eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
به آمریکا اعتماد نکنید. به روسیه اعتماد نکنید. به چین اعتماد نکنید. به اروپاهم اعتماد نکنید. ولی با هوشمندی و فرصت‌شناسی و با تکیه بر سه اصل عزت،حکمت و مصلحت؛ از مذاکره،معامله،مصالحه، مواجهه و حتی مقاتله با آن‌ها هم نهراسید؛ چرا که این‌روش‌ها همه کارکرد ابزاری دارند نه ارزش ذاتی! 🖋 حسام‌الدین آشنا
سه تئوری وجود دارد: ۱. تئوری جنگ ۲. تئوری تسلیم ۳. تئوری مقاومت - تئوری جنگ، برای آمریکا و چند کشور اروپایی و رژیم صهیونیستی است. آنها بودند که بعد از فروپاشی شوروی، نظریۀ جنگ تمدن‌ها را مطرح کردند و براساس این نظریه، مرزهای خونین بین کشورها و‌ تمدن‌ها تعریف کردند و وارد جنگ با دنیای اسلام شدند. - مُکَمّل تئوری جنگ، «تئوری تسلیم» است که می‌گوید چون نظام استکباری قدرت و زور دارد، ما باید تسلیم شویم: در کفِ شیرِ نرِ خون‌خواره‌ای/ غیرِ تسلیم و رضا کو چاره‌ای! درواقع، تئوری جنگ، آن‌هنگامی موفق و محقق می‌شود که طرف مقابلش تسلیم شود! تئوری تسلیم در برابر استکبار، تئوری طرفداران «اسلام آمریکایی» در کشور ما و در منطقه است. - اما جبهۀ مقاومت، نه اهل جنگ‌طلبی است و نه اهل تسلیم در برابر ظلم و زور؛ بلکه اهل ایستادگی در برابر تجاوز و زیاده‌خواهی است. 🖋 سیدمحمدمهدی میرباقری
پروژه های احیا در سیاست دنبال کشف و یافتن راه حل برای مشکلات کنونی در گذشته اند. غالبا روایت های تاریخی مسلط را با خود تاریخ یکسان می گیرند. فرض می کنند روایت های تاریخی معادل خود تاریخ اند و الوده قدرت نشده اند. منکر رابطه قدرت و دانش اند و یکی از دلایل عدم موفقیت آنها همین است 🖋️ رحمان قهرمان پور
به صورت کاملا اتفاقی، هر زمان امکان و ضرورت توسعه روابط با شرق پدیدار و فراهم می‌شود، اظهارات ضدشرق کارشناسان خبره و زبده رونق می‌یابد. ماجرا وقتی جذاب‌تر می‌شود که حتی در صورت تهاجم نظامی غرب هم سویه‌های ضدشرق برجسته است و در هر شرایط، ضرورت توسعه روابط با غرب مفروض و واجب عینی! 🖋 علی صمدزاده
کاسه‌ای بسیار داغ تر از آش! ساده‌اندیشی بزرگی است اگر بخواهیم ماهیت واقعیِ روابط بین‌الملل را صرفاً با پارادیم و به عبارت بهتر از طریق پوشش زیبا و فریبندهٔ قانونی و حقوقی آن تعریف و تبیین کنیم؛ زیرا در این میان ابرقدرت‌ها برای نیل به اهداف خویش هرگز خود را مقید به هیچ قانون و قاعده اخلاقی، انسانی و بین‌المللی ندانسته و نمی‌دانند و اگر چنین است به گمانم نباید بیش از اندازه مته بر خشخاشی گذاشت که زالوها قبلاً آن را آزموده و شیره آن را تا ته مکیده اند! 