هدایت شده از وحید یامین پور
این نوع سیاست، دیگر به معنای حکومت کردن بر قلمرو نیست، بلکه به معنای حکومت کردن بر "توجه" است.
اگر ما تماشاگران پرشوری باشیم قدرت و سیاست هرچه بیشتر از حقیقتش تهی شده و به یک نمایش سرگرم کننده بدل میشود. شاید مراقبهی مناسب با این ناسیاست، امتناع از تماشا باشد. این شاید ما را از "مصرفکنندهی تصویر سیاست" به کنشگری و عاملیت موثر سوق دهد.
➕️ @Yaminpour
نظریه و هشدار: به دلیل برگزاری دو انتخابات کنست (اکتبر ۲۰۲۶) و میاندوره ای کنگره (نوامبر ۲۰۲۶)، سال ۲۰۲۶ هم برای ایالات متحده و هم رژیم اسراییل "سال احتیاط" است و هر چه به انتخاباتها نزدیکتر شویم، این احتیاط بیشتر میشود، چونکه تبعات شکست احتمالی در اقدامات جسورانه علیه تهران (نظیر شکست عملیات دوحه) میتواند نتیجه این دو انتخابات را - که هم برای ترامپ و هم برای نتانیاهو بسیار بسیار حساسند و حتی حکم مرگ و زندگی را دارند- بشدت تحت الشعاع خود قرار دهد. از سمت دیگر بواسطه کم شدن احتمال درگیری نظامی در ماه اخیر، پروتکلهای حفاظتی مقامات ارشد کشور ملایمتر شده است. با توجه به این امر و اینکه هنوز فاصله زمانی با انتخاباتها زیاد است و موج تبعات شکست در عملیات اطلاعاتی جسورانه احتمالی علیه تهران به دو انتخابات مذکور نمیرسد، طی دو ماه آینده ما با یک قله افزایشی در احتمال ترور مقامات ارشد کشور (و همچنین عناصر محور مقاومت) با روشهای اطلاعاتی مواجهیم. لذا اولا بر خلاف روند کاهشی احتمال عملیات نظامی علیه ایران، پروتکلهای حفاظتی مقامات ارشد کشور باید تشدید شود. جلسات و سفرهای غیرضروری مقامات حذف و ارتباطات آنها محدود شود. ثانیا دستگاههای حفاظتی و اطلاعاتی باید طی چند ماه آینده هر سیگنال مشکوک را به بدبینانه ترین شکل ممکن تفسیر کنند. ثالثا باید با رویکرد تهاجمی در حوزه ضداطلاعات، طرف مقابل را در زمین خود مشغول و مهار کرد. رابعا گروههای عراقی، یمنی و لبنانی هم باید برای سناریوهای بدبینانه آماده باشند.
تاکید مجدد: جنگ ایران و اسراییل در درجه اول دارای ماهیت اطلاعاتی است و حفظ آمادگی حداکثری حفاظتی و اطلاعاتی قطعا بازدارنده و رفع کننده سایه جنگ از کشور و مانع آسیب به مردم عادی و اقتصاد ایران است.
#اندیشکدهی_احیای_سیاست #خراتیان
*محسنحسام مظاهری* مردمشناس، *دین، فرهنگ، جامعه*:
*نظام در استخدام مناسک مذهبی در جنگ ۱۲روزه ناکام ماند.* تلاشهایی برای استخدام مناسک مذهبی در جنگ ۱۲روزه برای مدیریت افکار عمومی مانند نوحههای با مضامین ملی صورت گرفت اما این تلاشها بهرغم استقبال اولیه، خیلی زود خاموش شد، به جریان تبدیل نشد و از سطح چند مصداق فراتر نرفت. مصادیق تولیدشده، حتی در بدنۀ مذهبی حامی نظام نیز بهصورت فراگیر، مصرف و الگوبرداری نشدند.
