eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
📌سخنان خبرساز ترامپ علیه ایران 🔹آنچه ترامپ در مراسم بزرگ یادبود دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس نیروی دریایی آمریکا درباره ایران گفت، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. ترامپ گفت: 🔹همین چند ماه پیش، زیردریایی کلاس اوهایو با موشک‌های هدایت‌شونده، نقشی اساسی در یکی از تماشایی‌ترین شاهکارهای نظامی که جهان تا به حال دیده است، ایفا کرد. نابودی سایت‌های هسته‌ای ایران در عملیات «چکش نیمه‌شب». چطور پیش رفت؟ خیلی خوب، نه؟ 🔹و ما ۳۰ تاماهاوک شلیک کردیم. برای اینکه بدانیم آن نشتی بعد از بمب B2 است. در مورد آن چطور؟ بمب‌های B2، کاری که کردند، آن بال‌های پرنده زیبا، کاری که کردند، به هر هدفی که زدند، زدند. 🔹... و برای احتیاط، ما ۳۰ تاماهاوک از یک زیردریایی شلیک کردیم. هر کدام از آنها هم به هدف خورد. بنابراین، من می‌گویم ایران خیلی هیجان‌زده نبود. آنها قرار بود ظرف یک ماه به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند. 🔹و حالا می‌توانند عملیات را دوباره از نو شروع کنند. اما امیدوارم که این کار را نکنند 🔹چون ما باید به آن هم رسیدگی کنیم اگر این کار را بکنند، به آنها اطلاع می‌دهم که شما می‌خواهید این کار را انجام دهید، اشکالی ندارد. اما ما به آن رسیدگی خواهیم کرد و ما اینقدر منتظر نخواهیم ماند. این کارباید خیلی قبل از آمدن من انجام می‌شد. 🔹می‌دانید که من خلبانان بمب‌افکن‌های B2 را در دفترم، دفتر بیضی شکل معروف، داشتم. آنها را در دو بمب‌افکن B2 داشتم. 🔹آنها به کاخ سفید آمدند و ما درباره آن صحبت کردیم. آنها گفتند، می‌دانید، آقا، به مدت ۲۲ سال، اسلاف ما و ما برای آن حمله آموزش دیدیم. به مدت ۲۲ سال آنها برای از بین بردن پتانسیل هسته‌ای ایران آموزش می‌دیدند. او گفت: "اما فقط وقتی شما آمدید ما این کار را کردیم." و آنها خیلی خوشحال بودند که این کار را انجام دادند. اما آنها ۲۲ سال است که برای آن حمله تمرین می‌کنند، اما هیچ رئیس جمهوری نمی‌خواست این کار را انجام دهد. آنها ظرف یک ماه، احتمالاً ظرف یک ماه یا کمی بعد از آن، به سلاح هسته‌ای دست پیدا می‌کردند و صحبت کردن با آنها بسیار دشوارتر می‌بود."
فرهاد قنبری طوفان‌الاقصی عملیات طوفان الاقصی چنان هزینه‌های سنگین جانی و مالی را به مردم فلسطین تحمیل کرد که حتی عده‌ای را به تشکیک در این عملیات و جاسوس خواندن رهبران عملیات ترغیب کرد اما فارغ از نظرات سست این حامیان خجالتی اسرائیل باید اذعان کرد که این عملیات برای فلسطین دستاوردهای بزرگی به همراه داشت. طوفان‌الاقصی تاثیری عمیق و دیرپا بر روی افکار عمومی جهان که دهه‌ها تحت استعمار رسانه‌های صهیونیستی و غربی قرار داشتند، گذاشت. (و شاید جز با ریخته شدن این خون‌ها، امکان تغییر این موازنه در افکار عمومی جهانی وجود نداشت) طوفان الاقصی باعث شد تا بخشی از جامعه جهانی به ذات اسرائیل و مفهوم واقعی خون‌خواری و نژادپرستی و کودک‌کشی این رژیم متوحش پی ببرد. طوفان الاقصی باعث شد تا متوجه شوند که سنوار و نصرالله و هنیه آن تروریست مرموز و مخوفی که بی‌بی‌سی و قاکس‌نیوزها معرفی می‌کند نبودند و تروریست واقعی با کت و شلوار و کراوات در سنای آمریکا مورد تشویق قرار می‌گیرد. طوفان