⭕️شانگهای ۲۰۲۵؛ تلاقی قدرت سخت و نرم در راهبرد چینی
#تحلیل_کوتاه
📝مصطفی کوشکی
🔹در روزهای اخیر، چین همزمان میزبان دو صحنه نمادین از قدرتنمایی سیاسی و نظامی بوده است: «اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای» در تیانجین و «رژه بزرگ روز پیروزی» در پکن به مناسبت هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم. تقارن این دو رویداد را میتوان بهمنزله تلاش آگاهانه پکن برای ایجاد پیوند میان «قدرت سخت» و «نهادسازی نرم» دانست؛ پیوندی که سبب شده چین بتواند از یک سو جدیدترین دستاوردها و توانمندیهای نظامی خود را به نمایش بگذارد و از سوی دیگر، چهارچوب نهادی برای اصلاح نظم جهانی بر پایه توسعه جهان جنوب را سامان بخشد. در ادامه، مهمترین محورها و نتایج این رویدادها مورد اشاره قرار میگیرد.
💢ابتکار حکمرانی جهانی؛ جدیدترین ابتکار چینی
🔸در نشست سران سازمان همکاری شانگهای رئیس جمهور چین، از تازهترین ابتکار خود تحت عنوان «ابتکار حکمرانی جهانی» رونمایی کرد. هرچند که ایده اصلاح حکمرانی جهانی پیش از این توسط شی مطرح شده بود؛ اما این نخستین بار است که به صورت مدون و یکپارچه، در ادامه ابتکارات سهگانه پیشین (توسعه، امنیت و تمدن جهانی) مطرح میشد. در این سخنرانی، شی اصول این ابتکار جدید را چنین برشمرد: برابری حاکمیتها، حاکمیت قوانین بینالمللی، چندجانبهگرایی، انسانمداری و تأثیرگذاری عملی. از منظر وی، این ابتکار بر پایه سه دستاورد مهم استوار است: اصلاح قدرتهای نابرابر، تقویت نقش کشورهای جنوب جهانی و بهبود اثربخشی در مواجهه با بحرانهایی مانند تغییرات اقلیمی، شکاف دیجیتال و چالشهای توسعهای.
💢دستاوردهای نشست سران سازمان همکاری شانگهای
🔸در پایان اجلاس، وانگیی، وزیر امور خارجه چین، هشت دستاورد را برای این دور از اجلاس اعلام کرد. از میان دستاوردها، موارد زیر از اهمیت ویژه ای برخوردار است:
1️⃣تأسیس چهار مرکز امنیتی تحت عناوین مرکز یکپارچه مقابله با تهدیدات و چالشهای امنیتی، مرکز امنیت اطلاعات، مرکز مبارزه با جرائم سازمانیافته فراملی و مرکز کنترل مواد مخدر.
2️⃣تصمیم سیاسی برای تأسیس بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای گرفته شد. چین بیش از یک دهه پیش این ابتکار را پیشنهاد داده بود که سرانجام به ثمر نشست.
3️⃣چین اعلام کرد که سه پلتفرم برای ارتقای همکاری خود با سازمان همکاری شانگهای ایجاد خواهد کرد: انرژی، صنایع سبز و اقتصاد دیجیتال. در این راستا سه مرکز همکاری نیز تأسیس خواهد شد: نوآوری علمی و فناوری، آموزش عالی و آموزش فنی و حرفهای.
4️⃣شش برنامه برای توسعه با کیفیت بالا تدوین شد که «بهرهوری جدید، تجارت و سرمایهگذاری و همکاری در زنجیرههای صنعتی» را در بر دارد.
💢حضور هند و فرصت طلبی چینی
🔸نخستوزیر هند، نارندرا مودی، در نشست سران سازمان همکاری شانگهای حضور یافت تا در میانه تنشهای تجاری با آمریکا، گزینههای متعدد استراتژیک دهلینو و استقلال راهبردی این کشور را به نمایش بگذارد. تعرفههای ۵۰ درصدی دولت ترامپ بر کالاهای هندی، بهویژه به دلیل خرید نفت روسیه، هند را به سمت تقویت روابط با دیگر قدرتها، از جمله چین، سوق داده است. چین نیز این موقعیت را فرصتی مغتنم دانست تا پس از سالها تنش مرزی، بهویژه در پی درگیریهای مرگبار ۲۰۲۰، الگوی مشارکت را در روابط با هند تقویت کرده و مانع از تفوق رویکردهای رقابت طلبانه هند با چین گردد.
