⭕️«عبدالکریمی! چرا از گفتگو طفره میروی؟»
👤بیژن عبدالکریمی
سرکار خانم م. فاطمی، یکی از اعضای گروه تلگرامی بنده یادداشتی انتقادی را برای بنده ارسال کرده، به بنده متعرض شده بودند که چرا اینجانب به پرسش ها و انتقادات پاسخ نداده، دچار بیماری های یکسویه گرایی و خودانگاری شده ام. ضمن سپاس از ارسال پیام شان می کوشم به پرسش های انتقادی ایشان در اینجا به نحوی مختصر و فشرده پاسخ گویم. البته ایشان مجدداً پیامی را در پاسخ به متن ارسالی برای بنده اپمرقوم فرمودند و بنده مجدداً کوشیدم به اعتراضات بعدی شان نیز پاسخ گویم. متن گفتگوهای نوشتاری بنده و ایشان به شرح زیر است:
یادداشت نخست سرکار خانم م. فاطمی:
استاد ارجمند. سپاس از ادای احترامتان.
من چند سوال از خدمتتان کردم که احترام صادقانه و غیر ریایی به نظرم پاسخی ولو کوتاه بدانها، البته نه از جهت رفع مسئولیت، مشابه رویهی جاری در کانال، بلکه از جهت تامل و همدلی و تقلا برای فهم دیگری و دردی است که او را به در خانه شما آورده تا سوالی طرح کند.
چرا از دیالوگ طفره میروید؟ چرا نقدهای افراد سرشناس را اصلا نشر نمیکنید و جواب نمیدهید؟
چرا کانالتان یکسویه شده؟ و صرفا در حالِ جنگ با دشمنانِ فرضی و ناشناخته است؟ و متنی جز آنکه شما را تمجید کند و توجیه، و دیگران را لایق لعن و ناسزا بداند، در آن دیده نمیشود؟
اینها سوالات من و بسیاری از شماست.
مگر حقیقت چالهمیدان جنگِ هویت و اثباتِ خود، آن هم به صورت یک سویه است؟ چطور به دیالوگ دامن نمیزنید و تنها از حامیان و مدافعان سرسخت و همیشگی خود مطالب را نشر میکنید؟
مگر میشود آدم این همه سخن بگوید و هیچ خطایی از او رخ ندهد؟
مگر یک اهل فلسفه میشود چنین خودانگارهای داشته باشد و خود را برای مثال مقام معظم رهبری ثانی تصور کند؟
م. فاطمی
21 شهریورماه 1404
🔸سرکار خانم م. فاطمی گرامی!
سلام. از ارسال های پیام تان سپاسگزارم. اما پرسش های شما:
پرسش نخست. چرا از دیالوگ طفره میروید؟ چرا نقدهای افراد سرشناس را اصلا نشر نمیکنید و جواب نمیدهید؟
پاسخ: هیچکس را در ایران نمی شناسم که به اندازه من با همه اقشار از چپ ترین چپها تا راست ترین راست ها، از بی خدایان گرفته تا علمای حوزه علمیه بحث و گفتگو کرده باشد. نه فقط نقدهای افراد سرشناس
بلکه انتقادات دانش آموزان دبیرستانی را نیز، تا آنجا که به رویت خودم رسیده اند، در کانال و گروه خود نشر داده ام، مشروط بر اینکه حداقل حاوی یک نکته نظری بوده، حاوی فحاشی نبوده باشد. گروه بنده از معدود گروه هایی است که در تمام شبانه روز افراد پیوسته به صاحب آن بدترین و رکیک ترین و سخت ترین انتقادات را وارد کرده و صاحب گروه آنها را حذف نمی کند مگر پیام هایی که سبب رشد ابتذال فرهنگی هستند یعنی جز فحاشی سخن دیگری ندارند یا امنیت ملی ما را در این شرایط جنگی بالصراحه (و نه تلویحاً) به خطر می اندازند. از سوی دیگر شما که انتظار ندارید بنده تمام زندگی علمی، دانشگاهی و اجتماعی خود را تعطیل کرده به یکایک کامنت هایی که با انگیزه های سیاسی و حتی ضد ملی توسط نیروهای سایبری و تشکیلانی وابسته به تشکل های قدرت طلب یا اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی تولید می شود پاسخ دهم؟ اجازه دهید از عبارت صفحه تلگرامی خود شما استفاده کرده، بگویم در بسیاری از مواقع: «سکوت راه بلد خوبی است».