الاقصی باعث شد تا بخش بزرگی از جامعه جهانی متوجه شود که رسانه غربی هر کسی را که تروریست می‌نامد، لزوما تروریست نیست. طوفان الاقصی و خون‌های زیادی ریخته شد بی‌گناهان باعث شد تا مانیفست حق‌طلبانه و انسانی یحیی سنوار بر زبان و جان و روح آزادیخواهان جهان جاری شده و نتانیاهو در دادگاه‌های خود غرب به جنایتکار جنگی متهم شود. اسرائیل پس از عملیات طوفان الاقصی هر چه در غزه انسانهای غیرنظامی را کشت و هر چه توحش بیشتری از خود نشان داد در عمل نه تنها نتوانست وجه از دست رفته خود را احیاء کرده و شیشه شکسته خود را ترمیم کند، بلکه اعتبار و آبروی بین‌المللی خود را هم از دست داد. در دو سال اخیر اسرائیلی بودن در جهان به مایه ننگ تبدیل شد و هر رویداد بین‌المللی به امکانی برای اعتراض علیه اسراییل بدل گشت. امروز در جهان به غیر از حاکمان کشورهای غربی و اپوزسیون خارج‌نشین حکومت ایران، اسرائیل عملا هیچ حامی و همدلی ندارد و این برای دولتی که اساس وجودش بر اساس خرید ترحم و اشغال جایگاه قربانی حاصل شده بود، بسیار دردناک است. عملیات طوفان الاقصی به مانند سیلی دانش‌آموز دبستانی به صورت ناظم از خودراضی در وسط حیاط مدرسه بود.‌ پس از این ناظم اگر دانش‌آموز را تا حد مرگ هم تنبیه کند، آن‌چه به یاد دانش‌آموزان و سایر عوامل مدرسه خواهد ماند سیلی دانش‌آموز خواهد بود. در این میان تنبیه بیش از حد دانش‌آموز هم نه تنها وجهه ناظم را ترمیم نخواهد کرد بلکه از او تصویری وحشی و غیرانسانی و غیرقابل تحمل‌تر از پیش ارائه خواهد داد. این چیزی است که اسرائیل را بیش از حد متوحش و عصبی کرده است. حاکمان اسرائیل و حامیان آنها می‌دانند که ادامه این روند برای اسرائیل ممکن نیست و در نهایت شرایط را به جایی خواهد رساند که هیچ اسرائیلی در جهان احساس آرامش و امنیت نداشته باشد. اسرائیل در توحش بی‌مانندش برای بقای خود می‌جنگد و به همین دلیل از هیچ جنایتی فروگذار نیست. طوفان الاقصی علارغم هزینه‌های فراوان چهره پنهان و دوروی بسیاری از دولت‌ها و سیاستمداران منطقه‌ای و جهانی را آشکار کرد. طوفان الاقصی برای جهانیان و به ویژه جهان اسلام چهره واقعی دوستان و مدعیان دوستی فلسطین را آشکار کرد.
⭕️امروز سالگرد حادثهٔ بزرگ هفتم اکتبر است — یکی از نقاط عطف بزرگ تاریخ. آن‌ها که توان تحلیل ندارند و خرابی ساختمان و شهادت عزیزان و فرماندهان را به‌معنای شکست می‌دانند، از درک عظمت این واقعه ناتوان‌اند. هفتم اکتبر ابتدا هیمنهٔ اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت؛ هیمنه‌ای که سال‌ها با تبلیغ شکست‌ناپذیری و اشراف اطلاعاتی ساخته بودند، و سپس آن نقاب مظلومیتی را که با تبلیغ و نشر داستان هایی مانند هولوکاست برای خود در جهان ایجاد کرده بودند، از چهرهٔ‌شان برداشت. هفتم اکتبر باعث بیداری وجدان انسان‌ها در سراسر جهان شد. امروز مسئلهٔ فلسطین محدود به ایران یا روز قدس نیست؛ در ملبورن و بارسلون و نیویورک و رم و صدها شهر کوچک و بزرگ دیگر، مردم با پرچم فلسطین شعار «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دهند. چه کسی تا دو–سه سال پیش دیدن چنین صحنه‌هایی  را پیش‌بینی می‌کرد؟ آقا سال‌ها پیش فرمودند: فلسطین کلید رمزآلود فرج است. مقدمهٔ فرج حضرت بقیة‌الله (عج) بیداری انسان‌هاست و امروز با این خون‌های به‌ناحق ریخته‌شده و شهدای بزرگی که در این مسیر جان خود را فدا کرده‌اند، شاهدیم که این بیداری در حال رقم خوردن است. رحمت و رضوان خدا بر شهید بزرگ یحیی السّنوار. رحمت و رضوان خدا بر فرماندهٔ بزرگ محمد ضیف. رحمت و رضوان خدا بر حاج رمضان که لحظه‌ای از فکر فلسطین و نابودی رژیم خبیث غافل نشد. و رحمت و رضوان خدا بر شهید نصرالله و همه مجاهدانی که در این مسیر نورانی به شهادت رسیدند. حسام الدّین براتی
