eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس بیژن عبدالکریمی 25 مرداماه 1404 دوست و برادر بزرگوارم، جناب دکتر محمد حسن علایی طی یک یادداشت پرسش سترگی را در برابر بنده نهادند که در اینجا متن یادداشت ایشان و پاسخ کوتاه خود را با هم خدمت عزیزان دغدغه مند ایران دوست تقدیم می کنم: 🔴 پرسش از امکان ارتقا گفتمان انقلاب برای نجات ایران! ✍️دکتر محمدحسن علایی (جامعه‌شناس) ♦️چشم‌انداز نظری دکتر بیژن عبدالکریمی در بستر اندیشه‌های متفکرانی چون فردید و داوری در ایران، و متاثر از هایدگر و نیچه بیشتر ناظر بر وجوه سلبی و انتقادی غرب بوده است فلذا ایشان با طرح مباحثی چون "ما و نظام سلطه" در جهت تمهید و تمنای راهی ورای راه و روش سلطه‌جویانه غرب و مصون از مضار غربزدگی؛ در سپهر فرهنگ حضور حقیقتا فعالی داشته است. صرف نظر از اینکه این تبار فکری از منظر برخی منتقدان به سیطره‌ی غرب‌ستیزی در نگاه کارگزاران نظام حکمرانی برآمده از آرمان‌‌های انقلاب ۵۷، دامن زده است ارتقای سطح گفتمانی نیروهای انقلاب، متقابلا از جمله دغدغه‌های ایشان برای گذر از بحران‌های عدیده‌ی کشور بوده‌است. ♦️بعد از رشادت‌های فرزندان ملت در جنگ تحمیلی و ️در تمام این سال‌ها، گفتمان انقلاب و نخبگان نظامی و بچه‌های بسیج دایره‌ی نیروهای مورد وثوق نظام حکمرانی را تشکیل داده است فلذا در جذب و بکارگیری افراد برای نهادهای فکری و فرهنگی نیز ایشان مورد اعتماد و وثوق بوده اند. دکتر عبدالکریمی نیز بارها و بارها ایشان را به عنوان تنها نیروهای اصیل تاریخی کشور معرفی کرده‌است. ♦️بدنه اصلی حاکمیت؛ به زعم دکتر عبدالکریمی نماینده قشر سنت‌گرای جامعه بوده است و لذا از درک تحولات و اقتضائات عالم جدید و سوژه مدرن ناتوان بوده است. و برای ارتقا سطح فهم پدیدارها و نحوه‌ی تعامل با جهان به بخش وسیعی از اهل نظر مستقل، نخبگان و اهالی علوم انسانی به دیده‌ی انکار نگریسته است. چندان که با کناره‌گیری؛ انفعال یا مهاجرت ایشان به پیکره‌ی نهاد علم صدمات جدی وارد آمده است. ♦️عبدالکریمی دولت شبه مدرن و جامعه ایران را به جهت فروماندن در ورطه توسعه نیافتگی تاریخی گرفتار در انواع خشونت‌ ساختاری و اصناف فساد و رانت قلمداد می کند فلذا نفوذ همین الیگارش برخوردار، در تصمیم‌سازی ها که به جای منافع ملی منافع گروهی و جناحی را مقدم شمرده‌اند گره‌ای بر گره‌ها زده است. فلذا بسیاری از مدعیان نجات کشور خود بخشی از بحرانند‌. ♦️در شرایط توسعه نیافتگی تاریخی، ️فقدان بسترها و فرماسیون‌های اجتماعی متضمن دموکراسی و جامعه مدنی نیز از منظر عبدالکریمی به شکل‌گیری نهادهای مشروط ساز قدرت نیانجامیده است فلذا قدرت قهرا صبغه انحصاری پیدا کرده و چرخش نخبگان چندان میسر نگشته‌است. ایضا در این میانه عموم مساعی روشنفکران از نظر وی به جهت عدم درک شرایط تاریخی جز دامن زدن به