به نظر میرسد دکتر خراتیان در رسانه دارای مأموریت است:
۱. به تصویر کشیدن پیچیدگیهای مسائل در مقابل سادهانگاری رایج در میان برخی تصمیمسازان و تصمیمگیران.
۲. اتخاذ مواضع تند و هوشمندانه بهمنظور اختلال در نظام محاسباتی دشمن؛ به بیان دیگر استفاده از سیاست خاکستری (ایجاد ابهام راهبردی بهقصد فریب دشمن).
۳. در کنار این کارکرد برونمرزی، مهمترین وجه مأموریت ایشان را میتوان در عرصهی داخلی جستوجو کرد: خراتیان به مثابه الگوی مطلوب کارشناسی برای نخبگان؛ ارائهی این تصویر که در تصمیمسازی جمهوری اسلامی، کارشناسان فهیم و باسوادی وجود دارند که فراتر از جناح و حزب، به «امر ملی» توجه دارند، سادهانگار نبوده، و به جای رویکرد براندازی و تخریب، رویکرد اصلاحگرانه و درونگفتمانی برای تصمیمگیری در مناسبات قدرت دارند.
انصافاً هم در این راستا موفق بوده؛ حضور او در برنامههای «آزاد»، «اسکرینشات» نشان از موفقیت او در امر «گفتمانسازی» دارد. حتی دکتر محمد فاضلی که سکولارمسلک است در برنامههایش از دو نفر از نیروهای «گفتمان انقلاب» دعوت کرد که یکیشان خراتیان بود. این مسئله نشان میدهد که این گفتمان، برخلاف ادعاهای رایج، نه تنها از خرد کارشناسی تهی نیست، بلکه توانسته با تولید چهرههایی کارآمد مانند خراتیان، به یک منبع الهامبخش برای طیفهای مختلف فکری تبدیل شود و در رقابت، نه تنها در میدان تصمیمسازی، حتی در گفتمانسازی و میدان رسانه حرفی برای گفتن داشته باشد.
✍تفرشی
🆔@world_order
✍اکبر گنجی
🎥 تحریف واقعیت و حقیقت توسط وزیر خارجه آمریکا👇👇
👈مارکو روبیو: «ما با روحانیون تندرو شیعه طرف هستیم، خوب؟ ما با افرادی روبرو هستیم که تصمیمات ژئوپلیتیک را بر اساس الهیات محض میگیرند. و این چیز پیچیدهای است. یعنی هیچکس تاکنون نتوانسته با ایران به یک توافق موفق برسد، اما ما تلاش خواهیم کرد».
✅فرض کنیم روحانیون ایران اینگونه عمل میکنند. خب تخصصشان الهیات است.
اما
🔹اول- در ساختار سیاسی آمریکا، بسیاری از سناتورهای برجسته نومحافظهکار (نئوکان) و حامیان سرسخت اسرائیل، مانند لیندسی گراهام، تد کروز، تام کاتن، مارکو روبیو (سناتور سابق و وزیر خارجه کنونی) و دیگران، استراتژی حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل را یک وظیفه الهیاتی قلمداد میکنند. این افراد و جریان مسیحیان صهیونیست (Christian Zionists) اغلب به آیه ۳ فصل ۱۲ کتاب پیدایش (عهد عتیق) استناد میکنند که میگوید: «هر که تو را برکت دهد، من برکت خواهم داد و هر که تو را لعنت کند، من لعنت خواهم کرد.» این باور باعث شده بسیاری از آنها بگویند: «اگر آمریکا از اسرائیل حمایت نکند، برکت الهی را از دست میدهد.»
(نمونههای مستند: مصاحبه تد کروز با تاکر کارلسون در سال ۲۰۲۵ که مستقیماً به این آیه استناد کرد و گفت «حمایت از اسرائیل وظیفه مسیحی ماست»؛ سخنرانیهای مکرر لیندسی گراهام در کنفرانس CUFI؛ اظهارات تام کاتن در سنا که اسرائیل را «سرزمین موعود الهی» نامید؛ و سخنرانیهای مارکو روبیو در حمایت از اسرائیل با ارجاع به کتاب مقدس).