پرسش دوم: چرا کانالتان یکسویه شده؟ و صرفا در حالِ جنگ با دشمنانِ فرضی و ناشناخته است؟ و متنی جز آنکه شما را تمجید کند و توجیه، و دیگران را لایق لعن و ناسزا بداند، در آن دیده نمیشود؟
پاسخ: حجم پیام های فیک و تولیدشده در سراسر فضای مجازی و شبکه های گوناگون اینستاگران، یوتیوب، ایکس، تلگرام، و... را مقایسه کنید با چند پیامی که در کانال بنده قرار می گیرد و هر یک حاوی نکته ای است. فکر می کنم گفتمان بنده حق دفاع از خود را به جهت دفاع از امر ملی و دفاع از کشور در برابر بیشمار هجوم های سازمان یافته داشته باشد. در ضمن آیا بنده با یک دشمن فرضی می جنگم؟ آیا حمله آمریکا و اسرائیل در 23 خرداد امسال با زمینه سازی هایی که در داخل صورت گرفته بود جنگ با دشمنان فرضی است؟
پرسش سوم. مگر حقیقت چالهمیدان جنگِ هویت و اثباتِ خود، آن هم بصورت یک سویه است؟ چطور به دیالوگ دامن نمیزنید و تنها از حامیان و مدافعان سرسخت و همیشگی خود مطالب را نشر میکنید؟
پاسخ: پرسش تان تکرار همان دو پرسش قبلی است. از تکرار پاسخ اجتناب می کنم.
پرسش چهارم. مگر میشود آدم این همه سخن بگوید و هیچ خطایی از او رخ ندهد؟
پاسخ: خیر. اما نقد خطاهای لفظی و جزئی برای سرکوب کلیت یک گفتمان ، آن هم در دفاع از امر ملی، نه به لحاظ علمی و نه به لحاظ اخلاقی صحیح نیست. بیشتر انتقاد منتقدانم سخنان پوپولیستی و روزمره بوده، ارزش پاسخگویی ندارند. هیچ انتقاد نظری و دارای ارزش تئوریک نبوده است که دیده باشم و آن را در کانال خود بازتاب نداده باشم.
پرسش پنجم. مگر یک اهل فلسفه میشود چنین خودانگارهای داشته باشد و خود را برای مثال مقام معظم رهبری ثانی تصور کند؟
پاسخ: کاملاً حق با شماست. بر اساس نگرش فلسفی بنده خودانگاری دیوار به دیوار نیهیلیسم، و نتیجه طبیعی و اجتناب ناپذیر آن چیزی جز تباهی نخواهد بود. خوشحال می شوم نشانه هایی از این خودانگاری را برایم بازگو فرمایید تا بتوانم دقیق تر این بیماری مهلک را در خودم تشخیص دهم. فقط امیدوارم شما با این اصل اولیه در تفکر آشنا باشید که fact با «تفسیر» بسیار متفاوت است. من به عنوان یک انسان حق دارم با بسیاری از تفسیرها در باره شخصیت خودم مخالف باشم اما در مقابل تمام زندگی ام را بر اساس ین اصل قرار داده ام که به حقایق و واقعیت ها وفادار و تسلیم مطلق باشم.
اما نکته ای را که دوست دارم شما و بسیاری دیگر از عزیزان بدان بیندیشید این است که چرا افرادی چون شما نمی توانید خودتان مستقل از فضاهای اجتماعی مهندسی شده بیندیشید و دردها، غمها، پرسش ها و انتقادات تان نیز پژواک فضای ذهنی و اجتماعی مهندسی شده توسط ناتو و سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و تلویزبون ایران اینترنشنال است؟
به امید رهایی ایران عزیز از شرایط بسیار سختی که با آن دست به گریبان است.