🔸در این راستا، پکن پیشنهاداتی را مانند از سرگیری پروازهای مستقیم که از سال ۲۰۲۰ متوقف شده بود، تسهیل صدور ویزا، تقویت گفتوگو درباره مدیریت مرزی و لغو ممنوعیت صادرات عناصر کمیاب خاکی، کودها و ماشینهای حفاری به هند، به دهلی نو ارائه داده که موافقت و استقبال این کشور را نیز در پی داشته است.
💢اهمیت اجلاس و دستاوردهای آن برای ایران
🔸تهران در فضای پس از جنگ ۱۲ روزه و در آستانه فعالسازی مکانیسم ماشه، بیشازپیش به حمایتهای سیاسی، اقتصادی و چه بسا نظامی شرکای غیرغربی خود نیاز دارد. در این چهارچوب، این اجلاس تاکنون دو دستاورد برای ایران در سطح سیاسی داشته است: ۱- صدور نامه مشترک ایران، چین و روسیه خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد مبنی بر محکومیت اقدام سه کشور اروپایی برای فعال کردن مکانیسم ماشه. این اقدام را میتوان گامی مهم در تضعیف مشروعیت سازوکار موسوم به «اسنپبک» دانست. ۲- محکومیت حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در بیانیه سران شانگهای.
✅افزون بر این، سفر سه روزه رئیس جمهور به چین، فرصت مناسبی را برای مذاکرات مقامات ایران با طرفهای چینی و روسی فراهم کرده است. باید دید تهران تا چه حد موفق شده است با ارائه بستههای پیشنهادی، حمایتهای این دو قدرت را از خود افزایش دهد؟
🌐اندیشکده تهران
⭕️تکنولوژی ارتباطات؛ سایهٔ پوپولیسم بر اندیشه و کنشگری سیاسی در ایران(1)
مناظره اخیر دکتر عبدالکریمی با دکتر زیباکلام را که با دقت و به گمان خویش بیطرفانه و منصفانه مشاهده کردم ابتدا قصد داشتم صرفاً به نقدِ نوع و شیوه کنشگری و سخنان دکتر زیبا کلام بپردازم اما حداقل در این گفتگو آن را درخور نقدیِ متمرکز و جداگانه نیافتم و پس از آن با نگاهی عمیق تر چنین به نظرم رسید بیماریِ مزمنِ عوام فریبی که در تار و پود جریان روشنفکریِ امروز جامعه ما رخنه کرده است، شناخت و به دنبال آن علاجی کامل تر می باید و لذا بر آن شدم به سهم و با توجه به بضاعت خویش با تأمل و کنکاش بیشتر در قدم اول ابتداً در مقولهٔ تکنولوژی ارتباطات و تاثیر آن بر کنشگری و بطور کلی بر ساحتِ اندیشه سیاسی در ایران، بررسی دقیق تری بعمل آورم و کما فی السابق انتظار نقد، مداقّه و هم افزایی نخبگان سیاسی را دارم.
اگر با یک نگاه متعارف و در حالت کلیِ آن؛ حکومت، مردم و روشنفکران را سه ضلع یک مثلثِ متساوی الاضلاع در یک جامعه تصور کنیم ( میتوان آن را به اختصار «حُمَرْ» نامید)، قاعدتاً چنین به نظر میرسد که در حالت و وضعیتِ مطلوب و طبیعی، باید نوعِ مثلث منفرجه با شکل و صورتی از آن را در ذهن تداعی کنیم که ضلعِ روشنفکر همیشه مُشرف به دو ضلع دیگر بتواند با مکانیزم های نقد، بررسی، هشدار و ترغیب، تعامل و مراودهٔ سازنده و در مجموع با روشنگری بر دو ضلع و رکن دیگرِ جامعه که حکومت و مردم هستند، به ایفای نقشِ ذاتی خود بپردازد.
و از سوی دیگر اگر روشنفکر را فرد متفکر، آزاده و آزاد اندیشی بدانیم که بزرگ ترین و مهمترین دغدغه او در زندگی، انکشاف حقایق انسانی و اجتماعی و اعلانِ آشکار و بی مهابایِ آنها به ارکان مهم جامعه اعم از اقشار مردم و ارکان حاکمیت باشد، براستی تعداد آنها در جامعه فجازی زدهٔ کنونی ما چند نفر است؟!
