I have university degrees in ancient, medieval and early modern history but search as I may, I cannot find another example of a small, low population state largely devoid of natural resources that has been able to dominate the politics and policies of a much larger great power to the extent that Israel controls many aspects of America’s government, its economy, its education system, its media, and, most of all, its foreign and national security policies. Little Israel commands and the superpower United States obeys, a relationship that has coined the expression “the tail wags the dog.”
من مدارک دانشگاهی در تاریخ باستان، قرون وسطی و اوایل دوران مدرن دارم، اما هرچه جستجو میکنم، نمیتوانم مثال دیگری از یک دولت کوچک و کمجمعیت که عمدتاً فاقد منابع طبیعی باشد پیدا کنم که توانسته باشد بر سیاستها و خطمشیهای یک قدرت بزرگتر تسلط یابد، به میزانی که اسرائیل بسیاری از جنبههای دولت آمریکا، اقتصاد، سیستم آموزشی، رسانهها و مهمتر از همه، سیاستهای خارجی و امنیت ملی آن را کنترل میکند. اسرائیل کوچک دستور میدهد و ابرقدرت ایالات متحده اطاعت میکند، رابطهای که اصطلاح «دم سگ را میچرخاند» را رایج کرده است.
https://t.me/PhilipMGiraldi/147
🔗 Philip Giraldi
https://x.com/philipgiraldi/status/1966566413470179679
https://x.com/philipgiraldi/status/1966566413470179679
در سالهای اخیر، در فضای فکری ـ سیاسی ایران، نوعی همنشینی و همپوشانی میان جریانهای غربستیز و گرایش به روسیه پدیدار شده است. بخشی از مدعیان انقلاب و ارزشها چنین میپندارند که چون ایالات متحده و نظم لیبرال غربی را «دشمن اصلی» میدانند، ناگزیر باید روسیه را بهمنزله متحد طبیعی و حتی «همپیمان تمدنی» خویش بپذیرند. بهتدریج، یک نسبت مصنوعی میان غربستیزی و روسگرایی شکل گرفته است؛ نسبتی که نه ریشه در تاریخ سیاست خارجی ایران دارد و نه پشتوانه نظری و راهبردی متقن.
این رویکرد بهویژه در نزد برخی چهرههای فکری و فرهنگی همچون مهدی نصیری، میرباقری و نادر طالبزاده قابل مشاهده است که در سالهای گذشته با الکساندر دوگین، نظریهپرداز روسی، ارتباط و نزدیکی برقرار کردند. دوگین، با نظریه «اوراسیانیسم» و طرح تصویر نبرد تمدنی شرق با غرب، کوشید روسیه را از یک دولت ملی به جایگاه یک «اتحاد معنوی و تمدنی» ارتقا دهد. برای جریانهای غربستیز در ایران، چنین تصویری بسیار جذاب بود: دشمن مشترک (آمریکا) به معنای همسرنوشتی طبیعی تعبیر شد. در نتیجه، نزدیکی با دوگین و چهرههایی از این دست در تهران، در عمل به تقویت این باور انجامید که روسیه شریک استراتژیک و همپیمان تاریخی و حتی ایدئولوژیک ایران است.
در سوی دیگر، بخشی از انقلابیون سرخورده یا پشیمان قرار دارند که بهتدریج تنها راه نجات را در نزدیکی به غرب دیدهاند. این گروه در نقد جریانهای مخالف خود، برچسب «روسوفیل» را به سلاحی سیاسی بدل کرده و از آن برای حذف و تخطئه رقبای فکری و سیاسی استفاده میکنند. بدینترتیب، معادلهای کاذب ساخته شده است: یا باید به غرب نزدیک شد وگرنه «روسوفیل» هستی؛ یا باید غربستیز بود و در نتیجه روسگرا.
اما هر دو مسیر خطاست. روسیه نه اردوگاه شرقِ جنگ سرد است و نه برادر معنوی ایران؛ روسیه بازیگری مستقل با منافع ملی، اولویتهای امنیتی و محاسبات پیچیده اقتصادی ـ ژئوپولیتیکی است. منطق رفتاری روسیه در سیاست خارجی، بیش و پیش از هر چیز، بر چند محور استوار است:
1.حفظ امنیت پیرامونی: روسیه بیشترین حساسیت را به مرزهای نزدیک خود و بهویژه قفقاز، آسیای مرکزی و اروپای شرقی دارد.
