هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
22.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #نشست
💠 توسعهی متوازن یعنی شناخت صحیح
ابراهیم متقی
📌جهاد شناخت مقدم بر جهاد تبیین است و لذا ما تا زمانی که شناخت درستی از هستیشناسی امنیت نداشته باشیم، مثل جنگ اخیر، غافلگیر خواهیم شد.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️چهار سناریو برای آیندۀ ایران/Responsible Statecraft
جنگ ۱۲ روزه و آینده روابط آمریکا و ایران
جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، فرضیات قدیمی را در هم شکست و روابط آمریکا و ایران را به قلمرویی ناشناخته برد.
این درگیری، اوج تنشهای چندین دههای، خاورمیانه را در آستانه بیثباتی گسترده قرار داده است. آمریکا در مقطع حساسی برای بازتعریف رویکردش به ایران قرار دارد که میتواند منطقه را برای دههها شکل دهد. چهار سناریوی محتمل پیش رو است:
🔹تشدید بیپایان: چرخهای از حملات، خرابکاری و تحریمها که در جنگ اخیر به اوج رسید. ایران غنیسازی را ادامه میدهد اما از تسلیحاتی شدن خودداری میکند. آمریکا و اسرائیل با تحریم یا حملات پاسخ میدهند. این مسیر خطر جنگ منطقهای را افزایش میدهد.
🔹توافق در صورت عقبنشینی: مذاکرات جدی نیازمند تسلیم یکی از طرفین در موضوع غنیسازی است. پیشنهادهایی مانند کنسرسیوم غنیسازی منطقهای مطرح شده، اما فشار اسرائیل و سیاستهای تندرو در آمریکا مانع پیشرفت است. بدون تغییر سیاسی بزرگ، توافق بعید است.
🔹شتاب هستهای ایران: ایران ممکن است تحت فشار به سمت سلاح هستهای حرکت کند، اما این اقدام انزوای بیشتر و مسابقه تسلیحاتی را به دنبال دارد و مشکلات اقتصادیاش را حل نمیکند.
🔹صبر استراتژیک و چرخش به شرق: ایران با حفظ وضع موجود، روابط با چین و روسیه را تقویت میکند و از مذاکره با غرب ناامید میشود. این استراتژی، با تکیه بر فناوری نظامی چین، به ایران امکان بقا و انتظار برای تغییر توازن جهانی را میدهد، اما انزوا و وابستگی به شرق هزینههای خود را دارد.
🔹سؤال اصلی این است: ایران چه گزینهای دارد؟ سیاست فشار حداکثری به تغییر رژیم منجر نمیشود، بلکه بیثباتی و جنگ داخلی در کشوری با ۹۰ میلیون نفر را محتمل میکند، که پیامدهای آن منطقه را متلاطم خواهد کرد. چالش واقعی، نه فقط توقف برنامه هستهای، بلکه تعیین هدف نهایی و پذیرش تبعات آن است.
🆔@nazm_jahani
📌الهه کولایی، استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر حوزه روسیه:
کتابم در مورد روابط روسیه و اسرائیل را در دهه هشتاد خمیر کردند
حاصل پژوهش یک معلم دانشگاه به زباله دان در کنار بقیه کاغذهای باطله دانشکده سپرده شد تا خمیر شود
این بدین خاطر بود که تحلیل و دیدگاه من را جریانی که در دوران احمدینژاد حاکم بود قبول نداشتند
#عصراندیشه
🆔@nazm_jahani
⭕️از رنجی که می بریم
📖محمدرضا اسلامی: نقد محمدرضا جلاییپور به «بیانیه امروز جبهه اصلاحات» را خواندید. متن بسیار محترمانه و در عین حال منطقی تنظیم شده و «پرسش هایی جدی» را برای نویسندگان بیانیه اصلاحات طرح کرده است.