آیا روشنفکران جامعه امروزیِ ما در چند سال گذشته و بخصوص در شرایط خطیر و سرنوشت سازِ امروزِ کشور که همگی بدان اذعان دارند، هر دو ضلع مخاطبِ خود یعنی حکومت و مردم را آنچنان که باید و شاید یکسان مورد نقد خود قرار داده اند؟!
یا آنکه از یک سو چشم خود را تماماً و کاملاً بر همه ضعف ها و کاستی های معرفتی مردم فرو بسته و از سوی دیگر تیغِ تیزِ نقدِ خویش را تماماً بر پیکر حاکمیت کشیده اند؟!
روشنفکران جامعه ما بخصوص در سه دهه گذشته در کدامیک از آثار برجستهٔ خود به تجزیه، تحلیل و تشریح و توصیفِ شجاعانه کالبدِ شناختیِ جامعه پرداخته اند؟!
آیا غیر از تعریف، تمجید، تشویق و ترغیب شاکلهٔ معرفتی مردم آن هم عمدتاً در بُعد سیاسی، نیشتری هم بر کجی ها و کاستی های آنان زده اند؟!
روشنفکران ما از سی سال گذشته تابه حال در کدام نشست، انجمن و کتاب و مقالهٔ سیاسی و اجتماعی با آگاهی و از سرِ دلسوزی و بی نیش و کنایه توانسته اند ارکان قدرت و حاکمیت را نقد کنند و مشفقانه انذار دهند؟!
از میان روشنفکران جامعه ایرانیِ داخل و خارج از کشور چند نفر تا به حال توانسته اند گوشه هایی هرچند کوچک و ناچیز از دستاوردها و موفقیت های حاکمیت در عرصه های ملی و منطقه ای و بین المللی را با زبان رسا به مردم اعلان کنند؟!
سامیار رستمی
10 مردادماه 1404
این مطلب ادامه دارد
⭕️تکنولوژی ارتباطات؛ سایهٔ پوپولیسم بر اندیشه و کنشگری سیاسی در ایران(2)
مگر تا پنجاه سال پیش در همین کشور بخش عمده ای از روشنفکران، همزمان حکومت و مردم را به باد سهمگین نقد و انتقاد خود نمیگرفتند؟!
آیا عده زیادی از آنان علیرغم حبس، شکنجه و تبعید توسط حکومت ، زبان انتقاد بر عامه مردم را در کام گرفته بودند؟!
آیا روشنفکران آن روز ما مورد بی مهری و بی احترامی توده ها بودند که در معرض نقد آنان قرار گیرند ؟!
آیا بزرگترین دغدغه روشنفکران جامعه آن روز ایران صرفاً کمک به تأمین منافع ملی کشور بود که امروز در پیشگاه مردم خود را بزرگترین علمدار منافع ملی معرفی میکنند؟!
آیا آنان علاوه بر پرداختن به دردها و رنج های زیاد مردمان خود، چشم و گوش خویش را بر رنج و غم دیگر ملت ها بسته بودند؟!
آیا روشنفکران آن روز جامعه ایرانی از انتقاد به شیوه های تفکر، گفتار و رفتار عامه مردم، ترس و واهمه ای از آنان داشتند؟!
آیا روشنفکران آن روز، حکومت های قبلی را بواسطه آنکه آمریکا، اسرائیل و غرب ستیز بودند مورد نقد قرار می دادند یا بالعکس بدلیل سرسپردگی به غرب؟!
آیا حکومت های گذشته برای نیل به توان هسته ای و موشکی و دفاعی بود که مورد انتقاد روشنفکران واقع میشدند؟!
و بسیاری از سوالات دیگر که جملگی میتوانند زمینه سازِ شکل گیری این پرسش مهم و اساسی شود که...