2.کنترل حوزه نفوذ سنتی: مسکو بهطور مداوم میکوشد حضور قدرتهای خارجی را در همسایگی خود محدود کند، خواه این حضور از سوی ناتو در اروپای شرقی باشد یا از سوی ترکیه در قفقاز.
3.توازن در خاورمیانه: در سوریه، سیاست روسیه نه بر همپیمانی ایدئولوژیک با ایران، بلکه بر حفظ یک دولت مرکزی ضعیف اما باثبات برای تضمین منافع نظامی (پایگاه طرطوس) و دیپلماتیک خود استوار بوده است. به همین دلیل، روسیه بارها میان اسد، ایران، اسرائیل و حتی گروههای مخالف او نقش میانجی و موازنهگر ایفا کرده است.
4.اقتصاد و انرژی: روسیه بهویژه پس از جنگ اوکراین، در پی بازاریابی گسترده برای صادرات انرژی و یافتن جایگزینهایی برای غرب بوده است. روابط با کشورهای خلیج فارس یا حتی تماسهای پشتپرده با اسرائیل بخشی از همین محاسبه اقتصادی است.
برداشت غلط در تهران، بهویژه در میان جریانهای «قرارگاهی» که دوگین و چهرههایی شبیه او را جدی گرفتند، این بود که روسیه در هر شرایطی در کنار ایران خواهد ایستاد. اما تجربههای اخیر نشان داد این تصور تا چه اندازه نادرست است. روسیه بارها در برابر فشارهای اسرائیل چشم بر حملات هوایی به مواضع ایران در سوریه بست؛ جبهه النصره و شخص الجولانی نهتنها نابود نشدند، بلکه در سایه نوعی تحمل روسی باقی ماندند. سقوط اسد ـ کابوسی که ایران با همه توان از آن جلوگیری کرد ـ برای روسیه به معنای از دست دادن یک متحد قابل کنترل بود که آن را معامله کرد.
جنگ اخیر اسرائیل علیه ایران نیز همین واقعیت را برجسته کرد: برخلاف انتظار برخی جریانها در تهران، روسیه نه در کنار ایران ایستاد و نه حاضر شد هزینهای واقعی در برابر تلآویو بپردازد. شوک حاصل از این رفتار، نتیجه مستقیم همان سادهسازیهای پیشین بود؛ سادهسازیهایی که از طریق نزدیکی به دوگین و روایتهای «تمدنی» او تقویت شد و در فضای سیاسی ایران دست بالا را پیدا کرد.
👤حسین قتیب
🔗پ. ن ادمین: نشر اینگونه اخبار بهمنزلهی تأیید تمام محتوای آن نیست، بلکه به منظور نمایش گستردگی و پیچیدگی در فضای سیاست بینالملل دارد.
هدایت شده از با نهج البلاغه
بسم الله
🟣تکیه بر نیروی مردمی در مقابل دشمن
وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ، الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَ مَيْلُكَ مَعَهُم (#نامه_53)
عماد دین، جماع مسلمین و قدرت مقابله با دشمن، فقط توده مردم هستند. پس باید میل و گرایش تو به سوی آنها باشد.
سه کلمه نیاز به توضیح دارد؛
🔸«عماد» که همان عمود است (المحیط 1/435): به هرچیزی که چیز دیگری را زنده، ایستاده و پویا نگهمیدارد، میگویند: عمود یا عمادِ آن چیز. مثلا؛ و عَمَدْتُ الشَّيءَ: أي أقَمته... و و عَمُودُ الأُذُنِ: مُعْظَمُها و قِوامُها. و كذلك عَمُودُ الأمْر. و يُقال للرَّئيس: عَمُوْدٌ و عَمِيْدٌ و عِمَادٌ، (المحیط 1/435)
🔸«جِمَاع»: جماع به عنصری میگویند که باید بزرگی او را و نظر او را پذیرفت و به او پناه برد «فلانٌ جِمَاعُ القَوْمِ: أي يأوُوْنَ إليه»؛ و «يُقَالُ: جِمَاعٌ لِبَنِي فُلانٍ، ... إِذا كانُوا يَأْوُونَ إِلَى رَأْيِهِ و سُؤْدُدِه» (المحیط فی اللغة و تاج العروس).
