ناصرالدینشاه زبان فرانسه را بخوبی میخواند و تقریباً صحبت میکند. روزنامههای معروف خارجی را هر روز برای او میخوانند تا از اوضاع دنیا مطلع شود. روزنامه یومیهای بنام «وقایع اتفاقیه» مورد توجه شدید اوست. علاوه بر سفرنامههایی که خود نگاشته، طبع شعر داشته و شعر هم میسراید. به نقاشی علاقهٔ بسیار دارد و بعضی نقاشیهای او براستی «استادانه و زیرکانه» است. بطور کلی اعلیحضرت مردی اجتماعی است و از تماس با افراد و طبقات مختلف استقبال میکند.
از خاطرات بنجامین، نخستین سفیر آمریکا در ایران
#متفرقه #عصراندیشه
رضاشاه کلاً بیسواد است و بیفرهنگ. نه تنها با هیچ زبان خارجی آشنا نیست بلکه حتی فارسی را هم به طرز عامیانهای صحبت میکند، از همان نوع که در کوچه و خیابان میتوان شبیه آنرا دید و این خود علت آن است که او از هر معاشرتی خود را کنار میکشد.
از خاطرات ویپرت فون بلوشر، سفیر آلمان در ایران(۱۹۳۵-۱۹۳۱)
#عصراندیشه
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻درس مدیریتی رهبرانقلاب به دولت
رهبرانقلاب در دیدار با هیأت دولت چند توصیه کلیدی داشتند؛ توصیههایی که فقط مخصوص دولت نیست، هرکس در هر سطحی مدیر است باید آن را به گوش و به دل بسپارد.
واقعیت این است که مهمترین نیاز کشوری پر از امکانات و سرمایه، تنها یک چیز است: توان مدیریتی.
🔻اما این درس مدیریتی چه بود؟
1⃣یکم ـ تعیین اولویتها
هر کار خوبی اولویت نیست؛ کارهای بیپایه که هیچ.
فرمودند: کارهای فوری و زیرساختی در اولویت است.
2⃣دوم ـ پیگیری
بهترین تصمیمها اگر پیگیری نشوند، روی زمین میمانند.
فرمودند: «بین مغز تا سرانگشتان فاصله است»؛ یعنی کار را تا اجرا دنبال کنید.
3⃣سوم ـ اجماعسازی
تصمیم خوب بدون اجماع و همراهی، بیثمر میماند.
حتی در یک سازمان هم باید برای تحقق تصمیم، اقناع و همدلی ایجاد کرد.
فرمودند: «امروز اجماعسازی آسانتر از گذشته است».
🔻و در نهایت یک توصیه اخلاقی:
اینکه فرصت خدمت را نه به همه میدهند و نه همیشه میدهند.
فرمودند: «ساعت ساعتِ آن را استفاده کنید».
اگر این چند توصیه جدی گرفته شود، یک انقلاب مدیریتی رخ می دهد؛ و مردم طعم واقعی اثربخشی را خواهند چشید.
@mahdian_mohsen
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻لبه آستین رهبر انقلاب
بعد از آخرین دیدار، عکسی از رهبر انقلاب منتشر شد که نشان میدهد لبه آستین ایشان نخنماست. همین تصویر موجی مثبت در شبکههای اجتماعی به راه انداخت: «رهبر انقلاب سادهزیست است». و حق هم همین است؛ در سادهزیستی، دوست و دشمن معترفاند. این هم نشانهای دیگر.
