⭕️ اجلاس بزرگ شانگهای در چین
نظم جهانی پساآمریکایی کلیدخورده است؟
🔻امروز و فردا، شهر تیانجین چین میزبان رهبران و مقامات عالی رتبه کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای خواهد بود. براساس پیشبینیها بیش از ۲۰ کشور جهان و حداقل ۱۰ نهاد و سازمان بینالمللی در این اجلاس مشارکت خواهند داشت و از این حیث، شاهد بزرگترین نشست سازمان همکاری شانگهای از زمان تأسیس آن در سال ۲۰۰۱ خواهیم بود.
◽دلایل اهمیت نشست ۲۰۲۵ سازمان همکاری شانگهای
🔻نشست کنونی رهبران و مقامات عالی رتبه سازمان همکاری شانگهای از چند جهت حائز اهمیت تلقی میشود؛ در وهله اول این اجلاس در زمانی برگزار میشود که آشوبها و منازعات سیاسی در جهان به بالاترین سطح خود پس از دوران جنگ سرد رسیده است.
🔻در وجه دوم، همزمانی برگزاری این نشست با عملکرد و اقدامهای ترامپ در کاخ سفید نیز میتواند مهم و در خور توجه تلقی شود. ترامپ در کمتر از یکسالی که از بازگشتش به کاخ سفید میگذرد، آشوب و هرج و مرج عجیبی در نظام بینالمللی ایجاد کرده است؛ اتخاذ سیاستهای تعرفهای در قبال کشورهای مختلف جهان، اعم از متحدان و یا غیر متحدان، رویکردهای مبهم و بعضاً متناقض در قبال بحرانها و منازعات بینالمللی، تضعیف نهادهای بینالمللی و در نهایت بیرون کشیدن ایالات متحده از برخی از این نهادها و پیمانهای بینالمللی است.
🔻اما شاید از همه اینها مهمتر، توجهی است که به نقش فزاینده چین در تعاملات بینالمللی شکل گرفته است. چین طی چند دهه اخیر رشد چشمگیر و تقریباً مداومی را تجربه کرده است و بر همین اساس نیز از آن به عنوان یک قدرت و در واقع ابرقدرت نوظهور جهانی یاد شده است. در عین حال پیشبینیهایی نیز مطرح شده است که این کشور به زودی و شاید در فاصله کمتر از یک دهه آینده، موقعیت هژمونی آمریکا در جهان را به چالش کشیده و در نقش تنها ابرقدرت جهان عرضاندام کند.
◽دلایل و عوامل اوجگیری چین در دهه اخیر
الف) رویکردهای چین در عرصه سیاستگذاری عمومی: کلید پیشرفت مداوم چین را باید در اتخاذ برخی سیاستهای باثبات داخلی جستوجو کرد. برتری قائل شدن برای حوزه توسعه اقتصادی و تنظیم تمامی سیاستگذاریها در عرصههای داخلی و خارجی بر این مبنا را میتوان بنیان اصلی پیشرفت چین تلقی کرد.
🔻در عین حال تمامی سیاستگذاریها در داخل بر یک رویکرد واقعگرایانه اتکا داشت؛ اینکه باید میان سیاستهای کشور و ظرفیتهای واقعی آن در داخل و خارج از کشور سازگاری وجود داشته باشد. بر همین اساس در عرصه بینالملل این موضوع درک میشد که در شرایط نابرابری قدرت، به ویژه در رویارویی با قدرتهای بزرگی چون آمریکا، باید واقعیت این نابرابری را پذیرفت و تا زمان رسیدن به سطح تبدیل شدن به یک قدرت همتراز، با نظم بینالمللی موجود تعامل و سازگاری نشان داد و در چهارچوب آن رفتار کرد.
ب) مزایای چین در عرصه بینالمللی:
۱. ظرفیتهای جغرافیایی و جمعیتی چین: نباید فراموش کرد که موقعیت چین به عنوان پرجمعیتترین کشور جهان (البته تا پیش از جایگرینی توسط هند) و شرایط جغرافیایی آن به عنوان یکی از وسیعترین کشورهای دنیا، تأثیر چشمگیری در موقعیت این کشور در عرصه بینالمللی بر جای گذاشته است.