🔸«صِغْو»: به معنای تمایل و گرایش حسی و قالبی به سوی کسی است (التحریر و التنویر ج 7 ص 10)
↪️از مجموع نکات لغوی فوق، به دست میآید که توده مردم سه کارکرد عمده دارند:
1️⃣قوام، پویایی و گرمی بازار دین، به آنها وابسته است (عِمَادُ الدِّينِ).
2️⃣مسلمین باید به قدرت توده مردم پناه ببرند، دیدگاه آنها را بپذیرند و در برابر بزرگی آنان خضوع کنند (جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ).
3️⃣قدرت اصلی مقابله با دشمن، توده مردم است (الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ).
⏹پس حکومت مالک اشتر باید در نهان و آشکار به مردم گرایش و تمایل داشته باشد (فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَ مَيْلُكَ مَعَهُم).
#با_معارف_نهج 334
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
⭕️حمله اسرائیل به قطر باور به حمایت آمریکا از کشورهای خلیج فارس را فرو ریخت/ گاردین
🔹 حمله بیسابقه در دوحه: اسرائیل با یک حمله هوایی رهبران حماس را در قطر هدف قرار داد که منجر به کشته شدن یک افسر قطری هم شد؛ اقدامی که بیسابقه و غیرمنتظره برای دوحه و منطقه بود.
🔹 تزلزل اعتماد به آمریکا: دههها سیاست قطر و دیگر شیخنشینهای خلیج بر این فرض استوار بود که نزدیکی و همکاری با واشنگتن امنیتشان را تضمین میکند؛ اما ناتوانی یا عدم تمایل آمریکا به جلوگیری از این حمله این باور را فرو ریخت.
🔹 واکنش خشمگین قطر: امیر قطر این حمله را «ترور دولتی» و «خیانت» خواند و در مراسم تشییع رسمی کشتهشدگان حضور یافت.
🔹 پیام به کل خلیج فارس: کشورهای همسایه، حتی رقبای پیشین قطر، این حمله را تهدیدی علیه حاکمیت جمعی خود دانسته و به سرعت وارد رایزنیهای دیپلماتیک شدند؛ از جمله برگزاری نشست اضطراری عربی-اسلامی در دوحه.
🔹 پیامدهای ژئوپلیتیک: احتمال سرد شدن روابط اقتصادی و امنیتی با واشنگتن و توقف روند عادیسازی روابط عربها با اسرائیل (مانند پیمان ابراهیم) مطرح است؛ همچنین کاهش همکاریهای تدریجی با درخواستهای آمریکا پیشبینی میشود.
⭕️اتحاد کشورهای خلیج فارس برای پاسخ به حمله اسرائیل به قطر، اما گزینههای محدود پیش رو/ cnn
🔹 ضربه بیسابقه به امنیت خلیج فارس
برای نخستین بار دو قدرت منطقهای مستقیماً یک کشور خلیجی را هدف قرار دادند:
ایران در ماه ژوئن پایگاه هوایی آمریکا در قطر را زد.
اسرائیل این هفته دفتر سیاسی حماس در دوحه را بمباران کرد.
این رویدادها تصویر «جزیره ثبات» بودن خلیج فارس را لرزاند.
🔹 تلاش برای واکنش جمعی عربی – اسلامی
قطر وعده «پاسخ جمعی» داده و در حال رایزنی با همسایگان است. تصمیم نهایی احتمالاً در نشست سران عرب و اسلامی در دوحه اعلام میشود.
🔹 تحرکات دیپلماتیک سریع
محمد بن زاید، رئیس امارات، بلافاصله به دوحه رفت و سپس به بحرین و عمان سفر کرد تا هماهنگی منطقهای را بررسی کند. امارات سفیر اسرائیل را احضار و حمله را «بزدلانه» توصیف کرد.
🔹 گزینههای دیپلماتیک علیه اسرائیل
کاهش سطح روابط امارات با اسرائیل یا محدود کردن مشارکت در «توافق ابراهیم».
