eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
*علی صمدزاده*، پژوهشگر امنیت و روابط بین‌الملل، *ایکس*: ‏به آدرس‌های غلط توجه نکنید! ‏هیچ توافقی در شرایط کنونی میان ایران با اروپا، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و حتی آمریکا، احتمال برخورد نظامی و دور جدیدی از جنگ میان رژیم صهیونیستی با ایران را کاهش نمی‌دهد. راه‌حل آن است، *برای جنگ آماده شوید و بازدارندگی ایران را احیا کنید*.
*سیدمحسن مصطفوی*، دانش‌آموختۀ روابط بین‌الملل،‌ *خبرآنلاین*: دنیای سیاست و روابط بین‌الملل در حال یک شیفت پارادایمی است و دوره چندجانبه‌‌گرایی و اتحاد و اتئلاف‌های بین‌المللی رو به پایان است. آنچه در سال‌های آینده در روابط بین‌الملل قابل پیش‌بینی است، برگشت کشورها به سمت نحلۀ واقع‌گرایی است که بر چهار محور قرار دارد (survive, statism, self-help, security dilemma). *این چهار اصل یعنی بقا، خودیاری، دولت‌گرایی و معمای امنیت، اصول اصلی آیندۀ سیاست جهان خواهند بود.* ‌
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ بسیج دانشکده حقوق دانشگاه علامه: 🔺مهدی مطهرنیا برای مناظره درخواست ۸۰ میلیون تومان پول کرده بو
ظاهراً بناست به زودی مناظره‌ای بین دکتر بازرگان (موازنه‌ی قدرت) و دکتر مطهرنیا (آیین قدرت) برگزار شود. دکتر بازرگان جزو نیروهای گفتمان انقلاب است اما با ادبیات رئالیستی خام. دکتر مطهرنیا، در بین اپوزیسیون‌هایی که این روزها بازار گرمی در فضای مجازی دارند، جزو باسواد‌هاشون محسوب می‌شه نسبت به زیباکلام و نصیری و شهاب الدین حائری. کسی که اهمیت انقلاب، دولت، قدرت و سیاست و رئالیسم رو خوب فهمیده، کتبی که نوشته مؤید حرفهام هست اما این روز‌ها پوپولیست شده و حرف‌های رایگان میزنه. گویی جبرگرا شده و میگه در آیین قدرت باید مقابل قدرت بزرگی چون آمریکا تسلیم شد. میگه اسرائیل دنبال تجزیه ایران نیست و... مطهرنیا یک زمانی جزو تصمیم‌ساز‌های جمهوری اسلامی و گویا آدم هاشمی رفسنجانی بوده. یک زمانی در صدا و سیما حضور پررنگ و سفارشی‌ای داشته اما این روز‌ها از مخالفین نظام شده. به نظرم به این خاطر که: 1.معمولاً کسانی که سمت علوم سیاسی و علوم مدرن میرن، جدا از این‌که اسیر و شیفته‌ی اصطلاحات پرطمطراق و دهن‌پرکن غربی میشن که در عین حال تهی از محتوا یا بدمحتوا است، اما مجذوب تحولات جهانی از جمله عناصر و مولفه‌های قدرت می‌شوند، ابزارهایی مانند هوش مصنوعی که در آینده تعیین‌کننده اند و... و در نهایت نسبت به این تحولات منفعل می‌شوند. از طرفی، کمبودهای داخلی و کم‌فهمی‌های برخی تصمیم‌گیران در این‌باره را می‌بینند و ناامید می‌شوند. به‌خصوص اگر ایمان‌ها ضعیف باشه و به مکانیسم‌های قدرت در عالم اسلامی از جمله نصرت الهی التفات نشه و نسبت به جهت‌داری علم مدرن، غفلت شه و قدرت رو کاملا رئالیستی و ماتریالیستی ببینند. پس مطهرنیا مرعوب و مقهور قدرت قدرت‌های بزرگ است و ناامید است از قدرت جمهوری اسلامی در این جدال و مبارزه. 2.