هدایت شده از اسکرین شات
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 زیرساختهای فناوری در خلیج فارس؛ ستون پنهان جنگهای مدرن!
👤 اردلان الیاسینفرید؛ کارشناس آیتی و هوش مصنوعی
▪️آیتم به وقت ایران
📅 برنامه 54 |1404/12/23
🔰 برنامه #به_وقت_ایران هرشب حوالی 19:15 از شبکه خبر
🔻🔻🔻
با اسکرینشات همراه شوید
@screenshotpersian
هدایت شده از کاوش مدیا
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ روزنامهنگار و نویسنده اسپانیایی:
📍در جنگ علیه ایران اساساً همهچیز بر پایهی کارزاری از دروغ بنا شده است/آمریکا و اسرائیل دقیقاً زمانی این جنگ را به راه انداختند که چیزی نمانده بود در مذاکرات توافقی حاصل شود/در نهایت، چه پیامی به کل جهان مخابره میشود؟ این پیام که «بهتر است خودت را به سلاح هستهای مجهز کنی»؛ چون اگر از دستورات غرب پیروی نکنی، تو را نابود خواهند کرد...
#اسپانیایی
🆔 @Kavoshmedia
هدایت شده از کاوش مدیا
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ نماینده فرانسوی پارلمان اروپا:
📍ترامپ در کمال نادانی فکر میکرد کار ایران چند روزه تمام است اما حالا از فرانسه کمک میخواهد، این نشاندهنده وقاحتی وصفناپذیر و بیخبری مطلق او از بیکفایتی خودش میباشد، این یک فریاد کمکخواهی و در نتیجه، اعتراف به شکست است...
#فرانسوی
🆔 @Kavoshmedia
هدایت شده از مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلاب
🔻ترامپ مستقیما درباره ایرانیها صحبت نکرده بود
✍️حسین قتیب
دیروز خبری در برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی فارسی منتشر شد که بر اساس آن گفته میشد دونالد ترامپ «ایرانیها را به خاطر ژنتیکشان محکوم کرده» و سخنان نژادپرستانهای علیه ایرانیان گفته است. اما اگر به متن اصلی خبر و مصاحبه نگاه کنیم، تصویر کمی متفاوت است و نیاز به توضیح دقیقتری دارد.
ماجرا از یک مصاحبهٔ رادیویی با فاکسنیوز آغاز شد. ترامپ در واکنش به چند حملهٔ خشونتآمیز اخیر در آمریکا، از جمله تیراندازی در یک دانشگاه در ویرجینیا و حمله با خودرو به یک کنیسه در میشیگان، دربارهٔ عاملان این حملات صحبت کرد. او در این مصاحبه گفت که دربارهٔ برخی از این مهاجمان «چیزی درست نیست» و به «ژنتیک» اشاره کرد. همین عبارت باعث شد بسیاری از منتقدان در آمریکا بگویند این نوع زبان به سنتهای نژادگرایانه و شبهعلمی شباهت دارد؛ سنتی که در گذشته تلاش میکرد رفتارهای اجتماعی را به «ژن» یا «برتری نژادی» نسبت دهد.
واقعیت این است که چنین زبانی از نظر علمی و اخلاقی بسیار مسئلهدار است. پیوند دادن خشونت یا جنایت با ژنتیک انسانها نه مبنای علمی دارد و نه با اصول اخلاقی سازگار است. به همین دلیل هم در داخل آمریکا واکنشهای انتقادی زیادی به این سخنان مطرح شد.
با این حال، نکتهٔ مهمی که در بازتاب فارسی این خبر کمتر مورد توجه قرار گرفت این است که در متن مصاحبه، ترامپ مستقیماً دربارهٔ «ایرانیها» صحبت نکرده بود. او دربارهٔ «مهاجمان» یا عاملان حملات اخیر حرف میزد و بحث را به سیاست مهاجرت و امنیت داخلی آمریکا پیوند میداد. بنابراین تبدیل این خبر به این ادعا که «ترامپ ایرانیان را به خاطر ژنتیکشان محکوم کرده» از نظر دقت خبری قابل دفاع نیست.
