معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مهدی خراتیان در توییتر خود به تحلیل تأثیر لابی اسرائیل بر سیاست آمریکا پرداخته است. ایشان معتقدند با
با توجه به متن فوق، درک خراتیان، از نسبت آمریکا و اسرائیل اینگونه است:
۱. سلطهی #لابی_اسرائیل بر سیاست آمریکا
۲. تقدم تعهد به اسرائیل بر منافع آمریکا
۳. تغییر نظم جهانی از Pax Americana به Pax Judaica
۴. ناتوانی سیاستمداران و جریانهای سیاسی مستقل (جریان ماگا در حزب جمهوریخواه و حزب ترقیخواهان حزب دموکرات) در آمریکا در برابر زیادهخواهیهای جریان صهیونیستی و ترسیدن از آنها
۵. ایران به عنوان مانع نظم جهانی اسرائیلمحور؛ بههمین خاطر از ابزار تحریمها، ترورها و عملیاتهای خرابکاری علیه آن استفاده میشود.
بنابراین، یک #شبکهی_قدرت حامی اسرائیل (فراتر از یک لابی متعارف) سیاستگذاری آمریکا را به گروگان گرفته، منافع ملی آمریکا را ذیل اهداف خود قربانی میکند و تهدیدی برای صلح جهانی به شمار میرود. ایران نیز قربانی این ساختار قدرت است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مهدی خراتیان در توییتر خود به تحلیل تأثیر لابی اسرائیل بر سیاست آمریکا پرداخته است. ایشان معتقدند با
این دیدگاه در تقابل با نظریهی جدایی و انفکاک بین سیاستهای آمریکا و اسرائیل است.
به قول یکی، «متأسفانه، برخی دولتمردان و نخبگان در جمهوری اسلامی ایران به تحلیلهای قدیمی و اکنون ردشده و نادرستی که پروژهی صهیونیستی صرفاً ابزاری برای «امپراتوری آمریکا» است، چسبیدهاند و بر این باور بودهاند که مذاکره با آمریکاییها مشکلاتشان را حل خواهد کرد، در حالی که این امر به برتریطلبان یهودی اجازه میدهد تا به دلخواه به قتل، تحریم، نفوذ و اکنون حتی نسلکشی دست بزنند. آنها ندیدند که برتریطلبان یهودی در حال ساختن امپراتوری خود بودند، امپراتوریای که بر فراز ساختار قدرت آمریکا قرار دارد، اما در پی برتری بر آن است.
هنوز سیاستگذاران ارشدی در ایران هستند که معتقدند میتوانند آمریکاییها را از اربابان یهودیتبارشان جدا کنند.
به جای درک منطق برتریجویانه یهودی و پاسخ دادن به آن با نیروی برابر یا بیشتر پس از ۲۰۰۶ — که تنها راه متوقف کردن آن است — آنها به «عادیسازی» روابط با آمریکا روی آوردند. آنها گمان میکردند با صاحبخانه صحبت میکنند اما در حال دلربایی از پیشخدمت بودند.»
#متغیرها #لابی_اسرائیل
هدایت شده از پایش آمریکا و سازمان ملل متحد
مرشایمر: ترامپ نمیخواهد وارد جنگ فرسایشی با ایران شود
🔹جان مرشایمر، استاد روابط بینالمل در گفتوگویی تلویزیونی در پاسخ به سؤال مجری که پرسیده بود آیا ترامپ میخواهد همان کاری را که با رئیس جمهور ونزوئلا انجام داده، در ایران پیادهسازی کند که وی پاسخ داد: خیر، ترامپ نمیتواند رژیم ایران را سرنگون کند و از سوی دیگر نیز نمیخواهد وارد جنگی فرسایشی شود که طی آن برای دو سال آینده ایران را بمباران کند و میشود گفت کاری که باید انجام دهد این است که مثلا یک حمله یک روزه انجام دهد.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
هدایت شده از پایش آمریکا و سازمان ملل متحد
در اقدامی بسیار عجیب دو خبرگزاری فارس و تسنیم خبر مربوط به «دستور پزشکیان برای آغاز مذاکرات با آمریکا» را بیسروصدا حذف کردند!
