eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
48.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 ویژگی‌های اندیشه سیاسی رهبر انقلاب اسلامی در نسبت ایران و غرب 🎤 دکتر موسی نجفی رئیس شورای علمی همایش «ما و غرب؛ در آراء و اندیشه حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای»: ▫️هویت ایران سه‌لایه دارد: ایران شیعیِ صفوی، ایران اسلامیِ میانه، و ایران تاریخیِ کهن. ▫️نقد غرب باید از موضع استقلال انجام شود، نه با تکیه بر شرق یا اندیشه‌های پست‌مدرن. ▫️اندیشه رهبری امتداد عملی شعار «نه شرقی نه غربی» است و تقابل با غرب را امری ذاتی، فرهنگی و اعتقادی می‌بیند. ▫️انقلاب اسلامی با پشتوانه تمدنی خود، در حال رهبری جریان جهانیِ ضد‌سلطه و بازتعریف فلسفه تاریخ بشر است. ▫️سمینار علمی قرار نیست همه ابهامات را برطرف کند؛ ارزش پژوهش در طرح پرسش‌های تازه است. 📢 نشست پایانی این همایش از صبح امروز دوشنبه ۱۹ آبان با حضور اساتید، پژوهشگران و نخبگان علمی و سیاسی در حال برگزاری است. 🔍پخش زنده را از اینجا ببینید👇 💻 Farsi.khamenei.ir/live
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📣 ویژگی‌های اندیشه سیاسی رهبر انقلاب اسلامی در نسبت ایران و غرب 🎤 دکتر موسی نجفی رئیس شورای علمی هم
نقد غرب باید از موضع استقلال انجام شود، نه با تکیه بر شرق یا اندیشه‌های پست‌مدرن. آیا این‌گونه نقد و اکتفا به آن، ظرفیت و قدرت عبور از زیست‌جهان مدرن را دارد؟ قابل بررسی است. ما غرب‌ستیز هستیم. اما نه ستیز کورکورانه‌ی داعشی. که استحاله. البته ظاهرا این غرب‌ستیزی در دوگانه‌ای بین غرب‌پذیری و غرب‌ستیزی معنا می‌شود. بین تقلید یا طرد. 🧐🧐🧐🧐🧐🧐🧐 🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
⭕️ارکان گفت‌وگوی مؤثر: «فرهیختگی»، «گشودگی»، «دوزبانگی» و رویکرد «یاریگرانه» ▪️این یادداشت، برداشت و تقریری از آراء و دیدگاه‌های دکتر بیژن عبدالکریمی است. 🔻مقدمه 🔸آیا بستر لازم برای گفت‌وگوی آزاد در جامعه وجود دارد؟ آیا می‌توان بدون ترس از دست دادن یا به‌خطر افتادن جایگاه اجتماعی، آزادانه گفت‌وگو کرد؟ 🔻عشق به وطن، بر کینه می‌چربد 🔸در هر جامعه‌ای خریت وجود دارد و جامعه ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. عبدالکریمی با حکم اخراج تعلیق‌شده (نه لغو) از دانشگاه و توقف پانزده‌ساله در مرحله دانشیاری، هنوز تحت فشار است و صلاحیت اخلاقی او تأیید نشده است. اگر نظام سیاسی شعور داشت، باید از کسی که زندگی‌اش را برای دفاع از «امر ملی» گذاشته، تقدیر می‌کرد. اما مسئله اینجاست: آیا به خاطر وجود جهل و خطا و حماقت در جامعه، باید سرمایه وجودی‌مان — یعنی نسبت و حس تعلق به این آب و خاک و فرهنگ — را از دست بدهیم؟ آیا باید عشق به وطن را فدای کینه‌ورزی با خطاکاران کنیم؟ این منطق درستی نیست. عشق او به کشورش بر کینه‌اش به جمهوری اسلامی غلبه دارد. 