اما شوربختانه ماجرا فراتر از این یادداشت محترمانه محمدرضا جلاییپور است. و این حکایت همان رنجی است که میبریم. ما در ایران مبتلا به دو طیف فکری هستیم. یک طیف فکری نمایندگانش فؤاد ایزدی، حسین شریعتمداری، جواد لاریجانی و حمید رسایی است و در سمت مقابل یک طیف تفکر سیاسی را شاهدیم که «تبلورش» می شود همین بیانیه جبهه اصلاحات.
بیانه جبهه اصلاحات گویی در خلاء تنظیم شده است. انگار نه انگار که نویسندگان این بیانیه شاهد برندینگ چهره ای مشابه جولانی (احمد الشرع سابق) بوده اند. آیا ندیده اند که جولانی در توافق با غرب آمد، از سیمای «چهره جهادی» تحریرالشام به چهره کراوات زده تغییر شکل داد، با ترامپ دست داد، ولی اسرائیل تمام پایگاههای هواپیماهای نظامی سوریه را بمباران کرد. در بیانیه اصلاحات بحث «ترک تخاصم» شده، اما این بحث در مضحک ترین شکل خودش طرح شده است. گویی نویسندگان بیانیه ندیده اند که طرف مقابل در موضع تخاصم «تفکری» است که وزارت دفاع جولانی را وسط دمشق بمباران می کند و همزمان کودکِ قحطی زده ایستاده در صف غذا را نیز رگبار گلوله می بندد. نویسندگان بیانیه چطور اینقدر دنیا را رمانتیک می بینند؟
این بیانیه مایه شرم ابدی جبهه اصلاحات ایران خواهد ماند.
طرف مقابل در میانه مذاکرات (رسما در میانه مذاکره) آمده و ما را بمباران کرده و بعد متن این بیانیه اینگونه نازل تنظیم شده است.
گویی که نویسندگان این بیانیه در ویلایی در داخل ایران زندگی می کنند و کلا از اخبار سایر نقاط دنیا بیخبر و بی اطلاع اند.
🔵 ما گرفتار شده ایم. و عمر ما در این گرفتاری گذشت. از یک سو با جریانی مشابه حمید رسایی و فواد ایزدی و زاکانی سر و کار داریم و از سوی دیگر با جریانی که چنین نگاه رمانتیک و غیرواقعی به «دنیای امروز» دارند.
بیانیه جبهه اصلاحات طوری تنظیم شده که مشخص است نویسندگان این بیانیه نه درکی از قدرت دارند و نه درکی از مفاهیم پایه روابط انسانی. متن بیانیه مشابه انشای چند دانش آموز دبیرستانی است که «آرمانشهر ذهن نوجوان دبیرستانی» را بر سطور کاغذ به نگارش درآورده اند.
رنجی که می بریم این است که نه آن چند نوجوان جبهه اصلاحات، و نه حمید رسایی و رفقایش در جبهه پایداری، نیازی به بازنگری در خویش ندیده و نمی بینند.
ایام و روزها بر ما می گذرد.
🆔@nazm_jahani
⭕️از تغییر رژیم تا تغییر پارادایم
👤شهاب اسفندیاری:
یک زمانی بسیار شایع شده بود افرادی که میخواستند اظهار فضل کنند میگفتند «باید گفتمان کنیم». از نشانههای دانش و به روز بودن محسوب میشد! حالا رایج شده میگویند «باید تغییر پارادایم بدهیم». کأنه پارادایم دندهی خودرویی است که به ارادهی شخصی میتواند عوض شود. بزرگواران! آن چه که دنبالش هستید را صریح بگویید. طامات نبافید. تنِ توماس کوهن را هم در گور نلرزانید. تغییر پارادایم شرایط و مقدمات فراوان دارد که برخی از آنها اصلا از ارادهی افراد خارج است.