۲. سیاست خارجی مبتنی بر بردباری و تحرک آرام و پیوسته: این که چین با وجود نارضایتی از نظم موجود، اختلافات سرزمینی و مرزی متعدد با همسایگان و تلاش همهجانبه رقبا برای متوقفسازی پیشرفت اقتصادی این کشور با ایجاد تنشهای مختلف؛ توانست همچنان به روند رو به رشد خود در عرصه بینالمللی ادامه دهد، تا حد زیادی مرهون آرامش و رویکرد مبتنی بر حرکت آهسته، اما پیوسته این کشور در نظام بینالمللی است.
۳. پذیرش تکثرگرایی در عرصه بینالمللی: بر خلاف نظم لیبرال جهانی به رهبری آمریکا که بر لزوم پیروی جهان از یک الگوی واحد سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی تأکید دارد؛ به نظر میرسد که چینیها به دنبال صدور ارزشها و سیستم خود نبوده و بر تفاوت و تکثر فرهنگی در عرصه بینالملل باور دارند. بر همین اساس نیز تا کنون از مداخله در امور داخلی کشورها و تعیین خط مشی داخلی برای آنها پرهیز نشان دادهاند.
۴. جلب اعتماد جنوب جهانی: چین از همان ابتدا تلاش داشت تا خود را در دسته کشورهای جنوب جهانی و همراه و همگام با آنها نشان دهد. حتی در سالهای اخیر که چین در جایگاه یک ابرقدرت نوظهور اقتصادی ظاهر شده، همچنان بر حفظ پیوند خود با جهان جنوب اصرار داشته است. این موضع در جلب نظر مساعد کشورهای در حال توسعه در قبال چین بسیار تأثیرگذار بوده است.
◽متن کامل گزارش میراحمدرضا مشرف، پژوهشگر مسائل بین الملل را در سایت فرهیختگان بخوانید.
⭕️توسیدید در میانهٔ جنگ ۱۲ روزه
سیدامیر یحیوی، پژوهشگر اندیشکده حکمرانی شریف در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت:
🔴 در ژوئن ۲۰۲۵، جهان برای ۱۲ روز شاهد یک رویارویی مستقیم و بیسابقه میان ایران و اسرائیل بود؛ جنگی که با چند ترور هدفمند از جانب اسرائیل علیه فرماندهان نظامی و دانشمندان ایرانی آغاز و با حمله موشکی گسترده ایران به سرزمینهای اشغالی پاسخ داده شد. اگرچه این حوادث، جرقههای آشکار جنگ بودند؛ اما توسیدید (توکودیدِس)، مورخ یونانی به ما میآموزد که این درگیری یک «رخداد ناگهانی» نیست، بلکه نقطهعطفی اجتنابناپذیر در یک فرایند تاریخی طولانیمدت است؛ فرایندی که یک گزاره مشخص درون خود داشت: ترس فزاینده اسرائیل از برآمدن و قدرتگیری ایران. توصیفات توسیدید از علل حقیقی و ظاهری نبرد دو دولتشهر یونانی، شباهتهایی با وضعیت کنونی خاورمیانه و درگیری اخیر میان ایران و اسرائیل دارد. اگر منطق این مورخ یونانی را بهعنوان چهارچوب تحلیلی خود بپذیریم و ادعا کنیم امروزه نیز میتوان از این منطق بهره برد، موضوعات زیر برجسته میشوند:
🔴 پروفاسیس را شاید بتوان مهمترین واژهای دانست که توسیدید بر آن تأکید میکند. مقصود از آن «حقیقیترین علت» است که او آن را در برابر علت ظاهری جنگ آیتیا میان دولتشهرهای یونانی به کار میبرد. او مینویسد: «در نظر من، علت حقیقی جنگ که دربارهاش بهندرت سخنی به میان آمده است، این بود که آتن نیرومند شده بود و این واقعیت اسپارتیان را چنان وحشتزده ساخته بود که مجبور شدند به جنگ دست بیازند. ولی تهمتهایی که دو طرف به یکدیگر مینهادند و [...] جنگ را آغاز کردند، از این قرار بود...» و در ادامه به علل ظاهری نبرد میپردازد. از این منظر، درگیری میان ایران و اسرائیل را باید نتیجه تغییر موازنه قوا در خاورمیانه دید. برایناساس، عواملی چون برنامه هستهای ایران، توسعه موشکهای بالستیک و گسترش نفوذ منطقهای از طریق محور مقاومت، مجموعه عواملی (درون یک فرایند) هستند که اسرائیل را دچار ترسی کردند که آن را مجبور میکرد دست به عملیات نظامی تهاجمی علیه ایران بزند.