براستی دلیل یا دلایل این تفاوت های اساسی در میان روشنفکران قبل و بعد از انقلاب و نیز ریشه های تفاوت و تضاد نهفته و آشکار این نگاه، رویکرد و رفتار تبعیض آمیزِ بخش زیادی از روشنفکران جامعه امروزی ما در نقد مردم و حاکمیت ریشه در کجاست؟
چند سالی است جسته گریخته به این مهم فکر کرده ام که اساساً چرا در جامعه امروزیِ ما و ای بسا در دیگر نقاط توسعه نایافتهٔ جهان که با نظام سلطه زاویه دارند، ساقین یا دو ضلعِ این مثلثِ حُمَرْ (قاعدتاً متساوی الاضلاعِ ؛ حکومت، مردم و روشنفکران که در قسمت اول مقاله به آن اشاره شد) یعنی مردم و روشنفکران در آن، روز به روز به هم نزدیکتر و نزدیکتر و در نتیجه ضلعِ حکومت به مرور کوچک تر و کوچک تر می شود بصورتی که گاه و در بعضی موضوعات، دیگر اثر و نشانی از حاکمیت نیست و تنها شاهد خط مستقیم و کاملاً مماسِ توده ها و بخش عمده ای از روشنفکرانِ جامعه در مقابل تمامی ارکان حاکمیت ملی میشویم؟
بدیهی است که اتفاق و یا اختلاف نظر در میان این سه رکنِ جامعه بسته به موضوع، کاملاً متفاوت خواهد بود اما در یک نگاه کلی در جامعه امروزی ایران در بسیاری موارد شاهد نزدیکی بیش از حد متعارف این دو به یکدیگر و فاصله میان آنها با حکومت میشویم حتی در موضوعات بسیار مهم و حیاتی چون امنیت ، رفاه و یا منافع ملی.
اگر بپذیریم که امروزه استفاده از تمامی روش ها و ابزارهای تکنولوژیِ ارتباطات در میان آحاد جوامع بشری به یک امر رایج و حیاتی تبدیل شده است که از کارگر و کشاورز و نانوا و چوپان گرفته تا زن و کودک و پیر و جوان، از معلم و استاد دانشگاه تا مهندس و پزشک و غیره که در کسری از ساعت و دقیقه میتوانند به هر نوع داده و اطلاعات و بعضاً دانشی در بسیاری از زمینهها دست یابند و به سرعت با افکار، گفتار و کنش های مختلف افراد و جریانهای مهم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و غیره آشنا و مواجههٔ مستقیم و چهره به چهره داشته باشند آنگاه بهتر میتوان تأثیر شگرف، سترگ و تعیین کنندهٔ واکنش های آنان به شکل گیری و بروز انواع کنش هایِ افراد، گروه ها، جریان هایِ ممتاز و برجسته دنیای اطراف و بویژه روشنفکران جامعه خویش را تصور و درک کرد که سعی خواهم کرد در قسمت سوم این نوشتار به آنها بپردازم....
ادامه دارد
سامیار رستمی
⭕️تکنولوژی ارتباطات؛ سایه پوپولیسم بر اندیشه و کنشگری سیاسی در ایران (3)
با شرح مختصری که از تأثیرات تکنولوژی ارتباطات بخصوص بر افکار، نگرش و رفتار آحاد مردم گفته شد حال میتوان به پرسش اصلی این نوشتار پرداخت که...
چرا و چگونه تکنولوژی ارتباطات میتواند روشنفکران جامعه را که امروزه باید روشنی بخش و هدایت کنندهٔ دو ضلع حکومت و مردم بصورت توأمان باشند، براحتی به پوپولیسم سوق دهد بصورتی که خود را دقیقاً منطبق بر ضلعِ مردم نموده و نه تنها از رسالتِ ذاتیِ خود خارج بلکه به نیروی ضد خود تبدیل میشوند؟!
برای پاسخ به این سوال شاید بهتر آن باشد که ابتدا تعریفی ساده و مختصر از پوپولیسم ارائه کرد...
اگر پوپولیسم را منش و کنشی سیاسی تعریف کنیم که در آن؛ حقوق، خواسته ها و علایق مردم، اساس و محور یک گفتمان یا جریان سیاسی قرار گرفته و با کنشگری در مقابلِ حاکمیت یا گروهی نخبه به دنبال تحقق اهداف خاص خود باشند، براحتی میتوان اهمیت و خطرات آن را بعنوان مستمسکی عامه پسند در دست افراد یا گروه های مختلف سیاسی خاطر نشان کرد.