🔻اما یک واقعیت تلخ هم هست؛ آیا ما کسری از زمانی که برای ایندست محتواها میگذاریم، برای اصل سخنان رهبر انقلاب وقت صرف میکنیم؟
🔻با خود خلوت کنیم؛ واقعاً بعد از هر سخنرانی، متن کامل آن را میخوانیم؟ یادداشت برمیداریم؟ به ذهن میسپاریم و در فرازهای آن تأمل میکنیم؟ یا تنها به چند پیامک، تیتر روزنامه و عکسنوشت بسنده میکنیم؟
🔻دو سخنرانی اخیر رهبر انقلاب درباره دولت بود؛ هم نقد داشت، هم مطالبه، هم توصیه و تأیید. آیا دقت کردیم مدل رفتاری ایشان با دولت چگونه است؟ چه درسی برای ما دارد؟ کدام بخش از سیاستورزی و تفکر سیاسی ما باید اصلاح شود و کدام بخش تثبیت و تقویت؟
این پرسش فقط برای مخاطب عمومی نیست؛ مسئولان و نمایندگان مجلس هم باید خود را در آینه این سخنان ببینند. آیا بعد از بیانات رهبری، با خود میگویند باید در مواضع و رفتارشان تجدیدنظر کنند؟ یا خود را بینیاز میدانند؟
🔻حقیقتاً مرجع فکری و سیاسیمان را چه کسی میدانیم؛ رهبر انقلاب یا فلان شخصیت و رسانه مجازی؟
🔻تا به حال نگاه کردهایم که هر سخنرانی رهبر انقلاب برای «منِ مخاطب» چه تکلیفی دارد؟ اگر واقعاً خود را مخاطب بدانم، باید چه کنم؟ حتی فراتر از مخاطب بودن؛ چه کمکی از دست من ساخته است تا یک قدم کلام رهبر انقلاب را پیش ببرم؟ چه کنم که بتوانم نائب امام زمان را یاری کنم؟
🔻عکسهای سادهزیستی رهبر انقلاب ارزشمند و الهامبخشاند؛ اما مراقب باشیم رهبر انقلاب را در همین نشانهها متوقف نکنیم. تکتک کلمات ایشان برای ما تکلیف است.
@mahdian_mohsen
⭕️وقتی حمایت از فلسطین را جرم مینامند؛ آزادی بیان در بریتانیا زیر تیغ/ Spiked
🔹 بیش از ۹۰۰ بازداشت بیسابقه در لندن:
در میدان پارلمان لندن صدها معترض بازداشت شدند؛ صرفاً به خاطر حمل پلاکاردهایی با شعار «من مخالف نسلکشی هستم، از پَلِستایناکشن حمایت میکنم». این بزرگترین موج بازداشت چند دهه اخیر بود؛ نشانهای از سرکوب شدید صدای حامیان فلسطین.
🔹 جرمانگاری حمایت از فلسطین:
دولت بریتانیا با ممنوع کردن پَلِستایناکشن، حتی ابراز همبستگی لفظی با آن را «تروریسم» معرفی کرده است. به این ترتیب، آزادی بیان در بریتانیا قربانی سیاست جانبدارانه از اسرائیل شده است.
🔹 اتهامزنی به فعالان فلسطین:
رسانهها و دولت، اقدامات اعتراضی این گروه – از جمله ورود به پایگاه نظامی یا رنگپاشی روی ساختمانها – را «خرابکاری» میخوانند. در حالی که این کنشها نمادین و برای اعتراض به صادرات سلاح به اسرائیل و جنایات در غزه بوده است.
🔹 دوگانگی در برخورد:
دولت بریتانیا به جای بازخواست اسرائیل بابت کشتار در غزه، حامیان فلسطین را تحت تعقیب قرار میدهد. همین امر، همانند دیگر تجربههای تاریخی، معترضان را به «شهدای آزادی بیان» بدل کرده و وجهه دموکراسی در بریتانیا را زیر سوال برده است.
🔹 نویسنده اذعان دارد که حتی اگر کسی با روشهای پَلِستایناکشن موافق نباشد، بازداشت و جرمانگاری صرفِ حمایت از فلسطین یا مخالفت با نسلکشی اقدامی ضد آزادی بیان است. این سیاست، صدای عدالتخواهی را خاموش نمیکند بلکه آن را بلندتر و مشروعتر میسازد.