🔴 توسیدید به ما میآموزد که درگیری میان ایران و اسرائیل، صرفا یک درگیری نظامی لحظهای نبود، بلکه نتیجه نهایی (فعلاً) یا احتمالاً غیرنهاییِ (ناظر به رخدادهای آینده) یک رقابت استراتژیک طولانیمدت میان 2دولت، بر سر هژمونی در خاورمیانه بود. توسیدید بهدلیل مرگ زودرس نتوانست شرح وقایع جنگ پلوپونزی را تکمیل و در پایان کتابش، جمعبندیای از نگاه خود ارائه کند؛ اما شاید اگر امروز زنده بود، به سؤالات زیر اینگونه پاسخ میداد.
⭕1- علت حقیقی رویارویی نظامی مستقیم ایران و اسرائیل چه بود؟
افزایش قدرت ایران (از بعد هستهای، موشکی و نفوذ منطقهای)، ترس وجودی را در اسرائیل برانگیخت؛ تاحدیکه درگیری نظامی مستقیم از یک گزینه پرهزینه، تبدیل به یک گزینه عقلانی برای این رژیم شد.
⭕2- آیا وقوع درگیری به تصمیمهای رهبران دوطرف بازمیگشت؟
تصمیمهای رهبران در داخل چهارچوبی که فرایندها تعیین میکنند، قرار میگیرد. از این منظر، زمانی که فرایندی خصمانه آغاز میشود، شدت مییابد و به نقطه اشتعال میرسد، تصمیمهای رهبران صرفا میتواند زمان آغاز رویارویی مستقیم را تسریع ببخشد یا کُند کند.
⭕3- درگیری قابلاجتناب بود؟
اگر بتوانیم چگونگی تأثیر هر علت را بر یک فرایند خصمانه شناسایی کنیم، شاید پیش از آنکه فرایند مذکور شدت یابد و به نقطه غیرقابلبازگشتی برسد، بتوان با صرف هزینههایی، تغییری در نتیجه نهایی یا نقطهعطف آتی ایجاد کرد؛ اما زمانی که به آن نقطه غیرقابلبازگشت برسد، دیگر نمیتوان از وقوع درگیری مستقیم اجتناب کرد. مسیری که در رابطه خصمانه اسرائیل با کشورهای منطقه طی میشد، مسیری فزاینده بود و نقاط عطف سالهای گذشته، نتیجه را به شکل غیرقابلاجتنابی به سمت درگیری مستقیم سوق میداد. بنابراین هر دوطرف باید احتمال میدادند که دیر یا زود خود را در میانه جنگ مستقیم ببینند.
⭕ متن کامل یادداشت را در سایت بخوانید
⭕️مسئلهٔ پایان تاریخ از وزارت دفاع تا وزارت جنگ
سیدجواد نقوی، خبرنگار گروه ایده حکمرانی روزنامه فرهیختگان نوشت:
🔴 سال ۱۹۸۹ فوکویاما در مقاله پایان تاریخ ادعا کرد پس از پیروزی آمریکا در جنگ سرد و ایضاً عبور از جهان دوقطبی، نقطه پایانی برای همه ایدئولوژیهای رقیب شکل گرفته است و حالا ایده توسعه و ترقی فقط با تحقق لیبرالدموکراسی آمریکایی ممکن است و دیگر هر نوع اتوپیایی بیرون از ساحت لیبرالیسم ممکن نیست.
🔴 به نوعی که آمریکاییها به صراحت بیان میکردند دیگر عصر آرمانخواهی و اتوپیاگرایی امکان ندارد؛ چون جهان فعلی غایت فلسفه تاریخ و انتهای پیشرفت است و هر ایدهای در مقابل آن شکست خواهد خورد.
به همین خاطر آمریکاییها طرح توسعه قدرت را در سه سطح صورتبندی کردند که بسیار به ایده فوکویاما نزدیک و هممعنا بود.
⭕۱. جهان پساتاریخ: کشورهای توسعهیافته؛ به این معنا که نفوذ صددرصدی ایده لیبرالدموکراسی در این کشورها قطعی است و شباهت کاملی با خود آمریکا دارند. در واقع این کشورها شعبهای دیگر از آمریکا هستند که همان ایده را با شیب کمتری ادامه میدهند و نقش بازوهای اصلی آمریکا را بازی میکنند، مثل انگلیس و آلمان در اروپا و برزیل و هند و ژاپن در سایر قارهها. در واقع این کشورها پایگاه تکمیلشده ایده پایان تاریخ بودند.
