eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
*کیومرث اشتریان*، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران، *شرق*: ایران اگرچه نمی‌تواند با جزئیات طرح ترامپ موافق باشد اما عملاً نیرویی را که در خط مقدم مقاومت فلسطینی بوده و قریب به ۷۰ هزار نفر در این راه قربانی داده است، نمی‌تواند نادیده بگیرد. این دیگر نیرویی نیست که بتوان آن را به نفوذی‌های اسرائیل نسبت داد. *چنین شرایطی، بازاندیشی تئوریک در استراتژی سیاسی و تاکتیک عملیاتی جمهوری اسلامی در حمایت از نیروهای فلسطینی را طلب می‌کند.* بار این بازاندیشی بر شانه‌های جمهوری اسلامی نیست و توجیهی عملیاتی برای بدنۀ هواداران مقاومت در ایران و منطقه دارد.
*حمیدرضا فرتوک‌زاده*، عضو هیئت‌علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر، *پژوهه*: برای تغییر این تصویری که رسانه‌ها و عملیات روانی دشمن علیه ما به کار گرفته‌اند تا ایران را حریفی ساده نشان دهند، باید اقدام کنیم. دشمن این‌‌‌گونه القا کرده که ایران حریفی ساده‌ و لقمۀ چرب‌ونرمی است که می‌توان با جنگ علیه او، بی‌دردسر به پیروزی رسید. این خطایی بود که دشمن مرتکب شد که البته در جنگ ۱۲ روزه، سیلی سختی از مردم ایران خورد و فهمید که ایران جدی است. *راه جلوگیری از جنگ، تصویر ایران قوی است.* در همان جنگ ۱۲ روزه مشخص شد که ایران بالقوه قوی است؛ اما گاهی مانند همسایه‌ای نجیب و سربه‌راه است که در محله‌ای با افراد شرور زندگی می‌کند و افراد شرور مدام به او تعرض می‌کنند و او از حق خودش کوتاه می‌آید. این کوتاه‌آمدن از حق، آ‌ن‌ها را به طمع می‌اندازد. به نظر می‌رسد ‌ما مقداری از حق خودمان کوتاه آمده‌ایم و آن‌ها به طمع افتاده‌اند.
*مهدی محمدی*، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی، *عقل سرخ*: در حالی که تام باراک، نمایندۀ آمریکا در منطقه، با صراحت کامل از ضربۀ بعدی به ایران حرف می‌زند، هر نوع پیام «اجتناب از جنگ» از جانب رژیم اسرائیل، صرفاً به ما می‌گوید باید هوشیارتر باشیم. امنیتی‌ها در رژیم، مدت‌ها است می‌گویند *بهترین جا برای پنهان‌شدن، جایی است جلوی چشم همگان.*
*مصطفی کوشکی*، پژوهشگر مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران،‌ *جامعۀ اندیشکده‌ها*: تحلیل روابط کشور چین با جمهوری اسلامی ایران در بستر جنگ با رژیم صهیونیستی و آمریکا، نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از پیشران‌ها و پسران‌ها، سیاست‌های پکن در قبال تهران را شکل می‌دهند. از حیث پیشران‌ها، ایران در جایگاه یک قدرت میانه با نقش راهبردی در مهار گروه‌های تروریستی، حفظ ثبات منطقه‌ای، تنوع‌بخشی به منابع انرژی چین و ممانعت از تسلط آمریکا بر گلوگاه‌های راهبردی جهانی، از اهمیت بالایی برای پکن برخوردار است. از حیث پسران‌ها، محدودیت‌هایی نظیر نگرانی چین از واکنش منفی غرب و تمایل سنتی پکن به پرهیز از مداخله در منازعات پیچیده غرب آسیا، حمایت‌های چین از ایران را به حوزه‌های محدودتری همچون سیاست و اقتصاد تقلیل می‌دهد. *با وجود آن که دکترین سیاست خارجی چین ورود به درگیری‌های مستقیم را منع می‌کند اما در سطوح زیرساختی و لجستیکی، شواهدی از حمایت پنهان پکن از توان دفاعی ایران دیده می‌شود.*