پیگیری پروندههای حقوقی علیه اسرائیل در دادگاههای بینالمللی؛ اقدامی که پیشتر کشورهای خلیج بهطور جدی انجام نداده بودند.
🔹 ابعاد امنیتی و نظامی
پیمان دفاعی قدیمی «نیروی سپر جزیره» ممکن است فعال شود؛ از ایجاد فرماندهی واحد و یکپارچهسازی سامانههای دفاع هوایی تا توسعه توان بومی. وابستگی به سلاحهای آمریکایی و تردید نسبت به تضمینهای امنیتی واشنگتن، کشورهای خلیجی را به تنوعبخشی دفاعی سوق میدهد.
🔹 فشار اقتصادی به اسرائیل
کشورهای ثروتمند خلیج میتوانند با استفاده از صندوقهای ثروت ملی خود سرمایهگذاری در شرکتهای مرتبط با اقتصاد اسرائیل را محدود یا تحریم کنند. همچنین ممکن است سرمایهگذاریهای عظیم در اقتصاد آمریکا را بازنگری کنند تا پیام سیاسی به واشنگتن و تلآویو ارسال شود.
🔹 چالش روابط با آمریکا
با وجود نارضایتی از رفتار اسرائیل، امنیت خلیج هنوز بر شراکت دفاعی با آمریکا استوار است؛ شراکتی که طبق سیاست رسمی واشنگتن به حفظ «برتری کیفی نظامی اسرائیل» متعهد است. این موضوع میتواند توان کشورهای عربی برای واکنش سخت را محدود کند.
⭕️اسرائیل در آستانه انزوای بیسابقه؛ از همدلی جهانی تا خشم متحدان/WSJ
🔹 کاهش همدلی جهانی با اسرائیل: پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بسیاری از کشورهای غربی در کنار اسرائیل ایستادند، اما دو سال بعد بهدلیل تلفات گسترده غیرنظامیان و تخریبهای پیدرپی در غزه، افکار عمومی بهشدت علیه تلآویو تغییر کرده است.
🔹 بحران انسانی در غزه: دهها هزار کشته، آوارگی صدها هزار نفر و گسترش گرسنگی و قحطی باعث شده تصاویر ویرانی از طریق شبکههای اجتماعی در سراسر جهان بازتاب گستردهای پیدا کند.
🔹 ضربه دیپلماتیک تازه: حمله اخیر اسرائیل به رهبران سیاسی حماس در قطر—کشوری متحد آمریکا—در حالی انجام شد که این رهبران برای گفتوگو درباره طرح آتشبس آمریکا گرد هم آمده بودند. این اقدام نشان میدهد دولت نتانیاهو در حال حاضر به مذاکره تمایلی ندارد.
🔹 واکنش منفی متحدان: آلمان و بریتانیا حمله را محکوم کردند، کانادا از «بازنگری در روابط» با اسرائیل سخن گفت و حتی دونالد ترامپ نیز آن را «بیفایده» دانست.
هدایت شده از هنر جنگ
۰۰:۰۷/ ۲۳ شهریور
ارزیابی راهبردی: توافق با آژانس فعلا فاقد هرگونه بازرسی است و با هدف کنترل برنامه رژیم برای فعال کردن اسنپ بک و افزایش تنش در ایران، به عنوان مقدمه درگیری نظامی انجام شده است. این توافق با مصوبه شورای عالی امنیت ملی و در چارچوب قانون مجلس است.
@dolfiniran
⭕️پرگویی و مسؤولیتناپذیری؛ چرا دولت یک روایت ضعف از کشور ارائه میکند؟
📝 چکیده یادداشت
محمد رستمپور: در سال ۲۰۲۴، شاخص اعتماد ادلمن نشان میدهد بیاعتمادی جهانی به سیاستمداران و رسانهها افزایش یافته و به حدود ۷۰٪ رسیده است. این بیاعتمادی فقط محدود به رسانههای رسمی نیست و شامل پلتفرمهای خصوصی و اینفلوئنسرهای خبری نیز میشود. کشورهای مختلف در مواجهه با این بیاعتمادی تلاش کردهاند شفافیت را افزایش دهند، اما در ایران برخوردی غیراصولی صورت گرفته و مسئولان بیشتر بر نشان دادن مردمیبودن خود تمرکز کردهاند تا اصلاح ارتباط با جامعه. در دولت چهاردهم، بخش زیادی از تعامل با مردم بر دوش رئیسجمهور قرار گرفته که سعی کرده با سادهگویی و صمیمیت، سیاستها را تبیین کند اما این رویکرد، باعث شکلگیری روایتی از ضعف شده است.
