16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مصطفی نجفی: در شرایط موجود، امکان مصالحه سیاسی و روزنهای برای توافق وجود ندارد. پرونده هستهای دیگر نمیتواند اهرم چانهزنی قابلاتکایی باشد.
🔻آنچه اکنون آمریکا میخواهد مذاکره بر سر همه ظرفیت ها و اهرمهای راهبردی ایران است. مذاکره بر سر برنامه موشکی نه مطلوب است نه عقلانی و نه شدنی!
دو گونه نمایش قدرت
چهارشنبه، ۳ سپتامبر ۲۰۲۵، در پکن، پایتخت چین، رژه باشکوهی برگزار شد بمناسبت روز ملی پیروزی چین. در این رژه برخی رهبران سایر کشورها، از جمله روسیه و کره شمالی، حضور داشتند. رژه چین نمایش اقتدار نظامی این کشور بود با به نمایش گذاشتن آخرین دستاوردهای موشکی آن.
پنجشنبه، ۴ سپتامبر ترامپ رهبران بزرگترین کمپانیهای تِک آمریکا را به کاخ سفید دعوت کرد برای میهمانی شام. در این نشست دوستانه ۳۳ غول سیلیکونولی حضور داشتند. در رأس این فهرست اسامی بیل گیتس، مارک زاکربرگ و سَم التمن دیده میشود. فهرست کامل اسامی در آدرس زیر است:
https://fortune.com/2025/09/05/trump-tech-dinner-full-attendee-list/
میهمانی شام ترامپ را باید پاسخی به رژه باشکوه نظامی شی، رهبر چین، دانست. این دو گردهمایی بیانگر دو نوع نمایش قدرت است: یکی، به سیاق دوران جنگ سرد، دستاوردهای نظامی- موشکی خود را، و پیوندش را با چند رهبر دولتهای معارض با آمریکا، به رخ میکشد و دیگری پیوندش را با رهبران انقلاب فناوری جدید که آینده جهان را میسازد.
👤عبدالله شهبازی
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
دو گونه نمایش قدرت چهارشنبه، ۳ سپتامبر ۲۰۲۵، در پکن، پایتخت چین، رژه باشکوهی برگزار شد بمناسبت روز
ولی در نهایت قدرت نظامی تعیینکننده است و قدرت مبارزه در میدان!
فناوری جدید هم به میزان تاثیرگذاریاش بر قدرت نظامی و میدان نبرد مؤثر است!
و تا اطلاع ثانوی هیچ فناوری در برابر موشک مافوق صوت و ابرفراصوت وجود ندارد!
در قدرت پهپادی هم مزیت با شرق است!
هدایت شده از مُحَلِّل
🚩 اکنون در ماه سپتامبر یا ایلول هستیم، ماهی که تلخی آن در سال قبل در محور لبنان غیرقابل انکار است. این روند حوادث سال قبل را ببینید:
● ۱۷ سپتامبر: انفجار پیجرها
● ۱۸ سپتامبر: انفجار بیسیمهای واکی تاکی و سایر وسایل ارتباطی
● ۲۰ سپتامبر: شهادت حاج ابراهیم عقیل و تیم فرماندهی یگان رضوان
● ۲۳ سپتامبر: انجام ۱۳۰۰ حمله هوایی در جنوب و آواره شدن ۱.۳ میلیون نفر به بیروت و شمال
● ۲۴ سپتامبر: شهادت ابراهیم محمد قبیسی (حاج ابوموسی) فرماندهی یگان موشکی حزب الله
● ۲۶ سپتامبر: شهادت محمد سرور (حاج ابوصالح) فرماندهی یگان پهپادی حزب الله
● ۲۷ سپتامبر: شهادت سیدحسن نصرالله و کادر رهبری حزبالله من جمله حاج علی کرکی و سردار نیلفروشان
● ۲۷ و ۲۸ سپتامبر: حملات متعدد به ضاحیه جنوبی بیروت
● ۲۸ سپتامبر: شهادت شیخ نبیل قاووق فرماندهی حفاظت اطلاعات حزب الله
● ۳۰ سپتامبر: شهادت دکتر محمدجعفر قصیر فرماندهی یگان ۴۴۰۰ حزب الله
● ۴ روز بعد و در تاریخ ۳ اکتبر نیز هاشم صفی الدین رهبری جدید حزبالله به همراه حاج حسین هزیمه فرماندهی اطلاعات حزب الله نیز به شهادت رسیدند.
