eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️از تغییر رژیم تا تغییر پارادایم 👤شهاب اسفندیاری: یک زمانی بسیار شایع شده بود افرادی که می‌خواستند اظهار فضل کنند می‌گفتند «باید گفتمان کنیم». از نشانه‌های دانش و به روز بودن محسوب می‌شد! حالا رایج شده می‌گویند «باید تغییر پارادایم بدهیم». کأنه پارادایم‌ دنده‌ی خودرویی است که به اراده‌ی شخصی می‌تواند عوض شود. بزرگواران! آن چه که دنبالش هستید را صریح بگویید. طامات نبافید. تنِ توماس کوهن را هم در گور نلرزانید. تغییر پارادایم شرایط و مقدمات فراوان دارد که برخی از آنها اصلا از اراده‌ی افراد خارج است. ▫️بزرگواری اخیراً مقاله‌ای در جریده‌ی فرنگی دیپلماتیک نوشته و در پایان گفته‌اند: «انتخاب پیش روی ایران، منطقه و قدرت‌های جهانی واضح است: ادامه گذشته فاجعه‌بار، یا شجاعت برای ساختن آینده‌ای مشترک. زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است.» یعنی ایشان فی‌الجمله کل عالم را به «تغییر پارادایم» امر فرموده‌اند! سؤالی که پیش می‌آید این است که راقم آن سطور خود را بر کدامین سکو و در کدامین جای‌گاه (Standpoint) فرض می‌کند که می‌تواند هم‌زمان برای «ایران»، «منطقه» و «قدرت‌های جهانی» یک نسخه‌‌ی واحد تجویز بفرماید؟ ▫️صحنه بسیار روشن است: طرف مقابل آمده وسط مذاکره کشور شما را بمباران کرده. مردم شما، دانشمندان شما، فرماندهان شما را به خاک و خون کشیده است. خواسته‌ی خود را هم صریح و واضح گفته: «تسلیم بی‌قید و شرط». حالا شما در جواب  او می‌گویید «عزیزم! بیا با هم برویم یک پارادایم شیفت بدهیم»؟! خودتان از این سخنان به خنده نمی‌افتید؟ ما اكثر العبر و اقل الاعتبار. ▫️سال‌ها مملکت به بهانه‌ی «رفع نگرانی‌ غربی‌ها» معطل شد. سال‌ها اقتصاد کشور به امید سرمایه‌گذاری غربی‌ها تعطیل شد. آخر مشخص شد که مسئله‌ آنها اصلا هسته‌ای نیست. مسئله‌ی آنها ایران است. با ایران مستقل و قوی مشکل دارند. تغییر رژیم مطلوب آنها یعنی حذف ایران قوی و مستقل. مدعیان «تغییر پارادایم» توضیح دهند که طرح آنها آیا نتیجه‌ای جز این دارد؟ ▫️این سخنان را لطفا به معنی نفی دیپلماسی مصادره نکنید. از قضا نظریه‌پردازان جنگ هم گفته‌اند که «جنگ همان دیپلماسی است. فقط با ابزار متفاوت». لذا فاتحان جنگ‌های تاریخ هم، برای تثبیت دستاوردها و ترسیم مرزها و معادلات جدید قدرت پس از پیروزی، «با دست پر» با طرف شکست خورده مذاکره کرده‌اند. ▫️طبعاً کسانی که معتقدند ایران از جنگ ۱۲ روزه سربلند بیرون آمده مخالف دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای این پیروزی نیستند. مشکل این است که عده‌ای با فرض غلطِ «شکست در جنگ»، و با فرض  غلط اندر غلطِ «نادرست بودن سیاست‌های هسته‌ای و منطقه‌ای» پیشاپیش پرچم تسلیم را بالا برده‌ و می‌خواهند ایران سرافکنده و ذلیل وارد مذاکره شود. همانگونه که سال ۱۳۹۲ در تبلیغات انتخابات چنان روایتی پر عجز و لابه از فلاکت اوضاع مملکت ارائه کردند و آنگاه از موضع ضعف و خفت وارد مذاکره شدند و آن کلاه گشاد بر سرشان رفت. ▫️اکنون که ملت‌های آزاده‌ی