*محمد رستمپور*، دانشآموختهٔ علوم سیاسی، *ایکس*:
اسرائیل از حملهٔ خردادماه آموخته است صرف حملهٔ هوایی نمیتواند او را به پیروزی برساند. *جنگ ۱۲روزه ترکیب «جنگ-آشوب» بود و به شکست انجامید. ترکیب «ابتدا آشوب و بعد جنگ» میتواند موفقیت بیشتری را برای اسرائیل داشته باشد*؛ چون هر آشوبی اتحاد تحت پرچم را تضعیف میکند.
*احمد نادری*، دانشیار جامعهشناسی دانشگاه تهران و نماینده مجلس، *ایکس*:
ترامپ از پیوستن ایران به «توافق ابراهیم» میگوید، این سادهلوحی ناشی از نادیدهگرفتن ماهیت و هویت ایران است.
ایران، صرفا یک دولت در مرزهای جغرافیایی نیست، یک تمدن مقاومت است که مشروعیت خود را از ایستادگی در برابر استیلای باطل میگیرد. در پارادایم هویتی این ملت، اسرائیل نه کشور است، نه دولت، نه حتی مکانی برای شناسایی؛ چنانکه شهید عزیز، سیدحسن نصرالله گفت: ما دولت که هیچ، قریه که هیچ، مزرعه که هیچ، حتی طویلهای بهنام اسرائیل را هم به رسمیت نمیشناسیم.
*توافق ابراهیم محصول منطق سازش و نظم هژمونیک آمریکاست، و ایران در منظومهٔ گفتمانی خود، موجودیت جعلی اسرائیل را بخشی از بحران تمدنی میداند که باید پایان یابد، نه اینکه به رسمیت شناخته شود.*
*کوروش احمدی*، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل، *هممیهن*:
خروج از انپیتی به همراه ادعاها و اتهامات دیگری که اسرائیل و غرب متوجه ایران کردهاند، ترکیب خطرناکی را ایجاد خواهد کرد. رژیم اسرائیل که در پی توسعهطلبی و اعمال هژمونی بر کل منطقه است، خروج ایران از انپیتی را به بهانه جدیدی برای جنگافروزی بیشتر تبدیل خواهد کرد.
این رژیم خواهد کوشید تا این تحول جدید را به یک ابزار اجماعساز دیگر برای پیشبرد سیاستهای تجاوزکارانه تبدیل کند و ازجمله آمریکا را که مایل به اجتناب از بیثباتی در کل منطقه از طریق بیثباتسازی ایران است، برای تجاوز بیشتر با خود همراه کند؛ لذا، نباید شک داشت که *خروج ایران از انپیتی، شرایط را در جهت منافع افراطیون اسرائیل متحول خواهد کرد و اروپا و آمریکا را در جهت فشار اقتصادی و نظامی بیشتر به ایران و روسیه و چین را در جهت انفعال بیشتر سوق خواهد داد.*
*حمیدرضا مقدمفر*، مشاور فرمانده کل سپاه، *تسنیم*:
نیروهای نظامی و امنیتی و دفاعی همگی بهصورت طبیعی در آمادهباش کاملند اما منطق میگوید که *اسرائیل در موقعیت جنگ با ایران نیست و توان حمله ندارد*؛ لذا ادعاها مبنی بر جنگ قریبالوقوع، بیش از هر چیز مصداق عملیات روانی و عملیات رسانهای با هدف تعلیق اقتصاد در ایران است.
*مهدی خراتیان*، رئیس اندیشکدۀ احیای سیاست، *ایکس*:
*دشمن اسنپبک را مکانیزمی برای ایجاد اختلاف و فعالکردن گسلهای اجتماعی ایران و از این طریق زمینهساز جنگ میداند. بگومگوهای بیجا و کاسبی با ترس و گرفتاری مردم جهت ایجاد مشروعیت برای خود، بدترین کاری است که اکنون میتوانید انجام دهید.* اینکه به جای لابی اسرائیل و ایالات متحده که عامل اصلی شکست دیپلماسی بودهاند، انگشت اتهام را به سوی هم گرفته و شکافها را تحریک کنید، اقدامی بهشدت نابخردانه است.
در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام هستیم و تردید نکنید که هر کنشی که برای فحاشی و جریانسازی علیه هم انجام میدهید، تبعات هولناکی در آیندۀ کشور دارد؛ لذا از مهتران و عقلای جریانهای مختلف سیاسی تقاضا دارم که حرارت تعارضات را پایین آورده و فضا را بیش از این تحریک نکنند.
#روحانی #جلیلی #مناظره
🆔@nazm_jahani
*سید محمدکاظم سجادپور*، استاد دانشکدۀ روابط بینالملل وزارت امور خارجه، *اطلاعات*:
سازمان ملل متحد، در بسته قدرتهای بزرگ پیروز بنا شد؛ اما انتظارات از آن سازمان، مخصوصاً با توجه به ادعاهای قدرتهای بزرگ روزبهروز افزایش یافت و *در فقدان یک نظم سلسلهمراتبی همهجانبه و با قابلیت مجازات متجاوزین به حقوق دیگران، فاصلۀ بین «واقعیت قدرتمحور ملل متحد» با «آمال، آرزوها و درخواستهای مشروع ملتها برای اجرای عدالت» رو به فزونی گذاشت* و بیتردید سازمان ملل متحد در این خصوص مخصوصاً با توجه به عملکرد اعضای شورای امنیت در قضیۀ غزه، با کسریهای ساختاری و بحرانهای عمیق انتظارات روبهرو است.