✍🏻 حقیقت این است که این حجم از حوادث و اقدامات علیه هر ارتش، کشور و دولتی در دنیا به جز مقاومت اسلامی، نه منجر به توقف یا نابودی که منجر به محو کامل آن واحد سیاسی / نظامی میشد. اینکه پس از همه حوادث فوق، حمله زمینی رژیم به جنوب نیز آغاز شد و آن مقاومت عجیب و غریب غیرعادی که میتوان کتابها درباره آن نوشت نیز پدید آمد نیز از مسائلی است که نیازمند تامل و واکاوی است. سعی خواهیم کرد که در هر یک از تاریخهای فوق، در حد امکان جزئیات بیشتری از عملیاتها یا شهدا یا تاثیرات و پیامدها و علتهای هر عملیات را بررسی کنیم.
@Muhallel
هدایت شده از مُحَلِّل
از اوایل این نبرد با رژیم، بر این نکته تاکید داشتیم که نه نظریه تله تنش درست است و نه نظریهای که معتقد است با یک "آرامکو"، دشمن آرام میگیرد بلکه حریف را باید سیستمی دید و با آماج به مراکز ثقل این سیستم، آن را فلج کرد.
برای مثال در حوزه عملیات، این بخش ابتدایی چارت عملیاتی دشمن است. قبلا یک بار مفصلا شیوه جمع آوری رژیم را بررسی کردیم. در همین خصوص، پرتاب ساعاتی پیش ماهواره اوفک ۱۹ که گفته شده متشکل از ۲۰ ماهواره کوچک است و به دنبال تقویت چتر خاورمیانه خصوصا بر ایران و یمن است، در این نقطه جای میگیرد. اگر نگاه سیستمی به دشمن داشته باشیم، می توانیم آن را از پای دربیاوریم در غیر این صورت و با تمرکز بیش از حد بر یک جزء، از نقاط کور ضربه خواهیم خورد.
@Muhallel
هدایت شده از مُحَلِّل
https://ble.ir/mhrezaa2/9143619762555839108/1756732913386
https://ble.ir/mhrezaa2/7324370853866122907/1756732913488
چند روز پیش که گزارش فوق در نیویورک تایمز در خصوص نحوه ترور سردار حاجی زاده منتشر شد، بسیاری بر بخشهای پایانی آن که روایت واقعه است، تمرکز کردند.
به نظر من، بخش مهم تر، این دو قسمت و فرایند طی شده جهت حمله است که هیچ جا ترجمه نشد.
اما از دل همین، محوری ترین نکته چیست؟ آمان، نقش اول است و این بر خلاف تصورات عامهای است که نقش موساد را برجستهتر میکنند.
برای مثال در همین روایت میبینید که چه در بخش جمع آوری و چه در بخش تحلیل و طراحی، این آمان است که برتری خود را در چرخه اطلاعاتی دشمن حفظ کرده و موساد، بیش از سایر ماموریتها، وظیفه اقدام و عملیات خارجی را توسط جوخههای کیدان و کاستا در کنار نیروی هوایی برعهده دارد، چه، حتی به طور علنی دو شیوه بسیار پرکاربرد جمع آوری اطلاعات دشمن یعنی ماهوارهها بر عهده واحد ۹۹۰۰(اطلاعات تصویری) و شنود و الکترونیک بر عهده واحد معروف ۸۲۰۰ بوده که هر دو به آمان تعلق دارند، در گذر از اینکه بسیاری از عملیاتهای خرابکاری نظامی نیز توسط آمان اجرا میشود.
درس چیست؟ نقش محوری اطلاعات نظامی.
@Muhallel
هدایت شده از مُحَلِّل
پس از غم فراق یاران، باید درس بگیریم.
عکسی که ارتش رژیم منتشر کرده واضح شده تصاویر مستند ماخفی اعظم تامر المسحال است.
بیش از یک سوال درباره اینکه چگونه چهره ها واضح شدند وجود دارد:
آیا با هوش مصنوعی چنین شده؟ یا به وسیله هک سیستم خبرنگاری که از غزه تصاویر را به دوحه ارسال کرده است؟ و یا پای همکاری الجزیره در میان است؟
پاسخ هر چه باشد، برای ما درس است.