با مهر و سپاس
بیژن عبدالکریمی
22 شهریورماه 1404
یادداشت دوم سرکار خانم م. فاطمی:
درود و سپاس استاد
سپاس از وقتی که گذاشتید مثل گذشتهها، هرچند این همه امنیتیکردن نقدها به خودتان، عجیب و غیرقابل درک و مایه تاسف است.
این مواجهه را از هیچ اهل دانش و معرفتی ندیدهام که بابت نقدهایی ساده، مکرر به سرویسهای بیگانه و آمریکا و انگلیس و... ارجاع دهد. اینکه افراد بنا به شهرتشان نقدهای بیشتر و گاه مغرضانه دریافت کنند، امری طبیعیست، ولی تصور کنید ژیژک و چامسکی در مواجهه با ناقدان خود چنین روش ناپسندی را بکار گیرد، چقدر دور است از شخصیت چنین افرادی.
به نظر همین خود نوعی خروج از فکتگرایی مورد اشارهتان، و ورود به عرصه ظن و گمانهای بیمارگونه و مالیخولیایی امنیتی است.
واقعا سرویسهای بیگانه چقدر بدبخت و در عین حال احمق و بیکار باشند که بخواهند در کامنت گروه من و شما نظری بدهند. و یک استاد دانشگاه چرا حتی باید لحظهای چنین گمان باطل و بیهودهای به ذهنش برسد، چه رسد که چنین امری را بارها وبارها تکرار کند.
اینکه یک اهل فکر اینگونه دچار وسواس ذهنی شود، و بسادگی افراد منتقد و مخالفش، ولو مغرضترین و نادانترینشان، را به نیروهای وابسته و سازمانی بیگانه منتسب کند، خود فکتیست از اینکه شما بدرجات قابل توجهی دچار تشابه به مقام رهبری شدهاید که عملا منتقدان را با همین انگها خاموش کرده (مورد تراژیکِ امیر انتظام و حتی خاتمی را بیاد آوریم!) و میکند و صداوسیما را با توجیهات مشابه بدل به سامانه پروپاگاندای یک جناح و نه گفتگوی آزاد جریانهای متکثر سیاسی و عقیدتی و فکری که دل به ایران دارند، کرده است.
وقتی مکرر در شرایط حساس کنونی باشیم و به همه با سوظن نگاه کنیم و بدون فکت افراد را به بیگانه متصل کنیم، و یا حتی برای افراد با کارنامه روشن و دانشگاهی که بخاطر بیان شجاعانه و دلسوزانه افکار زندان رفتهاند، پروندهسازی و جرمتراشی کنیم، بجای آنکه برای آزادیشان طومار امضا کنیم و بیانیه دهیم و نامه بنویسیم، و خود نیز مانعی برای جریان آزاد افکار و پویایی جامعه شویم، عملا خودمان به سقوط و تضعیف کشور کمک کردهایم.
در دل همان اسرائیل و آمریکا، در وسط جنگهاشان، تجمعات ضدجنگ برگزار میشود، یا افراد دانشگاهی و روشنفکر و روزنامهنگار، تندترین نقدها را علیه جنگ یا عالیترین مقامات، آن هم در روزنامهها و رسانههای رسمی، مینویسند و در میتینگها سخنرانی میکنند، یا دادگاه فساد مقامات امتداد مییابد، اما ما با امنیتیکردن هر روزه، دهان افکار مختلف را میبندیم و بسادگی به دشمنان متصلشان میکنیم، از آن ور، از استیضاح افراد متخلف و ناکارآمدی که عامل اصلی وضع موجوند، به اسم شرایط حساس، سر باز میزنیم.
این از یک استاد دانشگاه وارسته و مستقل چون شما که درد استقلال و رهایی از سلطه در هر شکلش دارد، بعید است. نگذارید این ننگها به نام شما در تاریخ ثبت شود.
بهنظرم خود این مواجهه که بارها از شما دیدهام نیازمند تجدیدنظر اساسی و تامل جدی است.