به این ترتیب، بخش مهمی از استراتژی خاورمیانهای ایالات متحده (بهویژه در دورههای جمهوریخواه و تحت نفوذ نومحافظهکاران) عملاً تحت تأثیر الهیات یهودی-مسیحی صهیونیستی قرار گرفته است.
🔹دوم- در اسرائیل نیز، بنیامین نتانیاهو و بسیاری از رهبران راستگرای حاکم، اقدامات نظامی در غزه و کرانه باختری را با ارجاع مستقیم به داستانهای عهد عتیق (مانند جنگهای یوشع، نابودی عمالقه یا وعده سرزمین موعود) توجیه میکنند. این الهیات سیاسی در عمل به نسلکشی یا پاکسازی قومی منجر شده است. آنان با استناد به عهد عتیق خود را قوم برگزیده خداوند قلمداد میکنند و آپارتاید را علیه فلسطینیها اعمال کرده و میکنند.
🔹سوم- کل استراتژی سیاسی آخرالزمانی یهودیان صهیونیست و مسیحیان صهیونیست براساس عهد عتیق است.
🔹چهارم- دولت سکولار اسرائیل رسماً خودش را «دولت یهود» (Jewish State) نامیده است (قانون ملت-دولت یهود، مصوب ۲۰۱۸ توسط کنست اسرائیل).
🔹پنجم- ونس معاون ترامپ رسماً گفت که آمریکا: کشور و دولت مسیحی است. اظهار ونس در مصاحبه با تاکر کارلسون (۲۰۲۴) و چندین سخنرانی دیگرش که آمریکا را «Christian nation» نامیده و بر نقش مسیحیت در سیاست تأکید کرده است. ترامپ هم دائماً گفته و میگوید که «من خدا را به آمریکا بازگرداندم»، «آمریکای بیدین را دوباره با دین میسازم»، «کتاب مقدس باید در مدارس درس داده شود».
🔹ششم- بسیاری از رهبران سکولار اسرائیل و دولتهای غربی صدها بار گفته و میگویند که برترین فرهنگ، فرهنگ یهودی-مسیحی است و غرب باید یهودی و مسیحی باقی بماند. یعنی از دیگر فرهنگها تأثیر نپذیرد. این ادعا بارها توسط سیاستمداران آمریکایی (مانند مایک پنس، نیوت گینگریچ، تد کروز) و اسرائیلی (مانند نتانیاهو، بنگویر، اسموتریچ) تکرار شده و بخشی از گفتمان رسمی آنهاست.
🔹هفتم- آیا همه اعضای ساختار سیاسی آمریکا - از رئیسجمهور تا پایینترین سیاستمدار - وقتی به اسرائیل میروند، رسماً کلاه یهودی (کِیپا) بر سر نمیگذارند و پای دیوار ندبه دعا نمیکنند؟ اگر دعا کردن یک نوع «عبادت فردی-خصوصی» است، چرا یک دولتمرد سکولار باید آن را به رکنی از ارکان سیاست خارجی و دیپلماسی آمریکا در سفر رسمی تبدیل کند و نمایش رسانهای از طریق فیلم و عکس بدهد و از آن پروپاگاندا بسازد؟
🔺این یک بام و دوهوایی (دابل استانداردی) وزیر خارجه آمریکا جالب توجه است. الهیاتی کردن سیاست داخلی و خارجی در اسرائیل و آمریکا عالی است، اما در ایران بد است.
🔺به نظر من الهیاتی کردن سیاست داخلی و خارجی در آمریکا، اسرائیل و ایران بد است. در همه جا نادرست است. وقتی الهیات در خدمت قدرت قرار میگیرد، چه در تهران، چه در واشنگتن و چه در اورشلیم، نتیجهاش همیشه یک چیز است: سرکوب، جنگ و رنج مردم.