@Muhallel
هدایت شده از مُحَلِّل
شب گذشته که پست فوق را قرار دادیم، چندین نفر از دوستان متخصص پیام داده و تحلیل خود را ارائه دادند؛ اکثر نظرات نیز این بود که تصاویر فوق به وسیله دیکُد کردن در نرم افزار واضح شدهاند. البته دوستان دیگری نیز نظرات متفاوتی داشتند، بسیاری نیز گزینه هوش مصنوعی را رد کردند و برخی بر دستیابی از طریق مقرهای حماس تاکید داشتند. به هر حال اینکه در کشور ما نگاه فنی و کارشناسی به این مسائل وجود دارد، جای شُکر دارد. جالب توجه این است که این مسئله در محافل عربی و فلسطینی نیز برجسته است که غالب نظرات میان کاربران فوق این است که تصاویر از خودِ شبکه الجزیره نشت داده شده. به هر حال اینکه واقعیت چه بوده، از دسترس ما خارج است اما باید همه روشهای ممکن احصاء شده و نسبت به آنها خصوصاً در کشور خودمان مراقبت داشته باشیم.
@Muhallel
⭕️سادات مسیحی!
شاید شنیده باشید که برخی از خاندان اهل سنت، تبار علوی دارند و سید هستند. جالب است بدانید برخی از مسیحیان نیز ریشه شیعی دارند و نوادگان ائمهاند که از ظلم و جور حکام و در پی دسیسههای استعمار، مجبور به تغییر مذهب شدهاند. به عنوان مثال فرانسه در هنگام استعمار لبنان به فرزندان خانوادههای شیعی که در فقر و ظلم و فلاکت مطلق بودند، کمک مالی و بورسیه تحصیلی میداد به شرط اینکه مذهب خود را تغییر بدهند. ریشه اسلامی و شیعی را در اسامی برخی از آنها می توان یافت میشل حمزه، نعیم عون، پاول عباس، ادوارد ابوطالب و معروفتر از همه ادیب نامدار لبنانی که به مقام وزارت راه و سپس بهداشت رسید ژوزف هاشم. گفته میشود خاندان معروف مسیحی مارونی «عون» نیز تبار شیعی دارند.
👤اللهکرم مشتاقی
🆔@nazm_jahani
در ماههای اخیر، برخی چهرهها در دولت و شعام و بخشی از نخبگان اصلاحطلب از «بازگشت به مذاکره» سخن میگویند و آن را راهی برای مهار تنشها و گشودن مسیر اقتصادی میدانند؛ اما در عمل، موتورِ مذاکره «گرم نمیشود». چرا؟ پاسخ کوتاه این است که پیشنیازهای «پیشمذاکره» فراهم نیست.
این یادداشت با یک گزاره روشن آغاز میشود: در وضعیت کنونی، امکان شکلگیری «مذاکره واقعی» میان ایران و ایالات متحده بسیار ناچیز است. مقصود از مذاکره واقعی فرایندی است که از «پیشمذاکره» عبور کند، به «چارچوب مورد توافق» برسد و سپس در «جزئیات اجرایی قابل سنجش» تثبیت شود. پیشمذاکره یعنی گفتوگو درباره اصل ورود به مذاکره، درباره این که آیا اساساً باید وارد گفتوگوی اصلی شد یا نه، و اگر پاسخ مثبت است، چه موضوعاتی مطرح میشود و با چه ترتیب و قواعدی پیش میرود.