امیدوارم واقعا به نقدها فکر کنید. من دوستدار شما و حتی بالاترین مقامات کشور هستم، ولی این مواجهههای خطا و مشترک، سرجمعش به جای خوشی ختم نمیشود. همان آمریکا و اروپا و... هم بخاطر بسیاری ایستادگیها بر سر حقوق اساسی شهروندان توسط روشنفکران و دانشگاهیان و کنشگران، به نقطه امروز رسیدند، و از فاشیسم و نازیسم گذر کردند، وگرنه اداره کشور به شیوه استالین و لنین و چین کمونیست و مائو، کاری ندارد در نظر اول و بسی سهلتر است.
بحث جنگ با دشمنان فرضی در کانالتان هم بد فهمیده شد و اصلا کانتکست سخنانم را توجه ننمودید. میگویم نقد ناقدان وزین را نیز نشر نمیکنید، بعد یکسره یکسری توجیهگران و حامیان دو آتشه که همهچیز را توطئه و تقطیع و دشمنی و کوری و جهالت و حماقت جلوه میدهند، را نشر میدهید.
اینکه چنین سخن سادهای بد فهمیده میشود، باز بدلیل غلبه نگاه امنیتی و سیاسی در نظر شماست به نظرم.
➖➖➖
🔸سرکار خانم فاطمی!
سلام. این که وضعیت فردی مثل مرا با وضعیت ژیژک یا چامسکی مقایسه می کنید حکایتگر درد عمیقی است که امروز ما با آن روبروییم و آن اینکه روشنفکران و کنشگران ما هیچ درکی از تفاوت شرایط یک کشور خاورمیانه ای با جوامع اروپایی و آمریکایی ندارند. همچنین، ما ایرانیان نه شهروند فرانسه و نروژ هستیم و نه همسایگانمان فرانسه و ایتالیا و سوئیس هستند. ما ایرانیان اگر کنشی احساسی و بدون خودآگاهی تاریخی و فهم درست مناسبات جهانی انجام دهیم، ممکن است به دست خود نتایجی را به بار بیاوریم که تا دههها یا سدهها توان رهایی از آنها را نداشته باشیم.
ما ایرانیان باید متوجه باشیم که آلترناتیو وضع موجود نه آزادی و دموکراسی و رفاه و برق دائمی و اینترنت پرسرعت و برداشته شدن ویزای آمریکا و خزعبلاتی از این قبیل بلکه حضور جیشالعدل و النصره و کومله و پژاک و داعش خراسان و امثالهم در سرتاسر جغرافیای ایران خواهد بود. و این همان نکته ای است که عزیزانی چون شما اصلا بدان توجه نداشته و ندارند.
علاوه بر این، سخنم این نیست که سرویس های امنیتی در خصوص جزئی ترین امور مثل نقد عباراتی از مناظره یک معلم ساده ای مثل من دخالت می کنند لیکن آنها در سطح کلان در جهت منافع خودشان گفتمان سازی و جریان سازی می کنند و روشنفکران و کنشگران سیاسی و اجتماعی و به دنبال آنها توده ها از ین گفتمان سازی ها و جریان سازی ها تأثیر می پذیرند و چه بسیاری از مواقع ناخواسته و گاهاً آگاهانه در زمین آنها بازی می کنند ، هر چند رسانه هایی مثل ایران اینترنشنال و بسیاری از نیروهای تیرانا و بسیاری از آیدی های فیک و بی نام و نشان نیز در این بازی عامدانه و با جهت گیری های خاص خود دخالت می کنند و شدیداً در ساده ترین مباحث دخالت کرده، می کوشند فضای ذهنی جامعه را آلوده و مشوش سازند و این امر ابتدا خودآگاهی ملی ما وسپس امنیت ملی ما را به شدت به خطر می اندازد. به نظر شما آیا این خیلی طبیعی است که از یک مناظره دوساعته رسانه ایران اینترنشنال فقط و فقط و فقط یک کلیپ تقطیع شده 11 ثانیه ای را در صفحه اینستاگرام خود منتشر سازد و سپس این کلیپ تمام فضای مجازی و شبکه ها را پر می کند و همه یک شکل و یک صدا به واگویی یک سخن بپردازند؟ آیا فکر نمی کنید نحوه مواجه شما با مسائل کشورمان بسیار ساده اندیشانه، فانتری و رمانتیک است؟ این که من پیوسته به آپاراتوس نظام سلطه و اتاق فکرهای وابسته به آمریکا و اسرائیل و مزدورانشان در خارج از کشور و داخل کشور ارجاع می دهم حاصل یک ذهن بیمار و نگرش توطئه ای نیست، حاصل شرایط خاص ما در خاورمیانه است؛ و این خیلی ساده اندیشانه است که گمان کنید که قدرت های بزرگ و اسرائیل ما را به حال خود رها می کنند تا خودمان به طور طبیعی زندگی کنیم. این که در جوامع دیگر چه می گذرد بخشی از آن حاصل تبلیغات دروغ این نظام ها و نظام آپاراتوس آنهاست و حوادث غزه این امر را کاملاً آشکار کرد و بخش دیگر آن حاصل شرایط تاریخی آنهاست که با شرایط تاریخی ما متفاوت است. قیاس کردن شرایط تاریخی ما به عنوان یک کشور خاورمیانه ای با کشورهای غربی یا با اسرائیل از خطاهای بزرگ و نابخشودنی بسیاری از روشنفکران و کنشگران ماست.
