⭕️بیانیه جبهه اصلاحات یک فول درشت بود
حمیدرضا جلائیپور
برای اغلب ایرانیان، کارشناسان و کنشگران سیاسی مثل روز روشن است که کشور با انواع مشکلات، معضلات و ناترازیها روبرو است. و اخیرا بر این معضلات، مشکل تهدید جنگی اسرائیل تجاوزکار (با حمایت همه جانبه بلوک غرب) هم اضافه شده است. طبیعی است در برابر چنین وضعیتی هر نیرویی اعم از اصولگرا، اصلاحطلب و تحولطلب (طرفداران انقلاب آرام و تغییرات اساسی) دنبال چارهجویی باشند.
اخیرا جبهه اصلاحات در بیانیهای (تحت عنوان آشتی ملی، در دسترس در کانال تلگرامی جبهه اصلاحات) برای خروج کشور از معضلاتش بر یازده پیشنهاد تاکید داشته است. پیشنهاداتی مانند آزادی زندانیان سیاسی، تاکید برگفتمان توسعه ملی، تعطیلی نهادهای موازی، عدم دخالت نیروهای نظامی در امور غیر نظامی، اصلاح رویکرد صداسیما و تغییر مدیران آن، توجه بیشتر به حقوق زنان، فعالتر کردن دیپلماسی، همکاری با همسایگان و غیره. اما مشکل بیانیه ذکر این پیشنهادات نیست (اغلب این پیشنهادات را حاکمیت و دولت در عمل بدون تبلیغات دنبال اجرای آن هستند). مشکل و فول درشت بیانیه لحن غیراصلاحطلبانه و بیتوجهی و بیمسولیتی به شرایط جنگی کشور است و حرکتی بر ضد دولت توافقگرای پزشکیان است.
لحن بیانیه در چارچوب مطالبات تحولخواهان (کسانی که مثل آقای مصطفی تاجزاده از تغییرات ساختاری در نظام سیاسی) است. در بیانیه چند بار از «تخاصم ایران» از «تنشزایی» ایران و از اصرار ایران روی «استراتژیهای تقابل» صحبت شده است. این در حالی است که ایران و جمهوری اسلامی از هفت اکتبر سال ٢٠٢٣ با کشوری تخاصم نداشته است. اتفاقا جمهوری اسلامی پنج دور مذاکره با آمریکا داشت که در وسط این مذاکرات اسرائیل خبیث و آمریکا به خاک ایران و خانههای شهروندان حمله کرده است. در بیانیه از ٢٢ سال مذاکره تاکتیکی و خرید زمان از سوی جمهوری اسلامی صحبت شده است. در حالی که حکومت ایران سالها روی توافق برجام کار کرد و این آمریکا و ترامپ بود که زیرش زد و از برجام خارج شد نه ایران و حکومت آن.
ایران و جمهوری اسلامی در زمان صدور این بیانیه در وسط جنگ با نیرویی خبیث و خطرناک مثل اسرائیل است. برای عبور از پیچ این جنگ خطرناک هر کنشگر عاقلی میداند که راهش «همکاری» حاکمیت، دولت با نیروهای جامعه است. راه عبور از این بحران ایجاد شقاق در حاکمیت و دولت در وسط جنگ با ادعای طلبکاری مطالبات ساختاری نیست. جالب این که پزشکیان توافقگرا نامزد منتخب جبهه اصلاحات است. و اتفاقا توافقگرایی دولت پزشکیان در یک سالی که ایران با شرایط جنگی روبرو بوده است کار کرده است. در بیانیه جبهه اصلاحات بجای تقویت همکاری میان دولت و حاکمیت با زبان تغییرات ساختاری بر افتراق دولت و حاکمیت تاکید میکند و این عین بیمسولیتی است.