جهان پیروزی ایران در جنگ با دو قدرت اتمی را می‌ستایند، برخی که گویی بر ناصیه‌شان باخت‌گرایی و تسلیم‌طلبی نوشته شده، دوباره مشغول برشمردن «سیاست‌های اشتباه گذشته» ایران شده‌اند. اشتباهی هم اگر بوده کوتاهی‌ دولت‌ها در حمایت از جبهه‌ی مقاومت بوده. اشتباهی اگر بوده کوتاهی دولت‌ها در حمایت از توسعه‌ی صنعت موشکی بوده. اشتباهی اگر بوده خون به دل حاج قاسم‌ها و حاجی‌زاده‌ها کردن بوده. اشتباه تعطیلی آزمایش‌های موشکی و برنامه فضایی و خانه‌نشین و آواره‌کردن دانشمندان بوده. اشتباه دست و دل بازی در ارائه‌ی اطلاعات هسته‌ای و اطلاعات دانشمندان عزیز ما به آژانس انرژی اتمی بوده. ▫️لذا اگر تغییر پارادایمی هم ممکن و ضروری باشد، عبور از آن پارادایم استعماری لازم است که سرمنشاء این اشتباهات مهلک و خطاهای راهبردی شد. اگر توبه‌ای لازم باشد، توبه‌ی اشخاصی لازم است که با تحلیل‌های فریبنده‌ی مشاورانی از اندیشکده‌های غربی و مغزهای استعمارزده ایران را در موضع ضعف و آسیب قرار دادند. تأسف‌آور و البته مضحک است که متهمان اصلی در این مقوله امروز در مقام مدعی و طلبکار و حتی منجی ظاهر شوند. کل اگر طبیب بودی سر دولت خود دوا نمودی. اگر با ابراز ضعف و تواضع در برابر «کدخدا» قرار بود چیزی عاید شود که همان زمان شده بود. 🆔@NAZM_JAHANI
⭕️یادداشت قوچانی علیه بیانیه اصلاح‌طلبان: دیپلماسی جای بیانیه نیست 📖محمد قوچانی، رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی، در یادداشتی تحلیلی، بیانیه اخیر جبهه اصلاحات درباره سیاست خارجی کشور را اقدامی ناپخته، پرهزینه و تهدیدکننده برای انسجام ملی ارزیابی کرد. قوچانی ابتدا با اشاره به سابقه تاریخی و تشکیلاتی جبهه اصلاحات، تأکید کرد که این جبهه هنوز یک «ائتلاف» انتخاباتی است نه یک حزب منسجم، و صدور بیانیه‌های تحلیلی در حوزه‌های حساس، بدون اجماع نهادی و تدوین سند مواضع مشترک، می‌تواند موجب اختلاف و چندصدایی شود. قوچانی با اشاره به تمایز ماهوی میان «حزب» و «جبهه»، هشدار داد که ورود به مباحثی چون سیاست خارجی، بدون ابزار مشروعیت حزبی، از لحاظ کارشناسی خطا و از منظر سیاسی مناقشه‌آمیز است. قوچانی تأکید کرد که در دیپلماسی، برخلاف رقابت‌های داخلی، یک ملت در برابر ملت دیگر می‌نشیند، نه اکثریت و اقلیت. قوچانی، صدور این بیانیه را دارای سه هزینه کلان برای ایران می‌داند: ۱- تضعیف دست دولت مسعود پزشکیان در مذاکرات، در حالی که دشمن صلح را به‌معنای تسلیم می‌فهمد. ۲- تقویت جریان‌های تندروی اصولگرا که درصدد تقابل دولت با نظام‌اند. ۳-  تخریب فضای وفاق ملیِ به‌وجود آمده پس از تجاوز اخیر اسرائیل. قوچانی تأکید کرد که دولت پزشکیان با اعتماد نظام روی کار آمده و اصلاح‌طلبان باید به‌جای صدور بیانیه علنی، از مسیرهای مشورتی، حمایت خود را از روند دیپلماسی اعلام کنند. او هشدار داد که دادن بهانه به دست جنگ‌طلبان داخلی و خارجی، ضربه‌ای است به مشروعیت اصلاحات و انسجام ملی. 🌐https://www.tabnak.ir/fa/news/1323679/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D9%82%D9%88%DA%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA 🆔@nazm_jahani