این ناکامی، ثمرۀ روند تحولاتی است که دهههای گذشته در مسیر تقویت سویههای هویتگرایانه پیش رفته و بر غیبت عنصر ملی در بدنۀ مذهبی افزوده است. *نمیتوان در شرایط عادی به عنصر ملیت بیاعتنا بود و سپس در موقعیت جنگ انتظار داشت که ناگهان یک گفتار مذهبی با سویههای ملی شکل گیرد.*
*مهدی خانعلیزاده*، پژوهشگر روابط بینالملل، *فرهیختگان*:
همانطور که عدم درک درست تحولات منتهی به جنگ جهانی دوم و استفاده از تحلیلهای «شیک ولی غیرواقعی» در آن سالها زمینهساز اشغال ایران شد و شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی را رقم زد، در شرایط کنونی هم شعارهای زیبا ولی توخالی مانند «پرهیز از جنگ و پایبندی به بیطرفی» میتواند خطر جدی را متوجه امنیت و منافع ملی کشورمان کند. *منطقه غرب آسیا در دوران گذار نظام بینالملل، آبستن جنگهای فراوان دوجانبه و چندجانبه است و هر واحد سیاسی که این مسئله را به درستی درک نکند، آسیب خواهد دید.*
*علی صمدزاده*، پژوهشگر امنیت بینالملل، *ایکس*:
برای احیا و بازیابی توان منطقهای ایران و مواجهه مؤثر با سیل رخدادهای آتی، ضرورت دارد تا به پروندهٔ سقوط ساختار سیاسی پیشین در سوریه و مؤثرین و مقصرین آن رسیدگی کرده و نسبت به آسیبشناسی نیروی قدس سپاه پاسداران و ساختارهای متولی اطلاعات خارجی کشور اقدام عاجل صورت دهیم.
فرید زکریا، ترجمۀ لیلا احمدی، عصر ایران:
تجربۀ خاورمیانه نشان داد دیپلماسی شخصی و پرهیاهوی ترامپ در محیطهای مبتنی بر نابرابری قدرت، ممکن است دستاوردهایی موقت داشته باشد، اما رویارویی با چین میدان دیگری است؛ کندتر، پیچیدهتر و فنیتر است و نیازمند دیپلماسی حرفهای، نه خودنمایی رسانهای. *اگر ترامپ با پکن همانگونه رفتار کند که با خلیج فارس کرد، آمریکا دیر یا زود درمییابد که «هنر معامله» هرگز جای «معماری راهبرد» را نمیگیرد.*
*ابوالفضل فاتح*، دانشآموختۀ علوم ارتباطات، *اعتماد*:
با توجه به روند تحولات، بعید است غرب بهسادگی به سازش یا صلح با ایران تن دهد؛ زیرا میداند ایران، با عقبۀ منازعات چهار دههای، در اردوگاه غرب جای نخواهد گرفت و در معادلۀ تعیینكنندۀ پنج سال آینده، بازیگری به نفع غرب نخواهد بود؛ ازاینرو، هر صلحی را به سود شرق تفسیر خواهد كرد و *استمرار فشار، تحریم تركیبی، مهار هوشمند و حتی ضربات نظامی و بیثباتسازی داخلی و فراتر از آن، همچنان ستون ثابت استراتژی غرب باقی خواهد ماند.*
*ابوالفضل فاتح*، دانشآموختۀ علوم ارتباطات، *اعتماد*:
*فشار یا حمله به ایران، نباید صرفاً در جغرافیای ایران و منطقه تحلیل شود، بلکه باید آن را در بستر راهبردی مهار ژئواستراتژیک شرق فهمید.* هدف، شاید نه فقط مهار منطقهای ایران، بلکه تسخیر یکی از بزرگترین دارندگان منابع انرژی جهان بوده است تا از یکسو منطقه تحت کنترل کامل قرار گیرد، از سوی دیگر روسیه محاصره و همچنین مسیرهای تأمین انرژی چین تهدید شود.
*شاید تغییر رفتار چین و روسیه (که نمیدانم تا چه اندازه عمیق و پایدار است) در قبال ایران پس از حملۀ اخیر به کشورمان نیز در همین راستا قابل تفسیر باشد.* چهبسا آنان دریافته باشند که در ساختار قدرت جهانی، ایران بهعنوان دروازه شرق، همان نقشی را ایفا میکند که اوکراین در معادلۀ امنیتی اروپا دارد با این تفاوت که نقش ایران بهمراتب از اهمیت بالاتری برخوردار است.