شکاف دولت-ملت ثمر چندانی نداشته است. ♦️گذشته از وضعیت آب و برق و معیشت‌ ملت؛ در شرایطی که نظام حکمرانی برای استمرار و استحکام پایه‌های حفظ خود و مخصوصا بقای ایران در معرض بزرگترین آزمون‌هاست سوال حیاتی نگارنده از جناب دکتر بیژن عبدالکریمی؛ استاد محترم فلسفه دانشگاه؛ با آن عقبه‌ی فکری و سابقه‌ی فعالیت‌های اجتماعی پررنگ مخصوصا در سال‌های اخیر، این است؛ امروز پس از تجربه ی جنگ ۱۲ روزه و حقیقتا با توجه به عنایتی که ایشان به ارتقای گفتمان انقلاب دارند؛ نظام حکمرانی چگونه و با چه ساز و کاری می‌تواند برای برون‌رفت از انواع بحران‌ها به آرای مصلحان؛ متفکران؛ روشنفکران و آرای عمومی رجوع و اقبالی داشته باشد؟ به بیان دیگر و از سویی دیگر، نخبگان دلسوز و آگاه که برای آیند‌ه‌ی کشور شدیدا بیمناکند چگونه می‌توانند در جهت منافع ملی منشا اثر گشته، به یاری نظام حکمرانی و گفتمان انقلاب برای بقای ایران بشتابند؟ 🆔@nazm_jahani
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس بیژن عبدالکریمی 25 مرداماه 1404 دوست و برادر بزرگوارم، جناب
پاسخ بیژن عبدالکریمی: ما به تغییر نگرش عمیق و صادقانه خود بر اساس اصول و مبانی زیر می توانیم به ارتقای گفتمان انقلاب به منزله یگانه راه نجات کشور کمک کنیم: 1. درک عمیق و به رسمیت شناختن خطرات امنیتی و ژئوپلیتیک کشور 2. درک این حقیقت که علیرغم تمامی انتقادات تند و رادیکالی که به نظام جمهوری اسلامی داشته باشیم، سقوط جمهوری اسلامی و حاکمیت ملی ما منجر به تبدیل ایران به «زمینی سوخته» همراه با حداقل صدها هزار (اگر نگویم میلیون ها) کشته و از بین رفتن تمامی زیرساخت های ایران خواهد بود نه اینکه شرایط بازی کنشگران تغییر کند، بلکه اساساً دیگر زمین بازی ایی نخواهد ماند. 3. تکیه بر فرهنگ ضداستعماری و اتکا به خویشتن و فرهنگ ملی و مبارزه با غرب پرستی و عرب سالاری بسیار مبتذلی که بسیاری از روشنفکران و کنشگران ما به دام آن افتاده اند. 4. نقد رادیکال نئولیبرالیسمی که تمام آرمانهای عدالت طلبانه انقلاب را قربانی ساخته و فقر عظیمی را به بخش های وسیعی از جامعه تحمیل ساخته است. 5. مخالفت با سیاست های خصوصی سازی، بازگشت به سیاست های اقتصادی جامعه گرا (و نه فردگرا و بورژوامنشانه لیبرالی) 5. توجه به واقع بودگی اجتماعی و بنیادهای عینی و اقتصادی برای بسط توسعه سیاسی و نه صرفاً رجزخوانی های مبتذل سیاسی آنگاه در یک چنین چارچوبی با نوعی همدلی و براساس توجه به امر ملی و نه بر اساس منطق اپوزیسیونی شدیدترین انتقادات را به جامعه، گفتمان انقلاب و حتی رهبران انقلاب بیان دارید.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتگوی یک معلم فلسفه با یک جامعه شناس بیژن عبدالکریمی 25 مرداماه 1404 دوست و برادر بزرگوارم، جناب