🔻گفت‌وگو یک بازی است و موانع، جزئی از قواعد این بازی 🔸پسر جوانی از پدرش سرمایه خواست تا در بازار کار کند. پدر گفت: «تو مرد این کار نیستی.» اما پسر اصرار کرد و پول را گرفت. در دو روز، سرش کلاه رفت و پولش را بردند. وقتی نزد پدر بازگشت، پدر گفت: «دیدی کار تو نبود.» پسر پاسخ داد: «من مرد این راه بودم؛ اما سرم کلاه گذاشتند.» سر کلاه گذاشتن در بازار، جزوی از قواعد بازی است. در زمین فوتبال، تو نمی‌توانی بگویی من فورواردی عالی‌ام، اما دو مدافع قوی نمی‌گذارند گل بزنم. اگر بازیکنی، باید بتوانی از موانع عبور کنی. آیا انتظار داری برایت فرش قرمز پهن کنند و بگویند: «بیا و ما را نقد کن»؟ مسلم است که مقاومت می‌کنند و حذفت می‌کنند. اگر بازیگر میدان باشی، باید منطق گفت‌وگو را با فرهیختگی و زبانت، حتی به طرف مقابلی که اهل آن نیست، تحمیل کنی. 🔻ضرورت گفتار «دوزبانه» و «عالمانه» 🔸جامعه ما به دو دنیای کاملاً جدا تقسیم شده است: یکی در دنیای غرب و ارزش‌های جهانی، و دیگری در عالم جمکران و امام حسین. اگر می‌خواهی در چنین جامعه‌ای گفت‌وگو کنی، باید دوزبانه باشی؛ یعنی هم با سوژه‌ی مدرن ارتباط برقرار کنی، هم با سوژه سنتی. این جهان، ادبیات خاص خود را می‌طلبد. اگر این ادبیات را نفهمی، ناچاراً به شعار و سطحی‌گویی روی می‌آوری. 🔻عالمانه، مؤدبانه و یاریگرانه سخن گفتن 🔸عبدالکریمی در حوزه علمیه مشهد سخنرانی‌ای در نقد روحانیت ایراد کرد که با واکنش مثبت یکی از علما روبرو شد: «عبدالکریمی هرچه از دهنش درآمد به ما گفت، ولی مؤدبانه گفت.» همچنین در قم، وقتی درباره «روحانیت و فقدان معاصرت» صحبت کرد، یکی از علما با بیانی همراه با احترام و صمیمیت، عمق درک متقابل و همدلی میان خود و عبدالکریمی را نشان داد. این تجربیات ثابت می‌کند که می‌توان حتی سخت‌ترین نقدها را در قالب ادبیاتی عالمانه، مؤدبانه، دلسوزانه، مشفقانه و یاریگرانه ارائه داد. 🔻فرصت تاریخی و جمع‌بندی 🔸این حرف که «گفت‌وگو نمی‌شود کرد و تو دهن می‌زنند» را هر کوتوله‌ای می‌زند. طرف قدرت هنر ساختن ندارد، فیلم خوب نمی‌سازد، می‌گوید نمی‌گذارند. این «نمی‌گذارند» یک تئوری خیلی قدیمی است، باید کاری کنیم که بگذارند و این نیاز به «فرهیختگی» و خلق یک «ادبیات» جدید دارد، تا تو بتوانی با طرف مقابلت ارتباط برقرار کنی. 🔸به نظر عبدالکریمی شرایط تاریخی خوبی برای گفت‌وگو فراهم شده است. جامعه ما پوست انداخته و به‌ویژه پس از جنگ دوازده‌روزه، اهمیت «امر ملی» و «انسجام ملی» برای همگان آشکار شده است. اما اگر گفت‌وگو را با فحش و شعارهای تند (مانند مرگ بر آخوند و جمهوری اسلامی) آغاز کنی، معلوم است که هیچ‌کس حاضر به دیالوگ با تو نخواهد بود. گفت‌وگوی واقعی نیازمند زبانی عالمانه، مؤدبانه و یاریگرانه است. ✍تفرشی 🆔https://eitaa.com/world_order
هدایت شده از لب المیزان
༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕࿇༅⊹━┅┄ 🌸 🔮استـــاد اصغـــر طاهــــــرزاده 💠سوال شماره ۳۹۲۴۳ ⁉️سلام به استاد گرامی: حتماً در جریان موضعگیری‌های اخیر آقای دکتر بیژن عبدالکریمی هستید و همان‌طور که فرموده بودید و بنده نیز دنبال کردم، حقیقتاً ایشان هیچ ارزشی برای انقلاب اسلامی قائل نبودند، ولی ملاحظه می کنید ایشان بعد از شهادت سید حسن نصرالله سخن از احترام به گفتمان انقلاب به میان آورده اند و می‌فرمایند این دفاع من از گفتمان انقلاب برایمان هزینه ی بسیار ایجاد می‌کند و نسبت به جبهه ی مقاومت اعلان وفاداری دارند و در مناظره با آقای مهدی نصیری متذکر می شوند که جریانِ برانداز، جایگاهی جز در کنار آمریکا و اسرائیل ندارد. آنچه برای بنده موجب سؤال شده آن است که به نظر شما علت این جهت گیری از آقای دکتر عبدالکریمی را چه می دانید؟ با تشکر  ✅باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز در جریان سخنان و موضع‌گیریهای اخیر ایشان هستم. و بحمدالله همین‌که مرز خود را از جریانِ برانداز و از روشنفکرانی که هیچ فهمی از انقلاب ندارند، جدا کرده‌اند؛ جای خوشبختی است، و حقیقتش علت آن را روش حکیمانه و روشنگرانۀ رهبر معظم انقلاب می‌دانم. مردی که به خوبی متذکر تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، می‌باشد و این‌جا است که هرکس در میدان تفکر حاضر باشد نمی‌تواند آن نوع موضع‌گیری که آقای عبدالکریمی به دو جریان فوق دارند، را نداشته باشند. البته عنایت داشته باشید ما نیز مانند آقای دکتر عبدالکریمی نسبت به بعضی از جریان‌ها و افکار داخلی انتقاد داریم ولی با دقت در سخنان ایشان، این به معنای آن نیست که موضوع انتقادها یکسان باشد. با این‌همه نباید از شخصیت‌هایی که تفکر را مدّ نظر دارند؛ بی‌توجه بود. موفق باشید   🌐http://lobolmizan.ir/quest/39243 🔻کانال لب المیزان ‌ 📱 @lobolmizan 🔻کانال صدای لب المیزان 📱 @sound_lobolmizan
هدایت شده از لب المیزان
༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕࿇༅⊹━┅┄ 🌸 🔮استـــاد اصغـــر طاهــــــرزاده 💠سوال شماره ۴۰۰۳۸ ⁉️ سلام به استاد گرامی. حتماً فیلمی که مناظره آقای دکتر عیدالکریمی با آقای اکبرنژاد هست را ملاحظه کرده ایدhttps://eitaa.com/fekrat_net/12459. در حالی که همان طور که میفرمودید این آقای عبدالکریمی با آن آقای عیدالکریمی که اساساً نسبتی با انقلاب نداشتند، تفاوت اساسی دارد. چه شده است که ما امروز با این آقای عبدالکریمی روبرو گشته ایم؟ ✅باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار حساسی است از آن جهت که ملاحظه می کنید چگونه در این تاریخ ما ریزش ها و رویش هایی پیدا می کنیم. آری! اگر متوجۀ ظرفیت این تاریخ نباشیم، اکبرنژادهایی پیدا می شوند که سراسر از دیروزِ خود که در کنار انقلاب بوده اند، پشیمانند و از آن طرف آقای عبدالکریمی با حضوری که در نسبت با مردم غزّه از خود نشان دادند و بر خلاف بسیاری از روشنفکران ما جبهۀ خود را در دفاع از آن مردم به میدان آوردند؛ بحمدالله در قدمهای بعدی سخن از دفاع از انقلاب در عین انتقاد به بعضی از کوتاهی ها به میان آوردند، و تا این اندازه از جبهۀ روشنفکران لیبرال فاصله گرفتند. و این نوعی بصیرت تاریخی است که باید همگان متوجۀ این حضور باشند. و امیدواری ما نسبت به آینده در همین رابطه است از آن جهت که ذات انقلاب اسلامی یک حضور تاریخیِ متعالی می باشد و هر صاحب خردی به هر حال با همۀ ضعف ها و ندانم کاری ها که در میان است، متوجۀ ذات انقلاب و تاریخی که آغاز شده است؛ می گردد. موفق باشید                                    🌐http://lobolmizan.ir/quest/40038 🔻کانال لب المیزان ‌ 📱 @lobolmizan 🔻کانال صدای لب المیزان 📱 @sound_lobolmizan
