eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️مسئله اصلی غرب 👤فرهاد قنبری 🔸 رفتار غرب و آمریکا بر اساس منطق سلطه است. آنها هر کشوری که حاضر به بازی در دایره سلطه آنها نباشند را نابود می‌کنند. آمریکا و غرب چه با پرونده هسته‌ای و چه بدون پرونده هسته‌ای تا زمانی که در ایران حکومتی در راس کار است که اجازه ساخت پایگاه نظامی و داشتن سفارت به آمریکا در درون خاکش را نمی‌دهد، پنهانی با اسرائیل بر علیه فلسطین متحد نمی‌شود، انگاره‌های فرهنگی غربی (مانند  ازدواج همجنس‌بازان) را منحط می‌داند، سعی در استقلال امنیتی و نظامی دارد، سعی در بومی‌سازی برخی تکنولوژی‌‌ها به ویژه در حوزه نظامی دارد و از همه مهم‌تر خواهان تامین امنیت منطقه به دست خود بازیگران منطقه‌ای است و موضع علنی ضدآمریکایی دارد، با ایران هیچگونه مصالحه‌ای نخواهد داشت. 🔸 آنکه تصور می‌کرد مسئله غرب با ایران به مسائل نظامی و هسته‌ای محدود می‌شود و با از میان رفتن آن روابط غرب با ایران عادی خواهد شد، دیپلمات و تحلیل‌گر نبود بلکه جاهل پرت از دنیایی بود که در جایگاه نادرست قرار گرفته بود. 🔸 مسئله هسته‌ای ایران برای غرب بزرگترین خط قرمز بود چرا که غرب تصور می‌کرد مهار و نابودی ایرانِ هسته‌ای به مراتب سخت‌تر از ایران غیرهسته‌ای خواهد بود، اما این به معنای این نبود که غرب با ایران ضعیف و غیرهسته‌ای مشکلی ندارد. در واقع مشکل غرب با ایران هسته‌ای این بود که به راحتی امکان شکست و تحریم و نابودی آن فراهم نخواهد شد و به همین دلیل ابتدا سراغ خنثی‌سازی هسته‌ای ایران رفت تا به خیال راحت‌تری سایر پروژه‌های خود علیه ایران را پیش ببرد. 🔸 به این واسطه حتی اگر ایران به دست خود تمام سایتهای هسته‌ایش را نابود می‌کرد و حتی اگر امروز به دست خود تمام موشک‌ها و صنایع موشکی خود را تعطیل کرده و به کل نیروهای نظامی خود را منحل کند، اروپا و آمریکا نه تنها دست از سر ایران برنخواهند داشت بلکه با ابزارهای بیشتری از ابزار اقتصادی و نظامی به جنگ ایران خواهند آمد. 🔸 هر آنکه در جایگاه تصمیم‌گیری کشور قرار داشته و تصوری به غیر از این از آمریکا و اروپا دارد و تصور می‌کند، که خوی سلطه‌گر غرب با ضعیف‌تر شدن ایران نرم‌تر شده یا دلشان برای ایران خواهد سوخت، آدم پرت از دنیایی است که در جایگاه اشتباه قرار گرفته و احتمالا تا زمان تجزیه و جنگ داخلی ایران از خواب بیدار نخواهد شد.