🔺پیشنهاد نهایی: آمریکا خودش را رهبر جهان قلمداد میکند. پس بهتر است آمریکا و نیروی نیابتیاش در خاورمیانه – اسرائیل – از سیاست داخلی و خارجیشان الهیاتزدایی کنند تا روحانیون ایران هم از آنها بیاموزند.
#مارکو_روبیو #الهیات_سیاست #دابل_استاندارد #آمریکا #اسرائیل #ایران #صهیونیسم #مسیحیان_صهیونیست #سیاست_خارجی #نئوکان #دیوار_ندبه #عهد_عتیق #تحریف_حقیقت
🆔@world_order
🔴 هم جنگ میشود و هم جنگ نمیشود؛ به این 20 دلیل!
🔸چرا احتمال حمله آمریکا به ایران پایین است؟
1. مخالفت اکثریت قاطع افکار عمومی آمریکا با جنگ
2. خارج شدن اکثریت مجلس نمایندگان و احتمالاً سنا از کنترل جمهوریخواهان
3. احتمال مواجهه ترامپ با استیضاح و مشکلات حقوقی در درون آمریکا
4. مخالفت اکثریت حامیان ترامپ (پایگاه رای ماگا) با جنگ
5. مخالفت کشورهای عربی با نفوذ در دولت ترامپ (قطر، عربستان و...) با جنگ
6. احتمال افزایش افسارگسیخته قیمت نفت
7. تضعیف شانس جیدی ونس برای پیروزی در انتخابات 2028
8. برجسته بودن "تجربه جنگ عراق" در ذهن ترامپ به عنوان یک تجربه منفی
9. پذیرش فرمت ایران برای مذاکرات 6 فوریه توسط آمریکا (پالس گریز از جنگ)
10. فرسایش توان سامانههای پدافندی و نظامی آمریکا در صورت جنگ
🔹چرا احتمال حمله آمریکا به ایران بالا است؟
1. فرصت ضعف منطقهای ایران و پنجره طلایی واشنگتن برای اقدام نظامی
2. نفوذ لابی اسرائیل و نتانیاهو در تصمیمات سیاسی ترامپ
3. حضور افراد متمایل به جنگ (روبیو، گراهام و...) در اطراف ترامپ
4. مقدمهسازی رسانهای فاکس نیوز و مجریان موثر آن برای جنگ با ایران
5. ارسال تجهیزات گسترده دفاعی و پدافندی به منطقه طی ماههای اخیر
6. حضور همزمان دو ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه
7. آسیب دیدن بازدارندگی آمریکا در صورت عدم عملی کردن تهدید نظامی علیه ایران
8. تجربه جنگ 12 روزه و امید بالای واشنگتن به محدود کردن توان ضربه دوم ایران
9. نگرانی آمریکا از اقدامات ماههای اخیر ایران در حوزه هستهای و موشکی
10. تلاش آمریکا برای بازتعریف یا مهار نقش ایران در معادلات منطقهای و جهانی
#امریکانا
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
✍اکبر گنجی 🎥 تحریف واقعیت و حقیقت توسط وزیر خارجه آمریکا👇👇 👈مارکو روبیو: «ما با روحانیون تندرو شی
این یادداشت صرفاً بهجهت بیان تأثیر الهیات بر سیاستهای آمریکا و اسرائیل ارسال شد و روح حاکم بر آن یعنی جداکردن الهیات از سیاست مورد تأیید نیست. لحاظکردن الهیات شیعی (نه ایدئولوژی) در سیاست، نشانهی خلوص و موجب نزول نصرت خدای متعال میگردد.
هدایت شده از مُحَلِّل
در حال حاضر، در فضای آشوبناک قرار داریم که ابهام، سیالیت و عدم قطعیت به بالاترین حد خود رسیده است. تحولات عمیق و پرسرعت سیاسی، امنیتی و نظامی جریان دارد. در این فضا نگارش تحلیل در فضای رسانه بسیار سخت است زیرا شتاب تحولات به قدری بالاست که احتمالا شرایط هنگام نگارش تا بعد از انتشار تفاوت زیادی دارد، خصوصا که برخی دوستان در این شرایط به دنبال "چه میشودهای قاطعانه" هستند.