در فضای سیاسی و رسانهای امروز، بهویژه در شرایطی که تنشها و جنگهای اطلاعاتی بسیار شدید شدهاند، حفظ دقت و انصاف اهمیت زیادی دارد. میتوان همزمان دو نکته را با هم گفت:
اول اینکه استفاده از زبان «ژنتیک» برای توضیح رفتار انسانی، زبانی خطرناک و نزدیک به ادبیات نژادگرایانه است و باید نقد شود.
اما در عین حال، از نظر اخلاق حرفهای نیز درست نیست سخنی را که کسی نگفته به او نسبت دهیم یا یک اظهار نظر را به یک ملت خاص تعمیم دهیم.
حتی در شرایطی که اختلافات سیاسی عمیق یا فضای تبلیغاتی سنگین وجود دارد، پایبندی به دقت، انصاف و صداقت در روایت واقعیتها اهمیت دارد. اگر ما خودمان به این اصول وفادار نباشیم، تفاوتی میان نقد صادقانه و همان ماشینهای تبلیغاتی که سخن حق را تحریف میکنند باقی نخواهد ماند.
#نبرد_با_آمریکا
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید👇
✅️ @mesle_Beheshti
⭕️تنگه هرمز و انرژی در هفته سوم جنگ
✍️ عبداله باباخانی
کلید ماجرا فقط این نیست که «چند کشتی از تنگه هرمز عبور خواهند کرد». آنچه اهمیت دارد چند متغیر مهمتر است:
نخست، اینکه آیا عبورهای موردی از تنگه هرمز به یک الگوی پایدار تبدیل میشود یا نه؛ مانند عبور روزانه حدود ۳ میلیون بشکه نفت مقصد چین و حدود ۱ میلیون بشکه برای هند، بهعلاوه تردد برخی کشتیهای کوچک با سیگنال خاموش و همچنین صادرات حدود یک میلیون بشکهای ایران.
دوم، اینکه آیا مسیرهای جایگزین شامل فجیره، ینبع و جیهان بدون حملات جدید میتوانند فشار بازار را جذب کنند یا نه. مجموع ظرفیت عملی این مسیرها در حال حاضر میتواند حدود ۷ تا ۸ میلیون بشکه در روز از صادرات منطقه را پوشش دهد.
سوم، اینکه آیا ائتلاف دریایی مورد اشاره آمریکا از سطح اعلام سیاسی فراتر رفته و به اسکورت عملی نفتکشها در منطقه منجر خواهد شد یا خیر.
چهارم، اینکه آیا نرخهای بیمه جنگ و کرایه حمل آنقدر افزایش مییابد که حتی در صورت باز بودن نسبی مسیر، بخشی از تجارت نفت عملاً غیراقتصادی شود.
دادههای موجود نشان میدهد بازار فعلاً خود را برای اختلالی چند هفتهای آماده کرده است، نه حل سریع بحران.
در هفته پیش رو احتمال گسترش دامنه جنگ وجود دارد، اما نه لزوماً در خود تنگه هرمز.
تحلیل بالا برای شرایطی بغیر از اتفاقات ویژه جنگی نوشته شده است.
#نفت
#نبرد_با_آمریکا
هدایت شده از Researcher
#فوری
#گمشده
فردی با نام محمدجواد ظریف با ظاهری خندان و ادعایی پوشالی دو هفته است گمشده.
فرد یاد شده با اسم مستعار سررررررررباز نظام 🤦♂ با ادعای اینکه آمریکا بیاد با یک دکمه تمام سیستم امنیتی نظامی ما رو از کار میندازه و یا اینکه : یاد شده می توانست با یک توییت، سایه جنگ را از کشور دور کند.
به مردم معرفی شد
وسط جنگ از این سرباز نظام خبری نیست ، از یابنده تقاضا میشود اطلاعات ایشان را به سران کشورهای متخاصم بدهد.
هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
📌 غروب هابرماس؛
وقتی «عقلانیت ارتباطی» در خدمت توجیه جنایت درآمد
🔸 یورگن #هابرماس فیلسوف شهیر آلمانی، در ۹۶ سالگی درگذشت. مرگ او، بیش از آنکه فقدان یک متفکر باشد، اعلام ورشکستگی اخلاقی جریانی است که دههها از «گفتگو»، «اخلاق گفتمان» و «زیستجهان» و دفاع از عقلانیت عمومی سخن میگفت، اما در آزمون نهایی تاریخ، در برابر خونبارترین نسلکشی قرن، سکوت نکرد؛ بلکه به نفع ظالم قلم زد.
🔹او با توجیهِ جنایات صهیونیسم تحت لوای «دفاع مشروع»، نشان داد که زیستجهانِ فلسفیاش تنها برای شهروندانِ بورژوای اروپایی مرزبندی شده است. این لغزشِ تاریخی، پردهبرداری از «ابتذال اندیشه» بود؛ جایی که فیلسوف، حقیقت عریان نسلکشی را فدای ترومای ملی آلمانی و مصلحتهای سیاسی غرب کرد تا ثابت کند که حتی بلندترین برجهای عاج فلسفی نیز در برابر وسوسهی قدرت، لرزان و بیبنیادند.
💢تراژدیِ هابرماس در این است که او به جای ایستادن در سمتِ درستِ تاریخ، به «همدست تئوریک خون» بدل شد. هابرماس در پایان عمر، عملاً به ضدِ خودش تبدیل شد. او که میخواست آلمان را از شرِ فاشیسم نجات دهد، با حمایت از آپارتاید صهیونیستی، به نوعی «فاشیسم لیبرال» تن داد.
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از حکمت ملاصالحی
🔴 *یکی از عمیقترین و پربحثترین واکنشهای چند ساعت اخیر (شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴)،*
متعلق به «یووال نوآ هراری» (Yuval Noah Harari)، مورخ و نویسنده کتابهای پرفروش «انسان خردمند» و «۲۱ درس برای قرن ۲۱»، است. این توییت با بیش از ۸۵ میلیون بازدید، از زاویه «تکامل تمدن و بقای هویت» به جایگاه ایران پرداخته است.
متن توییت:
> "History is littered with the corpses of empires that mistook military might for civilizational superiority. Iran is not a 'nation-state' in the modern sense; it is a 'civilization-state' that has outlived every empire that tried to bury it. You cannot 'reset' a culture that is woven into the very fabric of human cognition. To destroy Iran is to lobotomize the collective memory of our species. Power is fleeting, but a 3,000-year-old story is invincible."
🔶 ترجمه فارسی:
> «تاریخ انباشته از جنازهی امپراتوریهایی است که قدرت نظامی را با برتریِ تمدنی اشتباه گرفتند. ایران یک "کشور-ملت" به معنای مدرن کلمه نیست؛ بلکه یک "کشور-تمدن" است که از تمام امپراتوریهایی که سعی در دفن کردنش داشتند، بیشتر عمر کرده است. شما نمیتوانید فرهنگی را که در تار و پودِ شناختِ بشری بافته شده، "بازنشانی" (Reset) کنید. نابود کردن ایران، مانند "لوبوتومی" (جراحی تخریب مغز) کردنِ حافظه جمعیِ گونهی انسان است. قدرت، زودگذر است؛ اما یک داستانِ ۳۰۰۰ ساله، شکستناپذیر است.»
🔶 چرا این توییت در صدر بازدیدها قرار گرفت؟
۱. تحلیلِ ساختاری: هراری با استفاده از واژه «Civilization-state» (کشور-تمدن)، به مخاطبان جهانی فهماند که ایران با کشورهای نوظهور تفاوت دارد و ریشههایش در اعماق تاریخ است، نه در قراردادهای سیاسی معاصر.