آشنایی اینجانب با دکتر طاهری به دوره‌ی درس‌گفتار «خوانش انتقادی دولت مدرن» در سال ۱۴۰۱ در فرهنگستان علوم اسلامی قم بازمی‌گردد. پیش از این، با مطالعه مباحث آیت‌الله میرباقری در حوزه‌ دین‌شناسی، غرب‌شناسی و تحلیل تمدنی از انقلاب اسلامی، کلان‌نظریه‌ی «حکمت تاریخ»، حکمت حکومت، فقه سرپرستی، علم دینی، و نیز با مطالعه‌ی ضمنی بیانات امام و رهبری، به ضرورت طراحی یک «نظریه‌ی سیاسی» یا چارچوب تئوریک در اندیشه‌ی سیاسی رسیده بودم. شرکت در این درس‌گفتار، فرصتی فراهم آورد تا با مفاهیم دولت مدرن و نظریه‌های دولت به‌صورت عمیق‌تر آشنا شوم. در ادامه، در فرآیند «مساله‌شدن» و شناخت انتقادی « مدرن»، انتخاب مسیر «» به عنوان منبع اصلیْ آن‌هم با مواجهه‌ای ، و نیز تولید «» آکادمیک که بتواند ضمن همدلی با سایر جریان‌های فکری، مرزها و اختلاف‌های نظری را به‌گونه‌ای غیر‌تنش‌زا حفظ کند، به‌طور جدی از مباحث و راهنمایی‌های ایشان بهره برده‌ام، و آموخته‌ام که برای غرب و باید به‌طور جدی وقت صرف کنم و آن‌‌ها را بخوانم. عمده استفاده‌‌ی من از ایشان در حوزه‌ی نظریه‌های دولت، و «اندیشه‌ی سیاسی» و «فلسفه‌ی سیاسی» بوده است. این استفاده مانند استفاده‌ام از سایر اساتید، بنا بر لزوم حرّیت در عرصه‌ی علمی، استفاده‌ای و بوده است. در همایش «ما و غرب»، مقاله دکتر طاهری با عنوان «ابعاد فراملی و ضداستعماری دولت‌سازی اسلامی» از میان ۴۶۵ مقاله ارسالی، به عنوان یکی از ۱۳ مقاله برتر شناخته شد و مورد تقدیر قرار گرفت. ✍تفرشی 🆔@nazm_jahani
⭕️تحلیل مقاله «ابعاد فراملی و ضداستعماری دولت‌سازی اسلامی» ✍تفرشی 🔸مقاله‌ی «ابعاد فراملی و ضداستعماری دولت‌سازی اسلامی با تمرکز بر اندیشه‌ی سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای» نوشته‌ی دکتر طاهری خسروشاهی را مطالعه کردم. 🔸نویسنده در مقاله چنین استدلال می‌کند که: «دولت‌سازی اسلامی» در نقشه‌ی راه انقلاب اسلامی ایران، تنها یک پروژه داخلی برای اصلاح ساختارها و کارگزاران نیست، بلکه پروژه‌ای فراملی و ضداستعماری است. هدف نهایی این دولت‌سازی، ایجاد یک «الگوی بدیل» برای اداره جهان است تا جایگزین «نظام سلطه» استعماری کنونی شود و نقش تعیین‌کننده‌ای در گذار به یک «نظم جدید» جهانی ایفا کند. 🔸پرسش اصلی مقاله این است که چه ارتباطی بین «ارزیابی آیت‌الله خامنه‌ای از نظام سلطه» و «تعریف مرحله دولت‌سازی در نقشه راه انقلاب» وجود دارد؟ 🔸مدعای محوری و کلیدی مقاله عبارت است از این‌که: مرحله دولت‌سازی، در واقع تلاشی برای پی‌ریزی یک بدیل (جایگزین) برای «اداره استعماری جهان» است. بنابراین، تحول داخلی باید معطوف به ابعاد جهانی باشد. 🔸در چارچوب نظری، مقاله از دو سنت فکری بهره می‌برد: ۱. اندیشه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای: با تحلیل بیانات ایشان، شبکه مفهومی وی در نقد استعمار (مانند استکبار، نظام سلطه، مقاومت، بیداری اسلامی) استخراج می‌شود. ۲. مطالعات پسااستعماری: مقاله دیدگاه رهبر ایران را با نظریه‌پردازان این مکتب (مانند کویخانو، اسپیواک، میگنولو، سانتوس) مقایسه می‌کند و به دنبال «بینامتنیت» (اشتراکات و گفت‌وگو) میان آنهاست. دو مفهوم کلیدی که بر آنها تأکید می‌شود عبارتند از: · کولونیالیته قدرت: تداوم ساختارهای سلطه استعماری حتی پس از پایان استعمار رسمی، در قالب تقسیم کار بین‌المللی، ساختارهای طبقاتی و «ساختار استعماری دانش» · حاکمیت معرفتی: ضرورت استقلال در تولید دانش و رهایی از سلطه نظام‌های معرفتی غربی که خود ابزار سلطه هستند. 