⭕۲. جهان در حال گذار به پایان تاریخ: این کشورها هرچند ایده صددرصدی را اجرا نکردهاند، اما به لحاظ فکری بهشدت به دنبال رسیدن به دوره پساتاریخ هستند. مثل ترکیه، عربستان، یونان و... .
⭕۳. کشورهای ماقبل تاریخ: هر کشوری که ایده پایان تاریخ آمریکایی را اجرا نمیکند، به هر دلیلی «کشور ماقبل تاریخ» معرفی میشود که از عراق تا افغانستان و... را شامل میشود. این کشورها معمولاً یا با قدرت نظامی تسخیر میشدند یا نقش یک بازیگر کوچک در منطقه را برای آمریکاییها بازی میکردند.
🔴 دو خطای راهبردی از سمت آمریکاییها باعث شد این صورتبندیها و ایده پایان تاریخ در سه دهه اخیر کاملاً نقض شود و حالا ما در دروازه ورودی یک جهان چندقطبی هستیم و دقیقاً به همین جهت است که باید وزارت دفاع به وزارت جنگ تبدیل شود.
⭕خطای اول: لیبرالدموکراسی آن بهشت واقعی نبود و در طول سه دهه به پوپولیسم و الیگارشی لیبرال بدل شده است.
🔴 در واقع چون آمریکاییها رقیب نداشتند و از این جهت نگران نبودند که افقی تازه ایجاد شود، تن به هر نوع تفکری میدادند و آن را آزادی معرفی میکردند. این منطق در کنار منطق بازار آزاد به ایدئولوژی سختی تبدیل شده بود، بیآنکه متوجه باشند هر دو منطق دارای تناقض است. آزادی افراطی باعث شد فردگرایی شکل بگیرد و این فردگرایی رادیکال مانع از همبستگی ملی شد و سیاست در آمریکا به پوپولیسم روی آورد. در سایر کشورهای دنیا هم زمینه به قدرت رسیدن راست افراطی (پوپولیسم) فراهم شد.
ماحصل این وضعیت را میتوان در پیروزی ترامپ و حمله هواداران او به قانون در دوره شکست از بایدن کاملاً مشهود دید.
⭕خطای دوم: کشورهای توسعهیافته هیچ طرحی نداشتند و در بحرانها همراستا با آمریکاییها بودند. در واقع همراستایی کشورها با آمریکا صرفاً نوعی تاکتیک موقت بود و ایضاً بعد از آنکه توان حل مسائل را در سطح جهانی به دست آوردند، دیگر کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه قبول نمیکردند که به خاطر ایده پایان تاریخ صبر کنند و طرحهای خود را فدای خاماندیشی افق آمریکاییها کنند.
🔴 هر کشوری با سطح دسترسی خود به ایدههای متفاوت و خاصی از نظم بازار آزاد دست زد که صرفاً کنترلکننده وضعیت باشد. به طور مثال چین و روسیه و برزیل و هند هرچند در افق اولیه با پایان تاریخ همراستا بودند، اما بعد با توجه به بوم و شرایط جغرافیایی خودشان استراتژی طراحی کردند که فقط از نظر فرم شباهت به لیبرالدموکراسی داشت و در محتوا بهشدت متفاوت بود.
🔴 با تضعیف آمریکا در دو دهه اخیر و عدم کنترلگری این کشور، راهبردهای جایگزین شکل گرفت. همه کشورهای توسعهیافته و حتی کشورهای در حال توسعه متوجه شده بودند قدرت اجماعگری آمریکا بهشدت کاهش پیدا کرده است و در حوزههای مختلف از فناوری تا سیاست و نظامی، آمریکا تنها دست برتر نیست و نظم گذشته به زودی تغییر خواهد کرد.
🔴 این دو خطا کار را به امروز رسانده است و تغییر معنادارِ عبور از وزارت دفاع به وزارت جنگ به نوعی پذیرش این مسئله است که جهان چندقطبی در آستانه شکلگیری است و آمریکاییها قصد دارند دست به قماری بزرگ بزنند تا شاید حداقل جهان چندقطبی را چند سالی به تأخیر بیندازند؛ اما به نظر میرسد این امکان دیگر وجود نداشته باشد.