هدایت شده از علیرضا زادبر
چرا رهبر انقلاب کوتاه نمی‌آید؟! کوتاه آمدن در هسته ای به معنای کوتاه آمدن غربی ها در قبال ایران نیست. کوتاه آمدن در هسته ای ایران را در آن چرخه تاریخی عقب افتادگی نگه می‌دارد. همان چرخه معیوب دو سده اخیر که غرب بر ایران مسلط بود. نگاه رهبر از یک فهم تاریخی واقع بینانه می آید. اساس ایده انقلاب اسلامی خارج ساختن ایران از یک کشور وابسته پیرامونی در نظام بین الملل به قدرت مستقل بود. پس از رحلت امام، ایشان چند دهه جریانی را برای آینده کشور هدایت می‌کند که ایران را به یک نقطه ثابت از قدرت برساند. دولت ها فراز و فرود داشتندا اما استراتژی رهبری در تبدیل شدن ایران به قدرت ثابت ماند. اجازه نداد سیاست های مقطعی دولت های مختلف بر این استراتژی غالب شود، نمونه روشن آن تولید قدرت نظامی و منطقه ای بود. او دنبال نقد است و ما نسیه. یعنی چه؟ در واقع رهبر می گوید باید ایران را بطور دائم و همیشگی به سمت قدرت برد ‏و ما قصد داریم در چرخه نسیه و موقت بمانیم. اعتراض ایشان به تیم مذاکره کننده برجام که توافق مدت دار ده ساله را پذیرفتند شاید این باشد که ده سال یعنی باز کشور در حالت نسیه، مُعلق و عدم تعیّن باقی بماند. پس از ده سال به نقطه قبل و شاید بدتر رسیدیم کوتاه آمدن در پرونده هسته ای ایران را به یک کشور مُوقتی و مُعلق تبدیل می سازد که هیچ گاه در روند تاریخی پیشرفت قرار نخواهد گرفت. هسته ای تمام مساله نیست، پس از هسته ای نوبت سایر ابزارهای قدرت و بقای ایران می روند. انسان عاقل و شرافتمند کوتاه نمی آید. سخنرانی یک مهر ایشان را چندبار بخوانید. @Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
شب گذشته برای ششمین بار طی دو سال، ۱۴ عضو شورای امنیت سازمان ملل رای به آتش بس و پایان جنگ غزه دادند و بار دیگر آمریکا وتو کرد، پشت اسرائیل ایستاد! حال همان شورا رای به بازگشت تحریم ها علیه ایران داد! این نظمِ جنگل جهانی دور از عدالت و زورپایه است. کاش ما هم واقع گرا بودیم! غربی ها با اجرای اسنپ بک فراتر از امتیازات و خواسته های غیرقانونی از ایران، میخواهند نظم جهانی مبتنی بر مدل سنتی خود پیش برود و تمام سلطه در اختیار آنان باشد. با وجود غیرقانونی بودن این رای و اجرا اسنپ بک برای اعلام تسلط و حفظ وضع موجود در نظم این "جنگل جهانی" کوتاه نمی آیند. واقع گرایی یعنی تولید قدرت و توسعه رابطه با دیگران. خوش بینی به نظام بین الملل بس است. @Politicalhistory
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
چرا رهبر انقلاب کوتاه نمی‌آید؟! کوتاه آمدن در هسته ای به معنای کوتاه آمدن غربی ها در قبال ایران نی
مسأله‌ی دوسده‌ای ایران؛ مواجهه با عالم جدید مدرن (غرب)، شوکه‌شدن و کشف عقب‌ماندگی تاریخی. لذا مسأله نه «دولت‌سازی» است که یکی از اساتید ما می‌گویند و نه «پیچیدگی» که یکی از دوستان ما می‌گویند. اساساً مسأله، مواجهه با زیست‌جهان و عالم جدیدی است که پیچیدگی یکی از ویژگی‌های آن است. عالمی که سویه‌های الهیاتی، علمی، فلسفی و... دارد. «جهت» و «ترکیب» خاصی دارد. ترکیب خاص، نشان از پیچیدگی دارد. در واقع، با ابعاد درهم‌تنیده‌ای مواجهیم، از ایدئولوژی و اندیشه و فلسفه و علم تا صنعت و تکنولوژی و سبک زندگی، از لایه‌های فکری تا عینی. این عالم جدید، تنها در پیچیدگی و ترکیب، محدود نمی‌شود، این ترکیب، یک وجه عینی و میدانی یافته است. در واقع، غرب، تنها فلسفه و فکر نیست. فکری است که تا عینی‌ترین پدیده‌های عینیت تجلی یافته و حضور دارد. واقعیت را در ذیل و ظلِّ کنترل، نظارت و هدایت خود گرفته است. این عالم، تنها پیچیده و میدانی نیست، که جهت‌دار