eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
مهدی خراتیان در توییتر خود به تحلیل تأثیر لابی اسرائیل بر سیاست آمریکا پرداخته است. ایشان معتقدند بایستی تهدیدهای پیش روی ایران را در چارچوب نظم اسرائیلی و اسرائیل‌محور مورد بررسی قرار داد. او چنین نوشته است: «نمیتوانم بگویم با تمام حرفهای دکتر میلر عینا موافقم، اما کلیت آنرا میپذیرم. یک چیز واضح است: بعد از رای دیوان عالی آمریکا موسوم به Citizens United در ۲۰۱۰ و باز شدن دست لابیها، سیاست داخلی آمریکا عملا گروگان لابی اسراییل شده تا جاییکه حتی کاربرد واژه "لابی" - به سبکی که میرشایمر و والت در ۲۰۰۶ ابداع کردند - برای شبکه قدرتمند حامی اسراییل در امریکا نمیتواند حق مطلب را ادا کند. اکنون در واشنگتن سیاستمدارانی داریم که ظاهرا آمریکایی هستند اما از اینکه بگویند تعهدشان اول به اسراییل و سپس به آمریکاست، هیچ ابایی ندارند. برای مثال وقتی نانسی پلوسی در همایش IAC در حضور چاک شومر و حییم‌سابان اعلام کرد که "حتی اگر تمام ساختمان کنگره با خاک یکسان شود، یک چیز باقی میماند و آن تعهد آمریکا به اسراییل است" و بسیاری در دو حزب با حرفهای وی موافقند، یا وقتی ترامپ تا خرخره غرق در تعهدات خود به آدلسون و پرلموتر و مارک لوین و نلسون پلتز و پل سینگر و ... است و علیرغم ادعاهایش توان محدودی در مهار جنگ طلبی ائتلاف لابی اسراییل و نئوکانها داشته است، همه اینها نشانگر آن است که Pax Americana مرده و برخی با شدت دنبال تحقق Pax Judaica هستند و برای رسیدن به این هدف از هیچ خباثت و جنایتی ابا ندارند و حتی حاضرند آمریکا و منافع آنرا در این مسیر قربانی کنند، کما اینکه تا کنون چنین بوده است. در این مسیر نه جریان ماگا در حزب جمهوریخواه و نه جریان ترقیخواه در حزب دموکرات نتوانسته جلوی زیاده خواهیهای این جریان صهیونیستی خشن و تندرو را بگیرد و حتی الان هم با دستور کارهای کلان این جریان یا همرا است و یا در قبال آن سکوت میکند. ایران در حال حاضر از موانع مهم تحقق نظم جهانی اسراییل محور است و اتفاقا کیس اپستین به خوبی نشان داد که این نظم در ذات خود چقدر فاسد و منحط و خطرناک است. از همین رو است که ایران با خشونتی سیری ناپذیر توسط اسراییل و شبکه قدرت حامی آن مورد حمله قرار گرفته است، امری که در تحریمهای خرد کننده دو دهه اخیر، ترورهای وسیع در ایران ، جنگ ۱۲ روزه و فجایع ۸ و ۹ ژانویه در ایران تحت هدایت موساد (که مایک پمپئو صراحتا به آن اذعان کرد) عینا شاهد آن بودیم. امروز عمده کشورهای خاورمیانه که پیشتر ایران را دشمن اصلی خود میدانستند، از تبعات هولناک نظم اسراییل محور نگرانند و ایران را مانع تحقق آن میدانند و مطمئنا سیاستمداران بسیاری در واشنگتن در خلوت خود نگران پاره شدن افسار حامیان اسراییل هستند، اما جرات بیان آنرا ندارند. ‌@JDVance معاون اول ترامپ مدتی است که ساکت است و در خلوت با جنگ طلبان مخالفتی نمیکند و امثال ‌@BernieSanders و ‌@AOC هم کار خاصی نکرده اند و ‌@elonmusk هم که بعد از درگیری با سوروس برای بقای خود، دست به دامان نتاتیاهو شده و سیاست ضد جنگ‌ پیشین خود را رها کرده است. تهران پذیرفته است که در این نبرد نابرابر تنهاست، و تا کنون در برابر گزینه هایی چون ساخت بمب، استفاده موثر از اهرمهای انرژی در منطقه خاورمیانه و فعال کردن هسته های عملیات ویژه در اقصی نقط جهان - به