⭕️قرن سیاسی جدید، تغییر نسل رهبران؛ و ایران 📖ابوالفضل فاتح: جهان در آستانه «قرن سیاسی جدیدی» قرار گرفته است و جهان در کشاکش تعیین تکلیف چند ضلعی یا تک قطبی و دو قطبی بودن است از مهمترین تحولات پیش روی، گذار نسلی در رهبران جهان است. می توان تصور نمود که بسیاری از رهبران فعلی ظرف پنج تا ده سال آینده دیگر چه بسا در قدرت نخواهند بود این تغییر تنها یک جابه‌جایی نیست؛ بلکه پایان یک عصر سیاسی و آغاز عصر جدید است که همراه با گذار نسلی در راس و قاعده جوامع، و زوال الگوهای کهنه است قدرت در قرن بیست‌ویکم بر اطلاعات، شبکه و افکار عمومی جهانی و تطبیق و تحول پذیری بنا خواهد شد. از این روست که اتحادیه ی راست افراطی جهان تمرکز خود را بر تملک پلتفرم های جهانی متمرکز کرده اند در قاعده جوامع، نسل تمدن دیجیتال  بر سیاست‌گذاری و صندوق‌های رأی تاثیر کلیدی خواهد داشت. شناسایی فلسطین از سوی برخی دولت‌های اروپایی نه از روی اختیار که نشانه‌ای از این روند و تحمیل افکار عمومی بر آنان است در شرق، طیف وسیعی از جوانان از رهاورد پنجره دیجیتال با تجربه  آزادی و توسعه مواجه شده اند و طبیعتا دیگر به‌سادگی سلطه مطلق این و آن را نمی‌پذیرند و می توانند تغییرات تازه‌ای را در جوامع رقم زنند در کنار این فرصت‌ها، تهدید بزرگی نیز در حال رشد و خودنمایی است: راست افراطی جهانی و ساختارهایی که برای تحقق اهداف آن طراحی شده است راست افراطی، جنبش ارتجاعی جهان مدرن است که اگر بتوانند از راه اندازی جنگ جهانی سوم نیز پرهیز ندارند. در حال بر هم زدن تمام قاعده مندی هایی هستند که غرب ده ها سال مدعی آن بوده و تقریبا دیگر در هیچ چیز در جهان اجماعی وجود ندارد راهبرد رهبران اتحادیه ی راست جهانی، انقیاد و چپاول منابع ملت‌های ضعیف تراست؛ تصور نشود این که آن روز از کانادا و کانال پاناما و سوئز و گرینلند و امروز از ونزوئلا و بگرام می گویند، صرفا یک تعارف و شوخی است. این کلمات بوی تصاحب می دهد، اگر بتوانند دلیلی ندارد جنگ 12 روزه علیه ایران را نیز برای سیطره بر ایران و منابعش و مقدمه ای بر برنامه های بزرگتر ندانیم و چه بسا اگر بتوانند، بخت خود را تکرار کنند و حتی از اشغال ایران نیز ابایی نداشته و ندارند شرق، به ویژه روسیه و چین باید ممنون ایران باشند که در برابر این تهاجم پیچیده ی راست جهانی فرو نریخت. بیراه نگفته ایم که ایران آغاز و دروازه ی ورود به شرق بود در برنامه جهانی راست افراطی و رقابت با شرق، منابع بسیار تعیین کننده اند و سوریه ای ساختن و گماشتن جریانی وابسته چون جولانی از نوع ایرانی اش می تواند هزاران هزار میلیارد منابع ایران را برای برنامه آتی غرب تامین نماید ایران، خود در بستر، معرض و تلاقی موتور تحولات نسلی در هر دو سطح قاعده و رئوس است. اگر ایران می‌خواهد از این گردنه تاریخی عبور کند، نخستین قدم، لزوم اصلاح درونی برای توسعه ی کشور است.  