به امید رهایی ایران از این شرایط بسیار سخت.
بیژن عبدالکریمی
22 شهریورماه 1404
I have university degrees in ancient, medieval and early modern history but search as I may, I cannot find another example of a small, low population state largely devoid of natural resources that has been able to dominate the politics and policies of a much larger great power to the extent that Israel controls many aspects of America’s government, its economy, its education system, its media, and, most of all, its foreign and national security policies. Little Israel commands and the superpower United States obeys, a relationship that has coined the expression “the tail wags the dog.”
من مدارک دانشگاهی در تاریخ باستان، قرون وسطی و اوایل دوران مدرن دارم، اما هرچه جستجو میکنم، نمیتوانم مثال دیگری از یک دولت کوچک و کمجمعیت که عمدتاً فاقد منابع طبیعی باشد پیدا کنم که توانسته باشد بر سیاستها و خطمشیهای یک قدرت بزرگتر تسلط یابد، به میزانی که اسرائیل بسیاری از جنبههای دولت آمریکا، اقتصاد، سیستم آموزشی، رسانهها و مهمتر از همه، سیاستهای خارجی و امنیت ملی آن را کنترل میکند. اسرائیل کوچک دستور میدهد و ابرقدرت ایالات متحده اطاعت میکند، رابطهای که اصطلاح «دم سگ را میچرخاند» را رایج کرده است.
https://t.me/PhilipMGiraldi/147
🔗 Philip Giraldi
https://x.com/philipgiraldi/status/1966566413470179679
https://x.com/philipgiraldi/status/1966566413470179679
در سالهای اخیر، در فضای فکری ـ سیاسی ایران، نوعی همنشینی و همپوشانی میان جریانهای غربستیز و گرایش به روسیه پدیدار شده است. بخشی از مدعیان انقلاب و ارزشها چنین میپندارند که چون ایالات متحده و نظم لیبرال غربی را «دشمن اصلی» میدانند، ناگزیر باید روسیه را بهمنزله متحد طبیعی و حتی «همپیمان تمدنی» خویش بپذیرند. بهتدریج، یک نسبت مصنوعی میان غربستیزی و روسگرایی شکل گرفته است؛ نسبتی که نه ریشه در تاریخ سیاست خارجی ایران دارد و نه پشتوانه نظری و راهبردی متقن.
این رویکرد بهویژه در نزد برخی چهرههای فکری و فرهنگی همچون مهدی نصیری، میرباقری و نادر طالبزاده قابل مشاهده است که در سالهای گذشته با الکساندر دوگین، نظریهپرداز روسی، ارتباط و نزدیکی برقرار کردند. دوگین، با نظریه «اوراسیانیسم» و طرح تصویر نبرد تمدنی شرق با غرب، کوشید روسیه را از یک دولت ملی به جایگاه یک «اتحاد معنوی و تمدنی» ارتقا دهد. برای جریانهای غربستیز در ایران، چنین تصویری بسیار جذاب بود: دشمن مشترک (آمریکا) به معنای همسرنوشتی طبیعی تعبیر شد. در نتیجه، نزدیکی با دوگین و چهرههایی از این دست در تهران، در عمل به تقویت این باور انجامید که روسیه شریک استراتژیک و همپیمان تاریخی و حتی ایدئولوژیک ایران است.