درست یا غلط- فعالیت بسیار محدودی داشته است، تلاش کرده ثابت کند که به دنبال جنگ نیست و متاسفانه همین امر موجب اشتباه محاسباتی عده ای در آمریکا در مورد توان تهران در جنگ شده است. مسلما مشخص نیست با ادامه این سطح از تهدیدات یا عملی شدن آنها، فضای تصمیم سازی در تهران به همین شکل باقی بماند و در ادامه به چه سمتی حرکت کند. اگر جریانهای اصیل ماگا و ترقیخواهان اصیل غیر وابسته به اسراییل دنبال حفظ منافع آمریکا هستند، باید به مراتب بیش از این فعال باشند وگرنه جنگ با ایران، نه تنها قابلیت ارتقا به سطح منطقه ای را دارد، بلکه میتواند در شرایطی خاص به یک جنگ بین المللی نیز مبدل شود.‌ شاید برای بیان این حرفها کمی دیر شده باشد، اما خوب است افراد آگاه و مستقل در ایالات متحده و سایر کشورهای غربی و همسایگان ایران در منطقه خاورمیانه بدانند که ادامه این مسیر که امثال مارک لوین و لیندزی گراهام و تام کاتن آمریکا و جهان را به سمت آن میبرند، به کجا ختم میشود. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مهدی خراتیان در توییتر خود به تحلیل تأثیر لابی اسرائیل بر سیاست آمریکا پرداخته است. ایشان معتقدند با
با توجه به متن فوق، درک خراتیان، از نسبت آمریکا و اسرائیل این‌گونه است: ۱. سلطه‌ی بر سیاست آمریکا ۲. تقدم تعهد به اسرائیل بر منافع آمریکا ۳. تغییر نظم جهانی از Pax Americana به Pax Judaica ۴. ناتوانی سیاستمداران و جریان‌های سیاسی مستقل (جریان ماگا در حزب جمهوری‌خواه و حزب ترقی‌خواهان حزب دموکرات) در آمریکا در برابر زیاده‌خواهی‌های جریان صهیونیستی و ترسیدن از آن‌ها ۵. ایران به عنوان مانع نظم جهانی اسرائیل‌محور؛ به‌همین خاطر از ابزار تحریم‌ها، ترورها و عملیات‌های خرابکاری علیه آن استفاده می‌شود. بنابراین، یک حامی اسرائیل (فراتر از یک لابی متعارف) سیاست‌گذاری آمریکا را به گروگان گرفته، منافع ملی آمریکا را ذیل اهداف خود قربانی می‌کند و تهدیدی برای صلح جهانی به شمار می‌رود. ایران نیز قربانی این ساختار قدرت است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مهدی خراتیان در توییتر خود به تحلیل تأثیر لابی اسرائیل بر سیاست آمریکا پرداخته است. ایشان معتقدند با
این دیدگاه در تقابل با نظریه‌ی جدایی و انفکاک بین سیاست‌های آمریکا و اسرائیل است. به قول یکی، «متأسفانه، برخی دولتمردان و نخبگان در جمهوری اسلامی ایران به تحلیل‌های قدیمی و اکنون ردشده و نادرستی که پروژه‌ی صهیونیستی صرفاً ابزاری برای «امپراتوری آمریکا» است، چسبیده‌اند و بر این باور بوده‌اند که مذاکره با آمریکایی‌ها مشکلاتشان را حل خواهد کرد، در حالی که این امر به برتری‌طلبان یهودی اجازه می‌دهد تا به دلخواه به قتل، تحریم، نفوذ و اکنون حتی نسل‌کشی دست بزنند. آنها ندیدند که برتری‌طلبان یهودی در حال ساختن امپراتوری خود بودند، امپراتوری‌ای که بر فراز ساختار قدرت آمریکا قرار دارد، اما در پی برتری بر آن است. هنوز سیاست‌گذاران ارشدی در ایران هستند که معتقدند می‌توانند آمریکایی‌ها را از اربابان یهودی‌تبارشان جدا کنند. به جای درک منطق برتری‌جویانه یهودی و پاسخ دادن به آن با نیروی برابر یا بیشتر پس از ۲۰۰۶ — که تنها راه متوقف کردن آن است — آنها به «عادی‌سازی» روابط با آمریکا روی آوردند. آنها گمان می‌کردند با صاحبخانه صحبت می‌کنند اما در حال دلربایی از پیشخدمت بودند.»