⭕️بیانیه جبهه اصلاحات یک فول درشت بود حمیدرضا جلائی‌پور برای اغلب ایرانیان، کارشناسان و کنشگران سیاسی مثل روز روشن است که کشور با انواع مشکلات، معضلات و ناترازی‌ها روبرو است. و اخیرا بر این معضلات، مشکل تهدید جنگی اسرائیل تجاوزکار (با حمایت همه جانبه بلوک غرب) هم اضافه شده است. طبیعی است در برابر چنین وضعیتی هر نیرویی اعم از اصول‌گرا، اصلاح‌طلب و تحول‌طلب (طرفداران انقلاب آرام و تغییرات اساسی) دنبال چاره‌جویی باشند. اخیرا جبهه اصلاحات در بیانیه‌ای (تحت عنوان آشتی ملی، در دسترس در کانال تلگرامی جبهه اصلاحات) برای خروج کشور از معضلاتش بر یازده پیشنهاد تاکید داشته است. پیشنهاداتی مانند آزادی زندانیان سیاسی، تاکید برگفتمان توسعه ملی، تعطیلی نهادهای موازی، عدم دخالت نیروهای نظامی در امور غیر نظامی، اصلاح رویکرد صداسیما و تغییر مدیران آن، توجه بیشتر به حقوق زنان، فعال‌تر کردن دیپلماسی، همکاری با همسایگان و غیره. اما مشکل بیانیه ذکر این پیشنهادات نیست (اغلب این پیشنهادات را حاکمیت و دولت در عمل بدون تبلیغات دنبال اجرای آن هستند). مشکل و فول درشت بیانیه لحن غیراصلاح‌طلبانه و بی‌توجهی و بی‌مسولیتی به شرایط جنگی کشور است و حرکتی بر ضد دولت توافق‌گرای پزشکیان است. لحن بیانیه در چارچوب مطالبات تحول‌خواهان (کسانی که مثل آقای مصطفی تاج‌زاده از تغییرات ساختاری در نظام سیاسی) است. در بیانیه چند بار از «تخاصم ایران» از «تنش‌زایی» ایران و از اصرار ایران روی «استراتژی‌های تقابل» صحبت شده است. این در حالی است که ایران و جمهوری اسلامی از هفت اکتبر سال ٢٠٢٣ با کشوری تخاصم نداشته است. اتفاقا جمهوری اسلامی پنج دور مذاکره با آمریکا داشت که در وسط این مذاکرات اسرائیل خبیث و آمریکا به خاک ایران و خانه‌های شهروندان حمله کرده است. در بیانیه از ٢٢ سال مذاکره تاکتیکی و خرید زمان از سوی جمهوری اسلامی صحبت شده است. در حالی که حکومت ایران سال‌ها روی توافق برجام کار کرد و این آمریکا و ترامپ بود که زیرش زد و از برجام خارج شد نه ایران و حکومت آن. ایران و جمهوری اسلامی در زمان صدور این بیانیه در وسط جنگ با نیرویی خبیث و خطرناک مثل اسرائیل است. برای عبور از پیچ این جنگ خطرناک هر کنشگر عاقلی می‌داند که راهش «همکاری» حاکمیت، دولت با نیروهای جامعه است. راه عبور از این بحران ایجاد شقاق در حاکمیت و دولت در وسط جنگ با ادعای طلبکاری مطالبات ساختاری نیست. جالب این که پزشکیان توافق‌گرا نامزد منتخب جبهه اصلاحات است. و اتفاقا توافق‌گرایی دولت پزشکیان در یک سالی که ایران با شرایط جنگی روبرو بوده است کار کرده است. در بیانیه جبهه اصلاحات بجای تقویت همکاری میان دولت و حاکمیت با زبان تغییرات ساختاری بر افتراق دولت و حاکمیت تاکید می‌کند و این عین بی‌مسولیتی است. اصلاح‌طلبی یعنی تاکید بر تغییرات تدریجی و ممکن در درون سیستم سیاسی موجود، نه علیه سیستم سیاسی، آن هم وسط جنگ. مردم روسیه در جنگ جهانی دوم در جنگ با آلمان نازی با کمک دولت استالین، که