@Muhallel
هدایت شده از مُحَلِّل
شب گذشته تاکید کردیم که تحولات از ساعت هم عبور کرده و دقیقهای شده است. در این فضا متاسفانه برخی افراد فراتر از تحلیل، ارکان نظام را قضاوت کردند. قبلتر، همه سناریوها و مسائل مربوط به جنگ را بررسی کردیم. باید ببینیم چه میشود!
@Muhalllel
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 رهبر معظم انقلاب: ما داغدار و عزادار خونهای ریخته شده در فتنه دیماه هستیم
💬 حضرت آیتالله خامنهای صبح امروز در دیدار مردم آذربایجان شرقی:
✏️ خونهایی بر زمین ریخته شد. ما داغداریم. من عرض میکنم ما عزاداریم به خاطر خونهایی که ریخته شد. یک عدّهای خود آن مفسدین و فتنهگران و کودتاچیها بودند، یک عدّهای آنها بودند که اجل مهلتشان نداد و به درک واصل شدند و سر و کارشان با خدا است. با آنها کاری نداریم. لکن یک عدّهای دیگر بودند که جزو آنها نبودند. سه گروه بودند، سه دسته. من کشتهها و جانباختهها را به سه دسته تقسیم میکنم:
✏️ یک دسته نیروهای مدافع امنیّت و مدافع سلامت نظام بودند، چه نیروهای انتظامی، چه نیروهای بسیجی و سپاهی و چه کسانی که در کنار اینها حرکت میکردند. شهید شدند. اینها جزو برترین شهدایند. یک دسته اینهایند.
✏️ یک دسته رهگذرها هستند؛ وقتی که فتنهگر در داخل شهر فتنه برپا میکند، فقط افرادی که مواجه با او هستند از بین نمیروند، مردم بیگناه در خیابان دارد راه میرود طرف محل کسبش و طرف خانهاش، یک عدّه هم از اینها شهید شدند. اینها هم شهیدند به خاطر اینکه در فتنهی دشمن به شهادت رسیدند. این گلوله از هر جا آمده باشد در فتنهی دشمن این اتّفاق افتاده است و اینها شهیدند. دستهی دوم هم شهیدند.
✏️ دستهی سوم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند، با فتنهگرها همراه شدند، من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند؛ آنها هم بچههای مایند، آنها هم یک عدهایشان پشیمان شدند، بعضیشان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن. در زندان هم نبودند، آزاد بودند. پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی که از اینها کشته شدند آنها را هم مسئولین شهید محسوب کردند، خوب کردند.
✏️ بنابراین دایرهی جانباختگانمان که به عنوان شهید اینها را حساب میکنیم دایرهی وسیعی است. به جز آن اصحاب فتنه و سردستهها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها بقیه چه عناصر مدافع امنیت، چه رهگذرها و چه حتی کسانی که با فتنهگرها چند قدمی حرکت کردند اینها فرزندان ما هستند؛ ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم، اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد انشاءالله. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 پاسخ رهبر معظم انقلاب به تهدیدهای رئیسجمهور آمریکا:
✏️ میگوید ارتش ما قویترین ارتش دنیا است؛ قویترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آنچنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود/ خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند آن را به قعر دریا بفرستد/تو هم نخواهی توانست جمهوری اسلامی را از بین ببری
💬 حضرت آیتالله خامنهای صبح امروز در دیدار مردم آذربایجان شرقی:
✏️ به نظرشان میرسد که رئیسجمهور آمریکا مرتّب هم میگوید که ارتش ما قویترین ارتش دنیا است. قویترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آنچنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. مدام میگویند ما ناو فرستادیم طرف ایران. خیلی خب، ناو البتّه یک دستگاه خطرناکی است، امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.