برخی اشکالات اخلاقی که خود ما هم کم و بیش به آن‌ها دچاریم و باید کنترلشون کنیم. گویی این مشکلات اخلاقی موجب شده دستگاه‌های امنیتی و نیروهای گمنام، مانع ارتقاء جایگاه استاد مطهرنیا در دانشگاه شوند و فرصت‌هایی که قبلا به او در مراکز حساس تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری و صداوسیما داده میشد از او سلب شود و این امر، موجب ایجاد کینه و کدورت و گرفتن حس انتقام در او شود. اینجاست که مطهرنیا حرف‌هایی میزند که از باسوادی چون او انتظار نمی‌رود. می‌گوید، تا دلش خنک شود. 3.احیانا برخی بدرفتاری‌ها از انقلابی‌نماها یا کم‌مهری از انقلابی‌ها هم دیده و این هم بی‌تاثیر نبوده باشه. شاید علت فرارش از مناظره با بازرگان و درخواست هشتادمیلیون برای برگزاری مناظره، همین بوده باشه. شاید. شاید چون میداند خیلی از حرف‌هایش عوام‌فریبی است و متقن نیست... چون این‌ حرف‌ها از روی انتقام است... از آن‌جا که ادبیات دکتر بازرگان تنها یک قرائت از نیروهای گفتمان انقلاب است، امید است که دیگر نیروهای مهم و برجسته هم با دکتر مطهرنیا به مناظره بپردازند. مناظره‌ای به دور از حواشی و مطالب زرد حتی الامکان، تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد.
*حمزه غالبی*، دانش‌آموختهٔ علوم سیاسی، *ایکس*: ‏در این چند دهه دکترین «تنش زدایی» هزینهٔ «تنش» با ایران را پایین آورده‌ است. مهم‌ترین اقدام برای حفظ امنیت و صلح پایدار، افزایش هزینهٔ «تنش» با ایران برای خصم است، به میزانی که «زور»مان می‌رسد.
⭕️چرا عراقچی هر چه زد به در بسته خورد؟ - منطق حاکم بر روابط بین الملل، منطق «قدرت»است نه نصیحت و فرستادن پیامهای اخلاقی. آنچه میزان قدرت و چانه زنی بازیگران را مشخص می کند قدرت عینی و ملموس آنهاست نه شعارهایی که به آن علاقه‌مندند. غرب اگر با ظریف پای میز مذاکره می‌نشست به خاطر وجود میدان و قاسم سلیمانی در رهبری میدان بود. (احمقانه‌ترین کاری که در این سالها صورت گرفت و در حد خیانت به ایران ایجاد دوگانه «میدان- دیپلماسی» و در تعارض نشان دادن این دو بود. در حالی دیپلماسی و دیپلمات اگر بتواند به دست بیاورد به واسطه قدرت میدان است و در نبود آن یک بسته پفک هم کف دست دیپلمات نمی‌گذارند) - چیزی که کشورها را ملزم و ترغیب به رعایت توافقنامه های بین المللی می کند، حفظ منافع خود و ترس از قدرت طرف مقابل است. باقی همه شعار است. - روابط بین الملل عرصه منازعه است. هر که قدرت‌اش بیشتر باشد، دست بالاتر را دارد. - واقعیت این است که غرب به درست یا غلط به این نتیجه رسیده است که ایران نسبت به ده سال قبل ضعیف‌تر شده و دست‌اش در میدان خالی است و به واین واسطه دیگر گوش چندانی برای شنیدن سخنان وزیرخارجه ایران نیست. ✍فرهاد قنبری
*کیومرث اشتریان*، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران، *شرق*: *پس از «اسنپ‌بک»، گام بعدی آمریکا و اسرائیل این است که ایران در شمول مادۀ ۴۲ شود تا از این طریق ایران رسماً از سوی شورای امنیت تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌الملل تلقی شود*. بدین‌سان، اسرائیل در پی آن است که نه‌تنها آمریکا بلکه دیگران را نیز به جنگ علیه ایران وادار کند. اگر پیش از این «ابهام هسته‌ای» چنین خطری در پی نداشت، اینک دیگر توسل به افزایش غنی‌سازی یا خروج از NPT گام‌برداشتن در چنین راهی ا‌ست.