⭕️ دوستانی می گفتند که اگر ج. اسلامی غنی سازی صفر درصد را در مذاکرات می پذیرفت، مورد تهاجم قرار نمی گرفت.
حالا گزاره حمله اسرائیل به قطر آن هم با چراغ سبز آمریکا، بطلان این نظر را اثبات کرد.
🔹وعده سرمایه گذاری 2 تریلیون دلاری قطر در آمریکا، وجود پایگاه نظامی آمریکا که او را به یک متحد استراتژیک آمریکا در منطقه مبدل کرده بود، نتوانست مانع حمله نظامی اسرائیل شود چگونه توافق حوا غنی سازی صفر با ایران چنین قابلیتی را داشت؟
مهم آن است که ج. اسلامی باید طبق واقعیات صحنه سیاست های خارجی اش را تنظیم نماید نه طبق آرزوها.
واقعیت این است که هیچ توافقی(به فرض انجام) با آمریکای ترامپ پایدار نخواهد بود و طبق تجارب چند ماه گذشته باید آن را به دید تله و یا خلع سلاح نگریست.
این سخن تلخی است برای من. من نیز مانند بسیاری از ایرانیان قلبا دوست میدارم طی مذاکره ای عادلانه تخاصم برطرف شده و شرایط ما نرمال شود، اما در شرایط امروز، چنین سخنی فقط یک آرزو است.
امروز نگاه ایده آلیستی در سیاست خارجی برای کشور سم مهلک است و هر اقدام باید بر مبنای تتبیت بازدارندگی و رصد واقعیات عملی رفتار بازیگران باشد.
🔹عصر جدیدی در روابط قدرت ها شروع شده که ديگر دستاوردهای آتلانتیک و نظم پسا جنگ جهانی دوم در آن بی ارزش است و اصل توسل به زور و اعمال قدرت، جای تفاهم و ترک مخاصمه و قانون و عرف بین المللی را گرفته است.
👤سلمان کدیور
⭕️تحول نقش موساد و ارتش اسرائیل در عملیاتهای خارجی
🔻در گذشته، موساد بازیگر اصلی عملیاتهای برونمرزی اسرائیل به ویژه عملیاتهای تروریستی بود. بسیاری از ترورها و خرابکاریها – مانند ترور دانشمندان هستهای ایران یا عملیاتهای مخفی در منطقه – توسط موساد طراحی و اجرا میشدند. ویژگی مشترک این اقدامات، ماهیت پنهان و غیررسمی آنها بود؛ اسرائیل اغلب مسئولیت را بهطور مستقیم نمیپذیرفت و تنها نشانهها و تحلیلها به سمت موساد اشاره داشتند.
🔻اما در سالهای اخیر، شاهد تغییر مهمی در این معادله هستیم. ارتش اسرائیل (IDF) و رکن اطلاعاتی آن (آمان) بهطور فزایندهای وارد حوزه عملیاتهای خارجی و حتی ترورهای برونمرزی شدهاند:
🔻در لبنان، حملات هوایی ارتش علیه فرماندهان حزبالله عملاً به شکل «ترور هدفمند» در چارچوب عملیات نظامی آشکار انجام شد.
🔻در ایران، نیز آنگونه که گالانت وزیر جنگ قبلی اسرائیل، از سال ۲۰۲۳، پرونده ضربه به ایران از موساد به ارتش و مشخصا نیروی هوایی واگذار شد. با این حال، موساد و ارتش عملیاتهای ترکیبی اجرا کرده اند: موساد پهپادهای انفجاری و موشک های اسپایک را فعال کرد و ارتش با حملات هوایی آشکار به ترور مقامات ارشد نظامی ایران را به انجام رساند. این مدل «جنگ ترکیبی» نشان داد که ترورها دیگر صرفاً ابزار موساد نیستند، بلکه ارتش نیز در آنها نقش مستقیم دارد.
