*مهدی خراتیان*، رئیس اندیشکدۀ احیای سیاست، *ایکس*:
*دشمن اسنپبک را مکانیزمی برای ایجاد اختلاف و فعالکردن گسلهای اجتماعی ایران و از این طریق زمینهساز جنگ میداند. بگومگوهای بیجا و کاسبی با ترس و گرفتاری مردم جهت ایجاد مشروعیت برای خود، بدترین کاری است که اکنون میتوانید انجام دهید.* اینکه به جای لابی اسرائیل و ایالات متحده که عامل اصلی شکست دیپلماسی بودهاند، انگشت اتهام را به سوی هم گرفته و شکافها را تحریک کنید، اقدامی بهشدت نابخردانه است.
در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام هستیم و تردید نکنید که هر کنشی که برای فحاشی و جریانسازی علیه هم انجام میدهید، تبعات هولناکی در آیندۀ کشور دارد؛ لذا از مهتران و عقلای جریانهای مختلف سیاسی تقاضا دارم که حرارت تعارضات را پایین آورده و فضا را بیش از این تحریک نکنند.
#روحانی #جلیلی #مناظره
🆔@nazm_jahani
*سید محمدکاظم سجادپور*، استاد دانشکدۀ روابط بینالملل وزارت امور خارجه، *اطلاعات*:
سازمان ملل متحد، در بسته قدرتهای بزرگ پیروز بنا شد؛ اما انتظارات از آن سازمان، مخصوصاً با توجه به ادعاهای قدرتهای بزرگ روزبهروز افزایش یافت و *در فقدان یک نظم سلسلهمراتبی همهجانبه و با قابلیت مجازات متجاوزین به حقوق دیگران، فاصلۀ بین «واقعیت قدرتمحور ملل متحد» با «آمال، آرزوها و درخواستهای مشروع ملتها برای اجرای عدالت» رو به فزونی گذاشت* و بیتردید سازمان ملل متحد در این خصوص مخصوصاً با توجه به عملکرد اعضای شورای امنیت در قضیۀ غزه، با کسریهای ساختاری و بحرانهای عمیق انتظارات روبهرو است.
*محمدعلی مهتدی*، عضو پژوهشکدۀ مطالعات استراتژیک خاورمیانه، *اطلاعات*:
زمانی ساموئل هانتینگتون، نظریۀ برخورد تمدنها را مطرح کرد که جنجالی در محافل علمی به راه انداخت و بسیاری از اندیشمندان به او پاسخ گفتند و این نظریه را رد کردند و جمهوری اسلامی نیز در همان زمان در مقابل این نظریه، نظریۀ «گفتوگوی تمدنها» را مطرح کرد که مورد استقبال جهانی قرار گرفت.
*مقصود هانتینگتون جنگ بین تمدن غربی یا مسیحی با تمدن اسلامی بود و خط تماس خونین بین این دو تمدن را در منطقۀ بالکان در قلب اروپا میدانست؛ اما اکنون مشاهده میشود که سردمداران اندیشۀ صهیونیستی و صهیونیستهای مسیحی این اندیشۀ منسوخ را زنده کرده و خط تماس را از منطقۀ بالکان به غرب آسیا بین دین یهود و مذهب شیعه منتقل کردهاند.*
مقصود آنها از «امپراتوری شیعی»، محور مقاومت است: از فلسطین گرفته تا لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران؛ اما واقعیت این است که این محور، هرگز حالت جنگی و تهاجمی نداشته بلکه اصولاً برای مقابله با تجاوزهای رژیم اشغالگر صهیونیستی و مقاومت در برابر اشغال به وجود آمده و بهعبارت دیگر اگر اشغالگری و تجاوز نبود، مقاومتی هم پدید نمیآمد.
*سامی العریان*، مدیر مرکز اسلام و امور جهانی دانشگاه زعیم استانبول، *فرارو*:
نزدیک به دو سال است که اسرائیل بیاعتنا به موازین حقوق بینالملل و بینیاز از دیپلماسی، در سایه حمایت بیقیدوشرط آمریکا، برنامۀ توسعهطلبانه خود را بیپرده دنبال میکند.
در این چارچوب، اسرائیل آزادی عمل نظامی را به کار گرفته، در تضعیف و تجزیه کشورهای همسایه نقشآفرینی کرده و از طریق پرورش روابط پیرامونی و اتکای تاکتیکی به اقلیتها، اکثریتهای عرب و مسلمان منطقه را تضعیف نموده است.