🔸در سالیان گذشته و در هنگامهٔ اخیر رویارویی‌های همه‌جانبه و مختلف دنیای غرب با ایران و دیگر ملت‌های جهان؛ وقتی با برخی از دیدگاه‌های جامعهٔ نخبگانی این کشورها بویژه در فضای مجازی مواجه میشوم ناخواسته حکایت برخی از شخصیت‌های مطرح شدهٔ کلیله و دمنه در ذهنم نقش می بندد. 🔸در کلیله و دمنه که امروزه به اقتضاء سیاست نظام سلطه جهانی جای آن را با داستان های امثال مزرعه یا قلعه حیوانات! برایمان پر کرده اند با داستان شیر درنده ای مواجهیم که قربانیان امروز و فرداهایِ او برای آنکه چند صباحی در آرامش زندگی کنند از طرف خود نماینده ای به نزد او می فرستند تا زین پس نه جناب شیر زحمت کمین و شکار به خودش بدهد و نه آنها هر لحظه با بیم و هراس زندگی کنند و قانونی! فی مابین خود وضع میکنند که از آن به بعد حیوانات نگون بخت هر روز یکی را از اجتماع خود بعنوان غذا با پای خویش به محضر شیر بزرگ بفرستند تا ....! 🔸وادادگی از این بیم و هراس از یک سو و سال‌ها تبلیغ و ترویجِ انواع چسبندگی‌هایِ پست زندگیِ مدرن توسط رسانه‌های آنان در میان اقشار متوسطِ جوامعِ توسعه نایافته در مقایسه با اقشار تنگدست و فقیر به مراتب بیشتر و اثرگذارتر بوده است و اضافه کنید فرو ریختن بسیاری از ارزش‌های اخلاقی، انسانی، دینی و حتی ملی و میهنی که روشنفکر مآبان براحتی از کنار آن گذشتند و زمینه ساز شکل گیری تفکرِ سازش و حتی تسلیم بی قید و شرط در برابر زیاده خواهان جهان شده اند تا جایی‌که گمان میکنی برای آنکه چند صباحی به زعم خویش زندگی خوش و خرّمی داشته باشند حاضرند به هر قیمتی با جهان خواران توافق کنند و در این میان اگر ملتی نخواهد به آن راه و روش رفتار کند گویی چاره ای جز تنهایی و انزوا برای او نیست و زبان و قلم را فراتر از آن می فرسایند و بجای تشویق و ترغیب به چاره اندیشی، ایستادگی و مقاومت، مدام جامعه را نهیب میزنند که آنها به این حد هم بسنده نخواهند کرد و اگر تسلیم نشوید بر پیکر شما، زخمی عمیق‌تر از انزوا که نابودی خواهد بود وارد خواهند کرد!
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
کاسه‌ای بسیار داغ تر از آش! ساده‌اندیشی بزرگی است اگر بخواهیم ماهیت واقعیِ روابط بین‌الملل را صرفاً
🔸واقعیت روابط بین‌الملل(تحلیل نظام بین‌الملل) : نباید ماهیت واقعی روابط بین‌الملل را صرفاً از طریق چارچوب‌های حقوقی و قانونی زیبا و فریبنده دید. ابرقدرت‌ها برای رسیدن به اهداف خود، خود را به هیچ قانون، قاعده اخلاقی یا بین‌المللی مقید نمی‌دانند. 🔸تمثیل کلیله و دمنه: برای تشریح وضعیت موجود، داستان شیر و حیوانات در کلیله و دمنه قابل استفاده است. در این تمثیل: شیر نماد قدرت‌های زورگو و سلطه‌گر (نظام سلطه جهانی) است. حیوانات دیگر نماد ملت‌های تحت سلطه هستند. قرارداد پیشنهادی حیوانات (فرستادن روزانه یک قربانی) نماد "سازش" و "تسلیم" در برابر زور برای خرید آرامش موقت است. 