🔻در قطر (سپتامبر ۲۰۲۵)، ارتش اسرائیل بهطور مستقیم به مقر رهبران حماس در دوحه حمله کرد. این اقدام در خاک کشوری ثالث و متحد آمریکا، نمونهای کمسابقه بود که اسرائیل همچنان مسئولیت رسمی آن را پذیرفت. برخلاف الگوهای گذشته، عملیات نه پنهان بود و نه قابل انکار.
🔻دلایل این تغییر چیست؟
۱. ضرورت ارسال پیام بازدارندگی آشکار: برخلاف عملیاتهای پنهان موساد، حملات ارتش حامل پیام سیاسی-نظامی مستقیم برای دولتها و گروههای منطقه است.
۲. ضرورت ضربه قاطع: طرحهای موساد معمولا طرحهایی بلندمدت و با اثرات تاکتیکی بوده است. اما ارتش طرحهایی کوتاه مدت و با اثرات استراتژیک طراحی می کند که در آن با دنبال دستاورد سریع و قاطع است.
۳. افزایش نقش آمان: پس از ناکامیهای اطلاعاتی در جنگ غزه ۲۰۲۳–۲۰۲۴، ارتش بهدنبال افزایش کنترل و اعتبار در حوزه برونمرزی بوده است.
۴. الگوی جنگ ترکیبی: ترکیب موساد (عملیات مخفی) با ارتش (عملیات آشکار) به الگوی اصلی اسرائیل در چند سال اخیر بدل شده است.
🔻امروز میتوان گفت که نقش ارتش و آمان در عملیاتهای خارجی به ویژه اقدامات تروریستی بهطور قابل توجهی پررنگتر شده است. اگر پیشتر ترورهای خارجی تقریباً مترادف با موساد بودند، اکنون شاهدیم که ارتش اسرائیل نه تنها مکمل موساد بلکه در مواردی بازیگر اصلی عملیاتهای برونمرزی است. موساد همچنان ابزار اطلاعاتی و مخفی حیاتی باقی مانده، اما جایگاهش از «محور اصلی» به «بازوی کلیدی در کنار ارتش» تغییر یافته است./
👤مصطفی نجفی
⭕️حمله به حماس یا حمله به نقش منطقهای قطر؟
🔹برای بسیاری جای سوال است چه شد که کویت که زمانی محل مطبوعات آزاد و رسانههای فعال منطقهای و محل رفت و آمد گروههای مختلف اپوزیسیون و اسلامی بود جای خود را به قطر داد؟ یا چه شد که امارات که محل امنی برای جریانهای اخوانی بود تبدیل به دشمن اسلام سیاسی و اخوان شد و جریانهای شبهناصری و سکولار جایگزین آنها شدند و اساسا چه شد که قطر تبدیل به مرکز رسانهای و گروهها و اشخاص معتقد به اسلام سیاسی منطقه شد؟
🔹قطر میزبان امنی برای افراد و گروههای اسلامگرا است که در وطن خود جایی نداشتند و مدفن افرادی مانند شهید هنیه، عباس مدنی الجزایری، قرضاوی مصری و الصیرفی سوری هم است. این جایگاه قطر در کشوری که جمعیت قابل توجهی از قبایل وهابی دارد، ریشه در سیاستهای مستقل و تفکر رهبران آن یا حاصل پویشهای درونی ملت نبود! چرا که اساسا مامن اسلام سیاسی بودن در جوامع با جمعیت وهابی یک خطر بزرگ برای مونارشیهای جنوب خلیج فارس است!
🔹در چنین فضایی باید به نقشی که غرب و بهخصوص آمریکا برای این دولتها تعریف کرده توجه داشت. جهان غرب به موازات اسلامگرایی پس از دهه ۱۹۷۰ و نضج آن بعد از انقلاب ایران، جبهه اسلامی الجزایر، فعال شدن اخوان در مصر در دهه ۸۰، حضور مجاهدین در افغانستان و تشکیل القاعده و طالبان نیاز داشت محلی برای ارتباط با این جریانهای فرامرزی و فرادولتی داشته باشد و بعدها حملات یازده سپتامبر این نیاز را بیش از پیش نشان داد.