🔸مقاله از «تحلیل گفتمان انتقادی» نورمن فرکلاف در سه سطح استفاده می‌کند: ۱.تحلیل متن: بررسی واژگان، استعاره‌ها و سبک بیانات. ۲.تحلیل کارکرد گفتمانی: بررسی چگونگی بازتولید قدرت و مقاومت در متن. ۳.تحلیل کارکرد اجتماعی: بررسی پیوند متن با ساختارهای اجتماعی کلان و ایدئولوژی‌ها. 🔸یافته‌های اصلی مقاله در مورد دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای عبارتند از: ۱. «استعمار» به مثابه یک سیستم: از دیدگاه ایشان، استعمار یک رخداد تاریخی گذرا نیست، بلکه یک سیستم قدرت چندبعدی و همه‌جانبه (فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، علمی) است که خود را در قالب‌های مختلف (استعمار کهن، نو و فرانو) بازتولید می‌کند. ۲. «دولت مدرن»، ابزار نظام سلطه: دولت مدرن، محصول جدایی قدرت از اخلاق در غرب است و به عنوان اصلی‌ترین ابزار (آپاراتوس) برای تداوم سلطه استعماری بر ملت‌ها عمل می‌کند. «زرسالاران اقتدارطلب» از طریق این دولت‌ها، جهان را مدیریت می‌کنند. ۳. نقش مرکزی علم و معرفت: استعمار همراه با انقلاب صنعتی و پیشرفت علمی پدید آمد. استعمارگران با ایجاد «عقب‌ماندگی علمی» در کشورهای تحت سلطه و ترویج «علم سکولار» و بی‌طرف، دانش را در خدمت اهداف سلطه‌جویانه خود قرار دادند. بنابراین، «استعمارزدایی معرفتی» و تولید «علوم انسانی اسلامی-ایرانی» یک ضرورت است. ۴. انقلاب اسلامی به مثابه یک ضدروایت: انقلاب اسلامی یک واکنش و «ضدروایت» در برابر نظام سلطه و روایت توسعه غربی است. این انقلاب یک «حقیقت جدید» را به جهان معرفی کرد. ۵. «دولت مقاومت»: جمهوری اسلامی ایران در مسیر نقشه راه خود، به یک «دولت مقاومت» تبدیل شده است. این دولت تنها یک جنبش مقاومتی نیست، بلکه دارای سیاست، اقتصاد، نیروی مسلح و قدرت بازدارندگی در عرصه بین‌المللی است. این دولت، الگویی برای مقاومت جهانی در برابر نظام سلطه است. ۶. گذار به «نظم جدید»: از نگاه ایشان، نظم استعماری موجود در حال فروپاشی است و یک «نظم جدید» در حال شکل‌گیری است. ایده «مقاومت» که با انقلاب اسلامی زنده شد، در این نظم جدید گسترش خواهد یافت. 📖ادامه دارد. 🆔@nazm_jahani
📖صفحه‌ی دوم 🔻نتیجه‌گیری نهایی: ۱.دولت‌سازی اسلامی را نباید صرفاً یک پروژه داخلی و در «خلاء» دید. این دولت‌سازی، بُعدی فراملی و ضداستعماری ذاتی دارد. ۲.دولت اسلامی باید به عنوان یک «نهاد بازیگر در عرصه بین‌الملل» تعریف شود که نقش کلیدی در گذار از نظام سلطه به نظم جدید جهانی ایفا می‌کند. ۳.در تمامی تدابیر مربوط به اصلاح کارگزاران و اسلامی‌سازی ساختارها، باید این بُعد فراملی را به طور جدی مورد ملاحظه قرار داد. ۴.نقطه تمایز اصلی دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای با نظریه‌پردازان پسااستعماری، «اشراف بر معارف وحیانی» و «رهبری عملی جریان مقاومت» است که فراتر از تحلیل صرف، به اقدام عملی برای ایجاد تغییر می‌پردازد. 🔻نقاط قوت مقاله: ۱.نوآوری: پیوند زدن اندیشه سیاسی یک رهبر مذهبی-سیاسی با گفتمان آکادمیک «مطالعات پسااستعماری» ۲.تحلیل نظام‌مند: استفاده از یک چارچوب روش‌مند (تحلیل گفتمان انتقادی) برای تحلیل بیانات ۳.ایجاد گفتمان جدید: تلاش برای ایجاد یک خوانش و از «نقشه راه انقلاب» که در برابر خوانش‌های ساده‌انگارانه و تقلیل‌گرایانه مقاومت می‌کند 🔸به طور خلاصه، این مقاله استدلال می‌کند که از منظر آیت‌الله خامنه‌ای، «دولت‌سازی اسلامی» قلب تپنده یک مبارزه فراملی برای استعمارزدایی از ساختارهای جهانی قدرت و معرفت است و جمهوری اسلامی خود را پرچمدار و الگوی این جنبش می‌داند. 🆔@nazm_jahani