خروجی موفق پیشمذاکره معمولاً یک چارچوب یا فرمول است، مجموعهای از اصول عام که مسیر را مشخص میکند، و بعد از آن نوبت جزئیات میرسد، یعنی متن، اعداد، زمانبندی، سازوکارهای راستیآزمایی و شیوه اجرا. به بیان ساده، پیشمذاکره ریلگذاری است و بدون آن قطار توافق به مقصد نمیرسد. برای سنجش امکان پیشمذاکره پنج رکن کلیدی وجود دارد که باید در متن توضیح داده شوند. نخست «پختگی» است. پختگی یعنی هر دو طرف دریابند در وضعیتی گرفتارند که ادامهاش برای هر دو پرهزینه است و هیچکدام نمیتواند با تداوم فشار یکطرفه به پیروزی مطمئن برسد. این وضعیت در ادبیات کلاسیک «بنبست دردناک مشترک» نام دارد، بنبست است چون مسیر برد یکجانبه بسته است، دردناک و مشترک است چون هزینه بقا در وضع موجود برای هر دو بالا میرود. وقتی چنین ادراکی شکل بگیرد رهبران معمولاً سه پیام همگرا میفرستند، منافعی حیاتی هست که بدون گفتوگو آسیب میبیند، اگر مذاکره نکنیم اوضاع بدتر میشود، و یک راهحل قابل تصور وجود دارد. اگر حتی یکی از این اضلاع غایب باشد پیشمذاکره از ریل حل مسئله خارج شده و به ابزار وقتکشی یا نمایش تبدیل میشود. دوم «پیششرط» و نحوه مدیریت آن است. پیششرط یعنی مطالبهای بزرگ و غیرقابل انعطاف که قبل از نشستن پای میز مطرح میشود. تجربه نشان میدهد پیششرطهای مطلق معمولاً مسیر را میبندد. پیشرفت زمانی آغاز میشود که طرفها سقفخواستههای اولیه را از مطلق به قابل مذاکره تبدیل کنند. تفاوت میان شعار صفر غنیسازی و ایده غنیسازی محدود تحت نظارت سختگیرانه نمونهای گویاست، اولی مطلق و مسدودکننده است، دومی با وجود سختگیری امکان معامله میدهد. پس پیشمذاکره فقط تبادل مواضع نیست، هنر تبدیل مطلقها به پارامترهایی است که بتوان آنها را در بستههای بده بستان جا داد.
سوم «دستورکار و توالی» است. دستورکار تنها فهرست موضوعات نیست، ترتیب گامها و واژهگزینی نیز بخشی از آن است. این که چه چیزی اول انجام شود و چه چیزی بعد، خود یک امتیاز است. طرفها میکوشند آنچه را برای فروش داخلی لازم دارند در ابتدای توالی ببینند. اینجا «ابهام سازنده» گاهی کارآمد میشود، ابهام سازنده یعنی استفاده از واژهها و جملاتی که به طرفها اجازه میدهد معنای قابل قبول خودشان را از آن بفهمند و در عین حال قطار را روی ریل نگه دارند، با این حال ابهام نمیتواند شکاف هویتی و وجودی را پنهان کند، اگر اختلاف بر سر ماهیت برنامه دفاعی یا نقش منطقهای باشد فقط با واژهبازی حل نمیشود و باید در خود دستورکار و توالی برای آن جای درست و بسته متناسبی تعریف کرد.
چهارم «محرمانگی، قالب و محل» است. محرمانگی در آغاز یعنی کانالهای قابل انکار و کمسروصدا که سپر محافظی در برابر «برهمزنندگان» ایجاد میکند. برهمزننده هر کنشگر یا رویدادی است که با افشاگری، حمله یا فشار رسانهای روند شکننده گفتوگو را تخریب میکند، از بازیگران داخلی تا بازیگران منطقهای. قالب یعنی دوجانبه یا چندجانبه بودن گفتوگو و نقش میانجیها، محل یعنی انتخاب میزبانی بیطرف و کارآمد. این سه عنصر جزئیات تدارکاتی ساده نیستند، ستونهای نگهدارنده مرحله حساسیاند که بدون آنها حتی اراده سیاسی هم دوام نمیآورد.
پنجم «پنجرههای داخلی» است. پنجره داخلی یعنی لحظهها و فضاهایی در سیاست داخل که ریسکپذیری را ممکن میکند، مثلاً ابتدای دوره یک دولت یا زمانی که یک رهبر با اعتبار قاطعیت میتواند نرمش حسابشده را بفروشد. روبهروی این پنجرهها مجموعهای از قفلها قرار دارد، قانون، پارلمان، نهادهای نظارتی، قطبیشدن حزبی، فشار افکار عمومی و رسانهای. اگر قفلها غالب باشند حتی طرح یک گام کوچک هم هزینهساز میشود.
اکنون این پنج رکن را بر وضعیت پس از جنگ دوازده روزه ۱۴۰۴ بگذاریم. از منظر پختگی، هیچکدام از طرفها ادراک مشترکی از بنبست دردناک ندارند.
👤حسین قتیب
از نگاه تهران ضربات وارده تحملپذیر بوده و توان بازدارندگی و اهرمهای فنی و منطقهای همچنان کار میکند، از نگاه واشنگتن و پایتختهای اروپایی نیز ترکیب تحریمهای بخشی، فشارهای حقوقی مثلا اسنپ بک و سازوکارهای امنیتی مؤثر به نظر میرسد. وقتی هر طرف میپندارد زمان به سود او میگذرد انگیزه واقعی برای گشودن قفل به میانجی مذاکره شکل نمیگیرد، این دقیقاً نقطه مقابل وضعیتی است که در آن پیشمذاکره به طور طبیعی به راه اصلی تبدیل میشود.
