح و گشایش دیپلماتیک ایجاد می‌کند. قدرت نداشته باشی اصلا مذاکره‌ای در کار نخواهد بود. یا دعوت به تسلیم خودخواسته میشوی یا جنگ. بی‌قدرت در حاشیه می‌روی. با قدرت و میدان است که آینده را آن‌طور که میخواهی میسازی
سلسله‌یادداشت‌هایی برای چند ماه قبل که هنوز خواندنی است. 👇👇👇👇 این یادداشت‌ها ظاهراً قبل از جنگ تحمیلی اسرائیل با ایران نوشته شدند.
چرايي ايجاد بازدارندگي اتمي و اتحاد ايران با چين-روسيه: توهم مذاكره با غرب و واقعيت‌هاي دوران گذار نظم جهاني حميد بهرامي 1/3 چکیده در پي ’آشوب پارادايمي‘ در سياست خارجي ايران و متعاقباً سياست هاي منفعلانه يك سال گذشته كه منجر به تضعيف ”محور مقاومت“ شد، تحولات تغييرنظم جهانی و فشارهای فزاینده غرب، منطقاً ایران بايستي به سمت راهبردهایی جایگزین برای تضمین امنیت و منافع ملی حركت كند. این مقاله با تحلیل بازدارندگی هسته‌ای و اتحاد استراتژیک ایران با چین و روسیه، نشان می‌دهد که چنين تصمیم‌هايي پاسخی عقلانی به تهدیدات خارجی و محدودیت‌های داخلی است. بر اساس چارچوب رئالیسم و با استفاده از مفاهیمی همچون بازدارندگی اتمی، گذار سیستمی و اتحاد استراتژیک، این مقاله سیاست‌های ایران را در اين دوران تحلیل می‌کند. اين مقاله همچنين درك غلط ميز تصميم گيري ايران از روند هاي جهاني و ضرورت بازبيني سياست خارجي بر اساس منطق واقع گرايي را بررسي ميكند. مقدمه از زمان انقلاب 57، سیاست خارجی ایران همواره بر استقلال و مقابله با سلطه خارجی تاکید داشته است. در این میان، تقابل ایران با غرب، به ویژه ایالات متحده، به دلیل فشارهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک، یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی ایران بوده است. تهديد هاي نظامي، تحریم‌ها و سیاست فشار حداکثری غرب ایران را وادار به اتخاذ سیاست‌هایی نظیر توسعه برنامه موشکی و هسته‌ای برای تضمین امنیت و حاکمیت خود کرده است. همزمان، نظم بین‌المللی نیز در حال گذار از نظام تک‌قطبی به نظام چندقطبی است. کاهش نفوذ آمریکا و ظهور چین و روسیه به عنوان بازیگران کلیدی، زمینه‌ساز همگرایی منافع ایران با این قدرت‌ها شده است. این مقاله بر آن است که توضیح دهد چرا ایران، در این دوران گذار، باید به سمت بازدارندگی هسته‌ای و تقویت اتحاد با چین و روسیه حرکت کند. اين مقاله همچنين توضيح ميدهد كه تضاد پارادايمي، مانع از ايجاد رابطه اي سازنده بين ايران و آمريكا شده است. بازدارندگی اتمی ایران به دلیل تهدیدات خارجی، به ویژه از سوی آمریکا و اسرائیل، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در توسعه برنامه‌های هسته‌ای، موشکی و ايجاد ”محور مقاومت“ کرده است. از دیدگاه رئالیستی، این اقدامات ابزاری برای بازدارندگی است و به ایران امکان می‌دهد تا با تهدیدات مستقیم مقابله کرده و هزینه‌های تجاوز را برای دشمنان خود افزایش دهد. توسعه توان هسته‌ای ایران نه تنها جنبه‌ای علمي و امنیتی دارد، بلکه پیامدهایی استراتژیک نیز به همراه دارد. بازدارندگی اتمی به ایران کمک می‌کند تا در مقابل تهدیدات نظامی ایستادگی کند و جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای تقویت نماید. تجربه تاریخی نشان داده است که ایران دچار تنهايي استراتژيك و ژئوپلتيك است، همواره مورد تهاجم بوده، از دوران باستان، حمله اعراب و مغول تا اشغال در جنگ جهاني دوم و جنگ هشت ساله با عراق. ايران در محیطی پرتنش و با تهدیدات مستمر خارجی، ناگزیر به اتخاذ رویکردهای دفاعی پیشرفته بوده است. يكي از ابزارهاي بازدارندگي ايران، محور مقاومت بود است اما به دلايلي نظير انفعال و تك بُعدي ديدن بازي در منطقه، با شكست در سوريه و آسيب جدي به حزب الله لبنان، محور مقاومت ديگر به شكل سابق توان ايجاد بازدارندگي براي ايران را ندارد. در اين ميان بازدارندگی اتمی نه تنها به عنوان عاملی برای مقابله با تهدیدات غرب، بلکه به مثابه اهرمی برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در نظام بین‌المللی عمل می‌کند. گذار سیستمی در نظم جهانی نظم جهانی در حال گذار از یک نظام تک‌قطبی تحت سلطه آمریکا به یک نظام چندقطبی با حضور چین، روسیه و دیگر قدرت‌های نوظهور است. این گذار تأثیرات گسترده‌ای بر سیاست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای داشته است. کاهش نفوذ اقتصادی آمریکا، افزایش قدرت اقتصادی چین و حضور نظامی-امنیتی روسیه در بحران‌های بین‌المللی، همگی نشانه‌های این تغییر سیستمیک هستند. این تحولات ساختاری، فضایی برای نقش‌آفرینی فعال‌تر ایران در عرصه بین‌المللی ایجاد کرده است. در این بستر، ایران می‌تواند از فرصت‌های موجود برای تقویت همکاری‌های خود با قدرت‌های شرقی بهره ببرد. چین به عنوان یک قدرت اقتصادی برجسته و روسیه به عنوان یک بازیگر نظامی-سیاسی تأثیرگذار، هر دو شریک‌های مناسبی برای ایران در این نظم در حال گذار هستند. ایران با بهره‌گیری از این اتحادها، می‌تواند جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر مستقل و تاثیرگذار منطقه‌ای تثبیت کند. همچنین، تغییرات در ساختار قدرت جهانی، امکان بیشتری برای مقاومت در برابر فشارهای غربی فراهم می‌آورد. https://x.com/HaBahrami/status/1868735551748096307