از همین منظر، *تعبیر تام باراک از سایکس–پیکو بهعنوان «خطوط بیمعنا» نه یک اغراق، بلکه بازتابی از منطق هژمونیک اسرائیل است؛ منطقی که در پی سلطه سیاسی، نظامی و سرزمینی یا همان «کنترل برتر» با تکبر و بیپروایی به پیش رانده میشود.*
*اباصالح تقیزاده*، دانشآموختۀ علوم سیاسی، *کرانه*:
اگر پهپاد یا موشکی که در ۱۴سپتامبر۲۰۱۹ به آرامکو اصابت کرد، معادلۀ عربی_آمریکایی امنیت خلیج فارس را به نمایندگی عربستان پایان داد، حملۀ اسرائیل در ۹سپتامبر۲۰۲۵ به دوحه، فکر اخوانی را به نمایندگی ترکیه و قطر به محاق برد؛ لااقل در شرایط فعلی.
امروز نه دیگر دولتی عربی هست که به سایۀ امنیتی آمریکا دلخوش باشد و نه دیگر جایی برای ایدۀ فرهنگی جهان اسلام با ژست میانهرو و بیطرفانه باقی مانده است. دیگر نه آمریکا در ازای پترودلار ، شریک امنیتی مطمئنی است و نه دولتهای عربی و اسلامی میتوانند بدون تصور دشمنیِ اسرائیل، فرصتطلبانه از جهان اسلام و حتی کشورهای اسلامی سخن بگویند.
*این دو راه زندگی در منطقۀ غرب آسیا که روزگاری به عقلانیت توسعهیافتگی و اسلام مسالمتجوی فارغ از تنگناهای تاریخیِ سیاست در منطقه متکی بودند، امروز رنگ باختند و طرفداری جدی ندارند. تنها راهی که بهضرورت باقی مانده، راه سوم یعنی مقاومت است.*
🔸پس از جنگ در اوکراین و ۷ اکتبر، آمریکا و مجموعه غرب تصمیم خود درباره ایران را در یک «بازی بزرگ جهانی» و «پروژه کلان منطقهای» گرفتند. ترور سید حسن نصرالله و سقوط سوریه اسد غرب را مصمم کرد که میتواند این پروژه را پیش ببرد.
البته روند تحولات منطقه ممکن است متناسب به خواست آن ها پیش نرود؛ همه چیز سیال و غیرقابل پیشبینی است.
✍مصطفی نجفی
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وزیر جنگ ایالات متحده، هگسث:
"از این لحظه به بعد، تنها مأموریت وزارت جنگ احیا شده، جنگیدن، آماده شدن برای جنگ و آماده شدن برای پیروزی است، پیگیری بیامان و سازشناپذیر در این راستا."
🔗 Mega Geopolitics
https://x.com/MegaGeopolitics/status/1973022188774318102?t=wYN4c2m0U3iIyJPxcTY7zg&s=19
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیت هگست، وزیر جنگ، به ژنرالهای ارشد در کوانتیکو دستور میدهد تا "برای جنگ آماده شوند".
"نه به این دلیل که جنگ میخواهیم. به این دلیل که صلح میخواهیم.
تنها کسانی شایسته صلح هستند که حاضر باشند برای دفاع از آن بجنگند. به همین دلیل است که صلحطلبی اینقدر سادهلوحانه و خطرناک است... یا از مردم و حاکمیت خود محافظت میکنید یا زیردست چیزی یا کسی خواهید بود."