▫️بزرگواری اخیراً مقالهای در جریدهی فرنگی دیپلماتیک نوشته و در پایان گفتهاند: «انتخاب پیش روی ایران، منطقه و قدرتهای جهانی واضح است: ادامه گذشته فاجعهبار، یا شجاعت برای ساختن آیندهای مشترک. زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است.» یعنی ایشان فیالجمله کل عالم را به «تغییر پارادایم» امر فرمودهاند! سؤالی که پیش میآید این است که راقم آن سطور خود را بر کدامین سکو و در کدامین جایگاه (Standpoint) فرض میکند که میتواند همزمان برای «ایران»، «منطقه» و «قدرتهای جهانی» یک نسخهی واحد تجویز بفرماید؟
▫️صحنه بسیار روشن است: طرف مقابل آمده وسط مذاکره کشور شما را بمباران کرده. مردم شما، دانشمندان شما، فرماندهان شما را به خاک و خون کشیده است. خواستهی خود را هم صریح و واضح گفته: «تسلیم بیقید و شرط». حالا شما در جواب او میگویید «عزیزم! بیا با هم برویم یک پارادایم شیفت بدهیم»؟! خودتان از این سخنان به خنده نمیافتید؟ ما اكثر العبر و اقل الاعتبار.
▫️سالها مملکت به بهانهی «رفع نگرانی غربیها» معطل شد. سالها اقتصاد کشور به امید سرمایهگذاری غربیها تعطیل شد. آخر مشخص شد که مسئله آنها اصلا هستهای نیست. مسئلهی آنها ایران است. با ایران مستقل و قوی مشکل دارند. تغییر رژیم مطلوب آنها یعنی حذف ایران قوی و مستقل. مدعیان «تغییر پارادایم» توضیح دهند که طرح آنها آیا نتیجهای جز این دارد؟
▫️این سخنان را لطفا به معنی نفی دیپلماسی مصادره نکنید. از قضا نظریهپردازان جنگ هم گفتهاند که «جنگ همان دیپلماسی است. فقط با ابزار متفاوت». لذا فاتحان جنگهای تاریخ هم، برای تثبیت دستاوردها و ترسیم مرزها و معادلات جدید قدرت پس از پیروزی، «با دست پر» با طرف شکست خورده مذاکره کردهاند.
▫️طبعاً کسانی که معتقدند ایران از جنگ ۱۲ روزه سربلند بیرون آمده مخالف دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای این پیروزی نیستند. مشکل این است که عدهای با فرض غلطِ «شکست در جنگ»، و با فرض غلط اندر غلطِ «نادرست بودن سیاستهای هستهای و منطقهای» پیشاپیش پرچم تسلیم را بالا برده و میخواهند ایران سرافکنده و ذلیل وارد مذاکره شود. همانگونه که سال ۱۳۹۲ در تبلیغات انتخابات چنان روایتی پر عجز و لابه از فلاکت اوضاع مملکت ارائه کردند و آنگاه از موضع ضعف و خفت وارد مذاکره شدند و آن کلاه گشاد بر سرشان رفت.
▫️اکنون که ملتهای آزادهی جهان پیروزی ایران در جنگ با دو قدرت اتمی را میستایند، برخی که گویی بر ناصیهشان باختگرایی و تسلیمطلبی نوشته شده، دوباره مشغول برشمردن «سیاستهای اشتباه گذشته» ایران شدهاند. اشتباهی هم اگر بوده کوتاهی دولتها در حمایت از جبههی مقاومت بوده. اشتباهی اگر بوده کوتاهی دولتها در حمایت از توسعهی صنعت موشکی بوده. اشتباهی اگر بوده خون به دل حاج قاسمها و حاجیزادهها کردن بوده. اشتباه تعطیلی آزمایشهای موشکی و برنامه فضایی و خانهنشین و آوارهکردن دانشمندان بوده. اشتباه دست و دل بازی در ارائهی اطلاعات هستهای و اطلاعات دانشمندان عزیز ما به آژانس انرژی اتمی بوده.