✏️ رئیس جمهور آمریکا در یکی از صحبتهای اخیرش گفته که ۴۷ سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ شکایت کرده به مردم خودش. ۴۷ سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد. این اعتراف خوبی است. بنده میگویم: تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 رهبر انقلاب: تعیین قبلی نتیجه مذاکره ابلهانه است
💬 حضرت آیتالله خامنهای صبح امروز در دیدار مردم آذربایجان شرقی:
✏️ این حرفهایی هم که رئیسجمهور آمریکا میزند؛ گاهی تهدید میکند، گاهی میگوید باید فلان کار بشود فلان کار نشود، این معنایش آن است که اینها در پی تسلّط بر ملت ایرانند. ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است. میداند که چه کار کند. امام حسین (علیهالسّلام) فرمود «مِثلی لا یُبایِعُ [مثل] یَزید»؛ کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران درواقع میگویند مثل ما، ملتی با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز بر سر کارند در آمریکا بیعت نخواهد کرد.
✏️ میگویند بیایید دربارهی انرژی هستهایِ شما با هم مذاکره کنیم و نتیجهی مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید. اگر مذاکرهای باید انجام بگیرد واقعاً، ــ جای مذاکره نیست ــ اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجهی مذاکره از قبل یک کار غلط و ابلهانهای است. خب تو میگویی بیا با هم حرف بزنیم دربارهی فلان موضوع، به توافق برسیم، چرا نتیجه را معیّن میکنی، باید حتماً به این توافق برسیم! خب این ابلهانه است. این کار ابلهانه را دارند رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیسجمهور و دیگران و دیگران انجام میدهند. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از خط رهبری
🔰 #یادداشت | آیتالله خامنهای و تغییر معادله میدان و دیپلماسی
📝 تحلیل «خط رهبری» از مواضع مهم و راهبردی رهبر انقلاب در پاسخ به تهدیدات نظامی آمریکا و دربارهی فضای مذاکرات هستهای
🔸 ساعت، درست همان لحظهای را نشان میداد که دیپلماتها در راهروهای محل مذاکره در #ژنو قدم میزدند. بیرون، دوربینها لبخندها را قاب میگرفتند اما نبردی بیصدا جریان داشت: «نبرد ارادهها». مذاکره، در ظاهر گفتوگوست اما در حقیقت صحنهای است که در آن #قدرت، پیش و بیش از کلمات سخن میگوید.
* دیپلماسی با چاشنی زور!
🔹 برای طرف آمریکایی، این صحنه ناآشنا نیست. سیاست خارجی ایالات متحده در دوره دونالد #ترامپ، بر فرمولی تکرارشونده بنا شده بود: اول تهدید و فشار و جنگ روانی، بعد گفتوگو؛ این همان "دیپلماسی مبتنی بر #زور" است؛ الگویی که میخواست بیرون از اتاق مذاکره، فشار را به اوج برساند و درون اتاق، امتیاز بگیرد و ارادهی خود را غلبه دهد. اما سیاست، هرگز یک معادله خطی نیست.
🔸 قدرت واقعی، نه در غرش جتهاست و نه در سایه ناوها؛ قدرت به معنای داشتن پشتوانهای است که طرف مقابل را وادار به #محاسبه مجدد کند. وقتی تیمی پشت میز مذاکره بنشیند و احساس کند پشت سرش خلأ است، زبانش محتاط میشود و منفعلانه نگاهش رو به عقب میلغزد. اما اگر بداند پشت آن میز، صحنهای مقتدر ایستاده، لحن تغییر میکند و قواعد بازی بازنویسی میشود. این دقیقاً همان نقطه طلایی پیوند میدان و #دیپلماسی است؛ جایی که سیاست از حالت دفاعی خارج و به موضع فعال و ابتکاری وارد میشود.