در پوپولیسم مردم و هر آنچه که بخواهند؛ حق محض، مقدس، اخلاقی و انسانی تلقی و معرفی میشود و هر فرد، گروه، جریان و نهادی که در مقابل آنها قرار گیرند باطل، زشت، غیر اخلاقی و فرومایه هستند.
تکنولوژی ارتباطات به دلایل ذیل میتواند بستر بسیار مناسبی برای رواج و گسترش پوپولیسم در میان بسیاری از روشنفکران باشد...
اول .... چنانکه پیشتر شرح داده شد امروزه آحاد مردم به دلیل بهره مندی از ابزار و روشهای تکنولوژی ارتباطات در کوتاهترین زمانِ ممکن از هرگونه نقد تند روشنفکران به افکار، گفتار و رفتار توده ها مطلع میشوند و بلافاصله به آن واکنش های مختلفی نشان میدهند که کمترین و کوچکترین آن توهین، فحاشی، افترا و تحقیر در فضای مجازی است در صورتی که پنجاه سال پیش اگر روشنفکری تندترین و گزنده ترین انتقادات را به مردم میداشت عامه مردم نوعا از آن یا بی خبر بودند و یا مجال و امکان بازخور به آنان را نمی یافتند و لذا روشنفکران آن روز دغدغه پاسخگویی و واکنش های مختلف مردم را نداشتند.
دوم.... نکته مهم دیگر آنکه امروزه باز هم به دلیل بهره مندی تک تک مردم از تکنولوژی ارتباطات نه تنها به سرعت از مواضع انتقادی روشنفکران و نخبگان جامعه مطلع میشوند بلکه به دلیل افزایش سطح اطلاعات و آگاهی های مختلف در آنها، کمتر کسی است که خود را عامی و کم سواد بداند و به همین دلیل در مقابل دیدگاههای انتقادی روشنفکران به مردم، خود را محق و مدعی تمام و کمال دانسته و مواضع بسیار سختگیرانه تری می گیرند در حالی که در گذشته مردم عادی کوچه و بازار چنین تصوری از خود نداشتند.
سوم ... علاوه بر اینها، امروزه روشنفکران جامعه ما نوعاً برخلاف روشنفکران خلف خود و نیز مسئولین و مدیران بلند مرتبه حکومتی، ارتباطات چهره به چهره و مستقیمی با آحاد مردم در کوچه و خیابان و دانشگاه دارند و عامه مردم بواسطه همان ابزارهای تکنولوژیِ ارتباطات نه تنها خودشان بلکه خانواده و محل کار و زندگی آنها را بخوبی میشناسند و طبیعی است که آنان را نه تنها در ارائه انتقادات خود به عامه مردم برحذر میدارد بلکه ای بسا مشوقی برای آنان باشد که مطابق میل آنان نظر دهند و رفتار کنند.
چهارم.... بسیاری از رسانه های کوچک و بزرگ فارسی زبان خارجیِ وابسته به نظام سلطه به مدد همین تکنولوژی ارتباطات براحتی میتوانند از هر روشنفکری که با تکیه بر پوپولیسم به مقابله و انتقاد از حکومت بپردازد یک قهرمان و بالعکس از هر روشنفکری که به هر دلیلی برای حفظ کیان کشور توده ها را مورد نقد خود قرار دهد، یک خائن ساخته و پرداخته کنند.لذا به دلایل فوق میتوان بطور قطع یکی از مهمترین دلایل افول روشنفکری و نزول سطح و عمق نظرات انتقادی روشنفکران به مردم و در نتیجه تمسک به منش و شیوه های پوپولیستی را در فراگیر شدن استفاده از تمام ظرفیتهای تکنولوژی ارتباطات دانست که منجر به همراهی و هم داستانی هرچه بیشتر روشنفکران با توده ها شده است.
در خاتمه متذکر میشوم که افول جریان روشنفکری در ایران و ابتلاء آن به پوپولیسم خارج از بستر تکنولوژی ارتباطات بطور قطع علل و عوامل دیگری نیز دارد که به دلایلی فعلاً در این نوشتار از آنها میگذرم.
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سیاست منطقهای ایران در طول تاریخ چگونه شکل گرفت و نقطه ضعف آن چه بوده است؟
📌 در گفتگو با آزاد https://t.me/azadsocial
۱. در طول تاریخ، حکومت های ایران سیاست های منطقه ای خود را براساس نقطه کانونی تهدید و سیالیت تهدید شکل دادند.