▫️لذا اگر تغییر پارادایمی هم ممکن و ضروری باشد، عبور از آن پارادایم استعماری لازم است که سرمنشاء این اشتباهات مهلک و خطاهای راهبردی شد. اگر توبهای لازم باشد، توبهی اشخاصی لازم است که با تحلیلهای فریبندهی مشاورانی از اندیشکدههای غربی و مغزهای استعمارزده ایران را در موضع ضعف و آسیب قرار دادند. تأسفآور و البته مضحک است که متهمان اصلی در این مقوله امروز در مقام مدعی و طلبکار و حتی منجی ظاهر شوند. کل اگر طبیب بودی سر دولت خود دوا نمودی. اگر با ابراز ضعف و تواضع در برابر «کدخدا» قرار بود چیزی عاید شود که همان زمان شده بود.
🆔@NAZM_JAHANI
⭕️یادداشت قوچانی علیه بیانیه اصلاحطلبان: دیپلماسی جای بیانیه نیست
📖محمد قوچانی، رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی، در یادداشتی تحلیلی، بیانیه اخیر جبهه اصلاحات درباره سیاست خارجی کشور را اقدامی ناپخته، پرهزینه و تهدیدکننده برای انسجام ملی ارزیابی کرد.
قوچانی ابتدا با اشاره به سابقه تاریخی و تشکیلاتی جبهه اصلاحات، تأکید کرد که این جبهه هنوز یک «ائتلاف» انتخاباتی است نه یک حزب منسجم، و صدور بیانیههای تحلیلی در حوزههای حساس، بدون اجماع نهادی و تدوین سند مواضع مشترک، میتواند موجب اختلاف و چندصدایی شود.
قوچانی با اشاره به تمایز ماهوی میان «حزب» و «جبهه»، هشدار داد که ورود به مباحثی چون سیاست خارجی، بدون ابزار مشروعیت حزبی، از لحاظ کارشناسی خطا و از منظر سیاسی مناقشهآمیز است. قوچانی تأکید کرد که در دیپلماسی، برخلاف رقابتهای داخلی، یک ملت در برابر ملت دیگر مینشیند، نه اکثریت و اقلیت.
قوچانی، صدور این بیانیه را دارای سه هزینه کلان برای ایران میداند:
۱- تضعیف دست دولت مسعود پزشکیان در مذاکرات، در حالی که دشمن صلح را بهمعنای تسلیم میفهمد.
۲- تقویت جریانهای تندروی اصولگرا که درصدد تقابل دولت با نظاماند.
۳- تخریب فضای وفاق ملیِ بهوجود آمده پس از تجاوز اخیر اسرائیل.
قوچانی تأکید کرد که دولت پزشکیان با اعتماد نظام روی کار آمده و اصلاحطلبان باید بهجای صدور بیانیه علنی، از مسیرهای مشورتی، حمایت خود را از روند دیپلماسی اعلام کنند. او هشدار داد که دادن بهانه به دست جنگطلبان داخلی و خارجی، ضربهای است به مشروعیت اصلاحات و انسجام ملی.
🌐https://www.tabnak.ir/fa/news/1323679/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D9%82%D9%88%DA%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA
#عصراندیشه
🆔@nazm_jahani
⭕️بیانیه جبهه اصلاحات یک فول درشت بود
حمیدرضا جلائیپور
برای اغلب ایرانیان، کارشناسان و کنشگران سیاسی مثل روز روشن است که کشور با انواع مشکلات، معضلات و ناترازیها روبرو است. و اخیرا بر این معضلات، مشکل تهدید جنگی اسرائیل تجاوزکار (با حمایت همه جانبه بلوک غرب) هم اضافه شده است. طبیعی است در برابر چنین وضعیتی هر نیرویی اعم از اصولگرا، اصلاحطلب و تحولطلب (طرفداران انقلاب آرام و تغییرات اساسی) دنبال چارهجویی باشند.