* دیپلماسی با پشتوانهی میدان
🔹 در آستانه آغاز مذاکرات ژنو، سخنی صریح در کمال قاطعیت از سوی حضرت آیتالله خامنهای مطرح شد که نه فقط یک موضع سیاسی بلکه در حکم یک "بازتعریف صحنه" و تغییردهندهی معادلات بود. رهبر انقلاب با طرح کلیدواژهی «#جنگ_منطقهای» اساسِ صحنهآرایی دشمن را بر هم زدند. اما ضربهی دوم آیتالله خامنهای به استراتژی مذاکراتی دولت ترامپ، ضربهای سنگینتر و مهلک بود. آنجا که گفتند: «مدام میگویند: ما ناو فرستادیم طرف ایران! #ناو البتّه یک دستگاه خطرناکی است امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
🔸 اینگونه بود که اقتدار و تدبیر، #میدان و دیپلماسی به هم رسیدند. اقتدار بدون عقلانیت میشود ماجراجویی و تدبیر بدون قدرت، به خواهش محترمانه فروکاسته میشود. ترکیب این دو اما دستیابی به منافع ملی را مقدور میسازد. در چنین چارچوبی، میدان و دیپلماسی نه در تقابل بلکه در همافزایی قرار میگیرند. میدان پشتوانهی چانهزنی میشود و دیپلماسی بهرهبردار #هوشمند آن. وقتی رهبر یک کشور تهدید را بیاثر میکند، هزینه روانی فشار از روی تیم مذاکرهکننده برداشته میشود. همچنین مدل "فشار حداکثری" دچار اختلال میشود؛ طرف مقابل نمیتواند با امتیازهای کمهزینه، دستاوردهای پرهزینه بگیرد. توازن جدید، فضای گفتوگو را از حالت تحمیلی و یکسویه خارج میکند.
* به سوی همافزاییِ حداکثریِ میدان و دیپلماسی
🔹 از سوی دیگر اما این رویکرد به معنای بستن بابِ #مذاکره نیست، بلکه ایجاد زمینه و شرایطی است که گفتوگو از حالت اضطرار خارج میشود و به یک انتخاب آگاهانه بدل میگردد. مذاکرهای که از موضع انتخاب انجام شود نه از موضع اجبار، امکان بیشتری برای صیانت از #منافع_ملی، حقوق هستهای و کرامت یک ملت فراهم میکند. اینجاست که "عزت ملی" از یک شعار به یک راهبرد عملی تبدیل میشود. در چنین فضایی است که آیتالله خامنهای بهصراحت از چارچوبها و خط قرمزهای منافع ملی در فضای مذاکرات هستهای صیانت میکنند: «[آمریکاییها] میگویند بیایید دربارهی #انرژی_هستهای شما با هم مذاکره کنیم و نتیجهی مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید!... تعیین نتیجهی مذاکره از قبل یک کار غلط و ابلهانهای است.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
🔸 جهان سیاست، صحنهی تلاقی ارادههاست. هر بازیگری که بتواند هم قدرت نشان دهد و هم #عقلانیت را، صحنه را بهتر میخواند. در این قاب، همافزایی میدان و دیپلماسی دیگر یک عبارت تزیینی نیست؛ راهبردی است عملیاتی برای تعریف منافع ملی و حرکات ابتکاری در دیپلماسی. این راهبرد در حقیقت برای تبدیل تهدید به #فرصت کارآمدی دارد و شاید مهمترین دستاورد این رویکرد در تغییر ذهنیت طرف مقابل باشد. اکنون توپ در زمین آمریکاییهاست؛ یا حق مشروع هستهای ملت ایران را میپذیرند و از مسیر تهدیدات نظامی برمیگردند و یا اگر به بازی جنگ ادامه دهند، خود را وارد جهنمی خواهند کرد که شعلههایش نه تنها در #غرب_آسیا بلکه در حافظه تاریخ برای همیشه برافروخته خواهد بود: «رئیسجمهور آمریکا میگوید که ارتش ما قویترین ارتش دنیا است. قویترین ارتش دنیا ممکن است آنچنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
@rahbari_plus
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
توهمِ انقلابِ نجاتبخش در ایران
(آیا انقلاب سیاسی حل کننده مشکلات کشور است؟)
در فضای سیاسی ایران، اغلب چنین القا میشود که یا باید انقلاب کرد یا اصلاح؛ گویی این دو راه کاملاً جدا و متضادند. اما تجربه تاریخی نشان میدهد هیچ تغییر پایداری صرفاً با سقوط یک حکومت یا صرفاً با اصلاحات اداری بهدست نمیآید. آنچه سرنوشت کشورها را تعیین میکند، ظرفیت اجتماعی برای اداره نظم جدید است.