۲. تصویر ضمیمه: او تصویری از «منشور حقوق بشر کوروش» را در کنار «یک میکروچیپ مدرن» قرار داده است. زیر آن نوشته شده: *"نرمافزارِ اخلاق و حقوق بشر، قرنها پیش در این خاک نوشته شد. سیستم را خراب نکنید."*
🔶 واکنشهای برجسته در کامنتها:
- یک استاد دانشگاه از توکیو نوشت: *"هراری درست میگوید. ایران مانند 'دیانای' تمدن است. اگر آن را تغییر دهید، کلِ ارگانیسمِ تمدنِ بشری آسیب میبیند. ما مدیونِ ثباتِ فرهنگی ایران هستیم."*
- یک کاربر از مصر کامنت گذاشت: *"ما در مصر اهرام را داریم که نماد سنگ هستند، اما ایران 'معانی' را دارد که نمادِ روح هستند. سنگ میشکند، اما معنا نه."*
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
🔰*تابآوری جامعه ایرانی صلح و توسعه میآورد
* روایت خودآگاهی تاریخی ایرانیان در جنگ ۹ اسفند در گفتوگو با *دکتر بیژن عبدالکریمی*
◽️«ایران» فی نفسه برای منافع استعماری آمریکا و غرب در منطقه خطرناک بوده و هست. «ایده انقلاب ایران» یعنی برهم زدن نظام بردگی و سلطه جهانی هم برای غرب بسیار خطرناک است.
◽️گفتمان انقلاب یک خطا داشت؛ اینکه بخش غربگرای جامعه را نادیده گرفت و با آنها گفتوگو نکرد. اساساً زبانی برای این گفتوگو نداشت. رسانهای هم نداشت که بتواند این بخش را با گفتمان انقلاب همراه کند.
◽️ما باید ایرانزمین را حفظ کنیم. ممکن است با حاکمیت، دولت و انقلاب مشکلات زیادی داشته باشیم اما هیچ فرزندی مادر خود را به دست بیگانگان نمیسپارد تا از پدر خود انتقام بگیرد.
◽️تابآوری جامعه ایرانی میتواند صلح را به کشور ما برگرداند و به تبع همین صلح است که میتوانیم به سمت توسعه اقتصادی و سیاسی گام برداریم.
◽️ما جنگ میکنیم تا به شرایط صلح پایدار برسیم؛ زمان به نفع ایران است. اما نه ضعف مطلق هستیم و نه قدرت مطلق. هردو این دیدگاهها خطرناک است.
◽️در عصر پساسیاست، ترامپ لاف زیاد زده و دروغ زیاد میگوید. این نشان میدهد که مستأصل شده و نشانهای از شکست آمریکاست. کشور ما کاری کرده که اینگونه حرف زدن بیشتر به حرف احمقها شبیه است تا یک سیاستمدار واقعی.
◽️تا همین جای میدان هم ما پیروز صحنه هستیم. اسطوره شکستناپذیری آمریکا و اسرائیل فرو ریخت. اما این بدان معنا نیست که به آتشبس زودرس روی بیاوریم.
🌐 [متن کامل این گفتوگو را در تارنمای کانون اندیشه جوان مطالعه کنید.](https://canoon.ir/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d9%85%db%8c/)
#کاج
#جنگ
#ایران
#اسرائیل
#آمریکا
#جنگ_رمضان
#رهبر_شهید
#تحلیل_سیاسی
📌 @canoon_ir
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
تابآوری جامعه ایرانی صلح و توسعه میآورد
روایت خودآگاهی تاریخی ایرانیان در جنگ ۹ اسفند در گفتوگو با دکتر بیژن عبدالکریمی
تابآوری جامعه ایرانی صلح و توسعه میآورد
Picture of کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان
24 اسفند 1404
بدون دیدگاه
«ایران» فی نفسه برای منافع استعماری آمریکا و غرب در منطقه خطرناک بوده و هست. «ایده انقلاب ایران» یعنی برهم زدن نظام بردگی و سلطه جهانی هم برای غرب بسیار خطرناک است.