⁠ مرشایمر: ترامپ نمی‌خواهد وارد جنگ فرسایشی با ایران شود 🔹جان مرشایمر، استاد روابط بین‌المل در گفت‌وگویی تلویزیونی در پاسخ به سؤال مجری که پرسیده بود آیا ترامپ می‌خواهد همان کاری را که با رئیس جمهور ونزوئلا انجام داده، در ایران پیاده‌سازی کند که وی پاسخ داد: خیر، ترامپ نمی‌تواند رژیم ایران را سرنگون کند و از سوی دیگر نیز نمی‌خواهد وارد جنگی فرسایشی شود که طی آن برای دو سال آینده ایران را بمباران کند و می‌شود گفت کاری که باید انجام دهد این است که مثلا یک حمله یک روزه انجام دهد. 🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
⁠ در اقدامی بسیار عجیب دو خبرگزاری فارس و تسنیم خبر مربوط به «دستور پزشکیان برای آغاز مذاکرات با آمریکا» را بی‌سروصدا حذف کردند! 🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
مصطفی نجفی: و مذاکره‌کننده مهم است و قابل انکار نیست. اما تعیین‌کننده‌تر است. ضمن اینکه در چارچوب ، وقتی عدم توازن معناداری بین اهرم‌های مذاکره، نیات و انتظارات طرفین از یکدیگر وجود داشته باشد، شانس توافق کم خواهد شد. ساسان کریمی:‌‌ « ‌نه الزاما نتیجه بخش است و نه الزاما ناکام. ‌از پیش به هیچ چیز نمی توان خوشبین یا بدبین بود. ‌بستگی به طرح مذاکراتی مورد استفاده و مذاکره کننده اصلی دارد.» ‌🔻بر همین اساس، می‌توان بر پایه یک چارچوب تحلیلی، از پیش نسبت به روند مذاکرات خوش‌بین یا بدبین بود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مصطفی نجفی: #طرح و #تیم مذاکره‌کننده مهم است و قابل انکار نیست. اما #چارچوب_تصمیم_در_واشنگتن تعیین‌ک
⭕️نسبت بین قدرت و توزان قوا با مذاکره اختلاف مهم نیرو‌های اصیل با جریان‌های و خوش‌بین افراطی؛ افرادی مانند آقای سلیمی، ساسان کریمی، و ظریف این است که پیش‌شرط اصلی مذاکره را اعتبار، جذابیت و تصویر معقول می‌دانند، نه قدرت میدانی بازدارنده و اهرم فشار. نگاه‌شان به طرف مقابل، دشمنی با منافع متضاد نیست، که به آن‌ها به چشم شرکای بالقوه با منافع همسو می‌نگرند. (خوش‌بینی) معیار موفقیت هم نه معامله مطلوب، که ارتباط و تعامل پایدار می‌دانند. (فقط ارتباط با غرب باشه، به هر قیمتی، حتی اگه اونا هم خارج شدن ما بمونیم) قبلا هم گفته شد که برجام محصول قدرت میدانی و عاملیت ما در سال 2006 بود. این یعنی ما معتقدیم مذاکره‌ی مطلوب، به پشتوانه قدرت و اهرم‌های فشار حاصل می‌گردد. پس ساسان کریمی درست می‌گوید که مهم است چه تیم و افرادی در مذاکره حضور داشته باشند؛ افراد یا رمانتیک؟! طرف مقابل در عین این که دم از مذاکره می‌زند، اما دائماً دارد اهرم‌های فشار نظامی را رو و به نمایش می‌گذارد. ترامپ دائماً دارد ادوات نظامی آمریکا در خاورمیانه را گسترش می‌دهد؛ ناو‌های هواپیمابر، کشتی‌های بزرگ نظامی و... این یعنی جبر نظام بین‌الملل هم مقتضی است که میدان و قدرت را مقدم بر مذاکره بدانیم. به دیگربیان، مذاکره چیزی جز نقد سرمایه‌های میدانی در حوزه‌ی قدرت نیست.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️چرا گفتمان‌های رمانتیک در سیاست خارجی محکوم به شکست‌اند؟ ▪️صلح، محصول «قدرت» است، نه‌ گفت‌وگو ا
☝️ اختلاف ما با جریان‌های رمانتیک در نگرش به قدرت و مکانیسم‌های آن است. این جریان‌ها یا فاقد هرگونه فهم یا صاحب فهم‌های غلط از منطق و معادلات قدرت‌اند. به همین خاطر گفتمان‌های رمانتیک در سیاست خارجی محکوم به شکست‌اند. چون شکست خوردند به یاوه‌گویی افتادند و صحبت از رفراندوم می‌کنند. و اتفاقا که دستاورد کنشگری او، تولید قدرت برای ایران و کشاندن غرب ب میز مذاکره بود در برجام، شخص است. این چیزی است که این جریا‌نها آن را کتمان می‌کنند و بر عکس، رهبری را نوک حمله خود قرار می‌دهند.