انقلاب میتواند ساختار را تغییر دهد و بنبستها را بشکند، اما بدون نهادهای کارآمد، فرهنگ قانونپذیری، اعتماد اجتماعی و نیروی انسانی آماده، این تغییر پایدار نخواهد ماند به مانند آنچه ایران ما در مشروطه و انقلاب ۵۷ تجربه کرده است.از سوی دیگر، اصلاحات نیز بدون فشار اجتماعی، مطالبهگری عمومی، تحول در نگرشها و با وجود اختناق سیاسی اغلب به کندی یا بنبست میرسد.
انقلاب میتواند درها را باز کند؛
اما اگر پشت در، نهاد و فرهنگ و آموزش کافی نباشد، چیزی برای استقرار وجود نخواهد داشت.
بنابراین مسئله «انقلاب یا اصلاح» نیست، بلکه تغییر سیاسی در بالا و تحول اجتماعی در پایین باید توأمان پیش بروند. جامعهای که خود را تغییر نداده باشد، حتی پس از یک انقلاب نیز همان مشکلات را در قالبی تازه بازتولید میکند؛ و جامعهای که فقط در سطح اجتماعی تغییر کند اما ساختار سیاسی بسته بماند، با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد شد.
توهم نجاتبخشی انقلاب از اینجا ناشی میشود که گمان میکنیم مشکل صرفاً در «ساختار» است نه در «ظرفیت». در حالی که ساختار جدید نیز بر همان جامعه و همان منابع انسانی تکیه خواهد کرد.
هیچ راه نجات فوری وجود ندارد؛ نه انقلاب بهتنهایی کافی است و نه اصلاحات بهتنهایی. آینده زمانی ساخته میشود که تغییر در ساختار قدرت با رشد نهادها، آموزش، اعتماد اجتماعی و بلوغ مدنی همزمان پیش برود.
مسئله اصلی نه فقط تغییر حکومت، بلکه توان جامعه برای اداره آن پس از تغییر است.
امیرپارسا طلوعی
مطالب بیشتر:
https://t.me/amirparsatolouei1
https://eitaa.com/bijanabdolkarimi
🔰 روشنفکران ناراضی؛ کنشگران غایب؛
چگونه هم آفرینی به جنبشی برای ساخت ایران میتواند بدل شود؟
➖ علیرضا نصراصفهانی
🔻گرچه این روزها ما داغدار ریخته شدن خون هموطنان خود هستیم و نوسازی حکمرانی را یک پیش شرط ضروری برای آینده کشورمان میدانیم. اما باید گفت رفتار برخی از سلبریتیها، اینفلوئنسرها، چهرهها و روشنفکران در شبکههای اجتماعی، در برابر این حوادث نوعی از حس «تماشاگرِ منفیگرا» را در خود داشت.
🔻 این رفتارها گرچه تحت تاثیر گروه های همتراز و شبکه های فشار در شبکه های اجتماعی است. اما باید گفت این حس، از ایستادن روی سکو و تماشای بازی، بدون ورود به میدان، نشئت میگیرد. این همان ذهنیتی است که میتوان آن را «سندرم گِلام» نامید (یکی از شخصیتهای کارتون سفرهای گالیور که منفیباف بود و با هر مسئلهی که رو به رو میشد میگفت: من میدونستم): ذهنیتِ تماشاگرِ همهچیزدان؛ کسی که نقد میکند، غر میزند، سمپاشی میکند، اما هرگز مسئولیتی برای ساختن آینده بر عهده نمیگیرد.
🔻شخصیتی که پس از هر شکست، با اطمینان میگوید «من میدانستم»، اما پیش از آن نه وارد میدان شده، نه هزینهای داده و نه مسئولیتی پذیرفته است. این نوع افراد، نقد را به ابزاری برای مصونماندن از عمل تبدیل میکنند و با نوعی پیشگویی قهرمانانه، دانایی خود را از دل ناکامی دیگران اثبات میکنند. مسئله این ذهنیت فقط ناامیدی نیست؛ خطر اصلی آن، قفلکردن جامعه در وضعیت تماشاگری است.