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
مصطفی نجفی: #طرح و #تیم مذاکرهکننده مهم است و قابل انکار نیست. اما #چارچوب_تصمیم_در_واشنگتن تعیینکنندهتر است. ضمن اینکه در چارچوب #منطق_قدرت، وقتی عدم توازن معناداری بین اهرمهای مذاکره، نیات و انتظارات طرفین از یکدیگر وجود داشته باشد، شانس توافق کم خواهد شد.
ساسان کریمی: «#مذاکره نه الزاما نتیجه بخش است و نه الزاما ناکام.
از پیش به هیچ چیز نمی توان خوشبین یا بدبین بود.
بستگی به طرح مذاکراتی مورد استفاده و مذاکره کننده اصلی دارد.»
🔻بر همین اساس، میتوان بر پایه یک چارچوب تحلیلی، از پیش نسبت به روند مذاکرات خوشبین یا بدبین بود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مصطفی نجفی: #طرح و #تیم مذاکرهکننده مهم است و قابل انکار نیست. اما #چارچوب_تصمیم_در_واشنگتن تعیینک
⭕️نسبت بین قدرت و توزان قوا با مذاکره
اختلاف مهم نیروهای اصیل #گفتمان_انقلاب با جریانهای #رمانتیک و خوشبین افراطی؛ افرادی مانند آقای سلیمی، ساسان کریمی، و ظریف این است که پیششرط اصلی مذاکره را اعتبار، جذابیت و تصویر معقول میدانند، نه قدرت میدانی بازدارنده و اهرم فشار.
نگاهشان به طرف مقابل، دشمنی با منافع متضاد نیست، که به آنها به چشم شرکای بالقوه با منافع همسو مینگرند. (خوشبینی)
معیار موفقیت هم نه معامله مطلوب، که ارتباط و تعامل پایدار میدانند. (فقط ارتباط با غرب باشه، به هر قیمتی، حتی اگه اونا هم خارج شدن ما بمونیم)
قبلا هم گفته شد که برجام محصول قدرت میدانی و عاملیت ما در سال 2006 بود.
این یعنی ما معتقدیم مذاکرهی مطلوب، به پشتوانه قدرت و اهرمهای فشار حاصل میگردد.
پس ساسان کریمی درست میگوید که مهم است چه تیم و افرادی در مذاکره حضور داشته باشند؛ افراد #واقعبین یا رمانتیک؟!
طرف مقابل در عین این که دم از مذاکره میزند، اما دائماً دارد اهرمهای فشار نظامی را رو و به نمایش میگذارد. ترامپ دائماً دارد ادوات نظامی آمریکا در خاورمیانه را گسترش میدهد؛ ناوهای هواپیمابر، کشتیهای بزرگ نظامی و...
این یعنی جبر نظام بینالملل هم مقتضی است که میدان و قدرت را مقدم بر مذاکره بدانیم. به دیگربیان، مذاکره چیزی جز نقد سرمایههای میدانی در حوزهی قدرت نیست.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️چرا گفتمانهای رمانتیک در سیاست خارجی محکوم به شکستاند؟ ▪️صلح، محصول «قدرت» است، نه گفتوگو ا
☝️
اختلاف ما با جریانهای رمانتیک در نگرش به قدرت و مکانیسمهای آن است. این جریانها یا فاقد هرگونه فهم یا صاحب فهمهای غلط از منطق و معادلات قدرتاند.
به همین خاطر گفتمانهای رمانتیک در سیاست خارجی محکوم به شکستاند.
چون شکست خوردند به یاوهگویی افتادند و صحبت از رفراندوم میکنند.