در حوزه پیششرطها هم با شکافی ماهوی روبهرو هستیم. مطالبه گنجاندن موضوع موشکها و الگوی رفتار منطقهای در سبد گفتوگو از سوی آمریکا با تلقی ایران از این حوزهها به عنوان مؤلفههای دفاعی و هویتی غیرقابل مذاکره تعارض دارد. این تعارض لفظی نیست که بتوان با جملات نرمتر پوشاند، بلکه اساسی است و به همین دلیل در همان آستانه درِ ورود گره میاندازد. تا زمانی که مطلقها به پارامترهای معاملهپذیر تبدیل نشوند پیشمذاکره قفل میماند.
در دستورکار و توالی، نردبان دو طرف وارونه است. طرف غربی معمولاً خواهان اقدامات فنی و بازرسیهای قوی در ابتدای مسیر است و سپس به تخفیفهای محدود فکر میکند، طرف ایرانی در نقطه مقابل تخفیفهای زودهنگام و قابل لمس میخواهد و نیز به رسمیت شناخته شدن برخی حقوق را در گامهای اول طلب میکند. وقتی هر طرف میخواهد پله اول امتیاز خودش باشد نقشه راه مشترک شکل نمیگیرد، در این میان محدودیتهای حقوقی داخلی در آمریکا، مانند الزام به بازبینی کنگره، دست قوه مجریه را برای پیشبارگذاری منافع و گشودن مسیر بسیار محدود میکند، نتیجه این است که حتی اگر اراده سیاسی نیز در لحظهای خاص ظاهر شود توالی قابل فروش در داخل پیدا نمیشود.
در محرمانگی، قالب و محل، محیط پس از یک درگیری علنی پر از برهمزننده است. کانال بیسروصدا زمانی دوام میآورد که هزینه افشا پایین باشد و بازیگران داخلی انگیزه امتیازگیری رسانهای نداشته باشند، حال آن که فضای پس از جنگ دقیقاً برعکس است. هر نشت کوچک میتواند به بحران سیاسی بدل شود و هر گمانهزنی میتواند با واکنشهای تند مسیر آزمایشی را خراب کند، در چنین وضعی تکرار الگوی کانالهای آرام و مؤثر بسیار دشوار است، چه برسد به اینکه یک قالب چندجانبه با نقشهای تعریفشده نیز به آن افزوده شود.
در پنجرههای داخلی هم کرکرهها بیشتر پایین است تا بالا. روایت مسلط در تهران اتکای بازدارندگی و خط قرمز بودن حوزه موشکی را برجسته میکند که هزینه هر نرمش محسوس را بالا میبرد، در واشنگتن و اروپا نیز سیگنال قاطعیت از مسیر تحریم، سازوکارهای حقوقی و امنیتی ارسال میشود و دادن امتیاز زودهنگام هزینه سیاسی سنگینی دارد. به زبان ساده هیچیک از طرفین فضای سیاسی لازم برای مدل اول یک گام بده، بعد اعتماد بساز را در اختیار ندارد، وقتی چنین فضایی نباشد حتی بهترین متنهای کارشناسی هم پشت در هیاهوی داخلی میماند.
با کنار هم گذاشتن این پنج رکن پاسخ روشن است. پیشمذاکره زمانی جان میگیرد که دستکم بخشی از شرایط پختگی، انعطاف در پیششرطها، همترازی حداقلی در توالی، سپر محرمانگی و پنجره داخلی فراهم باشد. در وضعیت کنونی تقریباً هیچیک به قدر کافی حاضر نیست. نتیجه آن که در افق نزدیک، به جای مذاکره واقعی با خروجی پایدار، باید انتظار کاهش تنش عملیاتی محدود را داشت. کاهش تنش عملیاتی محدود یعنی هماهنگیهای تاکتیکی برای جلوگیری از برخورد ناخواسته و مدیریت نقاط تماس، نه حرکت به سمت یک معامله بزرگ. در بهترین حالت ممکن است وقفههای تاکتیکی پدید آید، اما تا زمانی که مطلقها به پارامترهای معاملهپذیر تبدیل نشوند و نردبان توالی به صورت مشترک بازچینی نشود، مسیر یک گفتوگوی ساختاریافته و پایدار باز نخواهد شد.
👤حسین قتیب