⭕️قهرمان دوقطبی‌های جعلی 📝کبری آسوپار، دبیر گروه سیاست روزنامه فرهیختگان نوشت: 🔴 این تصور در سال گذشته وجود داشت که پایان حضور رسمی محمدجواد ظریف در دولت پزشکیان، پایان حواشی جنجالی او هم باشد، اما تئوری‌پردازی‌های ظریف همچنان حاشیه می‌آفریند. تئوری‌هایی که می‌کوشند به هر نحو ممکن، مذاکره را با هر قیمتی و با هر موضوعی توجیه کند، حتی به قیمت اصالت‌بخشی به دوقطبی‌های جعلی. ظریف که پیش‌ازاین با جعل دوگانه «دیپلماسی و میدان» در ماه‌های آخر وزارتش، فضای سیاسی کشور را دچار التهاب و تشویش کرده بود، حالا دوقطبی جعلی دیگری را مطرح کرده است که باز هم جز تزریق تشویش در فضای سیاسی، نتیجه‌ای ندارد؛ دوگانه مردم و موشک. او گفته که «موشک بسیار مهم است، اما مردم مهم‌ترند»؛ عبارتی که با دیدن آن برای هر فردی سؤال پیش‌می‌آید که چرا باید دو بازوی قدرت ایران را در برابر هم قرار داده و بخواهد یکی را بر دیگری برتری دهد؟ 🔴 دوقطبی‌سازی‌ها جامعه را دچار اشتباه تحلیلی می‌کند و در ذهن برخی افراد نگاهی منفی نسبت به موشک ایجاد می‌کند؛ موشکی که دیگر نه فقط مردم ایران، بلکه تمام جهان دیدند که چگونه در برابر تجاوز نظامی صهیونیست‌ها مدافع همین مردم شد. 🔴 نگاهی به بخشی دیگر از سخنان ظریف نشان می‌دهد او صرفاً نمی‌خواهد یک برتری تئوریک را مطرح کند، بلکه غرض او حذف یکی از این دو به نفع دیگری است و همین بر شگفت‌انگیزی ماجرا می‌افزاید. چه آنکه انتظار آن است که ظریف بداند قطع یک بازوی قدرت، آن دیگری را هم تا سر حد مرگ به تضعیف می‌کشاند، خصوصاً وقتی سوی مقابل، آمریکا ایستاده است. ظریف می‌گوید: «دوستان سابقم می‌گویند چرا دررابطه‌با آمریکا فقط یک موضوع را حل کردی، مگر نمی‌دانی مشکل روابط ایران و آمریکا فراتر از هسته‌ای است؟ می‌گویم اجازه نداشتم؛ اما امروز می‌گویم اینکه تلاش کنیم مشکل هسته‌ای را با هسته‌ای حل کنیم امروز نشدنی است.» 🔴 البته او دررابطه‌با آمریکا هیچ موضوعی را حل نکرد و برجامی را هم که تبلیغ می‌کردند خدا آورد، شیطان بزرگ برد! یعنی آن اجازه‌ای هم که به او داده شده بود، آورده‌ای نداشت، اما نکته آن است که به‌زعم او حالا دیگر وقت آن رسیده که بر سر موضوعات دیگر هم پای میز مذاکره برویم و بعد در مورد برد‌های موشک‌های ایران صحبت می‌کند تا کاملاً روشن شود که منظور او از موضوعات دیگر چیست. 🔴 هیچ‌زمانی مثل اکنون اهمیت سیستم موشکی و توان دفاعی ایران درک نشده است، چون آنچه را که سال‌ها گفته می‌شد، امسال همگان در تجاوز اسرائیل به کشورمان به چشم دیدند. در چنین فضایی چگونه می‌توان مردم را و در واقع وضعیت آنان را در تقابل با موشک تعریف کرد؟ مذاکره بر سر موشک به اسم حمایت از مردم، در واقع خلع سلاح همین مردم و بی‌دفاع کردن آنهاست. لذا بی‌راه نیست که بگوییم در دنیایی که صلح بر مبنای قدرت تسلیحاتی کشور‌ها ایجاد می‌شود و در اصطلاح اهل سیاست، صلح مسلح است، ظریف به اسم مردم علیه مردم می‌گوید و آن‌ها را با دستان خالی در میانه‌ گرگ‌ها ر‌ها می‌کند. موشک‌ها هم البته بی‌مردم کارایی نخواهد داشت و لذا اصرار داریم اصل پرداختن به چنین دوگانه‌ای خطاست. 🔴 البته ظریف از سال‌های گذشته معتقد بود نباید به این سیستم دفاعی تکیه کنیم و تئوری‌اش این بود که آمریکا که با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم‌های نظامی ما را از کار بیندازد، از چهار تانک و موشک ما نمی‌ترسد، بلکه از مردم می‌ترسد. ماجرا البته این‌قدر که ظریف تصویر می‌کند ساده نیست و با این فانتزی‌ها که طبعاً از فردی با 40 سال کار دیپلماتیک باید بعید باشد، نمی‌توان بحث بازدارندگی و ترس دشمن را تحلیل کرد. اما اگر موضوع همین‌قدر ساده بود، باز هم خلع سلاح مردمی که همیشه هدف تهدیدهای نظامی بوده‌اند، می‌توانست حتی بیش از ساده‌لوحی تعبیر شود. 🔴 ظریف در ماه‌های آخر حضور بر کرسی وزارت خارجه، دوگانه دیپلماسی و میدان را جعل کرد تا همه کاستی‌های هشت‌سال دیپلماسی‌اش را بر گردن میدان خالی کند و در فقدان فرمانده میدان، از نقاط قوت ما در منطقه، نقطه ضعف بسازد. آنچه او در گفت‌وگویی محرمانه در یکی از زیرمجموعه‌های نهاد ریاست‌جمهوری طرح کرد و هیچ‌وقت هم معلوم نشد چطور سر از شبکه اینترنشنال درآورد، جدال کلامی طولانی‌ای را موجب شد که هم فضای سیاسی کشور را به هم ریخت و هم برخی را دچار این اشتباه تحلیلی کرد که دیپلماسی بدون میدان می‌تواند موفق باشد یا اینکه میدان مانع موفقیت دیپلماسی شده است. حال آنکه دیپلماسی و میدان هم دو بال پرواز هر کشوری هستند و بدون یکی، دیگری ابتر و شاید مضر خواهد بود. 🔴 او حالا دوگانه دیگری را ساخته تا باز فضای سیاسی مشوّش شود، باز بحث‌ها بالا بگیرد و باز مثل همه سال‌های وزارتش حاشیه‌های بی‌دلیل تولید کند و باز مدال قهرمانی ساخت دوقطبی‌های جعلی و مضر بر گردن او باشد.
📌استدلال وزیر امور خارجه راجع به عدم پذیرش حضور در اجلاس شرم‌الشیخ؛ نمی‌توانیم با کسانی وارد تعامل شویم که به مردم ایران حمله کرده‌اند و همچنان ما را تهدید و تحریم می‌کنند 🔹ایران از دعوت رئیس‌جمهور السیسی برای حضور در نشست شرم‌الشیخ سپاسگزار است. با وجود تمایل به تعاملات دیپلماتیک، نه رئیس‌جمهور پزشکیان و نه من، نمی‌توانیم با کسانی وارد تعامل شویم که به مردم ایران حمله کرده‌اند و همچنان ما را تهدید و تحریم می‌کنند. 🔹با این حال، ایران از هر ابتکاری که به نسل‌کشی اسرائیل در غزه پایان دهد و به اخراج نیروهای اشغالگر منجر شود، استقبال می‌کند. 🔹فلسطینیان کاملاً محق هستند که حق اساسی تعیین سرنوشت خود را به دست آورند و همه کشورها بیش از هر زمان دیگری وظیفه دارند که در حمایت از این خواسته قانونی و مشروع به آنان کمک کنند. 🔹ایران همواره نیرویی کلیدی برای صلح در منطقه بوده و خواهد بود. برخلاف رژیم نسل‌کش اسرائیل، ایران به دنبال جنگ‌های بی‌پایان نیست ،به‌ویژه به هزینه متحدان ادعایی، بلکه در پی صلح پایدار، شکوفایی و همکاری است.