در سوی دیگر، بخشی از انقلابیون سرخورده یا پشیمان قرار دارند که بهتدریج تنها راه نجات را در نزدیکی به غرب دیدهاند. این گروه در نقد جریانهای مخالف خود، برچسب «روسوفیل» را به سلاحی سیاسی بدل کرده و از آن برای حذف و تخطئه رقبای فکری و سیاسی استفاده میکنند. بدینترتیب، معادلهای کاذب ساخته شده است: یا باید به غرب نزدیک شد وگرنه «روسوفیل» هستی؛ یا باید غربستیز بود و در نتیجه روسگرا.
اما هر دو مسیر خطاست. روسیه نه اردوگاه شرقِ جنگ سرد است و نه برادر معنوی ایران؛ روسیه بازیگری مستقل با منافع ملی، اولویتهای امنیتی و محاسبات پیچیده اقتصادی ـ ژئوپولیتیکی است. منطق رفتاری روسیه در سیاست خارجی، بیش و پیش از هر چیز، بر چند محور استوار است:
1.حفظ امنیت پیرامونی: روسیه بیشترین حساسیت را به مرزهای نزدیک خود و بهویژه قفقاز، آسیای مرکزی و اروپای شرقی دارد.
2.کنترل حوزه نفوذ سنتی: مسکو بهطور مداوم میکوشد حضور قدرتهای خارجی را در همسایگی خود محدود کند، خواه این حضور از سوی ناتو در اروپای شرقی باشد یا از سوی ترکیه در قفقاز.
3.توازن در خاورمیانه: در سوریه، سیاست روسیه نه بر همپیمانی ایدئولوژیک با ایران، بلکه بر حفظ یک دولت مرکزی ضعیف اما باثبات برای تضمین منافع نظامی (پایگاه طرطوس) و دیپلماتیک خود استوار بوده است. به همین دلیل، روسیه بارها میان اسد، ایران، اسرائیل و حتی گروههای مخالف او نقش میانجی و موازنهگر ایفا کرده است.
4.اقتصاد و انرژی: روسیه بهویژه پس از جنگ اوکراین، در پی بازاریابی گسترده برای صادرات انرژی و یافتن جایگزینهایی برای غرب بوده است. روابط با کشورهای خلیج فارس یا حتی تماسهای پشتپرده با اسرائیل بخشی از همین محاسبه اقتصادی است.
برداشت غلط در تهران، بهویژه در میان جریانهای «قرارگاهی» که دوگین و چهرههایی شبیه او را جدی گرفتند، این بود که روسیه در هر شرایطی در کنار ایران خواهد ایستاد. اما تجربههای اخیر نشان داد این تصور تا چه اندازه نادرست است. روسیه بارها در برابر فشارهای اسرائیل چشم بر حملات هوایی به مواضع ایران در سوریه بست؛ جبهه النصره و شخص الجولانی نهتنها نابود نشدند، بلکه در سایه نوعی تحمل روسی باقی ماندند. سقوط اسد ـ کابوسی که ایران با همه توان از آن جلوگیری کرد ـ برای روسیه به معنای از دست دادن یک متحد قابل کنترل بود که آن را معامله کرد.
جنگ اخیر اسرائیل علیه ایران نیز همین واقعیت را برجسته کرد: برخلاف انتظار برخی جریانها در تهران، روسیه نه در کنار ایران ایستاد و نه حاضر شد هزینهای واقعی در برابر تلآویو بپردازد. شوک حاصل از این رفتار، نتیجه مستقیم همان سادهسازیهای پیشین بود؛ سادهسازیهایی که از طریق نزدیکی به دوگین و روایتهای «تمدنی» او تقویت شد و در فضای سیاسی ایران دست بالا را پیدا کرد.
👤حسین قتیب
🔗پ. ن ادمین: نشر اینگونه اخبار بهمنزلهی تأیید تمام محتوای آن نیست، بلکه به منظور نمایش گستردگی و پیچیدگی در فضای سیاست بینالملل دارد.