میلیون‌ها روسی را کشته بود، پیروز شدند. به طریق اولی هم اکنون ایران هم می‌تواند بر دشمن و نازی زمان یعنی حکومت غاصب اسرائیل، با کمک جمهوری اسلامی، که در سال ١۴٠٣ پنجاه در صد مردم در انتخاباتش شرکت کردند، بر خصم پیروز شود. زبان و لحن و جهت‌گیری بیانیه قابل دفاع نیست. شما این زبان را مقایسه کنید با زبان انتقادی حسن روحانی در این روزها. حسن روحانی در تحلیلش از اوضاع حاد کشور،  ایران را متخاصم نمی‌داند، و ساده و سردستی تکلیف غنی‌سازی را روشن نکرده است (در صورتی که خود حسن‌روحانی یکی از متخصصین موضوع هسته‌ای هست. در کشورما متاسفانه کسانی درباره هسته‌ای نظر کارشناسی می‌دهند که حتی اخبار هسته‌ای را هم کامل مرور نکرده‌اند اما صاحب نظرات قاطع هستند). در نقد حسن روحانی ضمن احترام به رهبری (و ضمن احترام به فرماندهی موثر او در جنگ دوازده روزه) و بدون گرفتن یقه حاکمیت، پیشنهاد راه برون رفت داده است (پیشنهاد بازگشت به مردم، و تدوین استرتژی ملی مبتنی بر توسعه).  لحن غیر انقلابی نقد حسن روحانی باعث شد این نقد بدون تنش میان نیروهای سیاسی شنیده شود و حتی صداسیما آن‌را پخش کند. 🆔@nazm_jahani
چه باید کرد که طرح‌های جریان خوش‌بین‌ به غرب که اگر چه به ایران قوی و اعتلای آن می‌اندیشند، منجر به ایران اسلامی نشود. یعنی این‌گونه نباشد که تندروهای اصلاحات و امثال آقای مصطفی تاجزاده، با سایر تحول‌خواهان اصلاحات خواسته یا ناخواسته (که در نهایت خوش‌بینی به غرب دارند و دیپلماسی‌گرای افراطی اند و غرب را نه به ، که حداکثر به غرب استعماری تقلیل می‌دهند) همگی یک روند را دنبال کنند که سرانجام به تغییرات بنیادین ختم خواهد شد. تغییرات بنیادینی که با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نسبت تضادی دارد. حالا یکی معتقد به گذار مسالمت‌آمیز و گام‌به‌گام است و دیگری معتقد به تغییرات دفعی.
هدایت شده از خط انرژی
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 گام بعدی FATF، برنامه موشکی ایران 🔹احسان حسینی: بر فرض FATF آن ۲۴ بند از برنامه اقدام را که از ایران نپذیرفته، قبول کند و ایران ۱۷ توصیه عمومی FATF را پاس کند، حال گام بعدی چیست؟ 🔹به تجربه کره شمالی برگردیم. این کشور بعد از پذیرفتن هر دو کنوانسیون پالرمو و CFT، با یک بهانه جدید به نام تامین مالی سلاح کشتار جمعی شامل هسته‌ای و موشکی مواجه شد. 🌐 ارائه کامل را در یوتیوب و آپارات خط انرژی ببینید. @khate_energy
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس بیژن عبدالکریمی 25 مرداماه 1404 دوست و برادر بزرگوارم، جناب دکتر محمد حسن علایی طی یک یادداشت پرسش سترگی را در برابر بنده نهادند که در اینجا متن یادداشت ایشان و پاسخ کوتاه خود را با هم خدمت عزیزان دغدغه مند ایران دوست تقدیم می کنم: 🔴 پرسش از امکان ارتقا گفتمان انقلاب برای نجات ایران! ✍️دکتر محمدحسن علایی (جامعه‌شناس) ♦️چشم‌انداز نظری دکتر بیژن عبدالکریمی در بستر اندیشه‌های متفکرانی چون فردید و داوری در ایران، و متاثر از هایدگر و نیچه بیشتر ناظر بر وجوه سلبی و انتقادی