🔗 Megatron
https://x.com/Megatron_ron/status/1973017236576014445?t=291a3gsbD-OEmJ2D-Ccorg&s=19
⭕️تحرکات رژیم واقعیتها و احتمالها
مهدی خانعلیزاده، استاد روابط بینالملل دانشگاه در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت:
🔴 «آیا اسرائیل در حال تدارک یک عملیات نظامی دیگر علیه ایران است؟»
به طور کلی، یک تفاهم نانوشته بینالمللی میان متفکران حوزه روابط بینالملل وجود دارد که معتقد است نظم جهانی در حال تغییر از «تک قطبی» به «چند قطبی» است؛ نظمی که البته همچنان توسط چند قدرت بینالمللی مدیریت میشود. موضوعی که این تفاهم را زیر سایه قرار داده، نحوه انتقال از این نظام به نظام بعدی و چگونگی وضعیت صلح در این فرایند است. «تروریسم»، «خلع سلاح اتمی» و «امنیت انرژی» ازجمله موضوعاتی هستند که در این میان مطرح شدهاند و از برخی کشورها نظیر روسیه، چین و هندوستان نیز به عنوان قدرتهای نوظهور نام برده میشود اما این تحلیلها زمانی قابل اعتنا و اتکا هستند که توسط قدرتهای بزرگ کنونی مدیریت شوند؛ نه اینکه این نظم بینالمللی توسط قدرتهای ضدنظم به چالش کشیده شود.
🔴 اکثر قریب به اتفاق دولتها، رفتارهای خود را با توجه به وقوع این رویداد تنظیم کردهاند. زمینهچینی مسکو برای جنگ اوکراین و طراحی پکن برای طرح بلندپروازانه «ابتکار جاده و کمربند»، ازجمله اقداماتی هستند که نشان از تلاش قدرتهای بزرگ برای ارتقای سطح قدرت خود در دوران گذار و تثبیت آن در نظام بینالملل بعدی دارد؛ چراکه یکی از ویژگیهای مهم دوران گذار نظام بینالملل، بیمعناشدن هنجارهای پیشین – نظیر تمامیت ارضی، امور داخلی واحدهای سیاسی و غیره – است.
🔴 در چنین شرایطی، اسرائیل هم به عنوان بازیگر کلیدی در حفظ و تقویت نظم امنیتی آمریکامحور در غرب آسیا به دنبال ارتقای بازیگری و تأثیرگذاری خود در این منطقه است. با این حال، تحولات سالهای اخیر و پس از امضای پیمان ابراهیم – ازجمله بالا گرفتن اختلافات میان ریاض و واشنگتن – میتواند مؤید این مسئله باشد که علنیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و مشخصشدن رویکرد کشورهای عربی و غیرعربی - به طور خاص ترکیه - نسبت به اسرائیل، موجب همگرایی و پذیرش بیش از پیش محور مقاومت در میان افکار عمومی منطقه غرب آسیا شده است.
🔴 با علنیشدن روابط امارات و بحرین با اسرائیل و آشکارشدن سازش رهبران عرب با تلآویو در پیمان ابراهیم، گروههای مقاومت فلسطینی کاملاً اهمیت رفتار شبکهای را درک کرده و در همین راستا، عملیات «طوفانالاقصی» را طراحی و اجرایی کردند.
🔴 راهبرد اسرائیل در واکنش به هفتم اکتبر، اتخاذ سیاست «بازی با ریسک بالا» بود. اقداماتی که رژیم به صورت همزمان و در کوتاهمدت علیه غزه، لبنان، سوریه، یمن، ایران و حتی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس – نظیر قطر – انجام داد، از منطق «بازیگر عقلایی» تبعیت نمیکند؛ بلکه مبتنی بر راهبرد «مرد دیوانه» یا همان بازی با ریسک بالاست.
🔴 درواقع، تحلیلگرانی که با محاسبات عمومی و تاریخی مبتنی بر منافع ملی به دنبال تحلیل رفتار پیشروی اسرائیل هستند و بر همین مبنا هرگونه اقدام مجدد نظامی اسرائیل علیه تهران را «غیرمنطقی» و به تبع آن، با احتمال کم ارزیابی میکنند، عاملِ مهمِ فوق را نادیده میگیرند.
🔴 دولت رژیم و کابینه بنیامین نتانیاهو، وضعیت کنونی منطقه غرب آسیا را «تهدید هویتی و ماهیتی» ارزیابی میکند و بر همین مبنا، دست به بازی با ریسک بالا زده است.
🔴 موفقیت نسبی اسرائیل در اتخاذ این راهبرد اگرچه در جنگ 12 روزه به دیوار سخت ایران برخورد کرد؛ اما به قدری برای صهیونیستها جذابیت دارد که به دنبال ادامه آن باشند؛ چراکه اگرچه احتمال موفقیت در آن زیاد نیست؛ اما در صورت موفقیت، دستاورد عظیمی نصیب نظم امنیتی آمریکامحور در غرب آسیا میشود که با منطقِ بازی با ریسک بالا همخوانی دارد.