اصلاحطلبی یعنی تاکید بر تغییرات تدریجی و ممکن در درون سیستم سیاسی موجود، نه علیه سیستم سیاسی، آن هم وسط جنگ. مردم روسیه در جنگ جهانی دوم در جنگ با آلمان نازی با کمک دولت استالین، که میلیونها روسی را کشته بود، پیروز شدند. به طریق اولی هم اکنون ایران هم میتواند بر دشمن و نازی زمان یعنی حکومت غاصب اسرائیل، با کمک جمهوری اسلامی، که در سال ١۴٠٣ پنجاه در صد مردم در انتخاباتش شرکت کردند، بر خصم پیروز شود.
زبان و لحن و جهتگیری بیانیه قابل دفاع نیست. شما این زبان را مقایسه کنید با زبان انتقادی حسن روحانی در این روزها. حسن روحانی در تحلیلش از اوضاع حاد کشور، ایران را متخاصم نمیداند، و ساده و سردستی تکلیف غنیسازی را روشن نکرده است (در صورتی که خود حسنروحانی یکی از متخصصین موضوع هستهای هست. در کشورما متاسفانه کسانی درباره هستهای نظر کارشناسی میدهند که حتی اخبار هستهای را هم کامل مرور نکردهاند اما صاحب نظرات قاطع هستند). در نقد حسن روحانی ضمن احترام به رهبری (و ضمن احترام به فرماندهی موثر او در جنگ دوازده روزه) و بدون گرفتن یقه حاکمیت، پیشنهاد راه برون رفت داده است (پیشنهاد بازگشت به مردم، و تدوین استرتژی ملی مبتنی بر توسعه). لحن غیر انقلابی نقد حسن روحانی باعث شد این نقد بدون تنش میان نیروهای سیاسی شنیده شود و حتی صداسیما آنرا پخش کند.
#عصراندیشه
🆔@nazm_jahani
چه باید کرد که طرحهای جریان خوشبین به غرب که اگر چه به ایران قوی و اعتلای آن میاندیشند، منجر به #استحاله ایران اسلامی نشود.
یعنی اینگونه نباشد که تندروهای اصلاحات و امثال آقای مصطفی تاجزاده، با سایر تحولخواهان اصلاحات خواسته یا ناخواسته (که در نهایت خوشبینی به غرب دارند و دیپلماسیگرای افراطی اند و غرب را نه به #غرب_فرهنگی، که حداکثر به غرب استعماری تقلیل میدهند) همگی یک روند را دنبال کنند که سرانجام به تغییرات بنیادین ختم خواهد شد. تغییرات بنیادینی که با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نسبت تضادی دارد.
حالا یکی معتقد به گذار مسالمتآمیز و گامبهگام است و دیگری معتقد به تغییرات دفعی.
هدایت شده از خط انرژی
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 گام بعدی FATF، برنامه موشکی ایران
🔹احسان حسینی: بر فرض FATF آن ۲۴ بند از برنامه اقدام را که از ایران نپذیرفته، قبول کند و ایران ۱۷ توصیه عمومی FATF را پاس کند، حال گام بعدی چیست؟
🔹به تجربه کره شمالی برگردیم. این کشور بعد از پذیرفتن هر دو کنوانسیون پالرمو و CFT، با یک بهانه جدید به نام تامین مالی سلاح کشتار جمعی شامل هستهای و موشکی مواجه شد.
🌐 ارائه کامل را در یوتیوب و آپارات خط انرژی ببینید.
@khate_energy
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📌الهه کولایی، استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر حوزه روسیه: کتابم در مورد روابط روسیه و اسرائیل را در د
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس
بیژن عبدالکریمی
25 مرداماه 1404
دوست و برادر بزرگوارم، جناب دکتر محمد حسن علایی طی یک یادداشت پرسش سترگی را در برابر بنده نهادند که در اینجا متن یادداشت ایشان و پاسخ کوتاه خود را با هم خدمت عزیزان دغدغه مند ایران دوست تقدیم می کنم:
🔴 پرسش از امکان ارتقا گفتمان انقلاب برای نجات ایران!
✍️دکتر محمدحسن علایی
(جامعهشناس)
♦️چشمانداز نظری دکتر بیژن عبدالکریمی در بستر اندیشههای متفکرانی چون فردید و داوری در ایران، و متاثر از هایدگر و نیچه بیشتر ناظر بر وجوه سلبی و انتقادی غرب بوده است فلذا ایشان با طرح مباحثی چون "ما و نظام سلطه" در جهت تمهید و تمنای راهی ورای راه و روش سلطهجویانه غرب و مصون از مضار غربزدگی؛ در سپهر فرهنگ حضور حقیقتا فعالی داشته است. صرف نظر از اینکه این تبار فکری از منظر برخی منتقدان به سیطرهی غربستیزی در نگاه کارگزاران نظام حکمرانی برآمده از آرمانهای انقلاب ۵۷، دامن زده است ارتقای سطح گفتمانی نیروهای انقلاب، متقابلا از جمله دغدغههای ایشان برای گذر از بحرانهای عدیدهی کشور بودهاست.
♦️بعد از رشادتهای فرزندان ملت در جنگ تحمیلی و ️در تمام این سالها، گفتمان انقلاب و نخبگان نظامی و بچههای بسیج دایرهی نیروهای مورد وثوق نظام حکمرانی را تشکیل داده است فلذا در جذب و بکارگیری افراد برای نهادهای فکری و فرهنگی نیز ایشان مورد اعتماد و وثوق بوده اند. دکتر عبدالکریمی نیز بارها و بارها ایشان را به عنوان تنها نیروهای اصیل تاریخی کشور معرفی کردهاست.
♦️بدنه اصلی حاکمیت؛ به زعم دکتر عبدالکریمی نماینده قشر سنتگرای جامعه بوده است و لذا از درک تحولات و اقتضائات عالم جدید و سوژه مدرن ناتوان بوده است. و برای ارتقا سطح فهم پدیدارها و نحوهی تعامل با جهان به بخش وسیعی از اهل نظر مستقل، نخبگان و اهالی علوم انسانی به دیدهی انکار نگریسته است. چندان که با کنارهگیری؛ انفعال یا مهاجرت ایشان به پیکرهی نهاد علم صدمات جدی وارد آمده است.
♦️عبدالکریمی دولت شبه مدرن و جامعه ایران را به جهت فروماندن در ورطه توسعه نیافتگی تاریخی گرفتار در انواع خشونت ساختاری و اصناف فساد و رانت قلمداد می کند فلذا نفوذ همین الیگارش برخوردار، در تصمیمسازی ها که به جای منافع ملی منافع گروهی و جناحی را مقدم شمردهاند گرهای بر گرهها زده است. فلذا بسیاری از مدعیان نجات کشور خود بخشی از بحرانند.
♦️در شرایط توسعه نیافتگی تاریخی، ️فقدان بسترها و فرماسیونهای اجتماعی متضمن دموکراسی و جامعه مدنی نیز از منظر عبدالکریمی به شکلگیری نهادهای مشروط ساز قدرت نیانجامیده است فلذا قدرت قهرا صبغه انحصاری پیدا کرده و چرخش نخبگان چندان میسر نگشتهاست. ایضا در این میانه عموم مساعی روشنفکران از نظر وی به جهت عدم درک شرایط تاریخی جز دامن زدن به شکاف دولت-ملت ثمر چندانی نداشته است.
♦️گذشته از وضعیت آب و برق و معیشت ملت؛ در شرایطی که نظام حکمرانی برای استمرار و استحکام پایههای حفظ خود و مخصوصا بقای ایران در معرض بزرگترین آزمونهاست سوال حیاتی نگارنده از جناب دکتر بیژن عبدالکریمی؛ استاد محترم فلسفه دانشگاه؛ با آن عقبهی فکری و سابقهی فعالیتهای اجتماعی پررنگ مخصوصا در سالهای اخیر، این است؛ امروز پس از تجربه ی جنگ ۱۲ روزه و حقیقتا با توجه به عنایتی که ایشان به ارتقای گفتمان انقلاب دارند؛ نظام حکمرانی چگونه و با چه ساز و کاری میتواند برای برونرفت از انواع بحرانها به آرای مصلحان؛ متفکران؛ روشنفکران و آرای عمومی رجوع و اقبالی داشته باشد؟
به بیان دیگر و از سویی دیگر، نخبگان دلسوز و آگاه که برای آیندهی کشور شدیدا بیمناکند چگونه میتوانند در جهت منافع ملی منشا اثر گشته، به یاری نظام حکمرانی و گفتمان انقلاب برای بقای ایران بشتابند؟
🆔@nazm_jahani
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس بیژن عبدالکریمی 25 مرداماه 1404 دوست و برادر بزرگوارم، جناب
پاسخ بیژن عبدالکریمی:
ما به تغییر نگرش عمیق و صادقانه خود بر اساس اصول و مبانی زیر می توانیم به ارتقای گفتمان انقلاب به منزله یگانه راه نجات کشور کمک کنیم:
1. درک عمیق و به رسمیت شناختن خطرات امنیتی و ژئوپلیتیک کشور
2. درک این حقیقت که علیرغم تمامی انتقادات تند و رادیکالی که به نظام جمهوری اسلامی داشته باشیم، سقوط جمهوری اسلامی و حاکمیت ملی ما منجر به تبدیل ایران به «زمینی سوخته» همراه با حداقل صدها هزار (اگر نگویم میلیون ها) کشته و از بین رفتن تمامی زیرساخت های ایران خواهد بود نه اینکه شرایط بازی کنشگران تغییر کند، بلکه اساساً دیگر زمین بازی ایی نخواهد ماند.
3. تکیه بر فرهنگ ضداستعماری و اتکا به خویشتن و فرهنگ ملی و مبارزه با غرب پرستی و عرب سالاری بسیار مبتذلی که بسیاری از روشنفکران و کنشگران ما به دام آن افتاده اند.
4. نقد رادیکال نئولیبرالیسمی که تمام آرمانهای عدالت طلبانه انقلاب را قربانی ساخته و فقر عظیمی را به بخش های وسیعی از جامعه تحمیل ساخته است.
5. مخالفت با سیاست های خصوصی سازی، بازگشت به سیاست های اقتصادی جامعه گرا (و نه فردگرا و بورژوامنشانه لیبرالی)
5. توجه به واقع بودگی اجتماعی و بنیادهای عینی و اقتصادی برای بسط توسعه سیاسی و نه صرفاً رجزخوانی های مبتذل سیاسی
آنگاه در یک چنین چارچوبی با نوعی همدلی و براساس توجه به امر ملی و نه بر اساس منطق اپوزیسیونی شدیدترین انتقادات را به جامعه، گفتمان انقلاب و حتی رهبران انقلاب بیان دارید.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس بیژن عبدالکریمی 25 مرداماه 1404 دوست و برادر بزرگوارم، جناب
دکتر علایی (جامعهشناس) از دکتر عبدالکریمی (فیلسوف) میپرسد که با توجه به:
انتقادات تند شما به ناتوانی حاکمیت در درک دنیای مدرن،
وابستگی حاکمیت (نظام حکمرانی) به نیروهای خاص (نیروهایی که مرتبط با شبکهی قدرت هستند؛ مانند سپاه و بسیج) و کنار گذاشتن نخبگان مستقل،
و مشکلات بزرگی مانند فساد، رانت و خشونت ساختاری،
حالا با این همه بحران، نظام حکمرانی چگونه میتواند از نظرات اصلاحطلبان، روشنفکران و مردم برای نجات کشور استفاده کند؟ و نخبگان دلسوز چگونه میتوانند به نظام و «گفتمان انقلاب» برای بقای ایران کمک کنند؟
عبدالکریمی (فیلسوف) پاسخ میدهد که برای نجات ایران، باید نگرش خود را به طور اساسی تغییر دهیم و بر اساس اصول زیر عمل کنیم:
1. واقعبینی نسبت به تهدیدات: خطرات امنیتی و ژئوپلیتیک کشور (مانند تهدیدهای خارجی) را جدی بگیریم.
2. پرهیز از هرج و مرج: بدانیم که سقوط نظام فعلی به معنای نابودی کامل ایران (زمین سوخته)، کشتار گسترده و از بین رفتن همه زیرساختها خواهد بود، نه یک تغییر ساده حکومت.
3. تکیه بر هویت ملی: به فرهنگ ملی و استقلال خود تکیه کنیم و از غربزدگی و عربسالاری که برخی روشنفکران در دام آن افتادهاند، دوری کنیم.
4. مخالفت با اقتصاد نئولیبرالی: سیاستهای اقتصادی نئولیبرال (خصوصیسازی افراطی) که به فقر گسترده و نابودی آرمانهای عدالتخواهانه انقلاب انجامیده را به شدت نقد کنیم.
5. بازگشت به اقتصاد جامعهگرا: به جای اقتصاد لیبرالی و فردگرا، به سیاستهای اقتصادی که منافع جامعه را در نظر میگیرد (جامعهگرا) بازگردیم.
6. توجه به واقعیتهای اقتصادی: توسعه سیاسی باید بر پایه توسعه اقتصادی و واقعیتهای عینی جامعه باشد، نه فقط شعارهای سیاسی.
وقتی این اصول و این نگرش را بپذیریم، آنگاه میتوانیم در چارچوب منافع ملی (و نه به عنوان دشمن مخالف)، با وجود داشتن انتقادات شدید، با نظام حکمرانی همدلی کنیم و برای ارتقای آن و نجات ایران تلاش کنیم.
خلاصه، علایی نگران است و میپرسد: «با این همه مشکل، حالا چه کار باید کرد؟ چگونه کسانی مثل شما میتوانند کمک کنند؟»
عبدالکریمی پاسخ میدهد: «اول باید بپذیریم که فروپاشی، راه حل نیست و فقط فاجعه میآورد. بعد، باید اساس فکرمان را عوض کنیم؛ به خودمان تکیه کنیم، اقتصاد را اصلاح کنیم و بعد از داخل سیستم، اما با صداقت و برای منافع مردم، آن را نقد و اصلاح کنیم.
به عبارت دیگر، عبدالکریمی راه حل را نه در نابودی کامل نظام، بلکه در یک بازنگری اساسی در درون خودمان و گفتمان حاکم میداند.
🆔@nazm_jahani
۱/۲
🔷چهار سناریو برای جنگ — و صلح — با ایران
درگیری ۱۲ روزه در ژوئن، محدودیتهای فشار ایالات متحده را آشکار کرد و واشنگتن را مجبور به تصمیمگیری درباره آنچه واقعاً میخواهد کرد
✍سینا طوسی
🔻۲۱ اوت ۲۰۲۵
🔸موسسه برای حکمرانی مسئولانه.
جنگ ۱۲ روزه بین اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۵ فرضیات دیرینه را در هم شکست و روابط ایالات متحده و ایران را به قلمرویی ناشناخته سوق داد.
این درگیری، که تشدید چشمگیری از تنشهای چندین دههای بود، خاورمیانه را در آستانه بیثباتی گستردهتر قرار داده است. با فروکش کردن گرد و غبار، ایالات متحده در مقطع حساسی در رویکرد خود به ایران قرار دارد — مقطعی که میتواند منطقه را برای دههها بازتعریف کند.
چهار سناریوی محتمل پیش رو هستند که هر یک پیامدهای عمیقی برای امنیت جهانی، ثبات منطقهای و سیاست خارجی آمریکا دارند.
🔹تشدید بیپایان
نخستین سناریو، تشدید متقابل بدون پایان است: چرخهای ناپایدار از حملات، خرابکاری و تحریمهایی که مدتهاست روابط ایالات متحده و ایران را تعریف کرده و در جنگ اخیر به اوج جدیدی رسیده است. در این آینده، ایران قابلیتهای هستهای و نظامی خود را بازسازی میکند، از تعلیق غنیسازی خودداری میکند اما از ساخت سلاح هستهای نیز پرهیز میکند. واشنگتن و اورشلیم، که این را غیرقابلتحمل میدانند، با تحریمهای بیشتر، عملیات مخفی یا حتی حملهای بزرگ دیگر پاسخ میدهند.
این مسیر به رهبران سه پایتخت اجازه میدهد از سازش اجتناب کنند و قدرتنمایی کنند. با این حال، این مسیر مملو از خطر است. اشتباهات محاسباتی — که در درگیری اخیر مشهود بود — میتوانند جنگی تمامعیار در منطقه را شعلهور کنند و بازیگرانی از لبنان تا خلیج فارس را درگیر سازند. تشدید، توهم کنترل را ارائه میدهد اما فاجعه را به همراه دارد.
🔹توافق در صورت کوتاه آمدن یکی از طرفین
احتمال دیگر، بازگشت به مذاکرات جدی است، اما این نیازمند آن است که یکی از طرفین در مسئله اصلی — غنیسازی اورانیوم — کوتاه بیاید.
بر اساس توافق هستهای ۲۰۱۵، به ایران اجازه داده شد برنامه غنیسازی محدودی تحت محدودیتهای شدید و سختگیرانهترین رژیم بازرسی که تاکنون در یک کشور غیرهستهای اعمال شده، داشته باشد. این توافق بارها توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اطلاعات ایالات متحده تأیید شد.
اوایل سال جاری، استیو ویتکوف، فرستاده ترامپ، به نظر میرسید به چارچوبی مشابه باز باشد. اما تحت فشار اسرائیل — و انگیزه ترامپ برای پیشی گرفتن از اوباما — دولت به مطالبه حداکثری غنیسازی صفر بازگشت، خط قرمزی که ایران در بیش از دو دهه رویارویی هستهای از پذیرش آن امتناع کرده است.
با این حال، دیپلماسی کاملاً متوقف نشده بود. یک پیشنهاد خلاقانه در حال بحث، شامل یک "کنسرسیوم غنیسازی منطقهای" با حضور ایران و شرکای ایالات متحده در خلیج فارس بود که برای مدیریت و نظارت مشترک بر غنیسازی طراحی شده بود. دور ششم مذاکرات نیز برنامهریزی شده بود، اما حمله اسرائیل به ایران این روند را متوقف کرد — و آنچه گزارشها نشان میداد میتوانست پیشرفتی باشد را ناکام گذاشت.
با این وجود، موانع ساختاری پابرجا بودند. سیاست ایالات متحده همچنان تحت تأثیر تندروهای طرفدار اسرائیل و ایدئولوگهای تغییر رژیم شکل میگیرد که دیپلماسی را نه راهحل، بلکه مسیری انحرافی میدانند. در واقع، حتی اگر ایران غنیسازی را متوقف میکرد، نتانیاهو احتمالاً هدف را به موشکها یا اختلافات منطقهای تغییر میداد تا خصومت را زنده نگه دارد.
برای رهبری کنونی اسرائیل، تنش مداوم ایالات متحده و ایران از پایان جنگ سرد هدف استراتژیک گستردهتری را دنبال کرده است: توجیه حضور نظامی واشنگتن در منطقه، تأمین حمایت بیقیدوشرط ایالات متحده، به حاشیه راندن مسئله فلسطین و پیشبرد برنامه "اسرائیل بزرگ" مبتنی بر فتح غزه، کرانه باختری و دیگر کشورهای همسایه. در این محاسبه، ایران همچنان گناهکار ضروری باقی میماند.
آیا این موضع میتواند تغییر کند؟ تحلیلگران علی واعظ و دنی سیترینوویچ یک پیمان عدم تعرض جسورانه ایران-اسرائیل را پیشنهاد کردهاند که به ادراکات تهدید متقابل میپردازد. در تئوری، ترامپ — که به دنبال یک "توافق تاریخی" است — ممکن است این را فرصتی ببیند.
اما در زمان خامنهای، که به واشنگتن بیاعتماد است و اسرائیل را ذاتاً خصمانه میبیند، و نتانیاهو، که از شبح ایران برای پیشبرد جاهطلبیهای سیاسی و ایدئولوژیک خود بهره میبرد، این امر غیرمحتمل است. عاقلانه؟ قطعاً. ممکن؟ بعید است مگر با تغییر سیاسی عظیم.
https://responsiblestatecraft.org/us-iran-war/
https://x.com/FGhoddoussi/status/1958730084661051635?t=4UxGFAHahfe0LjYpULq71w&s=19
🆔@nazm_jahani
۲/۲
🔹شتاب ایران به سوی سلاح هستهای
سومین مسیر، ایران را میبیند که تحت فشار بیامان، به سوی ساخت سلاح هستهای به عنوان بازدارنده نهایی خود میشتابد. این وسوسه برای کشوری که با تهدیدات وجودی از سوی اسرائیل و ایالات متحده مواجه است، آشکار است. اما خطرات آن عظیم است.
حتی اگر ایران در ساخت زرادخانه هستهای موفق شود، با انزوای شدیدتر، رقابت تسلیحاتی منطقهای و جنگ مخفی مداوم مواجه خواهد شد.
تجربه روسیه درس عبرتی است: سلاحهای هستهای آن را از فشار اقتصادی یا درگیریهای فرسایشی محافظت نکردهاند. برای ایران، بمب مشکلات اقتصادی را حل نمیکند، تحریمها را لغو نمیکند یا خرابکاری را باز نمیدارد. در حالی که وسوسه عبور از آستانه هستهای ممکن است افزایش یابد، این حرکت پرخطر و احتمالاً خودویرانگر است.
🔹صبر استراتژیک و چرخش به شرق
چهارمین سناریو، صبر استراتژیک است. ایران وضعیت موجود را حفظ میکند، به دیپلماسی تاکتیکی میپردازد بدون انتظار پیشرفتهای بزرگ. ایران سیستمهای موشکی و دفاع هوایی خود را بازسازی میکند، روابط نظامی و اقتصادی با چین و روسیه را تعمیق میبخشد و اساساً از امید به آشتی با ایالات متحده و اروپا دست میکشد. این مسیر منعکسکننده محاسبات بلندمدت رهبر انقلاب، خامنهای، است: بقا، تثبیت و انتظار برای تغییر توازن قدرت جهانی در حالی که توجه ایالات متحده ناگزیر به جای دیگری معطوف میشود.
برخلاف ناپایداری سناریوی اول، این استراتژی استقامت است. ایران از اقدامات نمایشی اجتناب میکند و در عوض بازی طولانی را دنبال میکند — تحریمها را تحمل میکند، حملات را جذب میکند و به زمان و پشتکار برای غلبه بر فشار آمریکا تکیه میکند.
جذابیت این گزینه در حال افزایش است، بهویژه که فناوری نظامی چین در جنگ اخیر پاکستان با هند عملکرد چشمگیری نشان داده است. برای تهران، که به شدت به قابلیتهای دفاعی پیشرفتهتر نیاز دارد، ظهور پکن به عنوان تأمینکننده قابل اعتماد سیستمهای پیشرفته، چرخش به شرق را جذابتر میکند.