غرب بوده است فلذا ایشان با طرح مباحثی چون "ما و نظام سلطه" در جهت تمهید و تمنای راهی ورای راه و روش سلطه‌جویانه غرب و مصون از مضار غربزدگی؛ در سپهر فرهنگ حضور حقیقتا فعالی داشته است. صرف نظر از اینکه این تبار فکری از منظر برخی منتقدان به سیطره‌ی غرب‌ستیزی در نگاه کارگزاران نظام حکمرانی برآمده از آرمان‌‌های انقلاب ۵۷، دامن زده است ارتقای سطح گفتمانی نیروهای انقلاب، متقابلا از جمله دغدغه‌های ایشان برای گذر از بحران‌های عدیده‌ی کشور بوده‌است. ♦️بعد از رشادت‌های فرزندان ملت در جنگ تحمیلی و ️در تمام این سال‌ها، گفتمان انقلاب و نخبگان نظامی و بچه‌های بسیج دایره‌ی نیروهای مورد وثوق نظام حکمرانی را تشکیل داده است فلذا در جذب و بکارگیری افراد برای نهادهای فکری و فرهنگی نیز ایشان مورد اعتماد و وثوق بوده اند. دکتر عبدالکریمی نیز بارها و بارها ایشان را به عنوان تنها نیروهای اصیل تاریخی کشور معرفی کرده‌است. ♦️بدنه اصلی حاکمیت؛ به زعم دکتر عبدالکریمی نماینده قشر سنت‌گرای جامعه بوده است و لذا از درک تحولات و اقتضائات عالم جدید و سوژه مدرن ناتوان بوده است. و برای ارتقا سطح فهم پدیدارها و نحوه‌ی تعامل با جهان به بخش وسیعی از اهل نظر مستقل، نخبگان و اهالی علوم انسانی به دیده‌ی انکار نگریسته است. چندان که با کناره‌گیری؛ انفعال یا مهاجرت ایشان به پیکره‌ی نهاد علم صدمات جدی وارد آمده است. ♦️عبدالکریمی دولت شبه مدرن و جامعه ایران را به جهت فروماندن در ورطه توسعه نیافتگی تاریخی گرفتار در انواع خشونت‌ ساختاری و اصناف فساد و رانت قلمداد می کند فلذا نفوذ همین الیگارش برخوردار، در تصمیم‌سازی ها که به جای منافع ملی منافع گروهی و جناحی را مقدم شمرده‌اند گره‌ای بر گره‌ها زده است. فلذا بسیاری از مدعیان نجات کشور خود بخشی از بحرانند‌. ♦️در شرایط توسعه نیافتگی تاریخی، ️فقدان بسترها و فرماسیون‌های اجتماعی متضمن دموکراسی و جامعه مدنی نیز از منظر عبدالکریمی به شکل‌گیری نهادهای مشروط ساز قدرت نیانجامیده است فلذا قدرت قهرا صبغه انحصاری پیدا کرده و چرخش نخبگان چندان میسر نگشته‌است. ایضا در این میانه عموم مساعی روشنفکران از نظر وی به جهت عدم درک شرایط تاریخی جز دامن زدن به شکاف دولت-ملت ثمر چندانی نداشته است. ♦️گذشته از وضعیت آب و برق و معیشت‌ ملت؛ در شرایطی که نظام حکمرانی برای استمرار و استحکام پایه‌های حفظ خود و مخصوصا بقای ایران در معرض بزرگترین آزمون‌هاست سوال حیاتی نگارنده از جناب دکتر بیژن عبدالکریمی؛ استاد محترم فلسفه دانشگاه؛ با آن عقبه‌ی فکری و سابقه‌ی فعالیت‌های اجتماعی پررنگ مخصوصا در سال‌های اخیر، این است؛ امروز پس از تجربه ی جنگ ۱۲ روزه و حقیقتا با توجه به عنایتی که ایشان به ارتقای گفتمان انقلاب دارند؛ نظام حکمرانی چگونه و با چه ساز و کاری می‌تواند برای برون‌رفت از انواع بحران‌ها به آرای مصلحان؛ متفکران؛ روشنفکران و آرای عمومی رجوع و اقبالی داشته باشد؟ به بیان دیگر و از سویی دیگر، نخبگان دلسوز و آگاه که برای آیند‌ه‌ی کشور شدیدا بیمناکند چگونه می‌توانند در جهت منافع ملی منشا اثر گشته، به یاری نظام حکمرانی و گفتمان انقلاب برای بقای ایران بشتابند؟ 🆔@nazm_jahani