هدایت شده از با نهج البلاغه
بسم الله
🟣تکیه بر نیروی مردمی در مقابل دشمن
وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ، الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَ مَيْلُكَ مَعَهُم (#نامه_53)
عماد دین، جماع مسلمین و قدرت مقابله با دشمن، فقط توده مردم هستند. پس باید میل و گرایش تو به سوی آنها باشد.
سه کلمه نیاز به توضیح دارد؛
🔸«عماد» که همان عمود است (المحیط 1/435): به هرچیزی که چیز دیگری را زنده، ایستاده و پویا نگهمیدارد، میگویند: عمود یا عمادِ آن چیز. مثلا؛ و عَمَدْتُ الشَّيءَ: أي أقَمته... و و عَمُودُ الأُذُنِ: مُعْظَمُها و قِوامُها. و كذلك عَمُودُ الأمْر. و يُقال للرَّئيس: عَمُوْدٌ و عَمِيْدٌ و عِمَادٌ، (المحیط 1/435)
🔸«جِمَاع»: جماع به عنصری میگویند که باید بزرگی او را و نظر او را پذیرفت و به او پناه برد «فلانٌ جِمَاعُ القَوْمِ: أي يأوُوْنَ إليه»؛ و «يُقَالُ: جِمَاعٌ لِبَنِي فُلانٍ، ... إِذا كانُوا يَأْوُونَ إِلَى رَأْيِهِ و سُؤْدُدِه» (المحیط فی اللغة و تاج العروس).
🔸«صِغْو»: به معنای تمایل و گرایش حسی و قالبی به سوی کسی است (التحریر و التنویر ج 7 ص 10)
↪️از مجموع نکات لغوی فوق، به دست میآید که توده مردم سه کارکرد عمده دارند:
1️⃣قوام، پویایی و گرمی بازار دین، به آنها وابسته است (عِمَادُ الدِّينِ).
2️⃣مسلمین باید به قدرت توده مردم پناه ببرند، دیدگاه آنها را بپذیرند و در برابر بزرگی آنان خضوع کنند (جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ).
3️⃣قدرت اصلی مقابله با دشمن، توده مردم است (الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ).
⏹پس حکومت مالک اشتر باید در نهان و آشکار به مردم گرایش و تمایل داشته باشد (فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَ مَيْلُكَ مَعَهُم).
#با_معارف_نهج 334
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
⭕️حمله اسرائیل به قطر باور به حمایت آمریکا از کشورهای خلیج فارس را فرو ریخت/ گاردین
🔹 حمله بیسابقه در دوحه: اسرائیل با یک حمله هوایی رهبران حماس را در قطر هدف قرار داد که منجر به کشته شدن یک افسر قطری هم شد؛ اقدامی که بیسابقه و غیرمنتظره برای دوحه و منطقه بود.
🔹 تزلزل اعتماد به آمریکا: دههها سیاست قطر و دیگر شیخنشینهای خلیج بر این فرض استوار بود که نزدیکی و همکاری با واشنگتن امنیتشان را تضمین میکند؛ اما ناتوانی یا عدم تمایل آمریکا به جلوگیری از این حمله این باور را فرو ریخت.
🔹 واکنش خشمگین قطر: امیر قطر این حمله را «ترور دولتی» و «خیانت» خواند و در مراسم تشییع رسمی کشتهشدگان حضور یافت.
🔹 پیام به کل خلیج فارس: کشورهای همسایه، حتی رقبای پیشین قطر، این حمله را تهدیدی علیه حاکمیت جمعی خود دانسته و به سرعت وارد رایزنیهای دیپلماتیک شدند؛ از جمله برگزاری نشست اضطراری عربی-اسلامی در دوحه.
🔹 پیامدهای ژئوپلیتیک: احتمال سرد شدن روابط اقتصادی و امنیتی با واشنگتن و توقف روند عادیسازی روابط عربها با اسرائیل (مانند پیمان ابراهیم) مطرح است؛ همچنین کاهش همکاریهای تدریجی با درخواستهای آمریکا پیشبینی میشود.