گفتمان انقلاب یک خطا داشت؛ اینکه بخش غربگرای جامعه را نادیده گرفت و با آنها گفتوگو نکرد. اساساً زبانی برای این گفتوگو نداشت. رسانهای هم نداشت که بتواند این بخش را با گفتمان انقلاب همراه کند.
ما باید ایرانزمین را حفظ کنیم. ممکن است با حاکمیت، دولت و انقلاب مشکلات زیادی داشته باشیم اما هیچ فرزندی مادر خود را به دست بیگانگان نمیسپارد تا از پدر خود انتقام بگیرد.
تابآوری جامعه ایرانی میتواند صلح را به کشور ما برگرداند و به تبع همین صلح است که میتوانیم به سمت توسعه اقتصادی و سیاسی گام برداریم.
ما جنگ میکنیم تا به شرایط صلح پایدار برسیم؛ زمان به نفع ایران است. اما نه ضعف مطلق هستیم و نه قدرت مطلق. هردو این دیدگاهها خطرناک است.
در عصر پساسیاست، ترامپ لاف زیاد زده و دروغ زیاد میگوید. این نشان میدهد که مستأصل شده و نشانهای از شکست آمریکاست. کشور ما کاری کرده که اینگونه حرف زدن بیشتر به حرف احمقها شبیه است تا یک سیاستمدار واقعی.
تا همین جای میدان هم ما پیروز صحنه هستیم. اسطوره شکستناپذیری آمریکا و اسرائیل فرو ریخت. اما این بدان معنا نیست که به آتشبس زودرس روی بیاوریم.
اشاره: جنگ با که، برای چه و تا کجا؟ اینها سه پرسش اساسی هستند که این روزها در میان افکار عمومی ایرانیان موج میزنند. جامعه پرسشگر بوده و میخواهد بداند که چرا این جنگ به ما تحمیل شد؟ تا کجا بایستی جنگید و هدف ما در این جنگ چیست؟ از تلفیق پاسخ به این سهگانه است که میتوان به روایتی از دومین نبرد میان کشورمان ایران با آمریکا رسید. امروزه که ذهنهای ما پیش و بیش از آنکه تحت بمباران هواپیماهای دشمن قرار داشته باشد، تحت بمباران رسانههای بیگانه قرار دارد، لازم است تا نخبگان متعهد به وطن، روایت بومی این جنگ را به دست دهند. از همین رو به گفتوگو با دکتر بیژن عبدالکریمی فیلسوف و کنشگر سیاسی این روزها پرداختهایم تا روایت او از این جنگ را بشنویم.
***
علت و ریشه بروز این جنگ چیست؟ آیا دلیل مسئله آنگونه که روایت میشود جاهطلبیهای نظام اسلامی در خصوص مسائل هستهای، موشکی و منطقهای است؟ یا مسئله سلب تمام مولفههای قدرت و استقلال از این کشور است؟
همانطور که بارها گفتهام، مسئله نه رهبری بود و نه حتی جمهوری اسلامی. «ایران» فی نفسه برای منافع استعماری آمریکا و غرب در منطقه خطرناک بوده و هست. ایران با وسعت عظیم خود، از تشکیل نقشه خاورمیانه جدید ممانعت میکند؛ لذا ایران نیز باید نظیر سومالی، یمن، سوریه، عراق و … تکهتکه شود. اینکه میگویند این جنگ به خاطر جاهطلبی نظام اسلامی، صدور انقلاب، تشکیل حلقه شیعی برای بسط ولایت فقیه راه افتاده، همه اینها روایتهای موساد، اسرائیل و سازمان سیا است. ما هیچ وقت تخاصمجو نبودهایم. موضع ما همیشه دفاعی بوده اما آنها میخواستند نقشههای استعماری خود را پیاده کنند. جنگ ما امروز صرفاً با اسرائیل و آمریکا نیست، ما کل نقشه آنها در منطقه را بههم ریختهایم. نکته دیگر آنکه خود «ایده انقلاب ایران» یعنی برهم زدن نظام بردگی و سلطه جهانی، برای غرب بسیار خطرناک است. این ایده سلطه غرب و هژمونی غرب را به چالش گرفته و همین چالش است که برای کل غرب خطرناک جلوه میکند.