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس بیژن عبدالکریمی 25 مرداماه 1404 دوست و برادر بزرگوارم، جناب
پاسخ بیژن عبدالکریمی: ما به تغییر نگرش عمیق و صادقانه خود بر اساس اصول و مبانی زیر می توانیم به ارتقای گفتمان انقلاب به منزله یگانه راه نجات کشور کمک کنیم: 1. درک عمیق و به رسمیت شناختن خطرات امنیتی و ژئوپلیتیک کشور 2. درک این حقیقت که علیرغم تمامی انتقادات تند و رادیکالی که به نظام جمهوری اسلامی داشته باشیم، سقوط جمهوری اسلامی و حاکمیت ملی ما منجر به تبدیل ایران به «زمینی سوخته» همراه با حداقل صدها هزار (اگر نگویم میلیون ها) کشته و از بین رفتن تمامی زیرساخت های ایران خواهد بود نه اینکه شرایط بازی کنشگران تغییر کند، بلکه اساساً دیگر زمین بازی ایی نخواهد ماند. 3. تکیه بر فرهنگ ضداستعماری و اتکا به خویشتن و فرهنگ ملی و مبارزه با غرب پرستی و عرب سالاری بسیار مبتذلی که بسیاری از روشنفکران و کنشگران ما به دام آن افتاده اند. 4. نقد رادیکال نئولیبرالیسمی که تمام آرمانهای عدالت طلبانه انقلاب را قربانی ساخته و فقر عظیمی را به بخش های وسیعی از جامعه تحمیل ساخته است. 5. مخالفت با سیاست های خصوصی سازی، بازگشت به سیاست های اقتصادی جامعه گرا (و نه فردگرا و بورژوامنشانه لیبرالی) 5. توجه به واقع بودگی اجتماعی و بنیادهای عینی و اقتصادی برای بسط توسعه سیاسی و نه صرفاً رجزخوانی های مبتذل سیاسی آنگاه در یک چنین چارچوبی با نوعی همدلی و براساس توجه به امر ملی و نه بر اساس منطق اپوزیسیونی شدیدترین انتقادات را به جامعه، گفتمان انقلاب و حتی رهبران انقلاب بیان دارید.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس بیژن عبدالکریمی 25 مرداماه 1404 دوست و برادر بزرگوارم، جناب
دکتر علایی (جامعه‌شناس) از دکتر عبدالکریمی (فیلسوف) می‌پرسد که با توجه به: انتقادات تند شما به ناتوانی حاکمیت در درک دنیای مدرن، وابستگی حاکمیت (نظام حکمرانی) به نیروهای خاص (نیروهایی که مرتبط با شبکه‌‌ی قدرت هستند؛ مانند سپاه و بسیج) و کنار گذاشتن نخبگان مستقل، و مشکلات بزرگی مانند فساد، رانت و خشونت ساختاری، حالا با این همه بحران، نظام حکمرانی چگونه می‌تواند از نظرات اصلاح‌طلبان، روشنفکران و مردم برای نجات کشور استفاده کند؟ و نخبگان دلسوز چگونه می‌توانند به نظام و «گفتمان انقلاب» برای بقای ایران کمک کنند؟ عبدالکریمی (فیلسوف) پاسخ می‌دهد که برای نجات ایران، باید نگرش خود را به طور اساسی تغییر دهیم و بر اساس اصول زیر عمل کنیم: 1. واقع‌بینی نسبت به تهدیدات: خطرات امنیتی و ژئوپلیتیک کشور (مانند تهدیدهای خارجی) را جدی بگیریم. 2. پرهیز از هرج و مرج: بدانیم که سقوط نظام فعلی به معنای نابودی کامل ایران (زمین سوخته)، کشتار گسترده و از بین رفتن همه زیرساخت‌ها خواهد بود، نه یک تغییر ساده حکومت. 