۲. حمله عراق به ایران به سیاست تک کانونی منطقه ای ایران جهت داد.
۳. در طول تاریخ، هرگاه ایران یک قدرت منطقه ای نبوده و در منطقه حضور و نفوذ نداشته از درون دچار بی ثباتی شده است.
۴. در مقابل، هرگاه حکومت ها در ایران نفوذ منطقهای خود را فراتر از توان ملی و ظرفیت های درونی توسعه دادند نیز دچار ناپایداری شدند.
۵. در واقع، هرگاه توازن میان ظرفیتهای واقعی ملی و توسعه منطقهای بهم خورده و ایران دچار فراکشش overstretch منطقهای شده و ظرفیت های داخلی خود را بیش از اندازه صرف توسعه نفوذ منطقهای کرده، دچار بحران شده و نتوانسته دستاوردهای منطقه ای خود را حفظ کند.
۶. ایران با یک دوگانه تاریخی «ترس و وسوسه» ژیوپلیتیک مواجه بوده است.
۷. سیاستمدار و نخبگان ایرانی در طول تاریخ نتوانستند تناسبی بین ظرفیتهای ملی و منطقهای برقرار کنند.
#عمق_راهبردی
🔴 چین از سلاحهای نهایی ضد پهپادی خود رونمایی کرد 🇨🇳
این یک موشک نیست.
این یک تفنگ سنتی نیست.
این لیزر OW5-A50 HMV3 و «توفان ۳۰۰۰» سیستم مایکروویو است ⚡
یک انفجار = دهها پهپاد از کار افتاده در هوا.
بدون مهمات. بدون بارگیری مجدد. فقط انرژی خالص.
ساخته شده برای جنگهای آینده.
🔗 Defence Index
https://x.com/Defence_Index/status/1963112489249574986?t=s8uoXTHCaWYqcA4AXCbJOQ&s=19
هدایت شده از خبرگزاری دانشجو
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥رئیس جمهور چین: حاضریم با ایران برای ایجاد نظام حکمرانی جدید در جهان تلاش کنیم
شی جین پینگ در دیدار با رئیس جمهوری کشورمان گفت:
🔸من در اجلاس شانگهای ابتکار حکمرانی جهانی را مطرح کردم که هدف آن این است نظام حکمرانی جهانی اصلاح و تکمیل شود
🔸چین مایل است همراه با جامعه بینالمللی، از جمله ایران برای ساختن نظام حکمرانی جهانی عادلانهتر و منطقیتر تلاش کند
🆔 @snn_ir
هدایت شده از دکتر موسی نجفی
🔰ضرورت مطالعه تاریخ برای وزارت خارجه
✅حقارت و بی اخلاقی میراث سیاست سایکس - پیکو در اروپا
( به بهانه سیاست های برجامی غرب)
🟢دکتر موسی نجفی :
🔴قرار داد سایکس -پیکو را دولت های انگلیس و فرانسه درآغاز فوریه ی ۱۹۱۶ تصویب کردند و مفاد آن و حتی وجود آن تا دو سال محرمانه ماند و افشا نشد ؛ در این طرح بر سر خاور میانه بعد از جنگ توافق صورت گرفته بود ؛ اما نکته جالب در این طرح عدم اطلاع روسیه بود چرا که روسها در زمان مذکور متحد اصلی آنها در جنگ بودند . اما جالب است که فرانسویان حتی دور از چشم انگلیس ها در بیست و ششم آوریل ۱۹۱۶ در تفاهم نامه ای محرنامه با روسها بر سر مناطق نفوذشان در خاک عثمانی توافق کردند ؛ یعنی در زمانی کوتاه دو توافق پنهان با دو متحد فعلی شان و رقیب آتی شان بستند.
🟠دو نتیجه گیری اولیه که میتوان از این امر برای امروز داشت این است :
اول : پشت صحنه قدرتهای بزرگ تقسیم منافع است و چیزی به نام استقلال ملتها و احترام به حقوق کشورها در برابر منافع آنها پشیزی ارزش ندارد .
دوم : در این تقسیم منافع آنان مثل گرگها رفتار می کنند و حتی گاهی گرگهای دیگر را هم طعمه می کنند چنانکه آنها ، روسها که متحد استرتژیک شان بودند تا مدتها در جریان این توافق نگذاشتتد و از طرف دیگر بعدا فرانسه خود جداگانه با روسها به توافق رسید یعنی حتی به تعهد خودش با انگلیس نیز پای بند نبوده است .