🔸انتقاد از روشنفکران و نخبگان (تحلیل روانشناختی و جامعه‌شناختی از جامعه): روشنفکران و نخبگان در جوامع (به ویژه در فضای مجازی) به جای تشویق به "ایستادگی" و "مقاومت"، با تبلیغ سبک زندگی مدرن و مصرف‌گرا، ارزش‌های اخلاقی، دینی و ملی را تضعیف کرده‌اند. این امر منجر به شکل‌گیری تفکر "سازش" و "تسلیم بی‌قید و شرط" در برابر زیاده‌خواهی‌های قدرت‌های جهانی شده است. 🔸ترس و وادادگی: از قدرت ابرقدرت‌ها و گسترده آن‌ها برای ترویج زندگی مادی و مصرفی، باعث وادادگی و انفعال در میان اقشار متوسط جوامع توسعه‌نیافته شده است. 🔸تقابل دوگفتمان: مقاومت در برابر سازش متن یک دوگانگی اساسی را ترسیم می‌کند: گفتمان سازش، که توسط نخبگان وابسته تبلیغ می‌شود. استدلال آن‌ها این است: برای جلوگیری از "نابودی" و داشتن "زندگی خوش" باید تسلیم شد. گفتمان مقاومت، که طبق این دیدگاه، تسلیم نه تنها آرامش نمی‌آورد، بلکه باعث از دست رفتن حاکمیت ملی و عزت می‌شود. انزوا و فشار، اگرچه سخت است، اما بهتر از قبول سلطه و ذلت است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸واقعیت روابط بین‌الملل(تحلیل نظام بین‌الملل) : نباید ماهیت واقعی روابط بین‌الملل را صرفاً از طریق
فریب ظاهر قانونمند و متمدن نظام بین‌الملل را نخورید. پشت این ظاهر، منطق جنگل و قانون زور حاکم است. تسلیم شدن در برابر زور، تنها آرامشی موقت و دروغین می‌آورد و نهایتاً به از دست دادن هر چیزی منجر می‌شود. بنابراین، تنها راه موجود، ایستادگی و مقاومت هوشمندانه است، حتی اگر به قیمت انزوا و تحمل سختی تمام شود. این دیدگاه، کاملاً همسو با در است که بر استقلال عمل، خوداتکایی و عدم اعتماد به نظام بین‌الملل تحت رهبری غرب تأکید دارد.
🔻‏برجام نتیجه «مذاکرات مستقیم» ایران و آمریکا بود، اما با بدعهدی و نقض توافق از سوی آمریکا و اروپا، شکست خورد و فروپاشید. 🔻در خرداد امسال نیز، درست در میانه گفت‌وگوها با آمریکا، با چراغ سبز واشنگتن با ایران حمله نظامی شد. 🔻همانطور که در سال ۲۰۰۲ در میانه مذاکرات امنیتی سطح بالای ایران و آمریکا در جنگ افغانستان، ایران «محور شرارت» نامگذاری شد. 🔻به همین جهت، بعید است مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم با آمریکا چیزی را حل کند؛ مگر آنکه به گفته ترامپ، « بدون قید و شرط» ایران تسلیم شود. 🔻لذا، به‌جای آنکه جریان‌های سیاسی موضوع «اسنپ‌بک» را دستاویز اختلاف و جدال جناحی قرار دهند، شایسته است آن را به محور وفاق و اتحاد ملی بدل سازند.