⭕ متن کامل یادداشت را در سایت بخوانید.
⭕️شی، مودی، پوتین و ژئوپولیتیک جدید/محور تیانجین؛ وقتی ترامپ هند را به آغوش چین و روسیه هل داد/ شورای روابط خارجی
🔹 اختلاف آمریکا و هند: سیاستهای تنبیهی ترامپ علیه هند، از جمله تعرفههای ۵۰ درصدی به خاطر خرید نفت روسیه، روابط دههها رو به رشد واشنگتن و دهلی را دچار سقوط دیپلماتیک کرد.
🔹 نمایش در اجلاس سازمان همکاری شانگهای: در اول سپتامبر ۲۰۲۵، صحنه دستدادن شی، پوتین و مودی در تیانجین نمادی از نزدیکی هند به چین و روسیه بود؛ اتفاقی که آمریکا ناخواسته در شکلگیری آن نقش داشت.
🔹 پیشینه روابط آمریکا و هند: روابط استراتژیک دو کشور از توافق هستهای غیرنظامی ۲۰۰۸ تا همکاریهای فناورانه (i-CET و INDUS-X) و مشارکت در «کواد» علیه چین تقویت شده بود. این دستاوردها اکنون در معرض خطر توقف یا کندی قرار گرفتهاند.
🔹 موانع نزدیکی هند و چین: علیرغم نمایش همگرایی، اختلافات تاریخی و امنیتی عمیقی میان دو کشور وجود دارد: جنگ مرزی ۱۹۶۲، درگیریهای مرگبار در دره گالوان، حمایت چین از پاکستان، و نگرانی هند از سیل واردات ارزان چینی. دهلی هنوز اپلیکیشنهای چینی مثل تیکتاک و شرکتهای فناوری همچون هوآوی را ممنوع کرده است.
🔹 بازگشت سیاست عدم تعهد: هند بار دیگر به سنت تاریخی خود در موازنهگری بین قدرتها نزدیک میشود. همانطور که نهرو در جنگ سرد سیاست عدمتعهد را پیش برد، امروز نیز دهلی میکوشد از رقابت ابرقدرتها بهعنوان اهرم استفاده کند.
🔹 چشمانداز نظم جهانی: نویسنده معتقد است دوران جدید نه دوقطبی خواهد بود و نه چندقطبی، بلکه بهسمت «چندجانبهگرایی تکهتکه» پیش میرود؛ جایی که کشورها بسته به موضوع، ائتلافهای محدود و متغیر تشکیل میدهند. هند نمونه بارز این «چندهمسری ژئوپولیتیک» است.
⭕️موضع کشورهای خلیج فارس در قبال جنگ ایران و اسرائیل چیست؟/politics today
🔹 وابستگی امنیتی به آمریکا: کشورهای خلیج فارس برای امنیت خود به چتر نظامی آمریکا تکیه دارند، اما همین موضوع آنها را به هدف مستقیم ایران تبدیل کرده است. حمله موشکی ایران به پایگاه العدید قطر در ژوئن ۲۰۲۵ ضعف این معماری امنیتی را آشکار کرد.
🔹 تهدید بستن تنگه هرمز: ایران بارها تهدید کرده مسیر اصلی صادرات نفت جهان را ببندد. این تهدید هم اقتصاد و هم امنیت انرژی خلیج فارس را به خطر میاندازد.
🔹 تناقض امنیتی قطر: قطر هم میزبان بزرگترین پایگاه آمریکا در منطقه است و هم نقش میانجی میان ایران و گروههای مقاومت را ایفا میکند. این موقعیت دوگانه، سیاست خارجی دوپهلو و پرریسکی برای قطر رقم زده است.
🔹 دیپلماسی متوازن عربستان و امارات: پس از توافق ۲۰۲۳ با میانجیگری چین، این کشورها روابط خود را با ایران تقویت کردند تا از تنش مستقیم پرهیز کنند، اما همچنان زیر فشار آمریکا و اسرائیل باقی ماندهاند.
🔹 چالش بزرگ امنیتی خلیج فارس: منطقه تلاش میکند مانع گسترش جنگ ایران و اسرائیل به خاک خود شود. این سیاست موازنهگرانه فرصتی برای جلوگیری از جنگ گسترده فراهم کرده، اما شکنندگی و تناقضات معماری امنیتی خلیج فارس همچنان پابرجاست.