است. سویه‌های الهیاتی و ایدئولوژیک دارد که در تضاد و تقابل با الهیات شیعی و حکمت و حقیقت عالم و نیز با بوم ایرانِ تمدنی و تاریخی است. وجه استکباری و استعماری غرب هم در ارتباط با همین الهیات که در ابتدا الهیات یهودیت و مسیحیت و سپس تبدیل به الهیات سکولار میشود است. البته وجه استعماری تنها مرتبط با الهیات غرب نیست، که با دیگر ابعاد مانند بعد فلسفی هم ارتباط دارد. افزون بر همه‌ی این خصلت‌ها، مدرنیته مبتنی بر قدرت است. یک نظام قدرت، منطق قدرت، آن را حاکم کرده است. ازاین روی، پادزهر قدرت، قدرت است و راهکاری می‌تواند اسلام، تشیع و ایران را از بحران غرب نجات دهد و به جایگاه حقیقی خویش برساند که هم نظام قدرت را بفهمد و هم با زبان قدرت به نحو مؤثر حرف بزند. امام و رهبری این زبان را فهمیده و با این زبان حرف می‌زنند. یعنی امام مانند یک روان‌شناس، به اصلاح فرد و توسعه‌ی فردی نمی‌پردازد. مانند جامعه‌شناس به بررسی عناصر اجتماعی نمی‌پردازد، بلکه به سراغ عاملیت و فاعلیت در حوزه‌ی کلان یعنی حکومت و در یک کلام، حوزه‌ی قدرت متمرکز می‌شود. جایی که به تصرف در محیط مربوط می‌گردد. هم حوزه‌ی میکروفیزیک قدرت و هم میکروفیزیک قدرت که در ذیل و ظل حوزه‌ی مکروفیزیک است. مواجهه‌ی ما ایرانی‌ها با این عالم، ابتدا در جنگ‌های ایران و روس، بعد تکنولوژیک آن برجسته می‌شود آن هم بیشتر وجه نظامی (تکنولوژی) و سپس بعد فن‌آوریِ آن با دارالفنون، (تکنیک؛ نه دانش که خودمان در حوزه‌ی علمیه مروی (جهان قدیم) داشتیم) و سپس بعد سیاسی آن با مشروطه، و در ادامه، تکاملِ دولت‌سازیِ مدرن با دوران پهلوی... که کماکان آثار آن باقی است. این بحران، ریشه‌ی تمام بحران‌های بعدی ایران تا اکنون ایران است. بحران‌های بعدی به نوعی تحت تأثیرِ ِاین بحران هستند؛ مسأله‌ی هسته‌ای یا جنگ با اسرائیل و... دولت‌سازی، بخشی از حل مسأله و راهکار است. پاسخ جامع، خود انقلاب اسلامی است که دغدغه‌ی تمدن در برابر تمدن دارد، یعنی استحاله و عبور از مدرنیته. عبوری که در آن هم جذب عناصر مثبت مدرن و هم دفع عناصر منفی آن و نیز تولید و تأسیس عناصر بومی، در ترکیبی جدید و مطلوب. این، یعنی فراتر از تکنولوژی، علم، دولت و فرهنگ... پاسخی که با کسب تجارب گذشته، یک پاسخی پخته در مواجهه با این عالم جدید بود. پاسخی که نه یک پاسخ نظری به شبهات نظری، بلکه پاسخی عینی به شبهه‌ی عینی یعنی تمدن غرب بود. مردم ایران، چون در تجربه‌زیسته‌ی خودشون، در تاریخ خودشون، این عقب‌ماندگی رو با پوست و گوشت‌شون لمس کردند (به شرط آگاهی، البته به صورت ناخودآگاه هم تحت تأثیر هستند)، لذا دنبال قدرت و اقتدارند. هرجایی هم نظام با زبان قدرت و اقتدار صحبت کرده، مردم پشت نظام ایستادند. پس چه بسا راه‌کار اصلی که در همه‌ی پرونده‌ها حضور دارد از جمله پیروزی در جنگ، امکان توسعه‌ی کشور، رشد علمی و نقش ایران در نظم جهانی و...، همان «توسعه‌ی قدرت» باشد. البته توسعه‌ی قدرت نه به معنای غربی، که غیر و دیگریِ آن است و در پیوند با دیانت و امر قدسی. بنابراین، قدرت، پیش‌نیاز هرگونه حرکت و تحقق در عینیت است. ایده‌ی «ولایت فقیه» و بسط آن، در واقع همان نظریه‌ی توسعه‌ی قدرت است. اینجاست که اسلام‌گرایی، شیعه‌گرایی و ایران‌گرایی با هم جمع می‌شوند و غرب‌ستیزانه به مصاف غرب می‌روند. البته نه غرب‌ستیزی کور، که خردمندانه و هوشمندانه. اثبات حقانیت این دیدگاه، فقط به صورت نقلی و عقلی اقناع نمی‌آورد. بلکه اثبات از طریق کارآمدی نیز باید مد نظر قرار گیرد. نسبت‌دادن روحیه‌ی غرب‌گرایی و تسلیم‌طلبی، تحمیلی است و غیرواقعی. عمق و دوامی ندارد. از سمت مردمان نابخرد و جاهل است.