🔻این رویه سود روانی بالایی دارد و هزینهای نمیپردازد: نه بابت اشتباه، نه بابت انفعال. نتیجه، فلجشدن اراده جمعی و تبدیل شکست به هویت است؛ جایی که جامعه بهجای کنشگران مسئول، تماشاگرانی تولید میکند که از ناامیدی ارتزاق میکنند؛ آینده را نه میسازند و نه حتی حاضرند سهمی در ساختنش بپذیرند. در چنین وضعیتی، جامعه در چرخهای گرفتار میشود که تحلیل و نقد پایان ندارد، اما حرکت به حداقل میرسد.
🔻این پدیده صرفاً ریشهای فرهنگی یا روانی ندارد، بلکه محصول یک خلأ نهادی است. نبود سازوکار رسمی برای تبدیل نقد به بدیل، فقدان مسیرهای شفاف برای مشارکت مسئولانه در کشور، و نبود تمایز نهادی میان منتقد متعهد و مخالف منفعل، به بازتولید این الگو دامن زده است.
🔻ساختن یک کشور، بیش از هر چیز یک جنبش اجتماعی است؛ نه محصول احساسات رمانتیسیستی و نه رئالیسمِ سیاه. اینجاست که ایده «جنبش همآفرینی ایران آینده» معنا پیدا میکند: حرکتی اجتماعی-نهادی برای آنکه امید، صرفاً یک حس خوب نباشد و به برنامه و سازوکار تبدیل شود. همآفرینی یعنی هیچکس فقط تماشاگر نباشد؛ شهروند، متخصص، دانشگاه، رسانه، نهاد مدنی، بخش خصوصی و دولت—هرکدام سهمی از ساختن را بپذیرند.
🔻جوهره این جنبش در یک جمله ساده خلاصه میشود: حق نقد، زمانی ارزشمند است که با سهمی از مسئولیت آینده همراه باشد. یعنی اگر نقد میکنیم، یا باید پیشنهاد اجرایی بدهیم، یا در یک کار واقعی شریک شویم، یا پای پیگیری و پاسخگویی بایستیم. نقدِ بدون تعهد، صرفاً خشم و بیاعتمادی تولید میکند.
🔻در عمل، «همآفرینی» میتواند با شکلدادن به شبکههای کنشگری تحقق می یابد: جمعهای محلی و تخصصی که مسئلههای واقعی را انتخاب میکنند—آب، مدرسه، محله، اشتغال، محیطزیست، سلامت، حکمرانی شهری—و برای هر مسئله، سه چیز را همزمان پیش میبرند: گفتوگو، تصمیم و اقدامِ قابل سنجش. نه نقد کور و غیرسازنده و نه نمایش؛ بلکه کارهای کوچک اما واقعی، قابل گزارش و روایت، تکرارپذیر. این جنبش، آینده را در چارچوب معناهایی قابل فهم صورتبندی میکند: ایرانِ مردمی، ایران بین الملل، ایرانِ نوآفرین، ایرانِ تابآور؛ استعارههایی که یادآوری میکنند هرکدام از ما—حتی در مقیاس کوچک—میتوانیم همآفرین باشیم.
🔻آینده را نه خوشبینی سادهدلانه میسازد و نه بدبینیِ بیهزینه. آینده را کسانی میسازند که حاضرند تصمیم بگیرند، هزینه بدهند، اشتباه کنند، اصلاح کنند و پاسخگو بمانند. کنشگری به معنای نقد نکردن نیست؛ به معنای بالغکردن آن است. یعنی بپذیریم هرکس حق نقد دارد، اما این حق زمانی معنا پیدا میکند که با سهمی حتی کوچک از مسئولیت آینده همراه باشد. ایران آینده، نه با غر زدن، بلکه با همآفرینانِ مسئول ساخته میشود.
🆔@world_order