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸علت تفاوت رفتار خداوند با جوامع مؤمن و غیرمؤمن🔸 ، روزی را کم می‌کند لذا خداوند به ما یاد داده است که استغفار کنید تا باران برای شما بفرستیم: (اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا) . ممکن است این سؤال برای شما پیش آید که چطور آنها که نه اهل نماز و نه اهل عبادت هستند، باران مفصل و مرتب دارند، اما ما که اهل نمازیم و به خدا اعتقاد داریم، با یک گناه یا چند گناه گرفتار کم‌بارانی می‌شویم؟ علتش آن است که بین شما و خداوند متعال برقرار است. شما در حوزۀ تربیتی خدایید، و کسانی که در حوزۀ تربیتی خداوند قرار دارند، و دارند. رفتار خدا با کسانی که از حوزۀ تربیتی خارج شده و به خود واگذار شده‌اند، به‌گونه‌ای دیگر است. بچه‌ای که مدرسه می‌رود با بچه‌ای که کوچه‌نشین است و سرپرستی ندارد، فرق می‌کند. کسی از نمی‌پرسد که مشق و تکلیف تو چطور شد؛ اما بچۀ پدردار، وقتی تکالیفش را انجام ندهد، پدر پول‌توجیبی‌اش را کم یا قطع می‌کند. شما ولگردهای عالَم و به‌خودرهاشدگان نیستید! شما در نعمتِ تربیت دین و قرآن هستید و هر کار شما زیر نظر خدا و اهل‌بیت است. امام زمان (ع) اعمال و رفتار ما را هفته‌ای دو بار مرور می‌کنند. شما چنین وضعی دارید. وقتی‌که می‌دهید، خداوند بر باران شما می‌افزاید، و سیل و آفت را برمی‌گرداند. @haerishirazi
هدایت شده از دکتر موسی نجفی
🔰صفحه شطرنج سیاست دکتر موسی نجفی: 🔰 آنی که وارد عرصه‌ی سیاست میشود، باید مثل یک شطرنج‌باز ماهر هر حرکتی را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیش‌بینی کند. شما این حرکت را میکنی، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشی که تو چه حرکتی خواهی کرد. اگر دیدی در آن حرکت دوم، تو درمیمانی، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردی، ناشی هستی. مقام معظم رهبری 🔴صحنه سیاست مثل صفحه شطرنج می ماند . سیاستمدار کار کشته باید مثل شطرنج باز ماهر عمل کند ، یعنی نه تنها به چندین حرکت بعد از حرکت حاضر خودش فکر کند ، بلکه حرکت و حرکات بعدی رقیب را هم سنجیده و حدس بزند۰ او بایستی برای انجام هر حرکتی پیش بینی لازم را بنماید و البته مهمتر از آن بتواند نقشه نهایی طرف مقابل را ذهن خوانی و حدس بزند ؛ چرا که حرکت مهره ها در شطرنج و همچنین در سیاست تابع نقشه راه و یا هدفی کلی بازیگر است . این اهداف و نحوه استفاده از شرایط پیش آمده و یا برنامه ریزی شده است که تکلیف و ارزش هر حرکت و هر مهره ای را در نهایت تعیین می نماید. 🔵یک شباهت دیگر هم در شطرنج وجود دارد و آن این است که بازی شطرنج بازی برد - برد نیست ، بلکه یکی می برد تا دیگری ببازد . شطرنج بازی که به فکر کیش دادن و مات کردن حریف نباشد به زودی خودش کیش و مات خواهد شد . سیاستمداری که به این قواعد بازی شطرنج در سیاست فکر نمی کند، به درد بازی مذاکره نمی خورد ! http://mousanajafi.ir https://eitaa.com/drmousanajafi https://Sapp.ir/drmousanajafi https://ble.ir/drmousanajafi. https://rubika.ir/drmousanajafi