🔸آنچه پیداست امریکا در قبال ایران، فراتر از سیاست تجهیز متحدین به دنبال ایجاد نظم نوین در قبال آسیای غربی به اتکای ماشین جنگی نتانیاهو است و با توجه به فرسایش جبهه مقاومت و تغییرات سیاست‌ منطقه‌ای ایران در ماههای گذشته تا آستانه جنگ ۱۲ روزه موقعیت فوق را بهترین زمان جهت تغییرات جغرافیایی در آسیای غربی میبیند. 🔸از همین رو ترامپ نزدیک شدن به پاکستان، ارمنستان و ترکیه را از جهت محاصره جغرافیایی ایران مدنظر دارد. نزدیکی به پاکستان با وجود ایجاد شکاف بین دهلی و واشنگتن و در عین حال فروش بویینگ به اردوغان در آستانه تعارض ترکیه با اسراییل، قبرس و یونان جزئی از سیاست محاصره ایران میباشد که ترامپ با وجود هزینه سنگین در حال اعمال آن است. ادامه این سیاست نیز ممکن است به فشار مضاعف به دولت عراق جهت تقلیل نیروهای متحد ایران و یا سیاست ترور رهبران حشد‌الشعبی با سیاستی شببه به بمباران مقر حماس در دوحه مرتبط باشد. 🔸در سطح کلان او بدنبال محاصره و خفگی جغرافیایی ایران در کنار ائتلاف با اروپا و اسراییل در قبال ایران است و چنانچه پیداست او حتی فراتر از تغییر نظام، فروپاشی جغرافیایی ایران را مدنظر دارد. ✍سیدنیما موسوی
⭕️خروج از NPT با چه هدفی! 🔻‏خروج از NPT بدون ساخت بمب، حمله نظامی ائتلاف غربی و اسرائیل را قطعی می‌کند. اگر قرار است از NPT خارج شد و بمب نساخت، همان مسیر قبلی با شکل و تبعات بدتری تکرار می‌شود. اگر هم قرار است تغییری در دکترین هسته‌ای رخ دهد، فاصله «خروج و اعلام» و «ساخت و آزمایش» نباید آنقدر باشد که فرصت و موجودیت را از بین ببرد. ✍مصطفی نجفی
⭕️اگر خمینی هم بمیرد، خدای خمینی زنده است. فقط چهار روز از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود. رادیو عراق شایعه کرد که صدام، جماران را بمباران کرده و امام کشته شده است. حتی در رسانه‌هایشان گفتند که رژیم ایران بیانیه‌های امام را جعل می‌کند و آیت‌الله بهشتی برای گول‌زدن مردم، صدای امام را تقلید می‌کند. امام مصاحبه رادیوتلویزیونی کرد و گفت: «اگر خمینی هم بمیرد، خدای خمینی زنده است.» دل ملت آرام گرفت... 🔗ایران و خدای ایرانیان بزرگتر از این صف‌آرایی غربی‌هاست. به گونه‌ای رفتار نکنیم که انگار دنیا به پایان رسیده. انفعال و ترس، بسیار خطرناک‌تر از جنگ، ترور و تحریم است. تدبیر و طراحی لازم است.