🔴 نگاهی به رویدادهای میدانی هم این گزاره را تقویت میکند که اسرائیل با همراهی عملیاتی ایالات متحده، به دنبال تثبیت برتری استراتژیک خود در مجموعه امنیتی غرب آسیاست.
🔴 با تجربه گرفتن از درسهای واکنش سخت تهران در جنگ قبلی، ذخایر تسلیحاتی رژیم برای نبردهای طولانیتر آماده شده است. برخی تحلیلگران، اقدامات اخیر اسرائیل علیه دوحه و آنکارا را نیز نوعی هشدار به کشورهای منطقه برای فاصله گرفتن از همکاری با تهران در جنگ بعدی ارزیابی کردهاند.
🔴 در چنین شرایطی، ایران هم باید چهارچوبهای کلیشهای رایج در حوزه سیاست خارجی را که مرتبط با دوران پیشین نظام بینالملل است، کنار گذاشته و مسیر تأمین منافع ملی خود را از راه بازی با ریسک بالا فراهم کند. اقدامی که دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی کشورمان برای مدیریت پرونده خلع سلاح مقاومت در لبنان انجام داد، نمونهای از اتخاذ موفقیتآمیز این راهبرد بود که پرونده تضعیف شبکه مقاومت در منطقه را از اولویتهای بیروت خارج کرد.
⭕متن کامل یادداشت
⭕️ضرورت تحول راهبردی
🔹برجام اساسا پروژه مهار، تغییر رفتار و نهایتا هضم تدریجی نظام در هاضمه نظام بین الملل بود. شرطی کردن اقتصاد، گره خوردن امورات کشور به نظامات غربی، از بین بردن تدریجی مولفه های قدرت کشور و نهایتا استحاله نظام از مولفه های پروژه غرب در قالب برجام برای جمهوری اسلامی بود.
🔺اکنون سوال اساسی این است؛ چرا غرب حاضر شد پروژه مهار و تغییر رفتار ایران از طریق برجام را خاتمه دهد؟!
🔹اولین و بدیهی ترین پاسخ که ریشه خیلی از تهاجمات دشمن و عقب نشینی های ماست، همان محاسبه پذیری و پیش بینی پذیر شدن ماست. وقتی حریف می بیند خروج از برجام، تحریم های جدید، نقض های مکرر برجام، حمله نظامی و در آخر فعال کردن مکانیسم ماشه بدون واکنش جدی از سوی ایران مواجه نخواهد شد، چرا ماشه را فعال نکند؟
🔹اما آنچه اساسی تر است و حاکمیت باید به آن توجه کند، تغییر راهبرد کلان غرب نسبت به جمهوری اسلامی است. امری که پس از ۷اکتبر با شدت بیشتری و بصورت علنی پیش رفت. تا جایی که برای اولین بار بعد از انقلاب رژیم صهیونی به نیابت از غرب با حضور آمریکا و حمایت اروپا جنگی بر کشور ما تحمیل کردند.
🔺جنگی تمام عیار نه با هدف نابودی توان هسته ای، جنگی با هدف نابودی و تجزیه ایران و نه حتی صرف جمهوری اسلامی.
🔹معادلات حاکم برنظام بین الملل متحول شده، غرب به دنبال بازطراحی نظمی نوین با مرزهایی جدید در غرب آسیاست. باید ابعاد جنگ را جدی تر و کلان تر دید، مساله تغییرات ژئوپلیتیکی است. غرب در برابر ایران، یکپارچه است و همان حرفی که صدراعظم آلمان در میانه جنگ گفت؛ رژیم جعلی کار کثیف(حمله نظامی به ایران) را بجای ما انجام می دهد.
🔹متناسب با این راهبرد، ما نیز در باید در تمامی سطوح نظامی، اطلاعاتی، دیپلماسی، اقتصادی و...خود بازنگری اساسی کنیم. شیوه جنگیدن باید تغییرات اساسی کند و این تغییرات به سطوح پایین سیستم نیز منتقل شود. تحلیل، تصمیم و اقدام های گذشته منسوخ شده، تداوم مسیر قبلی نتایج جبران ناپذیری درپی خواهد داشت. امیدوارم تحولات دوسال اخیر و دفاع مقدس ۱۲ روزه ما را بیدار کرده باشد...
✍ #علیرضا_فقیهی_راد