از حاکمیت انتظار می رود، خود را از سیطره ی شیوه های کهنه و نسل غیر منعطف و جامانده ی سیاستمداران فعلی چرخه ی معیوب قدرت رهایی بخشد از نخبگان ایران نیز انتظار می رود در تمام راه حل ها و نسخه های «اصلاح »، «ایرانی بودن»، «مردم بنیاد» بودن و «حفظ تمامیت میهن و مولفه های قدرت و بازدارنده ی آن» اولویت قطعی و تضمین شده باشد. فرق بین پوست اندازی و پوست کندن روشن است. اصلاحات یعنی پوست اندازی مراقبت باشیم رشد جریان‌های همسو با راست افراطی جهانی در داخل، مهلکه ای بزرگ برای ایران و استقلال ایران خواهد بود.  قبلا عرض شد مسئله ی ما در داخل، نقاط ضعف کشور است اما مسئله ی راست جهانی با ایران نقاط قوت کشور است «ما بدبختیم» طراحی راست افراطی برای ایجاد استیصال و خودتحقیری در ملت هاست و این شعار، راه حلی برای خوشبختی نیست در کنار اصلاح درونی، تاب‌آوری و صبر راهبردی برای عبور از گذار جهانی ضروری است.  باید توان ملی را ارتقاء داد و تا تغییر در نسل فعلی رهبران جهان، صبوری و مستوری کرد. نباید اعتماد به نفس بیش از حد و اغوا کننده داشت و البته نباید ایران را دست کم گرفت. بدانیم ایران، حتی بدون حزب الله و حماس و حوثی ها، و حشدالشعبی و ... یک کشور بزرگ  و  ملتی زنده و با ظرفیتی استثنایی است غالب ملت ایران فراتر از بسیاری از سیاستمداران و حکمرانان، بالغ است. در بسیاری از عرصه های ملی که ایرانیان در میانه ی بحران و بلوغ قرار گرفته اند، سمت بلوغ را برگزیده اند و آنجا هم که بحرانی بوده، بیش از بحران بلوغ نبوده است. تاب آوری ملت ایران، از نمونه هایی است که در تاریخ معاصر سابقه ای بر آن نمی شناسیم «قرن سیاسی جدید» می‌تواند برای ایران یک دو راهی تاریخی باشد، اگر این تحولات را به درستی درک کنیم و در مسیر درست آن قرار بگیریم
⭕️ از تل‌آویو تا واشنگتن؛ چگونه جنگ با ایران پایه‌های نظم آمریکایی را لرزاند؟ ‏🔹 مکس بلومنتال (Max Blumenthal)، روزنامه‌نگار و تحلیلگر آمریکایی در گفتگویی پا کستی درباره پیامدهای جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل و بازتاب‌های ژئوپلیتیکی آن بر نظم جهانی سخن گفته است. ‏ این گفت‌وگو تلاش دارد تا درک دقیق‌تری از برداشت بلومنتال نسبت به موقعیت ایران، واکنش ایالات متحده و تأثیر آن بر رقابت واشنگتن و پکن به دست آورد. گفت‌وگو از خلال مشاهدات میدانی او در ایران، تحلیل او از عملکرد محور مقاومت، و نگاهش به راهبردهای نظامی و امپراتوری آمریکا شکل گرفته است. ‏🔹بلومنتال در آغاز با اشاره به سفرش به ایران تصریح می‌کند که ایرانیان از طیف‌های مختلف سیاسی، جنگ اخیر را نوعی «پیروزی فرسایشی» برای ایران می‌دانند و از پایان زودهنگام آن ابراز نارضایتی کرده‌اند. ‏🔹به گفته او، اسرائیل خسارت‌های اقتصادی و زیرساختی گسترده‌تری متحمل شده که سانسور داخلی مانع از افشای کامل آن شده است. او تأکید می‌کند که این جنگ بیش از آنکه به ضرر ایران باشد، توازن راهبردی آمریکا و اسرائیل را برهم زد و ضعف ساختاری «امپراتوری آمریکا» را در درگیری‌های منطقه‌ای آشکار ساخت. ‏🔹او می‌گوید جنگ با ایران نه‌تنها به لحاظ نظامی، بلکه به لحاظ راهبردی و تمدنی برای واشنگتن زیان‌بار بود و نشان داد که ایالات متحده دیگر توان اداره همزمان چند جبهه (خاورمیانه، اوکراین