هدایت شده از خبرگزاری فارس
شورای روابط خارجی آمریکا به ترامپ: وارد باتلاق جنگ با ایران نشو 🔹مایکل فرومن رئیس شورای روابط خارجی آمریکا: درگیری نظامی با ایران نه‌تنها با راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا همخوانی ندارد، بلکه می‌تواند آمریکا را وارد یک جنگ فرسایشی و پرهزینه کند. راهبرد دفاعی جدید آمریکا بر سه اصل استوار است: 🔹مدیریت محدودیت شدید منابع نظامی 🔹تمرکز بر دفاع از سرزمین اصلی و نیمکرۀ غربی 🔹واگذاری مسئولیت بیشتر امنیتی به متحدان در اروپا و هند-اقیانوسیه 🔹فرومن می‌گوید: ایران نقطۀ پرریسک این راهبرد است و هرگونه درگیری با تهران می‌تواند اهداف کلان آمریکا را بر هم بزند. فرومن با اشاره به مطالبات ترامپ از ایران از جمله: 🔹توقف کامل غنی‌سازی 🔹محدودسازی توان موشکی 🔹قطع حمایت از محور مقاومت می‌گوید: ایران تحت فشار نظامی یا سیاسی، هرگز این اهرم‌های فشار را که با هزینۀ سنگین حفظ کرده، از دست نخواهد داد. رئیس شورای روابط خارجی آمریکا تصریح می‌کند: «ایران، ونزوئلا نیست» و هرگونه تنش می‌تواند به درگیری طولانی‌مدت منجر شود؛ چیزی که ترامپ همواره سعی کرده از آن دوری کند. 🔹فورمن در پایان تصریح می‌کند که تهران به خوبی از این وضعیت مطلع است و به همین دلیل بود که وزیر خارجۀ ایران، هشدار داد که: «یک رویارویی تمام‌عیار قطعاً بسیار خشن خواهد بود و بسیار، بسیار طولانی‌تر از جدول‌های زمانی خیالی است که اسرائیل و نیروهای نیابتی‌اش می‌کوشند به کاخ سفید بفروشند.» @Farsna
هدایت شده از خبرگزاری فارس
🖼 پزشکیان: به وزیر خارجه دستور دادم در صورت وجود فضای مناسب زمینهٔ مذاکره را فراهم کند. @Farsna
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸اعتراف ترامپ به تدبیر و کارآمدی شهید سلیمانی: او ژنرال بزرگی بود رئیس‌جمهور ایالات متحده: قاسم سلیمانی رهبر نظامی ایران بود. اگر او زنده بود، حمله‌ای که ما به ایران انجام دادیم، دیگر [نتیجه‌اش] این‌طور نمی‌شد. او یک ژنرال عالی بود. آنها الان چنین فرمانده‌ای را ندارند. 🆔@world_order
۱/۲ ⭕️روسیه–ایران: جنگ زمینیِ خاموشی که «تله ریملند» را از هم می‌گسلد ✍ابراهیم ماجد در حالی که غرب در حال اجرای نمایش‌های دریایی در خلیج فارس است، زیرساخت‌های پسا-دلاریِ اوراسیا در حال پی‌ریزی است. 📌 توهم ساحلی برای دهه‌ها، تفکر استراتژیک غرب تحت سلطه پارادایم «ریملند» (حاشیه زمین) بوده است: این باور که کنترل جهانی از دریاها، تنگه‌ها و تسلط بر سواحل سرچشمه می‌گیرد. قدرت دریایی ایالات متحده، ناوهای هواپیمابر، گروه‌های آبی-خاکی و ناوشکن‌های موشک‌انداز، هسته مرکزی این جهان‌بینی بوده‌اند. امروز، خلیج فارس صحنه این نمایش است. گروه‌های ضربت ناوهای هواپیمابر با دقت مانور می‌دهند؛ پهپادهای ایرانی با نزدیکیِ برنامه‌ریزی‌شده بر فراز آن‌ها به پرواز در