روایت بومی ما از این جنگ چیست؟ آیا ما روایت منسجم و واحدی داریم، یا باید داشته باشیم؟ یا لازم است خردهروایتهای متعددی را بازتولید کنیم؟ چه تعداد از جامعه درگیر روایت ما از جنگ میشوند یا هستند؟ به باور شما برای درگیر ساختن جامعه با روایتمان چه باید کرد؟
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
متأسفانه ما به لحاظ تاریخی با معضل «جامعه دوقطبی» مواجه هستیم. یعنی ما یک جامعه دو قطبی بودهایم و این مسئله خود را بعد از انقلاب آشکارتر کرده و رسانههای وابسته به کانونهای قدرت به آن دامن زدهاند. این رسانهها دائماً روی گسستها حرکت میکنند و این گسستها در جامعه ما وجود دارد. در هریک از این دو قطب روایت جنگ با روایت قطب مقابل کاملاً متعارض است. گفتمان انقلاب یک خطا داشت؛ اینکه بخش غربگرای جامعه را نادیده گرفت و بر نیروهای خود که فعال بوده و البته حقیقتاً هم اصیلترین نیروهای تاریخی ما هستند، حساب میکرد؛ اما بخشی از جامعه را که بیشتر در عالم غرب بود و جهان را به منزله منبعی برای مصرف از محصولات تکنولوژیک میفهمید نادیده گرفت، با آنها گفتوگو نکرد و یا اساساً زبانی برای این گفتوگو نداشت. رسانهای هم وجود نداشت که بتواند این بخش را با گفتمان انقلاب همراه کند. رسانههایی نظیر رسانههای اصلاحطلب، روشنفکرها و دانشگاهیها به این شکافها دامن زدند. به همین دلیل ما هم با گفتمان انقلاب و هم با مسئولان در حوزه فرهنگ، رسانه، أمر اجتماعی، دانشگاهها، گزینش و حراست باید یک بازنگری اساسی داشته باشیم تا این شکاف را پر کنیم. همچنین روشنفکرها، اصلاحطلبها، نیروهای منتقد و اپوزیسیون لازم است یک بازنگری در گفتمان خود داشته باشند تا این شکاف را که پاشنه آشیل کشور ما بوده و بسیار برای ما هزینه ایجاد کرده و حتی یکی از مولفههای موثر در جنگ و حمله بیگانگان است را کاهش دهند. یکی از مواردی که دشمن روی آن حساب باز کرده، وجود همین شکاف است. این شکاف امنیت ملی ما را به خطر انداخته است. حوادث خشونت بار ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ نشان داد ما از این ناحیه چقدر آسیبپذیر هستیم. لذا برای اینکه بتوانیم به روایت واحدی از جنگ و مقاومت برسیم، در عرصه فرهنگی، دانشگاه و رسانه بایستی کارهای بسیار بزرگی انجام دهیم. اما متأسفانه هم در میان پوزیسیون و اپوزیسیون، هم در حاکمیت و گفتمان انقلاب و روحانیت و از این سو در دانشگاهیان، روشنفکران و… یک نوع «لَختی گفتمانی» وجود دارد. اما بعد از جنگ دوازده روزه، پس از حوادث دی ماه و حالا بعد از جنگ نهم اسفند، همه ما در هر قطبی و یا قشری از این جامعه هستیم، اعم از موافق یا مخالف، لازم است به خاطر منافع ملی، گفتمان خود را مورد بازنگری قرار داده و با شیوههای جدیدی وارد صحنه حیات سیاسی اجتماعی شویم.