🔹قطر از اواسط دهه ۹۰ نقشی که برایش تعریف شده بود را اجرا کرد: با تاسیس شبکه الجزیره و اعطای اقامت به اسلامگرایان منطقه و سایر امکانات به آنها فرایندی را شروع کرد که از حماس تا طالبان، از اخوان تا حزب الله لبنان در آنجا حضور پیدا کردند و به موازات بهبود وضعیت اقتصادی و در اختیار دادن امکانات رسانهای محل جذابی برای این گروهها شد. عبدالرحمن بن محمد آل ثانی نخست وزیر قطر به تاکر کالرسون گفت دفتر حماس با درخواست آمریکا در دوحه تاسیس شد.
🔹قطر که دیگر صاحب نفوذ سیاسی و قدرت نرم در منطقه شده بود با گشادهدستیهای اقتصادی حاصل از فروش گاز، بعد از بهار عربی سعی داشت از منافذ بهوجود آمده در منطقه تا جایی که غرب اجازه میدهد برای سیاستورزی مستقل خود بهره ببرد. اما پرونده اسرائیل، نزد آمریکاییها یک پرونده خاص است و اتفاقات ویژهای نظیر جنگ سرد، رقابت با چین، حمله به عراق و افغانستان و جنگ اوکراین هم نتوانسته آن را تابع روندهای جهانی کند. جان مرشایمر و استفن والت در کتاب مهم خود «لابی اسراییل و سیاست خارجی آمریکا» این موضوع را با مثالهای زیادی تشریح کردهاند
🔹آمریکا در مقاطعی با توسعهطلبی اسرائیل در منطقه و جنگ با اعراب همراه نبود، مانند جنگ یومکیپور با مصر در زمان انورسادات که حتی در روزهای ابتدایی به رژیم کمکی نکرد ولی لابی صهیونیستی، با توجه به روند جنگ که به ضرر تلآویو پیش میرفت واشنگتن را مجبور به اعطای کمک کرد و عملا سیاستهای کلان وقت آمریکا تحت تاثیر نفوذ یهود قرار گرفت.
🔹در جنگ خلیج فارس نیز رژیم اسرائیل عملا مانعی برای عمل آمریکا بود. در حمله امریکا و محور ائتلاف به افغانستان و عراق، آمریکا از رژیم صهیونیستی خواست برای اینکه جهان اسلام همراه آمریکا باشند امتیازاتی به فلسطین و سوریه بدهد و پرونده جولان اشغالی و شهرکسازی را متوقف کند اما تلآویو آن را نپذیرفت.
🔹اما چرا آمریکا و اسرائیل با حمله به دوحه باید الگوی نظامی/امنیتیای که غرب برای حاشیه خلیج فارس طراحی کرده بود را دچار چالش کند؟ کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس به خصوص قطر و امارات سعی داشتند که در منافذ جهانی و منطقهای کنشی نسبتا مستقل داشته باشند و به نوعی منطقةالفراغی داشتند که در دایره تحمل غرب بود اما قطر تبدیل به موردی شده بود که صهیونیستها حداقل پس از طوفان الاقصی دیگر تحمل آن را نداشت.در پسا هفت اکتبر نظم مورد نظر اسرائیل- البته با چراغ سبز آمریکا- برای منطقه الگوی قطری نیست.
🔹گرچه نقش قطر برای غرب بسیار مهم بوده ولی کیس خاص اسرائیل اجازه نخواهد داد که سیاست آمریکا و غرب در قبال قطر ادامه پیدا کند. قطری که از جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ تا همین طوفان الاقصی با الجزیره توانسته بود اسرائیل را آزار دهد یا در چند پرونده دیگر مانند سوریه پسااسد و کودتا علیه مرسی، مقابله با جواسیس هندی وابسته به اسرائیل در منطقه عملا با بهرهگیری از منافذ موجود مورد تحمل آمریکا علیه منافع و سیاستهای اسرائیل کنشگری داشت.