3. تکیه بر هویت ملی: به فرهنگ ملی و استقلال خود تکیه کنیم و از غرب‌زدگی و عرب‌سالاری که برخی روشنفکران در دام آن افتاده‌اند، دوری کنیم. 4. مخالفت با اقتصاد نئولیبرالی: سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال (خصوصی‌سازی افراطی) که به فقر گسترده و نابودی آرمان‌های عدالتخواهانه انقلاب انجامیده را به شدت نقد کنیم. 5. بازگشت به اقتصاد جامعه‌گرا: به جای اقتصاد لیبرالی و فردگرا، به سیاست‌های اقتصادی که منافع جامعه را در نظر می‌گیرد (جامعه‌گرا) بازگردیم. 6. توجه به واقعیت‌های اقتصادی: توسعه سیاسی باید بر پایه توسعه اقتصادی و واقعیت‌های عینی جامعه باشد، نه فقط شعارهای سیاسی. وقتی این اصول و این نگرش را بپذیریم، آنگاه می‌توانیم در چارچوب منافع ملی (و نه به عنوان دشمن مخالف)، با وجود داشتن انتقادات شدید، با نظام حکمرانی همدلی کنیم و برای ارتقای آن و نجات ایران تلاش کنیم. خلاصه، علایی نگران است و می‌پرسد: «با این همه مشکل، حالا چه کار باید کرد؟ چگونه کسانی مثل شما می‌توانند کمک کنند؟» عبدالکریمی پاسخ می‌دهد: «اول باید بپذیریم که فروپاشی، راه حل نیست و فقط فاجعه می‌آورد. بعد، باید اساس فکرمان را عوض کنیم؛ به خودمان تکیه کنیم، اقتصاد را اصلاح کنیم و بعد از داخل سیستم، اما با صداقت و برای منافع مردم، آن را نقد و اصلاح کنیم. به عبارت دیگر، عبدالکریمی راه حل را نه در نابودی کامل نظام، بلکه در یک بازنگری اساسی در درون خودمان و گفتمان حاکم می‌داند. 🆔@nazm_jahani
۱/۲ 🔷چهار سناریو برای جنگ — و صلح — با ایران درگیری ۱۲ روزه در ژوئن، محدودیت‌های فشار ایالات متحده را آشکار کرد و واشنگتن را مجبور به تصمیم‌گیری درباره آنچه واقعاً می‌خواهد کرد ✍سینا طوسی 🔻۲۱ اوت ۲۰۲۵ 🔸موسسه برای حکمرانی مسئولانه. جنگ ۱۲ روزه بین اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۵ فرضیات دیرینه را در هم شکست و روابط ایالات متحده و ایران را به قلمرویی ناشناخته سوق داد. این درگیری، که تشدید چشمگیری از تنش‌های چندین دهه‌ای بود، خاورمیانه را در آستانه بی‌ثباتی گسترده‌تر قرار داده است. با فروکش کردن گرد و غبار، ایالات متحده در مقطع حساسی در رویکرد خود به ایران قرار دارد — مقطعی که می‌تواند منطقه را برای دهه‌ها بازتعریف کند. چهار سناریوی محتمل پیش رو هستند که هر یک پیامدهای عمیقی برای امنیت جهانی، ثبات منطقه‌ای و سیاست خارجی آمریکا دارند. 🔹تشدید بی‌پایان نخستین سناریو، تشدید متقابل بدون پایان است: چرخه‌ای ناپایدار از حملات، خرابکاری و تحریم‌هایی که مدت‌هاست روابط ایالات متحده و ایران را تعریف کرده و در جنگ اخیر به اوج جدیدی رسیده است. در این آینده، ایران قابلیت‌های هسته‌ای و نظامی خود را بازسازی می‌کند، از تعلیق غنی‌سازی خودداری می‌کند اما از ساخت سلاح هسته‌ای نیز پرهیز می‌کند. واشنگتن و اورشلیم، که این را غیرقابل‌تحمل می‌دانند، با تحریم‌های بیشتر، عملیات مخفی یا حتی حمله‌ای بزرگ دیگر پاسخ می‌دهند. این مسیر به رهبران سه پایتخت اجازه می‌دهد از سازش اجتناب کنند و قدرت‌نمایی کنند. با این حال، این مسیر مملو از خطر است. اشتباهات محاسباتی — که در درگیری اخیر مشهود بود — می‌توانند جنگی تمام‌عیار در منطقه را شعله‌ور کنند و بازیگرانی از لبنان تا خلیج فارس را درگیر سازند. تشدید، توهم کنترل را ارائه می‌دهد اما فاجعه را به همراه دارد. 