🔹حسین قتیب: دستگاه تحلیل سیاست ایرانی، هنوز حقوق را معیار اصلی روابط بین‌الملل می‌بیند و از الزامات و غفلت می‌کند؛ درحالی‌که و و نیز منافع سیاست داخلی و جناحی، بیش از ، مسیر را تعیین می‌کنند. https://x.com/HosseinGhatib/status/1961457875194098063?t=6P9vWKwzCW7egYMs2N_Xfg&s=19
🔹امیر علی ابوالفتح: بعد از آن استقبال شاهانه از ترامپ و اعلام آمادگی ریاض برای سرمایه‌گذاری کلان در آمریکا، حالا بعد از بیش از دو دهه حکمی صادر شده است که بر اساس آن، خانواده قربانیان 11 سپتامبر می توانند از عربستان شکایت کنند.اقدامی که می تواند به پرداخت غرامت سنگین سعودی ها به آمریکایی‌ها بیانجامد https://x.com/Abolfath/status/1961658562209251472?t=l1YKZECuo1IQMxWtyVr4TA&s=19
دیدگاهی که همه‌ی بحران‌ها را تنها به یک عامل فرو می‌کاهد و حکومت را به‌مثابه شرّ مطلق معرفی می‌کند، در واقع بیش از آنکه راه‌حل‌ساز باشد، ما را در بن‌بست مطلق‌گرایی گرفتار می‌سازد. ناکارآمدی‌ها، فسادها و فجایع حکومت بر کسی پوشیده نیست؛ اما وقتی کنش‌گری فقط و فقط بر افشای این بدیهیات بدون لکنت زبان اصرار ورزد، در عمل چیزی جز تکرار یک تفسیر کاملاً سیاه به دست نمی‌دهد. این مطلق‌سازی سیاه نه راهی برای تغییر می‌گشاید و نه امکان کنشی مسئولانه را فراهم می‌سازد. کنش‌گر مسئول باید بتواند در کنار دیدن و نقد مشکلات، امکان‌ها و ظرفیت‌های موجود را نیز مورد توجه قرار دهد. باید باقی جهات را هم ببیند و مهم‌تر از همه، منطق قدرت را درک و هضم کند. بدون درک شرایط واقعی، نیروهای فعال در میدان و تأثیر متقابل آن‌ها، هیچ راه گریزی یافت نمی‌شود. مسئولیت‌پذیری سیاسی یعنی دیدن همه‌ی ابعاد صحنه، نه محدود شدن به نفی مطلق یک قطب. نمونه‌ای مانند دکتر عبدالکریمی نشان می‌دهد که نقد حقیقی فقط نقد حکومت نیست. او حتی پس از اخراج از دانشگاه و بازگشت دوباره نیز نقد خود را متوقف نکرد؛ اما نقد او فراتر از حاکمیت، متوجه جریان‌های مؤثر و روشنفکری نیز بود. هشدارهای او درباره خطرات احتمالی و تلاشش برای نزدیک کردن دیدگاه‌های دو قطب جامعه، همان چیزی است که خود او بندبازی و ما آن را میانه‌روی مسئولانه می‌نامیم. این رویکرد می‌کوشد میان نقد و مسئولیت تعادل برقرار کند و مانع از سقوط جامعه در ورطه‌ی افراط شود. در سوی دیگر، نمونه‌هایی همچون دکتر مهر‌آیین نشان می‌دهد که نقد رادیکال، هرچند تند و صریح باشد، وقتی فقط بر پایه یک منظر از حکومت شکل بگیرد، نهایتاً از تولید راه‌حل ناتوان است. چنین نقدی به انذار محدود می‌ماند، اما در ادامه اثرگذاری سیاسی و اجتماعی جدی ندارد. نقدی که راه‌حل نسازد و امکان تغییر ندهد، هرقدر رادیکال باشد، نه مفید است و نه مسئولانه. به همین دلیل باید از رادیکالیسم عبور کرد. رادیکالیسم چه در دفاع از حکومت و چه در نقد آن، تنها به قطبی‌سازی، نفی گفتگو و تولید خشونت می‌انجامد. میانه‌روی، برعکس، تلاشی است برای فراهم کردن امکان تغییر در دل شرایط موجود، کاهش هزینه‌های تحول، و باز کردن راه گفت‌وگو و اجماع. تنها از مسیر میانه‌روی است که می‌توان امید داشت تغییری واقعی و پایدار رقم بخورد، بی‌آنکه جامعه به دام آشوب و فاجعه فروغلتد. نمونه‌های تاریخی بسیار بدتری از حکومت‌ها در جهان وجود دارد؛ اما اگر به تاریخ سیاسی ایران نگاه کنیم، می‌بینیم که اوج و فرودها و تکانه‌های شدید اغلب محصول سیاست‌ورزی عمومی و نبود وفاق ملی بوده‌اند. از همین‌رو، راهی مطمئن‌تر از اجماع نخبگانی، ایجاد تفاهم میان قطب‌ها و تقویت نیروی مدنی برای حمل تغییر وجود ندارد. در غیر این صورت، تمام گزینه‌های دیگر پرهزینه، پرخطر و با نتایجی نامعلوم خواهند بود.