🔹بنابراین قطری که در نقش خود غرق شده و سعی داشت در منافذ منافع غرب و منافع مستقل خود عمل کند، از تحمل صهیونیستها خارج بود. در نتیجه حمله دوحه، حمله به نقش ۳۰ ساله قطر در منطقه بود که عواقب مهمی در جنوب خلیج فارس خواهد داشت.
نویسنده: جواد میرگلویبیات
آزادی عمل بیسابقه اسراییل در خاورمیانه امروز را میتوان بر پایه نظریههای روابط بینالملل توضیح داد. از منظر نهادگرایی لیبرال، نخستین عامل فرسایش نظم حقوق بینالملل و تضعیف نهادهایی است که رفتار بازیگران را محدود و پیشبینیپذیر میکردند. این روند سبب شد اسراییل در ژوئن ۲۰۲۵ حمله نظامی مستقیم علیه ایران را بدون مواجه شدن با هزینههای قابل توجه در نظام بینالملل پیش ببرد. چنین وضعیتی نشاندهنده کاهش چشمگیر ظرفیت نهادهای بینالمللی برای تنظیم رفتار دولتهاست.
از منظر رئالیسم، دومین عامل برهم خوردن توازن قوا در منطقه به زیان ایران است. تغییر در بازدارندگی پس از حمله ژوئن ۲۰۲۵ و تثبیت برتری هوایی و تکنولوژیک اسراییل باعث شد این کشور در سپتامبر همان سال حتی دوحه، مرکز دیپلماسی خلیج فارس، را نیز هدف قرار دهد. این تحول آشکار میکند که در غیاب موازنه قوا، هنجارها و قواعد حقوقی به تنهایی قادر به مهار کنشهای یکجانبه نیستند.
برای کشورهای عربی پیامد این وضعیت روشن است: اتکای صرف به امنیت خریداریشده از بیرون یا حمایت قدرتهای فرامنطقهای نمیتواند ضامن امنیت پایدار باشد. بدون بازتعریف هویتهای مشترک و نهادهای معتبر منطقهای، چارچوبی پایدار برای امنیت شکل نخواهد گرفت. در این میان، یکی از الزامات کلیدی بازتعریف روابط با تهران است. تا زمانی که ایران بهعنوان بخشی از معادله امنیتی نادیده گرفته یا صرفاً بهعنوان تهدید تعریف شود، امکان ایجاد ترتیبات امنیت جمعی از میان میرود. بازگشایی کانالهای گفتوگو با ایران، ولو به شکل محدود و مشروط، میتواند برای کشورهای عربی ابزاری جهت بازتعریف موازنه و کاهش آزادی عمل یکجانبه اسراییل باشد.
👤حسین قتیب
#هشدار
شواهد میدانی طی دو سال گذشته نشان از یک الگوی تکراری دارد:
۱. ترور سید حسن نصرالله بلافاصله پس از موافقت او با آتشبس ۲۱ روزه در سپتامبر ۲۰۲۴.
۲. عملیات اسرائیل علیه زیرساختها و اهداف ایرانی در خرداد–تیر ۱۴۰۴ در شرایطی که کانالهای مذاکره عراقچی-ویتکاف فعال بودند.
۳. حمله مستقیم به دفتر حماس در دوحه در حالیکه این جنبش در حال بررسی پیشنهاد آتشبس ترامپ بود.
این سه مقطع نشان میدهد که «پنجره دیپلماسی» نه بهمثابه مسیر تنشزدایی، بلکه بهعنوان محرک عملیات پیشدستانه و بخشی از دکترین فریب عملیاتی استفاده میشود.