هدایت شده از Dr. Rouholah Ghaderi Kangavari
"ایران و مساله امنیت در چارچوب ژئوپلیتیک تهدید پسا جنگ" روح‌الله قادری کنگاوری، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع) با بیان اینکه گذار از بازدارندگی متعارف نامتقارن به بازدارندگی نامتعارف متقارن ضرورت دارد، گفت: مهمترین تغییر در راهبرد امنیتی کشور باید این باشد از راهبرد امنیتی تدافعی به سمت راهبرد امنیتی تهاجمی و در صورت لزوم پیش‌دستانه حرکت کرد. ✍از منظر نظریه ها و تاریخ روابط بین الملل، صرف نظر کردن از بازدارندگی هسته ای در نظام بین الملل کنونی و نظم سلطه محورش هیچ توجیه عقلانی و منطقی ندارد و معتقدم روزی هزینه این «بی تصمیمی و بی اقدامی» را ایرانیان خواهند پرداخت که دیگر خیلی دیر شده است. ✍مهمترین تغییر در راهبرد امنیتی کشور باید این باشد از راهبرد امنیتی تدافعی به سمت راهبرد امنیتی تهاجمی و در صورت لزوم پیش‌دستانه حرکت کرد؛ زیرا مقاومت علیه هرآنچه بوی تهدید و خطر می دهد، ذاتاً تهاجمی است (نه تدافعی). این مهم البته به معنای تهاجم، لشکرکشی و کشورگشایی نیست؛ بلکه به این معناست نباید اجازه داد در محیط پیرامونی امنیت کشور تهدیدی شکل بگیرد تا در نطفه خفه شود که البته با این ساختار و کارگزار کنونی بعید می دانم حتی خود این نگاه پذیرفته و پیگیری شود. به هر حال راهبرد امنیتی فعلی به شدت ناقص و ناتمام است و به نوعی با پدیده «کم‌بازداندگی» یا «بازدارندگی نامکفی» مواجهیم که باید به سرعت به سمت بازدارندگی همه جانبه و راهبرد اجبار و وادارندگی حرکت کرد، در غیر این صورت فردا کار سخت تر خواهد شد. ✍مهمترین عرصه هایی که باید تغییر کند و پیش تر نیز بیان شد، «راهبرد هسته ای ما در حوزه نظامی» و «راهبرد اطلاعاتی ما در حوزه امنیتی» است که باید به عنوان مهمترین اولویت کشور فوری در دستور کار شورای عالی امنیت ملی قرار بگیرد و اجماع ملی و نخبگانی ایجاد کند. سامانه های پدافندی و هوایی ما در بخش نظامی و سامانه های اطلاعاتی ما در بعد داخلی و خارجی اصلاً در تراز ایران اسلامی نبوده و طمع هر رقیب و دشمنی را برای تجاوز به ایران برمی انگیزاند، اگر فکری نکنیم و کاری نکنیم. ✍نرم افزار قدرت منهای سخت افزار قدرت هرگز نخواهد توانست قدمی ما را به جلو سوق دهد و این یعنی از منظر سیاست خارجی، دیپلماسی منهای میدان چیزی جز خوش رقصی و تحریک دشمن نیست. سرنوشت نهایی این  جنگ را «میدان» رقم خواهد زد نه دیپلماسی. چرا که تنها ضمانت اجرای عینی در روابط بین الملل، تهدید به تلافی و اقدام متقابل در میدان است. ✍واقعا تعجب می کنم از نگاه برخی همکاران دانشگاهی ام که در کمال تأسف و ناباوری امنیت ملی را در گرو پذیرش نظم ظالمانه نظام بین الملل کنونی می پندارند. این دوستان از تاریخ پرفراز و نشیب ایران و روابط بین الملل چه می دانند؟ https://rahbordemoaser.ir/fa/news/292300/