توافق دو جانبه و یا چند جانبه احتمالی و پنهانی امریکا با اروپا در مسئله برجام در زمان حاضر نباید برای میراث داران سایکس - پیکو امر عجیبی باشد۰ و بخصوص از فرانسه با چنین سابقه ای در "اخلاق سیاسی" حتی با متحدان اروپایی اش چگونه میتوان انتظار معقول و اخلاقی شرفتمدانه داشت۰ کاش بیشتر در این مورد فکر کنیم که اروپا و بخصوص انگلیس و فرانسه سکه هایی دو رو هستند ؛ یک روی این سکه دموکراسی و حقوق بشر و روی دیگرش استعمار و منفعت جویی و برتری طلبی به شرق و حتی نسبت به متحدان غربی و دوستانشان است .
🔵اما نکته آخر این است که روح توافق سایکس - پیکو از نوعی روح برتری طلبی غربی و داشتن حیات خلوت در شرق و بخصوص غرب آسیا حکایت دارد ؛ با این افق دید و سابقه تاریخی و منطق استعماری میتوان امروز به علائق و میزان وابسته بودن اروپا به سوریه و عراق و فلسطین و لبنان و عربستان را با وضوح بیشتری دریافت ۰روح انقلاب اسلامی ایران در تقابل آشکار با این توافق نامه استعماری است و یکی از علل ریشه ای دشمنی غرب با ایران معاصر را باید از این منظر ببینیم .
@drmousanajafi
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در جنگ ۱۲روزه چرا روسیه کمک نظامی نکرد؟
امیرحسین قاضیزاده هاشمی:
🔹ما روابط راهبری نظامی با چین و روسیه نداریم، ما نخواستیم داشته باشیم.
🔹در سند راهبری ۲۵ ساله با روسیه بند همکاری نظامی را دولت ما حذف کرد.
🔹چینیها و روسها معتقدند که یک تمایل غربگرایانه در ایران وجود دارد.
🔗حالا هی از نظریهی منحط تنهایی استراتژیک ایران بگویید.
#روسیه #چین #ایران #سیاست
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امثال آقای صدر و فلاحت پیشه که روسیه را دشمن ایران میدانند، یک کشور نشان دهند که در دوره تحریم به ما خط اعتباری داده باشد/ یک کشور مثل روسیه به ما نشان دهید که بازارش را در اختیار ما قرار داده باشد
🔻جلالیفر، فعال اقتصادی ایران در روسیه:
🔹تنها کشورهایی که در موضوع مکانیسم ماشه کنار ما ماندند چین و روسیه بود.
🔹️روسیه ما را به توافقنامه اوراسیا برد ولی ما عرضه استفاده از آن را نداشتیم.
🔹️روسیه و چین اولین کشورهایی بودند که تجاوز صهیونیستها در جنگ ۱۲ روزه را محکوم کردند.
تحلیلگرهای ارشد مسائل خاورمیانه داریم که به تحلیل لغو کنسرت شجریان و حمله یک کمدین هرزه و لمپن به فردوسی میپردازند و ته حرفشون اینه که «آه حال یک ایران بده».
این اسمش تحلیل نیست. مسخرهبازی،خالهزنکبازی و پوپولیسم هست. و الا تحلیل، چارچوب تئوریک و فکت میخواد.
هدایت شده از بر پا
هشدار
🔹این جملات مهدی جمشیدی است:
"جمهوری اسلامی را کارگزارانش، مسخ و مستحیل کردند"
"لیبرالیسمِ شبهمذهبی، جمهوری اسلامی را وارد روند ترمیدور کرد. من مدّتهاست فاتحۀ فرهنگ و هویّت و معنا و ارزشها را در جمهوری اسلامی خواندهام"
"اینک کار به جایی رسیده که نهفقط انقلاب، بلکه حتّی اسلام هم مقوّم هویّت ملّی ما شمرده نمیشود؛ تنها یک قلمرو خاکی بهنام ایران باقی مانده که جوهرهاش وطن است. اسلام و انقلاب، دچار زوالِ رسمی شدند و به حاشیه رفتند"
"جمهوری اسلامی، وجوهِ فرهنگیِ انقلاب را باخت و به چیزی شبیه ترکیه و ... تبدیل شد. ترمیدور فرهنگی، اتّفاق افتاده است."