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
ظریف نه مصدق بود نه امیرکبیر. وقیحترین پوپولیست تاریخ ایران بود و سنگینترین ضربه را به منافع ایران زد و هرگز ذرهای مسئولیت نپذیرفت. مهم نیست بتازد، دروغ بگوید و فرافکنی کند. روزی گردوخاک رسانهها بخوابد دادگاه تاریخ او را محاکمهای سخت میکند و ایرانستیزتر از وثوق میخواند.
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در یکسال گذشته همواره از عباس عراقچی حمایت و به ندرت نقدش کردم. اما جنگ دوازده روزه اعتماد و احترامم به عراقچی را زایل کرد. معتقدم اگر عراقچی هوش سیاسی و شامّه ملی قویتری داشت باید متوجه میشد پشت دستکشهای مخملین ویتکاف اف سی و پنجها و ب دو های آهنین مخفی شده و مذاکرات بخشی از طرح تجاوز نظامی امریکا و نیابتیش اسرائیل است و باید این فهم را به تهران منتقل میکرد. از اینرو از منظر منافع ملی ایران نگران دیدار فردای عراقچی و گروسی و خواهان رصد دقیق این دیدار هستم. به همین دلیل هم برغم دهها نقطه اختلاف با امثال حاجی دلیگانی دستش را برای این فریادها میبوسم و از آن حمایت میکنم. بعد از جنگ دوازده روزه مردم ایران به هیچیک از کارگزاران نظام نباید چک سفید امضا بدهند و باید هر صاحب قدرتی را در مراودات خارجیشان دقیق رصد کنند. بخشی از کارگزاران نظام دیگر چندان برتری بر کارگزاران پهلوی و قاجار ندارند. اینها همانها بودند که برغم فریاد روشن و صریح ایتالله خامنهای درباره شرافتمندانه و عاقلانه و هوشمندانه نبودن مذاکرات، ایران را به مسلخ مذاکرات بردند که باعث کشته شدن هزار و صد ایرانی شد. بدون رصد مردمی یکسال دیگر شاید مرزهای ایران جابجا شده باشد.
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
دستاورد یک فقره سفر اردیبهشت ماه ترامپ به قطر ۱.۲ تریلیون دلار یعنی هزار و دویست میلیارد دلار قرارداد مبادله تجاری، دویست و چهل و سه میلیارد دلار قرارداد مستقیم تجاری و دفاعی، سه میلیارد دلار قرارداد امنیتی به علاوه یک هواپیمای تشریفاتی تقدیم شخص ترامپ بود. اما اینها هم باعث ممانعت امریکا از تجاوز هوایی به خاک قطر نشد. بعد یک مشت دلال عقب ماندهی تازه به دوران رسیده و غارتگر نوکیسه که اگر انقلاب ۵۷ نشده بود پولدارشان که حسین مرعشی باشد در بهترین حالت فروشنده خردهپای پسته بود و باقی شان هم حجرههای ده متری در بازار داشتند برای ما کیسینجر شده بودند و میگفتند بازار چند ده میلیاردی ایران چنان برای امریکا اغواکننده است که امریکا از اقتضایات امنیتیاش صرفنظر میکند و جایگاه ایران در منطقه را میپذیرد.
اینها نه ابلهند نه با سیاست بینالملل ناآشنا. اینها اتفاقا منافع طبقاتی و جناحی شان را خیلی خوب میشناسند و برای این منافع طبقاتی است که عامدانه منافع هشتاد و پنج میلیون امروز و دهها میلیون ایرانی هنوز نیامده را قربانی میکنند.
همانطور که پیشتر هم گفتهام راه متوقف کردن اینها، اگاهسازی جامعه نسبت به سیاست خارجی نیست که اگر بود پاره شدن برجام در سال نود و هفت ورق را برمیگرداند. راه متوقف کردن اینها نورافکن انداختن روی تاریکخانههای مالی و تجاری و بانکی داخل و خارج اینها و رسوا کردن شبکه های اقتصادی اینهاست.