هدایت شده از علیرضا زادبر
چرا رفراندوم برگزار نمی‌کنید؟ برخی از نخبگان سیاسی و روشنفکران ما فهم بسیار بسیط و در مواقعی درکی فانتزی از سیاست و حکمرانی دارند و این فهم ناقص خود را به جامعه انتقال می‌دهند. سال‌های پس از آغاز پرونده هسته ای عده ای از همان نخبگان اصرار داشتند در موضوع هسته ای از مردم نظر خواهی شود! آیا انرژی هسته ای با این هزینه میخواهید یا نه! یا در زمینه سیاست خارجی ایران از مردم نظرخواهی شود‌. پشت واژه مردم و مردم‌خواهی مخفی می‌شدند. آن دسته ما را در الگوبرداری به غرب ارجاع می‌دادند که همانند دولت های غربی رفراندوم برگزار کنید!!!!! حال باید این پرسش را طرح نمود چرا غرب برخلاف نظر اکثریت مردم خودش! از سیاست حمایتی از رژیم اسرائیل دست نمی‌کشد؟ چرا یک رفراندوم برگزار نمی‌کنند؟ چرا از اصول سیاست خارجی‌شان کوتاه نمی‌آیند؟ فهم بسیط از سیاست، افراد را به این ادارک فانتزی و رمانتیک از حکمرانی می رساند‌. https://eitaa.com/Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
تصورات فانتزی و رمانتیک از عالم سیاست خانم جوان در آن برنامه: ۴۵ سال مرگ بر اسرائیل گفتید و جنگ شد! ۱. آیا حکومت عصر قاجار مرگ بر انگلیس و مرگ بر روسیه تزاری گفتند که کشور در جنگ جهانی اشغال شد! قبل تر خاک در ترکمنچای از ایران جدا شد!؟ ۲. آیا پهلوی مرگ بر آمریکا و انگلیس میگفت که کشورمان شهریور ۱۳۲۰ با جنگ سقوط کرد!؟ ساده لوحی بی حد و اندازه یک عده با وجود جنگ ۱۲ روزه و جانفدا شدن نزدیک به هزار ایرانی به پایان نمی رسد! دشمنانتان روی ساده لوحی حساب باز می‌کند. در ایران عده ای که حتی به رده بالا دست یافتند از سیاست بین الملل تصورات فانتزی و رمانتیک دارند. حتی جنگ اخیر هم بیدارشان نکرده است که نظام بین الملل فقط یک منطق و زبان دارد و آن قدرت است‌‌. حتی نتیجه بخش بودن مذاکره هم از دل قدرت بیرون می آید! بیدار شوید از این خواب، عالم سیاست و بقای کشورها با این تصورات فانتزی ممکن نخواهد بود به گلدوزی یا بلاگری بپردازید، اصلا بروید عکاسی، فست فودی یا هر شغل آبرومند دیگری، این تصورات برای عالم سیاست خطر است. https://eitaa.com/Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
دیشب آقای دکتر جمله دقیقی گفتند که حلقه گم شده بسیاری در فهم سیاست بین الملل است: در روابط بین الملل پادزهر است! اینکه برخی تصور فانتزی و رمانیک از سیاست بین الملل دارند برخلاف اصل واقع گرایی است که خود غربی ها بعنوان مکتب رایج در نظریات مطرح می‌کنند. این گفتگو را حتما دنبال کنید.