🗒 تاوان خوش‌خیالی: تحریم، جنگ، باج‌خواهی مهدی جمشیدی ۱. برجام، انتخاب سیاسی جامعۀ ایرانی بود و اینک سال‌هاست که این جامعه، طعم میوه‌های تلخ برجام را می‌چشد. کامش می‌سوزد و ذهنش آشفته می‌شود و در فضای دلسردی، تنفس می‌کند. خودکرده را تدبیر نیست! بعضی انتخاب‌ها، تمام نمی‌شوند و تا مدت‌ها، گریبان‌گیر هستند. جامعۀ ایران، فریب خورد و اغوا شد؛ نه یک‌بار، بلکه چندین بار. آزمود و باز هم آزمود. تجربه‌ها را ندید و کودکانه، تکرار کرد. به انذارها و هشدارها، گوش نداد و لجاجت ورزید. اینک، حاصل همۀ آن ندانم‌کاری‌ها و بیراهه‌روی‌ها پیش روی اوست: تحریم‌هایی که لغو نشدند؛ جنگی که از سایه به در آمد و جان هزار نفر را گرفت و صنعت هسته‌ای را متوقف کرد؛ اقتصادی که از فشار تورم، از رمق افتاده است، و ... . آن انتخاب، انتخاب یک مسیر تاریخی بود که اینک، غلط‌بودنش آشکار شده است؛ اما من همچنان تردید دارم که جامعۀ ایران، به چنین باوری رسیده باشد که خطا کرده و چوب خطایش را می‌خورد. این جامعه، بضاعت عجیبی در خطاکاری و غلتیدن به چرخۀ اشتباهات مهلک دارد. تجربه را دلیل نمی‌شمارد و میلش به مذاکره با غرب، تمامی ندارد. از یک سوراخ، بارها گزیده می‌شود و فریاد برمی‌آورد اما باز هم تکرار می‌کند. هنوز در نسبت خویش با غرب، به خودآگاهی تاریخی دست نیافته و سرگردان و پریشان است. لگد چندبارۀ غرب به ایران، به این معنی است که باید روند باج‌دهی، آغاز شود، اما مسأله این است که باج‌دهی به غرب، هیچ پایانی ندارد. این مسیر، این چرخه، این انتخاب، غلط است، اما جامعۀ ایران، درکی از این حقیقت ندارد. ۲. جامعۀ ایران، ماهیت عالم تجدّد را نمی‌شناسد.‌ ذهنیت این جامعه، ساده‌ساز و ابتدایی است و بی‌درنگ، جابجا می‌شود. با وعده، خام می‌شود و تغییر مسیر می‌دهد. نوسانی و متلاطم است و رو به ثبات و تداوم ندارد. چرخش می‌کند و قرار ندارد. درنیافته و باور نکرده که هزینۀ سازش، بسی بیشتر از چالش است. این‌همه مصائب که بر سر این جامعه فرود آمده، در متن مذاکره بوده و او به چشم خویش دیده که مذاکره، طرحی برای اغواست، اما حریف میل انفعالی‌اش نمی‌شود؛ دچار اعتیاد به مذاکره شده و همۀ داشته‌هایش را می‌دهد تا برای تسکین روانی، مدتی مذاکره مصرف کند و آرامش بیابد. آری، خودش با خودش دشمنی می‌کند. این همان فقدان خودآگاهی تاریخی است. حتی این‌همه هزینه و تجربه و خسارت و عقب‌گرد نیز اتفاق تازه‌ای را رقم نخواهد زد و جامعۀ ایران به واقع‌بینی سوق نخواهد یافت. و تازه، اگر هم تغییر نگرشی رخ بدهد، دوام نخواهد داشت و چندی بعد، باز هم می‌توان طمع مذاکره و سودای سازش را در جامعه برانگیخت؛ و روز از نو و روزی از نو. این وضع تاریخی وخیم ماست که در آن گرفتار شده‌ایم. ۳. اینک برای جمهوری اسلامی، دو عنصر قدرت باقی مانده است: یکی موشک‌هایی که در شهرهای زیرزمینی پنهان کرده است، و دیگری، معانی‌ای که در باطن هستۀ سخت، حیات دارند. این یعنی ترکیب دو سنخ از قدرت. این ترکیب، سرمایۀ مؤثری است برای مقاومت. اولی از نتایج انقلاب است و دومی از بقایای انقلاب. انقلاب، تکنیک آفرید و همچنین توانست غایات خودش را در بدنۀ اجتماعی بیش از ده‌میلیونی امتداد بدهد. با همین اندوخته، می‌توان مقاومت را ممکن و عقلانی دانست. در اینجا، موشک و معنا