و اتفاقا #معمار_امنیتی_ایران که دستاورد کنشگری او، تولید قدرت برای ایران و کشاندن غرب ب میز مذاکره بود در برجام، شخص #رهبری است. این چیزی است که این جریانها آن را کتمان میکنند و بر عکس، رهبری را نوک حمله خود قرار میدهند.
#سلیمی #کریمی #ظریف #سریعالقلم #روحانی #خاتمی
هدایت شده از خبرگزاری فارس
شورای روابط خارجی آمریکا به ترامپ: وارد باتلاق جنگ با ایران نشو
🔹مایکل فرومن رئیس شورای روابط خارجی آمریکا: درگیری نظامی با ایران نهتنها با راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا همخوانی ندارد، بلکه میتواند آمریکا را وارد یک جنگ فرسایشی و پرهزینه کند.
راهبرد دفاعی جدید آمریکا بر سه اصل استوار است:
🔹مدیریت محدودیت شدید منابع نظامی
🔹تمرکز بر دفاع از سرزمین اصلی و نیمکرۀ غربی
🔹واگذاری مسئولیت بیشتر امنیتی به متحدان در اروپا و هند-اقیانوسیه
🔹فرومن میگوید: ایران نقطۀ پرریسک این راهبرد است و هرگونه درگیری با تهران میتواند اهداف کلان آمریکا را بر هم بزند.
فرومن با اشاره به مطالبات ترامپ از ایران از جمله:
🔹توقف کامل غنیسازی
🔹محدودسازی توان موشکی
🔹قطع حمایت از محور مقاومت
میگوید: ایران تحت فشار نظامی یا سیاسی، هرگز این اهرمهای فشار را که با هزینۀ سنگین حفظ کرده، از دست نخواهد داد.
رئیس شورای روابط خارجی آمریکا تصریح میکند:
«ایران، ونزوئلا نیست» و هرگونه تنش میتواند به درگیری طولانیمدت منجر شود؛ چیزی که ترامپ همواره سعی کرده از آن دوری کند.
🔹فورمن در پایان تصریح میکند که تهران به خوبی از این وضعیت مطلع است و به همین دلیل بود که وزیر خارجۀ ایران، هشدار داد که: «یک رویارویی تمامعیار قطعاً بسیار خشن خواهد بود و بسیار، بسیار طولانیتر از جدولهای زمانی خیالی است که اسرائیل و نیروهای نیابتیاش میکوشند به کاخ سفید بفروشند.»
@Farsna
هدایت شده از خبرگزاری فارس
🖼 پزشکیان: به وزیر خارجه دستور دادم در صورت وجود فضای مناسب زمینهٔ مذاکره را فراهم کند.
@Farsna
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸اعتراف ترامپ به تدبیر و کارآمدی شهید سلیمانی: او ژنرال بزرگی بود
رئیسجمهور ایالات متحده: قاسم سلیمانی رهبر نظامی ایران بود. اگر او زنده بود، حملهای که ما به ایران انجام دادیم، دیگر [نتیجهاش] اینطور نمیشد. او یک ژنرال عالی بود. آنها الان چنین فرماندهای را ندارند.
#کارگزار
🆔@world_order
۱/۲
⭕️روسیه–ایران: جنگ زمینیِ خاموشی که «تله ریملند» را از هم میگسلد
✍ابراهیم ماجد
در حالی که غرب در حال اجرای نمایشهای دریایی در خلیج فارس است، زیرساختهای پسا-دلاریِ اوراسیا در حال پیریزی است.
📌 توهم ساحلی
برای دههها، تفکر استراتژیک غرب تحت سلطه پارادایم «ریملند» (حاشیه زمین) بوده است: این باور که کنترل جهانی از دریاها، تنگهها و تسلط بر سواحل سرچشمه میگیرد. قدرت دریایی ایالات متحده، ناوهای هواپیمابر، گروههای آبی-خاکی و ناوشکنهای موشکانداز، هسته مرکزی این جهانبینی بودهاند.