دلیل اول شکلگیری این روایت، ناآشنایی دولت با ظرفیتهای متنوع کشور و تمرکزگرایی در تصمیمگیری است. دولت اغلب ایدههای موفق را به همه مناطق تعمیم میدهد بدون توجه به تفاوتهای جغرافیایی و فرهنگی. دومین دلیل، صمیمیتی است که باعث شده مرز میان شخصیت حقیقی و حقوقی مسئولان برداشته شود و بیان ضعفها، به تضعیف اقتدار حکمرانی منجر شود. مردم انتظار دارند نشانههایی از تدبیر و اقتدار ببینند، نه صرفاً گفتاردرمانی و اعتراف به ناکارآمدی.
سومین عامل، اعتقاد به این است که پذیرش ضعفها میتواند اعتماد مردم را جلب کند، اما در عمل، بدون ارائه راهکار روشن، صرف اعتراف به مشکلات فقط به بیاعتمادی و یأس دامن میزند. پیامهایی مانند «اگر راهحلی دارید، جلو بیایید» یا تأکید بر نداشتن هدف خاص در انتخابات، به جای اعتمادسازی، حس رهاشدگی را منتقل میکند. این نوع روایت ضعف، مسئولیتناپذیری را القا میکند و مردم را با این پرسش مواجه میسازد که «شما چه میکنید؟».
بخش دیگری از این رویکرد، زمینهسازی ذهنی جامعه برای پذیرش تغییراتی در اصول سیاسی و فرهنگی است. اظهاراتی مانند «روی گنج خوابیدهایم ولی مشکل آب و برق داریم» یا «توسعه شهرها غلط بوده»، پیامهایی هستند که نهتنها آیندهنگر نیستند، بلکه موجب تشکیک در سیاستهای کلان مثل برنامه هستهای میشوند. این اظهارات پس از تذکر رهبر انقلاب مبنی بر لزوم روایت قوتها به جای ضعفها بیان شد.
رهبر انقلاب تأکید کردند که مسئولان باید راوی تواناییها و پیشرفتها باشند. ایشان با وجود انتقاد از رویکرد ضعفمحور، از سخنان اخیر رئیسجمهور در دیدار با ایشان تمجید کردند. شاید لازم باشد رئیسجمهور و سایر مسئولان همانگونه که در محضر رهبری صحبت میکنند، در مواجهه با عموم مردم نیز رفتار کرده و از تمرکز بر روایت ضعفها پرهیز کنند.
متن کامل را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 vtn.ir/001iw8
⭕️گرفتار در تیررس: تعادل دشوار اردن در مناقشه ایران و اسرائیل / قاهره ریویو
🔹 اقدام دفاعی اردن در رهگیری پهپادها و موشکهای ایران: اردن در جریان حملات تلافیجویانه ایران به اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، بیش از ۳۰ پهپاد و قطعات موشکی را رهگیری کرد. این اقدام که برای حفاظت از حریم هوایی اردن انجام شد، به دلیل استفاده از سامانههای پاتریوت آمریکایی و اطلاعات ناتو، بحثبرانگیز شد و برخی آن را حمایت غیرمستقیم از اسرائیل تلقی کردند.
🔹 تنشهای داخلی و انتقادات مردمی: بسیاری از اردنیها، بهویژه جمعیت فلسطینیتبار (حدود ۷۰ درصد)، این اقدام را به معنای جانبداری از اسرائیل دانستند و معتقد بودند که اردن نباید در مناقشهای که مستقیماً به آن مربوط نیست، دخیل شود. این موضوع باعث ایجاد شکاف میان دولت و مردم شد.