⭕️اتحاد کشورهای خلیج فارس برای پاسخ به حمله اسرائیل به قطر، اما گزینههای محدود پیش رو/ cnn
🔹 ضربه بیسابقه به امنیت خلیج فارس
برای نخستین بار دو قدرت منطقهای مستقیماً یک کشور خلیجی را هدف قرار دادند:
ایران در ماه ژوئن پایگاه هوایی آمریکا در قطر را زد.
اسرائیل این هفته دفتر سیاسی حماس در دوحه را بمباران کرد.
این رویدادها تصویر «جزیره ثبات» بودن خلیج فارس را لرزاند.
🔹 تلاش برای واکنش جمعی عربی – اسلامی
قطر وعده «پاسخ جمعی» داده و در حال رایزنی با همسایگان است. تصمیم نهایی احتمالاً در نشست سران عرب و اسلامی در دوحه اعلام میشود.
🔹 تحرکات دیپلماتیک سریع
محمد بن زاید، رئیس امارات، بلافاصله به دوحه رفت و سپس به بحرین و عمان سفر کرد تا هماهنگی منطقهای را بررسی کند. امارات سفیر اسرائیل را احضار و حمله را «بزدلانه» توصیف کرد.
🔹 گزینههای دیپلماتیک علیه اسرائیل
کاهش سطح روابط امارات با اسرائیل یا محدود کردن مشارکت در «توافق ابراهیم».
پیگیری پروندههای حقوقی علیه اسرائیل در دادگاههای بینالمللی؛ اقدامی که پیشتر کشورهای خلیج بهطور جدی انجام نداده بودند.
🔹 ابعاد امنیتی و نظامی
پیمان دفاعی قدیمی «نیروی سپر جزیره» ممکن است فعال شود؛ از ایجاد فرماندهی واحد و یکپارچهسازی سامانههای دفاع هوایی تا توسعه توان بومی. وابستگی به سلاحهای آمریکایی و تردید نسبت به تضمینهای امنیتی واشنگتن، کشورهای خلیجی را به تنوعبخشی دفاعی سوق میدهد.
🔹 فشار اقتصادی به اسرائیل
کشورهای ثروتمند خلیج میتوانند با استفاده از صندوقهای ثروت ملی خود سرمایهگذاری در شرکتهای مرتبط با اقتصاد اسرائیل را محدود یا تحریم کنند. همچنین ممکن است سرمایهگذاریهای عظیم در اقتصاد آمریکا را بازنگری کنند تا پیام سیاسی به واشنگتن و تلآویو ارسال شود.
🔹 چالش روابط با آمریکا
با وجود نارضایتی از رفتار اسرائیل، امنیت خلیج هنوز بر شراکت دفاعی با آمریکا استوار است؛ شراکتی که طبق سیاست رسمی واشنگتن به حفظ «برتری کیفی نظامی اسرائیل» متعهد است. این موضوع میتواند توان کشورهای عربی برای واکنش سخت را محدود کند.
⭕️اسرائیل در آستانه انزوای بیسابقه؛ از همدلی جهانی تا خشم متحدان/WSJ
🔹 کاهش همدلی جهانی با اسرائیل: پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بسیاری از کشورهای غربی در کنار اسرائیل ایستادند، اما دو سال بعد بهدلیل تلفات گسترده غیرنظامیان و تخریبهای پیدرپی در غزه، افکار عمومی بهشدت علیه تلآویو تغییر کرده است.
🔹 بحران انسانی در غزه: دهها هزار کشته، آوارگی صدها هزار نفر و گسترش گرسنگی و قحطی باعث شده تصاویر ویرانی از طریق شبکههای اجتماعی در سراسر جهان بازتاب گستردهای پیدا کند.
🔹 ضربه دیپلماتیک تازه: حمله اخیر اسرائیل به رهبران سیاسی حماس در قطر—کشوری متحد آمریکا—در حالی انجام شد که این رهبران برای گفتوگو درباره طرح آتشبس آمریکا گرد هم آمده بودند. این اقدام نشان میدهد دولت نتانیاهو در حال حاضر به مذاکره تمایلی ندارد.
🔹 واکنش منفی متحدان: آلمان و بریتانیا حمله را محکوم کردند، کانادا از «بازنگری در روابط» با اسرائیل سخن گفت و حتی دونالد ترامپ نیز آن را «بیفایده» دانست.