امروز، خلیج فارس صحنه این نمایش است. گروههای ضربت ناوهای هواپیمابر با دقت مانور میدهند؛ پهپادهای ایرانی با نزدیکیِ برنامهریزیشده بر فراز آنها به پرواز در میآیند. تحلیلگران و رسانهها درباره پلههای تنش، خطوط قرمز و آستانههای بازدارندگی بحث میکنند.
اما این نمایش، به همان اندازه که استراتژیک است، معرفتشناختی نیز هست: به مخاطبان اطمینان میدهد که قدرت همچنان در همانجایی است که به طور تاریخی وجود داشته است. این توهم با پوشش نظامی سینمایی، ردیابی لحظهای تحرکات و تفاسیر بیپایان درباره درگیریهای دریایی تقویت میشود.
در همین حال، رویارویی تعیینکننده به درون سرزمینها منتقل شده است؛ به فضاهایی که برای نظارت غرب نامرئی، فراتر از مداخله دریایی و تا حد زیادی در برابر اجبار مالی مصون هستند.
این جنگی است که به جای موشک و هواپیما، با بولدوزر و بسترهای ریلی پیش میرود. این جنگی خاموش، فزاینده و ساختاری است.
📌 حکم خاموشِ گیلان
در استان گیلان ایران، حکمی ژئوپلیتیک به آرامی صادر شده است: ۱۱۰ کیلومتر از کریدور ریلی رشت–آستارا مرحله تملک اراضی را به پایان رسانده است.
برنامهریزان غربی تصور میکردند که این پروژه تحت دو «وتوی ناگفته» برای همیشه متوقف خواهد شد:
۱. وتوی جغرافیا: شمال ایران سرزمینی معمولی نیست. جنگلهای انبوه، تالابها، مردابها و کوههای ناهموار، ساختوساز را کند، گران و پیچیده میکند. به لحاظ تاریخی، چنین جغرافیایی ترمزی طبیعی برای پروژههای زیرساختی قارهای بوده است.
۲. وتوی مالی: انتظار میرفت تحریمها، محدودیتهای بانکی و کنترل ارز، پیشرفت کار را خفه کنند. قرار بود این کریدور در سکوت تحت فشارهای مالی شکست بخورد.
هر دو فرض اکنون باطل شدهاند. هزینه بیش از ۱۱۰۰ میلیارد تومان زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی، «سود-محور» نیست، بلکه «حاکمیت-محور» است. این اقدام، ارز را به «عمق استراتژیک» تبدیل کرده و تحریمها را بیاثر میکند. این نشاندهنده یک اصل گستردهتر است: در معماری نوظهور اوراسیا، اجبار اقتصادی دیگر نمیتواند انتخابهای استراتژیک را دیکته کند.
📌 کیلومتر ۱۱۰: نقطه بازگشتناپذیر
این چیزی فراتر از یک نقطه عطف ریلی است؛ این لحظه ترک خوردنِ «تله ریملند» است. کریدوری که پیشتر تصور میشد برای مدت نامعلومی متوقف شده، اکنون از نقطه بازگشتناپذیر عبور کرده است.
حلقه گمشده میان ایران و آذربایجان و به تبع آن روسیه، به صورت فیزیکی محقق شده است. به زودی کالاها از سنپترزبورگ به اقیانوس هند، تنگههای تحت کنترل غرب، گلوگاههای ناتو و سیستمهای مالیِ تحت حاکمیت دلار را دور خواهند زد.