هدایت شده از علیرضا زادبر
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسلحه یا ساز! در روابط بین الملل قدرت پادزهر قدرت است! کسی که بعد از پایان جنگ اخیر می گوید: کاش بجای اسلحه؛ ساز می ساختیم نگاه رمانتیک و فانتزی به قدرت بین الملل دارد! https://eitaa.com/Politicalhistory
هدایت شده از مسعود براتی
| تهدیدپذیری، خطری بزرگ در بزنگاه نظم جدید ✍️ مسعود براتی ▫️ رهبر انقلاب در سخنان مهم خویش در سه‌شنبه شب، همزمان با حضور رئیس جمهور پزشکیان در نیویورک، موضوع بسیار مهم و راهبردی در حوزه سیاست خارجی را تبیین نمودند. ایشان در تبیین دلایل مضر بودن مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی بر پدیده خطرناک «تهدیدپذیری» ایران اسلامی تاکید کردند. 🔶 تهدیدپذیری به معنای آن است که یک کشور در عرصه خارجی و در مواجهه با تهدیدات ناشی از سایر بازیگران، تغییر رفتار داده و برای بهبود وضعیت به امتیازدهی روی آورد. این نشانه‌ای از «تهدیدپذیری» آن کشور خواهد بود. در ادبیات سیاست خارجی مفهوم «تنش‌زدایی» هم‌سنگ تهدیدپذیری است. تنش‌زدایی پس از پایان جنگ یکی از مولفه‌های اصلی شکل‌دهی به سیاست خارجی ایران بوده است. نقطه اوج این سیاست را می‌توان در دولت خاتمی و دولت روحانی مشاهده کرد. 🔷 تنش‌زدایی به این معنا است که اولویت در سیاست خارجی جلوگیری از ایجاد تنش و یا کاهش تنش‌های ایجاد شده است. این سیاست همیشه همراه با ارایه امتیاز به طرف مقابل است. هرچند تنش‌زدایی ظاهری زیبا دارد و کسی موافق تنش نیست و همه دوست دارند وضعیت بدون تنش باشد، اما باید توجه داشت که تنش به عنوان معلول تهدید امری همیشگی در صحنه بین‌الملل بوده و خصوصا کشوری که در نظم کنونی بین‌الملل به دنبال استقلال و پیشرفت باشد، ناگزیر با تنش از سوی قدرت‌های سلطه‌گر مواجه خواهد شد. لذا اگر به دنبال تنش‌زدایی برود وارد یک مسیر بدون انتها خواهد شد. 🔶 تنش‌زدایی یا همان تهدیدپذیری، مسیر بدون انتهایی برای ایران اسلامی است. وقتی ادراک دشمنان از ایران، بازیگری تهدیدپذیر و فراری از مواجهه با تنش باشد، به صورت مستمر به تهدید کردن و تنش‌زایی رو آورده و از این مسیر به دنبال امتیازگیری مستمر خواهند بود. خصوصا با توجه به اینکه تهدید کردن و تنش‌زایی با هزینه بسیار کم صورت گرفته و طبیعی خواهد بود که مورد استقبال دشمن قرار گیرد. در طول ۲۲ سال گذشته که سیاست تنش‌زدایی در برابر دشمنان دنبال شده است، تجربیات متعددی اثبات کننده این حقیقت صورت گرفته است. دشمنان با بدعهدی نسبت به تعهدات خود در برابر ایران، همیشه تنش را حفظ کرده و حاضر به پایان تنش نبوده بودند. پرونده هسته‌ای ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از مهمترین مصادیق این موضوع است. 🔷 این موضوع در زمانی که تحولات اساسی در معادلات قدرت و نظم بین‌الملل در حال رقم خوردن است، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند. بازیگرانی در این مقطع بزنگاهی بهتر می‌توانند منافع ملی خود را تامین کنند و در جایگاه بالاتری قرار بگیرند که به صورت فعال و مستقل بتوانند طراحی بازی و کنش‌گری داشته باشند. برای مثال کشورهای اروپایی به دلیل آنکه نسبت به تهدیدات نشات گرفته از دولت آمریکا، پذیرش جدی دارند، در این لحظات به اجبار رفتارهای دیکته شده از سوی آمریکا را دنبال می‌کنند. چه در موضوع جنگ روسیه و اوکراین و چه در موضوع رقابت با چین، به جای توجه به منافع ملی خود از تصمیم‌های آمریکا که مبتنی بر منافع آمریکا است، تبعیت می‌کنند. 