🔴 مساعی متعهدانه در تقویت تمایزات گفتمانی! ✍دکتر محمدحسن علایی (جامعه‌شناس) نقد گفتمان حکمی دکتر بیژن عبدالکریمی، بالغ بر یک دهه، مطمح نظر نگارنده و متعلق عموم مساعی متعهدانه و نظرورزانه وی بوده‌است، به قصد تقویت و توسعه تمایزات گفتمانی این متفکر ایرانی و فراروی از داوری‌های سبک‌سرانه و پوپولیستی و صد البته مبرا از شائبه‌ی سرسپردگی صرف از سر ارادت و متابعت. آرا درخشان و آثار مشحون از دقایق متفکرانه‌ی دکتر عبدالکریمی، پس از تلالو در سپهر فرهنگ، آن هم در دل برهوت منحط توسعه‌نیافتگی و در فروبسته‌های عصر عسرت، بی هیچ تعارف و تکلفی، حالا دیگر به تنهایی در تملک صرف خود ایشان نمی‌باشد و نگارنده از سر غیرت و تعهد در هر فرصتی که یافته‌است، چندان ظاهر شده است، که طعم طعن و وهن منکران این گفتمان را نیک به جان چشیده است و به گرده‌ی خویش تازیانه‌های دو طایفه‌ی به ظاهر متفاوت از تندمزاجان تندخوی ایشان را تاب آورده‌‌است. حالا دیگر چندیست مورد بی مهری سرسپردگان وی نیز واقع گردیده‌است و حتی فراتر از این‌ها در خود ایشان هم تغیراتی چند در نسبت با خویش ادراک کرده‌است. با این همه، هیچ از عزم نگارنده در تنقیح آرای ایشان نکاسته‌است، و آنجا که لازم افتاده است در دفاع از آرای ایشان حتی رویاروی خود ایشان هم ایستاده است، عبدالکریمی اکنون با چهار انتقاد نگارنده مواجه است: ۱- تنزل به سطح سیلیبریتی فرهنگی افراط در حضور در حوزه‌ی عمومی و هم‌سخنی با آن کسانی که تمایزات گفتمانی عبدالکریمی را با عدم فهم جان کلام ایشان، با انواع و اصناف سوءتعبیر‌ها و سوءبرداشت‌ها خدشه‌دار ساخته اند. و عملا گفتگویی شکل نگرفته است حال چه ایشان چپ چپ باشند چه راست راست. ۲-غلبه‌ی رویکرد سلبی در تشخیص اهل فرهنگ تفریط در مجال دادن به اندیشه‌هایی که با پژواک معانی گفتمان عبدالکریمی مواجهه‌ی انتقادی راستین با آرای وی داشته‌اند که هر چند کم تعدادند اما شوربختانه نادیده‌انگاشته شده‌اند، این مع الاسف شائبه‌ی خوی خودمرکزپنداری را در دل یک تاریخ اقتدارطلبی در شخصیت خود وی هم در گمان نگارنده افکنده است، با مجال دادن به گفتگوی راستین مرکز از میان برمی‌خیزد و اندیشه محل بحث می‌شود نه فرد. ۳-مقاومت در برابر خودانتقادی عبدالکریمی فارغ از محتوای اندیشه وی، گاه سهوا یا عمدا، بیان ناروایی اتخاذ کرده اند اما در مقام پذیرش ِ انتقادات سرسختی نامعقولی به خرج داده‌اند که از جان اصیل و صمیمی وی به دور است. ۴-فروبستگی و ایستایی گفتمانی گفتمان عبدالکریمی در افق‌آفرینی برای جامعه، کمتر واجد سویه‌های ایجابی است، و صرف نقد غرب، نظام سلطه و روشنفکران در این فقره کفایت نمی کند. و شایسته است در سنگر فلسفه بیتوته بیشتری کرده، پرسش‌های امثال نگارنده را مشفقانه پاسخ دهد. پرسش‌هایی که ناظر بر  تنقیح نظریه‌ی حقیقت و امر دینی در این گفتمان، وزن فلسفه‌ی سیاسی و نیروهای نفی در این گفتمان، لوازم فلسفی اندیشه متاثر از بزرگان اندیشه چون نیچه و هایدگر و ‌... مطرح شده‌اند و همچنان پاسخ می‌طلبند. درآخر، با دو بیت حافظ این جستار را روانه می‌دارم باشد که ضمیمه‌ی مراتب مهر و ادب به دست ایشان، و مخاطبان وی برسد. خدا را کم نشین با خرقه پوشان رخ از رندان بی‌سامان مپوشان در این خرقه بسی آلودگی هست خوشا وقت قبای می‌فروشان...