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
22.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی دهباشی یک تنه سالها مجله کلک و بعد بخارا را منتشر کرده. مجلاتی که در پاسداری از ادب و فرهنگ فارسی در این چند دهه از وزارت ارشاد و صداوسیما بیشتر خدمت کردهاند. دهباشی برای تامین هزینههای چاپ این مجلات بیست و چند هزار جلد از کتابخانه شخصی اش را فروخته و سالهاست حتی توان اجاره یک دفتر یک اتاقه در تهران ندارد. از نظام جمهوری اسلامی کمک نگرفته که هیچ، سال نود و دو به بهانه انتشار مطالب ضدارزشهای اسلامی تحت تعقیب هم گرفته. اما در این ویدیو کنار مردم فلسطین میایستد چرا که تاریخ منطقه را میداند و روشنفکر متعهدی است که عقیده و فهمش از جهان برمبنای لجبازی و واکنش به حاکمیت شکل نمیگیرد.
در سوی دیگر شما صادق زیباکلام را دارید. اسلامگرای پنجاه و هفت که در دهه شصت به عنوان بورسیه راهی انگلیس شد و بعد از بازگشت به عنوان استادیار و دانشیار دانشگاه اصلی ایران، دانشگاه تهران استخدام شد. صادق زیباکلام نه فقط آثار تاریخنگاران معاصر اسراییل مثل شلمو زند را نخوانده حتی از آثار چهل سال پیش به فارسی ترجمه شدهی آرتور کوئستلر هم مطلع نیست. صادق زیباکلام با فهمی کمتر از عوام قصه جعلی رادیو اسرائیل درباره تعلق سرزمین تاریخی فلسطین به یهودیان امروزی را تکرار و به دانشجویان هم تدریس میکند و به صرف اینکه با روایت حکومتی از مساله اسراییل متفاوت است «سیس» رادیکال و الترناتیو بودن هم میگیرد.
هنر اصلی زیباکلام این بود که از همان دهه هفتاد خود را به حنجرهای در خدمت مافیای رفسنجانی دراورد و با جاگیری در شبکه قدرت رفسنجانیسم از منبر و تریبون و مصونیت برخوردار شد.
این روایت دو...
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
ایران است. روشنفکران واقعی و مستقل در انزوا و در تنگنای مادی و زیر فشار سانسور و حذف و خودیها حتی استحاله کردههایی که خواهان گذار و تغییر نظام هستند در صدر.
چند دهه است اسلامگرایان مدعی انقلابیگری شمشیر برخورد قضایی و امنیتی و حذفیشان روی روشنفکران سکولار غیرخودی حتی غیروابسته و آزاده تیز و روی امثال زیباکلام کند بوده. اگر معیار دوستی و دشمنی استقلالخواهی، منافع ملی، امپریالیسم ستیزی و دفاع از ایران بود این رفتار باید دقیقا معکوس میبود. هنوز دیر نیست. توصیهام به انقلابیهای واقعی این است که در مقابله با ایرانفروشان و تسلیمگرایان دست دوستی به روشنفکران سکولار اما آزاده و استقلالخواه دراز کنید. مگر از صدای بمبهای امریکا و اسراییل بیدار نشدهاید؟ تعریف تان از دوست و دشمن، از خودی و غیرخودی بسیار مخدوش و برای آینده ایران خطرناک است. در تعریفتان تجدید نظر کنید.
هدایت شده از سیمافکر
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گالیور خاورمیانه
علی عبدی - برنامه تلویزیونی اطلس
یکی از جدیترین طرحهایی که برای پایهریزی «خاورمیانه جدید» دنبال شده است، طرح گالیورها و لیلیپوتها است. در «خاورمیانه» ۶ گالیور وجود داشته که شامل عربستان، مصر، ترکیه، عراق، ایران و اسرائیل میشود اما در یک منطقه تنها یک گالیور باید وجود داشته باشد و آن هم اسرائیل است. بقیه گالیورها باید تضعیف شوند و به چندین لیلیپوت تبدیل شوند تا سلطهی گالیور به هم نخورد. این فرایند خیلی وقت است که آغاز شده و جنگی که با اسرائیل داشتیم و نزاعی که تا پایان با او خواهیم داشت، در همین فرایند معنادار است.
فیلم بخشی است از صحبتهای علی عبدی در اولین قسمت برنامه تلویزیونی اطلس که از شبکه ۴ سیما پخش شده است.
💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست...
@simafekr_com
هدایت شده از سیمافکر
25.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی ضعیف بودیم
گزارش تصویری دولت انگلیس از اشغال ایران - شهریور ۱۳۲۰
.
💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست...
@simafekr_com