*محمدعلی مهتدی*، عضو پژوهشکدۀ مطالعات استراتژیک خاورمیانه، *اطلاعات*:
زمانی ساموئل هانتینگتون، نظریۀ برخورد تمدنها را مطرح کرد که جنجالی در محافل علمی به راه انداخت و بسیاری از اندیشمندان به او پاسخ گفتند و این نظریه را رد کردند و جمهوری اسلامی نیز در همان زمان در مقابل این نظریه، نظریۀ «گفتوگوی تمدنها» را مطرح کرد که مورد استقبال جهانی قرار گرفت.
*مقصود هانتینگتون جنگ بین تمدن غربی یا مسیحی با تمدن اسلامی بود و خط تماس خونین بین این دو تمدن را در منطقۀ بالکان در قلب اروپا میدانست؛ اما اکنون مشاهده میشود که سردمداران اندیشۀ صهیونیستی و صهیونیستهای مسیحی این اندیشۀ منسوخ را زنده کرده و خط تماس را از منطقۀ بالکان به غرب آسیا بین دین یهود و مذهب شیعه منتقل کردهاند.*
مقصود آنها از «امپراتوری شیعی»، محور مقاومت است: از فلسطین گرفته تا لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران؛ اما واقعیت این است که این محور، هرگز حالت جنگی و تهاجمی نداشته بلکه اصولاً برای مقابله با تجاوزهای رژیم اشغالگر صهیونیستی و مقاومت در برابر اشغال به وجود آمده و بهعبارت دیگر اگر اشغالگری و تجاوز نبود، مقاومتی هم پدید نمیآمد.
*سامی العریان*، مدیر مرکز اسلام و امور جهانی دانشگاه زعیم استانبول، *فرارو*:
نزدیک به دو سال است که اسرائیل بیاعتنا به موازین حقوق بینالملل و بینیاز از دیپلماسی، در سایه حمایت بیقیدوشرط آمریکا، برنامۀ توسعهطلبانه خود را بیپرده دنبال میکند.
در این چارچوب، اسرائیل آزادی عمل نظامی را به کار گرفته، در تضعیف و تجزیه کشورهای همسایه نقشآفرینی کرده و از طریق پرورش روابط پیرامونی و اتکای تاکتیکی به اقلیتها، اکثریتهای عرب و مسلمان منطقه را تضعیف نموده است.
از همین منظر، *تعبیر تام باراک از سایکس–پیکو بهعنوان «خطوط بیمعنا» نه یک اغراق، بلکه بازتابی از منطق هژمونیک اسرائیل است؛ منطقی که در پی سلطه سیاسی، نظامی و سرزمینی یا همان «کنترل برتر» با تکبر و بیپروایی به پیش رانده میشود.*
*اباصالح تقیزاده*، دانشآموختۀ علوم سیاسی، *کرانه*:
اگر پهپاد یا موشکی که در ۱۴سپتامبر۲۰۱۹ به آرامکو اصابت کرد، معادلۀ عربی_آمریکایی امنیت خلیج فارس را به نمایندگی عربستان پایان داد، حملۀ اسرائیل در ۹سپتامبر۲۰۲۵ به دوحه، فکر اخوانی را به نمایندگی ترکیه و قطر به محاق برد؛ لااقل در شرایط فعلی.
امروز نه دیگر دولتی عربی هست که به سایۀ امنیتی آمریکا دلخوش باشد و نه دیگر جایی برای ایدۀ فرهنگی جهان اسلام با ژست میانهرو و بیطرفانه باقی مانده است. دیگر نه آمریکا در ازای پترودلار ، شریک امنیتی مطمئنی است و نه دولتهای عربی و اسلامی میتوانند بدون تصور دشمنیِ اسرائیل، فرصتطلبانه از جهان اسلام و حتی کشورهای اسلامی سخن بگویند.
*این دو راه زندگی در منطقۀ غرب آسیا که روزگاری به عقلانیت توسعهیافتگی و اسلام مسالمتجوی فارغ از تنگناهای تاریخیِ سیاست در منطقه متکی بودند، امروز رنگ باختند و طرفداری جدی ندارند. تنها راهی که بهضرورت باقی مانده، راه سوم یعنی مقاومت است.*
🔸پس از جنگ در اوکراین و ۷ اکتبر، آمریکا و مجموعه غرب تصمیم خود درباره ایران را در یک «بازی بزرگ جهانی» و «پروژه کلان منطقهای» گرفتند. ترور سید حسن نصرالله و سقوط سوریه اسد غرب را مصمم کرد که میتواند این پروژه را پیش ببرد.
البته روند تحولات منطقه ممکن است متناسب به خواست آن ها پیش نرود؛ همه چیز سیال و غیرقابل پیشبینی است.
✍مصطفی نجفی