اخیرا جبهه اصلاحات در بیانیهای (تحت عنوان آشتی ملی، در دسترس در کانال تلگرامی جبهه اصلاحات) برای خروج کشور از معضلاتش بر یازده پیشنهاد تاکید داشته است. پیشنهاداتی مانند آزادی زندانیان سیاسی، تاکید برگفتمان توسعه ملی، تعطیلی نهادهای موازی، عدم دخالت نیروهای نظامی در امور غیر نظامی، اصلاح رویکرد صداسیما و تغییر مدیران آن، توجه بیشتر به حقوق زنان، فعالتر کردن دیپلماسی، همکاری با همسایگان و غیره. اما مشکل بیانیه ذکر این پیشنهادات نیست (اغلب این پیشنهادات را حاکمیت و دولت در عمل بدون تبلیغات دنبال اجرای آن هستند). مشکل و فول درشت بیانیه لحن غیراصلاحطلبانه و بیتوجهی و بیمسولیتی به شرایط جنگی کشور است و حرکتی بر ضد دولت توافقگرای پزشکیان است.
لحن بیانیه در چارچوب مطالبات تحولخواهان (کسانی که مثل آقای مصطفی تاجزاده از تغییرات ساختاری در نظام سیاسی) است. در بیانیه چند بار از «تخاصم ایران» از «تنشزایی» ایران و از اصرار ایران روی «استراتژیهای تقابل» صحبت شده است. این در حالی است که ایران و جمهوری اسلامی از هفت اکتبر سال ٢٠٢٣ با کشوری تخاصم نداشته است. اتفاقا جمهوری اسلامی پنج دور مذاکره با آمریکا داشت که در وسط این مذاکرات اسرائیل خبیث و آمریکا به خاک ایران و خانههای شهروندان حمله کرده است. در بیانیه از ٢٢ سال مذاکره تاکتیکی و خرید زمان از سوی جمهوری اسلامی صحبت شده است. در حالی که حکومت ایران سالها روی توافق برجام کار کرد و این آمریکا و ترامپ بود که زیرش زد و از برجام خارج شد نه ایران و حکومت آن.
ایران و جمهوری اسلامی در زمان صدور این بیانیه در وسط جنگ با نیرویی خبیث و خطرناک مثل اسرائیل است. برای عبور از پیچ این جنگ خطرناک هر کنشگر عاقلی میداند که راهش «همکاری» حاکمیت، دولت با نیروهای جامعه است. راه عبور از این بحران ایجاد شقاق در حاکمیت و دولت در وسط جنگ با ادعای طلبکاری مطالبات ساختاری نیست. جالب این که پزشکیان توافقگرا نامزد منتخب جبهه اصلاحات است. و اتفاقا توافقگرایی دولت پزشکیان در یک سالی که ایران با شرایط جنگی روبرو بوده است کار کرده است. در بیانیه جبهه اصلاحات بجای تقویت همکاری میان دولت و حاکمیت با زبان تغییرات ساختاری بر افتراق دولت و حاکمیت تاکید میکند و این عین بیمسولیتی است.
اصلاحطلبی یعنی تاکید بر تغییرات تدریجی و ممکن در درون سیستم سیاسی موجود، نه علیه سیستم سیاسی، آن هم وسط جنگ. مردم روسیه در جنگ جهانی دوم در جنگ با آلمان نازی با کمک دولت استالین، که میلیونها روسی را کشته بود، پیروز شدند. به طریق اولی هم اکنون ایران هم میتواند بر دشمن و نازی زمان یعنی حکومت غاصب اسرائیل، با کمک جمهوری اسلامی، که در سال ١۴٠٣ پنجاه در صد مردم در انتخاباتش شرکت کردند، بر خصم پیروز شود.