در کنار هم نشسته‌اند و یک ساختار مستمر پدید آورده‌اند. برای تداوم ساختار، همین کافی است؛ به شرط آن‌که این دو اندوخته، به حراج گذارده نشوند و با آنها کاسب‌کارانه برخورد نشود. در هر جامعه‌ای، بسیارند آنان که سرگرم زندگی شخصی خود هستند و آرمان و‌ تعهد و مسئولیت را نمی‌فهمند. خودبسنده و خودمدار هستند و در تحولات تاریخی، هیچ نقشی بر عهده ندارند. تاریخ و حرکت تکاملی‌اش، وابسته به مخالفت و موافقت اینان نیست. مهم و تاریخ‌ساز، آن لایه‌ای هستند که از خود، پا فراتر نهاده‌اند و ارادۀ ایمانی‌شان، معطوف به امر تمدنی شده است. اقلیت مؤمن تاریخ‌ساز، نیروی پیشران و قوۀ محرکه هستند و به تاریخ، روح و جهت می‌بخشند. خود انقلاب اسلامی نیز حاصل کنشگری عمدۀ اینان بود؛ چنان‌که دفاع مقدس نیز. نظاره‌گران و اهل معیشت روزمره، در زندگی فردی‌شان به زنجیر کشیده شده‌اند و‌ فهمی از خلاقیت‌های تاریخ‌ساز و تمدن‌پرداز ندارند. https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
راهبری امام خمینی (ره) در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ۸ ساله 🔹 دفاع مقدس هشت‌ساله علیه تهاجم نظامی رژیم بعث عراق به ایران که با حمایت شرق و غرب از صدام صورت گرفت، یک برهه سرنوشت‌ساز در تاریخ پس از انقلاب اسلامی و بلکه تمام تاریخ ایران است. جنگی که برای اولین بار پس از دویست سال‌، موجودیت و تمامیت ارضی ایران حفظ شد. 🔹 در تاریخ ایران، از جمله جنگ با عثمانی یا روس‌ها و ... دلاورانی از ایران نیز حضور داشته‌اند؛ معروف‌ترین آنها عباس میرزاست که در جنگ‌های ایران و روسیه حضور داشت و رشادت کرد، اما در تمام این جنگ‌ها بخش‌هایی از ایران جدا شد. 🔹 یکی از پرسش‌های مهم درباره جنگ تحمیلی هشت‌ساله علیه ایران آن است که در این جنگ نیز ایران از نظر تجهیزات و حامیان بین‌المللی کاملا در موضع پایین‌تر قرار داشت و رژیم صدام به نحو کامل از شرق و غرب حمایت‌های سیاسی، نظامی، اطلاعاتی و ... می‌شد. بنابراین چه شد که ایران پس از انقلاب اسلامی نه تنها در این آوردگاه نابرابر شکست نخورد، بلکه آن را با پیروزی سپری کرد؟ 🔹 یکی از مهمترین مولفه‌های متمایزکننده‌ای که همواره درباره آن سخن گفته شده، نقش «رهبری» ایران در دفاع مقدس هشت‌ساله و البته دفاع‌های مقدس پس از آن، از جمله جنگ ۱۲ روزه اخیر است. به نوعی که اگر این مولفه رهبری نبود، شاید این نبردها نیز با شکست‌های عبرت‌آموزی مواجه می‌شد. 🔸 دکتر پرویز امینی، استاد دانشگاه، درباره رهبری امام خمینی(ره) در جنگ هشت‌ساله، ۱۲ مولفه‌ محوری را فهرست کرده و توضیح داده است؛ محورهایی که نشان‌دهنده بکار گیری ترکیبی از استراتژی نظامی، ایدئولوژیک، اخلاقی و مردمی است و به پیروزی ایران در دفع متجاوز بعثی و حفظ موجودیت ایران برای اولین بار بعد از دویست سال، منجر شد. 📝 این محورها را از طریق این لینک http://tn.ai/3408722 بخوانید @TasnimNews
*محمد رستم‌پور*، دانش‌آموختهٔ علوم سیاسی، *ایکس*: ‏اسرائیل از حملهٔ خردادماه آموخته است صرف حملهٔ هوایی نمی‌تواند او را به پیروزی برساند. *جنگ ۱۲روزه ترکیب «جنگ-آشوب» بود و به شکست انجامید. ترکیب «ابتدا آشوب و بعد جنگ» می‌تواند موفقیت بیشتری را برای اسرائیل داشته باشد*؛ چون هر آشوبی اتحاد تحت پرچم را تضعیف می‌کند.