دکتر علایی (جامعه‌شناس) از دکتر عبدالکریمی (فیلسوف) می‌پرسد که با توجه به: انتقادات تند شما به ناتوانی حاکمیت در درک دنیای مدرن، وابستگی حاکمیت (نظام حکمرانی) به نیروهای خاص (نیروهایی که مرتبط با شبکه‌‌ی قدرت هستند؛ مانند سپاه و بسیج) و کنار گذاشتن نخبگان مستقل، و مشکلات بزرگی مانند فساد، رانت و خشونت ساختاری، حالا با این همه بحران، نظام حکمرانی چگونه می‌تواند از نظرات اصلاح‌طلبان، روشنفکران و مردم برای نجات کشور استفاده کند؟ و نخبگان دلسوز چگونه می‌توانند به نظام و «گفتمان انقلاب» برای بقای ایران کمک کنند؟ عبدالکریمی (فیلسوف) پاسخ می‌دهد که برای نجات ایران، باید نگرش خود را به طور اساسی تغییر دهیم و بر اساس اصول زیر عمل کنیم: 1. واقع‌بینی نسبت به تهدیدات: خطرات امنیتی و ژئوپلیتیک کشور (مانند تهدیدهای خارجی) را جدی بگیریم. 2. پرهیز از هرج و مرج: بدانیم که سقوط نظام فعلی به معنای نابودی کامل ایران (زمین سوخته)، کشتار گسترده و از بین رفتن همه زیرساخت‌ها خواهد بود، نه یک تغییر ساده حکومت. 3. تکیه بر هویت ملی: به فرهنگ ملی و استقلال خود تکیه کنیم و از غرب‌زدگی و عرب‌سالاری که برخی روشنفکران در دام آن افتاده‌اند، دوری کنیم. 4. مخالفت با اقتصاد نئولیبرالی: سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال (خصوصی‌سازی افراطی) که به فقر گسترده و نابودی آرمان‌های عدالتخواهانه انقلاب انجامیده را به شدت نقد کنیم. 5. بازگشت به اقتصاد جامعه‌گرا: به جای اقتصاد لیبرالی و فردگرا، به سیاست‌های اقتصادی که منافع جامعه را در نظر می‌گیرد (جامعه‌گرا) بازگردیم. 6. توجه به واقعیت‌های اقتصادی: توسعه سیاسی باید بر پایه توسعه اقتصادی و واقعیت‌های عینی جامعه باشد، نه فقط شعارهای سیاسی. وقتی این اصول و این نگرش را بپذیریم، آنگاه می‌توانیم در چارچوب منافع ملی (و نه به عنوان دشمن مخالف)، با وجود داشتن انتقادات شدید، با نظام حکمرانی همدلی کنیم و برای ارتقای آن و نجات ایران تلاش کنیم. خلاصه، علایی نگران است و می‌پرسد: «با این همه مشکل، حالا چه کار باید کرد؟ چگونه کسانی مثل شما می‌توانند کمک کنند؟» عبدالکریمی پاسخ می‌دهد: «اول باید بپذیریم که فروپاشی، راه حل نیست و فقط فاجعه می‌آورد. بعد، باید اساس فکرمان را عوض کنیم؛ به خودمان تکیه کنیم، اقتصاد را اصلاح کنیم و بعد از داخل سیستم، اما با صداقت و برای منافع مردم، آن را نقد و اصلاح کنیم. به عبارت دیگر، عبدالکریمی راه حل را نه در نابودی کامل نظام، بلکه در یک بازنگری اساسی در درون خودمان و گفتمان حاکم می‌داند. 🆔@nazm_jahani