می‌آیند. تحلیلگران و رسانه‌ها درباره پله‌های تنش، خطوط قرمز و آستانه‌های بازدارندگی بحث می‌کنند. اما این نمایش، به همان اندازه که استراتژیک است، معرفت‌شناختی نیز هست: به مخاطبان اطمینان می‌دهد که قدرت همچنان در همان‌جایی است که به طور تاریخی وجود داشته است. این توهم با پوشش نظامی سینمایی، ردیابی لحظه‌ای تحرکات و تفاسیر بی‌پایان درباره درگیری‌های دریایی تقویت می‌شود. در همین حال، رویارویی تعیین‌کننده به درون سرزمین‌ها منتقل شده است؛ به فضاهایی که برای نظارت غرب نامرئی، فراتر از مداخله دریایی و تا حد زیادی در برابر اجبار مالی مصون هستند. این جنگی است که به جای موشک و هواپیما، با بولدوزر و بسترهای ریلی پیش می‌رود. این جنگی خاموش، فزاینده و ساختاری است. 📌 حکم خاموشِ گیلان در استان گیلان ایران، حکمی ژئوپلیتیک به آرامی صادر شده است: ۱۱۰ کیلومتر از کریدور ریلی رشت–آستارا مرحله تملک اراضی را به پایان رسانده است. برنامه‌ریزان غربی تصور می‌کردند که این پروژه تحت دو «وتوی ناگفته» برای همیشه متوقف خواهد شد: ۱. وتوی جغرافیا: شمال ایران سرزمینی معمولی نیست. جنگل‌های انبوه، تالاب‌ها، مرداب‌ها و کوه‌های ناهموار، ساخت‌وساز را کند، گران و پیچیده می‌کند. به لحاظ تاریخی، چنین جغرافیایی ترمزی طبیعی برای پروژه‌های زیرساختی قاره‌ای بوده است. ۲. وتوی مالی: انتظار می‌رفت تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی و کنترل ارز، پیشرفت کار را خفه کنند. قرار بود این کریدور در سکوت تحت فشارهای مالی شکست بخورد. هر دو فرض اکنون باطل شده‌اند. هزینه بیش از ۱۱۰۰ میلیارد تومان زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی، «سود-محور» نیست، بلکه «حاکمیت-محور» است. این اقدام، ارز را به «عمق استراتژیک» تبدیل کرده و تحریم‌ها را بی‌اثر می‌کند. این نشان‌دهنده یک اصل گسترده‌تر است: در معماری نوظهور اوراسیا، اجبار اقتصادی دیگر نمی‌تواند انتخاب‌های استراتژیک را دیکته کند. 📌 کیلومتر ۱۱۰: نقطه بازگشت‌ناپذیر این چیزی فراتر از یک نقطه عطف ریلی است؛ این لحظه ترک خوردنِ «تله ریملند» است. کریدوری که پیش‌تر تصور می‌شد برای مدت نامعلومی متوقف شده، اکنون از نقطه بازگشت‌ناپذیر عبور کرده است. حلقه گمشده میان ایران و آذربایجان و به تبع آن روسیه، به صورت فیزیکی محقق شده است. به زودی کالاها از سن‌پترزبورگ به اقیانوس هند، تنگه‌های تحت کنترل غرب، گلوگاه‌های ناتو و سیستم‌های مالیِ تحت حاکمیت دلار را دور خواهند زد. هر کیلومتر اضافی که تکمیل می‌شود، نه یک اقدام لجستیکی، بلکه یک اقدام ژئوپلیتیک است. این کار مسیر تجارت را تغییر می‌دهد، اهرم‌های فشار غرب را فرسوده می‌کند و به جهان نشان می‌دهد که تحریم‌ها «موقتی» هستند، نه «تعیین‌کننده». https://x.com/i/status/2019078502603952348 https://x.com/i/status/2019081054066299012