*هادی محمدی*، ‌دانش‌آموختۀ روابط بین‌الملل، *ایکس*: رفتن به بدون داشتن برنامه برای گرفتن امتیاز و طرح مذاکراتی، نه‌تنها آورده‌ای برای ما نداشت بلکه می‌توانست مضر هم باشد.
‌ از منظر واقع‌گرایی ساختاری، کنفرانس‌های چندجانبه پس از جنگ، معمولاً برای قانونی‌سازی موازنه‌ای جدید تشکیل می‌شوند؛ موازنه‌ای که هدف پنهان آن، نهادینه‌کردن نظمی است که در آن نقش ایران به‌عنوان عامل مستقل امنیت منطقه‌ای محدود می‌شود. وقتی کشوری در چنین فرایندی بدون تضمین مشخص در مفاد و سازوکار اجرایی شرکت کند، در حقیقت به چارچوبی وارد می‌شود که دیگران طراحی کرده‌اند، نه او؛ بنابراین، حضور ایران در کنفرانس بدون داشتن حق اثرگذاری واقعی بر متن و تصمیم‌ها، بیش از آن‌که دستاوردی داشته باشد، به نفع مشروعیت‌بخشی به نظم مطلوب واشنگتن و قاهره تمام می‌شود. [نویسندۀ ناشناس](https://x.com/hosseinghatib/status/1977498263113830463?s=46&t=PCCGdh3DCpxFxYwakxvrpA)
در شرایط پساجنگ، رقابت اصلی بر سر «روایت مشروع از بحران» است. در چارچوب کنفرانس ، جنگ غزه در قالب طرحی روایت می‌شود که از سوی آمریکا و برخی دولت‌های عربی، تحت عنوان «بازگرداندن ثبات منطقه» طراحی شده است. شرکت ایران در چنین چارچوبی، در عمل به‌معنای پذیرش روایت رقیب و انتقال مشروعیت از «گفتمان مقاومت» به «گفتمان مهار» است. نتیجه آن خواهد بود که ایران از کنشگری فعال و بازدارنده، به موضوعی برای مدیریت و کنترل در نظام امنیتی منطقه تنزل می‌یابد. [نویسندۀ ناشناس](https://x.com/hosseinghatib/status/1977498263113830463?s=46&t=PCCGdh3DCpxFxYwakxvrpA)
*مصطفی غنی‌زاده*، پژوهشگر جامعه‌شناسی توسعه، *ایکس*: ‌مسئلۀ اصلی در نه صلح غزه که خاورمیانه جدید ذیل طرح ترامپ است. ‌در آن نظم منطقه‌ای، ایران حتی یک کشور دست دو هم نخواهد بود؛ ‌در هیچ چیز، ‌نه اقتصاد، نه سیاست، نه همکاری راهبردی با قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای، ‌جایگاهی پایین‌تر از مصر و اردن.
*علی صمدزاده*، پژوهشگر روابط بین‌الملل، *ایکس*: ‌چه فرصت‌هایی که در از دست نرفت؛ مثلاً عكس یادگاری با رئیس‌جمهور کشوری که کمتر از چهار ماه پیش حین مذاکرات به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرد یا ملاقات با مقامات السالوادور یا آذربایجان در حاشیهٔ اجلاس «صلح در خاورمیانه»!