هر کیلومتر اضافی که تکمیل میشود، نه یک اقدام لجستیکی، بلکه یک اقدام ژئوپلیتیک است. این کار مسیر تجارت را تغییر میدهد، اهرمهای فشار غرب را فرسوده میکند و به جهان نشان میدهد که تحریمها «موقتی» هستند، نه «تعیینکننده».
https://x.com/i/status/2019078502603952348
https://x.com/i/status/2019081054066299012
۲/۲
📌 از کنترل دریایی تا مصونیت زمینی
تسلط دریایی به گلوگاهها و شریانهای مالی متکی است. راهآهن تحت مجموعه متفاوتی از قوانین عمل میکند:
* قطاری که در قلمرو حاکمیتی اوراسیا حرکت میکند، توسط ناوشکن قابل رهگیری نیست.
* محموله آن توسط نیروهای دریایی قابل توقیف نیست.
* تراکنشهای آن توسط بانکهای غربی قابل مسدود شدن نیست.
روسیه و ایران به دنبال شکست دادن نیروی دریایی آمریکا نبودهاند؛ آنها ابزارهای استراتژیک آن را برای جابجایی کالاهای اساسی «بیاثر» کردهاند. آنها بدون شلیک حتی یک گلوله به مزیتی نامتقارن دست یافتهاند و نشان دادند که زیرساخت (هرچند کند و دشوار) میتواند قدرت نظامی سنتی را خنثی کند.
📌 زیرساخت پسا-دلاری به مثابه استراتژی
راهآهن رشت–آستارا تجسم فیزیکی جهان پسا-دلاری است:
* قلب صنعتی روسیه را به خزر و اقیانوس هند متصل میکند.
* کاملاً خارج از گلوگاههای دریایی تحت نفوذ غرب عبور میکند.
* سیستم سوئیفت و سایر مکانیسمهای نظارت مالی را دور میزند.
به عبارت دیگر، این پروژه معماری بنیادین تجارت جهانی را تغییر میدهد. پیشبینی میشود ظرفیت ترانزیت کالا در این کریدور از ۱۰۰ میلیون تن در سال فراتر رود که از برخی بنادر خلیج فارس نیز بیشتر است. زیرساخت خود به یک سلاح تبدیل میشود: سیستمی استراتژیک و سختافزاری که برای جذب فشار، دور زدن اجبار و تضمین تداوم طراحی شده است.
📌 هیاهو؛ نمادی از تغییر پارادایم
غرش گروههای ضربت، رژههای نظامی و رهگیری پهپادها، تنها اصطکاک هستند نه قدرت واقعی. این صدای برخورد یک پارادایم منسوخ با یک هندسه جدید است.
جنگی که این قرن را تعریف میکند، خاموش، ساختاری و انباشته است. این جنگ نه با موشک یا بمب، بلکه از طریق قراردادها، نقشهبرداریهای زمینی، ریلهای فولادی و سیاستهای هماهنگ قارهای پیش میرود. غرب با یک رویارویی مستقیم روبرو نیست، بلکه به صورت ساختاری در حال «دور خوردن» است و قدرت دریاییاش به امری تشریفاتی بدل شده است.
📌 فرجام اجتنابناپذیر
تا سال ۲۰۳۰، کریدور
رشت–آستارا–باکو–روسیه با ظرفیت کامل فعالیت خواهد کرد. لجستیک نظامی و تجاری اوراسیا کاملاً مستقل از کنترل غرب عمل خواهد کرد.
«تله ریملند» به یک اثر باستانی تبدیل خواهد شد. نمایشهای خلیج فارس تنها یک پانویس تاریخی خواهد بود. معماری قارهای پسا-دلاریِ اوراسیا مصونیت استراتژیک خود را تضمین کرده و ثابت خواهد کرد که قدرت واقعی در سکوت، دور از چشم عموم و در میان فولاد، گلولای و قراردادها ساخته میشود.
درس این ماجرا صریح است: قرن بیست و یکم متعلق به کسانی نخواهد بود که قدرت را فریاد میزنند، بلکه متعلق به کسانی است که آن را در سکوت بنا میکنند.
https://x.com/i/status/2019078502603952348
https://x.com/i/status/2019081424612049243