🔹 میراث استعماری و روابط با غرب: اردن که در سال ۱۹۲۱ تحت حمایت بریتانیا تأسیس شد، به دلیل معاهده صلح ۱۹۹۴ با اسرائیل و وابستگی به حمایت نظامی و اقتصادی غرب، در سیاست خارجی خود محتاط عمل میکند. این وابستگی باعث کاهش نفوذ اردن در تصمیمگیریهای منطقهای شده است.
🔹 نقش اردن در اماکن مقدس اورشلیم: اردن از سال ۱۹۲۴ متولی اماکن مقدس اسلامی و مسیحی در اورشلیم است، اما اسرائیل با نقض توافقات، این نقش را تهدید میکند. این موضوع به مشروعیت خاندان هاشمی و جایگاه منطقهای اردن ضربه زده است.
🔹 چالشهای اقتصادی و بحران پناهندگان: اردن با تولید ناخالص داخلی ۱۰۹ میلیارد دلار و میزبانی بیش از یک میلیون پناهنده، با مشکلات اقتصادی و اجتماعی عدیدهای مواجه است. این وضعیت فشارهای داخلی را تشدید کرده و سیاست خارجی اردن را پیچیدهتر میکند.
🔹 روابط پرتنش با ایران: روابط اردن و ایران پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران پرنوسان بوده و تلاشهای اخیر برای بهبود روابط به دلیل تندرویهای تهران و مسائل امنیتی مانند قاچاق از سوریه، موفقیتآمیز نبوده است.
🔹 فشارهای آمریکا و ناتو: اردن به دلیل پایگاههای نظامی آمریکا و ناتو و تعهدات دفاعی، در مناقشات منطقهای مانند ایران و اسرائیل نمیتواند بیطرف بماند. این موضوع با نارضایتی عمومی از اسرائیل بهعنوان تهدید اصلی در تضاد است.
⭕️زمان خداحافظی با هلیکوپترها رسیده است / نشنال اینترست
🔹در اواخر قرن بیستم، حمله هوایی هلیکوپتری به یکی از نمادهای میدان جنگ تبدیل شد. هدف آن ساده اما بلندپروازانه بود: فرود نیروها در عمق خطوط دشمن، اختلال در فرماندهی، قطع مسیرهای تأمین و ایجاد ترس و وحشت.
🔹اما این روش نیازمند تعداد زیادی هلیکوپتر، صدها نیروی نظامی، بیاثر کردن دفاعهای هوایی و هماهنگی دقیق با عملیات زمینی است. این رویکرد همچنین با خطرات بالا و هزینههای زیاد همراه است.
🔹برای انجام یک عملیات کوچک هوایی مانند فرود یک گروه تاکتیکی، به حدود ۲۰ تا ۴۰ هلیکوپتر نیاز است. این عملیات ممکن است حدود ۲۰ تا ۴۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد. همچنین، اگر دفاعهای هوایی دشمن بیاثر نشوند، خطر از دست دادن هلیکوپترها و نیروهای مستقر در آنها به شدت افزایش مییابد.
🔹در مقابل، استفاده از پهپادها برای مینگذاری به عنوان جایگزینی کمهزینه برای اختلال در پشت جبهه دشمن در حال ظهور است. این روش شامل استفاده از پهپادهای کوچک و مینهای تقویتشده است که میتوانند مسیرهای تأمین را متوقف کرده و دشمن را در تنگنا قرار دهند. عملیاتهای پهپادی بسیار ارزانتر از حملات هوایی هستند و هزینه آنها حدود ۳۰ برابر کمتر است.
🔹پهپادها نه تنها در میدان جنگ تأثیرگذارند، بلکه در تأمین لوازم ضروری، تخلیه مجروحان و عملیاتهای شناسایی نیز نقش مهمی ایفا میکنند. استفاده از رباتهای زمینی در کنار پهپادها برای انجام عملیاتهای لجستیکی و مینگذاری نیز در حال افزایش است، که نشاندهنده تغییرات اساسی در شیوههای جنگی مدرن است. در نتیجه، روشهای جدید و ارزانتر به تدریج جایگزین شیوههای سنتی میشوند و جنگ به طرز قابل توجهی متحول میشود.