و شرق آسیا) را ندارد. ‏🔹در ادامه، بلومنتال به اختلافات درون دولت ترامپ درباره جنگ با ایران اشاره کرده و می‌گوید جناحی که مخالف حمله به ایران بود، نه از موضع اخلاقی، بلکه از منظر «حفظ ظرفیت نظامی برای مقابله با چین» با این جنگ مخالفت کرد. ‏🔹او با انتقاد از سیاست خارجی واشنگتن، یادآور می‌شود که ایالات متحده با مصرف بخش قابل توجهی از سامانه‌های دفاعی پیشرفته خود در این نبرد، توان دفاع از متحدان آسیایی خود در برابر چین را کاهش داده است. از دید او، این امر به تضعیف طرح‌های جهانی آمریکا و به تأخیر افتادن راهبرد مهار چین انجامیده است. ‏🔹بلومنتال سپس با اشاره به عملیات‌های موسوم به «وعده صادق» (True Promise) از سوی ایران، این حملات را نشانه‌ای از تحول در توانمندی نظامی تهران می‌داند. به تعبیر او، ایران در مراحل نخست این عملیات‌ها، اهداف محدودی را با موشک‌های قدیمی‌تر هدف قرار داد تا سطح درگیری را مدیریت کند، اما در مراحل بعدی با نفوذ به همه لایه‌های سامانه پدافندی اسرائیل و انهدام مراکز حساس مانند مؤسسه وایزمن، برتری تکنولوژیک اسرائیل را به چالش کشید. او این روند را نشانه «تغییر موازنه بازدارندگی» در خاورمیانه می‌خواند. ‏🔹در جمع‌بندی، بلومنتال هشدار می‌دهد که احتمال درگیری مجدد میان ایران و اسرائیل بالا است و این‌بار ابعاد آن به‌مراتب خشونت‌آمیزتر خواهد بود. وی به اقدامات ایران برای شناسایی و پاکسازی شبکه‌های موساد در داخل کشور و اخراج مهاجران افغان اشاره می‌کند و آن را بخشی از جنگ اطلاعاتی می‌داند. ‏🔹او نتیجه می‌گیرد که بسته شدن احتمالی تنگه هرمز می‌تواند اقتصاد جهانی را فلج کند و مسئولیت این بحران بر دوش اسرائیل و در نهایت دولت ترامپ خواهد بود. از نظر بلومنتال، این روند می‌تواند نه‌تنها جایگاه آمریکا را در خاورمیانه، بلکه اعتبار ژئوپلیتیکی آن در برابر چین و سایر قدرت‌های نوظهور را نیز تضعیف کند. ‏‌ youtu.be/DEONEroc4iY?si…⁩ https://www.youtube.com/live/-Q6dmdCiVMQ https://www.tiktok.com/@ccbpeace
⭕️نادیده‌های پاسخ حماس به طرح آمریکا 👤علیرضا حجتی 🔹موافقت مشروط حماس با چهارچوب پیشنهادی طرح ترامپ برای تبادل اسرا و خاتمه جنگ، حتماً آن اتفاقی نیست که مطلوب جنگ‌طلب بزرگ بنیامین نتانیاهو باشد. حالا همه چیز متوجه دولت اشغالگر و کابینه نتانیاهو است. اکنون پرسش اساسی حول این محور می‌چرخد که نتانیاهو می‌تواند یا در موقعیتی قرار دارد که بتواند جنگ را خاتمه دهد؟ 🔹پس از ارائه طرح ۲۱ ماده‌ای ترامپ، بحث‌های گسترده‌ای در مورد اعتبار و اثربخشی طرح رئیس‌جمهور آمریکا که شامل مجموعه‌ای از مضامین درهم تنیده و متناقض بود، در گرفته بود. بررسی ابتکار رئیس‌جمهور آمریکا که احتمالا در هماهنگی با نتانیاهو طراحی شده بود، نیازمند یک اقدام آگاهانه، هوشمندانه و با درک ظرافت‌های موجود میدانی بود. 🔹در حقیقت پاسخ حماس به این طرح یک «بله... اما» است که از یک سو عدم پذیرش کامل خواسته‌های آمریکاست که متضمن تسلیم و خلع‌سلاح مقاومت فلسطینی و تحمیل قیمومیت ترامپ بر مردم فلسطین است و در عین حال موافقت با پارامترهایی است که می‌تواند جنگ را پایان داده و دست نتانیاهو را از بهانه‌جویی برای تداوم جنایت خالی کند.   