با این حال، این حرکت بدون هزینه نیست. این امر انزوای ایران از بازارهای ایالات متحده و اروپا را تثبیت میکند و خطر وابستگی بیش از حد به چین و روسیه را به همراه دارد. با این حال، این با روحیه انقلابی جمهوری اسلامی از سرپیچی و خوداتکایی همخوانی دارد — به ایران اجازه میدهد بقا یابد، تثبیت شود و شرط ببندد که جهان چندقطبی در نهایت سلطه آمریکا بر خاورمیانه را تضعیف خواهد کرد.
🔹سؤال اصلی
سؤالی که سیاستگذاران ایالات متحده و اروپا باید با آن مواجه شوند ساده است: ایران واقعاً چه گزینهای دارد؟ اگر استراتژی همچنان تغییر رژیم باشد که به شکل "فشار حداکثری" آراسته شده، باید درباره پیامدهای آن صادق باشیم. جمهوری اسلامی با تحریمها یا حملات هوایی از بین نخواهد رفت. همچنین به شکلی مرتب به دموکراسی به سبک غربی فرو نخواهد پاشید.
نتیجه محتملتر بسیار تاریکتر است: بیثباتی، تجزیه و شبح جنگ داخلی در کشوری با ۹۰ میلیون نفر در قلب خاورمیانه. ایرانی فروپاشیده در مرزهایش محدود نخواهد ماند. این امر شوکهایی به خلیج فارس، عراق، آسیای مرکزی و قفقاز خواهد فرستاد — منطقهای که از قبل ناپایدار است را بیثباتتر میکند و بحرانهایی به مراتب بدتر از برنامه هستهای ایجاد میکند.
به همین دلیل است که چالش امروز صرفاً متوقف کردن پیشرفت هستهای ایران نیست. این است که واشنگتن و اورشلیم واقعاً برای چه پایان بازی آماده میشوند — و آیا آماده پذیرش پیامدهای آن هستند؟
🔻سینا طوسی پژوهشگر غیرمقیم در مرکز سیاست بینالملل است. او پیشتر تحلیلگر ارشد پژوهشی در شورای ملی ایرانیان آمریکا و متخصص پژوهشی در دانشکده امور عمومی و بینالمللی وودرو ویلسون دانشگاه پرینستون بود.
https://responsiblestatecraft.org/us-iran-war/
https://x.com/FGhoddoussi/status/1958730594067554493?t=nUVIdjwsGYL1-ahqVYOlWA&s=19
🆔@nazm_jahani
⭕️بازتاب رزمایش نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در رسانههای غربی و اسرائیلی
🔸رویترز: ایران اولین مانور نظامی انفرادی خود را از زمان جنگ ژوئن با اسرائیل در روز پنجشنبه آغاز کرد. این مانور نشان میدهد که ایران به دنبال بازسازی مجدد تصویر قدرت خود پس از جنگ با اسرائیل است.
🔸رسانههای اسرائیلی: ایران قدرتمندترین موشک خود با نام آخرالزمان را آزمایش و عملیاتی کرد
🔸شبکه 12 اسراییل:
ایران فعلا در حال انجام رزمایش است؛برای ایجاد بازدارندگی در برابر آمریکا و اسراییل
و اگر بازدارندگی جواب ندهد و تهدیدات اسراییل ادامه داشته باشد، آنها به اسراییل حمله خواهند کرد
🔸منابع عبری: ایران در حمله قبلی خود از تکنولوژی ۱۷ سال پیش استفاده کرد بود اما حالا آماده حمله با موشک های جدید خود میشود.
اکثر موشک های شلیک شدهی قبل در دهه ۸۰ و ۹۰ ساخته شده بودند
🔸رسانه والا اسرائیل: ایران یک موشک بسیار قدرتمند آزمایش کرده که قدرتی برابر یک بمب تاکتیکی اتمی دارد و قادر به نابودی کامل یک پادگان است
#نمایش_قدرت #جنگ_روانی #بازدارندگی #تصویر_اقتدارآمیز
🆔@nazm_jahani