*محسن سلگی*، دانشآموختۀ علوم سیاسی، *الف* :
*ترامپ با نخی نامرئی یک اسکناس صد دلاری را پیش پای ایران انداخته است؛ هر بار که بخشی از سیاستمداران ایرانی تلاش میکنند آن را بردارد، نخ کشیده میشود و اسکناس عقب میرود. این تصویر استعاری، سیاست او در قبال ایران را به بهترین شکل نشان میدهد؛ بازیای که هدفش نه رسیدن ایران به چیزی، بلکه نگهداشتن حریف در وضعیت تلاش بیپایان، سردرگمی و فرسایش روانی است.*
این بازی استعاری، همچنین بازنمای *«دیپلماسی تعلیق»* است؛ سیاستی که بر پایۀ ابهام و انتظار بنا شده است. هدف نه پاسخ مستقیم، بلکه نگهداشتن طرف مقابل در بلاتکلیفی است. هر حرکت ایران برای برداشتن اسکناس، انرژی و تمرکز او را میگیرد و به هدف ترامپ برای فرسایش داخلی و شکاف در محاسبات و داغترشدن اختلافات جناحین در ایران نزدیکتر میشود.
ترامپ با استفاده از این شیوه، بهنوعی *«جنگ ادراکی»* را در پیش گرفته است. در این رویکرد، میدان نبرد، ذهن، ادراک و محاسبه حریف است، نه موشک یا تحریم. تصمیمات لحظهای، مواضع احساسی و واکنشی ما، دقیقاً ابزار او برای ادامه بازی میشود. او میداند که ایجاد بلاتکلیفی و ابهام، حتی بدون هیچ اقدام مستقیم نظامی، توان ایران را تحلیل میبرد.
*محمد السنوسی*، استاد مطالعات آیندهپژوهی و امور بینالملل دانشگاه محمد پنجم مراکش، *جماران*:
*شاید غزه بهمعنای نظامی پیروز نشده باشد، اما در نبردی عمیقتر پیروز شده است: نبرد معنا.* فاش کرد که قدرت یک امتیاز اخلاقی نیست و قربانی یک هویت ابدی نیست. جهان را مجبور کرد که به خود نگاه کند؛ نه بهعنوان داوری در یک تراژدی دور، بلکه بهعنوان بخشی از ساختاری که بیعدالتی را به نام ارزشها بازتولید میکند.
هنگامی که نمادهای قدیمی فرومیریزند، جهان دیگر آنطور که بود نخواهد بود. اسرائیل، که تصویر خود را بر اساس افسانۀ ظلم و ستم بنا کرده است، امروز خود را در یک مخمصۀ اخلاقی وجودی میبیند: چگونه قربانی تاریخی، میتواند قساوت کنونی خود را توجیه کند؟ و چگونه قدرتی که ادعا میکند از خود دفاع میکند، میتواند هر چیزی که دفاع را مشروع میکند، نابود کند؟ *نقاب افتاد: قدرت، برائت نمیدهد و بقا، جرم را توجیه نمیکند.*
*جعفر حسنخانی*، دانشآموختۀ علوم سیاسی، *وطن امروز*:
*سیاست ایران پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در مواجهه با جهان در حال گذار، صحنهٔ تقابل چهار جریان است*: جریان تحجر با نگاه به گذشته، ایران را به تسلیم در برابر نظمی رو به زوال فرامیخواند؛ جریان تهور، با هیجانزدگی، کشور را به سوی درگیریهای فرسایشی و پرهزینه سوق میدهد؛ جریان محافظهکاری، با انفعال، ایران را در معرض خطرات ژئوپلیتیک قرار میدهد که تاریخ بارها تلخی آن را به ما چشانده است. در این میان، تنها جریان تحول است که با ترکیبی از آگاهی تاریخی، واقعبینی استراتژیک، عقلانیت انقلابی و اراده برای ساختن آینده، مسیری روشن و عزتمندانه را فراروی ملت ایران قرار میدهد.
*مسعود کاظمیان*، دانشآموختۀ علوم سیاسی، *اطلاعات*:
موقعیت ایران در «نبرد کریدورها»، همزمان یک مزیت بیبدیل و یک تهدید حیاتی است. پاسخ استراتژیک ایران، نیازمند ترکیبی از قاطعیت در حفظ منافع حیاتی و انعطاف در گشودن کریدورهای دیپلماتیک است. موفقیت در گرو اراده واحد ملی، تکمیل سریع زیرساختها و اثبات عملی امنیت و برتری اقتصادی مسیرهای بومی به جهان است. *ایران باید از یک «منطقه عبوری» به یک «محور ثقل و غیرقابل جایگزین» در معماری جهانی بدل شود تا طرحهای مهار ژئواکونومیک به شکست بینجامند.*