🔹در چنین چهارچوبی، حماس با آزمونی دشوار روبه‌رو بود و شاید در نگاهی بدبینانه در موقعیتی نامطلوب قرار داشت. این جنبش نمی‌توانست با پذیرش حداکثری طرح ترامپ از حقوق ملی مردم فلسطین و سرنوشت آرمان مشروع فلسطین دست بکشد. در سوی دیگر ماجرا، حماس اگر این طرح را به طور کامل رد می‌کرد- به نظر می‌رسد فرض ترامپ و نتانیاهو بر این امر بوده است- باعث شکل‌گیری یک عملیات سنگین و بازی مقصرنمایی علیه حماس شده و موجب فضا دادن به گسترش استراتژی منطقه‌ای ترامپ می‌شد. 🔹در این شرایط پیچیده و دشوار، موضع و واکنش حماس به طرح ترامپ از نظر سیاسی شاید حتی درخشان بود و با دقت بسیار بالایی به مسائل پرداخته است: ۱- حماس از تلاش‌های کشورهای عربی-اسلامی و ترامپ برای توقف جنگ قدردانی کرد. ۲-حماس بین آنچه که به عنوان یک جنبش در اختیار دارد و قدرت تصمیم‌گیری در مورد آن را دارد و آنچه که مردم فلسطین به عنوان حقوق ملی دارند، تمایز قائل شد. ۳-حماس بر انتقال اداره نوار غزه به یک نهاد مستقل فلسطینی، بر اساس اجماع ملی قبلی که از طریق اجلاس سران عرب در قاهره در مارس ۲۰۲۵ مورد قرار گرفت، تأکید کرد. این گامی هوشمندانه است که از قیمومیت بین‌المللی عبور کرده و با درگیر کردن کشورهای عربی، آنها را مستقیماً مسئول حمایت از مردم فلسطین و نوار غزه در روز بعد از جنگ کرده است. ۴-این جنبش تمام مسائل ملی مندرج در طرح ترامپ مربوط به آینده نوار غزه و حقوق مردم فلسطین را به یک چهارچوب ملی جامع فلسطینی که حماس هم بخشی از آن خواهد بود، ارجاع داده تا این مسائل، مانند حفظ رابطه ارگانیک بین کرانه باختری و نوار غزه، حق تعیین سرنوشت و سلاح‌های مقاومت، در ارتباط با صلاحیت قضایی دولت فلسطین مورد بحث قرار گیرد. 🔹به این ترتیب، حماس با طرح آمریکا به طور مثبت و مسئولانه برخورد کرد. پاسخ مقاومت فلسطین هم به ترامپ دستاورد شخصی مورد نظرش را در سودای صلح نوبل می‌دهد؛ هم چهارچوبی برای آتش‌بس ایجاد می‌کند‌. ضمن اینکه همه نیروهای ملی فلسطین و کشورهای عربی و اسلامی را برای به عهده گرفتن مسئولیت تاریخی خود درگیر خواهد کرد.   🔹در نهایت حماس، توپ را در زمین نتانیاهو انداخت و او را در تنگنا قرار داد. هر اقدام نتانیاهو در تداوم جنگ، مشروعیت بین‌المللی به حماس و دفاع متقابل آنها می‌بخشد و فشارهای بین‌المللی را بر تل‌آویو تشدید خواهد کرد. جدای از این نتانیاهو در جبهه داخلی هم باید وزرای افراطی چون ایتامار بن گویر و اسموتریچ که به چیزی جز اشغال کامل و ضمیمه کردن غزه راضی نیستند را برای پایان جنگ و خروج از غزه متقاعد کند که بدیهی است با مخالفت آشکار آنها مواجه و کابینه بار دیگر می‌تواند در معرض فروپاشی قرار بگیرد. 🔹انتظار می‌رود نتانیاهو، طبق معمول، کارزار شدیدی در کاخ سفید، کنگره و از طریق لابی‌های صهیونیستی راه‌اندازی کند تا مانع از توقف جنگ شود. تا این لحظه، حماس توانسته فشار شدید روی خود را به تل‌آویو منتقل کند. 🔹اما آنچه اهمیت دارد و تصویر نهایی را شکل می‌دهد، تحولات در میدان است. سال گذشته هم پس از آتش‌بس ۵۰ روزه، نتانیاهو، توافقات حاصل شده را زیرپا گذاشت و جنگ را از سر گرفت. تا اینجا و در کارزار دیپلماسی، حماس توانسته شیطان را به دام انداخته است. https://irannewspaper.ir/8851/1/135842
شهید یحیی سنوار: آیا جهان از ما انتظار دارد که قربانیانی خوش‌رفتار باشیم، در حالی ‌که کشته می‌شویم؟!