از منظر امنیتی، این همزمانیها تصادفی نیستند و بیانگر سطحی بیسابقه از همافزایی بین تلآویو و واشنگتن در مدیریت بحرانهای منطقهای است؛ جایی که ابزار دیپلماتیک صرفاً پوشش و بستر برای اقدام نظامی فراهم میکند.
👈🏼آنچه در قاهره امروز بین گروسی و عراقچی اتفاق افتاد هم احتمالا بخشی از همان الگو است.
👤حسین قتیب
درسی که باید از حمله اسرائیل به قطر گرفت این نیست که «مذاکره» با غرب ذاتاً خطرناک است، بلکه این است که «برونسپاری امنیت» به قدرتهای فرامنطقه خطایی مهلک است. کشوری که #امنیت_درونزا دارد، هراسی از مذاکره ندارد. ما باید پیشگام و رهبر همکاری برای ساختن #منطقه_قوی باشیم.
هدایت شده از بر پا
سه جریان در انقلاب
🔺مجاهدین خلق و گروههای چپ انقلاب را در کودتا و جنگ مسلحانه و گروههای چریکی میدیدند، از شریعتمداری تا آخوندهای درباری و شاه دوستها در تسلیم و انفعال و پذیرش شاه بودند، امام میگفت انقلاب اولا یک تحول در جان مردم است، باید اراده عمومی شکل بگیرد.
🔺امثال علامه تهرانی نظام اسلامی را با کنار گذاشتن رای مردم طراحی میکردند با رای دویست تا مجتهد فقط، جریان عرفی ساز روشنفکر دنبال دموکراتیک کردن و حذف ولایت بود(البته همان هم با اجبار و بدون مردم)، امام میگفت جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد.
🔺یک جریان گفت جام زهر، یعنی عده ای از مسوولین امام را دور زدند و گول زدند، باید جنگ ادامه پیدا میکرد، عده ای دیگر گفتند جام زهر یعنی امام فهمید مسیرش خطا بود و سرش به سنگ خورد، رهبری اما گفت امام باید مراعات توان مردم و کشور را میکرد.
🔺در دو خرداد عده ای کشور را دچار انحراف دانستند، عده ای جشن و پایکوبی کردند، رهبری گفت برای این حضور سی ملیونی سجده شکر میکنم.
🔺در مبارزه با فساد و عدالتخواهی عده ای گفتند افشا کنیم، آبرو ببریم، حبسش را هم میکشیم، عده ای گفتند مماشات کنیم مقابل زور فسادکنندگان، رهبری گفت گفتمان بسازید مردم را همراه کنید.
🔺در قصه برجام عده ای گفتند مسوولین خائنند، عده ای گفتند برجام تنها راه توسعه و پیشرفت است، رهبری گفت اینها خائن نیستند امینند، به این مسیر هم خوشبین نیستیم، اما بگذارید مردم و مسوولین تجربه کنند.
🔺عده ای گفتند اقتصاد دولتی، اقتدار حاکمیت بر بازار، عده ای گفتند بازار آزاد و رها (که البته عملا این آزادیها به نفع حاکمیت دشمن هم هست) ، رهبری گفت اقتصاد مقاومتی و تدبیر دولت برای حضور مردم
🔺امروز عده ای میگویند بجنگیم، عده ای میگویند تسلیم شویم، رهبری قائل به مقاومت است یعنی همراه کردن اراده عمومی مقابل استکبار.
🔺درباره این سه گانه زیاد میتوان گفت و نوشت ، هم در طول تاریخ هم در بحث مبانی. هر جنگی به معنای نگاه چپ اول نیست، هر صلحی به معنای نگاه راست دوم نیست. راه انقلاب را پیدا کنید که خروج تمدنی و کلی از چارچوب تمدن غرب است و سخن نویی است.
🔺و الا هر بار با هر واقعه ای سر کار میروید، به نظام بی اعتماد میشوید، بعد هر سخن رهبری سرخورده میشوید، کلا هم به نفع دشمن خواهید بود.
@ali_mahdiyan