۱/۲ 🔷چهار سناریو برای جنگ — و صلح — با ایران درگیری ۱۲ روزه در ژوئن، محدودیت‌های فشار ایالات متحده را آشکار کرد و واشنگتن را مجبور به تصمیم‌گیری درباره آنچه واقعاً می‌خواهد کرد ✍سینا طوسی 🔻۲۱ اوت ۲۰۲۵ 🔸موسسه برای حکمرانی مسئولانه. جنگ ۱۲ روزه بین اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۵ فرضیات دیرینه را در هم شکست و روابط ایالات متحده و ایران را به قلمرویی ناشناخته سوق داد. این درگیری، که تشدید چشمگیری از تنش‌های چندین دهه‌ای بود، خاورمیانه را در آستانه بی‌ثباتی گسترده‌تر قرار داده است. با فروکش کردن گرد و غبار، ایالات متحده در مقطع حساسی در رویکرد خود به ایران قرار دارد — مقطعی که می‌تواند منطقه را برای دهه‌ها بازتعریف کند. چهار سناریوی محتمل پیش رو هستند که هر یک پیامدهای عمیقی برای امنیت جهانی، ثبات منطقه‌ای و سیاست خارجی آمریکا دارند. 🔹تشدید بی‌پایان نخستین سناریو، تشدید متقابل بدون پایان است: چرخه‌ای ناپایدار از حملات، خرابکاری و تحریم‌هایی که مدت‌هاست روابط ایالات متحده و ایران را تعریف کرده و در جنگ اخیر به اوج جدیدی رسیده است. در این آینده، ایران قابلیت‌های هسته‌ای و نظامی خود را بازسازی می‌کند، از تعلیق غنی‌سازی خودداری می‌کند اما از ساخت سلاح هسته‌ای نیز پرهیز می‌کند. واشنگتن و اورشلیم، که این را غیرقابل‌تحمل می‌دانند، با تحریم‌های بیشتر، عملیات مخفی یا حتی حمله‌ای بزرگ دیگر پاسخ می‌دهند. این مسیر به رهبران سه پایتخت اجازه می‌دهد از سازش اجتناب کنند و قدرت‌نمایی کنند. با این حال، این مسیر مملو از خطر است. اشتباهات محاسباتی — که در درگیری اخیر مشهود بود — می‌توانند جنگی تمام‌عیار در منطقه را شعله‌ور کنند و بازیگرانی از لبنان تا خلیج فارس را درگیر سازند. تشدید، توهم کنترل را ارائه می‌دهد اما فاجعه را به همراه دارد. 🔹توافق در صورت کوتاه آمدن یکی از طرفین احتمال دیگر، بازگشت به مذاکرات جدی است، اما این نیازمند آن است که یکی از طرفین در مسئله اصلی — غنی‌سازی اورانیوم — کوتاه بیاید. بر اساس توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، به ایران اجازه داده شد برنامه غنی‌سازی محدودی تحت محدودیت‌های شدید و سخت‌گیرانه‌ترین رژیم بازرسی که تاکنون در یک کشور غیرهسته‌ای اعمال شده، داشته باشد. این توافق بارها توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اطلاعات ایالات متحده تأیید شد. اوایل سال جاری، استیو ویتکوف، فرستاده ترامپ، به نظر می‌رسید به چارچوبی مشابه باز باشد. اما تحت فشار اسرائیل — و انگیزه ترامپ برای پیشی گرفتن از اوباما — دولت به مطالبه حداکثری غنی‌سازی صفر بازگشت، خط قرمزی که ایران در بیش از دو دهه رویارویی هسته‌ای از پذیرش آن امتناع کرده است. با این حال، دیپلماسی کاملاً متوقف نشده بود. یک پیشنهاد خلاقانه در حال بحث، شامل یک "کنسرسیوم غنی‌سازی منطقه‌ای" با حضور ایران و شرکای ایالات متحده در خلیج فارس بود که برای مدیریت و نظارت مشترک بر غنی‌سازی طراحی شده بود. دور ششم مذاکرات نیز برنامه‌ریزی شده بود، اما حمله اسرائیل به ایران این روند را متوقف کرد — و آنچه گزارش‌ها نشان