سخن شما با کسانی که روایت خود را از رسانههایی نظیر ایران اینترنشنال، صدای آمریکا و … دریافت میکنند چیست؟
این بخش از جامعه متأسفانه فاقد «خودآگاهی ملی و تاریخی» است. البته خود ما، حاکمیت و گفتمان انقلاب هم کوتاهیهایی داشتهایم که آنها را به سمت رسانههای بیگانه سوق دادهایم؛ این را نمیشود نادیده گرفت. اما پیام من آن است که ما باید ایرانزمین را حفظ کنیم. ممکن است با حاکمیت، دولت و انقلاب مشکلات زیادی داشته باشیم اما هیچ فرزندی مادر خود را به دست بیگانگان نمیسپارد تا از پدر خود انتقام بگیرد. رسانههایی مانند اینترنشنال حقیقتاً رسانه نیستند، اتاق جنگ علیه منافع ما هستند. همین عده از افراد که به شرایط انتقاد دارند و با آنها همصدا میشوند، خود بخشی از بحران جامعه ما شدهاند؛ چون اجازه نمیدهد جامعه ما به اصلاحات جهت تحقق مطالبات همین افراد منتقد نزدیک شود. حاکمیت ناچار است اینها را به عنوان ستون پنجم دشمن ببیند. اما اگر همه اطراف در کشور، خطرات امنیتی و ژئوپلوتیک را به رسمیت بشناسند، ما میتوانیم خیلی سریعتر در جهت نیل به مطالبات برحق بخش بزرگی از مردم که پس از انقلاب تحقق پیدا نکرده است، گام برداریم.
حسب مصاحبههایی که برخی مسئولین غربی صورت دادند، بروز اغتشاشات اخیر و شکاف در جامعه ایرانی، در تسریع جنگ اثرگذار بود. آیا نمیتوان اتحاد جامعه ایرانی را در پایانبخشی به این جنگ موثر دانست؟ محور تألیف قلوب و انسجامبخش جامعه ایرانی امروزه چه میتواند باشد؟ آیا ترس از سوریهای شدن میتواند منجر به انسجام جامعه شود؟ تابآوری جامعه ایرانی را چگونه میتوان فهمید؟ برای ارتقای آن چه برنامههایی را میتوان اندیشید؟
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
همانطور که خود شما به درستی اشاره کردید، پارهای از افراد ناآگاه تصور میکردند اگر دائماً شکاف را بیشتر کرده و پای افراد ناآگاه به این کشور باز شود، زودتر به مطالبات خود میرسند و خود همین أمر یکی از عوامل گسترش جنگ در منطقه ما و سبب حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شد. در واقع از قضی سرکه انگبین صفرا فزود. اپوزیسیون ما از جنگ میترسید و خواهان صلح، توسعه و بسط توسعه سیاسی بود، اما با مواضع خود زمینههای جنگ را فراهم کرد. اگر شکاف اجتماعی ما نبود شاید دشمنان ما جرئت نمیکردند به این کشور حمله کنند. حالا که دشمنان بر تفرقه و شکاف اجتماعی ما به عنوان یک عامل حمله تکیه کردهاند، خود انسجام ملی ما میتواند عاملی برای زودتر پایان یافتن جنگ باشد. تا زمانی که این شکاف وجود داشته باشد، دشمنان امیدوارند که در واقع شرایط سوریهسازی کشور را فراهم کنند، اما اگر انسجام ملی خودمان را نشان دهیم، بیتردید آنان عقبنشینی خواهند کرد. لذا تابآوری جامعه ایرانی میتواند صلح را به کشور ما برگرداند و به تبع همین صلح است که میتوانیم به سمت توسعه اقتصادی و سیاسی گام برداریم.