زبان و لحن و جهتگیری بیانیه قابل دفاع نیست. شما این زبان را مقایسه کنید با زبان انتقادی حسن روحانی در این روزها. حسن روحانی در تحلیلش از اوضاع حاد کشور، ایران را متخاصم نمیداند، و ساده و سردستی تکلیف غنیسازی را روشن نکرده است (در صورتی که خود حسنروحانی یکی از متخصصین موضوع هستهای هست. در کشورما متاسفانه کسانی درباره هستهای نظر کارشناسی میدهند که حتی اخبار هستهای را هم کامل مرور نکردهاند اما صاحب نظرات قاطع هستند). در نقد حسن روحانی ضمن احترام به رهبری (و ضمن احترام به فرماندهی موثر او در جنگ دوازده روزه) و بدون گرفتن یقه حاکمیت، پیشنهاد راه برون رفت داده است (پیشنهاد بازگشت به مردم، و تدوین استرتژی ملی مبتنی بر توسعه). لحن غیر انقلابی نقد حسن روحانی باعث شد این نقد بدون تنش میان نیروهای سیاسی شنیده شود و حتی صداسیما آنرا پخش کند.
#عصراندیشه
🆔@nazm_jahani
چه باید کرد که طرحهای جریان خوشبین به غرب که اگر چه به ایران قوی و اعتلای آن میاندیشند، منجر به #استحاله ایران اسلامی نشود.
یعنی اینگونه نباشد که تندروهای اصلاحات و امثال آقای مصطفی تاجزاده، با سایر تحولخواهان اصلاحات خواسته یا ناخواسته (که در نهایت خوشبینی به غرب دارند و دیپلماسیگرای افراطی اند و غرب را نه به #غرب_فرهنگی، که حداکثر به غرب استعماری تقلیل میدهند) همگی یک روند را دنبال کنند که سرانجام به تغییرات بنیادین ختم خواهد شد. تغییرات بنیادینی که با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نسبت تضادی دارد.
حالا یکی معتقد به گذار مسالمتآمیز و گامبهگام است و دیگری معتقد به تغییرات دفعی.
هدایت شده از خط انرژی
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 گام بعدی FATF، برنامه موشکی ایران
🔹احسان حسینی: بر فرض FATF آن ۲۴ بند از برنامه اقدام را که از ایران نپذیرفته، قبول کند و ایران ۱۷ توصیه عمومی FATF را پاس کند، حال گام بعدی چیست؟
🔹به تجربه کره شمالی برگردیم. این کشور بعد از پذیرفتن هر دو کنوانسیون پالرمو و CFT، با یک بهانه جدید به نام تامین مالی سلاح کشتار جمعی شامل هستهای و موشکی مواجه شد.
🌐 ارائه کامل را در یوتیوب و آپارات خط انرژی ببینید.
@khate_energy
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📌الهه کولایی، استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر حوزه روسیه: کتابم در مورد روابط روسیه و اسرائیل را در د
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس
بیژن عبدالکریمی
25 مرداماه 1404
دوست و برادر بزرگوارم، جناب دکتر محمد حسن علایی طی یک یادداشت پرسش سترگی را در برابر بنده نهادند که در اینجا متن یادداشت ایشان و پاسخ کوتاه خود را با هم خدمت عزیزان دغدغه مند ایران دوست تقدیم می کنم:
🔴 پرسش از امکان ارتقا گفتمان انقلاب برای نجات ایران!
✍️دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس)
♦️چشمانداز نظری دکتر بیژن عبدالکریمی در بستر اندیشههای متفکرانی چون فردید و داوری در ایران، و متاثر از هایدگر و نیچه بیشتر ناظر بر وجوه سلبی و انتقادی غرب بوده است فلذا ایشان با طرح مباحثی چون "ما و نظام سلطه" در جهت تمهید و تمنای راهی ورای راه و روش سلطهجویانه غرب و مصون از مضار غربزدگی؛ در سپهر فرهنگ حضور حقیقتا فعالی داشته است. صرف نظر از اینکه این تبار فکری از منظر برخی منتقدان به سیطرهی غربستیزی در نگاه کارگزاران نظام حکمرانی برآمده از آرمانهای انقلاب ۵۷، دامن زده است ارتقای سطح گفتمانی نیروهای انقلاب، متقابلا از جمله دغدغههای ایشان برای گذر از بحرانهای عدیدهی کشور بودهاست.
♦️بعد از رشادتهای فرزندان ملت در جنگ تحمیلی و ️در تمام این سالها، گفتمان انقلاب و نخبگان نظامی و بچههای بسیج دایرهی نیروهای مورد وثوق نظام حکمرانی را تشکیل داده است فلذا در جذب و بکارگیری افراد برای نهادهای فکری و فرهنگی نیز ایشان مورد اعتماد و وثوق بوده اند. دکتر عبدالکریمی نیز بارها و بارها ایشان را به عنوان تنها نیروهای اصیل تاریخی کشور معرفی کردهاست.
♦️بدنه اصلی حاکمیت؛ به زعم دکتر عبدالکریمی نماینده قشر سنتگرای جامعه بوده است و لذا از درک تحولات و اقتضائات عالم جدید و سوژه مدرن ناتوان بوده است. و برای ارتقا سطح فهم پدیدارها و نحوهی تعامل با جهان به بخش وسیعی از اهل نظر مستقل، نخبگان و اهالی علوم انسانی به دیدهی انکار نگریسته است. چندان که با کنارهگیری؛ انفعال یا مهاجرت ایشان به پیکرهی نهاد علم صدمات جدی وارد آمده است.
♦️عبدالکریمی دولت شبه مدرن و جامعه ایران را به جهت فروماندن در ورطه توسعه نیافتگی تاریخی گرفتار در انواع خشونت ساختاری و اصناف فساد و رانت قلمداد می کند فلذا نفوذ همین الیگارش برخوردار، در تصمیمسازی ها که به جای منافع ملی منافع گروهی و جناحی را مقدم شمردهاند گرهای بر گرهها زده است. فلذا بسیاری از مدعیان نجات کشور خود بخشی از بحرانند.
♦️در شرایط توسعه نیافتگی تاریخی، ️فقدان بسترها و فرماسیونهای اجتماعی متضمن دموکراسی و جامعه مدنی نیز از منظر عبدالکریمی به شکلگیری نهادهای مشروط ساز قدرت نیانجامیده است فلذا قدرت قهرا صبغه انحصاری پیدا کرده و چرخش نخبگان چندان میسر نگشتهاست. ایضا در این میانه عموم مساعی روشنفکران از نظر وی به جهت عدم درک شرایط تاریخی جز دامن زدن به شکاف دولت-ملت ثمر چندانی نداشته است.
♦️گذشته از وضعیت آب و برق و معیشت ملت؛ در شرایطی که نظام حکمرانی برای استمرار و استحکام پایههای حفظ خود و مخصوصا بقای ایران در معرض بزرگترین آزمونهاست سوال حیاتی نگارنده از جناب دکتر بیژن عبدالکریمی؛ استاد محترم فلسفه دانشگاه؛ با آن عقبهی فکری و سابقهی فعالیتهای اجتماعی پررنگ مخصوصا در سالهای اخیر، این است؛ امروز پس از تجربه ی جنگ ۱۲ روزه و حقیقتا با توجه به عنایتی که ایشان به ارتقای گفتمان انقلاب دارند؛ نظام حکمرانی چگونه و با چه ساز و کاری میتواند برای برونرفت از انواع بحرانها به آرای مصلحان؛ متفکران؛ روشنفکران و آرای عمومی رجوع و اقبالی داشته باشد؟
به بیان دیگر و از سویی دیگر، نخبگان دلسوز و آگاه که برای آیندهی کشور شدیدا بیمناکند چگونه میتوانند در جهت منافع ملی منشا اثر گشته، به یاری نظام حکمرانی و گفتمان انقلاب برای بقای ایران بشتابند؟
🆔@nazm_jahani