می‌داد می‌توانست پیشرفتی باشد را ناکام گذاشت. با این وجود، موانع ساختاری پابرجا بودند. سیاست ایالات متحده همچنان تحت تأثیر تندروهای طرفدار اسرائیل و ایدئولوگ‌های تغییر رژیم شکل می‌گیرد که دیپلماسی را نه راه‌حل، بلکه مسیری انحرافی می‌دانند. در واقع، حتی اگر ایران غنی‌سازی را متوقف می‌کرد، نتانیاهو احتمالاً هدف را به موشک‌ها یا اختلافات منطقه‌ای تغییر می‌داد تا خصومت را زنده نگه دارد. برای رهبری کنونی اسرائیل، تنش مداوم ایالات متحده و ایران از پایان جنگ سرد هدف استراتژیک گسترده‌تری را دنبال کرده است: توجیه حضور نظامی واشنگتن در منطقه، تأمین حمایت بی‌قیدوشرط ایالات متحده، به حاشیه راندن مسئله فلسطین و پیشبرد برنامه "اسرائیل بزرگ" مبتنی بر فتح غزه، کرانه باختری و دیگر کشورهای همسایه. در این محاسبه، ایران همچنان گناهکار ضروری باقی می‌ماند. آیا این موضع می‌تواند تغییر کند؟ تحلیلگران علی واعظ و دنی سیترینوویچ یک پیمان عدم تعرض جسورانه ایران-اسرائیل را پیشنهاد کرده‌اند که به ادراکات تهدید متقابل می‌پردازد. در تئوری، ترامپ — که به دنبال یک "توافق تاریخی" است — ممکن است این را فرصتی ببیند. اما در زمان خامنه‌ای، که به واشنگتن بی‌اعتماد است و اسرائیل را ذاتاً خصمانه می‌بیند، و نتانیاهو، که از شبح ایران برای پیشبرد جاه‌طلبی‌های سیاسی و ایدئولوژیک خود بهره می‌برد، این امر غیرمحتمل است. عاقلانه؟ قطعاً. ممکن؟ بعید است مگر با تغییر سیاسی عظیم. https://responsiblestatecraft.org/us-iran-war/ https://x.com/FGhoddoussi/status/1958730084661051635?t=4UxGFAHahfe0LjYpULq71w&s=19 🆔@nazm_jahani
۲/۲ 🔹شتاب ایران به سوی سلاح هسته‌ای سومین مسیر، ایران را می‌بیند که تحت فشار بی‌امان، به سوی ساخت سلاح هسته‌ای به عنوان بازدارنده نهایی خود می‌شتابد. این وسوسه برای کشوری که با تهدیدات وجودی از سوی اسرائیل و ایالات متحده مواجه است، آشکار است. اما خطرات آن عظیم است. حتی اگر ایران در ساخت زرادخانه هسته‌ای موفق شود، با انزوای شدیدتر، رقابت تسلیحاتی منطقه‌ای و جنگ مخفی مداوم مواجه خواهد شد. تجربه روسیه درس عبرتی است: سلاح‌های هسته‌ای آن را از فشار اقتصادی یا درگیری‌های فرسایشی محافظت نکرده‌اند. برای ایران، بمب مشکلات اقتصادی را حل نمی‌کند، تحریم‌ها را لغو نمی‌کند یا خرابکاری را باز نمی‌دارد. در حالی که وسوسه عبور از آستانه هسته‌ای ممکن است افزایش یابد، این حرکت پرخطر و احتمالاً خودویرانگر است. 