پایان این جنگ در چه نقطهای میتواند رقم بخورد؟ آیا اخراج آمریکا از منطقه أمری ممکن است؟ پایان نزدیک جنگ به معنای ناتمام ماندن پروندههای باز فعلی آیا نهایتاً به نفع جامعه ایرانی است یا به سقوط آن بیشتر کمک میکند؟
به هر حال هر جنگی به پایان میرسد و نمیتوانیم جنگ را تا ابد ادامه دهیم. ما جنگ میکنیم تا به شرایط صلح پایدار برسیم. ما در مورد پایان جنگ با دو خطر مواجه هستیم؛ یکی آنکه بترسیم و تسلیم شویم آنچنان که بعضی از غربزدهها میگویند مبنی بر آنکه نمیشود در برابر غرب یا آمریکا مقاومت کرد. البته این اسطوره دیگر شکسته شد. اما خطر دوم آن است که فکر کنیم ما اراده مطلق هستیم، توان داریم و میتوانیم در این جهان هرکاری را بکنیم. پس نه ما مفلوک و ضعف مطلق هستیم و نه آنکه ما قدرت مطلق هستیم. هردو این دیدگاهها خطرناک است. لذا ما نباید مطالباتی را بخواهیم که در عمل امکان تحقق نداشته و منجر به خار و خفیف شدن گفتمان انقلاب و مقاومت شود. اما این نکته درست است که ما به هیچ وجه نمیتوانیم به شرایط قبل از ۹ اسفند و حمله آمریکا و اسرائیل به کشورمان بازگردیم و نمیتوانیم به یک آتشبس موقت تن دهیم تا آنها دوباره تجهیز شده و کشور ما را مورد حمله قرار دهند. لذا ما خواهان یک آتشبس و صلح پایدار هستیم.
به نظر من چند نکته را میتوانیم داشته باشیم. ما میتوانیم از انپیتی بیرون بیاییم؛ بدون آنکه اعلام کنیم ما میخواهیم سلاح هستهای بسازیم تا بهانه دست غرب بدهیم. میگوییم از آنجا که گروسی خیانت کرده و برغم رعایت همه مقررات، اطلاعات ما را به اسرائیل داده و چون دو قدرت اتمی ـ از جمله اسرائیل که حتی انپیتی را امضاء نکرده و میدانیم سلاح هستهای، شیمیایی، بیولوژیک و … ـ دارد و به یک کشور عضو انپیتی حمله کردهاند و آژانس این مسئله را محکوم نکرده، از این پیمان بیرون میآییم. امارات دیگر غلط کند که بخواهد ادعای ارضی نسبت به جزایر سهگانه ایرانی داشته باشد و همچنین آمریکاییها نباید نزدیک ما پایگاه داشته باشند. مثلاً میتوانیم بگوییم آمریکاییها نباید در کردستان عراق پایگاه داشته باشند. اینها میتوانند مطالبات منطقی ما بوده و به منزله پیروزی در میدان تلقی شوند.
آیا طولانی شدن این جنگ منفعتی برای کشوری دارد؟ چرا آمریکا نمی تواند طولانی مدت بجنگد؟ موانع داخلی و بین المللی پیش روی آن چیست؟ آیا ایران ظرفیت جنگ طولانی مدت را دارد؟
من پاسخ به این سوال را به نوعی در ضمن سوال پنجم دادم. بالاخره هر جنگی باید تمام شود، نمی شود مردم کشته شده، زیرساختهای تخریب شده بمانند و زندگی جهنمیتر شود. ما میجنگیم برای آنکه به صلح برسیم، اما زمان به نفع ایران است. گذر زمان به نفع آمریکاییها و اسرائیلیها نیست. لذا در نیل به یک آتش بسط نباید عجله کرده و در عین حال نبایستی دچار توهم شده که این جنگ را میتوانیم بسیار بسیار طولانی ادامه دهیم. هرچند ما الان در شرایطی هستیم که میتوانیم خواهان آتشبس زودرس نباشیم.
دو سخن اخیر ترامپ که در جامعه ایرانی بازتاب داشت، یکی طرح مجدد تسلیم بدون قید و شرط و دیگر بحث اعمال نظر در خصوص رهبر بعدی بود که لازم است با آمریکا هماهنگ باشد. به باور شما مردم ایران که انقلاب ۵۷ را با انگیزه استقلال رقم زدند، امروزه زیر بار این برخوردها خواهند رفت؟