📖دلایل ضعف خاطرات هاشمی رفسنجانی - ویرایش غیرعلمی: اعضای خانواده و شخص نگارنده ویراستار خاطرات او هستند. از آنجایی که خاطرات وی در زمان حیات و استقرار حکومت منتشر شده است، سانسور شدید دارد. - کیش شخصیت نگارنده: موقعیت بالای سیاسی نویسنده موجب شده است که وی بخش قابل توجهی از خاطرات خود را به تعریف و تمجیدهای متملقانهٔ زید و عمرو از خود اختصاص دهد که فاقد ارزش تاریخی است. - مصلحت نظام: آنچه در ویرایش نهایی خاطرات منتشر شده مدنظر است، مصلحت نظام است نه لزوماً بازگویی صرف رخدادهای تاریخی. ⚠️نکات احتیاطی: - خاطرات منتشرنشده: تغییر موقعیت سیاسی نگارنده در طول حیات سیاسی وی، قطعاً سبک نگارش را تغییر داده، و موارد فاش‌گویی او را افزایش می‌دهد که محتمل است در خاطرات سال‌های منتشرنشده‌ نمود داشته باشد.
هدایت شده از علیرضا زادبر
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخن دقیق و عالمانه را از متخصص باید شنید استاد دهقانی فیروز آبادی @Politicalhistory
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سخن دقیق و عالمانه را از متخصص باید شنید استاد دهقانی فیروز آبادی @Politicalhistory
بله، منطق ایجاد آيت‌الله خامنه‌ای و حضور نیروهای نظامی در سوریه، لبنان و عراق و... خطا نبود. خطای واقعی، فهم رمانتیک از نظام آنارشیک بین‌الملل و نظام سلطه بود. خطا، «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بود. فهمی که احیای امر ملی را، نه واقع‌بینانه با «قدرت»، که رمانتیک با «مرغ سحر ناله سر کن» دنبال می‌نمود. آیت‌الله خامنه‌ای منطقی و واقع‌گرا است که زبان دنیا یعنی قدرت را بلد است. ایران‌دوست است؛ او عملاً به دنبال استقلال و قدرت ایران بوده و هست.
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌سیاست خارجی کشور گرفتار چرخش‌های اضطرارمحور است/ تلاش برای تعامل با غرب بیشتر از تلاش‌ها برای همکاری با شرق بوده است 🔻هرگاه روابط با غرب دچار مشکل شد به سمت شرق رفته ایم و هرگاه با غرب روابطمان عادی بوده، شرق را رها کرده ایم! 🔻برخلاف تصور عمومی و حتی نخبگانی، تلاش ایران برای تعامل با غرب بیشتر از تلاش برای همکاری با شرق بوده است. صدای طرفداران غرب در ایران همواره بلندتر از صدای حامیان و طرفداران روابط با شرق بوده است. جناح‌های سیاسی منافع ملی و سیاست خارجی کشور را قربانی منافع باندی خود کرده اند. اگر روابطمان به چین و روسیه بهتر از امروز بود، حتما غرب با ایران اینگونه رفتار نمی‌کرد. / 🔗لینک گفتگو در یوتیوب 🔻 https://youtu.be/xQAjelbZVrQ?si=r_6GueVUbLTw1KOd