🔹صبر استراتژیک و چرخش به شرق چهارمین سناریو، صبر استراتژیک است. ایران وضعیت موجود را حفظ می‌کند، به دیپلماسی تاکتیکی می‌پردازد بدون انتظار پیشرفت‌های بزرگ. ایران سیستم‌های موشکی و دفاع هوایی خود را بازسازی می‌کند، روابط نظامی و اقتصادی با چین و روسیه را تعمیق می‌بخشد و اساساً از امید به آشتی با ایالات متحده و اروپا دست می‌کشد. این مسیر منعکس‌کننده محاسبات بلندمدت رهبر انقلاب، خامنه‌ای، است: بقا، تثبیت و انتظار برای تغییر توازن قدرت جهانی در حالی که توجه ایالات متحده ناگزیر به جای دیگری معطوف می‌شود. برخلاف ناپایداری سناریوی اول، این استراتژی استقامت است. ایران از اقدامات نمایشی اجتناب می‌کند و در عوض بازی طولانی را دنبال می‌کند — تحریم‌ها را تحمل می‌کند، حملات را جذب می‌کند و به زمان و پشتکار برای غلبه بر فشار آمریکا تکیه می‌کند. جذابیت این گزینه در حال افزایش است، به‌ویژه که فناوری نظامی چین در جنگ اخیر پاکستان با هند عملکرد چشمگیری نشان داده است. برای تهران، که به شدت به قابلیت‌های دفاعی پیشرفته‌تر نیاز دارد، ظهور پکن به عنوان تأمین‌کننده قابل اعتماد سیستم‌های پیشرفته، چرخش به شرق را جذاب‌تر می‌کند. با این حال، این حرکت بدون هزینه نیست. این امر انزوای ایران از بازارهای ایالات متحده و اروپا را تثبیت می‌کند و خطر وابستگی بیش از حد به چین و روسیه را به همراه دارد. با این حال، این با روحیه انقلابی جمهوری اسلامی از سرپیچی و خوداتکایی همخوانی دارد — به ایران اجازه می‌دهد بقا یابد، تثبیت شود و شرط ببندد که جهان چندقطبی در نهایت سلطه آمریکا بر خاورمیانه را تضعیف خواهد کرد. 🔹سؤال اصلی سؤالی که سیاست‌گذاران ایالات متحده و اروپا باید با آن مواجه شوند ساده است: ایران واقعاً چه گزینه‌ای دارد؟ اگر استراتژی همچنان تغییر رژیم باشد که به شکل "فشار حداکثری" آراسته شده، باید درباره پیامدهای آن صادق باشیم. جمهوری اسلامی با تحریم‌ها یا حملات هوایی از بین نخواهد رفت. همچنین به شکلی مرتب به دموکراسی به سبک غربی فرو نخواهد پاشید. نتیجه محتمل‌تر بسیار تاریک‌تر است: بی‌ثباتی، تجزیه و شبح جنگ داخلی در کشوری با ۹۰ میلیون نفر در قلب خاورمیانه. ایرانی فروپاشیده در مرزهایش محدود نخواهد ماند. این امر شوک‌هایی به خلیج فارس، عراق، آسیای مرکزی و قفقاز خواهد فرستاد — منطقه‌ای که از قبل ناپایدار است را بی‌ثبات‌تر می‌کند و بحران‌هایی به مراتب بدتر از برنامه هسته‌ای ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که چالش امروز صرفاً متوقف کردن پیشرفت هسته‌ای ایران نیست. این است که واشنگتن و اورشلیم واقعاً برای چه پایان بازی آماده می‌شوند — و آیا آماده پذیرش پیامدهای آن هستند؟ 🔻سینا طوسی پژوهشگر غیرمقیم در مرکز سیاست بین‌الملل است. او پیش‌تر تحلیلگر ارشد پژوهشی در شورای ملی ایرانیان آمریکا و متخصص پژوهشی در دانشکده امور عمومی و بین‌المللی وودرو ویلسون دانشگاه پرینستون بود. https://responsiblestatecraft.org/us-iran-war/ https://x.com/FGhoddoussi/status/1958730594067554493?t=nUVIdjwsGYL1-ahqVYOlWA&s=19 🆔@nazm_jahani