🔹حجم و عمق این جملات بیش از اینها است، اینها را یک دخترک نق نقوی احساساتی نگفته، بلکه این حجم جمع شده نفرت، ناشی از کج راهه ای است که ذهن جوان دغدغه مند ما را خیلی وقت است تسخیر کرده.
🔹این خروجی نفرت و غیظی است که بلاگر نمایندگان و نوحجتیه ای های ریشو نسبت به رهبری و سیاستهایش پنهان کرده اند و هر جا توانستند جلوی او را گرفتند. امروز این یار ساده دل آنها به زبان آورده. تقریبا یقین دارم بخش عمده ای از کسانی که در این سالها نقدشان کردم از ظاهرا انقلابیون، همینگونه میاندیشند ولی به زبان نمیآورند.
🔹فهم ظاهرگرایانه از اسلام و انقلاب که اگر در دهه پنجاه میزیست حتما سر از منقل و وافور در میآورد به جای تبیین و تبلیغ انقلاب امام، فهم ظاهرگرایانه ای که مهدی نصیری را از "اسلام و تجدد" به چاه طرفداری از رضا پهلوی و نتانیاهو و ترامپ کشید، و اکبرنژاد مفلوک را از "فقه تمدن ساز" به هتاکی و بی حیایی رساند.
🔹ظاهرگرایی باعث میشود بی حجابی را مساوی بی عفتی ببینی، سخن مطهری عزیز را نفهمی و زیر دست علما باشی و ندانی چرا دختران کشف حجاب کرده، عاشق سلیمانی و خامنه ای شدند، سمت درست تاریخ جایی که تو آنجا نیستی، ایستادند. نفهمی چرا اپوزسیون فرار کرده چیزی را در انقلاب میبیند که تو درس خوانده ظاهرا انقلابی نمیبینی و نمیفهمی.
🔹غرق شدن در علوم انسانی غربی کاری میکند با تو که ولو مخالفش هم شوی اما طعم و رنگ ظاهرگرایی را بگیری و دست به دست لیبرالها بدهی و دم از انسداد و توقف انقلاب بزنی، امان از این همه نفهمی، چطور این معجزه بی نظیر را در این دو سال ندیدی و نفهمیدی و نشناختی.
🔹نفهمیدی ایران فرهنگ قیام لله و بعثت وجودش را در امت اسلام چنان پخش کرده که دوست و دشمن فهمیده مقاومت غزه و حزب الله و یمن از ایران است، و حقیقت دین، حقیقت فرهنگ، حقیقت سیاست و اقتصاد که کفر به طاغوت و ولایت الله است، به دست ایران در میان مسلمین عالم و در جان ایران بیشتر از همیشه در حال اقامه است، و تو با آن گروهک دوقطبی زی، ظاهربین مثلا انقلابی که دورت را گرفته اند برسی به چنین انسداد کثیفی که دل برادران خیرخواهت را خون کنی، حیف از تو و صد حیف.
🔹عزیزان! مهدی نصیری و اکبرنژاد و حالا ظاهرا مهدی جمشیدی و که و که را ببینید، بترسید از مسیر انقلابی گری بی رهبری که خود را فهمیده تر و مجتهدتر از امام و آقا میبیند و به هزار زبان رهبر را از عرصه اندیشه خود، کنارش میگذارد، مثل منتظری که امام باید از ساده لوحی و ظاهربینی اش عذرخواهی کند از خانواده شهدا، بترسید از جریانی که چشم ظاهر بین _که با چشم کافر پوشاننده حقیقت_ تفاوتی ندارد، باز میکند، و با بی حیایی تمام هر چه از دهانش در میآید به عزیزترین موجود روی زمین یعنی "نظامانقلابی" زخم خورده، نثار میکند. نمیدانم از آن نگاه ظاهر بین بنالم یا آن زبان هتاک و بی حیا. انقلاب به بن بست نرسیده، این تویی که به بن بست رسیده ای.
☘و البته از عمق جانم دعا میکنم "کاش برگردی" و همان مهدی جمشیدی شوی که میشناختم، و بشویی زبان و قلمت را از این نجاستها.
@ali_mahdiyan