🔹توافق در صورت کوتاه آمدن یکی از طرفین احتمال دیگر، بازگشت به مذاکرات جدی است، اما این نیازمند آن است که یکی از طرفین در مسئله اصلی — غنی‌سازی اورانیوم — کوتاه بیاید. بر اساس توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، به ایران اجازه داده شد برنامه غنی‌سازی محدودی تحت محدودیت‌های شدید و سخت‌گیرانه‌ترین رژیم بازرسی که تاکنون در یک کشور غیرهسته‌ای اعمال شده، داشته باشد. این توافق بارها توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اطلاعات ایالات متحده تأیید شد. اوایل سال جاری، استیو ویتکوف، فرستاده ترامپ، به نظر می‌رسید به چارچوبی مشابه باز باشد. اما تحت فشار اسرائیل — و انگیزه ترامپ برای پیشی گرفتن از اوباما — دولت به مطالبه حداکثری غنی‌سازی صفر بازگشت، خط قرمزی که ایران در بیش از دو دهه رویارویی هسته‌ای از پذیرش آن امتناع کرده است. با این حال، دیپلماسی کاملاً متوقف نشده بود. یک پیشنهاد خلاقانه در حال بحث، شامل یک "کنسرسیوم غنی‌سازی منطقه‌ای" با حضور ایران و شرکای ایالات متحده در خلیج فارس بود که برای مدیریت و نظارت مشترک بر غنی‌سازی طراحی شده بود. دور ششم مذاکرات نیز برنامه‌ریزی شده بود، اما حمله اسرائیل به ایران این روند را متوقف کرد — و آنچه گزارش‌ها نشان می‌داد می‌توانست پیشرفتی باشد را ناکام گذاشت. با این وجود، موانع ساختاری پابرجا بودند. سیاست ایالات متحده همچنان تحت تأثیر تندروهای طرفدار اسرائیل و ایدئولوگ‌های تغییر رژیم شکل می‌گیرد که دیپلماسی را نه راه‌حل، بلکه مسیری انحرافی می‌دانند. در واقع، حتی اگر ایران غنی‌سازی را متوقف می‌کرد، نتانیاهو احتمالاً هدف را به موشک‌ها یا اختلافات منطقه‌ای تغییر می‌داد تا خصومت را زنده نگه دارد. برای رهبری کنونی اسرائیل، تنش مداوم ایالات متحده و ایران از پایان جنگ سرد هدف استراتژیک گسترده‌تری را دنبال کرده است: توجیه حضور نظامی واشنگتن در منطقه، تأمین حمایت بی‌قیدوشرط ایالات متحده، به حاشیه راندن مسئله فلسطین و پیشبرد برنامه "اسرائیل بزرگ" مبتنی بر فتح غزه، کرانه باختری و دیگر کشورهای همسایه. در این محاسبه، ایران همچنان گناهکار ضروری باقی می‌ماند. آیا این موضع می‌تواند تغییر کند؟ تحلیلگران علی واعظ و دنی سیترینوویچ یک پیمان عدم تعرض جسورانه ایران-اسرائیل را پیشنهاد کرده‌اند که به ادراکات تهدید متقابل می‌پردازد. در تئوری، ترامپ — که به دنبال یک "توافق تاریخی" است — ممکن است این را فرصتی ببیند. اما در زمان خامنه‌ای، که به واشنگتن بی‌اعتماد است و اسرائیل را ذاتاً خصمانه می‌بیند، و نتانیاهو، که از شبح ایران برای پیشبرد جاه‌طلبی‌های سیاسی و ایدئولوژیک خود بهره می‌برد، این امر غیرمحتمل است. عاقلانه؟ قطعاً. ممکن؟ بعید است مگر با تغییر سیاسی عظیم. https://responsiblestatecraft.org/us-iran-war/ https://x.com/FGhoddoussi/status/1958730084661051635?t=4UxGFAHahfe0LjYpULq71w&s=19 🆔@nazm_jahani