⭕️بازتاب رزمایش نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در رسانه‌های غربی و اسرائیلی 🔸رویترز: ایران اولین مانور نظامی انفرادی خود را از زمان جنگ ژوئن با اسرائیل در روز پنجشنبه آغاز کرد. این مانور نشان می‌دهد که ایران به دنبال بازسازی مجدد تصویر قدرت خود پس از جنگ با اسرائیل است. 🔸رسانه‌های اسرائیلی: ایران قدرتمندترین موشک خود با نام آخرالزمان را آزمایش و عملیاتی کرد 🔸شبکه 12 اسراییل: ایران فعلا در حال انجام رزمایش است؛برای ایجاد بازدارندگی در برابر آمریکا و اسراییل و اگر بازدارندگی جواب ندهد و تهدیدات اسراییل ادامه داشته باشد، آنها به اسراییل حمله خواهند کرد 🔸منابع عبری: ایران در حمله قبلی خود از تکنولوژی ۱۷ سال پیش استفاده کرد بود اما حالا آماده حمله با موشک های جدید خود میشود. اکثر موشک های شلیک شده‌ی قبل در دهه ۸۰ و ۹۰ ساخته شده بودند 🔸رسانه والا اسرائیل: ایران یک موشک بسیار قدرتمند آزمایش کرده که قدرتی برابر یک بمب تاکتیکی اتمی دارد و قادر به نابودی کامل یک پادگان است 🆔@nazm_jahani
پیام قابل تأمل یکی از دوستان کانال درباره‌ی این رزمایش دریایی: عزیزان نیروهای مسلح بعد از تجربه حوادث ناگوار جنگ ۱۲ روزه می بایست فرض برای برگزاری رزمایش این باشد که: _فرماندهان اصلی منطقه دریایی در ساعت اول نبرد به شهادت رسیده اند _کلیه ارتباطات با رده های مافوق و مادون قطع است _و دشمن با برتری هوایی اجازه خروج لانچرها به بیرون از سازه را نمی دهد! _شناورهای اصلی هم قبل از اطلاع از آغاز درگیری با تیر غیب به گل نشسته اند. لانچرها و شناورها را با فراغ بال در نقاط از پیش تعیین شده مستقر کرده و هدف فرضی را با موفقیت مورد اصابت قرار می دهید؟ عجیب است! https://t.me/kriyaassess
هدایت شده از خط انرژی
🔺 لاوروف: رفع تحریم به ضرر روسیه است 🔹وزیر خارجه روسیه در مصاحبه با کانال تلویزیونی "Russia 24": رفع تحریم به ضرر روسیه است چون نمی‌خواهیم به دوره وابستگی برگردیم. 🔹پوتین و ترامپ در آلاسکا هیچ مذاکره‌ای درباره رفع تحریم‌های روسیه نکردند. 🔹لغو تحریم‌ها، دستاوردهایی را که روسیه در تقویت خوداتکایی داشته، بی‌اثر خواهد کرد. @khate_energy
هدایت شده از خط انرژی
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 نجات ایران از ترکمنچای با جنگ نامتقارن 🔹 قائم‎‌مقام فراهانی در مخالفت با فتحعلی‌شاه درباره آغاز جنگ دوم ایران و روسیه یک جمله معروف دارد: «به قانون حساب، ایران كه ۶ كرور ماليات می‌گيرد با روسیه‌ای كه ۶۰۰ كرور عايدات دارد از در جنگ درنمی‌‎آيد». 🔹این توصیه قائم‌مقام فراهانی آن زمان شنیده نشد و در نهایت ایران در جنگ شکست خورد و مجبور به پذیرش ترکمنچای شد. 🔹حال نیز بودجه نظامی آمریکا ۱۰۰ برابر ایران است. اما آیا ترکمنچای تکرار می‌شود؟ مجید رجبی کارشناس مسائل نظامی پاسخ می‌دهد. 🌐 مصاحبه کامل را در یوتیوب و آپارات خط انرژی ببینید. @khate_energy