🔶 مسیر درست در سیاست خارجی «تهدیدزدایی» است. این هدف با اتخاذ تصمیم‌های درست در لحظات حساس حاصل می‌شود. در حال حاضر آمریکا با تهدید ایران می‌خواهد ایران را به میز مذاکره بیاورد. اگر ایران مذاکره با آمریکا را بپذیرد، برای آمریکا و سایر بازیگران این ادراک ایجاد و تثبیت می‌شود که ایران با تهدید حاضر به انجام رفتاری مغایر با منافع ملی خود می‌شود. در نتیجه تهدید کردن و تنش‌زایی کردن علیه ایران افزایش می‌یابد. دامنه آن نیز به موضوعات متنوعی نیز گسترش می‌یابد. 🔷 این را به خوبی می‌توان در روابط آمریکا با متحدان خود مشاهده کرد. تا آنجا که نسبت به روابط کشورهای اروپایی با چین نیز مداخله کرده و برای آنها تعیین تکلیف می‌کند. برای آنکه سیاست «تهدیدزدایی» عملیاتی شود ابتدا باید نشان داده شود که ایران برای تامین منافع ملی خود از مواجهه با تنش و تهدید دشمن نمی‌ترسد و حتی در صورت نیاز حاضر به افزایش تنش نیز هست. 🔶 رهبر انقلاب در ابتدای روی کار آمدن ترامپ در سال گذشته به روشنی تاکید کردند که در صورت تهدید، تهدید متقابل و در صورت عمل به تهدید، اقدام متقابل از سوی ایران انجام خواهد شد. این بیان در راستای سیاست تهدیدزدایی بود هرچند عدم انسجام نظری در سطح سیاستمداران ایرانی از اثرات این بیانات کاست. تصریح رهبر انقلاب بر ضررهای مذاکره زیر سایه تهدید، فرصتی است برای تثبیت سیاست تهدیدزدایی در سیاست خارجی کشور که موجب کاهش هزینه‌ها و استفاده بیشتر از فرصت‌ها خواهد شد. ✅ @m_barati1
🔻حاشیه‌ای بر مصاحبه قالیباف ✍️ روح الله شمسی کوشکی 🔺الآن مصاحبه اخیر آقای قالیباف در مورد جنگ ۱۲ روزه را کامل دیدم. قابل توجه بود و ایشان را در این مصاحبه در سیمای یک «بسیجی بی‌ترمز» (در معنای مثبت خودش) دیدم. جالب تر اینکه بعضی از حرف‌ها و انتقاداتی که بچه‌ حزب الهی‌ها به عملکرد جبهه مقاومت در حوادث اخیر داشتند (و از طرف طرفداران و جبهه رسانه‌ای حامی آقای قالیباف محکوم می‌شدند) را اتفاقاً خود قالیباف هم صادقانه و جسورانه به زبان آوردند. 🔻مثلاً ایشان گفت: من اگر بجای حزب‌الله لبنان بودم شدیدتر میجنگیدم و بجای عمق ۵کیلومتری در عمق ۱۰۰ کیلومتری خاک اسرائیل میجنگیدم!! (۵ کیلومتر کجا ۱۰۰ کیلومتر کجا؟!!) 🔻یا در ماجرای سوریه و سقوط بشار، صریح گفت که ما دیر وارد عمل شدیم و اگر زودتر وارد می شدیم وضعیت به اینجا نمی‌کشید! 🔻یا گفتند که در سوریه، اسرائیل اول می ترسید نیروهای ما را بزند، بعد که زد و جواب نگرفت، پایگاه ما را زد و بعد همینطور تا اینکه کار رسید به زدن سفارت ما در سوریه و شهادت فرماندهان! 🔻در مورد جنگ ۱۲ روزه به غافلگیری عملیاتی ما تصریح کرد و حتی اشاره کرد که دشمن در ضربه اول، مغز و چشم ما را از کار انداخت! 🔺یک نکته جالب ولی منفی دیگر اینکه: به نظر می‌رسد که بعد از سخنان اخیر رهبر انقلاب در مذمت مذاکره، بخشی از سخنان جناب آقای قالیباف مبنی بر موافقت او با مذاکره را از مصاحبه حذف کرده‌اند ولی خب ظاهراً یادشان رفته جایی را که مصاحبه‌گر به او می‌گوید: «شما می‌گویید موافق مذاکره هستید!» را هم حذف کنند. 😅 ▪️به هرحال، حذف کرده باشند یا نکرده باشند، اظهارات ناپخته آقای قالیباف مبنی بر «برجام تصمیم نظام بود!» و «هر دولت دیگری هم بود همین راه (برجام) را میرفت!» و «برجام را موفقیت بزرگی میدانم!!» در حافظه سیاسی ما محفوظ و مضبوط است! "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti
🔴 اعترافات قالیباف در قاب موگویی! 🔻منتقدان، تندرو بودند یا واقعیت‌ها را پیش‌بینی کردند؟ ✍️ 🔹در هفته اخیر، گفت‌وگوی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با جواد موگویی در قالب مجموعه «ماجرای جنگ»، بازتابی قابل توجه در فضای رسانه‌ای و سیاسی ایران داشت. این گفت‌وگو در امتداد مصاحبه‌های پیشین موگویی – که با دیپلمات ارشد عباس عراقچی آغاز شد – به نظر می‌رسد برای پاسخ ساختاریافته به جریان منتقدان داخلی نسبت به سیاست‌های نظام و محور مقاومت پس از عملیات «طوفان الاقصى» طراحی شده باشد. 🔸منتقدان این سیاست‌ها بر این باورند که از پاییز ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲)، رویکرد تصمیم‌گیری تهران و متحدان منطقه‌ای آن، به جای تحکیم مواضع تهاجمی، به سوی انفعال و عقب‌نشینی مبتنی بر محاسبه‌گری بیش از حد پیش رفت؛ روندی که به زعم آنان، به رژیم صهیونیستی فرصت داد تا به صورت مرحله‌ای دامنه ضربات خود را از مرزهای راهبردی تا قلب تهران گسترش دهد. 🔹پاسخ رسمی به این انتقادات، عمدتاً بر برچسب‌گذاری سیاسی متمرکز بوده؛ برخی مدافعان وفاق داخلی، به ویژه در اطراف آقایان قالیباف و پزشکیان، زمینه را به دوگانه‌ای «منتقدان بی‌عقل و تندرو» در برابر «مدافعان خردمند نظام» تبدیل کرده‌اند. برادر موگویی هم در ایجاد این دوقطبی غلط، نقش داشت. 🔸موگویی بارها مدعی شد که منتقدان، فرماندهان را ترسو خواندند. این لفظ را بارها و بارها بعد از جنگ استفاده کرد. در حالیکه از بین منتقدین شاخص هیچ کسی این لفظ را به کار نبرده. بله مواضع سیاسی فرماندهان نیروهای مسلح مورد انتقاد گرفت ولی اهانت خیر! با این حال، مرور وقایع نشان می‌دهد بخش مهمی از پیش‌بینی‌های منتقدان، در عمل رخ داده است. 🔻نکته قابل توجه در مصاحبه موگویی با قالیباف این است که رئیس مجلس، ولو با زبانی تعدیل‌شده، به محورهای کلیدی همان نقدها اذعان کرد: 🔹ترجیح اقدام تهاجمی از سوی حزب‌الله در عمق خاک اسرائیل، فراتر از مدل دفاعی ۵ کیلومتری حزب‌الله. 🔸پذیرش تأخیر در ورود به بحران سوریه و تأثیر آن بر تشدید تهدیدات اسرائیل. 🔹تشریح روند تصاعدی حملات اسرائیل، از اهداف بدون حضور ایران تا پایگاه‌ها و در نهایت سفارت ایران در دمشق. 🔸تأکید بر غافلگیری نیروهای مسلح در نوع عملیات؛ در حمله شبانه و ضربه به «مغز و چشم» سامانه دفاعی کشور. 🔻در شرایطی که این مفاهیم پیش‌تر در گفتار مخالفان، مصداق «افراط‌گرایی» دانسته می‌شد، اکنون بیان آن‌ها از زبان یکی از مقامات عالی کشور، شکاف میان روایت رسمی و واقعیت‌های میدانی را برجسته می‌کند. تحلیلگران خارجی، این روند را نشانه‌ای از تنش در الگوی مدیریت بحران جمهوری اسلامی می‌دانند؛ مدلی که میان تمایل به مانور سیاسی و ضرورت اقدام پیش‌دستانه در میدان، گرفتار تعارض‌های ساختاری شده است. "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti